هادی

. هیچ وقت ندیدم که ابراهیم به دنبال لذت شخصی خودش باشد،لذت برای او تعریف دیگری داشت اگر دل…

. هیچ وقت ندیدم که ابراهیم به دنبال لذت شخصی خودش باشد،لذت برای او تعریف دیگری داشت اگر دل کسی را شاد می کرد خودش بیشتر لذت میبرد.مثل آن حدیث زیبای امام علی(ع) که فرمود:انسانهای لئیم و پست از طعام لذت می برند و انسانهای کریم از اطعام دادن به دیگران. . اگر پولی دستش …

.
هیچ وقت ندیدم که ابراهیم به دنبال لذت شخصی خودش باشد،لذت برای او تعریف دیگری داشت اگر دل…
ادامۀ مطلب »

‌. داشتم از کنار خیابان آیت الله سعیدی رد می شدم که یک ماشین لندور برایم بوق زد برگشتم دید…

‌. داشتم از کنار خیابان آیت الله سعیدی رد می شدم که یک ماشین لندور برایم بوق زد برگشتم دیدم یکی از رفقا پشت ماشین نشسته و گفت: میای ملاقات آقا ابراهیم؟ گفتم: بله و پریدم بالا؛ همین که به عقب نگاه کردم خیلی خجالت کشیدم با ادب سلام کردم علامه محمدتقی جعفری پشت سرم …

‌.
داشتم از کنار خیابان آیت الله سعیدی رد می شدم
که یک ماشین لندور برایم بوق زد برگشتم
دید…
ادامۀ مطلب »

. نگاه می‌کنم منم و یه سنگ مزار شهید . . . ‌ ….

. نگاه می‌کنم منم و یه سنگ مزار شهید 🖤❤️ . @masoud.pirayesh . . ‌ .   منبع reza.fallahzadehh@ *بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

با عصای زیر بغل توی کوچه راه میرفت. مدام به آسمان نگاه میکرد و سرش را پایین می انداخت. …

با عصای زیر بغل توی کوچه راه میرفت. مدام به آسمان نگاه میکرد و سرش را پایین می انداخت. رفتم جلو و ازش پرسیدم: آقا ابرام چی شده!؟ اول جواب نمیداد. اما با اصرار من گفت: هر روز تا این موقع حداقل یکی از بندگان خدا به ما مراجعه میکرد و هر طور شده مشکلش …

با عصای زیر بغل توی کوچه راه میرفت.
مدام به آسمان نگاه میکرد و سرش را پایین می انداخت.
ادامۀ مطلب »

. روایت مادر شهید: . یک چیزی که برایم عجیب بود این بود که ایمان خودش بود، باور داشت که شهی…

. روایت مادر شهید: . یک چیزی که برایم عجیب بود این بود که ایمان خودش بود، باور داشت که شهید می شود و در راه ایمانش هم از همه چیزهایی که علاقه داشت گذشت، محمدرضا به موتورش علاقه خاصی داشت، روزی که می رفت به من گفت که دو روز دیگر دوستم می آید …

.
روایت مادر شهید:
.
یک چیزی که برایم عجیب بود این بود که ایمان خودش بود، باور داشت که شهی…
ادامۀ مطلب »