اتحاد جماهیر شوروی

ترامپ قدرناشناسی زلنسکی را تحمل نخواهد کرد!

ترامپ قدرناشناسی زلنسکی را تحمل نخواهد کرد!



وزیر خارجه آمریکا از برخورد زلنسکی انتقاد کرد و گفت: او به‌جای قدردانی، علناً اتهامات نادرستی را مطرح کرده و ترامپ این برخورد را تحمل نمی‌کند.

  • راحتیران - استیکی سایت

به گزارش مجاهدت از مشرق، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده تأکید کرد که واشنگتن باید کانال‌های ارتباطی خود با مسکو را حفظ کند، زیرا روسیه همچنان یک قدرت جهانی محسوب می‌شود.

وی بامداد امروز، جمعه در گفت‌وگو با روزنامه‌نگار آمریکایی “کاترین هرریج” اعتراف کرد: «ما باید بتوانیم با کشوری که بزرگ‌ترین ذخایر تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی و دومین ذخایر بزرگ سلاح‌های راهبردی هسته‌ای را دارد، ارتباط داشته باشیم. چه بخواهیم چه نخواهیم، روسیه یک قدرت جهانی است. این کشور در سوریه نفوذ دارد، در مسائل خاورمیانه حضور فعال دارد، حتی در اوضاع نیم‌کره غربی و البته در قاره اروپا نیز موثر است. بنابراین، ما باید ارتباط خود را با آنها حفظ کنیم.»

روبیو با اشاره به وجود اختلافاتی اساسی بین واشنگتن و مسکو، افزود: «ما باید در سطحی مشخص با آنها ارتباط داشته باشیم. نخستین گام باید بازگرداندن فعالیت سفارت ما در مسکو باشد که در حال حاضر تقریباً به‌طور کامل غیرفعال است.»

به عقیده او، کانال‌های دیپلماتیک نه‌تنها برای بحث در مورد مسائل جهانی، بلکه برای حل موضوعات مشخصی همچون مسائل امنیتی و سرنوشت اتباع آمریکایی بازداشت‌ شده در روسیه، اهمیت دارند. به عقیده او، مسکو و واشنگتن می‌توانند همکاری داشته باشند، اما در حال حاضر موانعی در این مسیر وجود دارد.

روبیو: ترامپ از برخورد زلنسکی بسیار ناراضی است

رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا در پاسخ به سوال دیگری یادآور شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از ولودیمیر زلنسکی ناراضی است و این نارضایتی کاملاً منطقی است. مارکو روبیو گفت: «رئیس‌جمهور ترامپ از رفتار زلنسکی بسیار ناراضی است و در برخی موارد این واکنش کاملاً موجه است. مردم فراموش کرده‌اند که حتی جو بایدن نیز با زلنسکی اختلافاتی داشت. گزارش‌های داخلی در کاخ سفید نشان می‌دهد که رئیس‌جمهور پیشین در تماس‌های تلفنی از او انتقاد کرده و آنها با یکدیگر اختلاف نظر داشتند.»

وی ادامه داد: «ما با او درباره منابع معدنی اوکراین صحبت کردیم و پیشنهاد همکاری دادیم. زلنسکی ابتدا موافقت کرد و گفت که این موضوع را برای بررسی به پارلمان می‌برد، اما دو روز بعد، در اظهارات علنی اعلام کرد که این پیشنهاد را رد کرده است. این با آنچه به ما گفته بود، تناقض داشت.»

وزیر خارجه آمریکا تأکید کرد که مواضع ترامپ درباره اوکراین تغییری نکرده، اما رئیس‌جمهور آمریکا انتظار دارد که با او با احترام برخورد شود و ادامه داد: «وقتی به‌جای قدردانی، اتهامات مربوط به انتشار اطلاعات نادرست مطرح می‌شود، این رویکرد به‌شدت غیرسازنده است. ترامپ کسی نیست که چنین برخوردهایی را تحمل کند.»

آمریکا در دوران بایدن به روابط با روسیه آسیب جدی زد

مارکو روبیو در بخش دیگری از این مصاحبه، هنگامی که از او درباره میزان کاهش ارتباطات واشنگتن و مسکو در دوره بایدن سؤال شد، یادآور شد که آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، ارتباط خود با روسیه را از دست داد؛ اتفاقی که حتی در اوج جنگ سرد هم رخ نداده بود و این یک اشتباه بود. رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا افزود: «نمی توان تصور کرد که هیچ تماسی وجود نداشت… حتی در اوج جنگ سرد و در بدترین روزهای آن، بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی همواره ارتباط برقرار بود. ولی اکنون ایالات متحده و روسیه می‌توانند در موضوعات مختلف همکاری کرده و خطر رویارویی مستقیم بین دو کشور را کاهش دهند، البته درگیری اوکراین همچنان مانع اصلی در این راستاست، ولی هر دو طرف مایلند این مشکل حل شود.»

دیدار ترامپ و پوتین باید دارای محتوای جدی و نتیجه مشخص باشد

مارکو روبیو در پاسخ به سوال دیگری، تاکید کرد کرد که احتمال برگزاری دیدار حضوری میان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، به میزان پیشرفت در حل‌وفصل درگیری اوکراین بستگی دارد. وزیر خارجه توضیح داد: «چنین دیدارهایی بدون دلیل برگزار نمی‌شوند. ما باید بدانیم که موضوع بحث چه خواهد بود و چه نتایجی می‌توان انتظار داشت. زمان برگزاری این دیدار تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا پیشرفتی در توقف درگیری حاصل خواهد شد یا نه. فعلاً واشنگتن در حال مذاکره با مسکو است تا دریابد که آیا روسیه برای گفت‌وگوهای صلح آمادگی دارد یا خیر.»

وی افزود: «رئیس‌جمهور می‌خواهد بداند که آیا روس‌ها در قصد خود برای پایان دادن به جنگ جدی هستند و اگر چنین است، شرایط آن چه خواهد بود. تنها راه برای فهمیدن این مسئله، ورود به گفت‌وگو است.»

به گفته روبیو، آمریکا در این زمینه با متحدان خود، از جمله کشورهای اروپایی و اوکراین، مشورت می‌کند و قصد ندارد درباره حل بحران تصمیماتی یک‌جانبه اتخاذ کند. وی افزود: «اوکراینی‌ها باید بخشی از این فرآیند باشند. روسیه نمی‌تواند بدون موافقت آن‌ها به آتش‌بس برسد، همان‌طور که ما نیز نمی‌توانیم بدون مشارکت اروپا تحریم‌ها را لغو کنیم. همه باید در این روند مشارکت داشته باشند.»

توضیح وبیو درباره محتوای مذاکرات آمریکا و روسیه در ریاض

رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا تأکید کرد که در جریان دیدار اخیر میان مقامات آمریکایی و روسی در ریاض، مسائل مربوط به تعلق سرزمین‌های اوکراین اصلاً مورد بحث قرار نگرفت، زیرا این دیدار اهداف دیگری را دنبال می‌کرد. به گفته وی، مذاکرات در عربستان سعودی بر بررسی چشم‌انداز روند صلح در اوکراین متمرکز بود و نه بر شرایط خاص یک توافق احتمالی بین دو طرف درگیری. روبیو افزود: «اوکراینی‌ها از مواضع ما آگاه هستند و ما به‌طور منظم همه موارد را با آن‌ها بررسی می‌کنیم.»

وزیر خارجه آمریکا همچنین یادآور شد که در جریان این مذاکرات، بحثی درباره لغو تحریم‌های اعمال‌شده علیه روسیه مطرح نشد، زیرا گفتگوها هنوز به این مرحله نرسیده است. وی توضیح داد: «حتی اگر ما تمام تحریم‌های خود را لغو کنیم – که البته چنین موضوعی مورد بحث قرار نگرفت – اروپایی‌ها نیز باید اقدام مشابهی انجام دهند تا این روند معنا پیدا کند. اما این مسئله هنوز حتی در دستور کار قرار ندارد و بستگی به روند مذاکرات صلح دارد.»

وزیر امور خارجه آمریکا بار دیگر تکرار کرد که حفظ ارتباط با روسیه برای ارزیابی مواضع مسکو در خصوص پایان دادن به درگیری اوکراین ضروری است و ادامه خواهد یافت.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

ترامپ قدرناشناسی زلنسکی را تحمل نخواهد کرد! بیشتر بخوانید »

تحلیل «الجزیره» از نقش «بایدن» در شکل‌گیری جنگ اوکراین

تحلیل «الجزیره» از نقش «بایدن» در شکل‌گیری جنگ اوکراین



یک رسانه قطری، رویکرد ضدروسی شخص «جو بایدن» رئیس‌جمهوری آمریکا از دهه‌ها پیش از ورود به کاخ سفید را در شکل‌گیری جنگ اوکراین موثر ارزیابی‌کرد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، تارنمای شبکه تلویزیونی الجزیره در گزارشی با عنوان «چنددهه طول کشید تا فاجعه اوکراین توسط جو بایدن خلق شود»، نوشت: سیاست های توسعه طلبانه آمریکا در دهه ۱۹۹۰ زمینه تقابل بین روسیه و غرب و در نهایت جنگ اوکراین را فراهم کرد.

این رسانه غربی نوشت: پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه تلاش داشت در مسیر همگرایی با غرب حرکت کند اما سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) و اتحادیه اروپا، به جای جلب مشارکت روسیه، این کشور را از فرایندهای منطقه ای کنار گذاشتند.

الجزیره نوشت: گسترش ناتو به سمت شرق، بدون در نظر گرفتن اعتراضات روسیه، باعث تقویت احساس ناامنی و روی آوردن مسکو به نظامی‌گری شد.

این رسانه قطری درباره نقش شخص «جو بایدن» رئیس جمهوری آمریکا در شکل گیری جنگ اوکراین نوشت: بایدن از دهه ۹۰ میلادی و در زمانی که نماینده کنگره بود، رویکردی تهاجمی نسبت به روسیه داشت و ورودش به کاخ سفید، موجب تغییر سیاست‌های «ولودیمیر زلنسکی» رئیس‌جمهوری اوکراین، و تشدید تنش‌ها بین کی‌یف و مسکو شد.

الجزیره نوشت: زلنسکی پس از روی کار آمدن بایدن، خواستار عضویت اوکراین در ناتو، بازپس‌گیری منطقه کریمه و توقف پروژه خط لوله گاز «نورد استریم ۲» شد که این اقدامات موجب تقویت تنش بین کی‌یف و مسکو شد.

این رسانه خبری درباره آینده جنگ اوکراین نیز نوشت: با وجود حمایت گسترده غرب، اوکراین خسارات شدیدی متحمل شده و پیشرفت چندانی در ضدحمله نداشته است.

الجزیره افزود: در صورت تحقق صلح در اوکراین، مفاد مذاکرات شکست خورده استانبول در سال ۲۰۲۲ مبنا قرار خواهد گرفت که اوکراین را به یک کشور بی طرف شبیه اتریش با یک ارتش کوچک تبدیل خواهد کرد و روسیه نیز قلمروهای فتح شده را به کی‌یف برنخواهد گرداند.

این رسانه عربی، توافق صلح با را نه تنها شکستی برای کی‌یف بلکه شکستی برای گروه‌های ضدروس در غرب دانست که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سیاست تقابل با مسکو را در پیش گرفتند.

الجزیره نوشت: اکنون وقت آن است که سیاستمداران غربی در رویکرد خود به مسکو تجدیدنظر کنند و سیاست نزدیکی به کرملین را در پیش بگیرند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

تحلیل «الجزیره» از نقش «بایدن» در شکل‌گیری جنگ اوکراین بیشتر بخوانید »

هشدار نخست‌وزیر ارمنستان نسبت به نادیده گرفتن مرزهای شوروی

هشدار نخست‌وزیر ارمنستان نسبت به نادیده گرفتن مرزهای شوروی



نخست‌وزیر ارمنستان با هشدار درباره اینکه «نادیده گرفتن نقشه‌های مرزی شوروی در رابطه با ارمنستان به معنای دست کشیدن از این کشور خواهد بود» آن را رویکردی خطرناک توصیف کرد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان امروز (پنج‌شنبه) طی پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: مخالفان می‌گویند نقشه‌های کشوری که دیگر وجود خارجی ندارد(اتحاد جماهیر شوروی) برای تعیین مرزهای ارمنستان قابل قبول نیست، من به باید به صراحت بگویم که چنین رویکردی برای ارمنستان بسیار خطرناک است، زیرا رها کردن نقشه‌های مربوط به دوران شوروی می‌تواند به معنای کنار گذاشتن کشور و استقلال ما باشد.

وی ادامه داد: ما استقلال خود را در خاک ارمنستان شوروی به دست آوردیم و جامعه بین‌المللی ما را به این‌عنوان به رسمیت شناخته است.

پاشینیان خاطر نشان کرد که تعهد ارمنستان به یک سرزمین به رسمیت شناخته شده بین‌المللی یک حائل امنیتی مهم را فراهم می‌کند.

در اواخر اکتبر، ادوارد آسریان، رئیس ستاد کل ارمنستان گفت که احیای تمامیت ارضی ارمنستان پس از تکمیل تحدید حدود مرز با جمهوری آذربایجان امکان پذیر است.

منبع: ایسنا

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

هشدار نخست‌وزیر ارمنستان نسبت به نادیده گرفتن مرزهای شوروی بیشتر بخوانید »

«اعلامیه بالفور» تلاش برای رسمیت بخشیدن جنایات صهیونیسم

«اعلامیه بالفور» تلاش برای رسمیت بخشیدن جنایات صهیونیسم


به گزارش مجاهدت از خبرنگار سیاسی دفاع‌پرس، عقاید خرافی، انحرا فی و خطرناک یهود و اقدامات ضد انسانی و نژادپرستانه آن، در کشور‌های مختلف جهان، سبب بروز مشکلات بسیار و زمینه ساز ناسازگاری با دیگران شده بود. از این رو از سوی مردم جهان طرد شده بودند ولی از آنجایی که خصلت پول دوستی و ثروت اندوزی آنان را ثروتمند و متمول کرده بود، در نهاد‌های عمومی در دولت‌های مختلف اروپا نفوذ کرده و با ثروت‌های کلان خود، آنان را در راستای سیاست نژادپرستانه همراه کردند.

بر این اساس با تشکیل آژانس یهود (صهیونیسم) و حمایت قدرت‌های سلطه‌گر روز، به خصوص انگلیس که به دنبال ایجاد یک پایگاه، در منطقه غرب آسیا بود؛ به فکر ایجاد یک کشور مستقل یهودی افتادند. از این رو در سال ۱۸۹۶ میلادی «تئودور هرتزل» خبرنگار و نویسنده یهودی که وی را پدر صهیونیسم سیاسی می‌نامند، در اتریش کتابی تحت عنوان «دولت یهود» منتشر کرد. وی در این کتاب از تشکیل یک دولت یهودی دفاع کرده و به افکار عمومی غرب برای استقبال از جنبش صهیونیسم، یک زمینه فکری داد. 

ابتدا این ایده، با مخالفت بسیاری از یهودیان خاصه علمای یهود مواجه شد چرا که ایشان بر اساس منویات کتاب آسمانی خود معتقد بودند که قوم یهود به دلیل مخالفت‌های خود با حضرت موسی (ع)، محکوم به آوارگی هستند و چنین ایده‌ای عملی نخواهد شد. اما پس از رایزنی‌های بسیار و تحرکات بی‌شمار، زمینه این ایده فراهم شد.

بر این اساس هرتزل در تاریخ ۲۹ اوت ۱۸۹۷ نخستین کنگره صهیونیسم را در شهر بال سوئیس پایه‌ریزی کرد و پروتکل‌های صهیونیسم در بین سران یهود، که در آن جا جمع شده بودند به تصویب رسید. به این ترتیب صهیونیسم سیاسی در آن کنگره تولد یافت و تشکیل دولت اسرائیل در یکی از کشور‌های هند، آرژانتین، قبرس، کلمبیا و فلسطین پیشنهاد شد، اما به دلایل سیاسی و امتیاز‌های بی‌شماری که منطقه غرب آسیا برای صهیونیست و استعمار انگلیس داشت، کشور فلسطین برای تحقق «دولت یهود» انتخاب شد.

از آنجایی که یهودیان در آلمان بیش از سایر کشور‌ها نفوذ سیاسی و آزادی عمل داشتند هرتزل ابتدا سعی کرد از طریق دولت آلمان نظر سلطان عثمانی را برای اسکان یهودیان در فلسطنی جلب کند، لکن همراهی مورد نظر، به دلایل متعدد سیاسی از جمله اعلام جهاد مسلمین علیه مهاجمین خارجی، با موفقیت مواجه نشد.

به همین دلیل یهودیان خود را به دامن انگلستان انداختند. در مذاکراتی که سران یهود با «سایکس» نماینده انگلستان داشتند به او اطمینان دادند که در «جامعه ملل» از تحت الحمایگی فلسطین از طرف انگستان دفاع خواهند کرد. از سوی دیگر به «سایکس» قول اعطای هر گونه و هر اندازه وام را دادند و نیز متعهد شدند که دولت ایالات متحده آمریکا را برای دخالت در جنگ به سود متفقین و علیه آلمان تحت فشار بگذارند. این اقدامات در واقع زمینه را برای انتشار «اعلامیه بالفور» در تاریخ دوم نوامبر ۱۹۱۷ آماده کرد.

«بالفور» وزیر خارجه وقت انگلستان طی نامه‌ای که به «اعلامیه بالفور» شهرت یافت، خطاب به لرد روچیلد از سران صهیونیست، مژده تشکیل وطن ملی یهود را داد. در این اعلامیه آمده بود: «نظر به علاقه خاص که دولت انگلستان به تشکیل وطن ملی یهود در فلسطین دارد، برای نیل به این هدف و تسهیل وسایل آن کوشش خواهد کرد.» 

پس از صدور «اعلامیه بالفور» نیرو‌های نظامی انگلیس، در ۹ دسامبر ۱۹۱۷ دقیقا ۳۷ روز پس از صدور اعلامیه، بیت‌المقدس را اشغال کردند و تا پایان ۱۹۱۸ توانستند همه نیرو‌های نظامی عثمانی در فلسطین را مجبور به تسلیم کرده و سراسر سرزمین این کشور را به تصرف خویش درآورند. در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۱۹۲۲ قیمومیت انگلستان بر فلسطین رسما توسط «جامعه ملل» به تصویب رسید. در طی دهه‌های بیست، سی و چهل میلادی، سران یهودی در ارتباط نزدیک با دولت بریتانیا مقدمات مهاجرت یهودیان و تصرف زمین‌های اعراب محلی را به وجود آوردند و با واگذاری حکومت از سوی انگلستان به یک یهودی، مهاجرت و انتقال یهودیان به فلسطین شدت گرفت و این امر، موجب قیام و شورش اعراب شد و زد و خورد‌های بسیاری بین اعراب و مهاجران صورت گرفت. 

حاکم یهودی منصوب دولت انگلیس در فلسطین شرایط را برای تاخت و تاز سازمان‌های نوظهور صهیونیسم و تاراج مایملک مسلمانان، بوسیله یهودیان مهاجر فراهم ساخت و این در حالی بود که صدای مظلومیت صاحبان فلسطین در بحبوحه تفرقه حاکمان عرب در بلاد تجزیه شده عثمانی، به گوش کش نمی‌رسید. نخستین قیام خونین فلسطینیان با تقدیم ۳۵۱ شهید و دستگیری عده زیادی از مبارزین، با آتش سلاح صهیونیست‌ها و سربازان انگلیس در سال ۱۹۲۹ در هم کوبیده شد. پدر مبارزات سازمان یافته و آزادی‌بخش فلسطین، شیخ عزالدین قسام پس از ۱۵ سال مبارزه با صهیونیست‌ها سرانجام به همراه جمعی از یارانش در ۱۹ نوامبر ۱۹۳۵ به شهادت رسید. 

پس از وی نیز دیگر رهبران جهاد فلسطین نظیر عبدالقادر حسین و حسن سلامه سرنوشتی مشابه داشتند و بوسیله نیرو‌های انگلیس و تروریست‌های صهیونیست تحت‌الحمایه آنان به شهادت رسیدند. علیرغم مخالفت اعراب و مبارزات مردم و مجاهدان فلسطین، مهاجرت یهودیان به فلسطین، در پرتو حمایت انگلیس که از چند سال پیش آغاز شده بود، سرعت بیشتری پیدا کرد، به طوری که در سال ۱۹۴۶ میلادی از جمعیت دو میلیون نفری فلسطین، بیش از ۶۰۰ هزار نفر آنها را یهودیان تشکیل می‌دادند و این در حالی بود که تعداد یهودیان در سال ۱۹۱۸ حدود ۵۶ هزار نفر بود. به موازات ازدیاد جمعیت یهودیان در فلسطین و بالاگرفتن قدرت سیاسی آنها در منطقه، صهیونیست‌ها یک نیروی خود مختار و یک ارتش سری به نام «هاگانا» تشکیل دادند تا با ترور مبارزان و مجاهدان، مخالفت‌ها را در هم بکوبند و همه فلسطینیان را در برابر حاکمیت تسلیم کرده یا آنان را از صحنه مبارزه و مخالفت خارج کنند.

بعد از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۷ انگلیس اعلام کرد سال بعد، از فلسطین از بین خواهد رفت و اداره آن به سازمان ملل خواهد سید. در تاریخ ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‌ای فلسطین را به سه بخش، تقسیم کرد ۴۳ درصد آن را در اختیار عرب‌ها و ۵۶ درصد آن را در اختیار یهودیان قرار داد و بیت‌المقدس را نیز بین‌المللی اعلام کرد و این گونه صهیونیست‌ها با کمک انگلیسی‌ها و قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بر نواحی مختلفی از فلسطین مسلط شدند. 

زمانی که قیمومت بریتانیا بر فلسطین در ۱۵ مه ۱۹۴۸ به پایان رسید، یک روز قبل از انقضای قیمومیت بریتانیا، صهیونیست‌ها یک شورای موقت حکومتی مرکب از ۳۸ عضو، تأسیس کردند و آن شورا، کابینه‌ای ۱۳ نفره را انتخاب کرد و همان روز «دیوید بن گوریون» رئیس آژانس یهود که بعد عهده‌دار مقام نخست وزیری و وزارت دفاع شد؛ تأسیس یک دولت یهودی بنام اسرائیل، در سرزمین فلسطین را اعلام کرد.

بلافاصله بعد از این اعلام، دولت‌های ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، اسرائیل را به رسمیت شناختند و این در حالی بود که نه تنها یک نظرسنجی ساده یا یک رای گیری عادی از ساکنان اصلی فلسطین به عمل نیامد، بلکه ملت فلسطین همواره با اعتراضات، مقاومت و مبارزاتشان، مخالفت خود را با تشکیل حکومت اسرائیلی، اعلام کرده‌اند.

منبع: درآمدی بر شناخت حق و باطل در عملیات «طوفان‌الاقصی» / حسن صفرزاده طهرانی

انتهای پیام/ ۱۶۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

«اعلامیه بالفور» تلاش برای رسمیت بخشیدن جنایات صهیونیسم بیشتر بخوانید »

چرا آلمان سرسخت‌ترین حامی نسل‌کشی اسرائیل در غزه است؟

چرا آلمان سرسخت‌ترین حامی نسل‌کشی اسرائیل در غزه است؟



یک تحلیلگر انگلیسی و بنیانگذار «کارزار همبستگی با فلسطین» ریشه دفاع سرسختانه آلمان از نسل‌کشی رژیم صهیونیستی را تاریخ این کشور می‌داند.

  • آهن پرایس

به گزارش مجاهدت از مشرق، طی بیش از یک سالی که از جنگ در غزه می‌گذرد هیچ کشوری در حمله به جنبش‌های همبستگی با فلسطین به اندازه آلمان تند عمل نکرده است. به عنوان مثال، چنانچه چندی پیش شبکه خبری الجزیره گزارش داده بود در حال حاضر امکان برگزاری یک تظاهرات در حمایت از فلسطین در برلین یا در سایر شهرهای آلمان بدون ترس از حمله پلیس، ارعاب نیروهای امنیتی و مواجه شدن با برچسب‌های یهودستیزی از سوی رسانه‌ها وجود ندارد.

در ماه آوریل صدها نیروی پلیس به یک تجمع حامیان فلسطین در برلین حمله کردند و از طرف دیگر از ورود «غسان ابو سیتا»، جراج انگلیسی-فلسطینی به آلمان برای شرکت در این همایش جلوگیری شد. او اندکی بعدتر از ورود به کل منطقه شنگن منع شد. ابوسیتا که به صورت داوطلب در بیمارستان‌های غزه کار طبابت انجام داده بود در آن همایش قرار بود درباره وضعیت وحشتناکی که در نیتجه حملات اسرائیل در نوار غزه ایجاد شده صحبت کند.

«یانیس واروفاکیس»، وزیر دارایی سابق یونان فرد دیگری بود که به دلیل مواضع او در حمایت از فلسطین از ورودش به آلمان جلوگیری شد. اکتبر سال گذشته بیش از یکصد هنرمند، نویسنده، چهره دانشگاهی، روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی در نامه‌ای سرگشاده اقدامات سرکوبگرانه دولت آلمان علیه حامیان فلسطین و متهم کردن آنها به «یهودستیزی» را محکوم کردند.

در این نامه آمده بود: «آنچه ما را می‌ترساند، جو غالب نژادپرستی و بیگانه‌هراسی در آلمان است که با نوعی صهیونیسم محدودکننده و پدرسالارانه همدست شده است. ما به‌ویژه مخالف معادل گرفتن یهودستیزی با هرگونه انتقاد از اسرائیل هستیم.» پرسشی که در اینجا وجود دارد این است که چرا آلمان اینقدر سخت در حمایت از رژیم صهیونیستی و جلوگیری از رسیدگی به پرونده نسل‌کشی این رژیم در دیوان بین‌المللی دادگستری عمل می‌کند.

«تونی گرینشتاین»، تحلیلگر انگلیسی و بنیانگذار «کارزار همبستگی با فلسطین» در تحلیلی در الجزیره در همین خصوص می‌نویسد: «پاسخ در تاریخ آلمان نهفته است – اما، برخلاف تصور بسیاری این مسئله ربطی به تلاش آلمان برای جبران آنچه “هولوکاست نازی‌ها”خوانده می‌شود ندارد.»

وی در ادامه می‌نویسد: «در واقع آلمان هرگز به طور کامل نازی‌زدایی نشده و هرگز تلاش نکرده با سیاست‌هایی که منجر به ظهور هیتلر شد مقابله کند.»پس از جنگ جهانی دوم، پذیرش مجدد آلمان در جامعه بین‌المللی به نازی‌زدایی مشروط شد اما با حاکم شدن جنگ سرد این فرایند به زودی متوقف و به بوته فراموشی سپرده شد. دولت آلمان در عوض برای جبران «هولوکاست» ادعایی علیه یهودی‌ها که به آن متهم شده بود موظف شد از پایگاه نظامی جدید غرب که در سرزمین فلسطین تشکیل شده بود، یعنی اسرائیل حمایت تمام‌عیار به عمل آورد.

«تونی گرینشتاین» می‌گوید: «حذف ساختارهای سیاسی که منجر به ظهور نازی‌ها شد – یعنی امپریالیسم و مجتمع نظامی-صنعتی آلمان- با نیاز دوران جنگ سرد به مقابله با اتحاد جماهیر شوروی در تضاد بود.»

در سال‌های آغازین پس از جنگ، مخالفت شدیدی در غرب با تسلیح مجدد آلمان وجود داشت. طرح موسوم به «مورگنتاو» در سال ۱۹۴۴، که مورد حمایت رئیس‌جمهور آمریکا وقت آمریکا روزولت قرار داشت خواستار برچیده شدن کامل صنعت تسلیحاتی آلمان و تمام دیگر صنایعی بود که می‌توانستند در بازسازی نظامی آلمان نقش ایفا کنند.اما وقوع جنگ سرد به این معنی بود که غرب به آلمان به عنوان بخشی از اتحاد غرب نیاز دارد.

در سال ۱۹۵۳، آلمان پرداخت غرامت را شروع کرد اما این غرامت‌ها نه به کسانی که بازماندگان هولوکاست ادعایی بودند بلکه به اسرائیل پرداخت می‌شد. غرب اکنون تمرکز خودش را روی اتحاد جماهیر شوروی گذاشته بود و همزمان با ادغام آلمان در ائتلاف‌های نظامی غرب نازی‌زدایی به آرامی فراموش شده و کنار گذاشته شد.گرینشتاین می‌گوید اینچنین بود که حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل جایگزین نازی‌زدایی شد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

چرا آلمان سرسخت‌ترین حامی نسل‌کشی اسرائیل در غزه است؟ بیشتر بخوانید »