اصلاح طلبان

توصیه عجیب رادیکال‌ها به مرد شماره یک امنیت ملی/ لاریجانی تسلیم شده و خشم اروپا را خالی کند!

توصیه عجیب رادیکال‌ها به مرد شماره یک امنیت ملی/ لاریجانی تسلیم شده و خشم اروپا را خالی کند!



برخی چهره های اصلاح طلب، با تشابه سازی انتصاب لاریجانی با محمد علی فروغی، تلاش داشتند این را، در راستای توهم “تغییر شیوه حکمرانی” مصادره به مطلوب کنند و حالا به دیوار خورده‌اند!

سرویس سیاست مشرق- در میان انبوهی از گزارش‌ها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژه‌های مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامه‌های کشور قرار می‌دهیم.

در این ویژه‌نامه، نگاهی به آخرین مواضع جناح‌های سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته می‌شود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافت‌های مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.

*********

علی لاریجانی روز سه شنبه ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۴ در صفحه شخصی خود در شبکه ایکس نوشت: راه مذاکره با آمریکا بسته نیست.دبیر شورای عالی امنیت ملی افزود: آمریکایی‌ها فقط حرف از مذاکره می‌زنند و پای میز مذاکره نمی‌آیند و به غلط می‌گویند جمهوری اسلامی مذاکره نمی‌کند! در حالی که ما به دنبال مذاکره‌ی عاقلانه هستیم.

سخنان قابل توجه و مطمئن از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی به مذاق اصلاح‌طلبان خوش نیامده و سعی در تخریب او دارند که این مسئله قابل توجه و تحلیل است، روزنامه هم‌میهن طی یادداشتی با کنایه به لاریجانی می‌نویسد:

به نظر می‌رسد در مهلت باقی‌مانده برای تخلیۀ خشم اروپا از آنچه گرایش ایران به روسیه در جنگ اوکراین و ارسال سلاح برای برتری مسکو می‌پندارند و فعال‌سازی مکانیسم ماشه به قصد تلافی و انتقام، اقدام و تلاش شود. در قبال آمریکا هم چه‌بسا گزینۀ مستقیم در نظر باشد تا مجاب یا توجیه شود حساب خود را از اسرائیل جدا کند. چراکه آمریکا حسب تصور یا ادعای خود در قبال منطقه مسؤولیت دارد در حالی که اسرائیل مسؤولیتی برای خود حس نمی‌کند. همچنین آمریکا نمی‌تواند مانند اسرائیل دغدغه آینده را نداشته باشد و به فردای بی‌ثباتی نیاندیشد.

در بخش دیگری از این یادداشت آمده است:

اروپایی‌ها هم جدای آن تخلیه باید دربارۀ تبعات بحران‌های بی‌ثبات‌کننده و مهاجرفرست توجیه یا انذارشوند. اینها البته راهبردها و راهکارهایی است که حسب هدف‌گذاری‌ها یا مستقیم/غیرمستقیم بودن مذاکره انتخاب خواهد شد اما این نوشته در پی بیان دو نکتۀ دیگر است. چنانچه بنا بر چرخش یا نرمش یا گفت‌وگوی مستقیم یا هر راهکار و راهبرد دیگر به جز تقابل و اصرار بر روند فعلی و حتی تهدید به خروج از پیمان‌های تعهدآفرین باشد.

توصیه عجیب رادیکال‌ها به مرد شماره یک امنیت ملی/ لاریجانی تسلیم شده و خشم اروپا را خالی کند!

روزنامه آرمان ملی لاریجانی را متهم به عدم جدی بودن در مذاکره کرده و افزوده است:

دبیر شعام این پیام را پس از دیدار با مدیران و مسئولان رسانه‌ها منتشر کرد؛ دیداری چند ساعته که لاریجانی در آن به استماع نظرات و گفت‌وگو پیرامون وضعیت کشور در دوره‌ قطع آتش پرداخت. لاریجانی در این دیدار ضمن تشریح وضعیت کنونی کشور، هم‌بستگی ملی را مساله‌ای ذاتی دانست که حکومت و مردم در مقابل یکدیگر وظایفی دارند و حاکمیت با ارائه مسیرهای معقول در شئون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی- نظامی باید وظیفه‌ خود را انجام دهد.

توصیه عجیب رادیکال‌ها به مرد شماره یک امنیت ملی/ لاریجانی تسلیم شده و خشم اروپا را خالی کند!

برخی چهره های تندروی اصلاح طلب، با تشابه سازی تاریخی انتصاب لاریجانی با محمد علی فروغی، تلاش داشتند این انتصاب را، در راستای توهم “تغییر شیوه حکمرانی” مصادره به مطلوب کنند و حالا به دیوار خورده‌اند و مخالفت با او ریشه در همین ماجرا دارد.

در حالی‌که بازگشت علی لاریجانی به یکی از مهم‌ترین مناصب تصمیم‌سازی، به‌ ویژه در این مقطع حساس که کشور با چالش‌های متعددی در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و سیاست خارجی مواجه است، تنها یک انتخاب اداری یا چرخش نخبگان نیست؛ بلکه می‌تواند حامل پیام‌هایی عمیق درباره مسیر آتی نظام و نوع نگاه تصمیم‌گیران به ترکیب نیروهای مؤثر در مدیریت کلان کشور بود.

.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

توصیه عجیب رادیکال‌ها به مرد شماره یک امنیت ملی/ لاریجانی تسلیم شده و خشم اروپا را خالی کند!

توصیه عجیب رادیکال‌ها به مرد شماره یک امنیت ملی/ لاریجانی تسلیم شده و خشم اروپا را خالی کند! بیشتر بخوانید »

مطلوب منافع ملی است یا شعارهای سیاسی؟!

مطلوب منافع ملی است یا شعارهای سیاسی؟!



بیانیه اخیر جبهه اصلاحات در ظاهر رنگ و بوی اصلاحی دارد اما در باطن با الزامات امنیت ملی در تضاد قرار دارد. امنیت ملی خط قرمزی است که هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند آن را به پای مصلحت‌های جناحی قربانی کند.

  • تور آنتالیا

به گزارش مجاهدت از مشرق، حمیدرضا محمدی وکیل دادگستری گفت: بیانیه اخیر جبهه اصلاحات مجموعه‌ای از خواسته‌هایی را مطرح کرده است که در ظاهر رنگ و بوی اصلاحی دارند، اما در باطن نه تنها با اصول بنیادین حقوق اساسی و الزامات امنیت ملی در تضاد قرار می‌گیرند بلکه حتی در رویای دول متخاصم نیز چنین مطلوبی وجود ندارد. هرچند آزادی، شفافیت و تعامل بین‌المللی از ارزش‌های پذیرفته‌شده در هر نظام حقوقی‌اند، اما هیچ جامعه‌ای امنیت و منافع ملی خود را قربانی شعارهای سیاسی نمی کند.

وی افزود: نخست باید یادآور شد که مفهوم منافع ملی در حقوق عمومی همواره در پیوند با بقا و استقلال دولت تعریف می‌شود. منشور سازمان ملل متحد نیز اصل «حاکمیت برابر کشورها» را تضمین کرده است. کشوری که نهادهای دفاعی خود را منحل کند یا از حقوق ذاتی خویش در حوزه فناوری صلح‌آمیز چشم بپوشد، عملاً زمینه تضعیف استقلال و حق تعیین سرنوشت خویش را فراهم می‌کند. به بیان ساده‌تر، هیچ دولتی حق ندارد بنیادهای اقتدار کشور را به بهای وعده‌های نامطمئن خارجی معامله کند خصوصا دول بد عهدی که کراراً بر عدم انجام تعهداتشان خواه در مقابل ایران و خواه مقابل سایر دولت‌های دنیا اصرار داشته و دارند.

این وکیل دادگستری بیان کرد: بیانیه اصلاحات با پیشنهاد تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی هسته‌ای، در واقع توصیه به چشم‌پوشی از حقی می‌کند که به‌صراحت در ماده چهارم معاهده NPT برای ایران شناخته شده است. این ماده تأکید دارد که بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز «حق غیرقابل سلب» هر کشور عضو است. تجربه برجام نشان داد که محدود کردن این حق در برابر وعده‌های غیرالزام‌آور نه‌تنها تحریم‌ها را رفع نکرد، بلکه تحریم‌های گسترده‌تری را بر کشور تحمیل نمود. از منظر حقوقی، این نوع تعلیق تکرار معامله‌ای است که طرف مقابل هیچ ضمانت اجرایی برای انجام تعهداتش ندارد. بنابراین، این پیشنهاد نه گامی در جهت صلح، بلکه مسیری به سوی تضعیف قدرت چانه‌زنی ایران در نظام بین‌الملل و امکان بیشتر به دشمن جهت تسهیل و تعجیل در حمله به میهن عزیزمان است.

محمدی ادامه داد:در بخش دیگری از بیانیه، انحلال سپاه پاسداران، سپاه قدس و نهادهای اطلاعاتی مطرح شده است. این خواسته آشکارا با اصل ۱۵۰ قانون اساسی تعارض دارد؛ اصلی که سپاه را به‌عنوان نهادی دائمی برای پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن تثبیت کرده است. هرگونه تغییر در این جایگاه، صرفاً از مسیر بازنگری قانون اساسی و همه‌پرسی ملی ممکن است. نادیده گرفتن این قاعده، در حقیقت بی‌اعتنایی به اصل «حاکمیت قانون» است. افزون بر این، نظریه‌های امنیت ملی در علم سیاست بر اصل بازدارندگی تأکید دارند: یعنی وجود نیروی مقتدر دفاعی که هرگونه تجاوز خارجی را پرهزینه سازد. تجربه عراق و لیبی به‌روشنی نشان داد که انحلال یا تضعیف نیروهای نظامی، راه را برای مداخله خارجی و تجزیه داخلی هموار می‌کند این خواسته از طرف یک گروهی که خود را مشرف بر مسایل سیاسی میدانند دیگر بوی جهالت نمیدهد بلکه بوی خیانت می‌دهد.

وی افزود: در حوزه سیاست خارجی، انحلال سپاه قدس عملاً به معنای حذف «عمق راهبردی» ایران در منطقه است. براساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، کشورها حق دفاع مشروع دارند. حضور مستشاری ایران در عراق و سوریه نیز بر همین مبنا صورت گرفته و مانع گسترش تروریسم به داخل مرزهای ایران شده است. در حقوق بین‌الملل عرفی، اصل «پیشگیری» یکی از اصول پذیرفته‌شده امنیت جمعی است. انحلال سپاه قدس، یعنی چشم‌پوشی از این حق بنیادین و واگذاری امنیت ملی به دست جریان‌هایی که آشکارا خواهان تضعیف تمامیت ارضی ایران‌اند.

این وکیل دادگستری بیان کرد: همچنین ایشان خواستار پایان سانسور و آزادی مطلق رسانه‌ای است. اصل ۲۴ قانون اساسی آزادی مطبوعات و نشریات را تضمین کرده، اما قید مهمی را نیز افزوده است: «مگر آن‌که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد.» این قید مشابه همان محدودیت‌هایی است که در نظام‌های حقوقی دیگر نیز وجود دارد. در ایالات متحده، «قانون میهن‌پرستی» (Patriot Act) پس از ۱۱ سپتامبر دامنه نظارت دولت بر رسانه‌ها را به‌طور چشمگیری گسترش داد. در آلمان و فرانسه هم محدودیت‌های سختگیرانه‌ای علیه نفرت‌پراکنی یا تبلیغات افراطی اعمال می‌شود. بنابراین، آزادی مطلق رسانه نه در ایران و نه در هیچ کشور دیگری پذیرفته نیست؛ چرا که می‌تواند ابزار جنگ شناختی و مداخله خارجی باشد.

محمدی اظهار کرد: بخش پایانی بیانیه بر عفو عمومی همه زندانیان سیاسی و مخالفان تأکید کرده است. عفو در حقوق کیفری نهادی استثنایی است که باید بر مبنای «مصلحت عمومی» و پس از زوال تهدید علیه جامعه اعمال شود.

عفو گسترده و بی‌قید و شرط، که شامل محکومان امنیتی، جاسوسان یا عاملان خشونت نیز بشود، به معنای نقض حقوق قربانیان و بی‌اعتبار کردن نظام عدالت کیفری است.

در هیچ نظام حقوقی پیشرفته‌ای چنین عفوی پذیرفته نمی‌شود؛ چرا که عدالت کیفری باید میان حقوق متهم و امنیت جامعه توازن برقرار سازد.

وی ادامه داد: اصلاح یعنی بهبود ساختار جهت تقویت حاکمیت قانون، ارتقای شفافیت و کارآمدی، و افزایش اعتماد عمومی در چارچوب اصول حقوق اساسی، نه انحلال نهادهای دفاعی و چشم‌پوشی از حقوق ذاتی کشور. امنیت ملی خط قرمزی است که هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند آن را به پای مصلحت‌های جناحی قربانی کند و بنظرم این افراد نه تنها مصلح نیستند بلکه مسهل خواسته های دشمن سرزمینمان هستند و انجام چنین رفتارهایی می‌تواند مصداق عناوین مجرمانه مهمی باشد چرا که آب به آسیاب دشمن ریختن است و ممکن است ان را با مصداق همراهی و هماهنگی با دول متخاصم نزدیک دانست.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مطلوب منافع ملی است یا شعارهای سیاسی؟!

مطلوب منافع ملی است یا شعارهای سیاسی؟! بیشتر بخوانید »

مکانیسم ماشه تهدیدی قدیمی با اثری محدود/ علوی‌تبار: پزشکیان برای تغییر پارادایم باید شجاع باشد!

مکانیسم ماشه تهدیدی قدیمی با اثری محدود/ علوی‌تبار: پزشکیان برای تغییر پارادایم باید شجاع باشد!



احیای مکانیسم ماشه بیشتر باید به‌عنوان یک اقدام نمایشی و نمادین تحلیل شود، نه یک تغییر استراتژیک در وضعیت اقتصادی ایران!

  • تور آنتالیا

سرویس سیاست مشرق- در میان انبوهی از گزارش‌ها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژه‌های مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامه‌های کشور قرار می‌دهیم.

در این ویژه‌نامه، نگاهی به آخرین مواضع جناح‌های سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته می‌شود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافت‌های مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.

*********

در میانه پیچیدگی‌های حقوقی و سیاسی توافق هسته‌ای ایران، یکی از مفاهیم کلیدی که از همان ابتدا توجه کارشناسان، سیاست‌مداران و افکار عمومی را به خود جلب کرد، «مکانیسم ماشه» یا همان Snapback بود.

این مکانیسم که از منظر حقوقی بر پایه قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل بنا شده، ابزاری است که به طرف‌های غربی برجام، به‌ویژه آمریکا و اروپا، این امکان را می‌دهد که بدون نیاز به رأی‌گیری و اجماع، تحریم‌های بین‌المللی پیش از برجام علیه ایران را به طور خودکار بازگردانند.

روزنامه هم‌میهن در گزارش امروز خود به سراغ مذاکرات ایران با اروپا درباره مکانیسم ماشه پرداخته و نوشته است:

ظاهراً تمدید مکانیسم ماشه جدی شده است. اروپا هم در این تمدید ذی‌نفع است. با این کار تروئیکای اروپایی همچنان در پرونده هسته‌ای ایران نقش ایفا خواهد کرد و ایران هم فرصت بیشتری برای اجماع‌سازی در داخل خواهد داشت. ترامپ هم فرصت بیشتری برای پیشبرد دیپلماسی اجبار به‌دست خواهد آورد.

این روزنامه در ادامه می‌نویسد:

خوشبین بودن در این شرایط دشوار است برای اینکه سه شرطی که اروپا برای به تعویق انداختن مکانیسم ماشه تعیین کرده برای ایران تقریباً غیرممکن است. این سه شرط شامل، احیای بازرسی آژانس از تاسیسات ایران، تعیین تکلیف و حسابرسی به بیش از ۴۰۰ کیلوگرم مواد اورانیوم غنی‌شده با غنای ۶۰ درصد و سوم بازگشت به میز مذاکره با آمریکا است. دو شرط نخست که به آژانس برمی‌گردد ممکن است به حمله مجدد اسرائیل منتج شود و یافتن اینکه دقیقاً چه اتفاقی در تاسیسات هسته‌ای ایران افتاده و این مواد غنی‌سازی شده کجا هستند، می‌تواند به این اتفاق منتهی شود. بازگشت به میز مذاکره مستقیم با آمریکا هم با کشوری که ایران را مورد حمله نظامی قرار داده از نظر سیاسی برای مقام‌های جمهوری اسلامی دشوار است.

مکانیسم ماشه تهدیدی قدیمی با اثری محدود/ علوی‌تبار: پزشکیان برای تغییر پارادایم باید شجاع باشد!

مکانیسم ماشه، یک ابزار فشار سیاسی و حقوقی است که از ابتدا در دل برجام وجود داشت و اتفاق تازه‌ای نیست، تجربه آمریکا در سال ۱۳۹۹ نشان داد که استفاده از آن با مخالفت جهانی مواجه می‌شود و در عمل تأثیر چندانی بر اقتصاد ایران ندارد، به‌ویژه وقتی کشور تحت تحریم‌های ثانویه بسیار شدیدتر از سوی آمریکاست.

در شرایط کنونی، Snapback بیشتر جنبه روانی و سیاسی دارد تا اقتصادی یا اجرایی. اقتصاد ایران در مواجهه با سناریوهای سخت‌تر از این مکانیسم، تاب‌آوری نسبی نشان داده و مسیر تعامل با کشورهای غیرغربی نیز دست‌کم در سطح منطقه‌ای، از این سازوکار مستقل است.

باید پذیرفت که تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه بیش از آنکه ابزار واقعی فشار اقتصادی باشد، یک ابزار جنگ روانی و دیپلماتیک است. هدف اصلی این ابزار، ناامیدسازی جامعه، فشار داخلی به حاکمیت، و ایجاد ابهام در آینده اقتصادی است.

این در حالی است که ساختار تحریمی واقعی، هم‌اکنون هم در شدیدترین وضعیت ممکن از سوی آمریکا اعمال شده و ابزار بیشتری برای فشار باقی نمانده است.

بنابراین، احیای مکانیسم ماشه بیشتر باید به‌عنوان یک اقدام نمایشی و نمادین تحلیل شود، نه یک تغییر استراتژیک در وضعیت اقتصادی ایران.

علی‌رضا علوی‌تبار از تئورسین‌های بدخیم جبهه اصلاحات در گفتگو با اعتماد خواهان تغییر پارادایم از سوی ایران با فشار دولت شده و گفته است:

همه می‌دانیم که هیچ راه‌حل کوتاه‌مدتی برای بهبود وضعیت وجود ندارد اما این گزاره به این معنا نیست که مشکلات ایران، راه‌حل ندارند. یک حکمرانی خوب باید در کوتاه‌مدت اهدافی را مشخص کند و بر اساس آنها تغییراتی را ایجاد کند. به‌طور مثال حکومت در کوتاه‌مدت و در بازه 3ساله، 3هدف و معادله اصلی را مطرح کند. اول، کاهش بحران آب، دوم؛ مساله سطح نازل رشد اقتصادی و نهایتا مهار تورم مزمن و شدید کشور. نیازی نیست که اهداف بیشتری اعلام شود.

این فعال اصلاح‌طلب همچنین گفته است:

همین‌ها در دستور کار قرار بگیرد خوب است. بعد هم گفته شود حاکمیت هر الزامی که برآمده از اجماع نخبگانی باشد را پذیرفته و آن را عملیاتی می‌کند. این الزامات ممکن است در حوزه سیاست خارجی در نوع سازماندهی و اصلاح نظام بانکی در توزیع منابع مالی، مدیریت بازار مالی و…باشد.اما هر راهکاری که اجماع نخبگانی پیشنهاد شود باید عمل شود.

مکانیسم ماشه تهدیدی قدیمی با اثری محدود/ علوی‌تبار: پزشکیان برای تغییر پارادایم باید شجاع باشد!

بزرگ‌نمایی فلج شدن اقتصاد و مقصر دانستن حاکمیت از سوی اصلاح‌طلبان بدخیم تلاشی برای کانونی سازی مشکلات است. این جریان‌ها در باطن با ایجاد وحشت جمعی، زمینه را برای پذیرش اصلاحات تحمیلی و تسلیم در برابر غرب را فراهم می‌کنند.

فرادی چون علوی‌تبار با القای خطر جنگ و شورش‌های داخلی، تعطیلی مقاومت و هضم ایران در مناسبات تحمیلی آمریکا و اسرائیل را به‌عنوان تنها راه‌حل معرفی می‌کند. این گفتمان، تحت پوشش «آشتی ملی»، فریبی برای تسلیم ایران به دشمن است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مکانیسم ماشه تهدیدی قدیمی با اثری محدود/ علوی‌تبار: پزشکیان برای تغییر پارادایم باید شجاع باشد!

مکانیسم ماشه تهدیدی قدیمی با اثری محدود/ علوی‌تبار: پزشکیان برای تغییر پارادایم باید شجاع باشد! بیشتر بخوانید »

اصلاح‌طلبان در سیاست خارجی  حرفی جز «بدیم بره» ندارند!

اصلاح‌طلبان در سیاست خارجی حرفی جز «بدیم بره» ندارند!



اعتراض به بیانیه وطن‌فروشانه جبهه اصلاحات، در میان برخی اصلاح‌طلبان رو به گسترش است.

  • تور آنتالیا

به گزارش مجاهدت از مشرق، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت: اعتراض به بیانیه وطن‌فروشانه جبهه اصلاحات، در میان برخی اصلاح‌طلبان رو به گسترش است.

در این زمینه، حمزه غالبی (رئیس ستاد جوانان در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در سال ۱۳۸۸) تاکید کرد: ما اصلاح‌طلبان حرفی در سیاست خارجی به جز «بدیم بره» نداریم! او که مقیم پاریس است، همچنین گفته است: دگم‌ترین و ایدئولوژیک‌ترین مواضع در سیاست خارجی، مال ما اصلاح‌طلب‌هاست.

آذری جهرمی، عضو ستاد انتخاباتی پزشکیان نیز تصریح کرد: پیشنهاد تعلیق داوطلبانه در بیانیه جبهه اصلاحات نشانه تسلیم است.

همچنین، محمدرضا جلائی‌پور از فعالان سیاسی جبهه اصلاحات، در اعتراض به بیانیه صادره به اسم این جبهه نوشت: از منظر اصلاح‌گرانه برایم چند پرسش از نویسندگان بیانیه امروز جبهه اصلاحات مطرح است. این بیانیه اگر قبل از دفاع میهنی ۱۲روزه و قبل از نسل‌کشی غزه و حتی قبل از بهار به خزان کشیده عربی نوشته می‌شد، دقیقاً چه فرق مهمی می‌کرد؟ آیا این اتفاقات بزرگ نباید تاثیری در بخشی از محتوا و رویکرد متن نیروی سیاسی ملی بگذارد؟ آیا بازگشت به تنظیماتِ کارخانه‌ایِ قبل از جنگ فقط برای حکمرانان خطا است و برای نیروهای سیاسی مطلوب است؟

چرا متن گویی در دهه نود میلادی و غلبه خوش‌بینی/خوش‌خیالی به نظم تک‌قطبیِ لیبرالِ جهانی نوشته شده است و هیچ ردی از تغییرات صحنه جهانی و ائتلاف‌سازی‌های جدید منطقه‌ای در آن دیده نمی‌شود؟ آیا نیروی سیاسی نباید متناسب با درس‌آموخته‌های منطقه و جهان چارچوب‌های تحلیلی و فرض‌های نظری و زبان و رفتارش را روزآمد کند؟

مثلاً اگر این بیانیه نه برای ایرانِ ۱۴۰۴ در این منطقه بعد از درس‌آموخته‌های توسعه‌های توافق‌محور جهان و شکست‌های گذارهای منطقه و شکست‌های اجماع واشنگتنی، بلکه قرار بود مثلاً چند دهه قبل برای کره‌جنوبیِ وابسته آمریکا در برابر کره‌شمالیِ وابسته شوروی نوشته شود چه تفاوت رویکردی می‌داشت؟

یا مثلاً اگر ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا نبود و همین چند هفته پیش وسط مذاکرات با جنگده بی‌دو ایران را بمباران نکرده بود یا نسل‌کشی نشده بود، متن این بیانیه چه تفاوتی می‌داشت؟ یا اگر راهبرد فشارمحور و گذاریِ بخشی از نیروهای سیاسی در دهه‌های گذشته، عملاً بی‌نتیجه یا با نتایج عکس نمی‌شد، متن این بیانیه چه فرقی می‌داشت؟ بیانیه «جام زهر» مجلس ششم چه اشکالی داشت که عملاً راهگشا نشد و با چه تحلیلی تکرار همان محتوا و لحن و رویکرد، سودمند محسوب می‌شود؟

آیا ایران فقط بین دو گزینه تسلیم و جنگ مخیر است؟ آیا گزینه سومی که می‌تواند طراحی و خلق شود، نباید در متن توضیح داده شود؟ فرض کنیم ایران حتی به سبک جولانی یک‌سره تسلیم شود، آیا همان‌طور که نتانیاهو به قوای دفاعی سوریه، آن‌هم حین مذاکرات جولانی با نتانیاهو و علی‌رغم حمایت ترامپ از او، حمله کرد، به بهانه دیگری به ایران حمله نظامی یا اقتصادی نخواهد شد؟

چرا بعد از حمله دو قدرت اتمی به ایران و در کنار تاکید به‌جا بر ضرورت ابتکار عمل دیپلماتیک و ذی‌نفع‌سازی اقتصادیِ همسایگان و قدرت‌های جهانی در رشد و امنیت ایران و افزایش رضایت عمومی و همبستگی ملی، در متن بیانیه تاکیدی بر ضرورت تقویت قوای نظامی و دفاعی ایران نمی‌شود؟ آیا تصویر نویسندگان از اقتضائات امنیت ملی ایران در این منطقه و جهان، زیاده ساده‌انگارانه و عقب‌مانده از زمان نیست؟

در متن، نظام به ترک «تخاصم خارجی» دعوت شده است. آیا «تنش‌زا» و مخاصمه‌جو، ایران است که در حال مذاکره با آمریکا بود، یا نتانیاهو و ترامپ که به ایران حمله تجاوزکارانه کردند؟ به فرض پذیرشِ مخاصمه‌جویی ایران، آیا ترک تخاصم و ترک زبانِ سیاستِ ستیز و تقویت توافق‌گرایی فقط در برابر ترامپ مطلوب است و در سیاست داخلی عبور از قطبی‌سازی و زبانِ ستیز و تقویت توافق‌گرایی و توافق‌سازیِ حل مسئله‌ای مطلوب نیست؟

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

اصلاح‌طلبان در سیاست خارجی حرفی جز «بدیم بره» ندارند!

اصلاح‌طلبان در سیاست خارجی حرفی جز «بدیم بره» ندارند! بیشتر بخوانید »

هداف رادیکال‌ها از راه انداختن خط رفراندوم چیست؟ / کنش‌های عبرت آموز جبهه اصلاحات در روزهای پس از جنگ!

هداف رادیکال‌ها از راه انداختن خط رفراندوم چیست؟ / کنش‌های عبرت آموز جبهه اصلاحات در روزهای پس از جنگ!



در روزهای پس از جنگ ائتلاف مساله محور اپوزیسیون داخلی، گذاریون و ساختاری‌ها روز به روز عیان‌تر می‌شود.

  • تور آنتالیا

سرویس سیاست مشرق- در میان انبوهی از گزارش‌ها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژه‌های مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامه‌های کشور قرار می‌دهیم.

در این ویژه‌نامه، نگاهی به آخرین مواضع جناح‌های سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته می‌شود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافت‌های مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.

*********

در روزهای پس از جنگ ائتلاف مساله محور اپوزیسیون داخلی، گذاریون و ساختاری‌ها روز به روز عیان‌تر می‌شود. پس از جنگ ۱۲ روزه، اصلاح‌طلبان ساختاری و جبهه اصلاحات از سویی و برخی اعتدالیون همچون روحانی و ظریف از سوی دیگر با ظاهری مردم‌محور و تحت لوای «آشتی ملی»، به دنبال تغییر پارادایم در سیاست داخلی و خارجی ایران هستند.

روزنامه آرمان ملی در یادداشتی عجیب درباره برگزاری رفراندوم نوشته است:

حق تعیین سرنوشت به‌عنوان قاعده‌ای بدیهی در همه نظام‌های سیاسی پذیرفته شده و همه‌پرسی ابزار مشروعیت‌بخشی و بازسازی اعتماد عمومی است. در ایران نیز تجربه تاریخی نشان داده که مشروعیت نظام سیاسی بر مبنای همه‌پرسی بنا شده است. / در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ مردم با رأی خود جمهوری اسلامی را انتخاب کردند و چند ماه بعد، قانون اساسی جدید نیز به همه‌پرسی گذاشته شد. در سال ۱۳۶۸ بازنگری در قانون اساسی نیز از طریق همه‌پرسی صورت گرفت. اصول ۵۹ و ۱۷۷ قانون اساسی نیز بر ضرورت رفراندوم در مسائل مهم و اصلاحات اساسی تأکید دارند. / در بسیاری کشورها همچون فرانسه، بریتانیا، ترکیه و تونس نیز رفراندوم به‌عنوان سازوکار مشروعیت سیاسی به‌کار گرفته شده است.

در بخش دیگری از این یادداشت آمده است:

با گذشت چهار دهه از تحولات اجتماعی و اقتصادی، نسلی در ایران امروز حضور دارد که در تأسیس یا اصلاح قانون اساسی نقشی نداشته و همین امر فاصله‌ای میان قانون و واقعیت‌های روزمره ایجاد کرده است. ادامه وضع موجود بدون مراجعه به افکار عمومی، چشم‌پوشی از مردم‌سالاری خواهد بود.

هداف رادیکال‌ها از راه انداختن خط رفراندوم چیست؟ / کنش‌های عبرت آموز جبهه اصلاحات در روزهای پس از جنگ!

روزنامه شرق نیز در گزارشی درباره نیاز به رفراندوم می‌نویسد:

انجام یا عدم انجام رفراندوم باید بر اساس ضرورت و حق قانونی باشد، نه بر مبنای اینکه کدام جناح یا جریان سیاسی آن را پیشنهاد می‌کند. در اصل، رفراندوم ابزاری است برای حل اختلاف دیدگاه‌ها و حتی می‌تواند به سود سیاست‌های رسمی موجود تمام شود، چنان‌که در نمونه‌هایی مانند انتخابات زودرس یا استعفای نخست‌وزیران در برخی کشورها، مردم به ادامه همان سیاست‌ها رأی داده‌اند.

هداف رادیکال‌ها از راه انداختن خط رفراندوم چیست؟ / کنش‌های عبرت آموز جبهه اصلاحات در روزهای پس از جنگ!

کنش های رادیکال‌ها در میانه جنگ‌ها بس عبرت آموز است، روکش اقدامی به ظاهر ملی برای اقدام ضد ملی، رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان همان مبارزه با نظام سیاسی را فریاد می‌زند، مثل فحوای بیانیه جبهه اصلاحات، به نظر می‌رسد که ائتلاف مساله محور اپوزیسیون داخلی، گذاریون و ساختاری‌ها روز به روز عیان تر می شود.

بهره‌برداری فرصت‌طلبانه از بحران‌ها نیز رکن دیگر اپوزیسیون سازی از داخل است که روی مسائلی چون نا ترازی‌ها، مشکلات داخلی مانند کمبود آب، تورم و قطعی برق به‌عنوان بهانه‌ای برای فشار بر حاکمیت و توجیه اصلاحات ساختاری که در خدمت دشمن است، استفاده می‌شود.

این خط اپوزیسیون سازی جدی مؤلفه‌های دیگری نیز دارد، ازجمله همسویی پنهان با دشمنان خارجی و تأکید بر مذاکرات با غرب و کاهش نقش مقاومت که طراحی آن در راستای اهداف آمریکا و اسرائیل برای مهار ایران و حذف نفوذ منطقه‌ای آن است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

هداف رادیکال‌ها از راه انداختن خط رفراندوم چیست؟ / کنش‌های عبرت آموز جبهه اصلاحات در روزهای پس از جنگ!

هداف رادیکال‌ها از راه انداختن خط رفراندوم چیست؟ / کنش‌های عبرت آموز جبهه اصلاحات در روزهای پس از جنگ! بیشتر بخوانید »