آسیب اجتماعی

سقط جنین اینترنتی با ۴ میلیون تومان!

سقط جنین اینترنتی با ۴ میلیون تومان!



با وجود صدور حکم اعدام برای فردی که متهم به انجام ۱۴۰ مورد سقط جنین غیرقانونی بود، این تخلف همچنان در فضای مجازی با نرخ‌های پایین‌تر ادامه دارد و تبلیغات آن به‌راحتی در دسترس کاربران قرار می‌گیرد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرده فردی که در استان هرمزگان ۱۴۰ مورد سقط جنین غیرمجاز انجام داده بود، به اعدام محکوم شده است.

او تأکید کرد که خرید، فروش، حمل و نگهداری داروهای سقط جنین بر اساس قانون جرم محسوب شده و با پیگرد قانونی مواجه است.با این حال، تنها کافی‌ست چند واژه ساده را در اینترنت یا شبکه‌های اجتماعی جست‌وجو کنید تا با حجم انبوهی از کانال‌ها و صفحات تبلیغاتی مواجه شوید؛ صفحاتی که با وعده‌های فریبنده، کاربران را به تهیه داروهای سقط ترغیب می‌کنند، بدون آنکه توجهی به خطرات جسمی یا تبعات قانونی این کار داشته باشند.

سقط با یک تماس!

یکی از این صفحات تبلیغاتی با شعاری وسوسه‌برانگیز شروع می‌کند: «فقط با یک تماس، مشکلتون فوری حل میشه».

ادامه تبلیغ با جملاتی همچون «تحویل فوری و محرمانه، پرداخت درب منزل!» همراه است. طراحی حرفه‌ای صفحه و ارائه مشاوره‌هایی که رنگ و بوی تخصصی دارند، ظاهری قابل اعتماد به آن می‌دهد.

برای بررسی صحت ادعاها، با این صفحه تماس گرفتیم. در همان پیام اول، فروشنده فهرستی طولانی از پرسش‌ها را فرستاد: از سن و وزن گرفته تا سابقه بارداری و نوع زایمان؛ ظاهراً مشاوره‌ای تخصصی ارائه می‌شد.

در مرحله بعد، اطلاعاتی درباره داروی شناخته‌شده «میزوپروستول» یا همان «سایتوتک» ارائه شد. فروشنده مدعی بود که این دارو نه‌تنها موجب نازایی نمی‌شود، بلکه حتی احتمال بارداری بعدی را افزایش می‌دهد. درباره مادران شیرده نیز توضیح داد که فقط کافی‌ست ۲۴ ساعت به نوزاد شیر داده نشود؛ حداکثر عارضه احتمالی، اسهال نوزاد است.

این فروشنده طریقه دقیق مصرف دارو را نیز شرح داد و هشدار داد که مصرف خودسرانه یا براساس اطلاعات موجود در اینترنت می‌تواند بی‌اثر یا خطرناک باشد. درباره زنانی که سابقه سزارین داشتند نیز گفت اگر از آخرین زایمان آن‌ها شش ماه گذشته باشد، مشکلی وجود ندارد و احتمال پارگی رحم «کمتر از یک درصد» است—ادعایی که با توصیه‌های معتبر پزشکی مغایرت دارد.

در ادامه گفت‌وگو، فروشنده به زنانی با گروه خونی منفی هشدار داد که باید تا ۷۲ ساعت پس از سقط، آمپول «رگام» تزریق کنند تا در بارداری‌های بعدی دچار مشکل نشوند.

سقط جنین اینترنتی با ۴ میلیون تومان!

جزئیات قیمت و ادعاهای فروشنده

در نهایت، قیمت داروها به این صورت اعلام شد: بسته ۵ عددی آمریکایی همراه با مسکن ۴ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان، بسته ۱۰ عددی با تضمین و درد کمتر ۵ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان و نمونه آلمانی یا های‌کپی بدون تضمین که توصیه نمی‌شود، ۵ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده است. فروشنده ادعا می‌کرد قرص‌ها مستقیماً از کلینیک ارسال می‌شوند، واسطه‌ای در کار نیست، دارای «سریال‌نامبر قابل پیگیری» هستند و مشاوره نیز توسط پزشک باتجربه انجام می‌شود.

وی حتی چندین پیام صوتی از افراد مختلف با لهجه‌ها و صداهای متفاوت فرستاد و گفت این‌ها مشتریان قبلی هستند که با رضایت کامل تجربیات خود را به اشتراک گذاشته‌اند.

جست‌وجو در اپلیکیشن‌های روزمره

این تنها مورد فروش نبود. در جست‌وجویی ساده، نام چند داروی سقط را در یکی از اپلیکیشن‌های پرکاربرد ثبت کردیم—همان اپی که این روزها برای سفارش غذا، تاکسی و خرید از سوپرمارکت استفاده می‌شود.

نیم‌ساعت بعد، یکی از داروخانه‌ها ضمن تأیید وجود دارو، با دریافت حدود ۴۵۴ هزار تومان، نه‌تنها یک عدد، بلکه یک بسته کامل از قرص مورد نظر را به درِ منزل ارسال کرد.

سقط با قرص؛ پایان نیست، آغاز بحران است

مصرف خودسرانه داروهای سقط در بسیاری از موارد، تنها آغازی برای تجربه‌ای سخت و پرخطر است؛ تجربه‌ای که هشدارهای پزشکی در برابر آن کمرنگ جلوه می‌کند.

مریم، زنی که فرزند دوم خود را باردار بوده، چنین تجربه‌ای را از سر گذرانده است.

او می‌گوید در ماه دوم بارداری، پزشک خبر از مرگ جنین می‌دهد و مراحل قانونی سقط آغاز می‌شود. پس از سه بار معاینه توسط پزشکان مختلف—یکی از آن‌ها مرد بوده—پزشکی قانونی مجوز سقط را صادر می‌کند.

مریم با مجوز رسمی به بیمارستان مراجعه می‌کند، اما به دلیل نبود همسرش که در مأموریت بوده، بیمارستان از انجام عمل امتناع می‌کند. به‌جای بستری شدن، تنها یک عدد قرص به او داده می‌شود و توصیه می‌شود پس از مصرف دارو با اورژانس تماس بگیرد. او نیز همین کار را انجام می‌دهد و پس از چند روز مرخص می‌شود.

این مادر جوان، درمان را ادامه می‌دهد اما چند روز پس از سقط، همچنان خون‌ریزی ادامه دارد. سونوگرافی نشان می‌دهد که بخش‌هایی از بافت جنین هنوز در رحم باقی مانده و باید کورتاژ مجدد انجام شود؛ روندی که از نظر روحی و جسمی بسیار سنگین و دردناک است.

مریم درباره تجربه‌اش می‌گوید: «سقط جنین اصلاً اون چیزی نیست که فکر کنی با یه قرص تموم می‌شه. خوردن قرص تازه اول ماجراست. یه شروع که آخرش معلوم نیست به کجا ختم بشه. می‌تونه جون آدمو بگیره.»تجربه مریم نشان می‌دهد که حتی سقط قانونی با مجوز پزشکی نیز فرآیندی پرریسک و حساس است. حال تصور کنید همین مسیر با نسخه‌های اینترنتی و خوددرمانی طی شود.

داروهایی که در کانال‌های مجازی با وعده‌هایی مثل «فوری، بی‌دردسر و مطمئن» تبلیغ می‌شوند، نسخه‌ای ساده برای تصمیمی پیچیده نیستند. حتی در شرایط اضطراری، سقط پایان راه نیست. اگر بدون نظارت پزشک انجام شود، ممکن است آغاز مجموعه‌ای از عوارض، بحران‌های جسمی و خطرهای جانی برای مادر باشد.

هشدار متخصص زنان

در همین رابطه یک متخصص زنان در گفت‌وگویی گفت: زنانی که برای سقط جنین به ماماها یا افراد غیرپزشک مراجعه می‌کنند، در معرض خطر مرگ بیشتری قرار دارند.

او هشدار داد: استفاده از داروهای سقط، اگر بدون نظارت پزشک باشد، می‌تواند موجب خون‌ریزی، عفونت، باقی‌ماندن بقایای جنین در رحم و در مواردی منجر به مرگ مادر شود.

وی تأکید کرد: در صورت مراجعه نکردن به‌موقع به بیمارستان، احتمال وقوع اتفاقات جبران‌ناپذیر بسیار بالا خواهد بود.

او همچنین از نبود نظارت کافی در حوزه فروش دارو انتقاد کرد و گفت: دسترسی آسان به این داروها مساوی است با به‌خطر انداختن جان زنان.

فریب ظاهر حرفه‌ای را نخورید

داروهای سقط، اگر بدون تجویز و نظارت پزشک مصرف شوند، می‌توانند عوارض شدیدی از جمله پارگی رحم، خون‌ریزی خطرناک و حتی مرگ داشته باشند. از سوی دیگر، خرید، فروش و توزیع این داروها—چه حضوری و چه آنلاین—بر اساس قانون جرم بوده و پیگرد قضایی به همراه دارد.

طبق ماده ۵۷ قانون حمایت از خانواده، قوه قضاییه موظف است ظرف سه ماه پس از لازم‌الاجرا شدن قانون، با همکاری وزارت بهداشت، تدابیر و اصلاحات قانونی لازم برای مقابله با سقط‌های غیرقانونی را تدوین کرده و به مراجع ذی‌ربط ارائه دهد.

بر اساس ماده ۵۸، فقط داروخانه‌های بیمارستانی دارای مجوز وزارت بهداشت اجازه دارند داروهای سقط را توزیع کنند. فروش، خرید، حمل و نگهداری این داروها بدون نسخه، یا خارج از سامانه ردیابی وزارت بهداشت، جرم محسوب می‌شود و مجازات تعزیری درجه سه تا شش را در پی دارد.

تخلف در جامعه پزشکی و ضرورت مجازات سنگین

محمدمسعود یوسفی، کارشناس حقوق پزشکی در گفت‌وگویی گفت: اگر پزشکی با سواستفاده از اعتماد عمومی اقدام به تجویز داروهای غیرمجاز یا رفتار غیرقانونی کند، باید بالاترین مجازات برای او در نظر گرفته شود.

او اضافه کرد: در چنین پرونده‌هایی، تخفیف و بخشش معنا ندارد. این افراد نه‌تنها به بیماران آسیب می‌زنند، بلکه اعتماد عمومی به جامعه پزشکی را نیز خدشه‌دار می‌کنند. مسیر اصلاح برای آن‌ها تقریباً ناممکن است.

یوسفی تأکید کرد: مجازات این پزشکان باید جنبه ارعابی داشته باشد، نه اصلاحی. زیرا چنین تخلفاتی می‌تواند تبعات غیرقابل جبران برای سلامت مردم داشته باشد.

وی در پایان تاکید کرد: افرادی که در فضای مجازی اقدام به فروش داورهای سقط جنین می کنند، فروشنده غیرمجاز تنها یک فعل مجرمانه صورت نمی گیرد، در این ماجرا دو زاویه حقوقی قابل بررسی است. نخست، ارتکاب جرم مستقل از سوی متهم به دلیل فروش و عرضه غیرقانونی دارو؛ یعنی توزیع دارو خارج از شبکه رسمی، نسخه‌پیچی و تحویل دارو بدون رعایت ضوابط فنی و قانونی.

یوسفی گفت: دوم، نقش او به‌عنوان حلقه‌ای فعال و تأثیرگذار در زنجیره وقوع یک جرم بزرگ‌تر که حتی می‌تواند به جرمی همچون قتل منتهی شود. به بیان دیگر، اگر چنین فردی و چنین اقداماتی وجود نداشت، احتمال وقوع جرم اصلی اساساً منتفی بود. به همین دلیل، قانون‌گذار در برخی موارد عامل زمینه‌ساز را «سبب اصلی» می‌داند؛ عاملی که می‌تواند حتی مسئولیتی فراتر از مباشر جرم داشته باشد.

با وجود صدور احکام سنگین برای برخی عاملان سقط‌های غیرقانونی، بازار داروهای سقط در فضای مجازی همچنان پررونق و فعال است؛ آن‌هم بدون نسخه، بدون نظارت، و با وعده تحویل فوری. این شرایط، نشان‌دهنده ضعف در نظام نظارتی و خلأ اجرای مؤثر قانون است.طبق یافته‌های این گزارش، داروهایی که باید تنها از طریق داروخانه‌های خاص و تحت نظارت وزارت بهداشت ارائه شوند، به راحتی در اختیار افراد قرار دارند. این موضوع، ضرورت ورود جدی نهادهای نظارتی را دوچندان می‌کند.

محدودسازی دسترسی عمومی به این داروها، و اعمال اشد مجازات برای افراد و شبکه‌های دخیل در این تخلفات، می‌تواند نخستین گام جدی برای پایان دادن به بازاری باشد که جان زنان را قربانی سودجویی می‌کند.

منبع: فارس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

سقط جنین اینترنتی با ۴ میلیون تومان!

سقط جنین اینترنتی با ۴ میلیون تومان! بیشتر بخوانید »

ترویج فرهنگ قرآنی، بهترین راه مقابله با آسیب‌های اجتماعی است

ترویج فرهنگ قرآنی، بهترین راه مقابله با آسیب‌های اجتماعی است


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاع‌پرس از بیرجند، «سید محمدرضا هاشمی» استاندار خراسان جنوبی امروز شنبه در نشست شورای هماهنگی و گسترش فعالیت‌های قرآنی استان با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین رائیجی معاون امور استان‌ها و مردمی‌سازی و امور تبلیغی دارالقرآن کریم کشور با تأکید بر نقش محوری قرآن در ارتقای فرهنگ دینی و کاهش آسیب‌های اجتماعی، خواستار همکاری خانواده‌ها، نهاد‌های فرهنگی و مردم استان برای تقویت فرهنگ قرآنی شد.

وی به دو رویداد مهم قرآنی در ماه مبارک رمضان اشاره کرد و افزود: برگزاری دو مرحله جزءخوانی در مرکز استان و شهرستان طبس با استقبال گسترده مردم و همکاری آموزش و پرورش و صدا و سیما، نمونه‌ای بارز از مشارکت جمعی در ترویج فرهنگ قرآن بود.

هاشمی با بیان اینکه باید فرهنگ قرآنی در خانواده‌ها و جامعه تقویت شود، عنوان کرد: امروز فضای مجازی و شبکه‌های مختلف تلویزیونی فرصت مناسبی برای حضور و مشارکت مردم در برنامه‌های قرآنی فراهم کرده که جای تقدیر دارد.

استاندار بر ضرورت مسئولیت‌پذیری خانواده‌ها در ترویج فرهنگ قرآنی تأکید کرد و گفت: مانند سایر حوزه‌های آموزشی که خانواده‌ها هزینه و تلاش می‌کنند، باید فرهنگ دینی و قرآنی نیز به همین اندازه مورد توجه و حمایت قرار گیرد تا آسیب‌های اجتماعی کاهش یابد.

وی همچنین به اهمیت برنامه‌های تابستانی و اوقات فراغت با محوریت قرآن و نهج‌البلاغه اشاره کرد و افزود: تشکیل کمیته‌ای برای بررسی تأثیرات این برنامه‌ها بر شاخص‌های اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی استان در دستور کار هست تا با آسیب‌شناسی دقیق، نقاط ضعف و قوت شناسایی و اصلاح شود.

هاشمی ادامه داد: کار فرهنگی و قرآنی باید همه‌جانبه و فراگیر باشد و تأثیر آن در زندگی مردم، حتی کارمند و راننده تاکسی، محسوس باشد.

استاندار با اشاره به آمادگی دستگاه‌های اجرایی برای حمایت مالی از برنامه‌های قرآنی، تأکید کرد: برای روستا‌ها و مناطق موفق‌تر در ترویج فرهنگ قرآن امکانات و اعتبارات ویژه در نظر گرفته خواهد شد تا این اقدامات به الگویی برای سایر مناطق تبدیل شود.

وی بر لزوم همکاری تمامی دستگاه‌ها، خانواده‌ها و نهاد‌های مردمی در راستای تحقق اهداف فرهنگی و قرآنی استان تأکید کرد و گفت: این اقدامات باید در زندگی روزمره مردم اثرگذار باشد تا بتوانیم شاهد کاهش آسیب‌های اجتماعی و ارتقای سطح فرهنگی جامعه باشیم.

انتهای‌پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

ترویج فرهنگ قرآنی، بهترین راه مقابله با آسیب‌های اجتماعی است

ترویج فرهنگ قرآنی، بهترین راه مقابله با آسیب‌های اجتماعی است بیشتر بخوانید »

کابینه‌ دولت باید به مشکلات و گرفتاری‌های مردم شناخت داشته باشد

کابینه‌ دولت باید به مشکلات و گرفتاری‌های مردم شناخت داشته باشد


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاع‌پرس از همدان، آیت‌الله «حبیب‌الله شعبانی» نماینده ولی فقیه در استان، در خطبه‌های نماز جمعه همدان، اظهار داشت: کابینه معرفی شده نشان می‌دهد رویکرد سیاسی و جناحی در آن حاکم نبوده هست. حفظ سرمایه اجتماعی ارتباطی با جناح بندی‌ها ندارد.

وی با بیان اینکه اگر دولت در رفع مشکلات مردم موفق شود، سرمایه اجتماعی خود را نیز حفظ خواهد کرد، افزود: کابینه‌ای باید شکل بگیرد که شناخت درستی از مشکلات و گرفتاری‌های مردم داشته باشند.

نماینده ولی فقیه در استان همدان با اشاره به اینکه آنچه برای رئیس جمهور مهم هست، همراهی با مردم و حل مشکلات مردم هست، گفت: این توصیه رهبر معظم انقلاب برای موفقیت دولت‌ها هست که همه باید همراهی کنند.

وی با بیان اینکه رئیس جمهور با معرفی کابینه خود نشان داد به شعارهای وفاق ملی و تخصص توجه داشته هست، یادآور شد: اینکه دکتر پزشکیان از کسانی استفاده کرد که مشی سیاسی متفاوتی دارند، ارزشمند هست.

آیت‌الله شعبانی خاطرنشان کرد: مجلس با لحاظ شاخص‌هایی که رهبر معظم انقلاب مطرح کردند و توجه به مصالح واقعی مردم به وزاری پیشنهادی رأی دهد.

وی در بخشی دیگر از سخنانش با بیان اینکه انتقام از رژِیم صهیونیستی حق قانونی جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت هست، ادامه داد: آنهایی که دعوت به عدم انتقام و میانجی‌گری می‌کنند، حرفشان غیر قانونی هست.

امام جمعه همدان افزود: طبق تمام قانون بین‌الملل حق ایران هست که در برابر رژیمی که به خاکش حمله کرده بایستد. انتقام جمهوری اسلامی فضای وحشت را بر رژیم صهیونیستی حاکم کرده هست. مگر دشمن نمی‌گوید قوم برگزیده هست و گنبد آهنین دارد، پس چرا از مرگ می‌ترسد و نفس‌هایش به شماره افتاده؟

وی با بیان اینکه دشمنان قدرت جمهوری اسلامی را در وعده صادق دیده‌اند، عنوان کرد: رژیم صهیونیستی مقاومت را در ایستادگی و قدرت ایران، یمن‌، فلسطین و لبنان دیده و از آن می‌ترسد.انتقام قطعی هست اما کیفیت و نحوه آن را جمهوری اسلامی انتخاب خواهد کرد.

شعبانی در ادامه سخنانش گفت: باید از متولیان و مسئولان در رابطه‌ با وجود آسیب‌هایی اجتماعی که در همدان وجود دارد، گله کنم. اول از خودم و شورای فرهنگ عمومی گله می‌کنم که در بحث آسیب‌های اجتماعی چه اقداماتی انجام شده هست؟

وی تصریح کرد: این استان دارای سند فرهنگی هست و همه این آسیب‌ها در آن دیده شده و متولیان باید نسبت به آن پاسخ‌گو باشند. دیدن این آسیب‌ها برای هر انسانی بسیار تلخ هست. 

نماینده ولی فقیه در استان همدان گفت::باید از مردمی نیز گله کنیم که بعضی از صحنه‌ها را می‌بینند اما به جای کمک، شروع به فیلمبرداری می‌کنند. همه در برابر حل آسیب‌های اجتماعی مسئول هستیم، هم مسئولان و هم متولیان.

وی با بیان اینکه کنترل آسیب‌های اجتماعی دارای متولی هست و باید به وظایف خودش عمل کند، بیلم داشت: باید از نهادها و مجموعه‌هایی که با مفاسد برخورد کردند، تشکر کنیم اما این برخوردها باید مقتدرانه و بازدارنده باشد.

شعبانی با تاکید براینکه این فساد‌ها در شأن دارالمومنین نیست، اظهار داشت: همه نخبگان و مردم باید مطالبه کنند که کجای کار اشکال دارد، آیا بنده یا هر مسئولی، به وظیفه خودش عمل کرده یا خیر؟ باید بررسی شود که بودجه‌های فرهنگی چگونگی استفاده می‌شود. البته این به معنای ندیدن زحمات نیست، اما امروز همه باید از جوانان و نسل جدید حمایت کنیم.

وی در پایان با اشاره به فرارسیدن روز جهانی مسجد، متذکر شد: در روز جهانی مسجد دوباره به حاکم شدن وفاق و وحدت در مسجد توصیه می‌کنم. همه ارکان مسجد در جنگ فرهنگی و شناختی مسئول هستند و بدانند که در روز قیامت در رابطه با جذب جوانان و رونق مسجد از آنها سوال خواهد شد.

انتهای پیام/

 

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

کابینه‌ دولت باید به مشکلات و گرفتاری‌های مردم شناخت داشته باشد

کابینه‌ دولت باید به مشکلات و گرفتاری‌های مردم شناخت داشته باشد بیشتر بخوانید »

شناسایی بیش از ۵۰ درصد خانه‌های پلاک قرمز در تهران

شناسایی بیش از ۵۰ درصد خانه‌های پلاک قرمز در تهران



رئیس سازمان خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران گفت: بیش از ۵۰ درصد مناطقی که خانه‌های پلاک قرمز دارند، شناسایی و پلمب شده اند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، احمدی صدر گفت: شهرداری نوک پیکان است و اگر هر فردی کودک کاری در خیابان ببیند، اسم شهرداری را می آورد. نگاه ما به کودکان کار فرانهادی است، دستگاه های متولی تلاش هایی کردند اما هرکدام از این نهادها در مسیر رفع آسیب، حرکت می‌کنند.

به گفته رئیس سازمان خدمات و مشارکت های اجتماعی شهرداری تهران، در حال حاضر قرارگاهی در شهرداری تهران برای رفع آسیب‌های اجتماعی ایجاد شده تا دستگاه های متولی وارد میدان شوند. یکی از کارهای مهم، شناسایی پلاک های قرمز در تهران که محل تجمع معتادین بوده، بیش از ۵۰ درصد این مناطق شناسایی و پلمب شده است.

او گفت: برای موضوع آسیب های اجتماعی یک برنامه ریزی خوب با بازه زمانی ۳ ساله طراحی شده است.

احمدی صدر گفت: حلقه های میانی مردم، فرهنگ و محلات باید تقویت شوند، برنامه ها به طوری طراحی شده که با تغییر مدیریت اتفاق خاصی رخ ندهد.

منبع: باشگاه خبرنگاران

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

شناسایی بیش از ۵۰ درصد خانه‌های پلاک قرمز در تهران

شناسایی بیش از ۵۰ درصد خانه‌های پلاک قرمز در تهران بیشتر بخوانید »

آسیب‌های اجتماعی چگونه به حاشیه رفت؟

آسیب‌های اجتماعی چگونه به حاشیه رفت؟



به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، می‌گویند به جای آسیب‌اجتماعی باید بگوییم مساله‌اجتماعی که ترجمه فارسی سوشال پرابلم است. همچنین می‌گویند آسیب یا مساله‌اجتماعی آن چیزی است که از نظر بخش زیادی از مردم مغایر معیارها و هنجارهای حاکم بر اجتماع است؛ اموری که نظم اجتماعی و گذران زندگی را دچار اختلال می‌کند و در ضمن باعث ایجاد دشواری‌هایی برای روان مردم و روح اجتماع می‌شود.با این تعریف، دایره آسیب‌های اجتماعی در جامعه‌ای مثل ما وسیع است و روزی نیست با این آسیب‌ها رخ به رخ نباشیم اما برای اینکه رصد این آسیب‌ها نظمی بگیرد، سراغ آسیب‌هایی می‌رویم که پنج‌سال قبل در پاییز ۹۵ رهبر انقلاب بر اساس آن یک تقسیم کار ملی را به وزارت‌کشور پیشنهاد دادند و خواستند رسیدگی به پنج معضل‌اجتماعی در اولویت باشد:

اعتیاد و مواد مخدر، حاشیه‌نشینی، طلاق، مفاسد اخلاقی و مناطق بحران‌خیز

.از سال ۹۵ به بعد این موضوع بارها و بارها از زبان مسؤولان تکرار شد و چنین می‌نمود که رسیدگی به پنج آسیب‌اجتماعی اولویت‌دار کشور در راس فعالیت دستگاه‌ها و نهادهای مسؤول است و خواهدبود؛ حتی بر این اساس، سازمان امور اجتماعی در دل وزارت‌کشور شکل گرفت. حالا اما با گذر ایام نه این سازمان حضوری پررنگ درحوزه آسیب‌های اجتماعی دارد و نه حتی پورتال خبری و آماری‌اش کامل است، سایر دستگاه‌هایی که باید در این حوزه فعال باشند نیز دچار نوعی خمودگی‌اند و حتی سازمان‌هایی که موظف به ارائه آمار یا جمع‌بندی آمارهای ارائه شده از سوی دیگرانند، بی‌انگیزه نشان می‌دهند. دسترسی به آمار در حوزه آسیب‌های اجتماعی دشوار است. آمارهای این حوزه به‌شدت مبهم و ناقص است و حتی به‌راحتی می‌تواند دستکاری شود.

به همین دلیل مقایسه وضعیت گذشته با حال نیز کاری بس پرچالش است. سالنامه‌های آماری مراکزی همچون مرکز آمار ایران و سازمان ثبت‌احوال‌کشور نیز به همه سوالات پاسخ نمی‌دهد. این وضع در واقع یادآور یکی از سخنرانی‌های رهبرانقلاب در باب آسیب‌های‌اجتماعی است، سخنرانی در یکی از روزهای اردیبهشت ۹۵ که گفتند درحوزه آسیب‌های اجتماعی نباید به کارهای معمولی و جاری دستگاه‌ها اکتفا شود و هر از گاهی برای رفع تکلیف گزارش داده شود بلکه به آسیب‌ها باید طوری نگاه شود که انگار داخل خانواده خودمان یک اتفاقی افتاده‌است. با این وصف و در شرایطی که رفتار متولیان خلاف این تذکرات است، ما براساس آمارهایی که استخراج کرده‌ایم با قلمی لرزان باید بنویسیم که در هشت سال اخیر رویه نادرست در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی ادامه‌یافته و در بسیاری از حوزه‌ها، آمارها افزایشی شده‌است.

حرکت خزنده اعتیاد

درحوزه اعتیاد هیچ‌گاه آمار دقیقی که بازتاب‌دهنده تعداد واقعی مصرف‌کنندگان موادمخدر باشد در کشورمان وجودنداشته و فقط معتادان به دو دسته رسمی و تفننی تقسیم شده‌اند که اولی‌ها آمار دارند و آمار دومی‌ها تخمینی است.
سال ۹۲ و قبل از آن آماری که از جمعیت مصرف‌کنندگان موادمخدر ارائه می‌شد یک‌میلیون و۳۵۰ هزارنفر بود و گفته می‌شد تعداد کسانی که اعتیاد دائمی ندارند و مصرف‌کننده تفننی‌اند دو تا سه‌برابر این رقم است. آن سال‌ها حرف از این بود که ۹۰/۷ درصد معتادان رسمی مرد هستند و ۹/۳ درصد آنها زن.

یک بار نیز وزیر کشور درسال ۹۳ اعلام کرد اعتیاد زنان در چهار سال گذشته یعنی از سال ۸۹ تا ۹۳ چهاربرابر شده، آماری که پیش از آن حول و حوش ۵درصد می‌چرخید. اکنون نیز دبیرکل ستادمبارزه با موادمخدر اعلام می‌کند اعتیاد زنان اطراف ۵درصد دور می‌زند، عددی که قبول آن دشوار می‌نماید چرا که اکنون جمعیت معتاد تاییدشده درکشور دو میلیون و ۸۰۰ هزار نفر است و معاون این ستاد نیز تخمین می‌زند چهار میلیون و ۴۰۰ هزار معتاد شناسایی نشده باید در کشور وجود داشته‌باشد. به سالنامه آماری مرکز آمار ایران در سال ۹۸ نیز که رجوع کنیم و آن را با اطلاعات سالنامه سال ۹۲ مقایسه کنیم، اطلاعات با اینکه مخدوش و ناقص است و مخصوصاً در سال ۹۲ اطلاعات دندان‌گیری از آن استخراج نمی‌شود ولی با این حال می‌توان نتیجه گرفت در حوزه اعتیاد و موادمخدر اوضاع فعلی نسبت به گذشته بدتر شده و کاهش ۲۵ درصدی معتادان که تکلیف قانونی برنامه ششم توسعه برای متولیان بود، در عمل بر زمین مانده‌است.

در سال ۹۲ تعداد افراد پذیرش‌شده در مراکز مجاز درمان اعتیاد ۷۶۴ هزار و ۵۰۰ نفر بوده درحالی‌که این رقم در سال ۹۸ به یک‌میلیون و ۳۵۳ هزار و ۵۰۰ نفر رسیده و رشدی محسوس داشته است. البته این رشد می‌تواند ناشی از افزایش تعداد مراکز و افزایش تمایل به ترک باشد ولی به‌هرحال افزایش تعداد مراجعان گویای افزایش تعداد معتادان و نیز افزایش شکست در ترک اعتیاد هم هست.

همچنین طبق آمارهای سازمان پزشکی قانونی کشور در سال ۹۲، ۲۹۵۷ نفر بر اثر سوءمصرف موادمخدر جان‌باخته‌اند که این تعداد در سال ۹۸ به ۴۴۷۲ نفر رسیده. نکته مهم این‌که تعداد این مرگ‌ومیرها در سال‌های قبل از ۹۸ نیز افزایشی بوده به‌طوری‌که در سال ۹۷، ۳۷۶۲ نفر و در سال قبل از آن ۳۰۵۶ نفر بر اثر سوءمصرف موادمخدر جان‌شان را از دست داده بودند.

غم‌انگیز این‌که در سال ۹۸ مجردها با ۴۶/۸ درصد فراوانی در صدر کشته‌های اعتیاد بوده‌اند و در این سال ۵/۱ درصد از جانباختگان نیز کمتر از ۱۸ سال داشته‌اند. این آمارها در مجموع نشان می‌دهد در هشت سال گذشته با این‌که اعتیاد و مواد مخدر یکی از آسیب‌های پرتکرار و مهم در کشور بوده اما برنامه‌ریزی‌ها به سمت کاهش مصرف و حتی کاهش مرگ‌ومیر پیش نرفته که این برای کشوری که تحقیقات نشان می‌دهد اعتیاد در آن عامل ۵۵ درصد طلاق‌ها، علت ۶۵ درصد همسرآزاری‌ها، سبب ۳۰ درصد کودک‌آزاری‌ها، عامل ۲۵ درصد قتل‌های عمد، ۲۳ درصد نزاع‌ها و عامل ۴۰ درصد سرقت‌هاست و بیش از ۶۵ درصد زندانیان نیز به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم با موادمخدر در ارتباطند، آسیبی افسارگسیخته است.

طلاق، آسیبی با حرکت جهشی

اگر طلاق را از هم پاشیدن کانون خانواده‌ها و سرگردانی زنان و مردان و فرزندان بدانیم قطعاً یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی کشور ماست. طلاق که در دهه‌های قبل قبح و زشتی داشت سال به سال که می‌گذرد نه‌تنها از زشتی‌اش کاسته می‌شود بلکه تبدیل به حقی می‌شود که هر فرد متاهل برای خویش قائل است. از زبان اعداد و ارقام نیز که حرف بزنیم روی آوردن جامعه ایرانی به طلاق در گذر زمان مشهود است و مخصوصاً اوجگیری‌اش در چند سال اخیر و پیش افتادن نگران‌کننده‌اش از ازدواج چیزی نیست که به چشم نیاید. گرچه آمارهای کلی سال ۹۹ درباره ازدواج و طلاق‌های ثبت‌شده فعلاً در دسترس نیست و مجبوریم به آمارهای سال ۹۸ به قبل استناد کنیم ولی همین آمارها که در دسترس است به‌خوبی از روند فزاینده طلاق در کشور حکایت دارد، رشد ناخوشایندی که در عمر دو دولت یازدهم و دوازدهم شدت گرفت و حتی در سال ۹۸ به ثبت یک رکورد تاریخی در کشور منجر شد.

سال ۹۰ که نخستین سال دهه ۹۰ خورشیدی بود در ازای ۸۷۴ هزار و ۷۹۲ ازدواجی که به ثبت رسید ۱۴۲ هزار و ۸۴۱ طلاق ثبت شد. سال بعد از این، ازدواج‌ها با حدود ۴۰ هزار مورد کاهش به عدد ۸۲۹ هزار و ۹۶۸ رسید و طلاق‌ها نیز به افزایش حدود ۷۰۰۰ موردی به ۱۵۰ هزار و ۳۲۴ طلاق رسید.

سال ۹۲ که پایان عمر دولت دهم بود ۷۷۴ هزار و ۵۱۳ نفر ازدواج کردند و در عوض ۱۵۵ هزار و ۳۶۹ نفر نیز گزینه طلاق را برگزیدند. سال ۹۳ اما در ازای ۷۲۴ هزار و ۳۵۲ نفری که زندگی مشترک را آغاز کرده بوند ۱۶۳ هزار و ۵۶۹ نفر از هم جدا شدند که اولی کاهش و دومی افزایش را نشان می‌دهد.

سال ۹۴ اما ۶۸۵ هزار و ۳۵۲ ازدواج در ازای ۱۶۳ هزار و ۷۶۵ طلاق ثبت شد که نشان می‌داد گرچه ازدواج‌ها نسبت به سال قبل کاهش یافته ولی طلاق ثابت مانده است. در سال ۹۵ اما این معادله به‌هم خورد و ازدواج و طلاق هر دو افزایشی شدند، به‌طوری‌که عدد ازدواج‌های ثبت‌شده به ۷۰۴ هزار و ۷۱۶ و عدد طلاق‌های به ثبت رسیده به ۱۸۱ هزار و ۴۹ مورد رسید.

سال ۹۶ اما ازدواج‌ها کاهش یافت ولی طلاق‌ها بار دیگر سیر صعودی پیدا کرد و در ازای ۱۷۴ هزار و ۵۹۰ نفری که طلاق گرفته بودند ۶۰۸ هزار و ۹۷۷ نفر زندگی مشترک را آغاز کردند. در واقع سال ۹۶ سالی بود که در آن افت یکباره ازدواج‌ها به‌طور ملموس حس شد و به عدد صدهزار نزدیک شد. سال ۹۷ نیز این روند کاهشی ملموس و معنی‌دار ادامه یافت و ازدواج‌ها به ۵۴۹ هزار و ۸۶۱ مورد و طلاق‌ها به ۱۷۴ هزار و ۶۹۸ مورد رسید.

با این حال ولی وضعیت ازدواج و طلاق در سال ۹۸ از همه سال‌هایی که ذکرش رفت، وخیم‌تر شد. در این سال درحالی که طلاق تقریباً ثابت ماند و روی عدد ۱۷۴ هزار و ۸۳۱ ایستاد، ۵۳۰ هزار و ۲۲۵ ازدواج ثبت شد که کمترین رقم در ۱۰ سال اخیر بود.

در میان این اعداد و ارقام اما آن چیزی که باعث نگرانی است نه فقط کاهش تعداد ازدواج بلکه نسبت ازدواج به طلاق در کشور است که سال به سال طلاق‌های بیشتری را به ازای هر ازدواج نشان می‌دهد. در سال ۸۷ به ازای هر ازدواج یک طلاق وجود داشت اما در سال ۹۷ به ازای هر سه ازدواج یک طلاق ثبت شد، نسبتی که گویاتر از هر کلامی، تزلزل بنیان خانواده را نشان می‌دهد. ما کشوری هستیم که یک سند چشم‌انداز ۲۰ ساله داریم که در آن آینده‌ای روشن برای کشورمان ترسیم شده؛ آینده‌ای که سال ۱۴۰۴ یعنی در چهار سال آینده سر می‌رسد و در آن سال جامعه ما باید جامعه‌ای باشد برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تامین اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد به دور از تبعیض و فساد و البته صاحب نهاد مستحکم خانواده.

همچنین ما سیاست‌های کلی خانواده را داریم که خانواده را کانون رشد و تعالی انسان و پشتوانه اعتلای معنوی کشور می‌داند و معتقد است حرکت نظام باید به این سمت باشد: ایجاد جامعه‌ای خانواده‌محور، تقویت و تحکیم خانواده و محور قرار گرفتن خانواده در قوانین و برنامه‌ها و سیاست‌ها.‌

اگر رشد فزاینده طلاق‌ها و کاهش ازدواج‌ها را ملاک قضاوت قرار دهیم در این هشت سال نه تنها در جهت سیاست‌های کلی خانواده حرکت نشده بلکه تحقق اهداف چشم‌انداز ۱۴۰۴ نیز مبهم است؛ ضمن اینکه پدیده طلاق به‌عنوان یکی از پنج آسیب اجتماعی اولویت‌دار کشور نیست و چیزی نیست به جز پدیده‌ای رها شده و بی‌برنامه.

اوجگیری حاشیه‌نشینی

حاشیه‌نشینی را خاستگاه اصلی آسیب‌های اجتماعی می‌دانند و یک حاشیه‌نشین را کسی می‌گویند که نابرابری را لمس می‌کند، ساختار شغلی مناسب ندارد و از مسکن مناسب، امنیت پایدار و خدمات و بهداشت مطلوب بی‌بهره است. با این‌که آمارها در حوزه حاشیه‌نشینی در کشورمان نیز مثل سایر آسیب‌ها مخدوش و مبهم و متناقض است اما آخرین آمارهایی که از جمعیت حاشیه‌نشین کشور در دست است عدد ۲۱ میلیون نفر را نشان می‌دهد که ۱۱ میلیون نفر از آنها در بافت‌های فرسوده به مساحت حدود ۵۵ هزار هکتار زندگی می‌کنند و ۹ میلیون نفرشان در سکونتگاه‌های غیررسمی به مساحت بیش از ۵۰ هزار هکتار.

اگر به قبل از سال ۹۰ برگردیم آمارهای موجود که از گفته برخی مسؤولان استخراج می‌شود عدد حاشیه‌نشین‌های کشور را بسیار کوچک‌تر از رقم فعلی نشان می‌دهد. از جمله شهریور ۹۹ معاون شرکت بازآفرینی شهری اعلام کرد تا قبل از سال ۹۰، در ۱۱۰۰ محله از ۱۱۰ شهر کشور حدود شش‌میلیون و ۷۰۰ هزار نفر ساکن سکونتگاه‌های غیررسمی بودند در حالی که این رقم در سرشماری سال ۹۵ به بیش از ۱۱ میلیون نفر رسید.

سال ۹۳ نیز دو عضو مجلس نهم دو آمار قابل ملاحظه را اعلام کردند که مهر تاییدی بر رشد فزاینده حاشیه‌نشینی در کشور بود. هفت سال قبل عباس صلاحی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس از وجود ۱۰ میلیون حاشیه‌نشین در کشور انتقاد کرد، همچنین علیرضا محجوب دیگر عضو این کمیسیون نیز اعلام کرد به‌طور متوسط مهاجرت حاشیه‌نشین‌ها به کلانشهرها نسبت به سال ۶۱، ۱۷ برابر افزایش یافته است.
به این ترتیب با اینکه آماری در دست نیست که به‌طور مشخص بگوییم از ابتدای دهه ۹۰ خورشیدی به این‌سو هر سال جمعیت حاشیه‌نشین کشور چند نفر بوده و این جمعیت در کدام بازه‌های زمانی رشد قابل ملاحظه داشته است ولی می‌دانیم از یک دهه قبل جمعیت حاشیه‌نشین‌ها همواره رو به رشد و در عوض میزان توجه به این آسیب اجتماعی همواره کاهشی بوده است.

اگر به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از سال ۹۹ مرکز پژوهش‌های مجلس استناد کنیم این گزارش اعلام می‌کند که در بودجه این سال از اعتبار ویژه مقابله با آسیب‌های اجتماعی در مجموع ۹/۸ درصد کاسته شده که یکی از بیشترین کاهش‌ها مربوط به اعتبارات حاشیه‌نشینی و بافت‌های فرسوده بوده است. دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش‌های مجلس نیز فروردین امسال گزارشی را منتشر کرد که کم‌کاری‌های دولت در سال‌های اخیر نسبت به پدیده حاشیه‌نشینی به‌خوبی ملموس است. این دفتر به محقق نشدن سیاست‌های بازآفرینی شهری اشاره دارد و تاکید می‌کند که با وجود گذشت نزدیک به ۱۰ سال از تصویب قانون حمایت از احیا، بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده و ناکارآمد شهری و همچنین با وجود گذشت بیش از پنج سال از تهیه آیین‌نامه اجرایی تأمین منابع مالی اجرای این قانون و نیز به‌رغم تدوین سند ملی راهبردی احیا، بهسازی و نوسازی و توانمندسازی بافت‌های فرسوده و ناکارآمد اما عملکرد دولت در این بخش بسیار ضعیف بوده است.

دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش‌های مجلس یک گواه بر گفته خویش دارد و وجود فاصله میان اقدامات انجام شده با اهداف برنامه ششم توسعه را با یک عدد اثبات می‌کند یعنی وجود بیش از دو میلیون و ۸۰۰ هزار واحد مسکونی در بافت‌های فرسوده و ناکارآمد و همچنین حاشیه‌نشینی و اسکان حدود ۱۲ میلیون نفر در این مناطق. در این میان آماری که استاندار تهران به‌تازگی ارائه داده نیز می‌تواند کمک کننده باشد. به گفته انوشیروان محسنی بندپی، ۳۶ درصد جمعیت استان تهران (۴/۵ میلیون نفر) در بافت فرسوده زندگی می‌کنند، درحالی که ۱۰ درصد مساحت استان در حوزه شهری معادل ۱۵ هزار هکتار نیز یا فرسوده یا در تصرف سکونتگاه‌های غیررسمی است.

به این ترتیب اگر نگوییم مسؤولان در هشت سالی که گذشت دست روی دست گذاشته و پدیده حاشیه‌نشینی به عنوان یک معضل اجتماعی را تنها نظاره کرده‌اند، باید بگوییم حتماً توجه به حاشیه‌نشینی و تلاش برای مقابله با آن جزو اولویت‌های دولت نبوده است.

معاون سازمان امور اجتماعی کشور: می‌شد درحوزه آسیب‌ها بیشتر نتیجه گرفت

در شلوغی ماه‌های آخر عمر دولت دوازدهم، پیداکردن مسوولان سازمان‌های مختلف کمی سخت‌تر از قبل شده و در سازمان امور اجتماعی کشور نیز -که متولی اصلی رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی کشور است- همین قاعده حاکم است. بااین حال ما موفق به ۱۰ دقیقه صحبت با رضا محبوبی، معاون امور آسیب‌ها و امور اجتماعی این سازمان شدیم، کسی که می‌گوید سازمان متبوعش در حوزه کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی، هم موفقیت داشته و هم ناکامی.

در زمان تاسیس سازمان امور اجتماعی کشور با چه حجم از آسیب‌های اجتماعی روبه‌رو بودید و اکنون که پایان کار دولت نزدیک است چه وضعیتی را قرار است تحویل بدهید؟

بر اساس گزارش‌هایی که در سال‌های ۹۲ و۹۳ تهیه شده و بر مبنای اولویت‌هایی که رهبر انقلاب مشخص کردند و در واقع چهار حوزه‌ای که حجم آسیب‌ها در آن زیاد بود سازمان امور اجتماعی کشور بر چهار موضوع طلاق، اعتیاد، حاشیه‌نشینی و مفاسد اخلاقی و اجتماعی تمرکز کرد.

البته این به آن معنا نبود که بقیه آسیب‌ها مورد توجه نباشد، چرا که در چهار سال اخیر موضوعاتی مثل الکل، ایدز، آسیب‌های فضای مجازی و آسیب‌های دانش‌آموزان و دانشجویان نیز مورد توجه بود که در نهایت پس از برگزاری جلسات با رهبری و تاکیداتی که قانون برنامه ششم توسعه داشت، طرح جامع کنترل آسیب‌ها با اولویت ساماندهی چهار آسیب اجتماعی تدوین و یک سلسله اقدامات انجام شد.

در مجموع آیا عملکرد سازمان متبوع خود در حوزه آسیب‌های اجتماعی را قابل قبول می‌دانید؟

آسیب‌های اجتماعی تک علتی نیستند که اگر در یک عامل مداخله شد مشکلات حل شود. یکسری سیاست‌های کلان وجود دارد که باعث تولید آسیب‌های اجتماعی می‌شود. مثلاً وقتی فقر و بیکاری در جامعه وجود دارد یا اجتماع درگیر ناامیدی نسبت به آینده است باید بدانیم که این شرایط باعث تشدید آسیب‌های اجتماعی می‌شود. بنابراین اگر قرار است آسیب‌های اجتماعی از بین برود باید در سطح کلان، میانی و خرد مداخلاتی انجام شود. همچنین در یک پدیده مشخص مثلاً طلاق چند دستگاه مختلف از فرهنگی گرفته تا حمایتی دخیل هستند و همه باید با هم اقدام کنند و البته منابع مورد نیاز هم به موقع تامین شود.

با این نگاه با وجود این‌که اقدامات زیادی در سال‌های اخیر انجام شده و در برخی آسیب‌ها موجب کندشدن روند افزایشی آنها شده اما شاید در مجموع انتظار داشتیم که بیشتر نتیجه بگیریم.

از کدام بخش از عملکرد سازمان امور اجتماعی در بخش آسیب‌ها راضی هستید و آن را قابل دفاع می‌دانید؟

ما اقدامات گسترده و محسوسی در حوزه طلاق توافقی انجام دادیم به طوری که رشد شتابنده این طلاق‌ها کنترل شد و اندکی نیز کاهش یافت. همچنین در حوزه حاشیه‌نشینی و سکونتگاه‌های غیررسمی، نهادهای تسهیلگری را در ۲۰۵ محله از هزار محله حاشیه‌ای کشور که سه میلیون نفر جمعیت و ۳۰ هکتار وسعت داشت فعال کردیم. همچنین با کمک جوانان متخصص در بخش غیردولتی، این محلات را به طور دقیق شناسایی کردیم و با مشارکت ساکنان این مناطق تا ۵,۵۰۰ میلیارد تومان فعالیت در آن انجام دادیم. همچنین در چهار سال اخیر بیش از ۴۰۰۰ کودک بازمانده از تحصیل را به مدرسه بازگرداندیم. این اقدامات باعث ایجاد تحول کالبدی در مناطق حاشیه‌نشین و کنترل آسیب‌های اجتماعی در آن شد.

با این حال خیلی‌ها معتقدند عملکرد این سازمان در حوزه کودکان کار ضعیف بوده است.

ما در حوزه سیاستگذاری و مدیریت اجتماعی کودکان کار و خیابان نیز ورود کردیم که شاید نتایجش فعلاً در کف خیابان ملموس نباشد ولی امیدواریم آثار آن به تدریج مشخص شود. در مجموع دوست داشتیم در حوزه‌های مختلف آسیب‌های اجتماعی بیش از این کار کنیم.

پس چه شد که بیشتر کار نکردید؟

به نظر می‌رسد برخی از عدم موفقیت‌ها به خاطر برخی موازی‌کاری‌ها و ضعف‌های ساختاری باشد. پس اگر می‌خواهیم موفقیت بیشتری کسب کنیم باید به اصلاحات ساختاری و افزایش کارایی سیستم بپردازیم. معتقدم در برخی حوزه‌ها مثل کودکان کار یا معتادان و ارائه خدمات به آنها باید بیش از این کار شود.

آسیب‌های اجتماعی چگونه به حاشیه رفت؟

منبع خبر

آسیب‌های اجتماعی چگونه به حاشیه رفت؟ بیشتر بخوانید »