اغتشاشات 1401

نقش بر آب‌شدن ۴۴سال نقشه / از زمستان سرد ۵۶ تا اغتشاشات اخیر کشور

نقش بر آب‌شدن ۴۴سال نقشه / از زمستان سرد ۵۶ تا اغتشاشات اخیر کشور



روایتی از نقشه جامع دشمن اما با محاسبه‌ای غلط از زمستان سرد ۱۳۵۶ تا اغتشاشات اخیر کشور را در این گزارش مشاهده می‌کنید.


دریافت
8 MB

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

نقش بر آب‌شدن ۴۴سال نقشه / از زمستان سرد ۵۶ تا اغتشاشات اخیر کشور

نقش بر آب‌شدن ۴۴سال نقشه / از زمستان سرد ۵۶ تا اغتشاشات اخیر کشور بیشتر بخوانید »

چند دلیل برای جدایی معترضان از مغرضان

چند دلیل برای جدایی معترضان از مغرضان



در اعتراضات و ناآرامی‌های اخیر، توان دشمن در کشاندن مردم به صحنه و کف خیابان، بسیار ضعیف بود؛ حتی از فتنه‌های دوره های گذشته از جمله، آبان‌ماه‌۹۸ و دی‌۹۶ ضعیف‌تر بودند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، سردار حسن کرمی فرمانده یگان‌های ویژه فراجا طی یادداشتی در روزنامه همشهری نوشت:

در اعتراضات و ناآرامی‌های اخیر، توان دشمن در کشاندن مردم به صحنه و کف خیابان، بسیار ضعیف بود؛ حتی از فتنه‌های دوره های گذشته از جمله، آبان‌ماه‌۹۸ و دی‌۹۶ ضعیف‌تر بودند؛ اما از نظر عملیات روانی، بسیار قوی حمایت می‌شدند تا جایی که آمریکایی‌ها و اکثر دولت‌های ریز و درشت اروپایی با تمام توان به شیوه‌ها و شگردهای تبلیغاتی متوسل شدند تا دل مردم را خالی کنند. ولی با این حال نه‌ تنها نتوانستند کوچک ترین خللی در اراده مردم در دفاع از ارزش‌های دینی ایجاد کنند، بلکه مردم به‌صورت گسترده برای حمایت از نظام به خیابان‌ها آمدند و از طرف دیگر، نیروها با حوصله و کار اطلاعاتی، چهره منافقان و نفوذی‌ها را به‌طور گسترده شناسایی کردند.

بعد از ۳۱شهریور، ناآرامی‌ها بسیار محدود شد و مردم معترض، صف خود را از آشوب‌طلبان جدا کردند؛ که این امر دلایل مختلفی داشت. نخستین دلیل، این بود که آشوب‌طلبان خیلی زود به خشونت متوسل شدند و شبکه‌های خبری آنها با ترویج و تبلیغ خشونت از شبکه‌های تروریستی، نیت پلید خود را برای مردم روشن کردند. تیراندازی با سلاح‌های جنگی به‌سوی مردم و نیروها، حمله اراذل و اوباش با قمه و چاقو به نیروها، استفاده از مواد انفجاری و آتش‌زا، خیلی سریع جواب معکوس داد و خودشان طعمه آتشی شدند که با دلارهای آمریکایی‌ها، آل‌سعود و صهیونیست‌ها بر افروخته بودند.

نداشتن وجهه مردمی لیدرهای آشوبگران، دومین دلیل جدا شدن صف معترضان واقعی از معترض نماها بود. آنها افرادی را به‌عنوان لیدر و پیشرو اعتراضات، معرفی کردند که عمدتا سابقه کیفری داشتند یا جزو اشخاص شرور و اراذل و اوباش محل خود بودند و در محل زندگی شان، وجهه خوبی نداشتند. مشخص بود مردم نمی‌خواستند دنباله‌رو اشخاصی باشند که دارای سوء سابقه و به قانون گریزی و لاابالی گری شهرت دارند.

هدف قرار گرفتن اعتقادات دینی مردم از سوی آشوب‌طلبان، سومین دلیل فروکش کردن ناآرامی‌های اخیر بود. اگر چه در اعتراضات اخیر، چند نفری کشف حجاب کرده‌اند، اما اکثریت زنان و مردان ایرانی معتقد به اصول و مبانی دینی هستند و به ناموس حساسیت خاصی دارند. اغلب زنان ایران که به داشتن حجاب پایبندند، وقتی که متوجه شدند آشوب‌طلبان، مخصوصاً هدایت‌کنندگان آنها افراد فاسد و دارای سابقه سوء اخلاقی هستند، همراهی با آنها را به صلاح و مصلحت خود ندیدند.

از سوی دیگر تصور و پیش‌بینی برنامه‌ریزان آشوب‌ها از عکس‌العمل مردم، نادرست بود که ثمره شناخت ناصحیح و ناقص آنها از مردم ایران بود. بسیاری از کسانی که در شبکه‌های خبری فارسی زبان خارج از کشور، مروج خشونت و انجام عملیات‌های تروریستی بودند، دارای پرونده قطور خیانت به مردم بوده و مشهور به وطن فروشی هستند. آنها کسانی هستند که مردم را در سال‌های سخت تنها گذاشتند و به دنبال عیاشی و ولخرجی، به دامن دشمنان مردم پناه بردند. اغلب آنها از سواد، تجربه و مهارت لازم برای هدایت مردم برخوردار نیستند و برای تشخیص صحیح نیازها و خواسته‌های مردم، دانش و علم لازم را ندارند. برگزاری راهپیمایی اعتراضی در شهر برلین نیز چهارمین دلیل جدا شدن معترضان از آشوب طلبان بود. این راهپیمایی کاملا علیه خودشان شد. در آن راهپیمایی، بیش از ۱۰پرچم از دسته‌ها و گروه‌ها بالا رفت که معنی و مفهوم آن یعنی اختلاف، چندگانگی و سهم‌خواهی و در نهایت تجزیه طلبی بود. از همه مهم‌تر، وجهه اجتماعی نادرست سخنرانان، عامل اصلی این اجتماع بود. حضور منافقین وطن‌فروش، گروهک‌های تجزیه‌طلب کُرد (دمکرات و کومله) و… در این راهپیمایی، دلیل دیگری بود که مردم تیزهوش ایران، خیلی زود به اهداف پلید آنها پی بردند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

چند دلیل برای جدایی معترضان از مغرضان

چند دلیل برای جدایی معترضان از مغرضان بیشتر بخوانید »

اعتراف ناخواسته کارشناس اینترنشنال علیه سلطنت‌طلبان+ فیلم

اعتراف ناخواسته کارشناس اینترنشنال علیه سلطنت‌طلبان+ فیلم



کارشناس شبکه اینترنشنال به گمان آن که هنوز برنامه شروع نشده است، علیه سلطنت‌طلبان اعتراف کرد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، کارشناس یکی از برنامه‌های شبکه سعودی ایران اینترنشنال وقتی که نمی‌دانست هنوز برنامه شروع شده صحبت‌هایی را علیه سلطنت‌طلبان انجام داد.

وی دربخشی از این صحبت‌ها گفت: سلطنت‌طلب‌ها به آرمان زن زندگی آزادی پایبند نیستند. از حزبی حرف می‌زنند که حتی محمدرضا پهلوی هم آن را منحل کرد. واقعیت‌های جامعه ایران را در نظر ندارند.

منبع: فارس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

اعتراف ناخواسته کارشناس اینترنشنال علیه سلطنت‌طلبان+ فیلم

اعتراف ناخواسته کارشناس اینترنشنال علیه سلطنت‌طلبان+ فیلم بیشتر بخوانید »

دفاع ترکیبی در برابر جنگ ترکیبی

دفاع ترکیبی در برابر جنگ ترکیبی



تنها راه مقابله با جنگ ترکیبی «دفاع ترکیبی» است که کارایی کامل و کافی آن نیازمند مراحلی تکوینی است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، حسین عبداللهی فر طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت: جنگ ترکیبی از جمله جنگ‌های نوین و نوپدیدی است که برخلاف برداشت‌های اولیه و عامیانه، ترکیبی از جنگ‌ها نیست، بلکه نوعی جنگ فرهنگی با اهداف سیاسی و به کارگیری تمامی ظرفیت‌ها، ابزارها و شیوه‌هاست. بنابراین، مهم‌ترین مؤلفه‌های این جنگ را نیروهای متعارف، جنگ‌های منظم، جنگ‌های نیابتی، جنگ‌های اقتصادی شامل تحریم و جنگ ارزی، انقلاب رنگی، جنگ‌های اطلاعاتی، جنگ سایبری، جنگ‌های دیپلماتیک و سیاسی به خود اختصاص می‌دهند که با محوریت جنگ‌های شناختی و ادراکی ساماندهی و برنامه‌ریزی می‌شوند. بدون تردید اغتشاشات اخیر یکی از مصادیق بارز جنگ ترکیبی غرب علیه ایران اسلامی است که با نقشه‌ای پیچیده و دقیق طرح‌ریزی شده. رهبر معظم انقلاب اسلامی ضمن تحسین برنامه ریزان علت ناکامی دشمن را محاسبات غلط آن‌ها بیان فرمودند.

بدون تردید همان‌گونه که محاسبه غلط دشمن در این جنگ سبب شد تا نقشه هرچند دقیق و پیچیده آن‌ها با ناکامی مواجه شود، محاسبات غلط در برابر آن می‌تواند دشمن را به اهداف خویش نزدیک سازد. تمرکز بیش از حد بر یک ضلع از جنگ ترکیبی، غفلت از مؤلفه‌های اصلی و نرم، عدم برآورد صحیح در خصوص نحوه استمرار و چگونگی پایان آن از جمله محاسباتی می‌باشند که ممکن است درست نباشد؛ لذا سخن گفتن از پایان جنگ به صرف فروکش کردن ابعاد سخت و فیزیکی آن می‌تواند دشمن را در پیگیری و استمرار جنگ تشجیع کند.

از این رو، می‌توان گفت تنها راه مقابله با جنگ ترکیبی «دفاع ترکیبی» است که کارایی کامل و کافی آن نیازمند مراحلی تکوینی است.

مرحله نخست، دفاع ترکیبی: بی شک دفاع ترکیبی باید دارای ماهیتی متناسب با تهاجم ترکیبی باشد که درک و فهم آن مستلزم تشکیل اتاق عملیاتی است که بتوان دقیقاً تمام خطوط درگیری، موقعیت دشمن، حجم نیروها، امکانات موجود و توان پشتیبانی، میزان پیشروی و نقشه عملیاتی آن‌ها را رصد و در همه زمینه‌ها آمادگی رزمی و پدافندی را ایجاد کرد. چالش‌ها و موانع دفاع ترکیبی در شرایط فعلی عبارتند از:

الف) تنوع شیوه‌ها و ابزارهای دشمن در جنگ ترکیبی که از جمله آن‌ها می‌توان به نمونه‌های زیر اشاره کرد: عملیات روانی، تبلیغاتی، ارعاب، تخریب و ترور، هویت زدایی، فضاسازی، شایعه پراکنی، اغتشاش خیابانی، جاسوسی، نفوذ، همراه‌سازی عوامل داخلی، ایران هراسی، بهره‌گیری از اتباع بیگانه، اراذل و اوباش، طبقات محروم، شکاف‌های مذهبی، قومیتی، جنسیتی، ماهواره، فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی، اعتصاب، تحصن، فحاشی و بددهنی، وسوسه و هیاهو، پول‌پاشی، جنگ ارزی، تحریم، تطمیع وتحریک و…

ب) غلبه ماهیت فرهنگی و اقدامات روانی و تبلیغاتی که در جریان این جنگ ترکیبی به عنوان آماده‌سازی فکری و ذهنی صورت گرفته است.

ج) غفلت از اقدامات زمینه ساز فرهنگی که حداقل از دی ماه ۱۳۷۸ با تأسیس بی‌بی‌سی فارسی به منظور بلوک‌سازی اقشار در ایران شروع و به تدریج دارای ابعاد پیچیده‌تری گردیده است.

مرحله دوم، بازدارندگی ترکیبی: اگر قرار باشد که جمهوری اسلامی همیشه در شرایط پدافندی در جنگ ترکیبی باشد، هر از گاهی شاهد تهاجم و یا عبارت دقیق‌تر اوج‌گیری این درگیری باشیم. چراکه این جنگ در مراحل اولیه خود بود و برای دراز مدت برنامه ریزی شده است. دسترسی به موقعیت بازدارندگی در جنگ ترکیبی در حالی دست یافتنی است که اتاق جنگ ترکیبی با آرایش جنگی متناسب و بسیج همه امکانات کشور در زمینه‌های فرهنگی، رسانه‌ای، سیاسی، اجتماعی، امنیتی، اطلاعاتی و سایبری تشکیل شود.

مرحله سوم، تهاجم ترکیبی: اگرچه در دکترین نظامی کشورمان و پیشینه تاریخی ایران در ۲۰۰ سال گذشته حمله و تجاوز نظامی جایگاهی نداشته و ندارد، اما بازدارندگی عملی و واقعی بدون دستیابی به نقطه‌زن‌های ترکیبی ممکن نیست. نکته مهم این است که نقطه‌زن‌های ترکیبی بدون فتح خرمشهرهای فکری، فرهنگی و سیاسی ممکن نخواهد شد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

دفاع ترکیبی در برابر جنگ ترکیبی

دفاع ترکیبی در برابر جنگ ترکیبی بیشتر بخوانید »

به نام زن و علیه زن

به نام زن و علیه زن



در حوادث پاییز ۱۴۰۱، چنین وانمود می‌شد که آشوبگران به دنبال احقاق حقوق زنان هستند و انتخاب «زن» به عنوان سوژه اصلی آشوب از سوی هدایتگران اصلی آن کاملاً معنادار و هوشمندانه بود.

به گزارش مجاهدت از مشرق، محمدجواد اخوان طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت: در حوادث پاییز ۱۴۰۱، چنین وانمود می‌شد که آشوبگران به دنبال احقاق حقوق زنان هستند و این رویکرد در شعارها و نمادها نیز وجه پررنگی یافت. هرچند ادعای مطالبه حقوق زنان برای کسانی که فحاشی‌های رکیک جنسی به بخشی از رفتار روزمره‌شان تبدیل‌شده، گزافه‌ای مضحک بیش نیست، اما نمی‌توان انکار کرد انتخاب «زن» به عنوان سوژه اصلی آشوب از سوی هدایتگران اصلی آن کاملاً معنادار و هوشمندانه بود.

هرچند تاریخ ۴۴ ساله انقلاب اسلامی فراز و فرود بسیار داشته و کم ناآرامی و اغتشاش ندیده‌ایم، اما وجه تمایز برجسته اغتشاشات اخیر آن بود که می‌توان آن را بی‌پرده و بی‌نقاب‌ترین عنادورزی با جمهوری اسلامی دانست و عوامل و عناصر آن بی هیچ تعارف و ابایی به مقدسات و هنجارهای جامعه مسلمان ایرانی هجوم آوردند. هرچند در دفعات گذشته در پشت ادعاهایی، چون تقلب در انتخابات یا مطالبات معیشتی مردم پنهان شدند، اما این بار از همان ابتدا مستقیماً به ارزش‌های دینی حمله کردند. هرچند مهم‌ترین مسئله عموم مردم مطالبات اقتصادی و معیشتی بود، اما چندان شعاری از این دست در آشوب‌ها شنیده نشد و حتی حامیان بیرونی آشوب نیز به این موضوعات چندان نپرداختند. در واقع می‌توان گفت آشوب‌های اخیر صحنه هماوردطلبی گفتمان غرب خداناباور در برابر همه ارزش‌ها و هنجارهای توحیدی در ایران اسلامی بود. به تعبیر دیگر منازعه دو جهان‌بینی مادی و توحیدی در این آوردگاه قابل‌مشاهده بود.

اینکه «زن» به‌عنوان نماد این منازعه گفتمانی برگزیده شد نیز به همین ماهیت مرتبط بود. در واقع در طول چهار سده گذشته یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تقابل جهان‌بینی توحیدی و برخاسته از تعالیم انبیا با جهان‌بینی مادی غرب مدرن را در موضوع زن می‌توان مشاهده کرد. هرچند آموزه‌های توحیدی زن را به‌عنوان سرچشمه پاکی و طهارت نسل و محور اصلی انسان‌سازی برای تکامل معنوی بشر معرفی کرده‌اند، غرب مدرن زن را به نام «آزادی» به استثمار اقتصادی و اجتماعی کشانده است. در «انقلاب صنعتی» سده هجدهم، زن را به «نیروی انسانی ارزان صنعت» و در «انقلاب جنسی» قرن بیستم زن غربی را «ابزار هوسرانی مردان» قرار دادند. نتیجه این تحول قهقرایی در نگرش به زن در غرب، فروپاشی بنیان مهم خانواده و تزاید فوق تصور ناپاکی نسل‌های آتی است؛ چنان‌که در بسیاری از کشورهای شمال اروپا، شمار نوزادان نامشروع (بر اساس همان تعاریف غربی) از سایر نوزادان پیشی گرفته است. این بدان معناست که فتنه اصلی غرب مدرن در واقع علیه طهارت زن و طهارت نسل‌های بشر است.

در مقابل این خداوند حرمت ویژه‌ای برای «مادر» به‌عنوان محمل امتداد و تربیت نسل انسانی قائل است و در واقع «زن» نمادی از آینده بشر است. عفت و طهارت او سبب پاکی نسل‌های آتی است و متأسفانه اگر جز این باشد، آثار ماتأخر آن تا نسل‌های آتی امتداد می‌یابد. اینکه خداوند در آیه ۴۰ سوره احزاب می‌فرماید: «مَا کانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِکمْ وَلکنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیینَ» (محمّد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم‌کننده و آخرین پیامبران است) و در عین حال در سوره کوثر از اعطای کوثر به پیامبر (ص) خبر می‌دهد، خود نکته‌های بسیار دارد. در واقع این خیر کثیر امتداد نسلی پیامبر از حضرت فاطمه زهرا (س) است که ۱۱ امام در میان فرزندان آن حضرت هستند. اینکه نسل آخرین پیامبر از طریق یک زن امتداد یافته نشان از اهمیت جایگاه زن در نظام خلقت و سنت‌های الهی دارد.

همین‌جاست که راز طمع نظام سلطه بر زن مسلمان ایرانی آشکار می‌شود. جهان‌بینی هوس‌باز غربی به دنبال تعریفی کاملاً مادی و ناپاک از زن است و به زور پروپاگاندا و تهاجم شناختی می‌خواهد همین تعریف خود را به سایر مردمان دنیا نیز تحمیل کند. فضای مجازی، رسانه و صنایع فرهنگی، اسنادی، چون ۲۰۳۰ و … ابزارهایی هستند که غرب از طریق آنان به دنبال این تحمیل‌گری بوده و اینک نیز می‌خواست در کف خیابان همین معنا را دنبال کند. اما این پروژه که به نام زن و در واقع برای نابودی زن بود، نتوانست زنان مسلمان ایرانی را با خود همراه سازد. زنان ایرانی با هر سلیقه فکری و سیاسی، و حتی با تفاوت در نوع سبک زندگی، اولاً به اهمیت «عفاف» واقف‌اند و ثانیاً ماهیت بغرنج زن غربی، خصوصاً در حوزه اخلاق در پیش چشمشان قرار دارد. هراندازه هم زرق و برق پیشرفت‌های مادی غرب فریبنده باشد، دیگر نمی‌تواند بر لجنزار اخلاقی که ساخته و زن و مرد و نسل‌های آتی را قربانی آن کرده، سرپوش بگذارد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

به نام زن و علیه زن

به نام زن و علیه زن بیشتر بخوانید »