جمعه، 8 مرداد، 1389
ورود | عضویت


دفاع همچنان باقی است
از شما دعوت میشود با معرفی این سایت به دوستان خود در گسترش فرهنگ ایثار و شهادت سهیم شوید


در سال 1364،آمار مصدومان و شهيدان شيميايي بي سابقه بود . چراكه طي 37 نوبت حملات شيميايي 10273 نفر مصدوم و 36 نفر شهيد شدند .

قالب جديد را چگونه مي بينيد ؟

زيبا با دسترسي آسان به امكانات
دستيابي به منوها و امكانات سخت است
بايد بيشتر كار شود
نظري ندارم



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء 11

امام خمینی (ره)
نام تصویر: امام خمینی (ره)-14
شاخه: امام خمینی (ره)
بازدیدها: 76
نظرات: 0




جستجوي سايت
جستجو در وب

پيوستن yassin را به جمع اعضا سايت مجاهدت *_* Mojahedat.com *_* سايت و پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس تبريک مي گوييم


كلمات كليدي :
آزادگان آمريكا آمریکا آوینی ارتش اسارت اسرائیل اسلام اس 300 اطلاعات اعدام اغتشاش اغتشاشات امام امامت امام خميني امام علی امام موسی صدر امام موسی صدر،وحدت،اسلام امدادگر انرژي هسته اي انقلاب انگليس ایران باقري بالگرد باکری بسيج بسیج بسیجی بصيرت بمب بنی صدر بهجت بیانیه بیت المقدس ترور تشييع تصوير تهران تیر تی شرت ثبت نام جانباز جبهه جشنواره جمكران جنایت جنایت جنگی جنگ جهان آرا حجاب حديث حزب الله حمزه حیران خاطره خامنه ای خرداد خرمشهر خليج فارس خلیج فارس خمینی خودكفايي خونين شهر دانشگاه دسته یک دعا دفاع مقدس دوست دوكوهه دیالمه راهیان نور رجب رمضان رهبر روايت فتح ریگی زنان سردار سردشت سعيد قاسمي سلاح سپاه شاهدان فتح شعر شلمچه شناور شهادت شهدا شهيد شيميايي شیعه شیمیایی صیاد شیرازی عاشورا عبدالمالك ريگي عكس عمليات غدير غزه غوغای غبار فاو فتنه فرزندان ایرانیم فضلی فلسطین فيلم قرآن قطعنامه 598 كار مضاعف كاوه كتاب كردستان كروز لبنان لشگري لیلة الرغائب مانور متوسلیان مجاهدت محرم مرداد مسجد مسیح مصدق مقاومت منافقين مهران موزه موسيقي موسیقی موشک نرم افزار نقاشی دیواری نمایشگاه نيروي انتظامي نيروي دريايي نيروي هوايي همت همت مضاعف همپاي صاعقه هوانیروز والفجر8 وحدت وزير دفاع ولايت وهابیت پدافند پوستر پيامبر اعظم چمران کاشانی کتاب کروبی کودتا امام حسین 22 بهمن s300

اخبار
انجمنهاي گفتگو
دانلودي ها
لينکستان
نظرات اخبار
پيامهاي مدير


نواي مجاهدت



بالاترين امتياز
شهري
شهري در آسمان 1


1657 454
بازدید صفحه بازدیدکننده

وقت رفتنم علي دندان نداشت و موقع بازگشت دندانپزشكي مي‌خواند


دفاع مقدسدوشنبه، 19 مرداد، 1388 1630mojahedat

"فرزندم علي در موقع رفتنم چهار ماه و نيم سن داشت و روزي كه بازگشتم 18 ساله و دانشجوي سال اول دندانپزشكي بود. "

شهيد امير خلبان لشكري پرسابقه ترین آزاده ایرانی در مهرماه سال 86 در گفتگويي به بيان نكاتي از زندگي خود مي‌پردازد.


متن سخنان با سابقه‌ترين آزاده ايراني بدين شرح است:


يك هفته قبل از آن پرواز من در مرخصي به سر مي بردم و به تهران آمده بودم كه به پايگاه هوايي دزفول احضار شدم.


از اواسط مرداد عملا تهاجم هوايي عراقي ها آغاز شده بود و ما هم بايد آمادگي مان در دفاع را به دشمن ثابت مي كرديم . از روز شنبه كه وارد پايگاه شدم تا روز پنج شنبه كه آن اتفاق افتاد جمعا دوازده پرواز در قالب ماموريت هاي شناسايي آلرت و اسكرامبل و عمليات هاي آفندي به مواضع نيروهاي در مرز ارتش بعث عراق انجام داده بودم و در آن روز قرار بود سيزدهمين پرواز را انجام دهم.
 



به فاصله چند دقيقه بعد از گروه دو فروندي ما يك گروه و بلافاصله بعد از آن هم گروه ديگري ماموريت پروازي به نزديكي‌هاي همان منطقه داشتند. با اين حال جلسه بريفينگ ـ توجيه عملياتي ـ ما به دليل عدم آشنايي ليدر پروازي به منطقه چند دقيقه بيشتر به طول انجاميد و ما هم كه گروه يكم بوديم بعد از دو گروه ديگر پرواز را آغاز كرديم و اين يعني هوشياري دشمن و كسب آمادگي لازم براي دفاع به محض رسيدن به منطقه هدف واقع در مندلي و زرباتيه عراق ديوار آتش عراقي ها در آن لحظات صبحگاهي كه هنوز آفتاب كاملا طلوع نكرده بود به استقبالمان آمد و من كه در حال شيرجه به سمت هدف بودم مورد اصابت قرار گرفتم.


با وجود عدم كنترل هدايت هواپيما و در حالي كه آماده ذكر شهادتين شده بودم از فرصت محدودي كه داشتم استفاده كردم و در همان شرايط هم راكت ها رها و هم هواپيما را براي اصابت به هدف هدايت كردم . بعد از آن هم اهرم اجكت را كشيدم . چشم كه باز كردم عراقي ها را بالاي سرم ديدم . يك افسر عراقي با برخوردي مودبانه به من نزديك شد و با زبان عربي گفت كه قصد دارد دست هايم را ببندد. البته برخوردهاي ناشايست هم كم نبود. آرام آرام هوشياري ام را به دست آوردم و شرايطم را بررسي كردم؛ لبم پاره شده بود، دست چپم هم هنگام پرتاب شدن از هواپيما زخمي شده بود اما تلفات سنگيني به دشمن وارد كرده بودم .


عراقي اولين اسيرشان را گرفته بودند و با تيراندازي هوايي و هلهله ابراز شادي مي كردند. باز بيهوش شدم و بعد از مدتي در چادر بهداري چشم باز كردم در حالي كه يك پزشك عراقي با درجه ژنرالي مشغول مداوا و بخيه لب زخمي من است. سپس مرا به بيمارستان منتقل كردند و بعد هم مراحل بازجويي و بندهاي زندان .


در روز سيزدهم فروردين سال 53 لباس نظامي بر تن كردم و پس از موفقيت در مراحل آموزشي براي افزايش تخصص هاي پرواز با هواپيماي " اف ـ 5 " به كشور ايالات متحده اعزام شدم. بعد از آن هم به كشور بازگشتم و رخدادهاي انقلاب شكوهمند اسلامي را شاهد بودم .


اسارت در روز 27 شهريور سال 1359 هم در سن بيست و هشت سالگي ام رخ داد و به عنوان اولين خلبان ايراني گرفتار زندان رژيم بعث عراق شدم .


در مدت اسارتم در زندان هاي مخابرات ابوغريب و الرشيد زنداني بودم و در نهايت ده سال پاياني را كه بعد از زمان پذيرش قطعنامه بود مجددا به زندان مخابرات بازگشتم تا مدت طولاني زندان انفرادي بدون همدم و هموطن را در سلول شماره 65 طبقه دوم اين زندان طي كنم . در اين مدت به جز يك سال و نيم آخر ـ صليب سرخ جهاني هم اطلاعي از من نداشت. يك گروه از اسرا كه براي مدتي در مخابرات و ابوغريب با من هم سلولي بودند بعدها خبر زنده بودنم را به خانواده ام رساندند.


مهم بود بدانيم كساني كه عملا در بسته ترين محيط ممكن حضور دارند چگونه از اخبار بيرون مطلع مي شوند. امير لشكري از روند عمليات ها و پيروزي هاي رزمندگان اسلام چگونه اطلاع حاصل مي كرد
در ابوغريب موفق شديم از عراقي ها يك عدد راديو به دست آورديم و يك بار هم با نفوذ به يكي از عناصر دشمن موفق شدم راديو به دست بياورم.


بعد از آزادي ساير دوستان براي تهيه اخبار با مشكل مواجه شدم و دسترسي ام به اطلاعات محدود بود اما چون هدف دشمن زنده ماندن من بود در صورتي كه كوچك ترين تغيير در حالاتم مي ديدند سعي مي كردند دليل آن را كشف كنند و مشكلاتم را حل كنند. مثلا برايم قرآن و نهج البلاغه و مفاتيح الجنان مي آوردند آن هم در حالي كه در اردوگاه ها به تعداد زيادي از اسرا فقط يك جلد قرآن مي رسيد.


آنها قصد بهره برداري تبليغاتي از من داشتند و سعي مي كردند در موقعيت مناسب با معرفي من اعلام كنند كه ايران آغازگر جنگ بوده است. به همين دليل هم زنده نگه داشتنم از اهميت ويژه اي برخوردار بود و كوچك ترين اتفاقات زندان من بايد به اطلاع صدام مي رسيد و از او كسب تكليف مي شد. در نهايت با تسليم نشدنم به اجراي خواسته هاي آنها و سپس معرفي عراق به عنوان تجاوزگر مقدمات آزادي من فراهم شد.


اين روند در زمان برگزاري اجلاس سران كشورهاي اسلامي در سال 76 و هنگامي كه يك هيئت نمايندگي از عراق به سرپرستي طه ياسين رمضان وارد ايران شده بود و مذاكره مفصلي كه در خصوص من انجام گرفت به نتيجه رسيد.


در همان روزهاي پذيرش قطعنامه آخرين اسير ايراني را ديدم و بعد از آن به تنهايي به مدت ده سال در زندان مخابرات بودم تا اينكه يك روز از نگهباني اطلاع دادند كه ملاقاتي دارم . تعجب كردم . وقتي كه وارد اتاق ملاقات شدم شخصي با زبان فارسي با من صحبت كردـ براي اولين بار بعد از ده سال. از لهجه اش مشخص بود كه عرب زبان است و فارسي را ياد گرفته او معاون وزير امور خارجه عراق بود و به من اطلاع داد كه با توافق به دست آمده با كميسيون اسرا تا چند روز ديگر آزاد خواهم شد.


فرداي آن روز براي زيارت به كربلا و نجف و سامرا رفتيم و مجددا به زندان بازگشتيم . اين بار ديگر داخل زندان نشدم و وسائلم را كه از قبل آماده گذاشته بودم برايم آوردند و به سمت ايران و مرز خسروي به راه افتاديم . آن روز با حضور نماينده صليب سرخ و مسئولان ايراني از مرز گذشتم و وارد خاك مقدسمان شدم . صحنه پرشوري بود و استقبال با شكوهي از من به عمل آوردند. بعد از آن هم زمينه ايجاد ارتباط تلفني براي من و خانواده ام فراهم كردند و موفق شدم بعد از هجده سال با همسر و پسرم صحبت كنم .


علي در آن روزها چهار ماه و نيم بود و روزي كه بازگشتم هجده ساله و دانشجوي سال اول دندانپزشكي بود.

بدون کلیدواژه

لذت اشتراک گذاری

ارسال به بلینک لیست ارسال به خوشمزه ارسال به ديگ ارسال به فرل ارسال به ردديت ارسال به تکنوراتي ارسال به یاهو مای وب ارسال به 100 درجه کلوب ارسال به بالاترین ارسال به دنباله ارسال به مهندس ارسال به استامبل ارسال به نتوز ارسال به فرندفید ارسال به تویتر ارسال به فیس بوک ارسال به سیمپی ارسال به Windows Live اشتراک گذاری در گوگل ارسال لینک از طریق یاهو مسنجر برای دوستان ارسال به سرویسهای دیگر

اختیارات

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


Comments


    mojahedat

 
روحش شاد و يادش گرامي باد
دوشنبه، 19 مرداد، 1388

    mansour

 
khilili mushkelat wa zajr ra dar esarat kashida bashad khudawand ajr nasibash kunad AMIN YA RABUL ALAMIN wa hamchunan drod ba rawan ustad moazam wa fazil muhtaram RAHBAR IRAN WA RAHBAR JAHAN ISLAM HAZRAT AYATULLAH ROHULLAH KHOMAINI AL MUSAWI RAHMATULLAHE ALAIHE Hamid from Afghanistan
يکشنبه، 15 شهريور، 1388
[ شما در اين سايت مهمان هستيد .ورورد به سیستم / عضویت در سایت ]

نام:


آدرس اینترنتی:
//:http

پست الکترونیکی:


نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید
[ بازگشت ]