در اوج خفقان ستمشاهی و غربت یاران امام، کتاب راه سوم بین سرمایه داری و کمونیسم را سالها پیش از پیروزی انقلاب نوشت و به استقبال معنویترین نهضت جهان رفت. دو روز قبل از عملیات ترور، یعنی پنجم مهرماه ۱۳۶۰، در یک تماس تلفنی، علنا تهدید به مرگ شد. با این تلفن، یاد خواب چند روز قبلش افتاد: آتشی درگرفته بود و لباس امام در شعلهها میسوخت، اما خود ایشان آسیبی ندیده بود… با تعبیری عاشقانه پس از این رویا گفته بود: با خواست خدا، من هم از شهدا خواهم بود. اما خورشید وجود امام عزیز همچنان میتابد.» قبلا امامش به او وعده داده بود که: «من با اجل طبیعی از دنیا میروم تو به فکر خودت باش» و یقین کرد که لحظه دیدار، نزدیک است… نزدیکتر از نفس!
منبع خبر
