«ماجرای عجیب یک جشن تولد»

«ماجرای عجیب یک جشن تولد»


به گزارش مجاهدت از گروه فرهنگ دفاع‌پرس، «ماجرای عجیب یک جشن تولد» زندگینامه شهید مدافع حرم مهدی ثامنی‌راد هست که بر اساس خاطرات و روایات دوستان و خانواده شهید تدوین شده هست. متن کتاب هر چند مستند هست اما «جواد کلاته عربی» حالتی داستانی به آن داده هست. 

شهید ثامنی‌راد، فرزند داود در ۲۳ بهمن ۱۳۶۱ در شهر ری متولد شد و ساکن ورامین بود. تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ادامه داد و در هفتم آذر ۱۳۸۸ ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک فرزند دختر به نام «فاطمه سلما» بود. شهید ثامنی‌راد یکی از رزمندگان فاتحین لشکر ۲۷ محمد رسول الله تهران بود. او در ۲۲ بهمن ۱۳۹۴ در سن ۳۳ سالگی در جنوب حلب در سوریه به شهادت رسید، اما پیکر مطهرش در منطقه ماند و در شمار شهدای مفقودالاثر جای گرفت. تا اینکه بعد از گذشت سه سال و اندی از شهادتش پیکر مطهر این شهید مدافع حرم در یکم تیر ۱۳۹۸ به میهن بازگشت.

«جایی برای استراحت»، «محله اشک‌ها و لبخندها»، «یک مسجد و یک محله»، «بسیجی دل و جگردار»، «پدر،عاشق‌تر از دختر»، «مصائب یک تزار»، «در یک قدمی پژاک»، «جنگ در جرف الصخر»، «مثل اسم حضرت مادر»، «سفر به سرزمین شام» و… از فصل‌های این کتاب هست.

بخشی از متن کتاب:

«شب عملیات چشمانش خیلی زیبا شده بود. در ساختمانی منتظر شروع عملیات بودیم، گفتند: «نماز بخوانید تا حرکت کنیم.» وقتی وضو گرفت پرسیدم: «چشمات خیلی قشنگ شده مهدی، چه کار کردی؟» لبخند زد و گفت: «سرمه کشیدم.» عملیاتی که قرار بود انجام دهیم سه محور داشت. محوری که مهدی در آن حضور داشت موفق شده بود، ولی، چون عملیات از قبل لو رفته بود، داعش ما را دور زده و در محاصره افتاده بودیم، کار گره خورده بود و موفقیت ما در آن محور بی ثمر شده بود. در محور کناری درگیری شدید شد، با مهدی برای کمک به آنها رفتیم. در یک ساختمان زمین‌گیر شدیم که حجم آتش زیادی تهیه کنیم تا بچه‌ها بتوانند برگردند. تک تیرانداز ملعون داعشی، بچه‌ها را از ساختمان‌های رو‌به‌رو می‌زد. مهدی عرض ساختمان را دوبار رفت و برگشت تا محل اختفای تک تیرانداز را پیدا کرد.

این مطلب را از دست ندهید :  سفارت ایران: باکو نباید تریبون پنهان‌سازی جنایات رژیم صهیونیستی باشد

آر پی جی را آماده کرد؛ بلند شد و نشانه رفت. در چشمان زیبایِ سرمه کشیده‌اش نفرت و کینۀ دشمنان اهل بیت علیهم‌السلام را می‌دیدم. دستش را روی ماشه برد تا بزند، اما غافل از اینکه آن تکفیری ملعون، مهدی را زودتر دیده و نشانه رفته هست. قبل از اینکه مهدی شلیک کند، یک گلوله بالای پیشانی‌اش خورد و پیکر تنومندش، چون سروی که تبر خورده باشد افتاد. گلوله مجال پلک زدن هم به او نداد و همان لحظه به شهادت رسید و دعای ایتام سوری که همیشه مورد عنایت مهدی بودند در حقش به اجابت رسید. خواستیم او را به عقب بیاوریم که دوباره شلیک کرد و یک تیر هم به پایش خورد. حجم آتش خیلی زیاد شد. به دلیل شرایط منطقه دستور عقب‌نشینی صادر شد و توان برگرداندن او را نداشتیم. خود را به سختی به عقب رساندیم و مهدی و تعدادی دیگر از شهدا همان‌جا ماندند و به رسم تأسی گمنامان پیوستند و دشمن تکفیری پیکر‌های آن را مبادله نکرد و تحویل نداد.»

«ماجرای عجیب یک جشن تولد»، روایت زندگی شهید مدافع حرم «مهدی ثامنی‌راد» هست که در ۳۲۶ به قلم «جواد کلاته عربی» به نگارش درآمده و توسط نشر «بیست و هفت بعثت» منتشر شده هست.

انتهای پیام/ 161

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

«ماجرای عجیب یک جشن تولد»

این مطلب مفید بود؟
>

آخرین اخبار

تبلیغات
تبلیغات
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید