احمد متوسلیان

صوت/ روایت شهید حسن باقری از تدابیر شجاعانه حاج احمد متوسلیان در عملیات فتح‌المبین

صوت/ روایت شهید حسن باقری از تدابیر شجاعانه حاج احمد متوسلیان در عملیات فتح‌المبین

گروه ساجد دفاع‌پرس: تدابیر ویژه سردار جاویدالأثر حاج احمد متوسلیان در عملیات فتح‌المبین، موجب شد تا نیرو‌های تحت امر او، یعنی رزمندگان تیپ ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) تا توپخانه چهارم ارتش عراق پیشروی کرده و ضمن تصرف آن، ۱۸۰ قبضه توپ را غنیمت بگیرند. پیشروی آن‌ها به‌طوری بود که حتی نزدیک بود در ارتفاعات برغازه، صدام را هم اسیر کنند.

صوتی که در ادامه می‌شنوید، روایت سردار سرلشکر شهید حسن باقری از دلاوری‌های سردار جاویدالأثر حاج احمد متوسلیان در عملیات فتح‌المبین هست؛ این شهید والامقام در این باره می‌گوید: «توی حمله فتح‌المبین، برادرمون احمد متوسلیان فرمانده تیپ حضرت رسول (ص) خودش از وسط عراقی‌ها رد شد، رفت تو جاده آسفالت؛ شب عملیات ۱۲۰۰ نفر آم را – همه جا عملیات شروع شده بود، اما می‌گفت نه بگذار اینها را عبور بدهیم، بعد… – ۱۲۰۰ نفر آدم را از بین ۲ تانک که ۲۰۰، ۳۰۰ متر باهم فاصله داشتند، عبور داد و رفت از پشت، با ۱۲۰۰ نفر از پشت‌سر عراقی‌ها عملیات را شروع کرد».

کد ویدیو

انتهای پیام/ ۱۱۳

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

صوت/ روایت شهید حسن باقری از تدابیر شجاعانه حاج احمد متوسلیان در عملیات فتح‌المبین بیشتر بخوانید »

نامزدهای بخش خاطره جایزه کتاب سال دفاع مقدس مشخص شد

نامزدهای بخش خاطره جایزه کتاب سال دفاع مقدس مشخص شد


نامزدهای بخش خاطره جایزه کتاب سال دفاع مقدس مشخص شد

به گزارش نوید شاهد؛ نامزدهای بخش خاطره جایزه کتاب سال دفاع مقدس مشخص شدند. دبیرخانه بیست و دومین جایزه کتاب سال دفاع مقدس پس از پایان داوری‌ها نامزدهای بخش‌های مختلف این جایزه را اعلام خواهد کرد.

خاطره‌نگاری دوران دفاع مقدس به‌عنوان یک منبع مهم برای درک بهتر از شرایط دفاع مقدس، زندگی روزمره رزمندگان، تأثیرات فرهنگی اجتماعی آن دوران، بیان واقعیت‌های دفاع مقدس، انتقال تجارب و احساسات رزمندگان دفاع مقدس به نسل‌های آینده و… مورد نظر هست.

اکنون در فرآیند داوری بیست‌ودومین دوره «انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس» داوران گروه «خاطرات» از ۴۳۸ عنوان کتاب واصله به دبیرخانه این دوره، پس از بررسی‌های لازم و گفت‌وگو در جلسات حضوری؛ هفت اثر زیر به عنوان نامزدهای نهایی این گروه انتخاب و معرفی کردند.

 

«عروج از شاخه زیتون؛ روایت‌هایی درباره زندگی احمد متوسلیان (از کودکی تا اسارت)» / جواد کلاته‌عربی / انتشارات ایران

این کتاب مجموعه روایت‌های متفاوتی است از زندگانی فرمانده جاویدنام، حاج احمد متوسلیان که از سوی انتشارات ایران در ۳۳ فصل به رشته تحریر درآمده است. این مجموعه روایت‌ها حاصل مصاحبه‌هایی مفصل با افراد مختلفی است که هر یک در مقطعی از زندگی حاج احمد یعنی از تولد تا اسارات همراه، همنشین و هم‌رزم او بوده و هر کدام از منظر خود به بیان خاطرات و تصویر ذهنی‌شان از زندگی و زمانۀ این فرمانده جنگ (کودکی و نوجوانی او در محله بازار و تهران تا دوران جوانی و دانشجویی، مبارزات انقلابی و نیز حضور در ناآرامی‌های کردستان، جبهه‌های جنوب و کشور لبنان) پرداخته‌اند.

 

«بدون مرز: خاطرات شفاهی سیدعلی‌اکبر طباطبایی جانشین فرماندهی سپاه در سوریه» / ‏گلعلی بابایی / ‏خط مقدم

گل‌علی بابایی در این کتاب، پای صحبت‌های سید علی‌اکبر طباطبائی، جانشین فرماندهی سپاه در سوریه نشسته و خاطرات او را برایمان به رشته تحریر درآورده است.

او خاطراتش از کودکی و نوجوانیِ متصل به انقلاب را برایمان می‌گوید و در ادامه از چگونگی تشکیل سپاه و ورود خود به آن و از عملیات‌های مختلفی که حضور داشته می‌گوید، اما خاطرات جنگی او به دوران هشت ساله خلاصه نمی‌شود. او از مأموریت‌های متعدد خود به بوسنی و هرزگوین، سرزمین سبز مسلمانان در قلب اروپا و جنگ دهه ۹۰ میلادی و ناگفته‌های حضور ده ساله‌اش در قاره سیاه و برخی کشورهای آنجا نیز سخن گفته و بُعد دیگری از انقلاب اسلامی ایران را پیش‌روی مخاطب خود نشان می‌دهد.

 

«کتاب‌ها شیمیایی نمی‌شوند؛ خاطرات شیخ صلاح عسگرپور» / ‏محبوبه شمشیرگرها / ‏روایت فتح

«کتاب‌ها شیمیایی نمی‌شوند» نوشته محبوبه شمشیرگرها خاطرات صالح عبدالامیر عسکرپور است. او رزمنده دفاع مقدس بود که در شهر کربلا از خانواده‌ای ایرانی الاصل به دنیا آمده بود. خاندان آن‌ها از یزد به کربلا مهاجرت کرده بودند و در این شهر صاحب چندین حمام بودند. صالح در دوران قدرت گرفتن رژیم بعث در این کشور بزرگ شد و به گروه‌های انقلابی پیوست که سبب شد از عراق اخراج شود. او در زمان دفاع مقدس به عنوان نیروی اطلاعات و عملیات فعالیت کرد و مسوول تخلیه اطلاعات از افسران بعثی بود. کار مهم و ماندگار او در سال‌های پس از جنگ بود. او ماموریت یافت تا به دلیل آشنایی با فرهنگ و جغرافیای عراق و آگاهی نسبت به مسائل نظامی به ضبط خاطرات فرماندهان رژیم عراق بپردازد. در این مسیر او توانست صدها ساعت با افراد مهمی گفتگو و مصاحبه کند که سمت‌های مهمی در ارتش رژیم بعث داشتند و اطلاعات مفیدی پیرامون جنگ در یاد داشتند. تجربه بازگشت به عراق و جمع آوری این اطلاعات مهم‌ترین بخش این کتاب است.

 

«فرار؛ بیست‌وشش خاطره از فرار اسیران عراقی از اردوگاه‌های ایران» / ‏نسرین ساداتیان و اصغر‬ عزیزی / سوره مهر

این کتاب بیست و شش خاطره از فرار اسیران عراقی از اردوگاه‌های ایران را روایت می‌کند.«فرار» حاصل تحقیق و مصاحبه‌های «نسرین ساداتیان» با همراهی «اصغر عزیزی» عضو کمیسیون نگهداری اسیران عراقی است. «فرار» نشان از سال‌ها تجربه و قدرت دفاعی ایران در دوران هشت سال دفاع‌مقدس و سال‌های بعد از آن را دارد. ساداتیان در «فرار» سعی کرده نقاط کور و بکری که در صفحه خاطرات مقاومت باقی مانده است به تصویر بکشد.

بیست‌وشش خاطره شیرین، جذاب و خواندنی کتاب، از زبان راویان مختلفی است که از ساعت‌های اولیه فرار در محل خدمت خود حاضر بوده و شاهد عینی فرار و حادثه‌های بعد از آن بوده‌اند. دو نفر از آن‌ها به نام سرهنگ حمید صاحب‌قلم و ستوان دوم ماشاالله فراهانی از دنیا رفته‌اند. برخی راویان از شهرستان‌ها به تهران آمدند، بعضی هم ساکن تهران بوده‌اند و خاطرات‌شان را در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری بازگو کرده‌اند.

 

«پروازهای بی بازگشت؛ خاطرات سیدمحسن خوشدل از هشت سال دفاع مقدس» / ‏مصطفی رحیمی / ‏مرز و بوم

سید محسن خوشدل جزو کسانی بودند که در واحد ضد زره سپاه محمد رسول‌الله فعالیت داشت. او از سن هفده سالگی در واحد موشکی ذوالفقار تیپ محمد رسول الله به صورت تخصصی کار خودش را شروع کرد و یکی از موشک‌های ضد زره آن موقع که نامش مایولتکاست کارش را آغاز و نخستین تانک را در مهرماه سال ۱۳۶۱ منهدم می‌کند. او با همین موشک توانست در عملیات بدر کارهای مهمی را انجام دهد. خوشدل طی حضور در جنگ هفت بار مجروح شد که شدیدترین آن در خرداد ۶۷ روی داد و برای مداوا به خارج از کشور منتقل شد.

کتاب خاطرات خوشدل در پنج فصل با پژوهش و گردآوری مصطفی رحیمی تدوین و تالیف شده است که در این خاطرات به جزئیات عملیات‌هایی توجه کرده که در آن حضور داشته است. لذا در فصل نخست «سفر به سرزمین رویاها» ورود به جبهه از عملیات فتح‌المبین تا عملیات والفجر مقدماتی را مرور کرده است. د ر «مسافران باغ هوگانی» عملیات والفجر یک تا عملیات خیبر را شرح می‌دهد.

 

«پسر آشیخ محمود» / حسین علایی / انتشارات ایران

«پسر آشیخ محمود» خاطرات زندگی پرفراز و نشیب حسین علایی از فرماندهان ارشد دوران هشت سال دفاع مقدس و مدیران کشور در عرصه‌های مختلف بعد دورۀ جنگ است. علایی در این کتاب با شرح جزئیات، به روایت دقایق حیات خود از تولد، کودکی تا بحبوحه‌های انقلاب، دفاع مقدس و پس از آن پرداخته است. در واقع، خوانندۀ این کتاب از دریچۀ نگاه حسین علایی به فراسوی مهمترین وقایع و رخدادهای کشور در نیم‌قرن گذشته ورود پیدا کرده و از نزدیک با فرایند تصمیم‌گیری‌های کلان کشور آشنا می‌شود و در جریان امور نا گفته‌ای قرار می‌گیرد که در این تصمیمات تأثیرگذار بوده‌اند. از نقاط قوت کتاب حاضر که از منظری دیگر مناقشه‌برانگیز هم خواهد بود، می‌توان به صراحت بالای راوی در بیان دیدگاه‌هایش در حوزۀ مدیریت کلانن کشور در زمان جنگ و رخدادهای پس از آن اشاره کرد که آن را از آثار مشابه خود متفاوت می‌سازد.

 

«خبرنگار غیراعزامی» / ‏ سجاد محقق / ‏خط‬ مقدم

این کتاب به قلم سجاد محقق خاطرات جمیل‌ُالشیخ خبرنگار شبکه العالم در فوعه و کَفَریا در سوریه را روایت می کند. کتاب، حاصل ۵۶ ساعت گفتگو با جمیل‌الشیخ خبرنگار شبکه العالم است و از روزهای کودکی او در سوریه تا تجربیات تلخ و شیرین در دوران محاصره و مهاجرت به ایران را به تصویر می‌کشد و خواننده را به سفری پرفراز و نشیب در قلب بحران سوریه می‌برد.

 

اختتامیه و اعلام برندگان این بخش در دهه اول اسفندماه ۱۴۰۳ برگزار خواهد شد و علاقه‌مندان به ادبیات خاطره‌نگاری می‌توانند از نزدیک شاهد این رویداد مهم فرهنگی باشند.

 

انتهای پیام/



منبع خبر

نامزدهای بخش خاطره جایزه کتاب سال دفاع مقدس مشخص شد بیشتر بخوانید »

ماجرای بازگشت حاج احمد متوسلیان از سوریه برای کسب‌ تکلیف از امام (ره) + سند

ماجرای بازگشت حاج احمد متوسلیان از سوریه برای کسب‌ تکلیف از امام (ره) + سند


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سردار جاویدالأثر حاج احمد متوسلیان اواخر خرداد سال ۱۳۶۱، پس از فتح خرمشهر و تثبیت مواضع رزمندگان اسلام در آن‌جا، همراه با هیأت عالی رتبه سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران و همچین جمعی از رزمندگان تیپ ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) سپاه و تیپ ۵۸ تکاور ذوالفقار ارتش، به سوریه و لبنان سفر کرد تا راه‌های کمک به مردم مظلوم و بی‌دفاع لبنان و نیز مقابله با رژیم‌صهیونیستی را بررسی کند؛ بنابراین به او مأموریت داده شد تا شناسایی دقیقی از مناطق شیعه‌نشین جنوب بیروت به‌عمل آورد.

حاج احمد متوسلیان پس از انجام مأموریت خود، ۴۲ سال قبل در چنین روزی یعنی سوم تیر سال ۱۳۶۱ از دمشق به تهران بازگشت تا از امام خمینی (ره) درباره نتایج مأموریت خود کسب تکلیف کند؛ بنابراین پس از این‌که وی خدمت امام (ره) رسید، ایشان آن جمله معروف «راه قدس از کربلا می‌گذرد» را فرمودند؛ چراکه کشاندن نیرو‌ها از جبهه جنگ با صدام، به‌سوی لبنان و سوریه، اگرچه آن‌جا هم برای مقابله با اسرائیل به نیرو نیاز بود؛ ولی ما باید اول تکلیف رژیم تجاوزگر بعث عراق را روشن می‌کردیم.

بازگشت حاج احمد متوسلیان از سوریه برای کسب‌تکلیف از امام (ره)+ سند

برگه اعلام ورود جاویدالأثر حاج احمد متوسلیان به تهران – ۳ تیر سال ۱۳۶۱

سرلشکر «محمد باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح که با حاج احمد متوسلیان منطقه «جبل الشیخ» واقع در مرز لبنان و سوریه و اطراف آن را برای درگیری با ارتش اسرائیل بررسی کرده بودند، گفته هست: «در لبنان چند روزی با حاج احمد متوسلیان منطقه جبل الشیخ و اطراف بیروت را شناسایی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که با به‌کارگیری ده-دوازده گردان نیرو و یک سری کار‌های دیگر، شاید بتوانیم سه هزار اسرائیلی را اسیر بگیریم؛ چرا که اسرائیلی‌ها ناشیانه‌ترین جنگ را کرده بودند و در منطقه گسترش بسیار نامناسبی داشتند؛ طوری که به راحتی می‌شد به آن‌ها زد.

بعد که با سوریه‌ای‌ها در این‌باره بحث کردیم، دیدیم این‌ها اصلاً اهل این حرف‌ها نیستند؛ یعنی می‌خواهند آن وضعیت آتش‌بس [شکننده موجود] را کش بدهند؛ وقتی در [دمشق] با آقای دکتر ولایتی وزیر خارجه وقت کشور مان صحبت کردم، ایشان پرسید: نظرت چیست؟ من گفتم: این سوریه‌ای‌هایی که من می‌بینم، هیچ‌کدام اهل جنگ نیستند؛ ایشان گفتند: بلاخره جنگ در اینجا مشکلات دارد. بدبین نباشید.

این حرف‌ها به حضرت امام (ره) منتقل شد که جنگ در آن‌جا به این سادگی شروع خواهد شد و اگر هم بشود، شاید نتوان به راحتی آزاد شد؛ یعنی در آنجا ما درگیر صحنه‌ای می‌شویم که تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) را برده بودیم، بعد باید یگان‌های دیگران را هم به آن‌جا ببریم و جنگ آن‌جا طولانی می‌شود، این‌جا [در ایران] هم که هنوز جنگ با صدام تمام نشده، در این‌صورت قوای ما تجزیه می‌شدند… در عمل آن‌چه اتفاق افتاده بود، ما را متوجه «قدس» می‌کرد، بدون اینکه کربلا را حل کرده باشیم.

این فرمایش امام که فرمودند: «راه قدس از کربلا می‌گذرد»، جهت‌گیری حرکت ما را روشن کرد و در پی آن، ما سریع نیرو‌ها را جمع‌آوری کرده و به ایران آمدیم و تنها بخشی از نیرو‌ها آنجا ماندند تا اینکه کار‌های دیگری بکنند و دیگر ما عمده قوای‌مان را روی عراق گذاشتیم».

بازگشت حاج احمد متوسلیان از سوریه برای کسب‌تکلیف از امام (ره)+ سند

جاویدالأثر حاج احمد متوسلیان در حال سخنرانی در جمع نیرو‌های تیپ ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) – پادگان زبدانی سوریه

انتهای پیام/ ۱۱۳

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

ماجرای بازگشت حاج احمد متوسلیان از سوریه برای کسب‌ تکلیف از امام (ره) + سند بیشتر بخوانید »

تجلیل رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس از مقام والای شهید «مسکین‌اردستانی»

تجلیل رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس از شهید «مسکین‌اردستانی»


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سردار سرتیپ‌دوم بسیجی «عباس بایرامی» رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس به‌همراه جمعی از مسئولان این سازمان، به‌مناسبت گرامیداشت چهل و دومین سالگرد حماسه آزادسازی خرمشهر، با خانواده شهید «علیرضا مسکین‌اردستانی» تخریب‌چی لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) دیدار کرد.

در این دیدار که نماینده شهردار منطقه ۲۰ تهران و جمعی از همرزمان شهید نیز حضور داشتند، رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس ضمن تجدید خاطره از حماسه آزادسازی خرمشهر از خانواده این شهید والامقام تقدیر کرد.

شهید «علیرضا مسکین‌اردستانی» به‌همراه سه تن از همرزمان خود و به فرماندهی جاویدالأثر «احمد متوسلیان» پل احداثی بعثیون بر روی شهر عرایض را با ۲۰۰ پوند مواد منفجره از نوع تی. ان. تی منهدم کرده و زمینه آزادسازی خرمشهر را فراهم آوردند.

انتهای پیام/ ۱۱۳

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

تجلیل رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس از شهید «مسکین‌اردستانی» بیشتر بخوانید »

جمله تکان‌دهنده امام (ره) به صیاد شیرازی و محسن رضایی

جمله تکان‌دهنده امام (ره) به صیاد شیرازی و محسن رضایی


«محسن رضایی» و «صیاد شیرازی» خدمت امام رسیدند و به ایشان عرض کردند که ورود به خرمشهر دارای سختی‌های فراوانی‌ست. ما هرچه پیش‌بینی می‌کنیم، می‌بینیم نیروی ما برای اجرای مرحله‌ نهایی عملیات کافی نیست…

به گزارش مجاهدت از مشرق، رزمندگان تیپ ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) در عملیات «الی بیت‌المقدس» که ۹ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز شد، در قالب دو محور عملیاتی به نام‌های «محرم» و «سلمان» کار خود را آغاز کردند. پس از انتقال کلیه‌ گردان‌ها از کرانه شرقی به کرانه غربی رود کارون، ابتدا پیشروی پنج گردان تحت امر محور عملیاتی سلمان به سمت جاده‌ آسفالت اهواز – خرمشهر آغاز می‌شود؛ این نیروها می‌بایستی مسیر ۱۸ کیلومتری دشت طاهری را طی کرده و خود را به جاده‌ آسفالت اهواز – خرمشهر می‌رساندند.

سردار جاویدالأثر «احمد متوسلیان» با حضور در سنگر فرماندهی قرارگاه عملیاتی «نصر ۲» هدایت نیروهای سپاهی، بسیجی و ارتشی تیپ ۲ و لشکر ۲۱ حمزه (تابع این قرارگاه) را بر عهده گرفت و لحظه به لحظه با تماس‌های مکرر بی‌سیمی و هم‌چنین اعزام پیک‌های خبررسان، از آخرین وضعیت نیروها کسب اطلاع کرده و هم‌چنین در لحظات مقتضی، خود در صحنه‌ی نبرد حضور پیدا کرد تا از نزدیک شاهد تحولات حین عملیات باشد.

گره‌ای که امام خمینی (ره) برای آزادسازی خرمشهر باز کرد

رزمندگان تیپ ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) در عملیات «إلی بیت‌المقدس»

پس از تصرف برق‌آسای جاده‌ اهواز – خرمشهر توسط گردان‌های محور سلمان، گردان‌های محور محرم نیز به سمت این جاده به حرکت درآمدند و شرایط پیش آمده که ناشی از پاتک‌های سنگین واحدهای زرهی دشمن و عدم الحاق یگان‌های مجاور با تیپ ۲۷ بوده، باعث شد تا ادامه‌ نبرد برای نیروهای این تیپ سخت‌تر شد. در چنین شرایطی احمد متوسلیان با هدایت نیروها سعی در کنترل اوضاع داشت؛ اما فشار دشمن زیاد و امکان مقابله با آن‌ها کم بود.

ساعت‌های اولیه صبح روز جمعه دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ با شهادت «محسن وزوایی» و «حسین تقوی‌منش»؛ فرمانده و جانشین محور عملیاتی محرم، اولین ضربه‌ کاری به احمد متوسلیان وارد شد؛ اما به رغم تمامی نارسایی‌ها و مشکلات موجود، رزمندگان تیپ ۲۷ طی شش شبانه‌روز جنگ نابرابر، توانستند سرانجام اهداف مرحله‌ اول عملیات «الی بیت‌المقدس» را تثبیت نموده و خود را برای آغاز مرحله‌ دوم نبرد آماده کنند.

در مرحله دوم عملیات «الی بیت‌المقدس» بیشترین نگرانی متوسلیان از جانب گردان سلمان فارسی به فرماندهی حسین قجه‌ای در منتهی الیه سمت چپ محور محرم، واقع در ایستگاه گرمدشت بود که در محاصره دشمن به مدت پنج شبانه‌روز جنگیدند و مقاومت کردند و عاقبت با شهادت اکثر نیروهای این گردان از جمله حسین قجه‌ای؛ فرمانده و محمدرضا موحد دانش؛ معاون گردان، آن منطقه را تثبیت کردند.

گره‌ای که امام خمینی (ره) برای آزادسازی خرمشهر باز کرد

سردار جاویدالأثر احمد متوسلیان در عملیات «إلی بیت‌المقدس»

احمد متوسلیان به‌دلیل ضرباتی که در مرحله‌ اول عملیات، بر پیکره‌ نیروی انسانی، به‌خصوص کادرهای فرماندهی گردان تیپ ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) وارد شد، برای بازسازی مجدد گردان‌ها با مشکلات عدیده‌ای مواجه بود که مهم‌ترین آن‌ها، شهادت محسن وزوایی؛ فرمانده و حسین تقوی‌منش؛ جانشین محور محرم بود. به‌همین منظور، این‌بار متوسلیان گردان‌های عملیاتی تیپ را فقط در قالب یک محور عملیاتی، سازمان‌دهی کرده و مسئولیت فرماندهی آن را هم، به یار دیرینه‌اش محمود شهبازی واگذار کرد. این گردان‌ها، مأموریت داشتند تا از ایستگاه گرمدشت با گرای ۲۶۰ درجه، رو به سمت غرب پیشروی کرده و پس از طی ۱۳ کیلومتر، خودشان را به دژ مرزی کوت‌سواری برسانند.

با اتمام مرحله‌ دوم و متعاقب آن انجام ناموفق مرحله‌ سوم عملیات «الی بیت‌المقدس» در بیستم اردیبهشت سال ۱۳۶۱، دیگر همه‌چیز به نبرد پایانی موکول شد. این در حالی است که دیگر نه توانی برای ادامه‌ عملیات باقی مانده و نه نیروی کارآمدی برای بازسازی گردان‌ها؛ به‌گونه‌ای که فرماندهان در تصمیم‌گیری نهایی با مشکل و تردید مواجه شدند.

شهید «محمدابراهیم همت» جانشین فرمانده تیپ ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) در این خصوص گفته است: «… برادران عزیز، بسیجیان با ایمان! به خدمت شما عرض کنم که در آن وضعیت بحرانی، بعد از آن همه درگیری، دیگر مغزها خسته شده بود! یعنی برای مرحله‌ نهایی عملیات «الی بیت‌المقدس» هیچ‌کدام از فرماندهان نمی‌دانستند چه تصمیمی بگیرند. با آن شرایطی که پیش آمده بود، تردید داشتند که آیا داخل خونین شهر بشوند یا نشوند؟ از طرف دیگر؛ چون تلفات داده بودیم، کیفیت نیروهایمان به شدت افت کرده و همین امر باعث شده بود که همه‌ ما دودل شویم که آیا به داخل خونین‌شهر برویم یا نرویم؟ اگر برویم، آیا ضربه نخواهیم خورد؟ دیگر هیچ‌کس قدرت تصمیم‌گیری نداشت. تا این‌که قرار شد برادران عزیزمان «محسن رضایی» و «صیاد شیرازی» به محضر حضرت امام شرفیاب شوند. این دو برادر خدمت امام رسیدند و به ایشان عرض کردند که ورود به خرمشهر داری چنین سختی‌هاست. ما هرچه پیش‌بینی می‌کنیم، می‌بینیم نیروی ما برای اجرای مرحله‌ نهایی عملیات کافی نیست. استحکامات دشمن فوق‌العاده زیاد است و ما نمی‌توانیم به او حمله کنیم؛ ولی باز در عین حال قادر به تصمیم‌گیری نهایی هم نیستیم. شما نظر دهید که ما چه باید بکنیم؟ حمله بکنیم یا نکنیم؟

تمام این صحبت‌ها را که مطرح کردند، امام در جواب آن‌ها فرمودند: «تا توکل‌تان چقدر باشد». در این لحظه برادران ما – رضایی و صیاد شیرازی – دیگر ننشستند و سریع حرکت کردند به سمت جنوب؛ کل فرماندهان لشکرها و تیپ‌ها را احضار کردند و به آن‌ها گفتند ما مسایل و مشکلات‌مان را با امام مطرح کردیم و ایشان در جواب ما فرمودند: تا توکل‌تان چقدر باشد! این موضوع در روحیه‌ برادرها خیلی تأثیر گذاشت، طوری که آن‌جا برادرها همه به گریه افتادند و می‌گفتند: لابد توکل‌مان ضعیف است دیگر، لابد توکل نداریم که امام چنین صحبتی فرموده! این شد که همه عزم‌شان را جزم کردند تا با توکل به خدا، خودشان را برای اجرای مرحله‌ پایانی عملیات آماده کنند».

منبع: دفاع پرس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

جمله تکان‌دهنده امام (ره) به صیاد شیرازی و محسن رضایی بیشتر بخوانید »