جمعه، 8 مرداد، 1389
ورود | عضویت


دفاع همچنان باقی است
از شما دعوت میشود با معرفی این سایت به دوستان خود در گسترش فرهنگ ایثار و شهادت سهیم شوید


استراتژي شوروي ، در راستاي استراتژي آمريكا مبني بر حمايت از عراق ، براي جلوگيري از پيروزي ايران و در نهايت پايان جنگ بدون برنده بود .

قالب جديد را چگونه مي بينيد ؟

زيبا با دسترسي آسان به امكانات
دستيابي به منوها و امكانات سخت است
بايد بيشتر كار شود
نظري ندارم



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء 11

شهيد عالي فكر در مناطق جنگي
نام تصویر: صفا و يكرنگي
شاخه: شهيد مسعود عالي فكر
بازدیدها: 136
نظرات: 0




جستجوي سايت
جستجو در وب

پيوستن yassin را به جمع اعضا سايت مجاهدت *_* Mojahedat.com *_* سايت و پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس تبريک مي گوييم


كلمات كليدي :
آزادگان آمريكا آمریکا آوینی ارتش اسارت اسرائیل اسلام اس 300 اطلاعات اعدام اغتشاش اغتشاشات امام امامت امام خميني امام علی امام موسی صدر امام موسی صدر،وحدت،اسلام امدادگر انرژي هسته اي انقلاب انگليس ایران باقري بالگرد باکری بسيج بسیج بسیجی بصيرت بمب بنی صدر بهجت بیانیه بیت المقدس ترور تشييع تصوير تهران تیر تی شرت ثبت نام جانباز جبهه جشنواره جمكران جنایت جنایت جنگی جنگ جهان آرا حجاب حديث حزب الله حمزه حیران خاطره خامنه ای خرداد خرمشهر خليج فارس خلیج فارس خمینی خودكفايي خونين شهر دانشگاه دسته یک دعا دفاع مقدس دوست دوكوهه دیالمه راهیان نور رجب رمضان رهبر روايت فتح ریگی زنان سردار سردشت سعيد قاسمي سلاح سپاه شاهدان فتح شعر شلمچه شناور شهادت شهدا شهيد شيميايي شیعه شیمیایی صیاد شیرازی عاشورا عبدالمالك ريگي عكس عمليات غدير غزه غوغای غبار فاو فتنه فرزندان ایرانیم فضلی فلسطین فيلم قرآن قطعنامه 598 كار مضاعف كاوه كتاب كردستان كروز لبنان لشگري لیلة الرغائب مانور متوسلیان مجاهدت محرم مرداد مسجد مسیح مصدق مقاومت منافقين مهران موزه موسيقي موسیقی موشک نرم افزار نقاشی دیواری نمایشگاه نيروي انتظامي نيروي دريايي نيروي هوايي همت همت مضاعف همپاي صاعقه هوانیروز والفجر8 وحدت وزير دفاع ولايت وهابیت پدافند پوستر پيامبر اعظم چمران کاشانی کتاب کروبی کودتا امام حسین 22 بهمن s300

اخبار
انجمنهاي گفتگو
دانلودي ها
لينکستان
نظرات اخبار
پيامهاي مدير


نواي مجاهدت



بالاترين امتياز
شهري
شهري در آسمان 1


1662 455
بازدید صفحه بازدیدکننده

مناسبت ها: بابام شده نردبون ؟


دفاع مقدسپنج شنبه، 1 آذر، 1386 1418mojahedat

اتل‌ متل‌ توتوله
چشم‌ تو چشم‌ گلوله
اگر پاهات‌ نلرزيد
نترسيدي‌ قبوله

ديدم‌ كه‌ يك‌ بسيجي
نلرزيد اصلاً پاهاش
جلو گلوله‌ وايستاد
زُل‌ زده‌ بود تو چشاش

گلوله‌ هم‌ اومد و
از دو چشم‌ مردونه
گذشت‌ و يك‌ بوسه‌ زد
بوسه‌اي‌ عاشقونه



عاشقي‌ يعني‌ اينكه
چشمهايي‌ كه‌ تا ديروز
هزار تا مشتري‌ داشت
چندش‌ مياره‌ امروز

اما غمي‌ نداره
چون‌ عاشق‌ خداشه
بجاي‌ مردم‌ خدا
مشتري‌ چشماشه

يه‌ شب‌ كنار سنگر
زير سقف‌ آسمون
مياي‌ پيش‌ رفيقت
تو اون‌ گلوله‌ بارون

با اينكه‌ زخمي‌ شده
برات‌ خالي‌ مي‌بنده
ميگه‌ من‌ كه‌ چيزيم‌ نيست
درد ميكشه‌ مي‌خنده

چفيه‌ رو ور ميداري
زخم‌ اونو مي‌بندي
با چشماي‌ پر از اشك
تو هم‌ به‌ اون‌ مي‌خندي

انگاري‌ كه‌ ميدوني
ديگه‌ داره‌ مي‌پّره
دلت‌ ميگه‌ كه‌ گلچين
داره‌ اونو مي‌بره

زُل‌ ميزني‌ تو چشماش
با سوز و آه‌ و با شرم
بهش‌ ميگي‌ داداش‌ جون
فدات‌ بشم‌ دمت‌ گرم

ميزني‌ زير گريه
اونم‌ تو آغوشته
تو حلقه‌ دستاته
سرش‌ روي‌ دوشته

چون‌ اجل‌ معلق
يه‌ دفعه‌ يك‌ خمپاره
هزار تا بذر تركش
توي‌ تنش‌ ميكاره

يهو جلو چشماتو
شره‌ خون‌ مي‌ گيره
برادر صيغه‌ايت
توبغلت‌ ميميره

هيچ‌ مي‌دوني‌ چه‌ جوري
يواش‌ يواش‌ و كم‌كم
راوي‌ يك‌ خبرشي
يك‌ خبر پراز غم


هيچ‌ مي‌دوني‌ چه‌ جوري
يواش‌ يواش‌ و كم‌كم
راوي‌ يك‌ خبرشي
يك‌ خبر پراز غم

به‌ همسفر رفقيت
كه‌ صاحب‌ پسر شد
بري‌ بگي‌ كه‌ بچه
يتيم‌ و بي‌پدر شد

اول‌ ميگي‌ نترسين
پاهاش‌ گلوله‌ خورده
افتاده‌ بيمارستان
زخمي‌ شده‌، نمرده

زُل‌ ميزنه‌ تو چشمات
قلبتو مي‌سوزونه
يتيمي‌ بچه‌ شو
از تو چشات‌ ميخونه

درست‌ سال‌ شصت‌ و دو
لحظة‌ تحويل‌ سال
رفته‌ بوديم‌ تو سنگر
رفته‌ بوديم‌ عشق‌ و حال

تو اون‌ شلوغ‌ پلوغي
همه‌ چشارو بستم
دستهاتوي‌ دست‌ هم
دورسفره‌ نشستيم

مقلب‌ القوب‌ رو
با همديگر مي‌خونديم
زوركي‌ نقل‌ ونبات
تو كام‌ هم‌ چپونديم

همديگر و بوسيديم
قربون‌ هم‌ ميرفتيم
بعدش‌ برا همديگر
جشن‌ پتو گرفتيم

علي‌ بود و عقيلي
من‌ بودم‌ و مرتضي
سيد بود و اباالفضل
اميرحسين‌ و رضا

حالا ازاون‌ بچه‌ ها
فقط‌ مرتضي‌ مونده
همونكه‌ گازخردل
صورتشو سوزونده

آهاي‌ آهاي‌ بچه‌ ها
مگه‌ قرار نذاشتيم
هميشه‌ با هم‌ باشيم
نداشتيما، نداشتيم

بياين‌ برا مرتضي
كه‌ شيميايي‌ شده
جشن‌ پتو بگيريم
خيلي‌ هوايي‌ شده

مي‌سوزه‌ و مي‌خنده
خيلي‌ خيلي‌ آرومه
به‌ من‌ ميگه‌ داداش‌ جون
كار منم تمومه

مرتضي‌ منم‌ ببر
يا نرو، پيشم‌ بمون
ميزنه‌ تو صورتش
داد ميزنم‌ مامان‌ جون


مامان‌ مياد ودست
بابا جون‌ و ميگيره
بابام‌ با اين‌ خاطرات
روزي‌ يه‌ بار ميميره

فقط‌ خاطره‌ نيست‌ كه
قلب‌ اونو سوزونده
مصلحت‌ بعضي‌ها
پشت‌ اونو شكونده

برا بعضي‌ آدما
بنده‌هاي‌ آب‌ و نون
قبول‌ كنين‌ به‌ خدا
بابام‌ شده‌ نردبون

همونايی كه راه
 دزدی رو خوب می دونن
 ما خون داديم و اون ها
 عين زالو می مونن

 دشمنای انقلاب
 ترسوهای بی پدر
 آهای غنيمت خورا
 بپا بابا ، يواش تر

 ای كه به اين انقلاب
 چسبيدی عين كنه
 خط و نشون می كشی
 النگوهات نشكنه

 فكرنكنی علی رو
 ماها تنها می ذاريم
 مااهل كوفه نيستيم
 دخلتونو مياريم...

بدون کلیدواژه

لذت اشتراک گذاری

ارسال به بلینک لیست ارسال به خوشمزه ارسال به ديگ ارسال به فرل ارسال به ردديت ارسال به تکنوراتي ارسال به یاهو مای وب ارسال به 100 درجه کلوب ارسال به بالاترین ارسال به دنباله ارسال به مهندس ارسال به استامبل ارسال به نتوز ارسال به فرندفید ارسال به تویتر ارسال به فیس بوک ارسال به سیمپی ارسال به Windows Live اشتراک گذاری در گوگل ارسال لینک از طریق یاهو مسنجر برای دوستان ارسال به سرویسهای دیگر

اختیارات

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


Comments

[ شما در اين سايت مهمان هستيد .ورورد به سیستم / عضویت در سایت ]

نام:


آدرس اینترنتی:
//:http

پست الکترونیکی:


نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید
[ بازگشت ]