شهید نوید صفری کیست؟
شهید نوید صفری از شهدای مدافع حرم و از نیروهای حاضر در جبهه مقاومت در سوریه بود که در ۱۶ تیر ۱۳۶۵ در تهران متولد شد. او پس از حضور در سوریه، در جریان درگیری با تروریستهای داعش در منطقه البوکمال در آبان ۱۳۹۶ به شهادت رسید. از شهید نوید صفری بهعنوان فردی مؤدب، صبور، دلسوز و علاقهمند به فعالیتهای فرهنگی، هیئت و زیارت شهدا یاد شده است. او همچنین از دوستان و همرزمان شهیدانی همچون رسول خلیلی و سعید علیزاده بود.
در این صفحه، زندگی و فعالیتهای فرهنگی شهید نوید صفری، ویژگیهای اخلاقی، خاطرات، حضور او در سوریه و روایتهای مربوط به شهادتش را مرور میکنیم.

نوید صفری، جوانی از جنس آسمان بود؛ بیادعا رفت تا ما بمانیم، تا شرافت این خاک بماند.
یادش، مثل چراغی روشن، هنوز در دلها میتابد.
شهید نوید صفری کیست؟
شهید نوید صفری، متولد سال ۱۳۶۵ در استان تهران، از شهدای مدافع حرم بود که برای انجام مأموریتی سهماهه به سوریه اعزام شد. پس از پایان مأموریت، با درخواست خود و موافقت فرماندهان، برای ادامه حضور در منطقه به دیرالزور و البوکمال اعزام شد. او در جریان نبرد با تروریستهای داعش در ۱۵ آبان ۱۳۹۶ در شهر البوکمال زخمی و به اسارت درآمد و مدتی خبری از او در دست نبود. پس از آزادی شهر البوکمال در ۵ آذر ۱۳۹۶، پیکر او شناسایی شد و مشخص شد که به شهادت رسیده است. به همین دلیل، در برخی روایتها تاریخ شهادت او ۱۵ آبان و در برخی منابع ۱۹ آبان ۱۳۹۶ ذکر شده است.
شهید نوید صفری به فعالیتهای فرهنگی، حضور در هیئت و روضههای هفتگی، زیارت شهدا و سرکشی به خانوادههای شهدا علاقه داشت. بنا بر وصیت او، پیکرش برای طواف به حرم امام رضا(ع) منتقل و سپس در جوار شهید مدافع حرم رسول خلیلی و با لباس پاسداری به خاک سپرده شد. مزار او در قطعه ۵۳، ردیف ۸۶ قرار دارد.
زندگی و فعالیتهای شهید نوید صفری
دوران کودکی و نوجوانی شهید نوید صفری
برای شناخت شخصیت شهید نوید صفری، فقط مرور روزهای حضور او در جبهه و دوران شهادتش کافی نیست؛ بخش مهمی از ویژگیهای اخلاقی او را میتوان در رابطهاش با خانواده و رفتارهایی دید که از سالهای جوانی در زندگی او شکل گرفته بود. در روایتهای مادر شهید، نوید جوانی خوشرو و شوخطبع معرفی شده که احترام زیادی برای پدر و مادرش قائل بود و در انجام کارهای آنان کوتاهی نمیکرد. مادرش از رابطه صمیمی خود با او نیز گفته است؛ رابطهای که باعث میشد حتی پس از بازگشت نوید از هیئت، ساعتها با یکدیگر صحبت کنند و این گفتوگوها گاهی تا زمان نماز شب و نماز صبح ادامه پیدا کند.
در خاطرات مادر، توجه نوید به فضای معنوی خانواده نیز دیده میشود. او زمانی که مادرش را در حال قرآن خواندن میدید، با خوشحالی او را تشویق میکرد و محبت خود را با بوسیدن سر مادر نشان میداد. در همین روایتها، نوید جوانی معرفی میشود که در جمع خانواده و اقوام حضور داشت، شوخی میکرد و در عین حال با گذشت زمان نسبت به رفتار و مسئولیتهای دینی خود حساستر شده بود. این خاطرات، تصویری از شخصیتی را نشان میدهد که ویژگیهای اخلاقی و معنوی او در ارتباط با خانواده و محیط زندگی روزمرهاش نیز نمود داشت.
جوانی و فعالیتهای فرهنگی شهید نوید صفری
در سالهای جوانی، مسجد و هیئت بخش مهمی از زندگی نوید صفری بود. محمد نجفی، از دوستان قدیمی او که از دوران کودکی با نوید در یک محله و مدرسه آشنا بود، او را از دوستان فعال مسجد و از نیروهای پای کار پایگاه بسیج شهید شیرینبیان معرفی کرده است. به گفته او، نوید در فعالیتهای فرهنگی و جمعهای بسیجی حضوری جدی داشت و برای دیگر جوانان این مجموعه نیز الگو بود.
فعالیت فرهنگی برای نوید فقط به حضور در هیئت محدود نمیشد. در خاطرات دوستانش، توجه او به مسائل و مشکلات اطرافیان نیز دیده میشود. محمد نجفی روایت کرده است که نوید در کارهای خیر پیشقدم میشد و تلاش میکرد برای جوانانی که به دنبال کار بودند، راهی برای اشتغال پیدا کند. همین رفتارها نشان میدهد که ارتباط او با مسجد و فعالیتهای فرهنگی، با توجه به زندگی و مشکلات مردم اطرافش همراه بود.
هیئت نیز جایگاه ویژهای در زندگی او داشت. یکی از دوستان نزدیکش، کمیل شاهینی، از رفتوآمد مشترکشان به هیئت و علاقه نوید به مشارکت در برگزاری مراسم یاد کرده است. به گفته او، هر زمان صحبت از برگزاری هیئت در خانهشان میشد، نوید درباره هزینههای مراسم میپرسید و میگفت میخواهد خودش نیز در آن سهیم باشد. این خاطره، تصویری از جوانی را نشان میدهد که حضورش در هیئت تنها به شرکت در مراسم محدود نبود و خود را در برگزاری و پشتیبانی از آن نیز مسئول میدانست.
در روایتهای مربوط به زندگی شهید، علاقه او به زیارت شهدا، دیدار با خانوادههای شهدا و انجام فعالیتهای فرهنگی نیز بارها آمده است. مجموعه خاطرات کتاب «شهید نوید» نیز بر روایتهای پدر، مادر، همسر و دوستان او تکیه دارد و تلاش میکند شخصیت نوید را از خلال همین خاطرات خانوادگی و دوستانه بازسازی کند.
ازدواج شهید نوید صفری و ماجرای عقد او
شهید نوید صفری در سال ۱۳۹۵ ازدواج کرد. به روایت همسرش، صیغه محرمیت آنان در سالروز میلاد امام حسن عسکری(ع)، در جوار مزار شهدا برگزار شد. این روز برای نوید و همسرش معنای ویژهای داشت؛ زیرا هر دو ارادت خاصی به شهید مدافع حرم، رسول خلیلی، داشتند و این مناسبت با سالروز تولد قمری او نیز همزمان شده بود. همسر شهید نقل کرده است که نوید حتی برای حضور شهدا در مراسم به شوخی گفته بود که آنان را دعوت کرده است.
یکی از اتفاقهای ویژه این ازدواج، قرائت خطبه عقد بهصورت تلفنی توسط حضرت آیتالله خامنهای بود. همچنین همسر شهید از لحظهای به یادماندنی در مراسم عقد روایت کرده است؛ زمانی که نوید قرآن را گشود و آیه ۲۳ سوره احزاب را دید و با آرامش و شوق به همسرش نگاه کرد.
این زندگی مشترک مدت زیادی ادامه پیدا نکرد. نوید صفری در حالی به شهادت رسید که هنوز زندگی مشترک آنان آغاز نشده بود و همسرش در حال آماده شدن برای شروع زندگی و تهیه جهیزیه بود. یک گزارش منتشرشده در سال ۱۴۰۳ نیز اشاره میکند که او در دوران عقد به شهادت رسید.
اعزام شهید نوید صفری به سوریه و حضور در جبهه مقاومت
شهید نوید صفری در سال ۱۳۹۴ وارد جبهههای سوریه شد و بهعنوان یکی از نیروهای پاسدار و مستشار نظامی در مناطق مختلف سوریه حضور پیدا کرد. محمد نجفی، از دوستان قدیمی شهید، در گفتوگویی با تسنیم از حضور نوید در جبهه سوریه از سال ۱۳۹۴ یاد کرده و او را از نیروهای فعال و پای کار معرفی کرده است.
نوید صفری در ابتدا برای انجام یک مأموریت سهماهه به سوریه اعزام شد. پس از پایان این مأموریت، با وجود امکان بازگشت، به درخواست خودش و با اجازه فرماندهان بار دیگر به منطقه دیرالزور و شهر البوکمال اعزام شد. این حضور همزمان با عملیاتهای مربوط به آزادسازی مناطق تحت کنترل داعش در شرق سوریه بود.
در جریان عملیات آزادسازی البوکمال، نوید صفری در منطقه البوکمال زخمی شد و برای مدتی خبری از او در دست نبود. منابع منتشرشده درباره زندگی او، این مقطع را یکی از آخرین مراحل حضورش در سوریه میدانند. پس از آزادسازی کامل شهر البوکمال در آذرماه ۱۳۹۶، هویت و سرنوشت او مشخص شد و پیکرش پس از انجام مراحل تفحص به کشور بازگشت.
بر اساس گزارش تسنیم، نوید صفری در ۱۸ آبان ۱۳۹۶ در منطقه صحرای المیادین در استان دیرالزور سوریه و در جریان عملیات آزادسازی البوکمال به شهادت رسید. برخی روایتهای منتشرشده درباره روزهای پایانی حضور او، جزئیات متفاوتی را نقل کردهاند؛ به همین دلیل در بیان تاریخ و جزئیات این حادثه بهتر است به اطلاعاتی تکیه شود که در منابع معتبر و مستند منتشر شده است.
وصیتنامه شهید نوید صفری
بخشی از وصیتنامه شهید نوید صفری، به درخواستهای او درباره نحوه انتقال و خاکسپاری پیکرش اختصاص دارد. او در این وصیتنامه بر طواف پیکرش در حرم امام رضا(ع)، دفن با لباس پاسداری و قرار گرفتن در جوار شهید رسول خلیلی تأکید کرده است.
بسمه تعالی
وصیت نامه پر از زحمات
مختصر عرض که برای شما زحمات زیادی دارد
سلام علیکم خدمت خوانندگان این متن
اولازهمه اینکه بنده برای جهاد حرکت کردم و اگر در حین کار خداوند منت نهاد و سطح توفیق حقیر را بالا برد و ان شاء الله از من در مورد شهادت پرسید و به اذن خودش لبیک گفتم از شما درخواست دارم اولازهمه اگر پیگیری بازگشت یعنی اگر جسمی از گناه لبریز برگشت او را به حرم اباالجواد (ع) حضرت علی بن موسیالرضا (ع) ببرید و طواف دهید طوری که پیکر ضریح را ببیند.
دوم اینکه حقیر را با لباس پاکیزه سبز پاسداری که دارم دفن کنید اگر شد بدون غسل.
سوم اینکه محل دفن و مدفن حقیر پشت سر و پهلوی شهید رسول خلیلی باشد اگر شد در باغچه کناری چسبیده به رسول. این را به مسئولین بگویید که اگر مخالفت کنند حلال نمیکنم اگر نشد پشت رسول در وسط راه که زیر پای زائران شهدا و رسول باشم طوری که مزارم با زمین همسطح باشد امیدوارم که میسر باشد.
شهید نوید صفری؛ گلی از باغ آسمان
گاهی خدا بعضیها را زودتر صدا میزند…
چون زیادی شبیه آسمان شدهاند…
و نوید، یکی از آن دلسپردگانی بود که زمین برایش تنگ شد و پر کشید به سمت نور.
نوید صفری جوانی ساده بود، بیادعا، بیحاشیه.
نه دنبال دیده شدن بود، نه تشویق…
او آمده بود برای ساختن، نه بودن.
آمده بود تا شانه شود برای درد مردم، لبخند شود برای غصه مادر، نفس شود برای غیرت این خاک.
دستهایش بوی کار میداد، دلش بوی خدا.
وقتی حرف میزد، لبخند میزد.
وقتی میخندید، دلها آرام میشدند.
اما رفتنش، تمام دلها را آتش زد…
چه آرام و بیصدا رفت؛
آنقدر بیادعا که حتی پروازش هم شبیه یک لبخند بود…
نه بغض داشت، نه شکایت.
فقط رفت… با دلی پر از عشق، با چشمی روشن به وعدههای خدا.
نوید را وقتی بدرقه کردند، دلها شکست، چشمها بارید.
اما خودش سبکبال بود…
چون میدانست راهی که میرود، پایانش آغوش خداست.
امروز، ما ماندهایم با عکسی قابشده، لبخندی در خاطره، و دلی که هنوز برایش تنگ میشود…
نوید هنوز هم هست…
در صدای اذان، در لبخند مادر شهید، در پرچمهایی که باد آنها را به احترامش میلرزاند…
نوید!
ما هنوز هم وقتی آسمان را نگاه میکنیم، دنبالت میگردیم…
تو نرفتی، تو حالا فقط بلندتر ایستادهای… در اوج…
منتخب فیلم های مرتبط با شهید نوید صفری
سفارش به قرائت زیارت عاشورا
نوید صفری در وصیت نامه اش می نویسد:
«زیارت عالی و پرفیض زیارت عاشورا را بخوانید از طرف من به ارباب ابراز ارادت کنید. آه که تمام حسرتم این است که چقدر دیر فهمیدم زیارت عاشورا چیست و حیف که فقط روزی یک مرتبه نصیبم نشد و بدانید هرکه ۴۰ روز عاشورا بخواند و ثواب آن را هدیه بفرستد، حتما تمام تلاش خود را به اذن خدا خواهم کرد تا حاجت او را بگیرم و اگر نه در آخرت برای او جبران کنم. حتی یک عاشورا هم قیامت میکند با روضه ارباب از زبان مادر و خواهرش. انشاءالله شرمنده شما نباشم.»
نذر زیارت عاشورا و هدیه به شهید نوید صفری
دل نوشته های شما در مورد شهید نوید صفری
سلام بر شهیدان
به امید خدا و به یاد شهدا
کل نذرهای ثبت شده: 80
تعداد افراد شرکتکننده: 2