
از هشتم ذی الحجه و عید قربان تا هجدهم ذی الحجه و عید غدیر، فاصله ده روزه ای است که «دهه امامت و ولایت» نام گرفته است و چه عظمتی مبارکتر از این و چه نامگذاریای پرمسماتر و پرمعناتر از این؟ عید قربان، میقات وصول انسان به پروردگارش بر قله قرب است و عید غدیر، که عید همه عیدها است، نقطه اوج معراج انسان بر بلندای ولایت حق و وصول و تشرف بر منتهای معرفت حق. به تعبیر عرفانی حضرت امام راحل (ره)، عید فطر و عید قربان، که جلوه گاه گذشت و پاکبازی مومنانه و مخلصانه انسان موحد در طی مسیر ایمان به غیب است، مقدمه ورود به عید غدیر است که جشن خلافت خدایی انسان در منظر وصایت و ولایت «انسان کامل» است و این، عظیمترین حادثه در تاریخ توحید است که به تعبیر قرآن کریم، روز کامل شدن دین و اوج نعمت بر بندگان و روز رضایت حق از فراگیر شدن اسلام است. اینگونه است که فخر عالم و آدم (ص) دست جان و نفس و نطق و نور دل خویش را در غدیر خم، میگیرد و بالا میبرد و می گوید: « أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکمْ وَلِیاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِی وَالْعَرَبی، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوک وَالصَّغیرِ وَالْکبیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلی کلِّ مُوَحِّدٍ ماضٍ حُکمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ . مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَمْرِ(الله) رَبِّکمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاکمْ وَإِلاهُکمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیهُ الُمخاطِبُ لَکمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیکمْ وَ إِمامُکمْ بِأَمْرِالله رَبِّکمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَه…» و این نقطه آغاز اعلام و تعیین «منشا الهی حاکمیت و مبنای مشروعیت قدرت» در فلسفه سیاسی اسلام و امامت است که حق حاکمیت را تنها مختص برگزیدگان خداوند و اوصیای الهی تبیین میکند و مبنای اعمال قدرت را در هندسه معرفت دین، نصب الهی و کرامت غیبی و اتصال با سرچشمههای قدسی میشناساند. و اینگونه است که ولایت علی (ع) همان ولایت محمد (ص) است و دوستدار او و اوصیای پس از او، دوستدار پیامبر خدا و دشمنان او دشمنان نبی اکرماند و امامت، دنباله و دوام دین و مایه بقا و کمال آن میگردد.
عید سعیدغدیر، به عنوان «عید اللّه الاکبر»، یکی از بزرگترین میعادگاه ها و میقات های پیوند انسان با خداست. از آن جهت که با معرفی امیر مومنان (ع) توسط پبامبر بزرگ اسلام (ص) به ولایت و وصایت، تداوم دین در غیاب و فقدان ختم رسل، تضمین میشود و معرفت دینی و فرهنگ اعتقادی، در سایه شناخت امام و در پرتو باور به امامت، بمثابه عنصر تعالی بخش ایمان و معرفت و سلوک توحیدی، به بلوغ و باروری میرسد. از این منظر است که طبق حدیث مشهور و متواتر حضرت سیدالمرسلین (ص) که صدها محدث بزرگ از شیعه و سنی در صحاح و کتب معتبر حدیثی خود نقل کردهاند و در بیش از 101 منبع روایی به چشم میخورد: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه»: کسی که بمیرد درحالیکه امام زمان خود را نشناخته است به مرگ جاهلیت مرده است. به تعبیر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در جواب یکی از اصحاب خود در تفسیر این حدیث، عدم معرفت به امام، مساوی با مُردن در شرک تلقی شده است. اما چرا شناخت و باور به امام در فرهنگ دینی تا این حد ضرورت و اهمیت دارد که در کلام رئیس مذهب شیعه حضرت صادق آل محمد (ص) مساوی با اصل دینداری و معنا و مقصد و مقصود آن میشود؟! «مفضل بن عمرو» از اصحاب خاص آن امام (ع)، حدیثی مفصل از ایشان نقل کرده است که روشنگر این معنا است:
«ثُمَّ اِنّي اُخْبِرُكَ اَنَّ الدّينَ وَ اَصْلُ الدّينِ هُوَ رَجُلٌ وَ ذَلِكَ الرَّجُلُ هُوَ الْيَقينُ وَ الْايمانُ وَ هُوَ اِمامُ اُمَّتِهِ وَ اَهْلِ زَمانِهِ فَمَنْ عَرَفَهُ عَرَفَ اللهَ وَ دِينَهُ وَ مَنْ اَنْكَرَهُ اَنْكَرَ اللهَ و دِينَهُ وَ مَنْ جَهِلَهُ جَهِلَ اللهَ وَ دِينَهُ وَ لا يُعْرَفُ اللهُ وَ دِينُهُ وَ حُدودُهُ وَ شَرائِعُهُ بِغَيْرِ ذلِكَ الاِمامِ فَذلِكَ مَعنی اَنَّ مَعْرِفَةَ الرِّجالِ دينُ اللهِ اِلی اَنْ قالَ عَلَیْهِ السَّلام: وَ اُخْبِرُکَ اَنِّی لَوْ قُلْتُ اَنَّ الصَّلاةَ وَ الزَّکاهْ وَ صَوْمَ شَهْرِ رَمَضانَ وَ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ وَ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ وَ الْبَیْتَ الْحَرامَ وَ الطَّهُورَ وَ الْاِغْتِسالَ مِنَ الْجَنابَةِ وَ کُلَّ فَرِیضَةٍ کانَ ذلِکَ هُوَ النَبِیُّ الَّذی جاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ لَصَدَقْتُ لِاَنَّ ذَلِکَ کُلَّهُ اِنَّما یُعْرَفُ بِالنَّبِیِّ وَ لَوْ لا مَعْرِفَةُ ذلِکَ النَّبِیِّ وَ الاِیمانُ بِهِ وَ التَّسْلیمُ لَهُ ما عُرِفَ ذَلِکَ فَهذا کُلُّهُ ذلِکَ النَّبِیُّ.»
من تو را با خبر سازم که اصل و ریشهی دین، مردی است و آن مرد است که یقین و ایمان است و او همان امام امّت و امام اهل زمان خویش است. پس هر که او را بشناسد، خدا و دین خدا را شناخته است و هر که او را منکر شود، خدا و دین خدا را منکر شده است و هر که نسبت به او جاهل بماند، نسبت به خدا جاهل مانده است. خدا و دین خدا و حدود و شرایع خدا جز بوسیلهی امام شناخته نمیگردد و همین است معنای اینکه دین خدا، معرفت و شناسایی این مردان است. [یعنی مراد از مردانی که معرفت آنان، حقیقت دین است، که همان امامان معصوم میباشند] تا این که فرمود: و خبر دهم تو را که اگر من بگویم، نماز و زکات و روزه ماه رمضان و حجّ و عمره و مسجدالحرام و بیتاللهالحرام و وضو و غسل و بالاخره تمام فرائض و احکام، همان پیغمبری است که آورندهی این احکام از جانب خداست، هرآینه راست گفتهام. چه آنکه شناختن این حدود و شرایع و احکام و فرائض، تنها راه منحصرش، شناختن پیغمبر است و اگر نباشد شناسایی پیغمبر و ایمان به او و تسلیم در برابر او، هیچیک از این حقایق، در دسترس معرفت انسان نخواهد بود. پس اصل و ریشۀ تمام این حقایق پیغمبر است [و امام هم بعد از پیغمبر، دارای همان سمتی است که پیغمبر در زمان خود واجد بوده است؛ چنانکه صدر روایت، ناظر به همین مطلب است].
غدیر، تکمیل کننده و تکامل بخش بعثت همه انبیاء الهی است که اگر این روز بزرگ نبود، رسالت پیامبران و همه مجاهدات توحیدی در تاریخ، ناقص میماند. غدیر، شکوفایی و غایت و ثمره همه آن هجرت ها و جهادها و جانفشانیهاست. معرفی و تبیین اسلام بر محور «ولایت حقه امام منصوص، منصوب، مفترضالطاعه و واجبالاطاعه من عندالله»، نقطه نهایی استکمال دین است که اگر نباشد، دین نیز بیروح و فاقد معنا و ماهیت حقیقی خویش است. خداوند در آیه ۶۷ سوره مائده به پیامبر (ص) میفرماید که اگر پیام غدیر را ابلاغ نکند به رسالت خود عمل نکرده و این نشانگر اهمیت ابلاغ ولایت امیرالمومنین و ائمه هدی (ع) است.
انقلاب اسلامی ما نیز، بمثابه مبشر و منادی عصر ظهور و تجلی فطرت توحید در سیما و سخن مردی از تبار پیامبران و مصلحان الهی که همه وجودش تجسمی از بصیرت و ایمان به غیب بود و همه حیات و سلوکش دعوت و اشارت به باطن و معنا، در جهان ظلمت زده و تحت اسارت شرک و ضلالت قرن بیستم و حاکمیت مادیگرایی و دین ستیزی، خود، جلوه و شعاعی از آفتاب ولایت و امامت بود. اساساً معماری فرهنگ این انقلاب و این پدیده منحصر بفرد معنوی و الهی، توسط امامین انقلاب، رهبر و بنیانگذار راحل (ره) و امروز هم در راهبری حکیمانه و بصیرت آفرین کاروانسالار عزت و اقتدار، مبتنی بر همه شاخصههای ولایت اهل الله است. باور به ضرورت حاکمیت دین و اجرای حدود و تحقق احکام الله در زمین و در غیبت امام معصوم (ع) و پایه ریزی نظامی مبتنی بر ارزشها و فضیلتها و شاخصه های اعتقادی و بسط ید «ولی فقیه عادل» که وجوش تبلور دینداری و دینمداری است، استکبارستیزی، معنویت گرایی، عدالتخواهی، شهادت طلبی و بینش جهادی، بنیان گرفته بر همان بستر معرفتی است که تاریخ حاکمیت حق را از عصر علوی (ع) تا عصر ظهور مهدوی (عج) امتداد میبخشد. همین فرهنگ و سیره ولایی بود که معجزه ظهور بزرگمردانی شهید را آفرید که «طریقت شهادت» را پرچم و نشان عزت ما کردند و جهان را در برابر عظمت خود به خضوع و تسلیم واداشتند و امروز هم «امام جمعه نصر» ما با همین منظومه حکمت و بصیرت برگرفته از «معرفت ولایی» است که «مقاومت جهانی اسلام» را قله عظمت حق باوران ساخته است.
دهه امامت و ولایت و عید سعید غدیر و اعلام جانشینی مولای موحدان و امام پرهیزگاران حضرت علی بن ابیطالب (ع) توسط مفخر و مراد عالمیان، عید «اکمال دین» و «اتمام نعمت» بر انسان، بر همه مومنان به میراث قدسی امامت و ولایت، مبارک باد.
یعقوب سلیمانی
معاون فرهنگی و آموزشی
بنیاد شهید و امور ایثارگران