ابراهیم

در جلسه ای که برخی از فرماندهان حضور داشتند نقشه منطقه عملیاتی مرور شد یکی از فرماندهان …

🍃🌻در جلسه ای که برخی از فرماندهان حضور داشتند نقشه منطقه عملیاتی مرور شد یکی از فرماندهان طرح عملیات را شرح داد و بعد گفت: با این برنامه ریزی که کرده ام حتما پیروز می شویم. لبخندی به او زد و گفت بگو «اگر خدا بخواهد». شما تمام کارهایت را دقیق انجام بده اما یقین …

در جلسه ای که برخی از فرماندهان
حضور داشتند نقشه منطقه عملیاتی
مرور شد یکی از فرماندهان …
ادامۀ مطلب »

با عصای زیر بغل توی کوچه راه میرفت. مدام به آسمان نگاه میکرد و سرش را پایین می انداخت. …

با عصای زیر بغل توی کوچه راه میرفت. مدام به آسمان نگاه میکرد و سرش را پایین می انداخت. رفتم جلو و ازش پرسیدم: آقا ابرام چی شده!؟ اول جواب نمیداد. اما با اصرار من گفت: هر روز تا این موقع حداقل یکی از بندگان خدا به ما مراجعه میکرد و هر طور شده مشکلش …

با عصای زیر بغل توی کوچه راه میرفت.
مدام به آسمان نگاه میکرد و سرش را پایین می انداخت.
ادامۀ مطلب »