امام حسین

نگاهی به هتاکی‌های زم؛ از «تمسخر آیین‌های عزاداری» تا «عکس یادگاری با نماد‌های همجنس‌بازی»

نگاهی به هتاکی‌های زم؛ از «تمسخر آیین‌های عزاداری» تا «عکس یادگاری با نماد‌های همجنس‌بازی»


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس، طی روزهای اخیر پس از اجرای حکم قانونی روح‌الله زم، برخی مرتبطین وی ادعاهای کذب و ناصحیحی را در فضای مجازی منتشر کرده و تلاش کردند روند قانونی بررسی پرونده و اجرای حکم روح‌الله زم را تخطئه کنند.

در این میان، برخی نزدیکان زم،تلاش کردند به تحریفی بزرگ در مورد چهره و عملکرد نیما زم بپردازند ، یک نگاه گذرا و مرور بر آنچه توسط زم در کانال تحت هدایتش موسوم به «آمدنیوز» منتشر می‌شد، واقیعت را روشن می‌سازد.

 

جسارت‌های زم به اعتقادات مردم ایران

انتشار مطالب و پست‌هایی توهین‌آمیز به مقدسات مسلمانان و شیعیان در آمدنیوز توسط زم، به یکی از مولفه‌های کانال مزبور تبدیل شده بود؛ تا جایی که زم در آمدنیوز آشکارا مقدسات و باورهای راستینی نظیر ظهور امام زمان(عج)، زیارت آل‌الله و برگزاری مراسم عبادی و معنوی و مذهبی نظیر راهپیمایی و زیارت اربعین را تخطئه می‌کرد و علیه این باورها و مراسم الهی و معنوی، دروغ پراکنی و درشت گویی می‌کرد.

در ادامه فقط به چند مورد از توهین‌ها و جسارت‌های بی‌شرمانه زم در کانال آمدنیوز به مقدسات و باورهای راستین مسلمانان و شیعیان اشاره می‌کنیم تا عمق ضدیت این عنصر وابسته به بیگانه با دین و مذهب و اعتقادات مردم ایران مشخص شود:

 

 

 

همانطور که در این پست منتشره در آمدنیوز مشاهده می‌شود؛ زم آشکارا ظهور امام زمان (عج) را نفی کرده است؛ جسارتی که حتی عناصر وهابی و معاند با اسلام ناب محمدی نیز از طرح آشکار آن اکراه دارند.

انتشار پست‌های تمسخرآمیز و شبهه‌افکنانه پیرامون عزاداری مردم ایران توسط زم 

در ایام محرم و صفر عشق و ارادت تمامی مردم ایران از هر دین و مذهب و قشر و پایگاه و سلیقه‌ای به سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) متبلور می‌شود و صحنه‌هایی سراسر از عشق و وحدت مردم ایران به خاندان عصمت و طهارت، جهانیان را انگشت به دهان می‌کند؛ در این میان رسانه‌های معاند و ضدایرانی در راستای شبهه‌افکنی و تخطئه و تمسخر این عشق مخلصانه مردم ایران به سید و سالار شهیدان، به صف می‌شوند؛ آمدنیوز نیز در زمان حیات ننگین خود به کرات برای تخریب عزاداری سالار شهیدان اقدام به دروغ پراکنی و انتشار پست‌های تمسخرآمیز و شبهه‌افکنانه کرد.

 

 

جسارت زم به راهپیمایی اربعین

هر ساله در ایام منتهی به اربعین حسینی، میلیون‌ها زائر و دلداده اهل بیت علیهم‌السلام از سراسر جهان راهی کربلای معلی می‌شوند تا با سرور آزادگان جهان، تجدید بیعت کنند. حضور بی‌نظیر زائران از سرتاسر گیتی در کربلای معلی در این روز مقدس، صحنه‌ای به نمایش می‌گذارد که در هیچ اجتماع و هیچ بخشی از این کره خاکی، قابل تکرار نیست. همین امر رسانه‌های استکباری و ضددین را بر آن می‌دارد تا علیه این مراسم باشکوه که مانور اقتدار شیعیان است، عقده‌گشایی کنند؛ زم و آمدنیوز نیز در پازل همین رسانه‌های ضددین و معاند هر ساله در ایام منتهی به اربعین، اقدام به انتشار مطالب و پست‌هایی علیه راهپیمایی اربعین می‌کردند و زم صراحتاً و با بی‌شرمی تمام ، این مراسم معنوی و مقدس را «شوآف» می‌نامید!

 

موارد فوق‌الذکر تنها بخش‌های کوچکی از توهین‌ها و جسارت‌های زم در کانال آمدنیوز به باورهای مقدس مسلمانان و شیعیان و تخطئه و تمسخر اعتقادات مردم ایران است؛ امری که به وضوح نشان می‌دهد تلاش برخی نزدیکان وی برای تحریف اشکار چهره و عملکرد وی تا چقدر سست و بی بنیاد است.

منبع: میزان

انتهای پیام/





منبع خبر

نگاهی به هتاکی‌های زم؛ از «تمسخر آیین‌های عزاداری» تا «عکس یادگاری با نماد‌های همجنس‌بازی» بیشتر بخوانید »

علی اصغر زارعی دار فانی را وداع گفت

علی اصغر زارعی دار فانی را وداع گفت


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرگزاری فارس، دکتر علی‌اصغر زارعی نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی و مشاور رئیس جمهور در دولت نهم، دقایقی قبل دار فانی را وداع گفت.

این جانباز و رزمنده دوران دفاع مقدس، مسئولیت‌هایی چون فرماندهی ستاد جنگ الکترونیک سپاه پاسداران، ریاست دانشکده فنی دانشگاه امام حسین(ع) و جانشینی سازمان پدافند غیرعامل را نیز در کارنامه خود داشت.

اشک‌های دکتر زارعی پس از تصویب بیست‌دقیقه‌ای برجام در مجلس از خاطرات سیاسی ماندگار سال‌های اخیر بود.

انتهای پیام/





منبع خبر

علی اصغر زارعی دار فانی را وداع گفت بیشتر بخوانید »

قهرمانان گمنام وطن/ عملیات پارتیزانی در عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک عراق

قهرمانان گمنام وطن/ عملیات پارتیزانی در عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک عراق



قهرمانان گمنام وطن/ عملیات پارتیزانی در عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک عراق - کراپ‌شده

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، اولین بار در پانزده سالگی عازم جبهه‌های میانی شده و در بازپس‌گیری مهران در عملیات کربلای ۱ با سایر رزمندگان حاضر درمنطقه سهیم است. شنیده‌ایم که در عملیاتی برون مرزی و پارتیزانی هم شرکت داشته که صحنه‌هایی از آن ضبط تلویزیونی شده و به صورت ویدئویی جذاب با عنوان «درمسیر بازگشت» با همت گروه روایت فتح روی سایت آپارات قرار گرفته است. سالروز عملیات‌های پارتیزانی فتح۳ درمنطقه زاخو و دهوک، ظفر۳ و۴ در منطقه دربندیخان و دهوک، والفجر۴ در بلندی‌های کانی مانگا و نصر ۸ در ماووت را که همگی در نیمه دوم آبان به اجرا درآمده‌اند بهانه کرده و به‌سراغش می‌رویم. اما تمایلی برای بازگوکردن شرح آن عملیات نشان نمی‌دهد تا آنکه با اصرارما حاضر به زبان آوردن بخش‌هایی از خاطرات آن عملیات که ۱۳۵ روز به‌طول انجامیده و تا عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک دشمن و تا نزدیکی مرز سوریه پیش رفته‌اند، می‌شود.

چگونه پایت به جبهه باز شد؟

 پیش از من برادرانم و بچه‌های مسجد محل به جبهه تردد داشتند. من هم علاقه‌مند بودم به جبهه بروم وآنان را همراهی کنم اما به‌دلیل صغر سن و جثه کوچک اعزامم نمی‌کردند. تا آنکه در سال۶۴ با پاگذاشتن به ۱۵ سالگی شانس این را یافتم تا به جبهه اعزام شوم. همراه بچه‌های مسجد به پایگاه شمیرانات رفتم و فرم‌های مربوطه را پرکردم. مرا که سابقه حضور در جبهه  نداشتم به پادگان امام حسین (ع) معرفی کردند تا آموزش ببینم. ولی آنجا از ورود من به داخل پادگان به‌دلیل جثه کوچک ممانعت کردند. سرانجام بعد از التماس و درخواست‌های توأم با اشک ولابه و با وساطت یکی از فرماندهان، دوره ۴۵ روزه آموزش را آنجا پشت سرنهادم و درترکیب تیپ سیدالشهدا عازم منطقه شدم. بار اول مرا به بوکان پایگاه روستای میرآباد فرستادند. اما از آنجایی که عملیاتی در کار نبود با کمک بچه‌های محل به گردان قمر بنی‌هاشم منتقل شدم و در عملیات کربلای ۱، آزادسازی مهران شرکت کردم. درآن عملیات گردان ما در قلاویزان مستقر بود و چون ریزه میزه بودم به‌عنوان پیک گردان مشغول فعالیت شدم. چند ماه بعد درعملیاتی دیگر درمنطقه شرهانی مجروح شدم و پس‌از آن به صلاحدید فرماندهان وارد یگان دیده بانی شدم، تا آخر جنگ هم دیده بان بودم. در طول دورانی که جبهه بودم، به یگان‌های مختلف مأموریت می‌یافتم اما همه جا دیده بان بودم. درمقطعی در عملیات‌های کربلای ۴ و کربلای ۵ مأمور خدمت در تیپ ۲۱ امام رضا شدم والا اغلب در تیپ ۱۰ سیدالشهدا بودم.

درعملیات برون مرزی از طرف کدام یگان اعزام شده بودی؟

 درآن عملیات درترکیب تیپ ۶۶ ویژه هوابرد حضورداشتم. این تیپ نیروی ویژه عملیات‌های برون مرزی وعقبه آن هم برخلاف سایر تیپ‌ها در تهران و پادگان امام حسین(ع) بود. محدوده عمل تیپ ۶۶ اغلب شمال عراق و استان‌های کرد  نشین بود. آنجا هم به‌عنوان دیده بان رفتم.

هدف عملیات چه موضعی درخاک عراق بود؟

بچه‌های اطلاعات عملیات پیش تر از ما رفته بودند برای شناسایی وتعیین منطقه‌ای برای عملیات، ولی نتوانسته بودند با کردهای محلی هماهنگی کرده و هدفی را نهایی کنند. از طرفی نیرو هم وارد خاک عراق شده و آماده عملیات بود. بنابراین به ناچار تعداد زیادی از نیروها بازگردانده شدند، تعدادی هم درترکیه به اسارت گشت مرزی ترکیه درآمده بودند، باقی ماند ۳۷ نفر از نیروهای زبده به انتخاب فرماندهان به‌همراه چند کرد محلی که راهنمای ما بودند با هدف شناسایی جهت عملیات ایذایی به‌سمت عمق عراق حرکت کردیم.

یعنی هدف عملیات را خودتان انتخاب کردید؟

 بله، در مسیر کردهای محلی هدف‌هایی را معرفی می‌کردند ولی آن هدف‌ها ارزش عملیات نداشتند. بنابراین خودمان رفتیم تا محلی را برای عملیات پیدا کنیم و تا جایی که می‌شد پیش رفتیم، یعنی تا عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک عراق و نزدیک مرز سوریه پیش رفتیم. آنجا در یک دره‌ای مستقر شدیم. بعد به‌همراه برادر معصومیان، معاون تیپ ۶۶، برادر سرلک فرمانده گردان پیاده و برادری به‌نام ستار صفری که مسئول ادوات بود، به‌همراه چند کرد محلی به راه افتادیم. سه روز درمنطقه گشتیم تا آنکه شهری نظامی در دامنه کوهی یافتیم به‌نام «سرسنگ»، دراین شهر مردم عادی زندگی نمی‌کردند بلکه بیشترساکنان آن را افسران ارتش عراق تشکیل می‌دادند که برای گذراندن ایام مرخصی وتفریح به آنجا می‌آمدند و شهری با امکانات تفریحی و رفاهی از قبیل؛ فرودگاه، ورزشگاه، هتل، کازینوو… بود. از نظر آب وهوا هم جایی بسیار خوب و زیبا بود. صدام هم آنجا قصری برای خودش بنا کرده بود. درهرحال فرماندهان آنجا را برای عملیات مناسب دانستند. برگشتیم و یک هفته بعد کل نفرات رفتیم به منطقه، چند روز قبل من به‌همراه چند نفر از همرزمانم، مختصات نقشه و گراها را درآورده بودیم و همه چیز برای عملیات آماده بود. روز موعود عملیات را آغاز کردیم و مراکز حساس و تجمعات را هدف قرار داده و بدون اینکه خون از دماغ کسی از بچه‌هایمان بیاید منطقه را ترک کردیم، اما دربرگشت مشکلاتمان شروع شد و تعدادی از بچه‌ها گم شده و در برف مانده و یخ زدند و پیکرشان را هم پیدا نکردیم. عملیات شاید چیزی حدود یک ساعت بیشتر طول نکشید. با خمپاره ۱۲۰ مراکز مهم شهر را زدیم. ۱۰ الی۱۲ نفر از بچه‌ها تا جایی که می‌شد خودشان را نزدیک شهر کردند و چند آرپی‌جی و تیربار شلیک کردند و سالم برگشتند. من و یک نفر از بچه‌ها در بالای کوه دیده بانی می‌کردیم. با تمام شدن عملیات نیروهای عملیاتی خیلی سریع منطقه را ترک کردند، ولی ما طول کشید تا بتوانیم خودمان را به بقیه برسانیم.

عکس‌العمل عراقی‌ها چه بود؟

برای عراقی‌ها باورکردنی نبود در عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک خود غافلگیر شوند. البته آنها تصور کرده بودند عملیات گسترده است از این‌رو یک ربع الی بیست دقیقه بعد از شروع عملیات به آتش ما جواب دادند. معلوم بود آمادگی داشتند، برای اینکه آنجا کردستان بود و عراقی‌ها با کردها درگیری‌های پراکنده داشتند بنابراین درآمادگی دائم به سرمی‌بردند. از شانس ما چون هوا مه آلود بود نتوانستند ما را با هلیکوپتر تعقیب کنند و ما توانستیم خودمان را از محدوده عملیات دور کرده و پنهان شویم. چند روزی پنهان بودیم بعد کم‌کم شروع به بازگشت کردیم.

شما هم توانستید همراه سایر نیروها بموقع به عقب برگردید؟

نه، چون ما در دیدرس بودیم، یک سربالایی بود که راه فرار ما بود، اما عراقی‌ها آنجا را به آتش گرفته بودند. هرآن ممکن بود ما را بزنند یا اسیر کنند. دوست همراهم نفس کم آورده بود و نمی‌توانست راه بیاید، از پایین هم به‌سمت ما شلیک می‌شد. آنجا با هم قراری گذاشتیم که هر کداممان را زدند آن دیگری بماند تا تنها نباشیم. عراقی‌ها تا یک جایی ما را تعقیب کردند ولی ما توانستیم از تیررس آنان دور شویم. ما از دور کامیون‌های عراقی را می‌دیدیم که تا پای کوه آمده وآنجا نیرو خالی می‌کردند. هر جوری بود خودمان را به بچه‌ها رساندیم.

بعد از چه مدت رسیدید به بقیه بچه‌ها؟

شش یا هفت ساعت طول کشید تا خودمان را به بقیه رساندیم.

چطور مسیر را پیدا کردید؟

مسیرها را بلد بودیم، چون جاهایی را مشخص کرده بودیم که راه را گم نکنیم. بچه‌ها را جایی که شب قبل خوابیده بودیم، پیدا کردیم بعد از کمی استراحت و با روشن شدن هوا راه افتادیم و به‌سمت ایران حرکت کردیم. شب‌ها می‌خوابیدیم و روزها راه می‌رفتیم تا خودمان را به ایران برسانیم. مسیر طولانی بود و به‌دلیل آنکه نمی‌توانستیم از راه‌های معمولی استفاده کنیم مجبور بودیم از نقاط کوهستانی و صعب‌العبور حرکت کنیم، کارمان خیلی سخت بود. به علاوه با بارش برف دیگر نمی‌توانستیم ازمسیرهایی که آمده بودیم و می‌شناختیم برگردیم و بخشی از وقت ما صرف جست‌وجوی راه امن و قابل تردد در برف بود. برای همین مسیری را که می‌توانستیم یک روزه طی کنیم گاهی با صرف یک هفته وقت طی می‌کردیم.

برای تهیه غذا و آذوقه چه کار می‌کردید؟

مقداری آذوقه داشتیم که بار قاطرها بود. هنگام رفتن چون هوا خوب بود برخی روستاها که در مسیرمان بودند از آنان آذوقه می‌خریدیم. اما در راه برگشت اغلب آن روستاها به‌دلیل برف و سرما تخلیه شده بودند. از این جهت درمسیر برگشت مشکل جدی برای تهیه آذوقه داشتیم. قاطرها هیچ چیز برای خوردن نداشتند و یکی بعد از دیگری به خاطر سرما و گرسنگی می‌مردند و ما مجبور بودیم بارها را خودمان حمل کنیم

شب‌ها چه کار می‌کردید؟

 هرکجا هوا تاریک می‌شد می‌خوابیدیم، فرقی نمی‌کرد کجا باشد. ما ۴ ماه ونیم بود که سقف ندیده بودیم. از اواخر شهریور که وارد خاک عراق شدیم تا بهمن ماه که برگشتیم چیزی به اسم سقف بالای سرمان ندیدیم. کیسه خواب داشتیم که همه‌اش پاره و سوراخ سوراخ شده بود. تا اینکه به جایی رسیدیم که دیگر پشت برف ماندیم.

کدام منطقه بود؟

منطقه ارتفاعات قندیل، آنجا گیر کردیم. هرروز وقتی هوا روشن می‌شد درجست‌وجوی راه به اطراف می‌رفتیم، اما همه جا تقریباً تا کمر در برف فرو می‌رفتیم و باز به محل قبلی برمی‌گشتیم. قاطرها چون سم داشتند تا شکم در برف فرو می‌رفتند و جلوتر نمی‌توانستند بروند. این بود که تصمیم گرفته شد تا افراد گروه گروه شوند و هرگروه برای خود راهی بیابد. ما با چهار نفردیگر از بچه‌ها که مجروح بودند در همان محل ماندیم. با این امید که راهی برای نجات پیدا کنیم. با دو، سه روز راه کلبه‌ پیرمردی بود که آنجا زندگی می‌کرد. قصدمان این بود که به کلبه آن پیرمرد برویم وچند ماهی بمانیم تا برف‌ها آب شوند تا بتوانیم برگردیم. ولی به دلیل مجروحیت همراهان نمی‌توانستیم این مسیر را طی کنیم. از طرفی هم دوستانمان که می‌رفتند به ما گفتند اگر هوا ابری نبود برایتان هلیکوپتر می‌فرستیم. ما ۵ نفر ۱۷ روز آنجا ماندیم. آلونکی با سنگ برای خودمان درست کردیم و آنجا پنهان شدیم. بعد از ۱۷ روز هلیکوپتر آمد و ما را نجات داد.

آن ۱۷ روز چه کار می‌کردید، غذا از کجا می‌آوردید با سرما چه کار می‌کردید؟

تعدادی کنسرو لوبیا داشتیم، منتها چون کم بود روزی یکی از آنها را باز می‌کردیم و بین ۵ نفر تقسیم می‌کردیم. شانسی که داشتیم یک مقدار آرد همراهمان بود. آرد را با یک فلاکتی روی یک قطعه حلبی نیم پز می‌کردیم و می‌خوردیم. بچه‌های ما مجروح بودند و یکی از مجروحان چون خون زیادی از او رفته بود، شرایط مناسبی نداشت. از طرف دیگر هر روز در انتظار هلیکوپتر بودیم. هوا که تاریک می‌شد آتش روشن می‌کردیم و کنار آتش می‌خوابیدیم.

حیوانات وحشی به سراغتان نیامدند؟

 نه، ما از خدایمان بود تا حیوان وحشی ببینیم تا با شکار آن ارتزاق کنیم. حتی یک خرگوش هم ندیدیم.

دراین مدت آیا لحظاتی هم بود که از همه چیز قطع امید کنید و ناامید شوید؟

حقیقتش نه، اصلاً به این چیزها فکر نمی‌کردم و به نجات و رهایی کاملاً امید داشتم. البته روزهایی بود که اندوهگین می‌شدیم، چون به ما گفته بودند هلیکوپتر در شرایطی می‌آید که هوا کاملاً آفتابی باشد. هلیکوپترها نمی‌توانستند خیلی اوج بگیرند، برای اینکه هواپیماهای عراقی آنها را هدف قرار می‌دادند.

آیا هلیکوپتر امکان نشستن در آن منطقه را داشت؟

درنزدیکی محل استقرارمان مکان مسطحی بود که هلیکوپتر می‌توانست فرود بیاید. ما در دره‌ای پنهان بودیم که صخره‌ای بود و زیرصخره‌ها خالی بود. زیر صخره‌ها با سنگ آلونکی درست کرده بودیم و آنجا پنهان بودیم. کل کارما در طول روز این بود که هیزم تهیه کنیم برای روشن نگه داشتن آتش، چوب درختان خیس بودند و نمی‌سوختند، به سختی و با سنگ شاخه‌ها را می‌شکستیم، دور آتش می‌چیدیم تا خشک شوند. چون به ما گفته بودند اگر هوا خوب باشد هلیکوپتر می‌آید، ما هرروز از دره بالا می‌آمدیم و جای مسطحی که هلیکوپتر امکان نشستن داشت، برف‌هایش را کنار می‌زدیم تا هم آن محل درمیان برف‌ها از بالا دیده شود و هم امکان فرود برای هلیکوپتر باشد. هوا که آفتاب می‌شد خوشحال می‌شدیم، اما بلافاصله باد می‌وزید و ابرها را می‌آورد و ما مأیوس می‌شدیم. هرروز کارما این بود. روزهای آخر داشتیم قطع امید می‌کردیم که هلیکوپتر آمد.

 نگران نبودید عراقی‌ها محل اختفای شما را کشف کنند؟

 همان مشکلاتی را که ما داشتیم عراقی‌ها هم برای حرکت دربرف داشتند ضمن اینکه با شناختی که از وضعیت کردستان داشتیم می‌دانستیم کردهای عراق متحد ایران هستند و اجازه تردد به نیروهای عراقی را نمی‌دهند.

آیا درمیان آنان عوامل نفوذی نبود؟

چرا، ولی آن منطقه درعمق کردستان عراق بود و نیروهای عراقی جرأت نمی‌کردند براحتی به آن مناطق بیایند.

افراد تجزیه طلب خودمان چطور؟

 ما با آنها برخورد نکردیم ولی تا دلتان بخواهد قاچاقچی دیدیم؛ قاچاقچیانی که صرفاً کارشان قاچاق کالا از ترکیه به ایران بود.

در راه حادثه‌ای پیش نیامد؟

 چرا در مسیر رفت از روستای بارزان عبور می کردیم که براثر گلوله باران ارتش عراق چند نفر کشته شدند هنوز جنازه کشته شدگان روی زمین و درمحل اصابت گلوله بود. شهرهای بزرگ دست ارتش عراق بود و از آنجا روستاها را به‌طور دائم زیر آتش توپخانه و خمپاره می‌گرفت. هواپیماها و هلیکوپترها هم هراز گاهی حمله می‌کردند. چون کردها هم با ارتش صدام درحال جنگ بودند.

محلی‌ها به شما نگفتند که به برف می‌خورید؟

 چرا، آنان در راه رفت به ما گفتند در این فصل نفوذ تا عمق ۵۰۰ کیلومتری اشتباه است، چون در مسیر بازگشت پشت برف می‌مانید و توصیه می‌کردند که برگردیم. دو سوم نیروها هم که برگشتند به توصیه آنان بود. منتها بنا شد حال که این همه هزینه شده و با زحمت تا این مرحله آمده‌ایم یک عملیات ایذایی انجام دهیم بعد منطقه را ترک کنیم.

ظاهراً مستندی هم از این عملیات وجود دارد؟

بله، گروه روایت فتح فیلم مستندی در رابطه با این عملیات تهیه کرده که با عنوان «درمسیر بازگشت» در آپارات قابل جست‌وجو است.

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، اولین بار در پانزده سالگی عازم جبهه‌های میانی شده و در بازپس‌گیری مهران در عملیات کربلای ۱ با سایر رزمندگان حاضر درمنطقه سهیم است. شنیده‌ایم که در عملیاتی برون مرزی و پارتیزانی هم شرکت داشته که صحنه‌هایی از آن ضبط تلویزیونی شده و به صورت ویدئویی جذاب با عنوان «درمسیر بازگشت» با همت گروه روایت فتح روی سایت آپارات قرار گرفته است. سالروز عملیات‌های پارتیزانی فتح۳ درمنطقه زاخو و دهوک، ظفر۳ و۴ در منطقه دربندیخان و دهوک، والفجر۴ در بلندی‌های کانی مانگا و نصر ۸ در ماووت را که همگی در نیمه دوم آبان به اجرا درآمده‌اند بهانه کرده و به‌سراغش می‌رویم. اما تمایلی برای بازگوکردن شرح آن عملیات نشان نمی‌دهد تا آنکه با اصرارما حاضر به زبان آوردن بخش‌هایی از خاطرات آن عملیات که ۱۳۵ روز به‌طول انجامیده و تا عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک دشمن و تا نزدیکی مرز سوریه پیش رفته‌اند، می‌شود.

چگونه پایت به جبهه باز شد؟

 پیش از من برادرانم و بچه‌های مسجد محل به جبهه تردد داشتند. من هم علاقه‌مند بودم به جبهه بروم وآنان را همراهی کنم اما به‌دلیل صغر سن و جثه کوچک اعزامم نمی‌کردند. تا آنکه در سال۶۴ با پاگذاشتن به ۱۵ سالگی شانس این را یافتم تا به جبهه اعزام شوم. همراه بچه‌های مسجد به پایگاه شمیرانات رفتم و فرم‌های مربوطه را پرکردم. مرا که سابقه حضور در جبهه  نداشتم به پادگان امام حسین (ع) معرفی کردند تا آموزش ببینم. ولی آنجا از ورود من به داخل پادگان به‌دلیل جثه کوچک ممانعت کردند. سرانجام بعد از التماس و درخواست‌های توأم با اشک ولابه و با وساطت یکی از فرماندهان، دوره ۴۵ روزه آموزش را آنجا پشت سرنهادم و درترکیب تیپ سیدالشهدا عازم منطقه شدم. بار اول مرا به بوکان پایگاه روستای میرآباد فرستادند. اما از آنجایی که عملیاتی در کار نبود با کمک بچه‌های محل به گردان قمر بنی‌هاشم منتقل شدم و در عملیات کربلای ۱، آزادسازی مهران شرکت کردم. درآن عملیات گردان ما در قلاویزان مستقر بود و چون ریزه میزه بودم به‌عنوان پیک گردان مشغول فعالیت شدم. چند ماه بعد درعملیاتی دیگر درمنطقه شرهانی مجروح شدم و پس‌از آن به صلاحدید فرماندهان وارد یگان دیده بانی شدم، تا آخر جنگ هم دیده بان بودم. در طول دورانی که جبهه بودم، به یگان‌های مختلف مأموریت می‌یافتم اما همه جا دیده بان بودم. درمقطعی در عملیات‌های کربلای ۴ و کربلای ۵ مأمور خدمت در تیپ ۲۱ امام رضا شدم والا اغلب در تیپ ۱۰ سیدالشهدا بودم.

درعملیات برون مرزی از طرف کدام یگان اعزام شده بودی؟

 درآن عملیات درترکیب تیپ ۶۶ ویژه هوابرد حضورداشتم. این تیپ نیروی ویژه عملیات‌های برون مرزی وعقبه آن هم برخلاف سایر تیپ‌ها در تهران و پادگان امام حسین(ع) بود. محدوده عمل تیپ ۶۶ اغلب شمال عراق و استان‌های کرد  نشین بود. آنجا هم به‌عنوان دیده بان رفتم.

هدف عملیات چه موضعی درخاک عراق بود؟

بچه‌های اطلاعات عملیات پیش تر از ما رفته بودند برای شناسایی وتعیین منطقه‌ای برای عملیات، ولی نتوانسته بودند با کردهای محلی هماهنگی کرده و هدفی را نهایی کنند. از طرفی نیرو هم وارد خاک عراق شده و آماده عملیات بود. بنابراین به ناچار تعداد زیادی از نیروها بازگردانده شدند، تعدادی هم درترکیه به اسارت گشت مرزی ترکیه درآمده بودند، باقی ماند ۳۷ نفر از نیروهای زبده به انتخاب فرماندهان به‌همراه چند کرد محلی که راهنمای ما بودند با هدف شناسایی جهت عملیات ایذایی به‌سمت عمق عراق حرکت کردیم.

یعنی هدف عملیات را خودتان انتخاب کردید؟

 بله، در مسیر کردهای محلی هدف‌هایی را معرفی می‌کردند ولی آن هدف‌ها ارزش عملیات نداشتند. بنابراین خودمان رفتیم تا محلی را برای عملیات پیدا کنیم و تا جایی که می‌شد پیش رفتیم، یعنی تا عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک عراق و نزدیک مرز سوریه پیش رفتیم. آنجا در یک دره‌ای مستقر شدیم. بعد به‌همراه برادر معصومیان، معاون تیپ ۶۶، برادر سرلک فرمانده گردان پیاده و برادری به‌نام ستار صفری که مسئول ادوات بود، به‌همراه چند کرد محلی به راه افتادیم. سه روز درمنطقه گشتیم تا آنکه شهری نظامی در دامنه کوهی یافتیم به‌نام «سرسنگ»، دراین شهر مردم عادی زندگی نمی‌کردند بلکه بیشترساکنان آن را افسران ارتش عراق تشکیل می‌دادند که برای گذراندن ایام مرخصی وتفریح به آنجا می‌آمدند و شهری با امکانات تفریحی و رفاهی از قبیل؛ فرودگاه، ورزشگاه، هتل، کازینوو… بود. از نظر آب وهوا هم جایی بسیار خوب و زیبا بود. صدام هم آنجا قصری برای خودش بنا کرده بود. درهرحال فرماندهان آنجا را برای عملیات مناسب دانستند. برگشتیم و یک هفته بعد کل نفرات رفتیم به منطقه، چند روز قبل من به‌همراه چند نفر از همرزمانم، مختصات نقشه و گراها را درآورده بودیم و همه چیز برای عملیات آماده بود. روز موعود عملیات را آغاز کردیم و مراکز حساس و تجمعات را هدف قرار داده و بدون اینکه خون از دماغ کسی از بچه‌هایمان بیاید منطقه را ترک کردیم، اما دربرگشت مشکلاتمان شروع شد و تعدادی از بچه‌ها گم شده و در برف مانده و یخ زدند و پیکرشان را هم پیدا نکردیم. عملیات شاید چیزی حدود یک ساعت بیشتر طول نکشید. با خمپاره ۱۲۰ مراکز مهم شهر را زدیم. ۱۰ الی۱۲ نفر از بچه‌ها تا جایی که می‌شد خودشان را نزدیک شهر کردند و چند آرپی‌جی و تیربار شلیک کردند و سالم برگشتند. من و یک نفر از بچه‌ها در بالای کوه دیده بانی می‌کردیم. با تمام شدن عملیات نیروهای عملیاتی خیلی سریع منطقه را ترک کردند، ولی ما طول کشید تا بتوانیم خودمان را به بقیه برسانیم.

عکس‌العمل عراقی‌ها چه بود؟

برای عراقی‌ها باورکردنی نبود در عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک خود غافلگیر شوند. البته آنها تصور کرده بودند عملیات گسترده است از این‌رو یک ربع الی بیست دقیقه بعد از شروع عملیات به آتش ما جواب دادند. معلوم بود آمادگی داشتند، برای اینکه آنجا کردستان بود و عراقی‌ها با کردها درگیری‌های پراکنده داشتند بنابراین درآمادگی دائم به سرمی‌بردند. از شانس ما چون هوا مه آلود بود نتوانستند ما را با هلیکوپتر تعقیب کنند و ما توانستیم خودمان را از محدوده عملیات دور کرده و پنهان شویم. چند روزی پنهان بودیم بعد کم‌کم شروع به بازگشت کردیم.

شما هم توانستید همراه سایر نیروها بموقع به عقب برگردید؟

نه، چون ما در دیدرس بودیم، یک سربالایی بود که راه فرار ما بود، اما عراقی‌ها آنجا را به آتش گرفته بودند. هرآن ممکن بود ما را بزنند یا اسیر کنند. دوست همراهم نفس کم آورده بود و نمی‌توانست راه بیاید، از پایین هم به‌سمت ما شلیک می‌شد. آنجا با هم قراری گذاشتیم که هر کداممان را زدند آن دیگری بماند تا تنها نباشیم. عراقی‌ها تا یک جایی ما را تعقیب کردند ولی ما توانستیم از تیررس آنان دور شویم. ما از دور کامیون‌های عراقی را می‌دیدیم که تا پای کوه آمده وآنجا نیرو خالی می‌کردند. هر جوری بود خودمان را به بچه‌ها رساندیم.

بعد از چه مدت رسیدید به بقیه بچه‌ها؟

شش یا هفت ساعت طول کشید تا خودمان را به بقیه رساندیم.

چطور مسیر را پیدا کردید؟

مسیرها را بلد بودیم، چون جاهایی را مشخص کرده بودیم که راه را گم نکنیم. بچه‌ها را جایی که شب قبل خوابیده بودیم، پیدا کردیم بعد از کمی استراحت و با روشن شدن هوا راه افتادیم و به‌سمت ایران حرکت کردیم. شب‌ها می‌خوابیدیم و روزها راه می‌رفتیم تا خودمان را به ایران برسانیم. مسیر طولانی بود و به‌دلیل آنکه نمی‌توانستیم از راه‌های معمولی استفاده کنیم مجبور بودیم از نقاط کوهستانی و صعب‌العبور حرکت کنیم، کارمان خیلی سخت بود. به علاوه با بارش برف دیگر نمی‌توانستیم ازمسیرهایی که آمده بودیم و می‌شناختیم برگردیم و بخشی از وقت ما صرف جست‌وجوی راه امن و قابل تردد در برف بود. برای همین مسیری را که می‌توانستیم یک روزه طی کنیم گاهی با صرف یک هفته وقت طی می‌کردیم.

برای تهیه غذا و آذوقه چه کار می‌کردید؟

مقداری آذوقه داشتیم که بار قاطرها بود. هنگام رفتن چون هوا خوب بود برخی روستاها که در مسیرمان بودند از آنان آذوقه می‌خریدیم. اما در راه برگشت اغلب آن روستاها به‌دلیل برف و سرما تخلیه شده بودند. از این جهت درمسیر برگشت مشکل جدی برای تهیه آذوقه داشتیم. قاطرها هیچ چیز برای خوردن نداشتند و یکی بعد از دیگری به خاطر سرما و گرسنگی می‌مردند و ما مجبور بودیم بارها را خودمان حمل کنیم

شب‌ها چه کار می‌کردید؟

 هرکجا هوا تاریک می‌شد می‌خوابیدیم، فرقی نمی‌کرد کجا باشد. ما ۴ ماه ونیم بود که سقف ندیده بودیم. از اواخر شهریور که وارد خاک عراق شدیم تا بهمن ماه که برگشتیم چیزی به اسم سقف بالای سرمان ندیدیم. کیسه خواب داشتیم که همه‌اش پاره و سوراخ سوراخ شده بود. تا اینکه به جایی رسیدیم که دیگر پشت برف ماندیم.

کدام منطقه بود؟

منطقه ارتفاعات قندیل، آنجا گیر کردیم. هرروز وقتی هوا روشن می‌شد درجست‌وجوی راه به اطراف می‌رفتیم، اما همه جا تقریباً تا کمر در برف فرو می‌رفتیم و باز به محل قبلی برمی‌گشتیم. قاطرها چون سم داشتند تا شکم در برف فرو می‌رفتند و جلوتر نمی‌توانستند بروند. این بود که تصمیم گرفته شد تا افراد گروه گروه شوند و هرگروه برای خود راهی بیابد. ما با چهار نفردیگر از بچه‌ها که مجروح بودند در همان محل ماندیم. با این امید که راهی برای نجات پیدا کنیم. با دو، سه روز راه کلبه‌ پیرمردی بود که آنجا زندگی می‌کرد. قصدمان این بود که به کلبه آن پیرمرد برویم وچند ماهی بمانیم تا برف‌ها آب شوند تا بتوانیم برگردیم. ولی به دلیل مجروحیت همراهان نمی‌توانستیم این مسیر را طی کنیم. از طرفی هم دوستانمان که می‌رفتند به ما گفتند اگر هوا ابری نبود برایتان هلیکوپتر می‌فرستیم. ما ۵ نفر ۱۷ روز آنجا ماندیم. آلونکی با سنگ برای خودمان درست کردیم و آنجا پنهان شدیم. بعد از ۱۷ روز هلیکوپتر آمد و ما را نجات داد.

آن ۱۷ روز چه کار می‌کردید، غذا از کجا می‌آوردید با سرما چه کار می‌کردید؟

تعدادی کنسرو لوبیا داشتیم، منتها چون کم بود روزی یکی از آنها را باز می‌کردیم و بین ۵ نفر تقسیم می‌کردیم. شانسی که داشتیم یک مقدار آرد همراهمان بود. آرد را با یک فلاکتی روی یک قطعه حلبی نیم پز می‌کردیم و می‌خوردیم. بچه‌های ما مجروح بودند و یکی از مجروحان چون خون زیادی از او رفته بود، شرایط مناسبی نداشت. از طرف دیگر هر روز در انتظار هلیکوپتر بودیم. هوا که تاریک می‌شد آتش روشن می‌کردیم و کنار آتش می‌خوابیدیم.

حیوانات وحشی به سراغتان نیامدند؟

 نه، ما از خدایمان بود تا حیوان وحشی ببینیم تا با شکار آن ارتزاق کنیم. حتی یک خرگوش هم ندیدیم.

دراین مدت آیا لحظاتی هم بود که از همه چیز قطع امید کنید و ناامید شوید؟

حقیقتش نه، اصلاً به این چیزها فکر نمی‌کردم و به نجات و رهایی کاملاً امید داشتم. البته روزهایی بود که اندوهگین می‌شدیم، چون به ما گفته بودند هلیکوپتر در شرایطی می‌آید که هوا کاملاً آفتابی باشد. هلیکوپترها نمی‌توانستند خیلی اوج بگیرند، برای اینکه هواپیماهای عراقی آنها را هدف قرار می‌دادند.

آیا هلیکوپتر امکان نشستن در آن منطقه را داشت؟

درنزدیکی محل استقرارمان مکان مسطحی بود که هلیکوپتر می‌توانست فرود بیاید. ما در دره‌ای پنهان بودیم که صخره‌ای بود و زیرصخره‌ها خالی بود. زیر صخره‌ها با سنگ آلونکی درست کرده بودیم و آنجا پنهان بودیم. کل کارما در طول روز این بود که هیزم تهیه کنیم برای روشن نگه داشتن آتش، چوب درختان خیس بودند و نمی‌سوختند، به سختی و با سنگ شاخه‌ها را می‌شکستیم، دور آتش می‌چیدیم تا خشک شوند. چون به ما گفته بودند اگر هوا خوب باشد هلیکوپتر می‌آید، ما هرروز از دره بالا می‌آمدیم و جای مسطحی که هلیکوپتر امکان نشستن داشت، برف‌هایش را کنار می‌زدیم تا هم آن محل درمیان برف‌ها از بالا دیده شود و هم امکان فرود برای هلیکوپتر باشد. هوا که آفتاب می‌شد خوشحال می‌شدیم، اما بلافاصله باد می‌وزید و ابرها را می‌آورد و ما مأیوس می‌شدیم. هرروز کارما این بود. روزهای آخر داشتیم قطع امید می‌کردیم که هلیکوپتر آمد.

 نگران نبودید عراقی‌ها محل اختفای شما را کشف کنند؟

 همان مشکلاتی را که ما داشتیم عراقی‌ها هم برای حرکت دربرف داشتند ضمن اینکه با شناختی که از وضعیت کردستان داشتیم می‌دانستیم کردهای عراق متحد ایران هستند و اجازه تردد به نیروهای عراقی را نمی‌دهند.

آیا درمیان آنان عوامل نفوذی نبود؟

چرا، ولی آن منطقه درعمق کردستان عراق بود و نیروهای عراقی جرأت نمی‌کردند براحتی به آن مناطق بیایند.

افراد تجزیه طلب خودمان چطور؟

 ما با آنها برخورد نکردیم ولی تا دلتان بخواهد قاچاقچی دیدیم؛ قاچاقچیانی که صرفاً کارشان قاچاق کالا از ترکیه به ایران بود.

در راه حادثه‌ای پیش نیامد؟

 چرا در مسیر رفت از روستای بارزان عبور می کردیم که براثر گلوله باران ارتش عراق چند نفر کشته شدند هنوز جنازه کشته شدگان روی زمین و درمحل اصابت گلوله بود. شهرهای بزرگ دست ارتش عراق بود و از آنجا روستاها را به‌طور دائم زیر آتش توپخانه و خمپاره می‌گرفت. هواپیماها و هلیکوپترها هم هراز گاهی حمله می‌کردند. چون کردها هم با ارتش صدام درحال جنگ بودند.

محلی‌ها به شما نگفتند که به برف می‌خورید؟

 چرا، آنان در راه رفت به ما گفتند در این فصل نفوذ تا عمق ۵۰۰ کیلومتری اشتباه است، چون در مسیر بازگشت پشت برف می‌مانید و توصیه می‌کردند که برگردیم. دو سوم نیروها هم که برگشتند به توصیه آنان بود. منتها بنا شد حال که این همه هزینه شده و با زحمت تا این مرحله آمده‌ایم یک عملیات ایذایی انجام دهیم بعد منطقه را ترک کنیم.

ظاهراً مستندی هم از این عملیات وجود دارد؟

بله، گروه روایت فتح فیلم مستندی در رابطه با این عملیات تهیه کرده که با عنوان «درمسیر بازگشت» در آپارات قابل جست‌وجو است.



منبع خبر

قهرمانان گمنام وطن/ عملیات پارتیزانی در عمق ۵۰۰ کیلومتری خاک عراق بیشتر بخوانید »

انتقاد ابوذر بیوکافی از بعضی مداحان/ خجالت نمی‌کشید جای مداح به شما «اگزوزی‌خوان» بگویند؟

انتقاد ابوذر بیوکافی از بعضی مداحان/ خجالت نمی‌کشید جای مداح به شما «اگزوزی‌خوان» بگویند؟


خبرگزاری فارس ـ حوزه مسجد و هیأت ـ امیرحسین کسائی: عزاداری‌های محرم و صفر امسال با شرایط متفاوتی به دلیل شیوع ویروس کرونا برگزار شد، اما همین امر فرصتی به مداحان و هیأت‌ها داد تا به نوآوری و ابداعاتی در حوزه مداحی بپردازند که با استقبال هم مواجه شد، اما در همین میان برخی از سبک‌ها نیز در برخی از هیأت‌ها از سوی مداحان خوانده شد که با انتقاداتی همراه بود.

این موضوع و مباحث دیگر، محورهای گفت‌وگوی دو ساعته ما با ابوذر بیوکافی، ذاکر جوان اهل بیت (ع) بود. بیوکافی مداحی را از رشت شروع کرد، سپس برای تحصیل حوزوی راهی قم شد و این سال‌ها دوباره در دهه دوم محرم  در رشت جلسات خود را برگزار می‌کند. البته در تهران و شهرهای دیگر هم جلساتی را دارد. گفت‌وگوی ما را در ادامه بخوانید:

عزاداری‌های محرم امسال در شرایط کرونایی متفاوت از سال‌های قبل بود. این تجربه برای شما با توجه به هیأت‌های مختلفی که در محرم و صفر در آن‌ها به مرثیه‌خوانی پرداختید، چگونه بود؟

امسال در خصوص مجالس عزاداری سیدالشهدا، همه نگران بودند و هیچ کسی نمی‌دانست چه اتفاقی بناست رخ دهد. ما فقط بدون اینکه از آینده و اینکه به چه شکلی برگزار خواهد شد،‌ مُصر بودیم مراسم را برگزار کنیم. بعد از برگزاری، خودمان هم از این همه اتفاقات بی‌نظیر، درس‌های خوب و تجربیاتی که اگر کرونا نبود هیچ وقت، جراتش را نداشتیم به سمت آن حرکت کنیم، متحیر ماندیم.

جدا از نظم جلسات که خیلی پررنگ شد، عزاداری‌های سنتی هم احیا شد. بعد از کرونا فهمیدیم، مدل عزاداری خیابانی تنها دسته‌جات نیست و می‌توان عزاداری را در کوچه و جلوی در خانه‌ها برگزار کرد.

مردم به عشق اباعبدالله و روضه‌های سیدالشهدا آن نکات مطرح شده را رعایت کردند و این‌ یک الگوی خیلی خوب نه فقط برای ایران، حتی برای خارج از ایران هم شد

مسجد و حسینیه از نظر فضا، متراژ و مساحت، محدودیت‌هایی دارند، اما وقتی ما به پارک‌ها، خیابان‌ها و محیط‌های باز رفتیم و درواقع وقتی به سمت مردم رفتیم، بسیاری از مردمی که شاید به دلیل مشغله‌هایشان فرصت نمی‌کردند از محیط کارشان به حسینیه‌ها بروند، اگر رهگذر هم بودند، یک ربع، ۲۰ دقیقه‌ای متوقف می‌شدند و در مسیر خود از مجالس استفاده می‌کردند. این یکی از دلایلی بود که جمعیت‌ها امسال بیشتر از داخل حسینیه‌ها شد؛ جمعیت‌هایی که خیره‌کننده بود!

مردم به عشق اباعبدالله و روضه‌های سیدالشهدا آن نکات مطرح شده را رعایت کردند و این‌ یک الگوی خیلی خوب نه فقط برای ایران، حتی برای خارج از ایران هم شد. زیرا در کشورهای دیگر و ادیان مختلف هم قاعدتاً اجتماعاتی دارند و این الگوی خوبی بود که انسان می‌تواند برنامه‌هایش را با رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی،‌ نظم و فاصله اجتماعی و استفاده از ماسک برگزار کند.

فرصت‌هایی که کرونا در اختیار هیأت‌های مذهبی گذاشت

آیا این احتمال هست که سال‌های آتی هم مجالس عزاداری از حسینیه‌ها و مساجد خارج شده و به فضاهای باز بیایند؟

ما سال قبل برنامه دهه دوم محرم عزاداری هیأت ثارالله رشت را در مسجد برگزار کردیم. خیابان‌ها هم که پر می‌شد نهایتا ۳ هزار پرس غذا می‌دادیم. امسال مراسم عزاداری دهه دوم محرم را در چند زمین ورزشی رشت که کنار یکدیگر بودند، یعنی زمین چمن مصنوعی فوتسال، بسکتبال و والیبال برگزار کردیم. این جلسات در منطقه منظریه که منطقه خوش‌نشین و معروف رشت است، برگزار شد و برای ورود افراد سه گیت داشتیم و بعد از جلسه نیز تنها به حاضران در فضای اصلی، نفر به نفر غذا می‌دادیم. براساس آمار ما ۱۰ هزار نفر را پذیرایی کردیم و این جدا از خیابان‌هاست که آمار دقیقی از آن نداریم.

این یک فرصت است و امام حسین به ما نشان داد که می‌شود از این فرصت استفاده کرد. برگزاری جلسه در فضای باز جدای از این فرصت برای حضور جمعیت بیشتر، از لحاظ جلوه‌های هنری، در زمینه فیلمبرداری، عکاسی و … برای نمایش شکوه این جمعیت به جهانیان که ببینند، مردم حول محور سیدالشهدا، چقدر عاشقانه عزاداری می‌کنند هم یک فرصت و ظرفیت بود.

مسؤولان از الآن برای فاطمیه برنامه‌ریزی کنند

یکی از نگرانی‌هایی که اهالی هیات دارند، چگونگی عزاداری در ایام فاطمیه است. با این شرایط کرونایی و برودت هوا و باران‌های احتمالی چه باید کرد؟

سازمان تبلیغات، ستاد کرونا و مسؤولان وزارت بهداشت از هم‌اکنون می‌توانند برنامه‌ریزی و چاره‌اندیشی کنند تا ببینند چگونه می‌توان جلسات فاطمیه را برگزار کرد

یک شب در برنامه‌های شب‌های اربعین ما باران شدیدی بارید. جلسه در آن زمان در ورزشگاه عضدی رشت برگزار می‌شد. باران تمام سازه‌های ما را خراب کرد و ما مجبور شدیم به یک سالن ورزشیِ سرپوشیده که ارتفاع ۳۰ متری داشت، برویم. مردم با فاصله نشستند و با اینکه هوا هم بسیار سرد بود، اما جلسه برگزار شد. روضه به هیچ‌وجه نباید تعطیل شود. حالا ما براساس شرایط‌مان جلو برویم و ببینیم مسؤولان امر چه برنامه‌ریزی می‌کنند، اما حداقلش این است که به صورت مجازی برگزار می‌کنیم. یعنی من در حسینیه می‌خوانم، یک نفر هم سخنرانی کند و مردم به صورت مجازی و در منزل خود از جلسه استفاده می‌کنند.

البته می‌توان برای مقابله با سرما و باران و برف احتمالی هم چاره‌ای اندیشید. سال‌های قبل در این کشور برف‌های سنگینی می‌بارید اما جلسات برگزار می‌شد و مردم حتی دسته زیربرف راه می‌انداختند. این حرف‌ها نیست که مردم نیایند! چون امام حسین جاذبه دارد. سازمان تبلیغات، ستاد کرونا و مسؤولان وزارت بهداشت از هم‌اکنون می‌توانند برنامه‌ریزی و چاره‌اندیشی کنند تا ببینند چگونه می‌توان جلسات فاطمیه را برگزار کرد. در بُعد فضای فیزیکی می‌توان یک سری سقف‌های بلند بزنیم که البته روی پایه‌هایی سوار است و اطراف آن باز است تا مثلاً باران روی سر مردم نیاید و هوا هم جریان داشته باشد.


تصویری از مرثیه‌خوانی ابوذر بیوکافی در هیأت ثارالله رشت در ایام اربعین امسال

نوحه‌ای محرم امسال خواندید با عنوان «اِنّی اُحِبُّ المَعرُوف وَ انکِرُ المُنکَرَ» که با اقبال مردم هم مواجه شد. این نوحه چگونه سروده و خوانده شد؟

ما قبل از محرم دنبال یک شعار کلی بودیم تا براساس آن کاری ساخته شود که هر شب در جلسه بخوانیم و موضوع آن هم در طراحی پس‌زمینه هیأت دیده شود. طی جلساتی که در خصوص شعرها، روضه و محتوا و مسیر روضه امسال داشتیم به موضوع قیام سیدالشهدا رسیدیم. یکی از دوستان پیشنهاد داد تا به شعر آقای حسین حاجی اهل بحرین بپردازیم که به بخشی از خطبه سیدالشهدا اشاره کرده است. این شد که این نوحه را هر شب می‌خواندیم و الحمدلله خیلی جواب گرفتیم و کار خوبی شد.

 

 

نوحه «اِنّی اُحِبُّ المَعرُوف وَ انکِرُ المُنکَرَ» ابوذر بیوکافی

اگزوزی خوان‌ها از اینکه اینگونه نامیده شوند خجالت نمی‌کشند؟

چند سالی است سبک جدیدی از شورخوانی در مداحی در حال شکل‌گیری است که از آن به راک‌خوانی یا در اصطلاح رایج میان مداحان «اگزوزی‌خوانی» گفته می‌شود. نظر شما درباره این سبک خواندن‌ها چیست؟

این سبک از خواندن در مداحی، پدیده‌ای شناخته شده برای اهالی موسیقی است، اما برای جامعه مداحی ناشناخته است. این، نوعی از موسیقی اعتراض است که به سمت راک، متال و … می‌رود و در آن شاهد صداهای عجیب و غریب هستیم. در ادامه هم سیستم‌های شیطان‌پرستی، رَپ و رَپرها وسط می‌آیند. پشت همه این‌ها فلسفه‌ای وجود دارد که شاید خیلی‌ها از آن بی‌اطلاع باشند.

موسیقی فاخر حرف دارد، کلام را تایید و ماندگار می‌کند، اما در مداحی اگزوزی هیچ کلامی ماندگار نمی‌شود. تنها جوان با ضرب و ریتم آن ارتباط برقرار می‌کند

موسیقی فاخر حرف دارد، کلام را تایید و ماندگار می‌کند، اما در این نوع مداحی هیچ کلامی ماندگار نمی‌شود. تنها جوان با ضرب و ریتم آن ارتباط برقرار می‌کند. در پیاده‌روی اربعین همه نوحه می‌خوانند و این تاثیر شگرف موسیقی فاخر برخی آثار است، اما اینکه چه کسی این نوع خواندن را مهندسی کرده تا وارد هیأت شود، سوال است؟ 

دوم برای این نوع خواندن که من نام آن را «خشونت در مداحی»‌ یا «خشن‌خوانی» می‌‌گذارم، از لحاظ آواز، فنون استخراج صدا از حنجره، مخارج حروف، تحریرها، زینت‌ها و گام‌ها هیچ اسلوبی در دنیای مداحی وجود ندارد.

 وقتی مردم ما را می‌بینند، می‌گویند نوکر یا روضه‌خوان امام حسین آمده است. واقعاً زشت نیست این افراد را به عنوان اگزوزی‌خوان خطاب کنند؟ این چه مارکی است که روی پیشانی‌شان چسبانده‌اند؟

فیلمبرداری این کار و تدوین آن و حتی سینه زدن آن هم خاص است؛ سبک و شعرش هم متفاوت است و مجال محتوا به ندرت به کسی داده می‌شود و بیشتر در آن ضرب، مهم است. جدای از اینکه این نوع خواندن از سویی فرصت‌سوزی و حیف شدن انرژی جلسه است، از طرف دیگر حنجره این مداحان ۵ سال یا نهایت ۱۰ سال بیش‌تر دوام نمی‌آورد. مداحان این عرصه عموماً متولدان دهه ۷۰ هستند که امروز به خاطر انرژی جوانی و توان قدرتمندی که دارند، در این سبک می‌خوانند و  یک عده هم او را تشویق می‌کنند، اما نمی‌داند، چه بلایی سر ساختار حنجره‌اش می‌آورد؛ در حالی که اگر روند را درست طی کند مانند حاج‌ منصور ارضی در این سن و سال هم می‌تواند بخواند. 

اما هدف این افراد از این کار چیست؟ دنبال چه چیزی هستند؟ از یک طرف دیگر، وقتی مردم ما را می‌بینند، می‌گویند نوکر یا روضه‌خوان امام حسین آمده است. واقعاً زشت نیست این افراد را به عنوان اگزوزی‌خوان خطاب کنند؟ این چه مارکی است که روی پیشانی‌شان چسبانده‌اند؟ من از روی دلسوزی می‌گویم. شما نوکرهای امام حسین هستید، استعداد هم دارید، سبک‌ها و صداهای توانمندی دارید. این را  خرج کنید و از این شکل خواندن دست بردارید.

 

 

نمونه‌ای از مداحی به سبک راک یا اصطلاحاً اگزوزی خوانی

تغییر و تحول در مداحی باید بر اساس یک مبنایی باشد. شما زمانی می‌گویید من می‌خواهم در موسیقی سنتی ایران بدعتی داشته باشم، ولی شما باید دستگاه‌ها را بلد باشید تا بتوان این بدعت را در یک قالبی تعریف کرد. نکته‌ای که خشن‌خوانی دارد، تاثیر آن بر روح و روان است. مثلاً بچه من در اثر این نوع خواندن، چه روحیه‌ای پیدا می‌کند؟ 

بزرگ‌ترها برای جلوگیری از این بدعت وارد عرصه شوند

خیلی‌ها عقبه این نوع خواندن را به جلسات طیف شیرازی‌ها مربوط می‌دانند که عمدتاً در فیلم‌ها نیز مشخص است افراد، برهنه می‌شوند و سینه می‌زنند.

من کاری به آن مکاتب فکری ندارم. این خواننده طرف حساب است. این فرد با این صدا و قدرت اجرا در شور، این کار را هم نمی‌کرد معروف می‌شد. علتش چیست؟ مثلاً یک نفر می‌گوید بنده به خاطر مخاطب‌محوری رفتم در استودیو خواندم. من حرف ایشان را می‌فهمم. بنده این کار را در این ضرب خواندم. به علت اینکه این ضرب به من یک بستر کلامی جدیدی داده است. مانند واحد خواندن،‌ زمینه خواندن و شور خواندن که ضرب‌های جدیدی است و به ما بسترهای جدیدی را برای انتقال پیام می‌دهد.

این‌ها در یک درصد از جلسه‌شان اینطوری می‌خوانند، واحد و زمینه می‌خوانند، یعنی در دنیای مداحی کار خودشان را می‌کنند ولی جایی هم آن سبک را می‌خوانند. البته این کار را رسانه‌ای و برجسته می‌کنند. اگر دنبال این هستند که ذائقۀ عزاداری را عوض کنند، باید بدانند که این ره به ترکستان است، زیرا ما حق نداریم در دستگاه امام حسین هر چیزی را که مبنا ندارد، بیاوریم و از عواطف و محبت تعدادی نوجوان و جوان که امام حسین و جلسه ایشان را دوست دارند، سوء استفاده کنیم.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند مداح اگر محتوا به دست مخاطب ندهد، مرتکب گناه شده ‌است. شما که مخاطب و جمعیت دارید و خوش‌خوان هم هستید، چه محتوایی به مخاطب می‌دهید؟ بزرگ‌ترهای ما در عالم مداحی که پیرغلام هستند، به نظرم باید مددی بدهند که حداقل به دوستان بگویند، برای حنجره شما بد است و برای شخصیت شما زشت است که به جای نوکر امام حسین، اگزوزی‌خوان بنامندتان.

جریان شیرازی در هیأت به دنبال زعامت‌گریزی است

شاید خیلی از جلسات به صورت واضح پیرو مکتب شیرازی‌ها نباشند، اما در پستو با برخی اقدامات، ماهیت اصلی خود را نشان دهند. این جلسات را چگونه می‌توان شناخت؟

این قشر دنبال یک زعیم‌گریزی هستند. شما نمی‌توانید بگویید صد درصد هزینه فلان خواننده و مداح را جریان شیرازی می‌دهد. نه اینطوری هم نیست ولی در حوزه زعیم‌گریزی تبعیت و ریل‌گذاری می‌کند. مقام معظم رهبری به عنوان بزرگ‌تر ما یک بار به زبان آمدند که برهنه نشوید. تا قبل از اینکه نگفته بودند و علنی نشده بود، چیزی برگردن ما نبود اما حال حجت تمام شده است. بنابراین وقتی عملاً یک هیأت این کار را نمی‌کند،‌ نام آن چیست؟ وقتی شما پای بزرگ‌تر نمی‌ایستی، همین است. شما می‌خواهید ساختار یک نظام به نتیجه نرسد و شخصیت بزرگ‌تر را از حیث امر و نهی و جایگاه ولایت بشکنید.

شما نمی‌توانید بگویید صد درصد هزینه فلان خواننده و مداح را جریان شیرازی‌ها می‌دهد. اینطور نیست ولی در حوزه زعیم‌گریزی تبعیت و ریل‌گذاری می‌کنند

این افراد به دنبال آن هستند که آقا را ترور شخصیتی کنند. وقتی شکسته شد بعد سر او را ببرند. آن زمان کسی چیزی به آن‌ها نخواهد گفت. یکی از داستان‌هایی که ما در جریان مذهبی داریم، زعامت‌گریزی است. اعتراض هم می‌کنیم، بهانه می‌آورند. همین بهانه‌هایی که سیاسیون ما آوردند، همین بهانه‌هایی که برای انقلاب مظلوم ما می‌آورند.

برخی ممکن است بگویند این‌ها مداحان درباری هستند. کجای ما درباری است؟ ما کجا از دولت حقوق می‌گیریم؟ هدایایی را که مداحان وابسته به دستگاه شما می‌گیرند، کنار هدایای ما بگذارید. اصلاً قابل مقایسه است؟ خانه و ماشینی که شما دارید، کنار خانه و ماشین ما بگذارید، لباسی که می‌‌پوشید و …، اما اینقدر تبلیغات می‌کنند اگر کسی برای انقلاب سینه‌چاک کرد، همه بگویند او آدم درباری و مفت‌خور است.

این جریان نمی‌خواهد زعامت انقلاب اسلامی را بپذیرد. می‌گوید جریان امام حسین با انقلاب اسلامی فرق می‌کند و هنر، نباید سیاسی شود. شما تاریخ هنر را بخوانید. حداقل تاریخ شعرا را بخوانید. مگر شعر در تمام ادوار تاریخ، روشنگری نکرده است؟ حالا یک عده پول گرفتند در مدح یک شاه شعر گفتند، اما یک عده در مقابل ظلم شاه شعر گفتند. آن‌ها سیاسی نبوده است؟ یعنی شاعر صاحب اندیشه نیست، نمی‌فهمد و همینطوری شعر می‌گوید؟

 اختلاف ما با این‌‌ آقایان در بحث زعامت است؛ وگرنه چه کسی با سینه زدن، عزاداری و غذا دادن مشکل دارد؟ 

مداحی که در سیاست، صریح حرف می‌زند، کارد به استخوانش رسیده است

در زمینه مداحی سیاسی که اشاره‌ای هم کردید، خیلی‌ها می‌گویند اشکالی ندارد سیاسی باشد، ولی نباید رُک باشد. موافق این امر هستید؟

سیره اهل‌بیت همیشه اینطوری نیست که در آن صراحت نباشد. یک جایی سیدالشهدا در کربلا به طرف می‌گوید «یابن‌الدعی». با این عبارت، رگ و ریشه او را بیرون می‌آورد.‌ به او می‌گوید: «پسر زن چشم‌کبود» یعنی مستقیماً اشاره می‌کند. در خصوص سیاسی‌خوانی همیشه یک نسخه واحد وجود ندارد. یک جایی ممکن است فضا آنقدر تاریک و مه‌آلود باشد که شما باید مستقیماً نوری را بتابانید که این فضا باز شود و همه ببینند.

ما مداح اندیشه، اخلاق، رفتار و سکنات امام معصوم هستیم. مگر می‌توانیم در برابر ظلم ساکت باشیم؟ مگر الان می‌شود در مملکت ساکت ایستاد؟ بی‌تدبیری و مشکلات وحشتناکی که مردم با آن درگیر هستند، پاسخگو نبودن و بی‌خیالی مسؤولان را باید در لفافه بگوییم؟ آقای دولت و مجلس؟ در شهر زاهدان یک محله‌ای به نام ۵ تن آل‌عبا وجود دارد که‌ ۱۶ هزار شیعه در آن زندگی می‌کنند. بروید ببینید آنها چه می‌خورند؟

ما مداح اندیشه، اخلاق، رفتار و سکنات امام معصوم هستیم. مگر می‌توانیم در برابر ظلم ساکت باشیم؟ مگر الان می‌شود در مملکت ساکت ایستاد؟

این درست نیست که ما همیشه منتظر باشیم و در لفافه حرف بزنیم. نه! یک جاهایی لازم است مستقیماً صراحت لهجه وجود داشته باشد. اگر ما سیاسی نخوانیم به نفع چه کسی است که اینقدر سیاسی خواندن و سیاسی بودن را نجس می‌دانند؟ به نفع چه کسی است؟ 

سلبریتی‌های هنری و فوتبالیست‌ها به مشکلات که می‌رسند، می‌گویند هنر سیاسی نیست، اما شب انتخابات همه نظریه‌پرداز می‌شوند و از جایگاه‌شان استفاده می‌کنند. یک عده از ملت هم به عشق آنها بدون اینکه تحقیق کنند، بعضاً رای می‌دهند و نهایتاً این وضعیتی می‌شود که می‌بینید. طوری که که الان چپ و راست و اصلاح‌طلب و اصولگرا و بازیگر دارند فحش می‌دهند. یک عذرخواهی هم از مردم نمی‌کنند. یک بار هم بیانیه نمی‌دهند که بنده یک بار در سطح ملی سرنوشت یک کشور را به خاطر اینکه سلبریتی بودم، عوض کردم. مردم! من به شما قول می‌دهم از این به بعد در حوزه انتخابات دخالت نکنم. یک نفر از آنها این حرف را می‌زند؟ نه، چون غصه‌ای ندارند. قیمت ماشین او ۴ میلیارد است، او نمی‌داند آن ۱۶ هزار نفر در زاهدان چه غذایی می‌خورند؟

در صراحت سیاسی خواندن،‌ نگاه من این است که جاهایی لازم است و جاهایی هم آدم باید بررسی کند، ببیند، مشورت کند، مخالف و موافق را بسنجد و جلو برود.

پول روضه باید حلال بشد؛ والا برکت و روح آن از بین می‌رود

محرم امسال ماجرای نزدیکان و روابط مداحان و منبری‌ها با بعضی جریان‌های اقتصادی، حاشیه‌ساز شد. در خصوص روابط و ارتباطات مداحان به خصوص درباب تأمین هزینه‌ها چه روندی را درست می‌دانید؟

در کشور ما برای مساله ورزش که با سلامت مردم در ارتباط است، اصلاً موضوع هزینه‌ای نداریم. هزینه‌های چند صدمیلیاردی می‌شود اشکالی ندارد. کاملاً هم درست است. فضا و زیرساخت ورزشی در کشور ایجاد می‌شود، ولی تا در حوزه فرهنگ مخصوصاً حوزه فرهنگ مذهبی حرف می‌زنیم، یک چیزی از زهد را تعریف می‌کنند و با آن چوب ما را می‌زنند! 

شخصی در یک استانی کارگر پمپ ‌بنزین است که یک سال شب‌ها شیفت شب تا صبح کارگری می‌کند. با پول کارگری‌اش روضه برگزار می‌کند. حلال بودن پول‌ها خیلی مهم است

آقای پناهیان را به خاطر یک خانه می‌زنند؟! ایشان شرعاً‌ نمی‌تواند با کسی شراکت اقتصادی داشته باشد؟ بر چه مبنایی او را می‌زنند؟ دنیاطلبی! کدام دنیاطلبی؟ بعد شما وضع زندگی او،‌ لباس پوشیدن او را می‌بینید، این‌ها لاکچری‌باز نیستند و لباس مارک نمی‌پوشند. بعد ایشان توضیح داد و باز هم او را رها نمی‌کنند.

 واقعاً هیات هزینه ندارد؟ ما داریم تولید محتوای فرهنگی می‌کنیم. یک دهه در محیط باز مراسم محرم را برگزار کردیم. قبلاً موکت نمی‌خواستیم اما امسال ۱۵ برابر موکت خریدیم. جمعیت زیاد بود، در حسینیه می‌توانستیم با ۴ تا باند صدا را برسانیم، اما امسال مجبور شدیم باند اضافه کنیم. طبیعتاً هزینه‌ها در این گرانی چند برابر شده است. البته من اعتقاد دارم اگر به بانیان توجه نشود برکت و روح روضه از بین می‌رود.

من شنیدم شخصی در یک استانی، کارگر پمپ ‌بنزین است که یک سال شب‌ها شیفت شب تا صبح کارگری می‌کند، با پول کارگری‌اش روضه برگزار می‌کند. حلال بودن پول‌ها خیلی مهم است.

مداح باید برای تمام سنین و اقشار تولید داشته باشد

اخیراً چند کار استودیویی هم داشتید. این سبک جدیدی که مداحان به سمت آن در حرکت هستند، با چه هدف و رویکردی در حال انجام است؟

این کار جزو کارهای معنوی محسوب می‌شود. شما باید بدانید مردم وقتی فلان کار امام رضا علیه‌السلام را که در استودیو ضبط شده است گوش می‌دهند، یاد چه می‌افتند؟ حال و هوای آنها چگونه می‌شود؟ اگر به یاد امام رضا می‌افتند، اشکی جاری می‌شود، منجر به این می‌شود که بلیت بگیرد و به محضر امام برود.

مداحی یک کار تبلیغی است و کار تبلیغی باید تمام لایه‌ها را ببیند. شما باید برای تمام سنین، آن هم در این فضای اشباع‌شده موسیقی، تولید محتوا داشته باشید

مداحی یک کار تبلیغی است و کار تبلیغی باید تمام لایه‌ها را ببیند. شما باید برای تمام سنین تولید محتوا آن هم در این فضای اشباع‌شده داشته باشید. مگر الان هیات‌های ما استودیوهای بزرگ نیست. باندهای مخصوص وجود دارد. صدای مداح جدا و صدای سینه‌زنی جدا ضبط می‌شود. چرا این کار را می‌کنند؟ برای جذابیت بیشتر و ارائه کیفیت مناسب‌تر به مخاطب است. زمانی در هیأت با میکروفن چنگ می‌خواندیم. قبل‌تر با بوق‌های بزرگ و بی‌کیفیت می‌خواندند اما هم اکنون که کیفیت بهتر شده است، مردم بیشتر گوش می‌دهند.

نکته دقیق آن این است که استودیویی خواندن نباید موسیقی‌زده باشد؛ یعنی طوری نباشد که ما بگوییم این مداحی نیست خوانندگی است. اگر اینطوری شد به این انتقاد وارد است و باید جلوی آن ایستاد و بگوییم این کار را نکنید.

فیلمی از این مصاحبه را اینجا مشاهده کنید:

 

 

انتهای پیام/





منبع خبر

انتقاد ابوذر بیوکافی از بعضی مداحان/ خجالت نمی‌کشید جای مداح به شما «اگزوزی‌خوان» بگویند؟ بیشتر بخوانید »

روحانی: یکشنبه شاهد خبر خوش رفع تحریم‌های تسلیحاتی هستیم/ جنگ در روز صلح و صلح در روز جنگ اشتباه است

روحانی: یکشنبه شاهد خبر خوش رفع تحریم‌های تسلیحاتی هستیم/ جنگ در روز صلح و صلح در روز جنگ اشتباه است


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس، حجّت‌الاسلام حسن روحانی، رئیس‌جمهور، صبح امروز (چهارشنبه 23 مهرماه) در جلسه هیئت دولت با تسلیت ایّام عزاداری پایان ماه صفر، گفت: لازم می‌دانم از همه مردم متدین و فهیم و عاشق خاندان رسالت تشکر کنم که در دوران عزاداری اربعین همه استانداردها را مراعات کردند و علی‌رغم اشتیاقی که به زیارت امام حسین(ع) و راهپیمایی داشتند، راهپیمایی انجام نشد و عزاداری‌ها هم در چارچوب پروتکل‌های بهداشتی انجام گرفت.

وی افزود: از مردم خواهش می‌کنیم در ایام پایانی ماه صفر همچنان همه دستورات بهداشتی را مراعات کنند.

روحانی با بیان اینکه مردم عزیز ما از پیشوایان دینی خودشان همواره درس‌های مهمی را برای زندگی فردی و جمعی خود آموخته‌اند و می‌آموزند، تصریح کرد: با این حال باید نسبت به زندگی پیامبر بیش از آنچه انجام گرفته دقّت کنیم و درس‌آموزی کنیم.

وی ادامه داد: زندگی پیامبر که بالاترین شخصیت تاریخ انسانی است، اخلاقش پیام بود و زندگی‌اش الگو بود و در قرآن مجید با همین صفات توصیف شد. این پیغمبر نمونه، هم جنگ داشت و هم صلح. هم عملیات تهاجمی داشت هم عملیات تدافعی. این پیامبر روزهایی در جنگ پیروز شد و روزهایی دچار شکست. این پیامبر، حکومت را بر مبنای قانون و پیام و پیمان اداره کرد.

رئیس‌جمهور افزود: پیامبر اسلام پیامبری بود که وقتی با مردم مکه صلح کرد قرآن آن را فتح مبین نامید و بزرگترین پیروزی‌های پیامبر در سایه آن صلح بود، بیش از آنکه در میدان جهاد کسب کرده باشد. آنجا که توان کافی برای جنگ بود فرمان جنگ می‌داد و آنجا که تعداد دشمنان بیشتر بود فرمان دفاع می‌داد. در جنگ احزاب، خندق پیامبر در کنار قدرت ایمان در برابر دشمنان ایستادگی کرد.

روحانی با بیان اینکه تمام کفار و اهل کتاب در مدینه زمان پیامبر احساس امنیت می‌کردند و هیچ جایی را در جزیره العرب بر مدینه ترجیح نمی‌دادند، گفت: امنیت مردم در هر دین و مرام و سلیقه‌ای که بوده‌اند در کنار حکومت پیامبر حراست و حفاظت می‌شد. پیامبر همه سنن نادرست را زدود و از بین برد؛ تبخترهای نابجا،‌ غرورهای نابجا و آنچه که در آن جامعه نسبت به زنان و جوانان متأسفانه روا می‌شد و حتی به خود اجازه می‌دادند دختران را زنده‌به گور کنند، عظمتی همسان مردان به زنان داد و این کار کوچکی نیست. جامعه‌ای که دختر را ننگ می‌دانست به‌جایی رسید که تولد دختر را رحمت می دانست.

رئیس‌جمهور، امام حسن(ع) را پیرو پیامبر و امام صلح دانست و گفت: وقتی عده‌ای به ایشان اعتراض کردند که چرا پیمان صلح را امضاء کردی، امام حسن گفت جامعه اسلامی که شما ده نفر، بیست نفر نیستید؛ شما که همه دنیای اسلامی نیستید. من در مسجد برای مردم سخنرانی کردم دیدم اکثریت قاطع جامعه صلح می‌خواهند و من وقتی مردم این را می‌خواهند صلح را انتخاب می‌کنم. این راه امام مجتبی است؛ باید مرد جنگ باشیم به روز جنگ و مرد صلح باشیم به روز صلح. اگر در روز جنگ صلح کردیم و در روز صلح، جنگ کردیم، هر دو اشتباه است، به موقع باید بایستیم و به‌موقع، جنگ کنیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: یکشنبه هفته آینده مردم شاهد خبر خوش رفع تحریم‌های تسلیحاتی خواهند بود.

روحانی در ادامه با اشاره به اقدامات دولت گفت: ما در ۹۹/۹/۹ سامانه جامعه تجارت را افتتاح خواهیم کرد. این سامانه‌ای‌ است که من سال‌ها و ماه‌هاست که به دنبال آن هستم تا از روزی که کسی ثبت سفارش می‌کند تا مغازه‌ای که جنس در آن به فروش می‌رسد را مشاهده کنیم. دیگر بحث احتکار و اینکه جنس کجا رفته به پایان می‌رسد. تمام انبارها باید زیر سلطه این سامانه قرار گیرد. تمام اقدامات بانک مرکزی باید در چارچوب این سامانه قرار گیرد.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه مردم سه امتحان بزرگ را پشت سر گذاشتند، خاطرنشان کرد: جنگ تحمیلی اقتصادی سال ۹۷ که ادامه دارد، سیل ۹۸ در ۲۵ استان که آزمایش دیگری بود و کرونایی که پایان ۹۸ و در سال ۹۹ با آن درگیر هستیم سه آزمایش هم برای مسئولان و مدیران بود و هم برای مردم. بحمدلله مردم در این آزمون‌ها سربلند بیرون آمدند.

روحانی در ادامه گفت: هفته آینده برای ملت عزیز خبر خوشی داریم و آن را  تبریک می‌گوییم که ده سال تحریم ظالمانه تسلیحاتی، یکشنبه هفته آینده رفع خواهد شد. شما می‌دانید چهار سال بر سر این موضوع با آمریکا جنگیدیم و چهار سال بود این در و آن در می‌زدیم تا روز ۲۷ مهر اتفاق نیفتاد و اتفاق می‌افتد. این به خاطر ایستادگی مردم و تلاش همه مسئولان و دیپلمات‌های ماست.

وی افرود: آن‌هایی که می‌گوید برجام چه کرده، این یکی از کارهای برجام است، تحریم تسلیحاتی را برداشت. از یکشنبه می‌توانیم اسلحه را از هر که خواستیم بخریم و به هر کسی خواستیم بفروشیم؛ این یکی از اقدامات مهم دولت تدبیر و امید است. البته گاهی صبر و حوصله لازم دارد تا به همه نکات مورد توجه خود برسیم. البته این وسط یک شرّی در دنیا پیدا شد به نام حاکمان جدید کاخ سفید که این شرّ را بر سر همه آورد. افغانستان که کاخ سفیدنشینان هر روز می‌گفتند امنیت آن را تضمین می‌کنیم ببیند در این کشور چه خبر است.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه می‌دانیم مردم در فشار اقتصادی هستند، تصریح کرد: می‌خواهم به مردم عزیز اطمینان بدهم که دولت همه توان خودش را برای تأمین ارز مورد نیاز برای کالاهای مورد نیاز جامعه به‌کار برده و خواهد برد. دولت لحظه‌ای از درد و مشکل مردم و مصائب مردم غافل نیست. هرچه در توان داشتیم عمل کردیم.

روحانی با بیان اینکه دولت فقط شعار نمی‌دهد و آمارها گواه این سخن هستند، به ارائه عملکرد دولت در برخی حوزه‌ها پرداخت.

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری، متن کامل سخنان امروز روحانی در نشست هیئت دولت به این شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

در هفته پایانی ماه صفر و ایام رحلت پیامبر عظیم‌الشان اسلام(ص)، شهادت امام مجتبی (ع) و همچنین شهادت مولای ما حضرت علی بن موسی‌الرضا(ع)، هستیم لازم می‌دانم از همه مردم متدین و فهیم و عاشق خاندان رسالت تشکر کنم که در دوران عزاداری اربعین همه استانداردها را مراعات کردند و علیرغم اشتیاقی که به زیارت ابی‌ عبدالله‌الحسین داشتند، راهپیمایی و مجالس عزا، راهپیمایی به عراق انجام نشد و عزاداری‌ها هم در چارچوب پروتکل‌های بهداشتی انجام گرفت.

از مردم عزیز و عاشق خاندان رسالت تشکر و سپاسگزاری می‌کنیم و همچنین از مردم خواهش می‌کنیم که در ایام پایانی ماه صفر و ایام مصیبت و عزایی که در پایان ماه داریم همچنان همه دستورات بهداشتی را مراعات کنند.

مردم عزیز ما از پیشوایان دینی خود همواره درس‌های مهمی در زندگی فردی و جمعی آموخته‌اند و می‌آموزند اما نسبت به زندگی پیامبر عظیم‌الشان اسلام باید بیش از آنچه انجام گرفته، دقت و درس آموزی کنیم .

پیامبر بالاترین شخصیت تاریخ انسانی است نه قبل از او کسی به آن مقام آمد و نه بعد او کسی به آن مقام خواهد آمد. او اشرف مخلوقات بود ، اخلاق او پیام بود و زندگی او الگو بود و پیامبر در قرآن مجید با همین صفات توصیف شد وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ، او الگو و نمونه برای همه ما بود.

این پیغمبر الگو و نمونه، هم جنگ داشت و هم صلح، این پیامبر بزرگ تاریخ و مرد نمونه هم عملیات تهاجمی و هم عملیات تدافعی داشت، این پیامبر، روزهایی در جنگهایی پیروز شد و روزهایی دچار شکست شد، این پیامبر حکومت را بر مبنای قانون، پیام و پیمان اداره کرد، پیامبری بود که وقتی با مردم مکه صلح کرد قرآن آن را فتح مبین نامید. “إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا” و بزرگترین پیروزی‌های پیامبر در سایه آن صلح بود که به دست آمد و بیش از آنچه بود که پیامبر در میدان جهاد کسب کرد.

آنجایی که توان و نیروی کافی برای جنگ بود پیامبر فرمان جنگ می‌داد و آنجا که تعداد دشمنان و ابزار آنها بیشتر بود فرمان دفاع و تدافع می‌داد. در جنگ احزاب و خندق، پیامبر در پناه قدرت ایمان و پناه خندق در برابر دشمنان ایستادگی کرد. تمام کفار و اهل کتاب در مدینه احساس امنیت می‌کردند و هیچ جایی را در جزیره‌العرب بر مدینه ترجیح نمی‌دادند امنیت مردم در هر دین و مرام و سلیقه‌ای که بودند در کنار حکومت پیامبر حراست و حفاظت می‌شد.

پیامبر همه سنن نادرست را زدود و از بین برد، تبخترهای نابجا، غرورهای نابجا و آنچه که متاسفانه در آن جامعه نسبت به زنان و جوانان روا می‌شد و می‌دیدید که حتی به خود اجازه می‌دادند دختران را زنده به گور کنند، پیامبر عظمتی همسان مردان به زنان داد و این کار، کارِ‌کوچکی نیست. جامعه‌ای که دختر را ننگ می ‌دانست تبدیل شد به آنکه تولد دختر را رحمت می‌نامید و می‌دانست این دختر رحمت را در این خانه آورده، احترام پسران و دختران مساوی شد و عبادت هر دو یکسان شد و حقوق آنها حقوق عادلانه شد.

در دوران پیامبر جوانان مقام پیدا کردند و پیامبر یک جوانی ( اسامه) را به فرماندهی بزرگترین لشگر خود برگزید و به تمام اصحاب و یاران خود گفت که در برابر این فرمانده جوان باید تسلیم و تابع باشید.

پیامبری که در جامعه اعتدال را آورد و با این اعتدال بود که می‌بینیم قرآن امت ما را امت وسط نامید “وَکَذلِکَ جَعَلناکُ أُمَّةً وَسَطًا لِتَکونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ”  و عنوانی که قرآن برای مردم مسلمان زمان پیامبر  می‌پسندد اعتدال است و می‌گوید این امت امتی میانه و وسط است نه افراط و نه تفریط می‌کند.

پیامبر سنن نوین انسانی را در جامعه مستقر کرد، علم به عنوان ننگ بود و یک بزرگ قبیله برای اینکه چیزی می‌خواند یا می‌نوشت پیشخدمت مخصوص داشت و اگر او می‌خواست بخواند یا بنویسد این خواندن و نوشتن ننگ بود اما پیامبر علم و تزکیه را اساس فضیلت قرار داد.

پیامبر بهداشت و نظافت را به عنوان یک الگوی مهم برای مردم تثبیت کرد، الگویی که جامعه اروپا بعد از قرن‌ها به حمام نرفتن افتخار می‌کرد. لویی چهاردهم می‌گفت یک سال تمام است که بدن من آب ندیده و حمام نرفته ام و بعد از قرنها به اینها افتخار می‌کردند.

پیامبر آن روز نظافت و پاکیزگی و شستن حداقل پنج نوبت دست و صورت را برای نمازهای پنجگانه و در شرایطی غسل را برای مردم واجب کرد و در همه حال نظافت را به عنوان یک اصل برای مردم تبیین کرد، آزادی را، مشورت با مردم را مورد تاکید قرار داد و هیچ کار مهمی را بدون مشورت با مردم انجام نداد، “وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ”، این دستور خداوند به پیامبر بود.

اما در عین حال همین پیامبر با عظمت که هم پیامبر و هم حاکم است و هم بالاترین شأن و مقام را دارد حق ندارد ذره‌ای از قانون تخطی کند “لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلً إِذًا لَأَذَقْنَاکَ ضِعْفَ الْحَیَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ”، “به پیامبر گفت اگر از خط مستقیم هدایت کوچکترین تخطی را کنی به راست یا چپ منحرف شوی مسیر حق را ترک کنی تو در دنیا دو برابر عذاب می‌شوی، دو برابر در آخرت عذاب می‌شوی”. همه بر مبنای قانون از پیامبرش تا کوچکترین فرد در جامعه.

هیچ کس توفیق نیافته که در سلام بر پیامبر سبقت بجوید، در کوچه و بازار و مسجد، او بود که بر مردم سلام می‌کرد. همه می‌خواستند بر پیامبر سلام کنند اما پیغمبر بر همه آنها سبقت می‌جست، اصل تواضع و فروتنی در برابر مردم، ما باید تاریخ زندگی پیامبر را از نو بخوانیم و از نو تدریس کنیم. همه ابعاد این زندگی را مدنظر قرار دهیم.

بعضی‌ها فقط یک بعد زندگی پیغمبر را مدنظر قرار می‌دهند، “أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَبِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ”، مگر می‌شود انسان در یک مکتب یک بخش را قبول کند و یک بخش را بی اعتنا باشد؟ مجموعه اسلام درس زندگی ماست چه آنجا که می‌گوید جهاد و ایستادگی و چه آنجا که می‌گوید صلح، چه آنجا که می‌گوید برادری و چه آنجا که می‌گوید قاطعیت و چه آنجا که می‌گوید رحمت و نرمش در برابر دیگران، همه اینها مجموعه اسلام هستند مجموعه اسلام را از زندگی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام باید بیاموزیم به ویژه در این ایام که معطر این ایام به نام مبارک آن حضرت و روزهای پایانی زندگی مبارک پیامبر عظیم‌الشأن اسلام است.

ائمه هدی هم همچنین، از امام حسن (ع) هم باید یاد بگیریم. او امام صلح و امام پیوند بود او امامی بود که با ایجاد وحدت برای حفظ اساس اسلام گام برداشت. وقتی برخی از اصحاب امام حسن آمدند با زبان معترضانه که چرا قبول کردید و چرا صلح کردید؟ چرا در برابر طرف مقابل پیمان را امضا کردید؟ حضرت فرمود: “انی رأیت هوی معظم‌الناس علی الصلح”، گفت؛ جامعه اسلامی که شما 10 نفر نیستید شما 20نفری که اینجا پیش من آمدید دنیای اسلام نیستید من در مسجد برای مردم سخنرانی کردم و دیدم اکثریت قاطع جامعه صلح می‌خواهند و وقتی مردم این را می‌خواهند صلح را انتخاب می‌کنم. این راه امام مجتبی است، امام مجتبی به ما می‌آموزد مرد جنگ باشیم به روز جنگ و مرد صلح باشیم به روز صلح. اگر در روز صلح جنگیدیم و اگر در جنگ صلح کردیم هر دو خطا و اشتباه است. به موقع باید بایستیم و بجنگیم به موقع باید صلح کنیم.

و مولای ما علی‌بن‌ موسی‌الرضا(ع) که بر مبنای تدبیر عمل کرد، مولای ما که بر مبنای تدبیر ولایتعهدی را ولو با اکراه پذیرفت ولی فرمود من در هیچ امری دخالت نمی‌کنم، حضور او در خراسان و مرو چه تحول عظیمی در دنیای اسلام ایجاد کرد، او چه تبلیغی کرد، تنها نیشابور نبود که به استقبال امام هشتم شتافت با آن همه قلمدان‌ها و همه وسایل نوشتن، آن روز تا پیام او را بیاموزند و بنویسند. همچنین اهواز بود هر کجا امام رفت مردم به استقبال او شتافتند به خاطر علم و رفتار و اخلاقش، و او تدبیر و عقلانیت را به همه ما آموخت. او بود که فرمود: “لیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصِّیامِ وَ الصَّلاةِ”، او بود به ما فرمود “وَ إنَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّرِ فی أمرِ اللّه” ، فرمود عبادت این نیست که فقط نماز بخوانید یا فقط روزه بگیرید اصل عبادت فکر کردن و اندیشیدن و خردورزی در امر خدا و امور حق و در امور جامعه است. این بزرگانی که این ایام نام شریف آنها بیشتر برده می‌شود و در عزای آنها اندوهگین هستیم باید درسهای زندگی را از آنها بیاموزیم.

من در این فرصت می خواستم اینجا چند نکته را خدمت مردم شریف عرض کنم، اول اینکه در این ایام تلاش زیادی کردیم برای اینکه اقتصاد ما مسیر دیجیتالی را بپیماید و در یک بخش از این اقتصاد دیجیتال و زندگی دیجیتال در شرایط امروز کرونایی، تا آنجا که می‌توانیم باید تماس‌های حضوری را به حضور در فضای مجازی تبدیل کنیم، بحمدالله این هفته سامانه‌ای را افتتاح کردیم که همه مدارک تحصیلی دانشگاهی تحصیل‌کنندگان در این سامانه ثبت و ضبط شده است.

البته اطلاعات این سامانه از سال 92 به بعد آماده است، ولی به تدریج تکمیل می‌شود و می‌رود برای سال‌های قبل، دیگر نیاز نیست شخص این همه کپی مدرک لیسانس و فوق‌لیسانس را در کیف کند و هر جا می‌رود 4 تا کپی تحویل دهد و تازه آن شک کند و بگوید اصل‌اش را بیاور و تازه با دانشگاه‌ مکاتبه کند، هیچ چیز دیگری نیاز نیست، این سامانه، در اختیار همه است و هر که می‌خواهد با کدی که در اختیار جایی که نیاز است، می‌تواند همه تحصیلات او را کامل در این سامانه ببیند، این قدم مهمی بود که چندی بود دنبالش بودیم و دیروز بحمدالله این سامانه افتتاح شد.

سامانه دیگری که ان‌شاء الله در 1399.9.9.افتتاح خواهد شد، سامانه جامع تجارت خواهد بود و این سامانه ای  است که من سال‌ها و ماه‌هاست دنبال آن هستم تا از روزی که کسی ثبت سفارش می‌کند تا آن مغازه‌ای که آن جنس را به فروش می‌رساند بتوانیم در آن سامانه ببینیم.

گمرک، بخش‌های دیگر، انبارداری‌های دیگر، بحث احتکار، بحث اینکه این جنس کجا رفته و تمام انبارهای کشور، باید زیر سلطه این سامانه قرار بگیرد. تمام اقدامات بانک مرکزی باید در چارچوب این سامانه قرار بگیرد، همه دستگاه‌هایی که بنا بوده در طول این مدت تلاش کنند را دیروز مرور کردیم و امروز ان‌شاء الله برای آن دوستانی که خوب کار و تلاش کردند، تقدیرنامه ارسال می‌شود و از آنهایی هم که عقب هستند، سوال می‌شود چرا عقب هستند، بعضی از دستگاه‌های ما از برنامه عقب هستند.

کسی فکر نکند این مسأله اختیاری است، دولت الکترونیک یک وظیفه بزرگ برای همه ماست. آموزش و پرورش ما در داخل سامانه‌های مجازی امروز فعالیت می‌کند.بهداشت و درمان و سلامت در این سامانه فعالیت می‌کند. کسب و کار و رفاه مردم و آنچه خدمات برای مردم است باید داخل این سامانه بیاید.

آب و برق و گاز که جداگانه است، همه اینها در یک سامانه جامع جمع می‌شود، همه آنچه از طرف مردم باید پرداخت شود، الکترونیکی می‌شود. کار بزرگی بود که برای شفافیت، مبارزه با فساد، آرامش و راحتی مردم انجام گرفت.

در روز دوشنبه این هفته هم افتتاح مهمی داشتیم، متفاوت با سایر افتتاح‌ها و آن مربوط به همه کاری بود که در این 1.5 سال برای سیل فروردین 98 انجام شده بود.

این یکی از افتخارات بزرگ دولت است که در خسارت سیل بی‌نظیر سال 98 که 25 استان ما را گرفتار سیل کرد و 3، 4 استان با مشکلات بسیار بزرگ عظیم مثل خوزستان، لرستان، گلستان که مشکلات بسیار زیادی را پیدا کردند، کارهای لازم انجام شد.

تمام خانه‌ها و مراکز تجاری و جاده‌ها، ابنیه و مراکز تخریب شده ساخته شده است. فقط خانه‌ها و ابنیه مردم 157 هزار واحد بوده، که 66 هزار واحد از نو ساخته شده و حدود 99 هزار واحد دیگر هم ترمیم شده و همه ساختمان‌ها به مردم تحویل داده شده است.

15 هزار کیلومتر جاده اصلی، فرعی و روستایی در این مدت تکمیل شده است. این کار عظیم و بزرگی است که در کشور ما انجام گرفته است وخواهش می‌کنم دوستان با سایر کشورها مقایسه کنند، حتی در کشورهای پیشرفته ای که بلاهای طبیعی می‌آید. ببینند در چه مدت می‌توانند مردم را به خانه های خود  برگردانند. نه اینکه مردم به خانه خودشان برگشتند، مردم به خانه بهتر، مستحکم‌تر و به خانه ای‌ که بخاطر سیل به جای امن‌تر تغییر کرده برگشتند. دیدیم در زلزله کرمان آنجاهایی که چند سال پیش بنیاد مسکن ساخته بود. وقتی زلزله آمد آن ساختمان‌ها هیچ دست نخورد. ولی ساختمان‌های دیگر تخریب شد.

نه اینکه خانه ساخته شده بلکه خانه بهتر ساخته شده است. البته می‌دانم مردم ما زحمت فراوان و زجر فراوان کشیدند، همه کمک کردند و همه وارد عمل شدند همه نیروهای مسلح، نهادها، دولت، همه در کنار هم که از همه آنها سپاسگزاری و تشکر می‌کنم و تکرار می‌کنم 3  امتحان بزرگ برای مردم ایران بود، جنگ تحمیلی اقتصادی سال 97 که ادامه دارد، سیل سال 98 در 25 استان که آزمایش دیگری برای این مردم بود و کرونایی که از پایان سال 98 و در سال 99 درگیر آن هستیم. 3 آزمایش بزرگ، هم برای مسئولین، هم مدیران و هم برای مردم بوده است.

بحمدالله مردم ما در همه این آزمون‌ها سربلند بیرون آمدند و به ملت عزیز ایران این خبر خوش و تبریک را عرض می‌کنیم که 10 سال تحریم ظالمانه تسلیحاتی یکشنبه هفته آینده رفع خواهد شد و 27 مهرماه دیگر تحریم تسلیحاتی نداریم و شما مردم می دانید که 4 سال سر این با آمریکا جنگیدیم. 4 سال آمریکا به این در و آن در می‌زد برای اینکه روز 27 مهرماه اتفاق نیفتد اما چند روز دیگر این روز اتفاق خواهد افتاد.

این بخاطر ایستادگی مردم و تلاش همه مسئولین و دیپلمات‌های ما است. آمریکا موفق نشد. آنهایی که می‌گویند برجام برای ما چه کرده این یکی از کارهای برجام است که تحریم تسلیحاتی را برداشت. از یکشنبه می‌توانیم اسلحه‌مان را به هر که خواستیم بفروشیم و از هر که خواستیم اسلحه بخریم. این یکی از آن اقدامات مهمی بود که دولت تدبیر و امید انجام داد.

البته بعضی وقت‌ها صبر و حوصله لازم دارد تا به همه نکاتی که مورد توجه و مورد نیاز است برسیم.

البته این وسط یک شری به نام حاکمان جدید کاخ سفید در دنیا پیدا شد که این شر را نه بر سر مردم ما که بر سر همه آورد.

شما ببینید چه بلایی سر افغانستان آمده است. افغانستانی که کاخ سفیدنشین‌ها هر روز می‌گفتند امنیت افغانستان را تضمین کردیم و تضمین می‌کنیم. شما الان ببینید در افغانستان چه خبر است. ببینید غرب و شرق افغانستان دست کیست وشرایط بسیار خطرناکی که امروز در افغانستان با آن مواجه هستیم.

اینهایی که ادعا می‌کردند ما آمدیم داعش را در منطقه از بین ببریم. دیدیم چه کار کردند. آن مردم فداکار عراق و سوریه و عزیزان رزمنده ما بود که در کنار آنها جنگیدند و داعش را برکنار کردند.

آمریکا بگوید در سیاست خارجی در 4 سال گذشته یک موفقیت به دست آورده است همین یک موفقیت را بگوید کجاست . در تمام موارد شکست خورده است. در برابر ملت فلسطین، ملت عراق، ملت سوریه شکست خورده است. همه جا شکست خورده است و یک موفقیت ندارد جز با زور.

آن شرایطی که می‌بینید با لحن بی‌ادبانه که حتی مدیر یک جمع کوچک نیز از آن لحن و از آن کلمات استفاده نمی‌کند، نسبت به ملت بزرگ و شریف ایران سخن می گوید، معلوم است که ملت ایران اینها را عصبانی کرده و به زانو در آورده است.

و آخرین نکته من این است که مردم عزیز ما امروز در فشار اقتصادی هستند و می‌خواهم به مردم اطمینان بدهم و عرض کنم که دولت همه توان خودش را برای تأمین ارز کالای مورد نیاز جامعه به کار برده و به کار خواهد برد و لحظه‌ای از درد و مشکل و مصائب مردم، غافل نیست. هر چه در توان داشتیم عمل کردیم. در برابر کرونا، هر چه توان داشتیم عمل کردیم، کادر درمانی، پزشکان و پرستاران، نیروهای مسلح، مدیران و بخش‌های اقتصادی و شرکت‌های دانش‌بنیان ما هر چه توانستیم انجام دادیم و هر چه بتوانیم انجام می‌دهیم و به نوکری و خدمت برای مردم افتخار می کنیم.

از همه وزرا و مسئولین و از همه آنهایی که بار سنگین مسئولیت بر دوش دارند خواهش می کنم ، با قدرت و با همه توانمندی و با استمداد از روح پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص)، امام مجتبی(ع)، مولای ما علی بن موسی الرضا(ع)، این بار را به مقصد برسانیم و مشکل مردم را کاهش دهیم.

در این جا می‌خواهم بگویم دولت فقط شعار نمی‌دهد.چند نمونه آمار را در پایان سخن خود به آن اشاره می‌کنم. امسال گندمی که از کشاورز خریدیم نسبت به پارسال 7 درصد افزایش دارد. پس شرایط کشاورزی ما امروز بهتر است و حتی در تولید گندم ما نسبت به پارسال یک قدم جلو هستیم و خرید گندم ما 7 درصد افزایش پیدا کرده است.

در زمینه تولید و فروش و بسیاری از زمینه‌ها. مخصوصاً در زمینه صنعت رشد داریم و در این یک ماهی که گذشته نسبت به ماه مشابه پارسال در تولید 11 درصد و در فروش 14 درصد رشد داریم. در 6 ماهه اول امسال در بخش صنعت، 6.4 رشد و در فروش رشد 8 درصدی داریم.

در بخش های مختلف فولاد از 3  تا 9 درصد در این 6 ماهه نسبت به سال گذشته تولید اضافه داشتیم پس فقط نمی‌گوییم و در مقام عمل هم همه کارگران و کارگاه‌ها، کشاورزان، مدیران ما تلاش می‌کنند.

صادرات غیرنفتی ما در این یک ماه اخیر یعنی ماه شهریور نسبت به ماه مرداد 25 درصد افزایش پیدا کرده است. روند صعودی افزایش صادرات غیرنفتی شروع شده است. در سخنرانی چند هفته پیش هم اشاره کردم که در 6 ماهه دوم ان‌شاء الله شرایط ما بهتر خواهد شد و از لحاظ اقتصادی تلاش‌ها مستمرانه به نتیجه خواهد رسید.

درمورد تقاضای سرمایه‌گذاری. آنهایی که می‌گویند مردم خسته شده اند و می‌خواهند کشور را رها کنند و بروند و حرف‌های ناروایی می‌زنند، بدانند که تقاضای سرمایه‌گذاری در کشور ما در 6 ماهه امسال نسبت به 6 ماهه پارسال 37 درصد رشد دارد و  پروانه بهره‌برداری نسبت به پارسال 8 درصد رشد دارد.

درست است که مردم مشکلات دارند و احساس فشار و سختی می‌کنند اما به این آمار و ارقام هم توجه کنند که دولت با همه توان در سال جهش تولید تلاش می‌کند و به این تلاش ادامه می‌دهد.

 البته می‌دانم در تولید، صادرات غیرنفتی، مبارزه با کرونا و همه جا وقتی ما موفق می‌شویم که همه دست به دست هم دهیم و همدیگر را یاری و کمک کنیم و اگر در بحث کرونا مقرراتی می‌گذرانیم که این مقررات محدودیت‌ها را اضافه می‌کند، مردم ما بدانند فقط بخاطر سلامت خودشان و عزیزانشان است و فقط می‌خواهیم مردم در سلامت  بمانند، نمی‌خواهیم کسی اذیت بشود. این محدودیت‌ها جزو لوازمی است که برای سلامت لازم می‌دانیم.

ان‌شاء الله با کمک همدیگر در کنار یکدیگر دشمن ابرقدرت و صهیونیسم را شکست خواهیم داد و در تولید و فعالیت اقتصادی خداوند توفیق نصیب ما خواهد کرد، در مبارزه با کرونا هم ان‌شاء الله با کمک همه کادر درمان موفق خواهیم شد.

ان‌شاء الله

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انتهای پیام/





منبع خبر

روحانی: یکشنبه شاهد خبر خوش رفع تحریم‌های تسلیحاتی هستیم/ جنگ در روز صلح و صلح در روز جنگ اشتباه است بیشتر بخوانید »