اقتصاد ایران

باقی:‌ اکثر محکومان به اعدام در ایران اعدامی نیستند!/ حق تقدم "عقلانیت" نسبت به نظریات اقتصادی

باقی:‌ اکثر محکومان به اعدام در ایران اعدامی نیستند!/ حق تقدم "عقلانیت" نسبت به نظریات اقتصادی



یکی از شاگردان مرحوم منتظری به تازگی ادعا کرده است که اکثریت محکومان به اعدام در ایران اعدامی نیستند!

  • فلای‌تودی

سرویس سیاست مشرق «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

حق تقدم “عقلانیت” نسبت به نظریات اقتصادی

باقی:‌ اکثر محکومان به اعدام در ایران اعدامی نیستند!/ حق تقدم "عقلانیت" نسبت به نظریات اقتصادی

محمد خوش‌چهره، از اقتصاددانان کشورمان در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا درباره اقتصاد ایران گفته است: در نظام جمهوری اسلامی صاحب قانون اساسی مترقی هستیم که در اقتصادش اصول قابل دفاع و خوبی دارد. این اصول وظایفی چون تامین رفاه و معیشت، ایجاد سرپناه و مسکن، سلامت، بهداشت و آموزش عمومی و همگانی را جزئی از وظایف دولت تعیین کرده است، اما آن طور که باید و شاید اجرایی و عملیاتی نشده است. برای عملیاتی شدن این مسئله دولت‌ها باید به این اصول باور داشته باشند.

او می‌افزاید: قانون اساسی اقتصاد ایران را نه دولتی و نه آزاد گفته، بلکه بهترین مدل اقتصاد را اقتصاد دولت – بازار دانسته است که این مدل اقتصادی در اکثر کشورهای جهان وجود دارد. در این مدل اقتصادی هم دولت در اقتصاد فعال است و هم بازار و مردم؛ منتها نسبت هر کدام متفاوت است.

خوش‌چهره در بخش دیگری از سخنان خود پیرامون انتقادات موجود از اوضاع اقتصادی کشور به یک وجه این مسئله اشاره کرده و گفته است:‌ ضعف شهرداریها، وزارت مسکن و شهرسازی و دولت در مهار سوداگری و دلالی، خرید و اجاره خانه و رها کردن بخش مسکن و رویایی شدن خرید خانه موجب کاهش قدرت اقتصادی کارکنان و بازنشستگان شد.

این کارشناس مسائل اقتصادی در عین حال و علیرغم انتقادات فراوان تصریح می‌کند: بنده جزو کارشناسان و استادانی هستم که از نجات اقتصادِ به شدت بیمار ایران ناامید نیستم و در حال بررسی و تشریح وضعیت، علائم حیاتی و احیای این بیمار بد حال هستم و برای بهبودیش راه‌حل دارم.[1]

*اقتصاد علم تزاحم نظریه‌هاست. لکن در همین هیاهو و تزاحم نیز “بایدها” و قدر مُتِیَقّن‌هایی وجود دارد که هر مسئول اجرایی، هر اقتصاددان و هر فعال اقتصادی باید به آنها تن بدهد و پس از آن، تازه به سر خط آغاز بحث پیرامون نظرات اقتصادی متداول برسد.

همانطور که از سخنان دکتر خوش‌چهره نیز مستفاد می‌شود؛ اقتصاد ایران امروز با “بایدها” زیادی در قانون و بازار و… مواجه است که باید اجرا شوند اما به دلیل ضعف برخی مسئولان، رأی بد مردم، ناکارشناسان بی‌کارنامه و رهزن و بی‌توجهی قشرهای واسط اجتماعی بلا اجرا مانده و رها شده‌اند.

از جمله این قدر مُتِیقّن‌ها و بایدها می‌توان به لزوم اجرای مُرّ قانون اساسی در حوزه اقتصاد، نظارت بر بازار و قیمت‌ها، منع دولت‌ها از درآمدزایی بوسیله افزایش بی‌رویه مالیات و تسعیر ارز، لزوم حضور امنیتی دولت در بازار برای نگاهداشت و پاسداشت رقابت معقول و جلوگیری از “گرانی دلبخواهی” اشاره کرد.

نیک می‌بینیم که طبق اذعان دکتر خوش‌چهره؛ تنها در بخش مسکن به دلیل اهمال مدیریتی دولت‌ها و سایر نهادهای ذیربط؛ بازار بر اثر قیمت‌های بیقاعده در زمین و ساخت و اجاره عملا مرده و سال‌هاست که این بخش پیشران اقتصادی در رکود به‌سر می‌برد.

مطالبه مردمی و نخبگانی برای اجرا شدن بایدهای اقتصادی، قاطعیت مسئولان، رسوا کردن ناکارشناسان رهزن و بی‌کارنامه و دور شدن مجامع قضایی و مدیریتی از رویکردهای پوپولیستی از الزامات بهبود اقتصاد در ایران است.

***

به خط شدن شاگردان منتظری علیه مردم

باقی:‌ اکثر محکومان به اعدام در ایران اعدامی نیستند!

باقی:‌ اکثر محکومان به اعدام در ایران اعدامی نیستند!/ حق تقدم "عقلانیت" نسبت به نظریات اقتصادی

عمادالدین باقی، فعال اصلاح‌طلب و از شاگردان مرحوم منتظری طی یادداشتی در شماره شنبه گذشته روزنامه اعتماد نوشته است: متاسفانه اعدام‌ها بالا گرفته و حکومت نیز گویی توجه ندارد که هر کدام از این افراد خانواده و خویشانی دارند و اگر راهی و بهانه‌ای پیدا شد که کسی را اعدام نکنند، ترجیح دارد.

او در ادامه می‌نویسد: یکی از مهم‌ترین و درخشان‌ترین قواعد کلی فقهی که بسیار مهم، انسانی و ارزشمند است و مستند به روایتی از پیامبر اسلام است و شیعه و سنی آن را روایت کرده‌اند و مورد اتفاق فرق اسلامی است، می‌گوید: «ادْرووا الحُدود عنِ المسلِمین ما اسْتطعْتُم، فإنْ وجدتُم للمسلِمِ مخْرجاً فخلّوا سبیلهُ؛ فإنّ الإمام لأنْ یُخْطِئ فی العفوِ خیرٌ مِن أنْ یُخْطئ فی العُقوبهِ». کلمه به کلمه این سخن که صدها سال است در متون دینی آمده را باید با طلا نوشت. اصطلاح «حدود» به مجازات‌هایی اطلاق می‌شود که شارع، کمیت و کیفیت آن را برای برخی جرایم تشریع کرده است. محاربه و افساد فی الارض از جمله حدود هستند. روایت/ قاعده‌ای که ذکر شد، می‌گوید: تا می‌توانید اجرای حدود را از مسلمانان دور کنید (همه توان خود را برای دفع حدود به کار ببرید)، اگر راهی و مفری برای دفع حد وجود دارد، او[متهم] را رها کنید، چراکه اگر امام در عفو کسی اشتباه کند، بهتر است که در عقوبت کسی اشتباه کند. دو نکته قابل ذکر، یکم: اینکه در کتاب حق حیات توضیح داده‌ام که گرچه قول مشهور، تفکیک حدود و قصاص است ولی برخی فقها، قصاص را هم جزو حدود می‌دانند. دوم اینکه در روایت آمده است: «ادْرووا الحُدود عنِ المسلِمین ما اسْتطعْتُم»، زیرا این دستور یا قانون در شرایطی صادر شده که اکثریت مطلق، مسلمان بوده‌اند با تنقیح مناط به ویژه اصل بنیادین حرمت دماء در دین، می‌توان گفت ذکر کلمه «مسلم» حصر مثالی است و حصر عقلی نیست. در اصل، حرمت دماء است که موضوعیت دارد.

باقی تصریح می‌کند: در عین حال اگر این قاعده را محصور به مسلم هم بدانیم، اکثریت محکومان به اعدام در ایران نیز طبق این روایت مصون از مجازات اعدام هستند و باید راهی برای تبدیل مجازاتشان پیدا کرد![2]

*تقلا برای پیاده‌سازی نسخه‌های غربی در ابعاد مختلف زیست نظام جمهوری اسلامی یک امر مسبوق به سابقه است.

یکی از این منصه‌ها نیز خطی است که امثال عمادالدین باقی آنرا دنبال می‌کنند و همانطور که مشاهده می‌شود بدون هیچگونه صلاحیت دینی و اجماعی اما با ابتنا به یک حدیث مدعی می‌شوند که عمده محکومان به اعدام در نظام جمهوری اسلامی ایران اساسا اعدامی نیستند!

و این در حالی است که تمامی این افراد و حتی شریرترین آنها اما با قضاوت اسلامی قضات ذیصلاح تعیین حکم شده‌اند، حق اخذ وکیل داشته‌اند و فرایند بررسی پرونده آنها نیز کاملا قانونی بوده است.

یک دقت مهم نیز اینجاست که به نظر می‌رسد اعدامی‌های مورد اشاره باقی اغلب و عموما ضد انقلاب‌ها و زنان مجرم هستند وگرنه مجرمانی که در حق زنان ظلم کرده باشند و یا دست به جرائمی زده باشند که افکار عمومی را جریحه‌دار کرده باشد؛ بصورت اکثریتی و فراگیر مورد اعتراض کسانی مثل باقی قرار نمی‌گیرند!

همچنین است که باقی در حالی ردای دلسوزی برای خانواده مجرمان اعدامی را به تن کرده که انگار نخواسته واقعیت‌ها را ببیند. زیرا همه می‌دانیم آنها که مورد ظلم و جرم اعدامی‌ها قرار گرفته‌اند نیز خانواده و خویش و قوم داشته‌اند و همگی در اثر یک جرم آسیب دیده‌اند یا عزادار شده‌اند. ضمن اینکه اثر ظلم و جرم بر جامعه بسیار بیشتر از اثر داغ یک اعدامی برای خانواده و خویشان اوست.

و ایضا اینکه اعدام اگرچه تلخ اما در کنار اثر تنبیهی برای فرد، اثر عبرت‌گون نیز دارد و جامعه را نسبت به خطرات و عواقب تلخ جرم‌گرایی آگاه می‌سازد.

فی‌الجمله اینکه باید فکری به حال برخی تقلاها برای منکوب کردن مترقی‌ترین و درخشان‌ترین سیستم قضایی در جهان جدید یعنی “نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران” کرد و اجازه ملکوک‌کردن عقلانیت را نداد.

قبل از باقی، یکی دیگر از شاگردان مرحوم منتظری نیز یادداشتی انتقادی را پیرامون تأکید اخیر آیت‌الله سبحانی (از مراجع عظام تقلید) بر لزوم عندالاستطاعه شدن مهریه برای مردان منتشر کرده بود.[3]

***

1_ isna.ir/xdVfdF

2_ https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/239276

3_mshrgh.ir/1755390

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

باقی:‌ اکثر محکومان به اعدام در ایران اعدامی نیستند!/ حق تقدم "عقلانیت" نسبت به نظریات اقتصادی

باقی:‌ اکثر محکومان به اعدام در ایران اعدامی نیستند!/ حق تقدم "عقلانیت" نسبت به نظریات اقتصادی بیشتر بخوانید »

عقب‌نشینی عارف از برخورد با گرانفروش‌ها!/ "سرمایه‌گذاری داخلی"، گنج ملی که نوشداروی تحریم است

عقب‌نشینی عارف از برخورد با گرانفروش‌ها!/ "سرمایه‌گذاری داخلی"، گنج ملی که نوشداروی تحریم است



رئیس جامعه مدرسین خواستار بسیج عمومی برای مقابله با گرانی شد. در کنار این خبر اما این سؤال مطرح است که چرا انتقادات علمای قم از وضعیت گرانی راه به جایی نمی‌برد؟

  • فلای‌تودی

سرویس سیاست مشرق «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

“به دنبال ایجاد فضای امنیتی نیستیم”

عقب‌نشینی عارف از برخورد با گرانفروش‌ها!

عقب‌نشینی عارف از برخورد با گرانفروش‌ها!/ "سرمایه‌گذاری داخلی"، گنج ملی که نوشداروی تحریم است

محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور پزشکیان طی سخنانی در جلسه اخیر ستاد تنظیم بازار نسبت به افزایش عملیات روانی دشمن برای تحت تاثیر قرار دادن اقتصاد کشور هشدار داد.

به گزارش مجاهدت از جماران، او همچنین می‌افزاید: متأسفانه در هفته‌های اخیر گران‌فروشی در بازار رخ داده است. بنابراین باید تصمیمات مناسب گرفت و اقدام به موقع داشت تا آرامش در بازار برقرار باشد.

عارف در ادامه با بیان اینکه راهبرد دولت ایجاد پایداری نسبی در بازار و مقابله با گران‌فروشی و احتکار است، افزود: نباید در این شرایط اجازه سوءاستفاده داده شود. دولت اقتدار دارد و اگر لازم است باید اقتدار خود را نشان داده و با احتکار و گران‌فروشی به شدت برخورد شود.

او گفته است: ستاد تنظیم بازار شاید مقتدرترین ستاد دولت باشد که از تولید تا مصرف نهایی اختیار و اقتدار دارد. البته ما باید ثبات در بازار را با کمک مردم، رسانه‌ها و اصناف پیش ببریم و ارتباط با مردم را بیشتر کنیم.

عارف می‌افزاید: اکنون اختلاف قیمت کالاها در مغازه‌ها و فروشگاه‌ها بیش از حد گذشته شده و باید وظایف دستگاه‌های نظارتی و بازرسی با تقسیم کار به صورت شفاف مشخص باشد.

معاون اول رئیس‌جهور در عین حال اظهار کرده است: برای ایجاد ثبات در بازار به دنبال ایجاد فضای امنیتی نیستیم بلکه می‌خواهیم با آرامش این کار را انجام دهیم ولی اگر تذکرها فایده‌ای نداشت باید با اقتدار با گران‌فروشی و احتکار مقابله شود.[۱]

*متاسفانه باید اعلام کنیم جلسات ستاد تنظیم بازار عملا به نمایش تبدیل شده و هیچ اثر خاصی در بازار ندارد.

از بی‌اثری جلسات ستاد مذکور همین بس که آقای عارف در تناقضی فاحش؛ ۲ ماه قبل از این گفت که تا حالا داشتیم گرانفروش‌ها را نصیحت می‌کردیم و دیگر تصمیم خودمان را برای برخورد گرفته‌ایم[۲] اما حالا در یک نرمش ریز ابراز می‌دارد که به دنبال ایجاد فضای امنیتی در بازار نیستیم!

بگذریم از اینکه همین حرف یک پالس اساسی محسوب می‌شود تا قیمت‌ها همچنان در یک فضای بیقاعده جولان بدهند.

لکن باید این نکته مهم را به آقای عارف یادآوری کرد که “بازار” در تمام دنیا اتفاقا یک مقوله امنیتی است و به جز بازار عجیب و غریب ایران؛ هیچ بازاری در دنیا وجود ندارد که اینطور دچار بی‌دولتی و غیبت حاکم و قیمت‌های دلبخواهی باشد.

همچنین است که ایکاش عارف اقلا از سیره امیرالمؤمنین علی(ع) در قبال بازار خبر می‌داشت که حضرتش چگونه با تازیانه در بازار کوفه قدم می‌زد!

از تمام اینها گذشته عبارت خطرناک “به دنبال ایجاد فضای امنیتی نیستیم” اساسا با مأموریت ذاتی دولت و ستاد تنظیم بازار در تعارض است. چه اینکه مگر جز با بازداشت و جریمه و دستبند و برخورد سخت و کار اطلاعاتی که همگی به معنای فضای امنیتی و تعزیراتی هستند، می‌توان با جرم گرانفروشی و احتکار و… برخورد کرد؟

شاید به زعم عارف حتی رئیس قوه قضائیه هم اشتباه کرده است که چندی قبل برای نظارت بر بازار به نیروهای اطلاعاتی فراخوان داد!

ما این درد ناشی از نمایش ستادی برخی مسئولان و بی‌دانشی آنها نسبت به معقولات حکمرانی را با مخاطبان محترم به اشتراک می‌گذاریم و تأکید می‌کنیم که راه رفع چنین آلامی در ابتدا از دالان “رأی خوب” مردم در انتخابات‌ها می‌گذرد.

در گام بعدی نیز تأکید می‌شود که در هنگامه بدعملی مسئولان امر مثلا در حیطه بازار و قیمت‌ها؛ این وظیفه قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی است که به مسئله ورود کنند و به صورت گازانبری، هم جلوی گرانفروشی بیقاعده و دلبخواهی را بگیرند و هم با مسئولان متخلف، کم‌کار و بی‌دانش برخورد جدی داشته باشند.

نباید نشست و ظلم به حق عامّه را تماشا کرد!

گفتنیست، رئیس قوه قضائیه به تازگی و برای بار چندم بر لزوم برخورد قضایی با گرانفروشان تأکید کرده است.

***

رئیس جامعه مدرسین خواستار شد:

ضرورت بسیج عمومی برای مقابله با گرانی

عقب‌نشینی عارف از برخورد با گرانفروش‌ها!/ "سرمایه‌گذاری داخلی"، گنج ملی که نوشداروی تحریم است

آیت‌ا… حسینی بوشهری، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه در دیدار با مدیر جهاد کشاورزی قم با انتقاد از گرانی بیقاعده در بازار مایحتاج مردم گفته است: احساس می‌شود نظارت کافی وجود ندارد و گرنه چرا باید قیمت برخی از کالاها از شب تا صبح دو برابر شود؟!

وی با اشاره به افزایش قیمت برخی میوه‌ها ابراز داشت: دولت باید نظارت داشته باشد. چرا باید قیمت محصولات کشاورزی از سر زمین تا به مصرف کننده نهایی برسد چند برابر افزایش پیدا کند؟!

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه برخی از تحریم‌ها در داخل کشور اتفاق می‌افتد، بیان داشت: قیمت برنج ایرانی سر به فلک کشیده است و این نشان می‌دهد که نظارت کافی وجود ندارد. وزارت جهاد کشاورزی اگر نظارت دقیق داشته باشد، دچار خودتحریمی نمی‌شویم.

به گزارش مجاهدت از شفقنا، حسینی بوشهری تأکید کرد: در شرایطی که ما هستیم همه نیروها باید بسیج شوند و جلوی کسانی که خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی می‌کنند را بگیرند. دشمن می‌خواهد با ایجاد نارضایتی رابطه مردم با نظام را گل آلود کند و بدین واسطه کشور را به دست خود مردم از بین ببرد.[۳]

*تجربه نشان داده است که این قبیل انتقادات علمای قم در دیدارهای رسمی راه به جایی نمی‌برد و حوزه علمیه و مراجع عظام اگر احساس می‌کنند تکلیف مهمی در قبال معیشت مردم دارند –که دارند- باید راه‌های دیگری را انتخاب و مثلا به روش‌های مرسوم علمای سلف عمل کنند.[۴]

چه اینکه وضعیت گرانی بیقاعده و دلبخواهی به جایی رسیده که حتی مقام معظم رهبری نیز نسبت به آن هشدار داده‌اند.

امر واضح آن است که وقتی مثل آنچه در اپیزود قبلی خواندیم؛ معاون اول رئیس‌جمهور به عنوان یک رکن ستاد تنظیم بازار؛ برای مقابله با گرانفروش‌ها عقب‌نشینی گفتمانی داشته باشد؛ رؤیت نرخ‌های دلبخواهی در بازار اصلا عجیب نیست!

***

“سرمایه‌گذاری داخلی”، گنج ملی که نوشداروی تحریم است

عقب‌نشینی عارف از برخورد با گرانفروش‌ها!/ "سرمایه‌گذاری داخلی"، گنج ملی که نوشداروی تحریم است

ایرنا گزارش داد: شمس‌الدین حسینی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در همایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری استان خراسان‌شمالی گفته است:

“اگر محیط کسب و کار برای سرمایه‌گذار خارجی مناسب نیست، باید شرایط برای سرمایه‌گذار داخلی مهیا و اگر تحریم‌ها مشکل‌ساز شده باید سرمایه‌گذار داخل تکریم شود تا تولید رونق گیرد.“[۵]

*سال‌هاست که عده‌ای در فضای نظریات اقتصادی کشور، همه چیز را به ناصیه “سرمایه‌گذاری خارجی” گره می‌زنند.

در واقع روزی نیست که اینان از نبود یا کمبود سرمایه‌گذاری خارجی آه و افغان نکنند و همینان نیز در ادامه به یکی از بزرگترین بزرگنمایان اثر تحریم‌ها در اقتصاد ایران تبدیل شده‌اند.

چه اینکه طبعا تحریم، اصلی‌ترین دلیل کمبود مشارکت خارجی است.

لکن افق زندگی، گستره اقتصاد و ظرفیت‌های یک کشور هرگز محدود به ۱ مؤلفه اقتصادی مثل تحریم یا سرمایه‌گذاری خارجی نیست.

بدین قرار؛ همانگونه که رئیس کمیسیون اقتصادی هم تصریح کرده است؛ باید با کنار گذاشتن آه و ناله به فکر استفاده از ظرفیت‌های داخلی و سرمایه‌گذاری‌های ملی بود.

بله! حتما اینطور است که در یک فضای اتوپیایی می‌توان با سرمایه‌گذاری هنگفت خارجی به گام‌های بلندتری در اقتصاد اندیشید. ولی مسئله اینجاست که اتوپیا با جهان واقعی فرق دارد. و ما در جهان واقعی؛ کشوری هستیم که به هر دلیلی مورد تحریم قرار داریم و تحریم‌ها هم لغو شدنی نیستند.

لذاست که اکنون به جای مسیر آه و افغان؛ همچنان که شمس‌الدین حسینی گفته است باید مسیر تکریم سرمایه‌گذاری داخلی را انتخاب کنیم و به اهداف در دسترس بیاندیشیم.

گزارش‌های مسئولان، روندهای رسانه‌ای، طرح‌های قانونی و حمایت‌های قضایی همگی باید به این سمت نیل کند.

***

1_ https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1684556

2_ mshrgh.ir/1739239

3_ https://fa.shafaqna.com/?p=2135037

4_ mshrgh.ir/1753846

5_ https://irna.ir/xjVFpG

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

عقب‌نشینی عارف از برخورد با گرانفروش‌ها!/ "سرمایه‌گذاری داخلی"، گنج ملی که نوشداروی تحریم است

عقب‌نشینی عارف از برخورد با گرانفروش‌ها!/ "سرمایه‌گذاری داخلی"، گنج ملی که نوشداروی تحریم است بیشتر بخوانید »

قصه ما و آن تصمیم پوپولیستی روحانی/ چرا "کالابرگ" برای قالیباف مهم است؟

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات



حمله‌ای که طی روزهای اخیر در فضای مجازی علیه وزارت اطلاعات صورت گرفت هرگز یک رفتار تصادفی یا مبتنی بر یک نقد فنی نبود و بلکه می‌توان آنرا “پروژه” خطاب کرد.

سرویس سیاست مشرق «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

مصاف با وزارت اطلاعات

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات

طی روزهای اخیر و پس از پخش مستندی از اقدامات سرویس‌های اطلاعاتی کشورمان علیه رژیم صهیونیستی، به ناگاه موجی از حمله و تخریب در فضای مجازی علیه وزارت اطلاعات آغازیدن گرفت.

تخریب‌ها که بهانه خود را چند عکس و تصویر موجود در لابه‌لای گزارش وزارت اطلاعات قرار داده بودند؛ حمله خود را نه به صورت نقطه‌ای و متمرکز بر گزارش بلکه به صورت گسترده طراحی کردند و سیلی از تهمت و کنایه و ضعیف‌نمایی را درباره وزارت اطلاعات به راه انداختند.

در لابه‌لای این حملات اما برخی فعالان فضای مجازی به میدان دفاع معقول از وزارت اطلاعات شتافتند و درباره خط تخریب‌گران و ارتباط آنها با برخی محافل سیاسی و انحرافی سخن گفتند.

این روشنگری‌ها در ادامه واکنش‌هایی را نیز برانگیخت.

*حمله‌ای که طی روزهای اخیر در فضای مجازی علیه وزارت اطلاعات صورت گرفت هرگز یک رفتار تصادفی یا مبتنی بر یک نقد فنی نبود و بلکه می‌توان آنرا “پروژه” خطاب کرد.

پروژه‌ای که پر تعداد بودن اکانت‌های حمله کننده، رویکرد شبکه‌ای آنها، همبستگی گفتمانی و سیاسی بسیاری از آنها در نزدیکی به محفل یک سخنران مدعی ارتباط با غیب و از همه مهمتر “ادبیات همیشگی” آنها نشان می‌داد از قبل طراحی شده و بصورت مشخصی هم قصد تخریب یکی از ستون‌های اصلی امنیت کشور یعنی وزارت اطلاعات را داشته است.

ارزیابی روش حمله و نگاه به اعضای حلقه حمله کننده به وضوح نشان می‌دهد که این پروژه واضحاً مدتی قبل از پخش مستند وزارت اطلاعات طراحی شده و ایضا در هر حالتی هم به اجرا در می‌آمد!

یعنی به نظر می‌رسد ماجرای برخی تصاویر مندرج در مستند صرفا یک بهانه بوده است.

چه اینکه رفتار حمله‌کنندگان نه اثری از دلسوزی داشت و نه یک رفتار و انتقاد امنیت‌ساز بود.

جالب است بدانید که یکی از این حمله‌کنندگان حتی پای ترور دانشمندان هسته‌ای را هم پیش کشید و کلیدواژه “اشراف اطلاعاتی” را به سخره گرفت!

و دیگری هم از این گفت که وزیر اطلاعات اساسا از کارآمدی برخوردار نیست و در ۲ دولتی که حضور داشته کارنامه خاصی را ارائه نکرده است!

همچنین گفته می‌شود یکی از سرشبکه‌های اصلی نقش‌آفرین در این ماجرا نیز در ایران نیست و ابهاماتی درباره ارتباطات او با سرویس‌های بیگانه مطرح شده است.

در همین حال و از آنجا که خط و شناسنامه گفتمانی و رفتاری این افراد در نزدیکی به یک محفل خاص و شخص محوری آن از همان ساعات اول حمله مشخص بود؛ بلافاصله انتقاداتی و روشنگری‌هایی شکل گرفت.

حال این وظیفه وزارت اطلاعات است تا با پیگیری و تحقیق درباره ریشه‌های تخریب دستگاه امنیتی در میانه درگیری با دشمن صهیونیستی، از کیان سربازان گمنام امام زمان (عج) حراست کنند.

***

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات

“تحریم” واژه‌ای است که از روز نخست آغاز خصومت آمریکا با انقلاب و مردم ایران در سال ۵۷ تولد یافت و از آن روز همواره بسته به توان دشمن در حد اعلی‌درجه خود اعمال شد.

در واقع طی ۴۷ سال گذشته روزی نبوده است که تحریم‌ها در حالت ۱۰۰ درصدی خود علیه ایران و ایرانی اعمال نشده باشد.

اما ایران در تمام طول این ۴۷ سال پیشرفت کرد…

جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشت. به عصر شکوفایی دهه ۷۰ رسید. مردم به قدرت خرید خوب دهه ۸۰ و ۹۰ رسیدند، در بسیاری از عرصه‌های استراتژیک به خودکفایی رسیدیم و تمام اینها در حالی بود که دشمن می‌خواست ما را با تحریم‌های خود فلج کند!

اما چه شد که تحریم به یکباره جایگاه بزرگی در میان افکار عمومی ایران یافت و چه شد که این عبارت تبدیل به یک کلیدواژه در سیاست ایرانی شد؟!

*همانطور که خواندید تحریم همیشه بوده است و آمریکا پس از دریافتن این موضوع که ایران با ضربه نظامی از میدان به در نمی‌رود؛ شروع به اعمال تحریم‌های اقتصادی کرد تا شاید از این طریق رخنه‌ای برای ضربه‌زنی به دست بیاورد.

خیلی از ما این خاطره مهم مقام معظم رهبری را شنیده‌ایم که دشمن خارجی در دوران جنگ حتی “سیم خاردار” را هم به ایران نمی‌داد. و یا ایضا قصه تأمین سخت لباس غواصی برای رزمندگان، مشقت تهیه گلوله خمپاره، موشک و… هم هنوز در خاطر همه مانده است.

اما چیزی که در عمل رخ داد این بود که ایران اسلامی روز به روز پیشرفت کرد و “تحریم” عملا از یک ابزار واقعی به یک “ابزار روانی” تبدیل شد.

ایرانی‌ها جنگ را با پیروزی از سر گذرانیدند و دیگر هم کسی چندان به واژه “تحریم” وقعی ننهاد.

رهبری جدید ایران بر مسند نشست، رؤسای جمهور یکی پس از دیگری آمدند و رفتند، ایران هسته‌ای شد، قدرت نظامی ایران در نبردهای فرامنطقه‌ای در اروپا و غرب آسیا به نمایش گذاشته شد، ایران پا به عرصه فضا گذاشت، ایران جزو ۳۰ قدرت برتر اقتصادی جهان شد و تحریم‌ها روز به روز بیشتر رنگ می‌باخت.

آمریکا البته در این مدت بیکار نبود و تقلا می‌کرد با دادن سر و شکل قانونی به تحریم‌ها (مثل قانون داماتو در سال ۷۶) و همینطور با تغییر دادن زمین بازی در اقتصاد؛ ابزار روانی تحریم را تقویت کند.

اما همانطور که اشاره شد “ایرانی” به دلیل سال‌ها زیستن زیر سایه تحریم و یافتن رمز و رازهای شاد زیستن زیر فشار روانی تحریم‌ها دیگر اهمیتی به این چیزها نمی‌داد.

جالب است که حتی یکی از رؤسای جمهور وقت نیز درباره تحریم‌ها از صفت “کاغذ پاره” استفاده کرد اما افکار عمومی اهمیت خاصی به این عبارت نداد.

قضیه گذشت تا انتخابات سال ۹۲!

انتخاباتی که اصلاح‌طلبان طی یکسال قبل از آن؛ تا توانستند مرحوم هاشمی رفسنجانی را بصورت زیر پوستی و غیر آشکار تبلیغ کردند. هاشمی اما ردّ صلاحیت شد و اصلاح‌طلبان نیز عملا قید انتخابات را زدند.

در این میان اما یکی از نامزدهای انتخابات به نام “شیخ حسن روحانی” به ناگاه با “گفتمان تحریم و مذاکره” پر رنگ شد.

در واقع تحریم، مال‌التجاره انتخاباتی شیخ حسن روحانی بود.

او برای نخستین بار ذهن کسانی را در جامعه ایرانی به این سمت منحرف کرد که اگر چرخ سانتریفیوژ می‌چرخد پس چرخ اقتصاد باید بچرخد!

این دوگانه اما در حالی بود که چرخ اقتصاد داشت می‌چرخید، تورم آن روزها تک رقمی بود و قدرت خرید مردم نیز از تمام اعصار عمر انقلاب اسلامی و حتی از امروز(!) نیز بیشتر بود. ضمن اینکه مسئولان هم برای چرخش سانتریفیوژهای هسته‌ای تلاش و مذاکره می‌کردند.

“دوقطبی کاذب” اما کار خودش را کرد!

روحانی به دلیل قالب‌ریزی ذهنی جامعه پیرامون مرحوم هاشمی در قالب هم‌او جای گرفت و پیروز انتخابات شد. و به همین منوال، مال‌التجاره انتخاباتی او یعنی “تحریم” نیز به سکه بازار سیاست ایران بدل شد.

در حالی که تا پیش از این صحبت چندانی راجع به تحریم‌ها نبود.

دقت شود که سیاسیون کشور تا قبل از آن مقطع از سال ۹۲ از چیزی به نام مذاکره سخن می‌گفتند و تلقی از مذاکره هم این بود که عقلانیت رفتاری نظام جمهوری اسلامی ایران در جهان تثبیت و حقانیت ایران آشکارتر شود. رفتاری که در پیوست آن نیز عقلانیت دیپلماتیک ایران در پی آن بود تا سر حد امکان از تحریم‌ها بکاهد.

لکن حسن روحانی مال‌التجاره روانی خود را به نوعی در بازار ریخت که عملا و به ناگاه با انفجار معنای تحریم مواجه شدیم، خیلی‌ها از چیزی به نام “اثر تحریم” حرف زدند و کسانی از مردم نیز ناگهان با این احساس مواجه شدند که همه مشکلات اقتصادی آنها و کمبودهای زندگی‌هایشان ناشی از تحریم است.

روحانی البته سیاست‌های دولت تازه تأسیس خود را نیز بر همین اساس شالوده‌افکنی کرد و شالوده هم چیزی نبود جز سیاه‌نمایی و مذاکره!

در واقع دولتی که گفتمان خود را مبتنی بر تحریم قرار می‌دهد؛ طبعا بایستی رویکرد خود را هم اولا بر مذاکره قرار دهد تا از مال‌التجاره‌اش سود کسب کند و ثانیا اوضاع کشور و معیشت مردم را سیاه جلوه دهد تا با مسیر هموارتری مواجه باشد.

البته ثمره این “شرایط برساخته” و ناواقعی از پیش برای تحلیلگران عاقل مشخص بود…

از یکسو دامن زدن به تصورات و امیدهای واهی در رابطه با یک جهان ناممکن به نام “ایران بدون تحریم” و “لغو بالمره تمام تحریم‌ها”، از یکسو مسابقه برخی دولتمردان برای سیاه‌نمایی از اوضاع کشور و از سوی دیگر محرز بودن اینکه هیچ توافقی با غرب نخواهد توانست تحریم‌ها را لغو کند. زیرا مسئله تحریم‌ها به ذات دشمنی آمریکا برمی‌گردد.

در دهه ۹۰ شمسی کار به جایی رسید که رسانه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان و دولت از این می‌گفتند که با لغو تحریم‌ها حقوق‌ها زیاد می‌شود و حتی بیمه زنان خانه‌دار هم جریان پیدا می‌کند!

و در همین اثنی هم وزیر کشور از گرسنگی حرف می‌زد، وزیر ارشاد از سیاست نفت در برابر غذا و سخنگوی دولت از تکرار آشوب‌های خیابانی.

سمت دیگر ماجرا هم مشخص بود. نه توافق لوزان دستاوردی داشت، نه توافق موقت ژنو و نه دست آخر برجام.

جالب آنکه آمریکا در صبح روز اجرایی شدن برجام در دولت باراک اوباما نیز دست به تحریم ایران زد تا این پیغام را به همه بدهد که دست از دشمنی با ایران نخواهد کشید و اجازه نخواهد داد هیچ تحریم تأثیرگذاری علیه ایران لغو شود.

بیدستاوردی برجام روحانی چیزی نبود که بشود آنرا انکار کرد.

این مقوله حتی توسط برخی مقامات دولت روحانی هم بارها و بارها ابراز شد و رسید تا امروز که حتی می‌بینیم مکانیسم ماشه‌ای که دست‌اندارکاران برجام باور به اجرایی شدن آن نداشتند نیز اجرا شد.

اگرچه تمام این رخدادها در بستر تاریخ رخ نمود اما چیزی که در این حین و بین همچنان خود را بصورت متمایزی به رخ می‌کشد “سودآوری مال‌التجاره فردی به نام شیخ حسن روحانی” بود.

می‌توان گفت که عملا جامعه ایرانی نزدیک به ۱۲ سال است که بخشی از هوش و حواس سیاسی و اقتصادی خود را به تجارت سیاسی_روانی شیخ حسن روحانی معطوف کرده است.

و این در حالی است که طبق اذعان مقامات ارشد کشور و کارشناسان اقتصادی؛‌ اثر تحریم‌ها بر اقتصاد کلان ایران کمتر از میانگین ۲۰ درصد و اثر مکانیسم ماشه هم کمتر از ۵ درصد است.

شاید برایتان جالب باشد که همین دو سند جالب و بارها اذعان شده و اعلام شده که تنها یکی از راویان متواتر آن مقام معظم رهبری است؛ هرگز و هرگز در دولت شیخ حسن روحانی و توسط دست‌اندرکاران دولت او و برجام او مورد اشاره مؤکد قرار نگرفتند.

چرا؟

پاسخ روشن است. فقط به این دلیل که “تحریم” مال‌التجاره روحانی بود و هیچ تاجری هم نمی‌خواهد از ارزش مالش کم شود.

و اثر این رفتار تجارت‌مآبانه در سیاست ماند تا امروز که ۲ رئیس‌جمهور هم حتی پس از روحانی آمده‌اند اما جامعه ایرانی درگیر اثرات جنگ روانی تحریم است. تحریمی که به گواه اسناد و آمار؛ اثر روانی آن بسیار تا بسیار بیشتر از اثر واقعی آن است.

اثری روانی تا آن حد که امروز خیلی‌ها نمی‌دانند ایران اگرچه ۴۷ سال درگیر تحریم‌ها بوده و مثل همه‌ی دیگر کشورهای جهان با مشکلات اقتصادی روبه‌روست اما طبق آمار جهانی توانسته به نرخ بیکاری تک رقمی دست پیدا کند، جزو سیرترین کشورهای جهان باشد و همچنان صاحب ارزان‌ترین سوخت،‌ مالیات و نان برای مردم خود باشد.

اکنون وقت آنست تا کاوه آهنگری پیدا شود که این “دلق ملمّع” را پاره کند و با مردم و جامعه از واقعیت‌ها سخن بگوید.

واقعیتی که هرگز منکر اثر تحریم یا لزوم مذاکره برای رفع تحریم نیست. اما به اثر تحریم‌ها نیز واقعی‌تر نگاه می‌کند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات بیشتر بخوانید »

فراخوان محسنی اژه‌ای به اطلاعاتی‌ها برای مقابله با گرانی/ قیمت‌های دلبخواهی یا رقابتی؛ ‌ مسئله اینست

فراخوان محسنی اژه‌ای به اطلاعاتی‌ها برای مقابله با گرانی/ قیمت‌های دلبخواهی یا رقابتی؛ ‌ مسئله اینست



رئیس قوه قضائیه که طی سال‌های اخیر مواضع محکمی را در دفاع از معیشت مردم اتخاذ کرده است اخیرا برای مبارزه با گرانفروشی به نیروهای اطلاعاتی فراخوان داد.

سرویس سیاست مشرق _ حجت‌الاسلام محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه اخیراً طی سخنانی که در یک فایل ویدئویی منتشر شد، در جمع مسئولان حاضر در شورایعالی قوه قضائیه ضمن تشکر از زحمتکشان عرصه‌های فرهنگ، امنیت و معیشت مردم گفته است: مستحضر هستید که دشمن طراحی‌های پیچیده‌ای را برای این موارد پیش‌بینی کرده است که هم بر اقتصاد مردم فشار بیاورد، هم بتواند ناامنی در کشور ایجاد کند و هم علیه ارزش‌های دینی و اسلامی و ملی ما اقداماتی داشته باشد. لذا همه ما در دولت و مجلس و قوه قضائیه وظیفه داریم تلاشمان را در مقابل این توطئه‌ها مضاعف کنیم.

به گزارش مجاهدت از مشرق، او همچنین گفته است: اگر کسانی می‌خواهند ‌با احتکار و یا گرانفروشی، اخلالی در بازار داشته باشند باید با همکاری همه دستگاه‌های امنیتی، اطلاعاتی، نظارتی و قضایی شناسایی شوند.

اژه‌ای همچنین با تأکید بر اینکه در این روال نباید به اقدامات پسینی اکتفا کنیم، تصریح کرد: یعنی باید دستگاه پیشگیری و اطلاعاتی ما تلاش کند که زمینه گرانفروشی و ناامنی به وجود نیاید و اگر هم موردی پیش آمد همگی با قدرت در مقابل آن بایستیم. [۱]

فراخوان محسنی اژه‌ای به اطلاعاتی‌ها برای مقابله با گرانی/ قیمت‌های دلبخواهی یا رقابتی؛ ‌ مسئله اینست

*رئیس قوه قضائیه طی چند سال اخیر مواضع محکمی علیه گرانفروشی و در دفاع از معیشت مردم اتخاذ کرده است.

اما می‌توان گفت این نخستین بار است که قاضی‌القضات از لزوم ورود نیروهای اطلاعاتی به مسئله گرانفروشی و بازار صحبت می‌کند.

در یک تحلیل اقتصادی_امنیتی می‌توان بیان کرد که تأکید تازه حجت‌الاسلام اژه‌ای در اقتفای تأکیدات اخیر رهبر معظم انقلاب در دیدار با هیئت دولت صورت گرفته است که معظم‌له صراحتا خواستار حفاظت از معیشت مردم و مبارزه با “گرانی دلبخواهی” یا همان گرانی بیقاعده شدند. [۲]

و اینکه امر واضح آنست که دولت اهمال‌های زیادی در این زمینه دارد و هنوز آنطور که باید و شاید از میراث بی‌نظارتی گذشته خلاص نشده و امر نظارتی خود بر بازار و قیمت‌ها را سامان نداده است.

کما اینکه دیده‌ایم و شنیده‌ایم که دولت حتی توان تثبیت قیمت برنج وارداتی پاکستانی که به آن ارز ترجیحی اختصاص می‌دهد را هم ندارد و برنجی که باید با قیمت حدود ۷۰ هزار تومان در بازار به فروش می‌رسید اما نرخی حدود دو برابر یافت!

در وادی دیگر مثل لبنیات نیز شاهد قیمت‌های نامتعارف و تغییرات بیقاعده هستیم به نحوی که رسانه‌ها گزارش می‌دهند قیمت لبنیات سلیقه‌ای شده است. [۳]

قصه پر غصه قیمت مسکن و اجاره‌های عجیب و غریب نیز قصه امروز و دیروز نیست. قیمت‌هایی که سر به آسمان می‌ساید و در نبود مهار حاکمیتی، بروز پدیده چندین ساله بی‌دولتی و اجرا نشدن قوانینی که بعضا حتی دستور رؤسای جمهور و مجلس را هم در پای خود دارند؛ به هر سمت و سویی رقصان می‌شود.

فی‌الجمله اینکه در شرایط و مختصات فعلی، هر عقلانیتی می‌فهمد که حضور نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در روند بازار و تأمین کالاهای مایحتاج مردم یک ضرورت است و فراخوان رئیس قوه قضائیه دقیقا در مقطع درستی ابراز شد.

ضرورت و فراخوان به‌موقعی که باید با ایفای وظیفه مدعی‌العمومی قوه قضائیه پشتیبانی شود تا از رهگذر آن شاهد شکسته شدن قیمت‌های بیقاعده و بازگشت بازار به فضای آرامش و قیمت‌های رقابتی باشیم.

فراخوان محسنی اژه‌ای به اطلاعاتی‌ها برای مقابله با گرانی/ قیمت‌های دلبخواهی یا رقابتی؛ ‌ مسئله اینست

برخی معتقدند در اثر نبود برخورد امنیتی و نظارت دولتی؛ قوانین عقلایی بازار در کشور بی‌حیثیت شده است

پر واضح است بازاری که قیمت‌های معقول داشته باشد و دچار گرانی بیقاعده و دلبخواهی نباشد؛ ‌ هرگز مورد طمع عناصر بدخواه و دشمنان برای ایجاد ناامنی قرار نخواهد گرفت.

گفتنیست، محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور هم اخیراً طی سخنانی در جلسه ستاد تنظیم بازار با تأکید بر لزوم مقابله با احتکار و گران‌فروشی اظهار کرد: برخی کالاها گران هستند و نباید در کنار این گرانی شاهد گران‌فروشی آنها هم باشیم. نباید قیمت یک کالا در فروشگاه‌ها و مغازه‌های مختلف متفاوت باشد.

به گزارش مجاهدت از جماران، او می‌افزاید: راهبرد دشمن برهم زدن آرامش در جامعه و ایجاد نارضایتی بین مردم است. باید تصمیمات لازم برای کنترل قیمت کالاهای اساسی را بگیریم. [۴]

این اظهارات عارف نیز اگرچه درست و مغتنم است لکن آقای عارف خودش “مخاطب بایدها”ست و باید در این زمینه کارنامه ارائه کند نه اینکه بیانیه بخواند.

در واقع پس از گذشت بیش از یکسال از عمر دولت؛ اکنون و برای عارف زنگ حساب فرا رسیده نه زنگ انشا!

غیر از این و به دلیل بروز پدیده بی‌دولتی همچنین شاهد بی‌حیثیت شدن قانون و شلتاق گرانفروشان نیز هستیم! کما اینکه اخیرا شاهد بودیم شرکت ایران‌خودرو که به دلیل گرانفروشی مورد جریمه تعزیراتی قرار گرفته است عملا در برابر قانون شورش کرد و طی بیانیه‌ای رسمی؛ قاضی پرونده را تهدید به پیگیری قضایی کرد و حکم او را غیر قانونی خواند! [۵]

در اشاره به سخنان ریاست قوه قضائیه و تأکیدات معاون اول رئیس‌جمهور بیان این نکته ضروریست که برخی محافل تحلیلی معتقدند در صورت برخورد حاکمیتی با “گرانی بیقاعده” و دلبخواهی؛ مردم تنها در مدت چند روز رایحه خوش خدمت و اثرات کاهش قیمت‌ها را به نحو محسوسی لمس خواهند کرد.

***

1_mshrgh.ir/1750522

2_https://khl.ink/f/61231

3_mshrgh.ir/1750529

4_https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1682883

5_mshrgh.ir/1747691

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

فراخوان محسنی اژه‌ای به اطلاعاتی‌ها برای مقابله با گرانی/ قیمت‌های دلبخواهی یا رقابتی؛ ‌ مسئله اینست

فراخوان محسنی اژه‌ای به اطلاعاتی‌ها برای مقابله با گرانی/ قیمت‌های دلبخواهی یا رقابتی؛ ‌ مسئله اینست بیشتر بخوانید »

فرصت‌ها و تهدیدهای اقتصاد پساجنگ

فرصت‌ها و تهدیدهای اقتصاد پساجنگ



کارشناسان اقتصادی معتقدند ضروری است دولت برای عبور از بحران‌های فعلی و آینده، بر چند محور کلیدی تمرکز کند؛ از جمله تقویت رقابت‌پذیری اقتصاد ملی و در نهایت، حقوق مالکیت بخش خصوصی را تقویت کند.

  • هتل تارا مشهد

به گزارش مجاهدت از مشرق، دو هفته‌ای از پایان جنگ ۱۲روزه ایران و رژیم صهیونیستی می‌گذرد؛ اما چیزی که می‌بینیم این است که گویا شرایط اقتصادی کشور پس از آتش‌بس در یک بلاتکلیفی و عدم اطمینان عجیب قرار گرفته است؛ بحث نگران‌کننده ماجرا اینجاست که تداوم این شرایط می‌تواند به بی‌تصمیمی در سیاست‌گذاری کلان اقتصادی کشور و رهایی اقتصاد زخمی و همچنین رکود در بخش‌های مختلف اقتصادی منجر شود.

در پی این اتفاقات، بدیهی است خرید و فروش، عرضه و تقاضا و سرمایه‌گذاری در کشور کاهش می‌باید و احتمالا با اختلالاتی مواجه خواهد شد. حال سوال این است در شرایط فعلی چطور می‌شود یک چشم‌انداز کوتاه مدت و بلندمدت را برای اقتصاد کشور ایجاد کرد تا بتوان از رکود حاکم بر آن با فراغ بال بیشتری خارج شد؟ به منظور پاسخ به این سوالات به سراغ کارشناسان و اقتصاددانان رفته ایم.

کارشناسان اقتصادی معتقدند باید چهار نهاد اقتصادی دولت در خط مقدم این تصمیم‌ها و سیاست‌گذاری‌ها باشند و دولت با جدیت، جسارت و خلاقیت به سراغ پیاده‌سازی سیاست‌گذاری پولی انبساطی مشروط حرکت کند.

همچنین ضروری است دولت برای عبور از بحران‌های فعلی و آینده، بر چند محور کلیدی تمرکز کند؛ از جمله تقویت رقابت‌پذیری اقتصاد ملی، بهبود محیط کسب‌وکار، کاهش هزینه‌های مبادلاتی، تقویت نهادهای تأمین مالی، کاهش هزینه‌های تأمین مالی تولید و در نهایت، حقوق مالکیت بخش خصوصی را تقویت کند.

البته در این بین دولت نباید از معیشت خانوارهای کم‌درآمد و حمایت از کسب و کارهای کوچک غافل شود و به دنبال سیاست‌های بازدارنده و جبرانی برای این قشر باشد و سازوکارهایی مانند اعطای تسهیلات بلندمدت با نرخ ترجیحی، حمایت بلاعوض از خانوارهای فاقد درآمد در مناطق آسیب‌دیده، و طراحی ابزارهای تحریک تقاضا برای کالاهای مصرفی را اتخاذ نماید.

لزوم حرکت جسورانه به سمت سیاست‌های انبساطی

حسین درودیان، اقتصاددان درخصوص راهکارهای برون‌رفت از فضای فعلی اقتصادی کشور که با حجم بالایی از نااطمینانی و بلاتکلیفی برای تصمیم‌گیری فعالان و آحاد اقتصادی کشور روبه‌روست، با تأکید بر لزوم تغییر رویکرد سیاست‌گذاری اقتصادی کشور در شرایط کنونی، گفت: «آنچه امروز ضروری است، چرخش جدی سیاست‌گذاران به سمت اجرای سیاست‌های انبساطی است؛ سیاست‌هایی که هم در عرصه پولی و هم در عرصه مالی، امکان حرکت مؤثر دولت برای جبران افت رشد و تقویت تقاضا را فراهم سازد.»

وی گفت: «در بخش مالی، باید به‌طور حداکثری از ظرفیت انتشار اوراق بدهی و تأمین مالی از طریق بدهی استفاده شود. لازمه این حرکت، کاهش هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده‌ نرخ‌های بهره در اقتصاد است؛ چراکه با پایین آمدن نرخ‌های سود، هزینه استقراض دولت کمتر شده و درنتیجه دولت امکان بیشتری برای افزایش مخارج و ورود به پروژه‌های عمرانی و محرک اقتصاد خواهد داشت.»

وی افزود: «در سیاست پولی نیز نیازمند یک رویکرد انبساطی هستیم. به این معنا که بانک مرکزی نه‌تنها باید رشد نقدینگی را هدف‌گذاری بالاتری کند، بلکه افزایش پایه پولی و کاهش نرخ‌های سود بین‌بانکی و بازار بدهی نیز باید در دستور کار قرار گیرد. این کاهش نرخ بهره به صورت مضاعف عمل می‌کند. هم به تحریک تقاضا و مصرف کمک می‌کند و هم هزینه‌های مالی دولت را کاهش می‌دهد.»

لزوم تلاش بانک‌ها در اعطای تسهیلات به کالاهای مصرفی خانوار

درودیان ادامه داد: «در حوزه سیاست اعتباری نیز باید جهشی ایجاد شود. بانک‌ها باید به‌طور ویژه در زمینه مصرف خانوارها به‌ویژه خرید کالاهای بادوام مانند لوازم خانگی، خودرو، و مسکن، تسهیلات بلندمدت و قابل‌برنامه‌ریزی ارائه دهند تا تقاضای مؤثر تحریک شود.»

الزامات سیاست اعتباری دولت در حوزۀ تولید

وی تصریح کرد: «در حوزه تولید نیز، دولت و شبکه بانکی باید به‌سراغ شناسایی بنگاه‌هایی بروند که قابلیت و آمادگی لازم برای توسعه ظرفیت تولید دارند. این بنگاه‌ها، در صورت دریافت اعتبارات مؤثر، می‌توانند موتورهای جدید رشد اقتصادی در ماه‌ها و سال پیش‌رو باشند. سیاست اعتباری باید به‌شکل هدفمند روی این‌ها متمرکز شود.»

سیاست‌گذار کلان اقتصادی باید در خط مقدم باشد

درودیان با اشاره به ماهیت اقتصاد کلان بحران کنونی گفت: «این بحران، ناشی از یک ریسک سیستمی است که بر کل اقتصاد تحمیل شده است؛ لذا انتظار اینکه وزارتخانه‌های بخشی در خط مقدم باشند، واقع‌گرایانه نیست. مسئولیت اصلی متوجه سیاست‌گذار کلان اقتصادی است. یعنی بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و در سطحی بالاتر، بدنه دولت.»

وی افزود: «با این حال، وزارت صمت می‌تواند نقش کلیدی در طراحی یک نظام اولویت‌بندی برای تخصیص اعتبارات ایفا کند. همان‌طور که در حوزه واردات، وزارت صمت مشخص می‌کند که چه کالایی با چه حجمی توسط چه واردکننده‌ای وارد شود و سپس بانک مرکزی بر اساس آن ارز تخصیص می‌دهد، در حوزه پول داخلی نیز می‌توان همین الگو را پیاده کرد.»

درودیان تصریح کرد: «وزارت صمت می‌تواند با بررسی بخش‌های مختلف صنعتی، مشخص کند کدام بخش‌ها آمادگی رشد دارند و سرمایه‌گذاری در آن‌ها به بازدهی سریع منجر می‌شود. سپس این اطلاعات به سیاست‌گذار اعتباری منتقل می‌شود تا بانک مرکزی بداند اعتبارات را به کدام بخش‌ها هدایت کند.»

درودیان در پایان خاطرنشان کرد: «شرایط اقتصادی فعلی، نیازمند جسارت، شجاعت و هماهنگی میان نهادهای کلان‌ اقتصادی کشور است. اگر این هماهنگی برقرار شود و سیاست‌های انبساطی جدی گرفته شوند، می‌توان در کوتاه‌مدت از رکود فاصله گرفت و مسیر رشد باثبات‌تری را طی کرد.»

باید برای ۲ سناریو آمادگی داشته باشیم

سیدعباس عباس‌پور، کارشناس اقتصادی، با اشاره به وجود نااطمینانی و بلاتکلیفی برای تصمیم‌گیری اقتصادی فعالان و آحاد اقتصادی کشور اظهار داشت: «وضعیت فعلی کشور در حالت نه‌جنگ و نه‌مذاکره قرار دارد؛ به‌طوری که هنوز مشخص نیست جهت‌گیری دیپلماسی ایران به سمت بازگشت به میز مذاکره است یا احتمال وقوع جنگی جدید وجود دارد.»‌

این کارشناس در ادامه به دو سناریوی محتمل در کشور اشاره کرد و گفت: «دو سناریوی مهم پیش‌روی کشور قرار دارد؛ نخست، احتمال وقوع جنگ در ماه‌های آینده و دوم، سناریوی فشار حداکثری از سوی آمریکا، از جمله تشدید تحریم‌ها، لغو معافیت‌های افک، اقدامات تروریستی خاکستری و فشار به بازوهای منطقه‌ای ایران.»

وی ادامه داد: «در چنین شرایطی، کشور باید به‌صورت درون‌زا خود را برای مواجهه با هر یک از این سناریوها آماده کند. حوزه‌هایی مانند امنیت غذایی، تجارت، تأمین مالی جنگ، تولید، زیرساخت‌ها و انرژی باید بازتعریف شوند.»

اولویت یک: تنوع‌بخشی به واردات کالاهای اساسی

عباس‌پور در ادامه با تأکید بر اهمیت توجه به حوزه امنیت غذایی مردم، ادامه داد: «نباید در واردات کالاهای اساسی تنش ایجاد شود. وزارت جهاد کشاورزی باید به‌سوی متنوع‌سازی واردات کالاهای اساسی به‌ویژه از کشورهای همسو حرکت کند.»

وی در رابطه با بایدها و نبایدهای تجارت خارجی ایران تصریح کرد: «در بحث تجارت خارجی، استفاده از روش‌های نوین مانند تهاتر یا پایاپای‌سازی، می‌تواند بخشی از بار مسیرهای پرریسک فعلی مانند امارات و درهم را کاهش دهد و به متعادل‌سازی فضای تجارت خارجی کشور کمک کند.»

لزوم تأمین پایدار انرژی از پالایشگاه‌های کوچک مقیاس

عباس‌پور در زمینه انرژی گفت: «تأمین پایدار انرژی، به‌ویژه در زمینه گاز، برق و بنزین، از اهمیت حیاتی برخوردار است. باید به تمرکز پالایشگاه‌ها، مانند پالایشگاه آبادان و سایر پالایشگاه‌ها توجه ویژه داشت؛ چراکه این تمرکز می‌تواند تهدیدآمیز باشد. از طرفی با توجه به اینکه امکان سرمایه‌گذاری برای تولید بیشتر در مقیاس بزرگ در کشور نیست؛ استفاده از مینی‌ریفاینری‌ها یا پالایشگاه‌های کوچک‌مقیاس می‌تواند بخشی از مشکل را برطرف کند.

وی افزود: «وزارت نفت و سایر نهادها مانند وزارت نیرو باید برنامه‌هایی برای کاهش مصرف و بهینه‌سازی آن تدوین و اجرا کنند.»

شهرداری‌ها و وزارت راه باید به ساخت پناهگاه توجه ویژه داشته باشد

این کارشناس اقتصادی در ادامه به اصلی‌ترین وظیفه وزارت راه و شهرسازی اشاره و تأکید کرد: «شهرداری‌ها و وزارت راه و شهرسازی باید تکمیل زیرساخت‌های ایمنی، از جمله پناهگاه‌ها و بناهای آسیب‌دیده‌ را در اولویت قرار دهند. توجه به ساخت پناهگاه نیازمند تلاش و توجه ویژه است.» وی افزود: «نهادهای نظامی نیز باید در بازسازی سریع زیرساخت‌های پدافندی آسیب‌دیده مشارکت داشته باشند.»

لزوم حرکت وزارت اقتصاد به سوی سیاست انبساطی مشروط

وی در ادامه به وظایف وزارت اقتصاد و بانک مرکزی اشاره کرد و گفت: «وزارت اقتصاد و بانک مرکزی باید از منظر مالی پشتیبان این برنامه‌ها باشند. بانک مرکزی باید رویکرد انقباضی فعلی را کنار گذاشته و سیاستی انبساطی‌تر را اتخاذ کند؛ هم در سطح پایه پولی و هم در سطح رشد نقدینگی.»

او ادامه داد: «بانک مرکزی می‌تواند سقف رشد نقدینگی را از ۲۵ درصد فعلی به ۳۵ درصد افزایش دهد، به‌شرط آنکه این افزایش صرفاً در حمایت از بنگاه‌های آسیب‌دیده و پروژه‌های حیاتی در حوزه‌های نظامی، انرژی، جنگ سایبری و زیرساختی اختصاص یابد. همچنین باید به همین نسبت پایه پولی نیز افزایش یابد و به‌صورت مستقیم به شبکه بانکی تزریق شود تا امکان تسویه بین‌بانکی و رعایت الزامات قانونی بانک‌ها فراهم شود.»

عباس‌پور تصریح کرد: «در صورتی که ۳۵ درصد رشد نقدینگی داشته باشیم، باید به همان میزان، یعنی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ همت، پایه پولی نیز افزایش یابد. این تزریق مستقیم می‌تواند به پیشبرد طرح‌ها و پروژه‌هایی که در حوزه جنگ و بازسازی زیرساخت‌ها اهمیت دارند، از جمله نیروگاه‌ها و طرح‌های بهینه‌سازی مصرف انرژی، کمک قابل توجهی کند.»

نیازمند برنامه‌ریزی سریع برای احیای پساجنگ هستیم

محمدرضا عبداللهی، کارشناس اقتصادی، درباره وضعیت اقتصادی کشور پس از آتش‌بس اخیر گفت: «ما اکنون در شرایط بلاتکلیفی قرار داریم. بلاتکلیفی‌ای که نه ناشی از ادامه جنگ است و نه نشانه‌ای از ورود کشور به مرحله بازسازی دارد. مردم همچنان در حالت انتظارند و بسیاری از دستگاه‌های اجرایی نیز به‌نظر می‌رسد که دچار نوعی سردرگمی در واکنش به وضعیت موجود شده‌اند.»

وی در ادامه به آثار جنگ بر اقتصاد کشور اشاره کرد و گفت: «در دوره جنگ، کشور از چند بُعد آسیب دید. از جنبه زیرساختی، ساختمان‌ها و تأسیسات عمومی در برخی مناطق مورد هدف قرار گرفتند؛ از جنبه معیشتی، درآمد خانوارهای زیادی قطع یا مختل شد؛ و از منظر بازارهای اقتصادی، اثرات روانی ناشی از جنگ باعث عقب‌نشینی مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاران شد. طبیعی است که همه این موارد، نیازمند سیاست‌های حمایتی هدفمند و واکنش سریع از سوی دولت است.»

لزوم هماهنگی و سرعت‌بخشی به روند احیا

عبداللهی با اشاره به اقدامات موازی برخی نهادها گفت: «برخی اقدامات مانند بازسازی خانه‌های تخریب‌شده، اسکان موقت آسیب‌دیدگان یا توزیع کالابرگ حمایتی در حال انجام است، اما نبود هماهنگی میان دستگاه‌ها و تأخیر در اجرای این سیاست‌ها، اثربخشی آن‌ها را کاهش داده است. ضمن اینکه در حوزه تولید نیز گرچه اولویت‌هایی برای حمایت از صنایع اعلام شده، اما هنوز خروجی ملموسی برای بنگاه‌های فعال قابل مشاهده نیست.»

رفتار مصرفی مردم پس از جنگ تغییر کرد

وی تأکید کرد: «اگرچه جنگ به‌طور ناگهانی و بدون پیش‌بینی قبلی آغاز و پایان یافت، اما آثار بلندمدت آن همچنان باقی است. برای مثال، رفتار مصرفی خانوارها به سمت کوتاه‌مدت شدن حرکت کرده، میل به خرید کالاهای بادوام کاهش یافته و تقاضای کل در اقتصاد افت کرده است. کاهش ۸.۵ درصدی قیمت پیشنهادی فروش مسکن در تهران و رکود محسوس در بازار خودرو و لوازم خانگی، از نشانه‌های همین وضعیت است.»

این اقتصاددان با اشاره به تأثیرات جنگ بر بازار کار اظهار داشت: «به‌نظر می‌رسد نرخ مشارکت نیروی کار کاهش یافته، به‌ویژه در میان زنان. این موضوع به‌دلیل افزایش نااطمینانی امنیتی و روانی و ریسک‌های ناشی از حضور در فضاهای عمومی است. اگر این روند ادامه یابد، بخش‌های تولیدی کشور با چالش کمبود نیروی انسانی متخصص مواجه خواهند شد.»

وی تصریح کرد: «از سوی دیگر، خروج کارگران مهاجر از کشور که با جدیت در حال پیگیری است، ممکن است تبعاتی جدی برای برخی صنایع به‌دنبال داشته باشد. این افراد، بخشی از نیروی کار بودند که حالا حذف شده‌اند و جایگزینی آن‌ها بدون برنامه‌ریزی ممکن نیست.»

دولت باید رویکرد کنشگرانه اتخاذ کند

عبداللهی در ادامه گفت: «دولت باید هم‌اکنون، پیش از ورود به دوره فرسایشی، سیاست‌های روشنی برای حمایت از سرمایه‌گذاری، تقویت اعتماد عمومی، بازگرداندن رونق به بازار و پایش دقیق متغیرهای اقتصادی تدوین کند. ما در یک فرصت طلایی برای ترمیم هستیم که اگر از دست برود، بازگرداندن تعادل به اقتصاد هزینه‌بر خواهد بود.»

وی با تأکید بر لزوم رصد مستمر شاخص‌های اقتصادی گفت: «رفتار مصرف‌کنندگان، تمایل به سرمایه‌گذاری، نرخ مشارکت و ترکیب تقاضای بازار، باید به‌طور لحظه‌ای پایش و تحلیل شود. اگر این داده‌ها نشانه کاهش‌های خطرناک را بدهند، دولت موظف است با ابزارهای مالی و اعتباری، رکود را کنترل کند.»

عبداللهی افزود: «باید سیاست‌های بازدارنده و جبرانی برای خانوارهای کم‌درآمد، بنگاه‌های کوچک و صنایع راهبردی در نظر گرفت؛ از جمله پرداخت تسهیلات بلندمدت با نرخ ترجیحی، حمایت بلاعوض از خانوارهای فاقد درآمد در مناطق آسیب‌دیده و طراحی ابزارهای تحریک تقاضا برای کالاهای مصرفی.»

وی در پایان خاطرنشان کرد: «اگر تصور کنیم که با پایان جنگ، اقتصاد به خودی خود ترمیم خواهد شد، در اشتباهیم. جنگ اگرچه پایان یافته، اما اثرات آن در ذهنیت بازیگران اقتصادی باقی مانده و این ذهنیت باید با سیاست‌های فعال، هدفمند و سریع بازسازی شود. دولت و همه دستگاه‌های مرتبط باید هرچه سریع‌تر از وضعیت نظاره‌گر خارج شده و به یک رویکرد کنشگرانه و مسئولانه روی آورند.»

اقتصاد ایران نیازمند تغییر ریل حکمرانی اقتصادی است

وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور طی سال‌های اخیر اظهار کرد: «اقتصاد ایران در دهه ۹۰ تحت تأثیر تحریم‌های اقتصادی، دچار شرایط بلاتکلیفی و نااطمینانی شد؛ مسئله‌ای که آثار آن به‌ویژه در کاهش سرمایه‌گذاری نمایان شد.»

وی افزود: «در اواخر این دهه، اقتصاد ایران وارد فاز فرسودگی زیرساخت‌ها شد؛ به‌طوری‌که نرخ فرسایش زیرساختی از نرخ سرمایه‌گذاری پیشی گرفت. این روند نگران‌کننده، نتیجه سیاست‌های غلط اقتصادی و گرایش به پوپولیسم، ازجمله سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری بود که زمینه‌ساز انباشت بحران‌های کلان اقتصادی شد. وی ادامه داد: «برخی از مظاهر این بحران‌ها در سال‌های اخیر نمایان شده‌اند.

ازجمله می‌توان به بحران انرژی اشاره کرد، اما بدون تردید در سال‌های آینده با بحران‌های جدی‌تری همچون بحران آب، فرونشست زمین، بحران صندوق‌های بازنشستگی و همچنین تشدید ریزگردها مواجه خواهیم شد.»

این اقتصاددان با اشاره به تشدید نااطمینانی‌ها گفت: «تشدید تحریم‌ها از یک‌سو و بروز بحران‌های اقتصادی از سوی دیگر، فضای بی‌ثباتی اقتصادی را گسترش داده است. در این میان، جنگ تحمیلی اخیر نیز به‌شدت بر این فضای نااطمینانی افزوده و شرایطی را رقم‌ زده که تمام بازیگران اقتصادی اعم از مصرف‌کنندگان، تولیدکنندگان، خریداران و سرمایه‌گذاران، در حال صبر برای روشن‌تر شدن فضا هستند.»

فرصت مناسب احیای نقش بخش خصوصی

وی تصریح کرد: «ابهام و مه‌آلودگی کنونی اقتصاد به‌شدت بر روند سرمایه‌گذاری تأثیر منفی گذاشته است و آثار آن را حتی می‌توان در عملکرد بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار مشاهده کرد.»

شقاقی‌شهری با تأکید بر لزوم اصلاحات ساختاری خاطرنشان کرد: «تداوم شرایط کنونی تقریباً غیرممکن است. دولت باید هرچه سریع‌تر به سمت اصلاحات ساختاری و نهادی روی بیاورد و ریل حکمرانی اقتصادی کشور را تغییر دهد.»

وی ادامه داد: «در شرایط فعلی، حرکت با یک اقتصاد بسته، دولتی و شبه‌دولتی رانتی و غیررقابتی امکان‌پذیر نیست. محیط اقتصاد کلان باید به نفع بخش خصوصی دگرگون شود و هزینه‌های سنگینی که امروز بر دوش این بخش است، کاهش یابد.»

تمرکز بر محورهای کلیدی کشور ضروری است

این استاد دانشگاه تأکید کرد: «برای عبور از بحران‌های فعلی و آینده، باید بر چند محور کلیدی تمرکز کرد؛ تقویت رقابت‌پذیری اقتصاد ملی، بهبود محیط کسب‌وکار، کاهش هزینه‌های مبادلاتی، تقویت نهادهای تأمین مالی، کاهش هزینه‌های تأمین مالی تولید و درنهایت، تضمین و تقویت حقوق مالکیت بخش خصوصی.»

وی در پایان اظهار داشت: «در چنین بستری، می‌توان امیدوار بود بخش خصوصی با تکیه بر نوآوری، خلاقیت و ایده‌های تازه، نقش مؤثری در عبور از بحران‌ها ایفا کند و اقتصاد ملی را به مسیر پایداری و رشد بازگرداند.»

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

فرصت‌ها و تهدیدهای اقتصاد پساجنگ

فرصت‌ها و تهدیدهای اقتصاد پساجنگ بیشتر بخوانید »