ادبیات دفاع مقدس

مشکلات مالی؛ مانع اصلی توزیع کتاب

مشکلات مالی؛ مانع اصلی توزیع کتاب


«صابره نوکندی»، معاون ادبیات و تاریخ دفاع مقدس اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت استان خراسان جنوبی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار دفاع‌پرس از بیرجند، با تأکید بر ضرورت تطبیق ادبیات پایداری با ذائقه نسل جدید، اظهار داشت: امروزه باید محتوای کتب دفاع مقدس را به سمت داستان‌ها و رمان‌های تحلیلی سوق داد.

وی با بیان اینکه ادبیات دفاع مقدس از زمان جنگ تحمیلی هشت‌ساله آغاز شد، گفت: این ادبیات در آن دوره برای تشویق مردم و رزمندگان تولید می‌شد، اما امروز باید به گونه‌ای نوشته شود که جوان و نوجوان خود را در فضای روایت تصور کند و با جریان کتاب همراه شود.

نوکندی با اشاره به اهمیت ادبیات دفاع مقدس در شرایط کنونی، تصریح کرد: کتاب‌های این حوزه باید از هرگونه تحریف و غلو دور باشند و با زبانی ساده، رشادت‌ها و مردانگی زنان و مردان ایران اسلامی را روایت کنند تا این ایستادگی‌ها در اذهان نسل جوان کمرنگ نشود.

معاون ادبیات و تاریخ دفاع مقدس استان بر لزوم تنوع در تولیدات و درک نیاز‌های نسل جوان تأکید کرد و گفت:باید اجازه دهیم جوان امروز بتواند به راحتی با رزمنده دیروز ارتباط برقرار کند. راویان و رزمندگان نیز باید خاطرات خود را به زبانی ساده و قابل فهم بیان کنند.

وی مسائل مادی و معنوی را از عوامل جذب جوانان به این عرصه دانست و به مشکلات چاپ کتاب اشاره نمود و گفت:تورم تمام مراحل تولید تا چاپ کتاب را تحت تأثیر قرار داده و بسیاری از مردم به دلیل شرایط معیشتی قادر به خرید کتاب با قیمت‌های سنگین نیستند.

نوکندی با اعلام اینکه از سال گذشته کتاب‌ها در تیراژ پایین چاپ می‌شوند، افزود: این مسئله باعث شده نتوان این کتاب‌ها را به‌طور گسترده به بازار عرضه کرد. وی از مسؤلین مربوطه خواست برای مسئله کتاب و کتاب‌خوانی چاره‌اندیشی اساسی کنند.

معاون ادبیات و تاریخ دفاع مقدس استان در پایان به تنوع موضوعی کتاب‌های منتشرشده اشاره کرد و گفت:تاکنون آثاری در قالب داستان، خاطره، شعر، رمان، کودک و نوجوان، تاریخ شفاهی، اسناد، آلبوم عکس و نمایشنامه با موضوعاتی، چون زندگینامه شهدا، خاطرات مادران و خواهران شهدا و ایثارگران، خاطرات رزمندگان و نقش ادارات در دفاع مقدس چاپ شده هست.

گفتگو از سحرنخعی 

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

مشکلات مالی؛ مانع اصلی توزیع کتاب

مشکلات مالی؛ مانع اصلی توزیع کتاب بیشتر بخوانید »

نکوداشت «حمید داوودآبادی» برگزار شد

نکوداشت «حمید داوودآبادی» برگزار شد


به گزارش مجاهدت از گروه فرهنگ دفاع‌پرس، آیین پاسداشت نویسنده و خاطره‌نگار دفاع مقدس حمید داودآبادی، سه‌شنبه ۸ مهرماه با حضور جمعی از چهره‌های فرهنگی و ادبی در سازمان اوج برگزار شد. در ابتدای این مراسم رحیم مخدومی، نویسنده با اشاره به مسیر زندگی و فعالیت‌های حمید داودآبادی اظهار داشت: از همان زمان که نام او مطرح شد، در عرصه جهاد و رزم حضور داشت، روزی درس و مدرسه را رها کرد و سلاح به دست گرفت و روزی دیگر برای اقشار مختلف جامعه دست به قلم برد.

وی داودآبادی را انسانی ساده‌زیست، سرباز ولایت و ثابت‌قدم در مسیر خویش دانست و حضور در نکوداشت چنین شخصیتی را مایه خرسندی عنوان کرد و افزود که جامعه نیازمند افرادی همچون اوست. البته صرف برگزاری یادبودها کافی نیست، باید شیوه‌های صحیح و مستمر ترویج فرهنگ مقاومت در جامعه نهادینه شود.

وی بر اهمیت حفظ روحیه رزمندگی در نسل‌های آینده نیز تاکید کرد و رزمندگان واقعی را کسانی دانست که در هر شرایطی به آرمان‌های انقلاب وفادار می‌مانند و همواره آماده خدمت به کشور و مردم‌اند.

مخدومی همچنین ساده‌زیستی و پاک‌دستی رزمندگان دفاع مقدس را الگوهایی فرهنگی برای جامعه خواند و ابراز امیدواری کرد: حضور و فعالیت‌هایی همچون تلاش‌های داودآبادی موجب تعمیق فرهنگ مقاومت در کشور و آشنایی نسل‌های آینده با ارزش‌های انقلاب می‌شود.

انتقال دانش وسیع دفاع مقدس به جوانترها

در ادامه، محمدعلی صمدی، پژوهشگر حوزه دفاع مقدس، با خطاب قرار دادن داودآبادی به‌عنوان استاد گفت: ۲۸ سال پیش پژوهش دفاع مقدس را با او آغاز کردم.

وی افزود: اولین‌بار داودآبادی مطالب من را منتشر و سپس به نشریه صبح و شلمچه معرفی‌ام کرد. تا ۳۰ ‌سالگی هیچ خاطره‌ای ندارم که داودآبادی در آن حضور نداشته باشد و همواره نگران این بودم که مبادا از من رضایت نداشته باشد.

این مستندساز یادآور شد: در زمانی‌که هیچ‌کس به پژوهشگران توجهی نمی‌کرد و مشکلات اصلی رزمندگان بازگشته از جنگ، بیشتر سیاسی بود، داودآبادی برای ما زمان صرف می‌کرد و ساعت‌ها در دفتر نشریه به ما آموزش می‌داد و در حالی‌که هیچ شناختی از جنگ نداشتیم، داودآبادی با توضیح سرفصل‌های گوناگون، دانش وسیعی از دفاع مقدس به ما منتقل می‌کرد. خدا را شاکرم که در ۲۰سالگی، داودآبادی را سر راهم قرار داد و مسیر کاری‌ام را تسهیل کرد.

پرچمداری فعالیت‌های فرهنگی

علی‌اکبر فرهنگیان نیز با یادآوری دوران نوجوانی خود گفت: در دوران غلبه جریان‌های اقتصادی و سیاسی در مجلات و حاکمیت جبهه لیبرال، نشریه‌ای به نام شلمچه با نگاهی متفاوت وارد میدان شد که هر صفحه آن قله‌ای از افتخار و ایثار بود که دل جوانان را قرص می‌کرد. در زمانی‌ که کار فرهنگی معنای چندانی نداشت و رسانه‌ها به گستردگی امروز نبودند، افرادی مانند داودآبادی به‌تنهایی فعالیت فرهنگی می‌کردند.

وی همچنین از چهره‌هایی همچون مسعود ده‌نمکی، یوسفعلی میرشکاک، محمدرضا آقاسی، منصور ارضی، سعید حدادیان و نادر طالب‌زاده یاد کرد و سپس به شعرخوانی در وصف داودآبادی پرداخت.

رزمنده‌ای که جنگ را ناتمام نگذاشت

گلعلی بابایی، نویسنده نیز با اشاره به ویژگی‌های داودآبادی بیان کرد: او زبان رک و صریحی دارد که همین صراحت باعث شده هزینه‌هایی را متحمل شود. این ویژگی در آثار داودآبادی نیز آشکار هست.

بابایی افزود: به گفته مرتضی سرهنگی، داودآبادی از معدود رزمندگانی هست که جنگش را ناتمام نگذاشت و خاطرات خود را مکتوب کرد. امیدوارم داودآبادی به آرزوی دیرینه خود یعنی دیدار احمد متوسلیان برسد.

انسان‌ها را تا زنده هستند دریابیم

در بخش دیگری از این مراسم، مسعود ده‌نمکی، نویسنده و کارگردان تلویزیون و سینما بااشاره به سابقه ۴۰ساله دوستی خود با حمید داودآبادی اظهار کرد: من اولین بار سال ۶۴ در مهران و قبل از عملیات والفجر ۸ داودآبادی را دیدم که به دیدن شهید تعقلی آمده بود و دوستی بین ما شکل گرفت که این دوستی چهار دهه ادامه پیدا کرده هست.

وی تصریح کرد: من معتقدم باید انسان‌ها را تا زنده هستند، دریابیم. نمی‌گویم بزرگداشت برگزار نکنیم، اما افرادی مانند داودآبادی وقتی پا به سن می‌گذارند، تازه پخته و معدن تجربه می‌شوند. غربت چنین انسان‌هایی در استفاده نشدن هست.

کارگردان سریال «دارا و ندار» بیان کرد: اکنون با توجه به شرایط منطقه‎ای، جهانی و حتی داخلی، زمانه ما زمانه سه راهی مرگ و شبیه سال ۶۷ هست. ما باید این روزها کنار هم بمانیم. اگر ما یکدیگر را درنیابیم، باعث ریزش می‌شویم. چهره‌هایی مانند حمید داودآبادی کم نیستند و او بهانه‌ای بود تا در این مراسم از یک نسل یاد کنم که باید از آن‌ها یاد بگیریم.

مسعود ده‌نمکی، کارگردان سریال «معراجی ها» تأکید کرد: در همه جای دنیا حوزه فرهنگ بستر تجربه‌گرایی هست. طبیعتا باید از جوانان هم حمایت کرد، اما باید کمک کنیم فردی که سرشار از تجربه هست نیز فعالیت کند و از تجربیاتش استفاده کنیم. انسان‌ها فقط تکریم نمی‌خواهند. نیاز دارند تجربه‌هایشان را با دیگران در میان بگذارند. آن‌ها موهایشان را سفید کرده‌اند که روزی از تجربه‌هایشان استفاده شود.

وی در پایان متذکر شد: حمید داودآبادی ازجمله افرادی هست که هرکسی از او کمکی بخواهد، حتما کمکش خواهد کرد و امیدوارم خداوند نیز همواره یاور او باشد. در این سال‌ها علم و دانش حاج حمید بیشتر هم شده هست و همه باید از دانسته‌های وی استفاده کنیم.

داودآبادی؛ راوی حقیقت‌های ناگفته

در این نشست حسین قرایی، نویسنده و پژوهشگر درباره ویژگی‌ها و فنون نویسندگی داودآبادی گفت: داودآبادی درزمینه زندگی‌نامه‌نویسی ید طولایی دارد و ۱۰ جلد کتابی که نشر «یا زهرا» منتشر کرده، ارزش آن را دارد که چندین مرتبه خوانده شود. نثر او علاوه بر روان و صمیمی بودن، چالاکی، برندگی و اثرگذاری نیز دارد.

وی با اشاره به کتاب «آنکه فهمید، آنکه نفهمید» نوشته داودآبادی عنوان کرد: یک بار از آقای داودآبادی پرسیدم که چگونه توانسته‌ای به صورت شخصی در مورد افراد مختلف در این کتاب اظهار نظر صریح کنید؟! آیا کسی تا به حال به این صراحت کتاب شما معترض نشده هست؟ به نظرم «آنکه فهمید، آنکه نفهمید» کتابی بسیار جسورانه و معترض هست. داودآبادی یکی از جسورترین نویسندگان خاطره‌نگار عصر انقلاب با توجه به قرینه همین کتاب هست.

قرایی ادامه داد: یک بار حمید خلیلی، رئیس نشر شهید کاظمی که همکاری‌های متعددی با داودآبادی داشته و آثار بسیار ارزشمندی پیرامون دفاع مقدس منتشر کرده، تعریف می‌کرد که شهید محسن حججی ۴۰۰ جلد از کتاب «دیدم که جانم می‌رود» نوشته داودآبادی را در نماز جمعه نجف‌آباد معرفی و به مردم عرضه هست.

وی با اشاره به ترکیب شجاعت، صراحت و طنز در شخصیت داودآبادی گفت: او روایتگر حقیقت‌های ناگفته‌ای هست که نسل امروز باید بشنود. برخی آثار داودآبادی برای گروه سنی نوجوان تأثیرگذارتر هست. با این حال، او به‌عنوان نویسنده و خاطره‌نگار نوجوانان شناخته نشده و این یک نقص فرهنگی هست.

این فعال فرهنگی یادآوری کرد که رک‌گویی و صراحت این نویسنده، لهجه طنز به خود می‌گیرد و برخی آثارش را می‌توان در حوزه کتاب‌های طنز دسته بندی کرد.اگر طنز را قیچی دولبه‌ای فرض کنیم، بخشی از آن تندی و بخش دیگرش اصلاح هست. طنزی که داودآبادی در آثارش به کار می برد،همین کارکرد را دارد.

قرایی با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی نویسنده «از معراج برگشتگان» اضافه کرد: داودآبادی مانند موج هست و روحیه بی‌قراری دارد. بی‌قراری او را در قلمش نیز می‌توان مشاهده کرد. تا جایی که من می‌دانم این نویسنده حدود پنج هزار صفحه خاطرات منتشر نشده دارد. ما باید قدرشناس داودآبادی‌ها باشیم و به گونه‌ای با این افراد رفتار کنیم که مصداق شعر فاضل نظری نشویم که می گوید: عمری به زیرپا لگد کردند او را / حالا که می‌گیرند روی شانه، مرده ست.

در بخش دیگری از مراسم، حمید داودآبادی با زبانی طنزآمیز و همراه با روایت‌های تلخ و شیرین، خاطراتی از دوران رزمندگی خود بیان کرد.

در خاتمه، از سال‌ها تلاش و فعالیت حمید داودآبادی در عرصه نویسندگی و ثبت خاطرات دفاع مقدس که تاکنون بیش از ۵۰ عنوان کتاب با موضوع دفاع مقدس از او منتشر شده، تقدیر شد. رضا ایرانمنش، اصغر آبخضر، حمید بنا، مرضیه نظرلو و علی‌اکبر مزدآبادی از دیگر حاضران این مراسم بودند.

انتهای پیام/ 161

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

نکوداشت «حمید داوودآبادی» برگزار شد

نکوداشت «حمید داوودآبادی» برگزار شد بیشتر بخوانید »

یادداشت‌های روزانه رزمندگان یادگارهایی فراموش ناشدنی در حوزه خاطره نویسی

یادداشت‌های روزانه رزمندگان یادگارهایی فراموش ناشدنی در حوزه خاطره نویسی


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، «خاطره نویسی» یکی از گونه‌های مهم ادبیات داستانی هست که پشتوانه‌ای مهم برای برهه‌ای از خاص از تاریخ محسوب می‌شود، این گونه ادبی علاوه بر اهمیت زیبایی شناسی آن به لحاظ اسنادی نیز از اهمیت بالایی برخوردار هست که در کنار تاریخ نگاری رسمی می‌تواند زوایای پنهان یک رویداد را برای نسل‌های بعد آشکار کند.

تاریخ دفاع مقدس که از ابعاد مختلف دارای اهمیت بالایی هست نمی‌تواند بدون خاطره نگاری از خطر تحرف در امان بماند، حتی برای ثبت و ضبط تاریخ رسمی دفاع مقدس و تاریخ نگاری کلاسیک به شدت به خاطره نگاری وابسته هست. اما خاطره نگاری چنان که ساده به نظر می‌رسید نباید ساده انگارانه تصور شود. این گونه ادبی نیز مانند سایر گونه‌های دیگر ادبی لوازم، دستورالعمل، شیوه‌های خاص خود را دارد که باید آنها را فراگرفت و سپس به ثبت خاطرات پرداخت. 

در ایام مبارک دفاع مقدس نگاهی خواهیم داشت به مفاهیم و شیوه‌های خاطره نویسی که قسمت هشتم آن را در ادامه می‌خوانید:  

روزنوشت رزمندگان مرجعی در حوزه خاطره نویسی

یادداشت‌های روزانه گونه‌ای از خاطره‌نگاری هست که در آن نگارنده، حالات و نیز کرده‌های خود وقایع پیرامون را به صورت روزنوشت و تقویمی مکتوب می‌کند. بر اساس تعریف ارائه شده، دارا بودن تاریخ، روایت وقایع و رعایت توالی زمان مؤلفه‌های اساسی یادداشت‌های روزانه قلمداد می‌شوند. به عبارت دیگر یادداشتی که فاقد تاریخ مشخص باشد، یادداشت روزانه محسوب نمی‌گردد. هم چنین یادداشت‌ها باید به نوعی روایتگر حوادث ووقایع پیرامون باشند و نیز توالی حدود زمان، میان آنها رعایت شود. یادداشت‌های روزانه از زیرشاخه‌های خاطره نگاری محسوب می‌شود.

یادداشت‌های روزانه هم، چون خاطرات مکتوب شفاهی، وقایع نگار هستند و دیده ها، شنیده‌ها و حضور شخص راوی نگارش می‌کنند. همچنین معیار‌های ارزیابی کیفی یادداشت‌های روزانه تا اندازه‌ی زیادی ملاک‌های داوری در حوزه‌ی خاطرات مکتوب و شفاهی هست.

یادداشت‌های روزانه از یک جهت با خاطره نویسی تفاوت جدی دارد و آن دوگانگی در برخورد با عنصر زمان هست، مشروط بر آن که خاطره نگاری نگارش کرده‌ها، شنیده‌ها و دیده‌ها با تکیه بر حافظه و در نتیجه تداعی موضوع و خاطره را حاصل جست وجوی در زمان سپری شده بدانیم. به عبارت دیگر، خاطره نویس در حالی اقدام به نگارش می‌کند که حادثه به سر آمده و مدت زمان قابل توجهی از آن گذشته هست، به همین دلیل هست که خاطره نویسی با عنصر «تداعی» و «به یاد آوردن» قرابت ویژه دارد و اما یادداشت‌های روزانه زمانی به تحریر در می‌آیند که هنوز واقعه سرانجام نیافته و نویسنده لحظه به لحظه و ساعت به ساعت اقدام به ثبت آن‌ها می‌کند، در نتیجه به هنگام نوشتن، حوادث برای نگارنده صورت خاطره به خود نمی‌گیرند، به همین دلیل هست که زمان به کار رفته در متن یادداشت‌های روزانه در بسیاری از موارد، زمان حال هست.

اگر از دیدگاه یک پژوهش‌گر و مورخ به دو مقوله‌ی «یادداشت‌های روزانه» و «خاطره» بنگریم، شاهد برتری کیفی یادداشت‌های روزانه نسبت به خاطره نوشته‌ها خواهیم بود، به عبارت دیگر آن چه برای یک تاریخ نگار یا یک محقق تعیین کننده و حیاتی هست، عنصر استناد در مدارک هست. یادداشت‌های روزانه به دلیل نگارش در صحنه، بی هیچ فاصله‌ی زمانی با واقعه، موثق‌ترین اسناد را پیش روی قرار می‌دهد. چنانچه با رویکردی ادبی با خاطره نوشته‌ها و یادداشت‌های روزانه روبه رو شویم، خاطرات را تواناتر خواهیم یافت. خاطره نوشته‌ها ادبی‌تر و یادداشت‌های روزانه مستندتر هست. یادداشت‌های روزانه اغلب بر مرحله‌ای خاص و حساس از زندگی فردی تمرکز می‌یابد.

منبع: «از خاطره تا داستان»/ محسن محمدی فشارکی، فضل‌الله خدادادی

انتهای پیام/ 161

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

یادداشت‌های روزانه رزمندگان یادگارهایی فراموش ناشدنی در حوزه خاطره نویسی

یادداشت‌های روزانه رزمندگان یادگارهایی فراموش ناشدنی در حوزه خاطره نویسی بیشتر بخوانید »

شناخت روای برگ برنده در حوزه خاطره نویسی

شناخت روای برگ برنده در حوزه خاطره نویسی


به گزارش مجاهدت از گروه فرهنگ دفاع‌پرس، «خاطره نویسی» یکی از گونه‌های مهم ادبیات داستانی هست که پشتوانه‌ای مهم برای برهه‌ای از خاص از تاریخ محسوب می‌شود، این گونه ادبی علاوه بر اهمیت زیبایی شناسی آن به لحاظ اسنادی نیز از اهمیت بالایی برخوردار هست که در کنار تاریخ نگاری رسمی می‌تواند زوایای پنهان یک رویداد را برای نسل‌های بعد آشکار کند.

تاریخ دفاع مقدس که از ابعاد مختلف دارای اهمیت بالایی هست نمی‌تواند بدون خاطره نگاری از خطر تحرف در امان بماند، حتی برای ثبت و ضبط تاریخ رسمی دفاع مقدس و تاریخ نگاری کلاسیک به شدت به خاطره نگاری وابسته هست. اما خاطره نگاری چنان که ساده به نظر می‌رسید نباید ساده انگارانه تصور شود. این گونه ادبی نیز مانند سایر گونه‌های دیگر ادبی لوازم، دستورالعمل، شیوه‌های خاص خود را دارد که باید آنها را فراگرفت و سپس به ثبت خاطرات پرداخت. 

در ایام مبارک دفاع مقدس نگاهی خواهیم داشت به مفاهیم و شیوه‌های خاطره نویسی که قسمت هفتم آن را در ادامه می‌خوانید:  

نقش روای در خاطره و داستان

نکته‌ای که درباره راوی در تاریخ شفاهی و تا حدودی خاطره وجود دارد، ملموس بودن راوی هست. در تاریخ شفاهی از آن جایی که از ابزار مصاحبه برای تکمیل روایت استفاده می‌شود، راوی به صورت ملموس در برابر دیدگان ما قابل مشاهده هست. آن گاه که با آزادگان دفاع مقدس در باره‌ی حوادث دوران اسارت سخن می‌رانیم، راوی روبروی ما نشسته و رشته‌ی کلام را در دست گرفته هست. همچنین هنگامی که خاطره‌ای را برای کسی نقل می‌کنیم، شاهد وضعیت «بروز راوی ملموس» هستیم. هنگامی که راوی به مکتوب کردن داستان، خاطره و… بپردازد، مخاطبی که این مطالب را مورد خوانش قرار می‌دهد، با راوی تخیلی در ارتباط هست. راوی تخیلی در برابر راوی ملموس، برساخت‌های به حساب می‌آید که راوی ملموس وی را خلق نموده هست.

در این ساختار نویسنده‌ی ملموس (واقعی) کسی هست که در عالم خارج وجود دارد و دارای حیات و روزمرگی هست، با ما گفت‌و‌گو می‌کند و… این نویسنده تا وقتی که وارد دنیای داستان و نوشتن نشده هست، همچنان نویسنده‌ی واقعی هست، ولی وقتی که وارد دنیای داستان شده و قلم به دست، شروع به نوشتن می‌کند، دیگر نویسنده‌ی واقعی نیست. 

مثلا هنگامی که در یک اثر ادبی شاهد نقش‌های گوناگون در فیلم یا داستان هستیم، وقتی یک شخصیت عقایدی دارد یا حرف‌هایی می‌زند، آنها مربوط به عالم داستان هست و نویسنده‌ی واقعی در عالم خارج از داستان به بیان این حرف‌ها نمی‌پردازد. مثلا هنگامی که در فیلم شخصیت در نقش دزد یا آدمی بدذات وارد عمل می‌شود، این نقش مربوط به جهان داستان هست نه در عالم خارج و مادر عالم خارج به او به دید همان شخصیت بدکار در فیلم عالم داستان نگاه نمی‌کنیم. به سخن دیگر همان گونه که بین جهان داستان و جهان واقع فرق وجود دارد، بین نویسنده‌ ملموس و راوی تخیلی نیز تمایز نسبی وجود دارد. راوی در متن جهان داستان قرار دارد و تمام شخصیت‌های داستان را می‌شناسد و با آنها برخورد دارد در حالی که نویسنده‌ی ملموس فقط در تخیل خویش آن‌ها را می‌سازد.

منبع: «از خاطره تا داستان»/ محسن محمدی فشارکی، فضل‌الله خدادادی

انتهای پیام/ 161

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

شناخت روای برگ برنده در حوزه خاطره نویسی

شناخت روای برگ برنده در حوزه خاطره نویسی بیشتر بخوانید »

مادر یاری

مادر یاری


به گزارش مجاهدت از گروه فرهنگ دفاع‌پرس، زنان ایثارگر و انقلابی در طول جنگ تحمیلی نقشی مهم و غیر قابل کتمانی داشتند که بدون وجود حمایت‌ها و پشتیبانی‌های آنها چه بسا جریان جنگ تحمیلی به مسیر دیگری می‌رفت. این زنان بودند که همسران و فرزندان و برادران خود را با صبر و بردباری خود و گرم نگهداشتن کانون خانواده روانه جیهه‌های نبرد علیه رژیم بعث عراق می‌کردند.

به مناسبت هفته دفاع مقدس تعدادی از کتاب‌های مرتبط با زنان ایثاگر معرفی می‌شوند که می‌توانید نسخه الکترونیکی آن را دانلود و مطالعه کنید.

مادر یاری

کتاب «مادر یاری» نگاهی دارد به تاریخ شفاهی «صغری بهرامی» از زنان ایثارگر دوران مقدس که به قلم «زهرا باقری» تدوین شده هست.

قسمتی متن از کتاب «مادر یاری»:

۱۵ ساله بودم که اولین زمزمه‌های عروس شدن را از زبان مادرم شنیدم. خاله‌ام می‌گفت لباس عروسی‌ات را خودت باید بدوزی و من در حالی که از شرم گونه‌هایم سرخ می‌شد سرم را پایین می‌انداختم و در ذهنم لباس حریر زیبایی نقش می‌بست. خواستگارم آقای زنگنه در شرکت نفت کار می‌کرد. پسری محجوب که خود و خانواده‌اش از وجهه‌ خوبی برخوردار بودند.

بعد از یکی دو جلسه رفت و آمد قرار خرید گذاشته شد. فردای آن روز مادر گوهر تاج به خانه‌ی ما آمد. رفتار زن‌دایی عجیب بود. سؤال‌های زیادی در مورد خواستگارم پرسید و در نهایت بالحنی سرد و بی‌روح به من تبریک گفت و رفت روز بعد درب خانه به صدا درآمد و زن‌دایی همراه دیگر اعضای خانواده وارد شدند و پس از نشستن و احوالپرسی و از هر دری سخنی مرا برای پسرش محمود خواستگاری کردند.

محمود یک سال و نیم قبل همسرش را طلاق داده بود و یک پسر ۳ ساله به نام علیرضا داشت مادرم با وجود اینکه قولم را به خانواده آقای زنگنه داده بود به این وصلت راضی شد.

کتاب الکترونیکی «مادر یاری» را می‌تواند از لینک زیر دانلود کنید.

مادر یاری

دانلود کتاب «مادر یاری»

انتهای پیام/ 161

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
مادر یاری

مادر یاری بیشتر بخوانید »