آزاده دفاع مقدس

نباید از جنگ نرم دشمنان غافل شد


به گزارش مجاهدت از دفاع‌پرس از ارومیه، حجت الاسلام «سید مهدی قریشی» نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه در خطبه‌های این هفته نماز جمعه مرکز استان اظهار داشت: در هیچ برهه‌ای نباید از توجه به جنگ نرم دشمنان غافل شد تا پیروزی حاصل شود.

وی با اشاره به جنگ صفین و حیله عمر و عاص افزود: در طول تاریخ دشمنان با استفاده از حیله ها، فریب و اختلاف افکنی و ایجاد انشقاق درصدد تضعیف نیرو‌های طرف مقابل و پیروزی بوده اند.

حجت الاسلام قریشی ادامه داد: از ابتدای انقلاب ملت ایران را از درگیری با امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی غاصب می‌ترساندند و ترس و واهمه را به ما القا می‌کردند، این جریان و این نوع اقدام جنگ نرم بود که امام (ره) در این جنگ پیروز شدند و این ترس و واهمه را از ملت ایران صلب کردند.

امام جمعه ارومیه اظهار داشت: امام راحل ثابت کردند که اگر ما به توان خودمان و خداوند متکی باشیم می‌توانیم با این افراد رو در رو و درگیر شویم و در این ۴۵ سال که انقلاب اسلامی در مقابل آنان ایستاده بیانگر این هست که آنان آنگونه که خود را بزرگنمایی می‌کردند نیستند.

وی با بیان اینکه حزب الله هیمنه استکبار را شکسته هست بیان کرد: حماس نیرویی هست که اینها با این همه قدرت نمایی نتوانستند به این گروه آسیب بزنند و آن را از بین ببرند.

امام جمعه ارومیه اظهارداشت: دشمنان در قالب جنگ نرم در اقتصاد هم ما را از غرب و قدرت‌های استکباری می‌ترسانند از جنبه‌های سیاسی هم همین اقدامات را پیگیری و در قالب فرهنگی هم در این زمینه تلاش می‌کنند.

حجت الاسلام قریشی اضافه کرد: در عرصه‌های فرهنگی هم نباید از میدان فرار کرد و باید ایستادگی کرد چرا که انقلاب اسلامی و فرهنگ ما می‌تواند در برابر جنگ نرم دشمن ایستادگی کند.

وی بیان کرد: تسلیم شدن باعث می‌شود دشمن به هدفش برسد و باید در تمام میدان‌های نبرد سیاسی اقتصادی و فرهنگی ایستادگی کرد.

وی با گرامیداشت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی گفت: در طول جنگ تحمیلی در هشت سال دفاع مقدس هم از ایران هم از عراق افرادی به اسارت گرفته شدند و ۶۷ درصد اسرا عراقی بودند و بقیه رزمندگان ایرانی بودند که در زندان بعثی تمام درد‌ها و شکنجه‌ها را تحمل کردند و در نهایت از زندان آزاد شدند.

امام جمعه ارومیه بیان کرد: آزادگان ایران اسلامی در زندان‌های رژیم بعثی واقعا آزاده بودند و عراقی‌ها در دست آنان اسیر بودند.

وی اضافه کرد: ۴۳ هزار نفر اسیر و آزاده سرافزار داشتیم که نصف آنها نامشان به صلیب سرخ جهانی اعلام نشده بود و در نهایت بعد از این همه خباثت بعثی‌ها نام آنها اعلام شد.

«علیرضا نگهبان» جانباز وآزاده ۸ سال دفاع مقدس استان آذربایجان غربی نیز در سخنانی پیش از خطبه نماز جمعه ارومیه، با اشاره به حماسه رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس به بیان خاطراتی از جبهه و دوران اساران پرداخت.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

نباید از جنگ نرم دشمنان غافل شد بیشتر بخوانید »

پاسخ قاطع اسرای ایرانی به سوال مضحک مأموران صلیب‌سرخ

پاسخ قاطع اسرای ایرانی به سوال مضحک مأموران صلیب‌سرخ


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، مأموران صلیب‌سرخ با حضور در اردوگاه‌های اسرای ایرانی، ضمن ثبت نام و مشخصات آن‌ها، به اسرا پبشنهاد پناهندگی و یا عضویت در سازمان مجاهدین خلق را می‌دادند؛ البته که دلاورمردان مقاوم جبهه‌های نبرد، اسارت در غربت را به گرفتاری در ذلت ترجیح می‌دادند.

«مسعود قربانی» آزاده دوران دفاع مقدس که چهارم خرداد سال ۱۳۶۷ در منطقه شلمچه به اسارت درآمده و سال ۱۳۶۹ نیز درپی تبادل اسرا میان ایران و عراق، از زندان‌های دشمن بعثی آزاد شده، در خاطرات روزهای پایانی اسارت خود گفته هست: «جمعه ۲۶ مرداد سال ۱۳۶۹، اولین گروه هزار نفری از اسرای ایرانی برای مبادله با هزار نفر از اسرای عراقی به سوی مرز خسروی فرستاده شدند؛ در اولین شب تبادل، اسرایی که در آسایشگاه‌شان تلویزیون داشتند، شاهد مبادله اسرا بودند. اتوبوس‌های عراقی در مرز توقف می‌کردند و اسرا یکی‌یکی پیاده شده و به طرف اتوبوس‌های کشور خودمان می‌رفتند. بچه‌ها با دیدن این صحنه‌ها خوشحال می‌شدند و خدا را شکر می‌کردند. همین‌طور به ترتیب اردوگاه به اردوگاه اسرا تبادل می‌شدند. روز‌ها به کندی می‌گذشت تا اینکه روزی کامیونی حامل کفش و لباس وارد اردوگاه ما شد. به هر نفر یک‌دست لباس نظامی خاکی‌رنگ آستین‌کوتاه و یک جفت کفش مشکی‌رنگ دادند؛ بالأخره انتظار‌ها به سر رسید. 

نوبت اردوگاه ما شد؛ اطلاع دادند که به‌زودی آزاد می‌شوید. ابتدا گفتند که می‌خواهند مجروحان هر دو کشور را طبق هماهنگی‌های به‌عمل آمده، مبادله کنند. روز مبادله اسامی‌شان خوانده می‌شد، به ستون پنج به‌خط می‌شدند، تا با اتوبوس آن‌ها را به فرودگاه انتقال دهند. بعد از آن‌ها، ابتدا اسرای قسمت یک را پس از بازدید صلیب‌سرخ، جهت مبادله به سوی مرز فرستادند. بالأخره صبح روز نهم شهریور، نوبت قسمت ما شد. روز آزادی فرا رسید. حال و هوای خاصی داشتیم. از دیگر دوستان و همرزمان نشانی و شماره تلفن گرفتیم. ساعتی پس از ادای فریضه نماز صبح و شکر به درگاه پروردگار عالم، به‌خط شدیم.

لحظات‌مان پر از استرس و هیجان بود. از یک‌طرف شاد بودیم که به‌لطف خدا داریم آزاد می‌شویم، از یک‌طرف دل‌مان برای بچه‌هایی که در غربت اسارت از دست داده بودیم، گرفته بود. یکی از این عزیزان، دوست عزیزِ از دوران مدرسه تا میدان جنگ و اسارت، «قنبر نوری» بود که پس از تحمل سختی‌های فراوان و کمبودها، مشکلات و نارسایی‌ها، به بیماری سخت دچار شد و در نهایت هم به درجه رفیع شهادت نائل آمد. واقعا نمی‌دانستیم در بازگشت به وطن، باید چگونه با خانواده این عزیز روبه‌رو شویم و چه جوابی برای‌شان داشته باشیم!

نمایندگان صلیب‌سرخ که برای اولین‌بار برای بازدیدمان آمده بودند، اسامی ما را برای اولین‌بار ثبت کردند. در حین ثبت اسامی، یکی دو سؤال اساسی را مثل طوطی برای هم تکرار می‌کردند؛ در رابطه با اینکه آیا می‌خواهید به کشور خود برگردید؟ با خود گفتم این چه سؤال احمقانه‌ای هست که می‌کنند! مگر دیوانه‌ایم که بخواهیم این‌جا بمانیم. ما هم با قوت می‌گفتیم بله؛ البته که می‌خواهیم به وطن برگردیم. همه اسرا در جواب این سؤال معنادار، متقابلاً پاسخی قاطعانه و معنادار مبنی‌بر عشق و علاقه به نظام، انقلاب و ولایت می‌دادند. 

خیلی دل‌مان می‌خواست ابتدا ما به کربلا و به زیارت بارگاه ملکوتی آقا اباعبدالله‌الحسین (ع) برویم. درخواست و اصرار هم کردیم؛ ولی متاسفانه نشد. سوار اتوبوس‌ها شدیم و به سوی مرز خسروی حرکت کردیم. در طول مسیر از جاده اصلی تکریت به بغداد که گذر می‌کردیم گنبد‌های نورانی امامین عسکرین (ع) در سامرا را از راه دور مشاهده می‌کردیم. اشک از چشمان‌مان سرازیر شد. همین‌طور که در اتوبوس‌ها بودیم، سلام و عرض ارادت می‌کردیم.

عصر آن‌روز یعنی نهم شهریور سال ۱۳۶۹ یکی‌دو ساعت مانده به غروب بود که رسیدیم به مرز. با مشاهده پرچم سه‌رنگ جمهوری اسلامی ایران و پاسداران در لب مرز، خاطرمان آسوده شد که واقعاً داریم به وطن بازمی‌گردیم. لحظه آزادی از چنگال دژخیمان بعثی که بویی از انسانیت نبرده بودند، لحظاتی بسیار باشکوه و غرورآفرین بود. اشک در چشمان بچه‌ها حلقه زده بود. از اتوبوس‌های عراقی پیاده شدیم و سجده شکر به درگاه خدای متعال به‌جای آوردیم و یکی‌یکی با اسرای عراقی مبادله شده و سوار اتوبوس‌های کشور خودمان شدیم».

انتهای پیام/ ۱۱۳

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

پاسخ قاطع اسرای ایرانی به سوال مضحک مأموران صلیب‌سرخ بیشتر بخوانید »

معرفی حجت‌الاسلام «سید صادق نجابت» آزاده دفاع مقدس کهگیلویه و بویراحمد


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاع‌پرس از استان کهگیلویه و بویراحمد، در بحبوحه جنگی که رژیم بعثی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران داشت حجت‌الاسلام والمسلمین «سید صادق نجابت» برای مقابله با دشمن بعثی در اسفندماه ۱۳۶۰ راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد.
 
وی در ۱۳ اسفند ۱۳۶۰ در حالی که ۱۸ سال بیشتر سن نداشت احساس تکلیف کرد که باید از خاک وطن دفاع کند که به همین منظور به صورت مداوم در میدان نبرد حضور داشت.
 
حجت‌الاسلام سید صادق نجابت در عملیات‌ها و مناطق جنگی فتح المبین، قصرشیرین، بدر، بیت المقدس و هم‌چنین آزادسازی خرمشهر حضور فعال داشتند.
 
وی بعد از چند بار اعزام سرانجام در اسفندماه سال ۱۳۶۳ که به عنوان بسیجی از حوزه علمیه شیراز به مناطق جنوب عزیمت کرد در منطقه هورالعظیم به رزمندگان عملیات بدر پیوست و در همان عملیات به اسارت دشمن درآمد.
 
دفاع مقدس کهگیلویه و بویراحمد” src=”https://defapress.ir/files/fa/news/۱۴۰۳/۵/۲۶/۲۵۷۱۰۰۹_۱۸۳.png” alt=”حجت‌الاسلام «سید صادق نجابت» آزاده دفاع مقدس کهگیلویه و بویراحمد” width=”۶۰۰″ height=”۳۶۱″>
 
شرایط عملیات به گونه‌ای رقم می‌خورد که نزدیک‌های صبح روز بعد او در محاصره بعثی‌ها گرفتار می‌شود، اما خودش را نمی‌بازد، لابه‌لای بوته‌ها و علف زار پنهان می‌شود تا پس از گذشت یک روز از تاریکی شبانه استفاده کند و به مواضع نیرو‌های خودی برگردد.
 
این روحانی در شامگاه ۲۵ اسفند مسیر مجاهدت او عوض می‌شود و پس از عبور لحظات، دقایق و ساعت‌هایی پرمخاطره و جان‌فرسا در حلقه دشمن بعثی گرفتار و اسیر می‌شود و در ۱ شهریورماه ۱۳۶۹ که روز آزادی وی بود در کمپ‌های ۷ و ۹ اردوگاه الرمادی عراق به عنوان اسیر نگهداری می‌شد.
 
حجت‌الاسلام «سید صادق نجابت» مدت ۱۲ماه در جبهه‌های حق بر علیه باطل حضور داشت و دارای ۶۶ ماه اسارت و ۳۵ درصد جانبازی هست.
 
انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

معرفی حجت‌الاسلام «سید صادق نجابت» آزاده دفاع مقدس کهگیلویه و بویراحمد بیشتر بخوانید »

آزاده اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان یزد تجلیل شد


به گزارش مجاهدت از دفاع‌پرس از یزد، در آستانه ۲۶ مردادماه سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی از سیدحسین سالاری همکار تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان یزدتجلیل شد.

این مراسم با حضور حجت الاسلام «عباس زارع» مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان همراه با برگزاری میز خدمت اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران و پاسخگویی به مسائل و مشکلات همکاران ایثارگر در سالن شهید دهقان اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار شد.

زارع در این نشست اظهار داشت: آزادگان سال های متمادی با بدترین شکنجه ها در زندان های رژیم بعث عراق برای سرافرازی میهن اسلامی جنگیدند و بسیاری از آنها در اسارت به شهادت رسیدند.

وی تقدیر و تشکر از ایثارگران را وظیفه همه جامعه عنوان کرد و افزود: زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا و تجلیل از شهدای زنده بسیار کار ارزشمندی هست.

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تصریح کرد: نظام جمهوری اسلامی از خون تک تک شهیدان و صبوری آزادگان و ایثارگران به وجود آمده هست. ما نیز باید قدردان زحمات و ایثار این افراد باشیم و بتوانیم صبوری این بزرگواران را به نسل های بعد منتقل کنیم.

وی در پایان خاطرنشان کرد: با شنیدن خاطرات آزادگان عزیز متوجه می‌شویم که این نظام با چه زحماتی به دست آمده هست و چه فداکاری ها و ایثارگری هایی درخت انقلاب را آبیاری کرده هست؛ پس در حفظ این نظام باید کوشا باشیم.

در پایان این مراسم از «سید حسین سالاری» آزاده سرافراز اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی تجلیل شد.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

آزاده اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان یزد تجلیل شد بیشتر بخوانید »

خوشحالی مأموران اردوگاه از شنیدن خبر مبادله اسرا!

واکنش مأموران اردوگاه از شنیدن خبر مبادله اسرا


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، رژیم بعث عراق علاوه بر این‌که جنگ هشت‌ساله‌ای را به ملت ایران تحمیل کرد، با رفتارهای ظالمانه خود، این جنگ را به ملت عراق هم تحمیل کرده و موجب آسیب‌دیدن بسیاری از عراقی‌ها از این جنگ شده بود؛ صدام حتی بسیاری از جوانان عراقی را که به ایرانی‌ها ارادت داشتند نیز بالاجبار به جنگ می‌برد و یا آن‌ها را از طریق تبلیغات منفی فریب داده و مقابل ایرانی‌ها قرار می‌داد.

«مسعود قربانی» آزاده دوران دفاع مقدس که چهارم خرداد سال ۱۳۶۷ در منطقه شلمچه به اسارت درآمده و سال ۱۳۶۹ نیز درپی تبادل اسرا میان ایران و عراق، از زندان‌های دشمن بعثی آزاد شده، در خاطرات روزهای پایانی اسارت خود گفته هست: «نیمه اول مرداد سال ۱۳۶۹ از طریق رسانه‌ها باخبر شدیم که صدام به کشور «کویت» حمله کرده و آن را تحت اشغال خود درآورده هست. با این اوضاع صدام خود را درگیر چالشی دیگر و مخمصه‌ای بزرگ کرد. وضعیت پیچید‌ه‌ای که نه راه برگشت داشت و نه راه به جلو. در نهایت چیزی جز ذلت و خواری نصیبش نشد. خداوند خواست که وضعیت به‌گونه‌ای شود که صدام و حامیانش شکست بخورند و رزمندگان اسلام پیروز و از طرفی اسرا نیز از بند اسارت رها شوند.

در همان روز‌های اول مرداد، از طریق رسانه‌ها شنیدیم توافقاتی بین مسئولان خودمان و عراق در مورد اجرای بند‌های قطعنامة ۵۹۸ شورای امنیت به‌خصوص بند مربوط به آزادی اسرا صورت گرفته و تصمیم بر این شده که اسرای دو کشور آزاد شوند. نگهبانان عراقی هم خیلی خوشحال شدند؛ زیرا از سال‌های جنگ و اوضاع بسیار سخت دوران دیکتاتوری صدام و حزب بعث و رفتار ظالمانه او بر مردم، در فشار و زجر بودند. آن‌ها در جنگ بیشتر از ما تلفات داده بودند و اکثراً هم از اقشار ضعیف بودند. افراد بسیار زیادی از خانواده‌ها و بستگان‌شان در جنگ کشته و اسیر شده بودند؛ لذا از اتمام جنگ و آزادی بستگان‌شان بسیار شاد بودند؛ طوری که خوشحالی‌شان را پنهان نمی‌کردند. 

نگهبانان خبر‌های دست اول در این خصوص را به داخل اردوگاه می‌آوردند. هرچه به روز‌های پایانی مرداد سال ۱۳۶۹ نزدیک می‌شدیم، خبر‌ها داغ‌تر و بوی رهایی بیشتر به مشام‌مان می‌رسید. باز آیه‌های شریف قرآنی «فان مع العسر یسرا؛ پس به‌درستی که پس از هر سختی آسانی هست» و در آیه بعد که تأکیدی بر وقوع این حقیقت هست: «ان مع العسر یسرا؛ به‌درستی که پس از هر سختی آسانی هست» یادآور این بود که دست تقدیر و اراده الهی سبب شد که اوضاع این چنین شود و پس از گذران دوران سخت اسارت، نعمت آزادی نصیب‌مان شود. هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که به این زودی‌ها از چنگال دیکتاتور ظالم عراقی خلاص شویم».

انتهای پیام/ ۱۱۳

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

واکنش مأموران اردوگاه از شنیدن خبر مبادله اسرا بیشتر بخوانید »