امور خارجه فرانسه

آیا وعده‌های ناگهانی اروپا برای به رسمیت شناختن فلسطین واقعی‌اند؟

آیا وعده‌های ناگهانی اروپا برای به رسمیت شناختن فلسطین واقعی‌اند؟



بلال الشوبکی، استاد علوم سیاسی فلسطینی، می‌گوید وعده‌های اروپا برای به‌رسمیت‌شناختن فلسطین ناشی از ملاحظات امنیتی و فشار افکار عمومی است، نه تغییر در نگاه اخلاقی.

  • تور آنتالیا

سرویس جهان مشرق – رئیس دانشکده علوم سیاسی، دانشگاه الخلیل، در پایگاه اینترنتی “الجزیره نت” نوشت: پس از پایان یافتن کنفرانس راه‌حل دو دولتی در نیویورک و اعلام وزیر امور خارجه فرانسه مبنی بر فراخوان بین‌المللی برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین، سخن گفتن از اهمیت شناسایی‌های قبلی و آینده – چه قابل انتظار و چه احتمالی – شدت گرفته است.

به‌ویژه آن‌که این سخن‌گفتن هم‌زمان با تلاش فرانسه برای ایجاد اجماعی در سطح بین‌المللی در راستای تغییر واقعیت موجود در فلسطین صورت گرفت؛ به‌عبارتی، تلاش برای ابداع مسیری جایگزین جهت مواجهه با مسئله فلسطین، متفاوت از مسیر کنونی ایالات متحده.

با آن‌که این تحرک بین‌المللی برای شناسایی کشور فلسطین در مجموع از اهمیت برخوردار است و معنایی در تعارض با تلاش‌های مداوم دولت‌های پیاپی اسرائیل برای محو کامل مسئله فلسطین دارد، اما این تحرک در واقعیت میدانی، تأثیر محدودی دارد؛ آن‌هم به دلیل وجود چندین نقطه ضعف اساسی:

ذهنیت قیم‌مآبانه

هر بار که سخن از ضرورت تشکیل کشور فلسطینی بر پایه مرزهای چهارم ژوئن ۱۹۶۷ به میان می‌آید، کشورهایی که چنین فراخوان‌هایی ارائه می‌دهند، معمولاً این موضع را همراه می‌کنند با فهرستی از وظایف و اقدامات لازم که باید از سوی فلسطینی‌ها تکمیل شود؛ از جمله اصلاحات امنیتی، اداری و مالی.

می‌توان برای نمونه به «نقشه راه» ارائه‌شده در جریان انتفاضه دوم فلسطین بازگشت؛ و پیگیری کرد که چه شروطی می‌بایست از سوی طرف فلسطینی رعایت می‌شد تا مستحق تشکیل دولت شود. طبق این طرح، باید تا سال ۲۰۰۵ کشور فلسطین تشکیل می‌شد. در آن زمان، تشکیلات خودگردان به تعهداتش عمل کرد، اما اسرائیل به هیچ‌کدام از تعهداتش پایبند نماند.

امروز، دو دهه پس از آن تلاش، می‌بینیم که برخی بازیگران در جامعه جهانی همچنان به همان مسیر بازگشته‌اند و این‌گونه می‌گویند: فلسطینی‌ها باید ابتدا مجموعه‌ای از اصلاحات را – تحت نظارت خارجی – در زمینه‌های امنیت، اقتصاد، سیاست، مدیریت و حتی فرهنگ اجرا کنند.

در واقع، این‌ها گام‌هایی هستند که هدف‌شان ایجاد محیطی فلسطینی است که در هیچ سطحی با اشغال مقابله نکند؛ نوعی بازتولید سیاست‌های قیم‌مآبانه همراه با نگاه تحقیرآمیز آشکار که کشور فلسطین را نه به عنوان یک حق مسلم برای تعیین سرنوشت، بلکه به عنوان هدفی محتمل و مشروط در نظر می‌گیرد.

هرگونه طرحی که فلسطینیان را ملزم کند از تمام ابزارهای مقاومت خود – صرف‌نظر از شکل آن – دست بکشند، و آنان را به بازسازی جامعه‌ای وابسته، خسته از نظر اقتصادی، جداشده از تاریخ فرهنگی و سیاسی‌اش، و سازگار با تمامی اقدامات اسرائیل وادارد، آن‌هم تحت عنوان بسیار کش‌دار «اصلاح»، در واقع توان فلسطینیان را برای پیگیری حقوق‌شان از بین می‌برد.

و این در حالی است که از اسرائیل هیچ انتظاری نمی‌رود که به راه‌حل دو دولتی پایبند باشد، نه در سطح گفتار و نه در سطح عمل؛ به‌ویژه در شرایطی که جامعه بین‌المللی ابزارهای مؤثر برای اعمال فشار بر اسرائیل را از دست داده است.

بهره‌برداری تاکتیکی

یکی دیگر از کاستی‌های این روند آن است که برخی از دولت‌ها از آن به عنوان ابزاری تاکتیکی جهت اعمال فشار بر اسرائیل، در زمینه جنگ علیه نوار غزه، استفاده می‌کنند. مانند آنچه بریتانیا – به نقل از نخست‌وزیرش، کیر استارمر – اعلام کرد: اینکه لندن کشور فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت اگر اسرائیل جنگ علیه غزه را متوقف نکند، به روند الحاق در کرانه باختری پایان ندهد و به مسیر سیاسی حل دودولتی بازنگردد.

این‌گونه اعلام‌ها دو اشکال دارند:

اول: بُعد اخلاقی

در این‌که به رسمیت شناختن کشور فلسطین به عنوان امری قابل معامله با اسرائیل تلقی می‌شود؛ در حالی که این مسئله، موضوعی نیست که باید محل معامله و یا ابزار موقتی برای واداشتن اسرائیل به تغییر رفتار باشد.
در ظاهر ممکن است چنین موضعی به‌عنوان حمایت از خواسته‌ی فلسطینیان برای پایان جنگ تفسیر شود؛ اما در واقع نشان می‌دهد که اسرائیل موفق شده سطح خواسته‌های بازیگران مهم جهانی را از مرحله تلاش برای تأسیس کشور فلسطین – فارغ از رفتار اسرائیل – به سطح استفاده از ایده‌ی تشکیل کشور، صرفاً برای مهار تجاوزات اسرائیلی تنزل دهد؛ که البته آن‌هم بی‌نتیجه مانده است.

دوم: بُعد سیاسی

در این خیال‌پردازی که می‌توان از این طریق بر اسرائیل فشار آورد، در حالی که ابزارهای سنتی دیپلماتیک برای اعتراض و فشار – و نیز انواع فشارهای دیگر از جمله بازنگری در همکاری‌های اقتصادی، امنیتی و نظامی – نادیده گرفته شده‌اند.

در شرایطی که برخی کشورها همچنان سطح روابط دیپلماتیک خود با اسرائیل را حفظ کرده‌اند، و همکاری‌ها در زمینه‌های مختلف ادامه دارد، تهدید به شناسایی کشور فلسطین صرفاً تلاشی ضعیف برای رهایی از بار اخلاقی است که بر دوش آن‌ها قرار دارد؛ کشورهایی که دهه‌هاست با اسرائیل هم‌پیمان بوده‌اند و همچنان هستند.

نادیده‌گرفتن

نمی‌توان همه تحرکات بین‌المللی در زمینه به رسمیت شناختن کشور فلسطین را در یک سبد قرار داد؛ چرا که برخی کشورها پیش‌تر این کار را انجام داده‌اند، برخی دیگر بدون قید و شرط آمادگی خود را اعلام کرده‌اند، و کشورهایی هم هستند که شناسایی را به ارزیابی‌های آینده و متناسب با انتظارات‌شان – عمدتاً از طرف فلسطینی – موکول کرده‌اند؛ و برخی نیز آن را صرفاً به عنوان ابزار فشار بر اشغالگری به کار می‌گیرند.

اما تحرکی که مستحق بازخوانی انتقادی است، آن‌ چیزی‌ست که برخی کشورهای غربی این روزها آغاز کرده‌اند – مانند فرانسه و بریتانیا – به دلیل نقش مهم‌شان در سیاست بین‌الملل، روابط‌شان با اسرائیل، و در اختیار داشتن ابزارهایی که می‌توانند شناسایی سیاسی را به واقعیت‌هایی عینی بر زمین تبدیل کنند.

علاوه بر آنچه گفته شد، نوعی تساهل و بی‌تفاوتی جدی نسبت به رفتار اسرائیل در سطح سیاسی و میدانی وجود دارد. تهدید به به رسمیت شناختن کشور فلسطین در آینده، و تصور اینکه این گام برای مهار برنامه‌های اسرائیل در جهت نابودی امکان تشکیل کشور فلسطین کفایت می‌کند، چشم‌پوشی از واقعیتی‌ست که وزیر دارایی اسرائیل، بزالل اسموتریچ، آن را این‌گونه خلاصه کرد: «مهم آن است که وقتی زمان شناسایی فرا می‌رسد، هیچ‌چیز برای به رسمیت شناختن باقی نمانده باشد.»

از نظر سیاسی، دیگر پذیرفتنی نیست که موانع اسرائیلی در برابر راه‌حل دودولتی به دو شخصیت – بن‌گویر و اسموتریچ – خلاصه شوند. در غرب، با سهل‌انگاری، اسرائیل از مسئولیت افراط‌گرایی و نقض حقوق فلسطینی‌ها تبرئه می‌شود، و همه تقصیرها بر گردن این دو نفر انداخته می‌شود.

این همان سیاستی‌ست که دولت دموکرات قبلی آمریکا نیز پیش گرفت، زمانی‌که فقط برخی گروه‌های شهرک‌نشین را تحریم کرد، بی‌آن‌که کل پروژه شهرک‌سازی را به عنوان مسئولیت دولت اسرائیل در نظر گیرد.

در ژوئیه ۲۰۲۴، اکثریت اعضای کنست علیه تأسیس کشور فلسطین رأی دادند؛ از جمله برخی اعضا که خارج از ائتلاف حکومتی بودند. پیش از آن، در فوریه همان سال، ۹۹ عضو کنست به نفع موضع دولت در مخالفت با شناسایی یک‌جانبه کشور فلسطین رأی داده بودند. و حدود دو هفته پیش، یعنی در ژوئیه ۲۰۲۵، ۷۱ عضو کنست به نفع الحاق کرانه باختری رأی دادند.

به این معنا که این روند در حال گسترش بین‌المللی برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین، نباید به صرف فراخوانی برای راه‌حل دو دولتی محدود شود؛ فراخوانی که در منطقه‌های امن حرکت می‌کند، بدون اشاره به مانع اصلی یعنی نبود یک طرف اسرائیلی با وزن سیاسی قابل‌توجه که آماده اجرای این راه‌حل باشد. این در حالی‌ست که دو جریان بزرگ فلسطینی از نظر مردمی – یعنی فتح و حماس – با این راه‌حل مشکلی ندارند.

فتح از زمان توافق اسلو در سال ۱۹۹۳ بر آن تأکید دارد؛ و حماس نیز در سند سیاسی سال ۲۰۱۷ خود، در بند ۲۰، تأسیس دولت فلسطینی بر مرزهای چهارم ژوئن با پایتختی قدس و حق بازگشت آوارگان را به عنوان یک راه‌حل توافقی مشترک پذیرفته است.

پریدن از روی این حقایق سیاسی، و مطالبه اصلاحات «اداری، امنیتی، مالی» از سوی تشکیلات فلسطینی، گریز از مواجهه واقعی با ساختار کنونی سیاسی اسرائیل است؛ ساختاری که موانع آن فقط در رأی‌گیری‌های کنست خلاصه نمی‌شود، بلکه در صدها اظهار نظر رسمی و غیررسمی اسرائیلی نیز بازتاب یافته است؛ اظهاراتی که خواهان گسترش شهرک‌سازی در کرانه باختری، یهودی‌سازی کامل قدس، اسکان مجدد در غزه و کوچاندن فلسطینی‌ها هستند.

جنگی برای حذف موجودیت فلسطینی

در کنار این رفتار سیاسی که با ایده تشکیل کشور فلسطینی مقابله می‌کند، اسرائیل در عمل نیز به شیوه‌های مختلف – آشکارترین و خشن‌ترین آن‌ها، یعنی نسل‌کشی در نوار غزه – برای حذف موجودیت فلسطینی تلاش می‌کند؛ جنگی که هدفش کوچ اجباری فلسطینیان و جایگزینی آن‌ها با شهرک‌نشینان است.

سخت‌گیری اسرائیل در مذاکرات فعلی، تنها خرید زمان بیشتر است تا هر امکان مقاومت و ایستادگی در غزه از بین برود. بنابراین، این کنفرانس‌ها و بیانیه‌های دیپلماتیک درباره کشور فلسطین در برابر سیاست برنامه‌ریزی‌شده‌ی اسرائیل برای نابودی ایده کشور، بسیار کوچک و بی‌اثر جلوه می‌کنند.

پیش و هم‌زمان با این جنگ نسل‌کشی، اسرائیل اقدام به افزایش شهرک‌سازی، یهودی‌سازی گسترده در قدس، الخلیل و نابلس، و ساخت جاده‌های ویژه برای شهرک‌نشینان کرده است.

اما اخیراً و به‌ویژه در ماه مه ۲۰۲۵، گام‌هایی بسیار گسترده‌تر و سریع‌تر برای نابودی کامل مقومات دولت فلسطینی برداشته است؛ از جمله اعلام پروژه‌هایی برای ساخت ۲۲ شهرک جدید در جنین، قدس، رام‌الله، نابلس، الخلیل و سلفیت؛ گسترشی که چهره جغرافیایی کرانه باختری را دگرگون خواهد کرد.

این گسترش شهرک‌سازی همراه است با حملات فزاینده شهرک‌نشینان، به‌صورت فردی و گروهی و تحت حمایت ارتش، محدودسازی حرکت فلسطینیان، جلوگیری از عمران و کشاورزی در مناطق (ج)، گسترش محدودیت‌ها به مناطق (ب)، کاهش اختیارات تشکیلات و فرسوده‌سازی جامعه فلسطینی از نظر مالی.

تمام این‌ها در راستای نقشه‌های فعلی اسرائیل است؛ نه فقط برای از بین بردن راه‌حل دو دولتی، بلکه برای کاهش حضور فلسطینیان به کوچک‌ترین محدوده جغرافیایی ممکن.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آیا وعده‌های ناگهانی اروپا برای به رسمیت شناختن فلسطین واقعی‌اند؟

آیا وعده‌های ناگهانی اروپا برای به رسمیت شناختن فلسطین واقعی‌اند؟ بیشتر بخوانید »

مذاکرات مخفیانه انگلیس و فرانسه درباره اعزام نظامیان به اوکراین

مذاکرات مخفیانه انگلیس و فرانسه درباره اعزام نظامیان به اوکراین



یک مقام ناتو مدعی شد که انگلیس و فرانسه در حال انجام دادن مذاکرات مخفیانه‌ای درباره اعزام نظامیان خود به اوکراین برای تامین امنیت آن در صورت رسیدن به توافقی برای آتش‌بس هستند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از آن است که انگلیس و فرانسه، مخفیانه،‌ در حال مذاکره درباره چشم‌انداز اعزام نظامیان به اوکراین به منظور تامین امنیت آن در صورت انجام شدن یک توافق آتش‌بس هستند.

نشریه دیلی میل با انتشار این مطلب گزارش داد: یک مقام ارشد ناتو گفته مذاکراتی میان مقامات لندن و پاریس درباره یکی کردن رویکردهایشان برای اجرایی کردن یک توافق آتش‌بس در اوکراین در حال انجام شدن است که ممکن است شامل واداشتن اوکراین به واگذاری بخش‌هایی از قلمرو خود باشد.

به گفته این مقام ناتو که نمی‌خواست نامش فاش شود، یکی از احتمالات ممکن گشت‌زنی ائتلاف انگلیسی-فرانسوی در خط تماس میان اوکراین و روسیه است.

طبق گزارش‌های رسانه‌ای، پاریس و لندن در تلاشند گزینه‌هایی را برای سناریوهای مختلفی تدارک ببینند تا اگر دولت آمریکا از کشورهای اروپایی بپرسد که چطور می‌توانند مشارکت کنند، گزینه‌هایی برای حمایت از کی‌یف آماده کرده باشند.

به گفته این منبع مطلع، چنین اقدامی برای تضمین مشارکت کشورهای اروپایی در مذاکرات صلح میان اوکراین و روسیه در صورت میانجیگری «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور منتحب آمریکا لازم بود.

«ژانو نوئل بارو» وزیر امور خارجه فرانسه گفته است که فرانسه هیچ گزینه‌ای را درباره اعزام نظامیان رد نمی‌کند.

ترامپ در زمان فعالیت کارزار انتخاباتی خود از حمایت‌های چند میلیارد دلاری آمریکا از اوکراین انتقاد کرده و مدعی شده بود که در مدت ۲۴ ساعت به جنگ اوکراین پایان خواهد داد. اگرچه، ترامپ و تیم او جزئیاتی درباره برنامه خود در این زمینه ارائه نکردند.

تعبیر تحلیلگران از رویکرد فعلی ترامپ نسبت به موضوع اوکراین این است که اظهارات او نشان‌دهنده این است که اوکراین ممکن است مجبور به واگذاری بخش‌هایی از قلمرو خود به حاکمیت روسیه شود.

ترامپ «کیت کلاگ» را به عنوان گزینه نماینده ویژه دولت خود در امور اوکراین و روسیه برگزیده است که گفته می‌شود برنامه او برای حل‌وفصل درگیری‌ها در اوکراین، مبنای رویکرد دولت آتی ترامپ نسبت به این درگیری قرار خواهد گرفت.

طبق برنامه کلاگ، اوکراین ممکن است وادار به واگذاری بخش عمده‌ای از تصرفات روسیه به حاکمیت آن و توافق برای پیگیری نکردن عضویت در ناتو به مدتی طولانی شود.

در عوض، آمریکا به اوکراین کمک خواهد کرد «ساختار امنیتی بلند مدتی» را برای به کار بستن توانمندی‌های دفاعی آن در آینده ایجاد کند و بر درآمد فروش نفت روسیه مالیات وضع خواهد شد تا از آن به همراه کمک‌های مالی اروپا برای بازسازی اوکراین استفاده شود.

منبع: ایسنا

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مذاکرات مخفیانه انگلیس و فرانسه درباره اعزام نظامیان به اوکراین

مذاکرات مخفیانه انگلیس و فرانسه درباره اعزام نظامیان به اوکراین بیشتر بخوانید »

روسیه سفیر فرانسه را احضار کرد

روسیه سفیر فرانسه را احضار کرد



وزارت خارجه روسیه در بیانیه ای اعلام کرد که سفیر فرانسه در مسکو را احضار کرده است.

به گزارش مجاهدت از مشرق به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک، وزارت خارجه روسیه امروز چهارشنبه از احضار سفیر فرانسه در مسکو خبر داد.

در بیانیه صادره از سوی وزارت خارجه روسیه در این خصوص آمده است: این اقدام در اعتراض به اظهارات وزیر خارجه فرانسه درباره تلاش برای ترور مدیر مجموعه فرهنگی «خانه روسیه» در آفریقای مرکزای روی داده است.

به گزارش مجاهدت از رویترز، هفته گذشته «کاترین کلونا» وزیر امور خارجه فرانسه سخنان رئیس یک گروه روسیه را رد کرده بود که پاریس را به دلیل این حمله مقصر می دانست.

وزیر امور خارجه فرانسه در این باره گفته بود: این موضوع نمونه خوبی از تبلیغات روسیه است و تخیلی که گاهی اوقات این تبلیغات را توصیف می کند.

چند روز پیش، مسکو با ارسال نامه ای به وزارت امور خارجه آفریقای مرکزی خواستار انجام تحقیقات فوری و جامع درباره تلاش برای ترور مدیر مرکز فرهنگی روسیه در این کشور شده بود.

سفارت روسیه در این بیانیه اعلام کرده بود: وضعیت سلامتی مدیر مرکز فرهنگی روسیه پس از سوء قصد نافرجام پایدار اما وخیم است و نیاز به ورود اضطراری به مسکو دارد.

رئیس یک گروه روسی پیشتر فرانسه را به تلاش برای ترور رئیس دفتر نمایندگی فرهنگی روسیه در جمهوری آفریقای مرکزی متهم کرد که روز جمعه پس از باز کردن یک بسته پُستی حاوی بمب به بیمارستان منتقل شد.

سخنگوی سفارت روسیه در این کشور آفریقایی نیز در پی وقوع این حادثه گفته بود که «دمیتری سیتی» (Dmitry Syt) رئیس «خانه روسیه» بر اثر انفجار یک بسته از طرف یک فرستنده ناشناس، آسیب جدی دیده است.

بر اساس اعلام سفارت روسیه، «دمیتری سیتی» روز جمعه و پس از بروز این حادثه به بیمارستانی در «بانگی» پایتخت آفریقای مرکزی منتقل شد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

روسیه سفیر فرانسه را احضار کرد

روسیه سفیر فرانسه را احضار کرد بیشتر بخوانید »

غریب‌آبادی: فرانسه به وظیفه خود در مبارزه با تروریسم عمل کند

غریب‌آبادی: فرانسه به وظیفه خود در مبارزه با تروریسم عمل کند



معاون امور بین‌الملل قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران به اظهارات وزیر امور خارجه فرانسه واکنش نشان داد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، کاظم غریب‌آبادی، معاون امور بین‌الملل قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران، در واکنش به اظهارات وزیر امور خارجه فرانسه درخصوص دو نفر از محکومین و استفاده از تعبیر گروگان گیری توسط ایران و تهدید به اعمال فشار بر ایران برای آزادی آنها، گفت: تفاوت ایران با فرانسه در این است که ما با مجرمان وفق قوانین برخورد می کنیم، اما فرانسه از جانیان و تروریست ها حفاظت و پذیرایی می کند. حضور آزادانه و فعالانه برخی اعضای گروهک تروریستی منافقین در این کشور، موید این موضوع است.

غریب آبادی افزود: کشوری که از اتباعش برای جاسوسی و اقدامات مغایر امنیت ملی استفاده می کند و بعد برای آزادی آنها تهدید به تاثیر بر روابط و تهدید به اعمال فشار می کند، حق ندارد قیافه حق به جانب به خود بگیرد. فرانسه بدلیل اقدامات متعدد خود در نقض حقوق ملت ایران، بویژه در قضیه گروهک منافقین، بدهکار ملت ایران است و در جایگاهی نیست که برای نظام قضایی تعیین تکلیف کند.

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

غریب‌آبادی: فرانسه به وظیفه خود در مبارزه با تروریسم عمل کند

غریب‌آبادی: فرانسه به وظیفه خود در مبارزه با تروریسم عمل کند بیشتر بخوانید »