مذهبی

سنگ تو به سینه میزنم . . فقط حیدر امیرالمومنین است الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولای…

سنگ تو به سینه میزنم . . فقط حیدر امیرالمومنین است الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی ابن ابی طالب اللهم العن الجبت و الطاغوت روحی لکَ الفداء یا صاحب الزّمان(عج) . . . . . @nariman__panahi @nariman_panahi_fan @foto__negar . لطفاً رسانه باشید و انتشار دهید. لطفا فــــــــالو کنید ممنونم   منبع nariman_panahi_fan@ *بازنشر …

سنگ تو به سینه میزنم
.
.
فقط حیدر امیرالمومنین است

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولای… ادامۀ مطلب »

. . معمولا زوجین پس از ماه ها عشق و عاشقی، یک مراسم ازدواج پر زرق و برق و یک ماه عسل …

. . معمولا زوجین پس از ماه ها عشق و عاشقی، یک مراسم ازدواج پر زرق و برق و یک ماه عسل رویایی با ذهنی رویا زده وارد زندگی مشترک می شوند. خیلی ها اظهار می کنند که بعد از ماه عسل، سقف رویاها بر سرشان خراب شده!! وقتی زوجین از خانواده هایی مختلف با …

.
.

معمولا زوجین پس از ماه ها عشق و عاشقی، یک مراسم ازدواج پر زرق و برق و یک ماه عسل … ادامۀ مطلب »

. . . از قولِ منِ خسته به ارباب بگویید جز عشقِ تو عشقی به دلم جاشدنی نیست ما دو پیا…

. . . از قولِ منِ خسته به ارباب بگویید جز عشقِ تو عشقی به دلم جاشدنی نیست ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم این دو پیاله را به ملک هم نداده ایم تا وقت می کنیم حسینیه می رویم ما سالهاست شیعه گریان جاده ایم با هر سلام صبح به آقای بی کفن …

.
.
.

از قولِ منِ خسته به ارباب بگویید

جز عشقِ تو عشقی به دلم جاشدنی نیست

ما دو پیا… ادامۀ مطلب »

به نظر من همسر یک ارتشی بودن چند تا چیز نیاز داره اولیش صبوریه باید خیلی چیزارو تحمل کن…

به نظر من همسر یک ارتشی بودن چند تا چیز نیاز داره اولیش صبوریه باید خیلی چیزارو تحمل کنی و دَم نزنی دوری از خانواده غم غربت تنهایی های بعضا طولانی با بی پولی ها و نداری ها و با حرف و حدیث های مردم بسازی و سکوت کنی گاهی باید بخاطر اینکه مَردِت شرمنده …

به نظر من همسر یک ارتشی بودن
چند تا چیز نیاز داره
اولیش صبوریه باید خیلی چیزارو تحمل کن…
ادامۀ مطلب »

دلنوشته ای برای خودم بچه که بودم منظورم وقتیه که مدرسه میرفتم همیشه این حسرت توی وجودم بود…

دلنوشته ای برای خودم👇 بچه که بودم منظورم وقتیه که مدرسه میرفتم همیشه این حسرت توی وجودم بود که با پدرم صبح ها تا مدرسه قدم بزنم و از کل ماجراهای اون روز براش تعریف کنم و اونم با لبخند به حرفهام گوش بده اما همیشه پدرم قبل از اینکه من بیدار بشم رفته بود …

دلنوشته ای برای خودم
بچه که بودم منظورم وقتیه که مدرسه میرفتم همیشه این حسرت توی وجودم بود…
ادامۀ مطلب »