اربعین

فیلم/ تمهیدات ترافیکی پلیس برای مراسم جاماندگان اربعین

فیلم/ تمهیدات ترافیکی پلیس برای مراسم جاماندگان اربعین



رئیس پلیس راهور تهران بزرگ: ممنوعیت توقف از ساعت ۲۴ امشب آغاز خواهد شد.

  • تور آنتالیا


دریافت
3 MB

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

فیلم/ تمهیدات ترافیکی پلیس برای مراسم جاماندگان اربعین

فیلم/ تمهیدات ترافیکی پلیس برای مراسم جاماندگان اربعین بیشتر بخوانید »

اعمال شب و روز اربعین

اعمال شب و روز اربعین


به گزارش مجاهدت از گروه فرهنگی دفاع‌پرس، پیاده روی اربعین ضمن آداب و نکاتی که به همراه دارد، روز اربعین نیز، دارای اعمال و آدابی هست که از زیارت قبور شهدای کربلا، زیارت اربعین آغاز و دیگر اعمال این روز هست.نشانه مومن پنج چیز هست و یکی از آنها زیارت اربعین و قبر سیدالشهدا (ع) هست.

یکی از این آداب سفر به حرم سیدالشهدا (ع) و ۷۲ شهید کربلاست که روایات بسیاری نیز درباره زیارت قبور شهدا بیان شده هست.

از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمود: نشانه هاى مؤمن پنج چیز هست:

بجاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (۱۷ رکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نافله)، زیارت اربعین (امام حسین)، انگشتر به دست راست نهادن، پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن.

زیارت امام حسین علیه السلام و زیارت اربعین از مهمترین اعمالی هست که در کتب ادعیه بر خواندن آنها در روز بیستم صفر تأکید شده هست.
در مجموع کتاب‌های مفاتیح الجنان، اقبال الاعمال و زادالمعاد آداب و اعمال زیر برای روز اربعین حسینی ذکر شده هست:

  زیارت اربعین
بیستم صفر؛ روز اربعین و به قول شیخین (شیخ مفید و شیخ طوسى) روز رجوع حرم (خانواده) امام حسین علیه السّلام از شام به مدینه، و روز ورود جابر بن عبد اللّه انصارى به کربلا براى زیارت امام حسین علیه السّلام هست، شیخ طوسى در کتاب تهذیب و مصباح از حضرت‏ حسن عسگرى علیه السّلام روایت کرده:نشانه‏‌هاى مؤمن پنج چیز هست: پنجاه‏ و یک رکعت نماز گذاردن، که مراد هفده‏ رکعت واجب، و سى ‏و چهار رکعت نافله [مستحب]در هر شب و روز هست و زیارت اربعین، و انگشتر به دست راست‏ نمودن، و پیشانى را در سجده بر خاک نهادن، و بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» کیفیت زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام در روز اربعین به دو صورت رسیده:اول: زیارتى هست که شیخ در دو کتاب‏ تهذیب و مصباح از صفوان جمّال روایت کرده، که صفوان گفت: مولایم امام صادق علیه السّلام درباره زیارت‏ اربعین به من گفت:هنگامى‏‌که قسمت قابل توجهى از روز برآمده، بخوان:
 
السَّلامُ عَلَى وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ السَّلامُ عَلَى أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ وَ ابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَ ابْنُ صَفِیِّکَ الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَیِّدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِدا مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِی هَوَاهُ وَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیَّکَ.
 
سلام بر ولىّ خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده‏ برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌‏اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری‌ها و کشته اشکها، خدایا من گواهى مى‌‏دهم که حسین ولىّ تو و فرزند ولىّ تو، و فرزند برگزیده توست‏ حسینى که به کرامتت رسیده، او را به شهادت گرامى داشتى، و به خوشبختى اختصاصش دادى، و به پاکى ولادت‏ برگزیدى، و او را آقایى از آقایان، و پیشروى از پیشرویان، و مدافعى از مدافعان حق قرار دادى، و میراثهاى پیامبران را به او عطا فرمودى، و او را از میان جانشینان حجّت بر بندگانت قرار دادى، و در دعوتش جاى‏ عذرى باقى نگذاشت، و از خیرخواهى دریغ نورزید، و جانش را در راه تو بذل کرد، تا بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى برهاند، درحالى‌‏که بر علیه او به کمک هم برخاستند، کسانى‏‌که دنیا مغرورشان کرد، و بهره واقعى خود را به فرومایه‏‌تر و پست‌‏تر چیز فروختند و آخرتشان را به کمترین بها به گردونه فروش گذاشتند، تکبّر کردند و خود را در دامن هواى نفس انداختند، تو را و پیامبرت را به خشم‏ آوردند.
 
وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ [لِلنَّارِ]فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا حَتَّى سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیما السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِینِهِ عِشْتَ سَعِیدا وَ مَضَیْتَ حَمِیدا وَ مُتَّ فَقِیدا مَظْلُوما شَهِیدا وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ.
 
و اطاعت کردند از میان بندگانت، اهل شکاف‏‌افکنى و نفاق و بارکشان گناهان سنگین، و سزواران آتش را پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد، تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت‏ خدایا آنان را لعنت کن لعنتى سنگین، و عذابشان کن عذابى دردناک، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام‏ بر تو اى فرزند سرور جانشینان، شهادت مى‌‏دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویى، خوشبخت زیستى، و ستوده درگذشتى، و از دنیا رفتى گم‏گشته، و مظلوم و شهید، گواهى مى‏دهم که خدا وفاکننده هست آنچه را به تو وعده داده، و نابودکننده کسانى را که از یارى‌‏ات دریغ ورزیدند، و عذاب کننده کسانى را که تو را کشتند، و گواهى مى‌‏دهم که تو به عهد خدا وفا کردید و در راهش به‏ به جهاد برخاستى تا مرگ فرا رسید، پس خدا لعنت کند کسانى را که تو را کشتند، و به تو ستم کردند، و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند.
 
اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ [الطَّاهِرَةِ]لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلامُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا وَ أَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیَابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِی وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لا مَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ [أَجْسَامِکُمْ‏]وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ ظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.
 
خداى من تو را شاهد مى‏‌گیرم که من دوستم با آنان‏که او را دوست دارند، و دشمن با آنان‏ که با او دشمنند، پدر و مادرم فدایت اى فرزند رسول خدا، گواهى مى‏‌دهم که تو در صلب‌هاى بلندمرتبه‏ و رحم‌هاى پاک نورى بودى، جاهلیت با ناپاکیهایش تو را آلوده نکرد، و از جامه‏‌هاى تیره و تارش‏ به تو نپوشاند، و گواهى مى‌‏دهم که تو از ستونهاى دین، و پایه‏هاى مسلمانان، و پناهگاه مردم مؤمنى، و گواهى مى‏‌دهم که پیشواى نیکوکار، با تقوا، راضى به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده، و هدایت شده‏اى، و گواهى مى‏‌دهم که امامان‏ از فرزندانت، اصل تقوا، و نشانه‏هاى هدایت، و دستگیره محکم، و حجّت بر اهل دنیا هستند و گواهى مى‏دهم که من به یقین مؤمن به شمایم، و به بازگشتتان یقین دارم، براساس قوانین دینم، و عواقب عملم، و قبلم با قلبتان در در صلح، و کارم پیرو کارتان، و یارى‏ام براى شما آماده هست، تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهاى خدا بر شما، و بر ارواح و پیکرهایتان، و بر حاضر و غایبتان، و بر ظاهر و باطنتان، آمین اى پروردگار جهانیان.
 
پس دو رکعت نماز مى‏خوانى، و به آنچه مى‏خواهى دعا مى‌‏کنى و برمى‌‏گردى. دوم:زیارتى هست که از جابر روایت شده، و کیفیت آن‏چنان هست که از عطا [ظاهرا همان عطیه عوفى کوفى همسفر جابر در اربعین براى‏ زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام هست]نقل شده:در روز بیستم ماه صفر با جابر بن عبد اللّه انصارى بودم، چون به غاضریه رسیدیم‏ در آب فرات غسل کرد، و پیراهن پاکیزه‏اى که با خود داشت پوشیده، آنگاه به من گفت:آیا از بوى خوش چیزى، با تو هست‏ اى عطا؟ گفتم:سعد با من هست، قدرى از آن گرفت و بر سر و بدن پاشید، و پابرهنه روانه شد، تا نزد سر مبارک امام‏ حسین علیه السّلام ایستاد، و سه مرتبه اللّه اکبر گفت. پس افتاد و بیهوش شد، چون به هوش آمد شنیدم مى‏گفت: «السّلام‏ علیکم یا ال اللّه…» که درست همان زیارت نیمه رجب هست که قبلان ذکر کردیم، و با آن جز در چند کلمه تفاوت ندارد، که‏ آن هم احتمالا ناشى از اختلاف نسخه‏‌هاست، چنان‏که شیخ مرحوم احتمال داده. در هر صورت اگر کسى بخواهد آن را هم‏ بخواند، به زیارت نیمه رجب رجوع کند، و همان را بخواند.
 
 زیارت وداع اربعین
سید بن طاووس رحمه اللّه گفته هست که من براى زیارت اربعین وداعى یافته‌ام که مخصوص هست به این زیارت. باید که بایستى پیش روى ضریح و بگویى:
 
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَى وَصِیِّ رَسُولِ اللَّهِ.

سلام بر تو اى پسر رسول خدا! سلام بر تو اى پسر على مرتضى جانشین رسول خدا!

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ الْحَسَنِ الزَّکِیِّ.

سلام بر تو اى پسر فاطمۀ زهرا سرور زنان جهان! سلام بر تو اى وارث امام حسن پاک!

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ.

سلام بر تو اى حجت خدا در زمین و گواه او بر آفریده‌ها!

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الشَّهِیدَ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ وَ ابْنَ مَوْلَایَ

سلام بر تو اى ابا عبد اللّه شهید! سلام بر تو اى مولاى من و پسر مولاى من!

أَشْهَدُ أَنَّکَ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاةَ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ

گواهى مى‌دهم که تو نماز را به پا داشتى و زکات دادى و امر به معروف و نهى از منکر کردى

وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکَ أَتَیْتُکَ

و در راه خدا جهاد نمودى تا این‌که امر یقین تو را فرارسید و نیز گواهى مى‌دهم که تو دلیل روشن از سوى پروردگارت داشتى؛ و اگر از دور زیارت کند باید بگوید:

توجّهت إلیک یَا مَوْلَایَ زَائِراً وَافِداً رَاغِباً مُقِرّاً لَکَ بِالذُّنُوبِ.

اى مولاى من! اکنون من به عنوان زایر، واردشونده، گراینده، اقرارکنندۀ به گناه و گریزان از خطا.

هَارِباً إِلَیْکَ مِنَ الْخَطَایَا لِتَشْفَعَ لِی عِنْدَ رَبِّکَ.

به درگاه تو آمده‌ام تا در نزد پروردگارت از من شفاعت کنى.

یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ حَیّاً وَ مَیِّتاً، فَإِنَّ لَکَ عِنْدَ اللَّهِ مَقَاماً مَعْلُوماً وَ شَفَاعَةً مَقْبُولَةً.

اى پسر رسول خدا! درود خدا بر تو در حال حیات و مرگ تو، زیرا تو در نزد خدا از مقام معلوم و شفاعت مورد پذیرش برخوردارى.

لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَکَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ هتک حَرَمَکَ وَ غَصَبَ حَقَّکَ.

خداوند کسانى را که به تو ستم نموده‌اند لعنت کند و نیز کسانى را که تو را محروم نموده، حقت را غصب نموداند لعنت کند

وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ خَذَلَکَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ دَعَوْتَهُ فَلَمْ یُجِبْکَ وَ لَمْ یُعِنْکَ

و قاتلان تو را لعنت کند و آنان را که دست از یارى تو کشیدند لعنت کند و آنان را که خواندى و به تو پاسخ مثبت ندادند و تو را یارى نکردند لعنت کند

وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ مَنَعَکَ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ وَ حَرَمِ أَبِیکَ وَ أَخِیکَ

و نیز کسانى را که از رفتن تو به سوى حرم خدا و حرم رسول خدا و حرم پدر و برادرت جلوگیرى کردند لعنت کند

وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ مَنَعَکَ مِنْ شُرْبِ مَاءِ الْفُرَاتِ لَعْناً کَثِیراً یَتْبَعُ بَعْضُهَا بَعْضاً.
 
و کسانى را که تو را از نوشیدن آب فرات منع کردند بسیار و پى‌درپى لعنت کند.

اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عَالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ.

خدایا! اى پدیدآورندۀ آسمان‌ها و زمین! داناى پنهان و آشکار!

أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبَادِکَ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ، وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.

تو بین بندگانت در آنچه اختلاف دارند حکم مى‌کنى و زود هست آنانى که ظلم کردند بدانند کدامین جایگاه بازگشتشان هست.

اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَتِهِ، وَ ارْزُقْنِیهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ حَیِیتُ یَا رَبِّ.

خدایا این زیارت را آخرین عهدم از زیارت قرار مده و همیشه برایم تا وقتى که باقى و زنده هستم روزى‌ام گردان، اى پروردگار!

وَ إِنْ مِتُّ فَاحْشُرْنِی فِی زُمْرَتِهِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
 
و اگر مردم مرا در گروه ایشان محشور فرما، اى مهربان‌ترین مهربانان!

 
و اگر زیارت آخر روز عاشورا را در این روز نیز بخواند مناسب هست و بدان که مشهور آن هست که سبب تأکید زیارت آن حضرت در این روز آن هست که حضرت امام زین العابدین علیه السّلام با سایر اهل بیت در این روز بعد از مراجعت از شام به کربلاى معلى وارد شدند و سرهاى مقدّس شهدا را به بدن‌هاى ایشان ملحق کردند و این بسیار بعید هست از جهات بسیار که ذکر آنها موجب تطویل هست؛ و بعضى گفته‌اند در این روز اهل بیت علیهم السّلام وارد مدینۀ طیبه شدند و این نیز بسیار بعید هست، و بعضى گفته‌اند که شاید حضرت امام زین العابدین علیه السّلام به اعجاز و طىّ الارض، مخفى به کربلا رفته باشد از شام و سر‌ها را به بدن‌ها ملحق کرده باشد و این ممکن هست، امّا روایتى در این باب به نظر نرسیده هست، بلکه بعضى از روایات منافاتى فى الجمله به این دارد و وجهى که از احادیث ظاهر مى‌شود آن هست که اوّل کسى که از صحابه حضرت رسالت صلّى اللّه علیه و آله به زیارت آن حضرت مشرّف شد، جابر بن عبد اللّه انصارى بود و او در این روز به کربلا رسید و آن حضرت را با شهدا زیارت کرد و، چون جابر از اکابر صحابه بود و اساس این امر عظیم را گذاشت، مى‌تواند بود که سبب مزید فضل زیارت آن حضرت در این روز شده باشد و شاید وجوه دیگر داشته باشد که بر ما مخفى باشد و، چون فرموده‌اند که در این روز زیارت کنیم، باید کرد و تفحّص سببش ضرور نیست.

 ملحق شدن سر مبارک امام حسین (ع) به پیکر شریف آن حضرت در روز بیستم ماه صفر
 
قرآن عظیم الشأن و بلندپایه گواه بر ملحق شدن سر مقدس مولاى ما امام حسین -صلوات اللّه علیه-به پیکر شریف آن هست، آنجا که خداوند-جلّ جلاله-مى‌فرماید: «هرگز آنان را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده مپندار، بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند.» آیا با وجود این‌که خداوند خبر داده که شهید، زنده هست و نزد خدا روزى داده مى‌شود و مصون و محفوظ هست، تردیدى در این مسأله باقى مى‌ماند؟! بنابراین، هرگز شایسته نیست که عارفان در آن شک و تردید به خود راه دهند. [۲]، اما پرسش درباره‌ى نحوه‌ى زنده شدن آن حضرت بعد از شهادتش و کیفیت ملحق شدن سر شریف آن حضرت به پیکر مبارکش بعد از این‌که از آن جدا بود، نوعى بى‌ادبى از سوى بنده در محضر خداوند-جلّ جلاله-هست که از او بخواهد کیفیت تدبیر مقدراتش را معرفى کند و نیز نوعى نادانى از بنده و اقدام به چیزى هست که مکلف به آگاهى و پرسش از ویژگى‌هاى آن نشده هست. درباره‌ى ملحق شدن سر مبارک امام حسین-صلوات اللّه و سلامه علیه-به پیکر شریف آن حضرت در روز چهلم شهادت آن حضرت-که خداوند-جلّ جلاله-او را در زمانى که اسلام واژگون و حق مغلول شده بود، به شرف فضیلت خود به سوى خود انتقال داد- باید گفت که این امر، نه با اسباب دنیوى، بلکه ظاهر این هست که با قدرت الهى صورت گرفته هست؛ لیکن درباره‌ى نحوه‌ى ملحق شدن سر مبارک به پیکر شریف، حدود  ١٠  نوع روایت نقل شده هست که با هم اختلاف دارند و نیز به یاد ندارم که تاکنون نام یکى از کسانى که سر مبارک را از «شام» برده و به پیکر شریف آن حضرت در حایر حسینى-علیه افضل السّلام-ملحق کرده‌اند، و هم‌چنین کیفیت حمل آن از «شام» به حایر حسینى-على صاحبه اکمل التحیّة و الإکرام-و نیز نحوه‌ى ورود اهل حرم معظم آن حضرت و نیز کسى که ضریح و قبر مقدّس و مکرّم آن حضرت را کنده و سر مبارک را به بدن شریف ملحق کرده و این‌که آیا سر مبارک را در جاى سر نسبت به بدن گذشته یا این‌که به طور کلى در جایى در کنار بدن آن حضرت در قبر شریف نهاده، را در جایى دیده باشم و یا کسى نقل کرده باشد. بنابراین، انسان در این زمینه باید به تصدیق قرآن که بر انسان واجب هست، بسنده کند مبنى بر این‌که پیکر مقدس آن حضرت پس از شهادت تکمیل گردید و آن بزرگوار زنده هست و در سراى نیکبختى روزى داده مى‌شود؛ زیرا بیان کتاب عزیز ما را از ذکر دلیل و برهان بیش از این، بى‌نیاز مى‌سازد.
  
 عدم حضور اسرا در روز اربعین در «کربلا» یا «مدینه»
 
در کتاب «مصباح» آمده هست:
 
«حرم امام حسین-علیه السّلام-به همراه مولایمان على بن حسین-علیه السّلام-در روز بیستم ماه صفر به شهر «مدینه» رسیدند.»؛ ولى در کتاب‌هاى دیگر آمده هست که آنان در روز بیستم ماه صفر به «کربلاء» رسیدند؛»
 
لیکن هرکدام از این دو دیدگاه بسیار بعید به نظر مى‌رسند؛ زیرا «عبید اللّه بن زیاد» -لعنة اللّه-طى نامه‌اى ماجرا را به «یزید» نوشت و در رابطه با بردن اسرا به «شام» اجازه خواست و پیش از رسیدن پاسخ، اقدام به بردن آنها به «شام» نکرد و این خود به  ٢٠  روز وقت یا بیشتر نیاز دارد. از این گذشته، نقل کرده‌اند: «پس از بردن آنها به «شام»، مدت یک ماه در جایى که وسیله‌اى براى حفاظت خود از گرما و سرما نداشتند، اقامت کردند.» و مقتضاى این سخن آن هست که افزون بر  ۴٠  روز از زمان شهادت سیّدالشّهدا-علیه السّلام- تا رسیدن آنها به «عراق» یا «مدینه» گذشته باشد. البته بازگشت آنها به «کربلاء» امکان دارد، لیکن نه در روز بیستم صفر؛ زیرا زمان رسیدن آنها با زمان رسیدن «جابر بن عبد اللّه انصارى» هم‌زمان بوده هست و رسیدن خبر شهادت آن حضرت به «جابر» و آمدن او براى زیارت-خواه «جابر» از «حجاز» آمده باشد، یا از غیر آن، مانند «کوفه» و… -، بیشتر از  ۴٠  روز وقت مى‌طلبد.

انتهای پیام/ 955

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

اعمال شب و روز اربعین

اعمال شب و روز اربعین بیشتر بخوانید »

تصاویر هوایی از وضعیت پارکینگ مرز خسروی

تصاویر هوایی از وضعیت پارکینگ مرز خسروی



ویدئوی هوایی از وضعیت پارکینگ‌های مرز خسروی یک روز مانده به اربعین حسینی را مشاهده می‌کنید.

  • تور آنتالیا


دریافت
28 MB

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

تصاویر هوایی از وضعیت پارکینگ مرز خسروی

تصاویر هوایی از وضعیت پارکینگ مرز خسروی بیشتر بخوانید »

عکس/ کربلای معلی در آستانه اربعین

عکس/ کربلای معلی در آستانه اربعین



زائرین اباعبدالله الحسین(ع) در آستانه ایام اربعین حسینی در میعادگاه خود بین الحرمین و حرم ابوالفضل العباس(ع) و اباعبدالله الحسین(ع)حاضر و عزاداری می‌کنند.

  • تور آنتالیا

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

عکس/ کربلای معلی در آستانه اربعین

عکس/ کربلای معلی در آستانه اربعین بیشتر بخوانید »

شهید هنرمند: ان‌شاءالله در کربلا به امامت حضرت امام خمینی نماز جماعت بخوانیم+ دست‌خط

شهید هنرمند: ان‌شاءالله در کربلا به امامت حضرت امام خمینی نماز جماعت بخوانیم+ دست‌خط


گروه ساجد دفاع‌پرس: زیارت کربلا و بعد از آن، آزادی قدس، آرزو و آمال رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بود و شعارهایی هم که در جبهه‌ها سر داده می‌شد؛ همگی رنگ و بوی کربلا و قدس را داشت؛ این را می‌توان در وصیت‌نامه‌های شهدا نیز نگریست؛ از جمله شهید علی‌اکبر هنرمند که در وصیت‌نامه خود، از خدا خواسته بود تا در کربلا، به امامت امام خمینی (ره) نماز جماعت بخواند؛ آرزویی که اگرچه برای این شهید والامقام تحقق نیافت؛ اما به برکت او و دیگر شهیدان راه خدا، امروز کربلا میزبان بزرگ‌ترین رزمایش فرهنگی جهان تشیع در ایام اربعین حسینی هست.

شهید علی‌اکبر هنرمند در وصیت‌نامه خود، با اشاره به این‌که امام امت فرموده‌اند که شما بروید کربلا، ما هم به زودی پشت شما می‌آئیم و نماز جماعت در آن‌جا می‌خوانیم، تأکید کرده هست: از خداوند می‌خواهم تا این سعادت را نصیب من بکند که در کربلای معلی به امامت حضرت امام خمینی نماز جماعت بخوانیم.

شهید هنرمند: ان‌شاءالله نماز جماعت پشت سر امام خمینی در کربلا را نصیب من شود+ دست‌خط

بسم الله الرحمن الرحیم 

با نام خداوند منان که از وجودش به ما دمید و به ما جان داد و در موعد مقرر آن جان را که به صورت امانتی در ما بود، پس می‌گیرد و حال چه می‌ماند؟ مطمئناً طرز استفاده از آن، خوب یا بدش متوجه خودمان می‌شود؛ وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ، این آیه‌ای هست از هزاران آیه قرآن کریم که طرز صحیح استفاده از جان را نشان می‌دهند و می‌گوید تمام قوای‌تان را مجهز کنید برای مقابله با دشمنان، دشمنان که هستند؟ آیا فقط انسان می‌تواند دشمن باشد؛ بلکه نه، یکی از دشمنان هوای نفس می‌باشد که پیامبر عزیز اسلام (ص) مبارزه با آن را جهاد اکبر اعلام می‌کند و دشمن بعدی، انسان‌های شرور هستند که به فرموده پیامبر اکرم (ص) مبارزه با آن، جهاد اصغر می‌باشد؛ و حالا نوبت به ما رسیده هست و این جان را به صورت امانت از خداوند گرفته‌ایم و از آیه‌های قرآن مجید استمداد طلبیده و راه درست استفاده از آن را می‌یابیم و در فرصت کوتاهی که در این مدت کم عمر داریم، باید کار را تمام کنیم و حالا یکی از ما کار را به اتمام می‌رساند و هر موقع که باید جان را به جان آفرین تسلیم کند، این کار را انجام می‌دهد و هیچ نگرانی ندارد و یکی هم نیمه‌تمام و با نارحتی این کار را از روی بی‌میلی انجام می‌دهد؛ در حالی که خود نمی‌خواهد. 

خوب وقتی من خود را می‌نگرم، می‌بینم که هنوز کار را به اتمام نرسانده‌ام؛ ولی شاید با شهادت کار به اتمام برسد و رسالت خود را انجام دهم و آن‌هم بستگی به مقبولیت از طرف خداوند کریم دارد؛ چون شاید خداوند خواسته که در چنین موقعیتی، من امانتش را پس بدهم؛ ولی هر چند سعی کرده‌ام که در طول عمرم امانت‌دار خوبی باشم و اگر نتوانسته‌ام، این از کوتاهی خودم می‌باشد.  

سخنی با رهبرم دارم و آن این هست که اگر تو نبودی و این کارت را که شروع کردی به اتمام نمی‌رساندی، معلوم نبود که وضع ما چه می‌شد و درچه راهی قدم برمی‌داشتیم و در چه راهی کشته می‌شدیم؟ ولی از کرامت خداوند بود که در این امر مهم ما را یاری کرد و از بیراهه رفتن ما جلوگیری کرد و یک مقداری هم باید ما همت کنیم. شکر می‌کنم خداوند حکیم را که به ما نعمت فزونی داد و یکی از آن نعمت‌ها، رهبری دانا و عاقل می‌باشد که جز در وجود امام خمینی، در کس دیگری نیافتم و به حق فقط او شایستگی رهبری را دارد که خداوند به او طول عمر بیافزاید. 

الان صبح یک‌شنبه می‌باشد و از خبری که دیروز شنبه شنیدم، هنوز لبخند بر لب دارم و در کنج خود می‌گنجم و آن خبری شادی‌آور این بود که امام امت فرموده‌اند که شما بروید کربلا، ما هم به زودی پشت شما می‌آئیم و نماز جماعت در آن‌جا می‌خوانیم، که از خداوند می‌خواهم تا این سعادت را نصیب من بکند که در کربلای معلی به امامت حضرت امام خمینی نماز جماعت بخوانیم. ان‌شاءالله. 

و سخنی با مردم دارم که همیشه سعی کنید حق را با منطق بیابید؛ نه از روی لج‌بازی و آزار و اذیت؛ البته منظورم با مردمی هست که یا مخالف هستند یا بی‌تفاوت؛ البته افراد بی‌تفاوت نه در جامعه و انظار عمومی؛ بلکه در پیش خداوند هم هیچ ارزشی ندارند و از منافقین هم بدتر می‌باشند؛ چون با سکوت خود به دشمنان کمک می‌کنند و بر پیکر مطهر اسلام ضربه وارد می‌آورند و این‌ها افرادی نادان می‌باشند که راه خود را نشناخته‌اند و افراد مخالف اگر با منطق باشند؛ چون به منطق اسلام حقیقی برخورند ۱۰۰ درصد از کار خود دست برمی‌دارند و جزو اسلام و مسلمین می‌شوند و اگر افرادی بی‌منطق هستند که کاملا مشخص هست.‌

ای امت امام من هم مثل دیگر شهیدان راه خدا می‌گویم که هیچ‌گاه دست از اسلام و امام و انقلاب برندارید و مثل بقیه تا جان در بدن دارید، از آن‌ها حمایت کنید و با عمل صالح خود و کار نیک و با زبان منطق دیگر نادانان و گمراهان را به راه راست هدایت کنید، خداوند یارتان باد. این بنده حقیر سعی کرده‌ام که در تمام طول عمر خود، صالح و درستکار باشم و اگر اشکالی در کارم می‌باشد؛ که از خداوند طلب عفو می‌نمایم و می‌خواهم که گناهانم را ببخشاید. ان‌شاءالله.

سخنی با خانواده‌ام؛ 

پدرم که وقتی با تو صحبت می‌کردم، واقعاً صفایی می‌کردم و وقتی که به رویت نگاه می‌کردم، خستگی و درستکاری از رویت می‌بارید؛ چون عمری را پای ما زحمت کشیده‌ای و قابل تشویق و تحسین هستی؛ چون اگر انسان درستی نبودی، ما به چنین راه خوبی نمی‌رفتیم و معلوم نبود که درچه منجلاب بدبختی بودم. هرچه را که از من خواستی، در حد توانم سعی کردم که انجام دهم و اگر انجام ندادم، اشتباه کردم و مرا خواهش می‌کنم ببخش و از تو یک چیزی می‌خواهم و آن خواندن نماز و دعا برای این بنده، و شما مادرم که همیشه وقتی از تو دور می‌شدم و مدتی تو را نمی‌دیدم، دلم می‌گرفت و شب و روز برایم به سختی می‌گذشت، واقعا خوشحال بودم که چنین مادر خوبی دارم که من در دامان او پرورش یافتم و در این راه درست قرار گرفتم، به فرموده پیغمبر گرامی (ص) بهشت زیر پای مادران هست، این حرف واقعاً درست هست؛ چون آن سختی که شما در راه بزرگ کردن و پرورش و تربیت صحیح ما کشیدید، واقعاً مستحق بهشت هستید. تو را به خدا اگر اذیت کردم یا نسبت به حرفهایت بی‌اهمیت بودم، مرا ببخش و برایم از خداوند بزرگ طلب عفو کن، خواهش می‌کنم در مراسم شهادت من از همه بخواهید که هیچ‌کس سیاه نپوشد و خودت هم همین‌طور و خواهش می‌کنم که سعی کن تا جلوی مردم و نامحرمان گریه نکنی و در خفا این کار را بکن؛ چون من امانتی بودم از جانب خدا که به دست تو سپرده شدم و حالا به خداوند برگشتم. درست هست که به همدیگر عادت کرده‌ایم؛ ولی این قانون خداوند می‌باشد و اگر خداوند، بخواهد همدیگر را دوباره در آن دیار ملاقات خواهیم کرد. ان‌شاءالله.  

سخنی با خواهر و برادرانم دارم که من شما را بسیار دوست می‌داشتم و به خدا از دوری شما دلتنگ می‌شدم و اگر بدی در حق شما کردم، خواهش می‌کنم تو را به خدا مرا ببخشید که اشتباه کردم و اشتباه هم قابل گذشت می‌باشد. تو را به خدا در نبود من سیاه نپوشید و این را از همه به خصوص پدر و مادر بخواهید و جلوی دیگران گریه نکنید که روح من ناراحت خواهد شد. برای گناهان بنده طلب عفو کنید و سعی کنید که هر شب قبل از خواب، قرآن بخوانید و بهترین کاری که برای شادی روح من می‌توانید انجام دهید، خواندن قرآن هست و راه مرا تا سرحد جان ادامه بدهید که ان‌شاءالله در آن دیار به دیدار هم خواهیم رسید.  

سخن آخرم با همسرم می‌باشد که مدتی زیاد با هم نبوده‌ایم و تا آمدیم بهتر همدیگر را درک کنیم، دست قضا ما را از هم جدا کرد و اگر بخواهد دوباره با هم دیداری ابدی خواهیم داشت. همسر عزیزم! تو واقعا خوب هستی و این‌چنین زن فداکار و مهربان را من اصلا ندیده‌ام و خوشحال از این هستم که با تو ازدواج کردم، در این مدت کم زندگی مشترک‌مان، خوبی‌هایت را کاملاً احساس می‌کردم و وقتی اشتباهی از من سر می‌زد یا تو را اذیت می‌کردم، به خوبیت غبطه می‌خوردم و از کرده خود پشیمان می‌شدم. خوب من هم سعی می‌کردم تا به تو خوبی کنم و در عوض از تو درستی و پاکی می‌دیدم و در زندگی آن پاکی و صفایی را که در کنار تو داشتم را فراموش نمی‌کنم و امیدوارم که خداوند ما را با هم با امام حسین (ع) محشور کند. انشاءالله.  

وصیتی هم به تو دارم که وارث من هستی و آن این هست که در شهادت من در انظار گریه نکنی و سیاه نپوشی و خود را کنترل کنی، چون دشمنان قسم‌خورده اسلام در کوچک‌ترین فرصت هستند تا از کمین خود بیرون آمده و ضربه‌ای به اسلام وارد آورند، من هم وقتی از تو راضی می‌شوم که راه مرا ادامه دهی و محمد را در راهی که من رفتم، قرار بدهی و تربیت کنی، با وضو به او شیر بدهی، در جا‌هایی که بویی از اسلام نمی‌آید، او را نبری و خودت هم نروی. گوش او را به آیه‌های قرآن عادت دهی و بر زبانش سخنان پاک معصومین و خوب جاری سازی و چشمانش را از حرام بپوشانی و به حلال عادت دهی، قدمش را در راه اسلام قرار ده، وادار به حرکت کن و دست‌هایش را در راه ریشه‌کن کردن اذناب شیطان به‌کار بیانداز و فکرش را در راه اسلام و پیشرفت آن قرار بده و خودت هم این کار‌ها را بکن، و مرا با خواندن قرآن یاد کن، و روح مرا شاد کن. یک مقداری بدهی دارم که تو از آن باخبری، آن‌ها را تمام و کمال بده، ۸۵ روز روزه قضا دارم که بگو تا برایم بگیرند. مقداری از دارائیم را در راه اسلام و انقلاب خرج کن و مقداری را که مربوط به خمس و زکات می‌شود را بده، دیگر چیزی به خاطرم نمی‌رسد و اگر در یاد تو هست، آن‌ها را انجام بده.  

التماس دعای خیر 

۶۵/۹/۳۰

شهید هنرمند: ان‌شاءالله نماز جماعت پشت سر امام خمینی در کربلا را نصیب من شود+ دست‌خط
 
شهید هنرمند: ان‌شاءالله نماز جماعت پشت سر امام خمینی در کربلا را نصیب من شود+ دست‌خط
 
شهید هنرمند: ان‌شاءالله نماز جماعت پشت سر امام خمینی در کربلا را نصیب من شود+ دست‌خط
 
شهید هنرمند: ان‌شاءالله نماز جماعت پشت سر امام خمینی در کربلا را نصیب من شود+ دست‌خط
 
انتهای پیام/ 113
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
شهید هنرمند: ان‌شاءالله در کربلا به امامت حضرت امام خمینی نماز جماعت بخوانیم+ دست‌خط

شهید هنرمند: ان‌شاءالله در کربلا به امامت حضرت امام خمینی نماز جماعت بخوانیم+ دست‌خط بیشتر بخوانید »