ماحصل سفر رئیسی به عراق برای جبهه مقاومت
ماحصل سفر رئیسی به عراق برای جبهه مقاومت بیشتر بخوانید »
به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق به نقل از مرکز مطالعات استراتژیک المستقبل، یمن از سال ۲۰۱۴ شاهد یک درگیری گسترده میان جنبش انصارالله و نیروهای وفادار به دولت «عبد ربه منصور هادی» رئیس جمهوری فراری این کشور بود که با مداخله نظامی عربستان سعودی در ۲۰۱۵ تبدیل یک جنگ بزرگ شد؛ جنگی ویرانگر که طی ۶ سال گذشته دهها هزار کشته و میلیونها نفر زخمی به جا گذاشت و بدترین فاجعه انسانی در جهان را رقم زد.
بیشتر بخوانید:
استراتژی جدید به جنگ یمن پایان میدهد؟
اکنون بعد از گذشت ۶ سال شمارش معکوس برای پایان این جنگ خونین آغاز شده است. وعدههای دولت جدید آمریکا به ریاست جمهوری «جو بایدن» درباره توقف حمایت از عربستان و امارات در جنگ یمن و نیز حذف نام جنبش انصارالله از لیست تروریسم فراخوانی برای پایان دادن به این جنگ بود. اما در این میان هر یک از طرفهای درگیر جنگ در تلاش برای کسب حداقل دستاورد و استفاده از کارت فشار علیه طرف مقابل هستند.
در این شرایط واشنگتن تماسهایی با عربستانی سعودی برقرار و بر لزوم متوقف کردن عملیاتهای نظامی علیه یمن و حرکت به سمت مذاکرات سیاسی جهت پایان دادن به این بحران تاکید کرده است. البته با توجه به شرایط پیچیده عربستان به نظر نمی رسد که سعودیها این خواسته آمریکا را رد کنند. این امر نشان میدهد که جنبش انصارالله یمن در نتیجه فشارهای مستمر علیه عربستان سعودی به ویژه پس از اقدام امارات متحده عربی برای جدا شدن از عربستان در جنگ یمن، موفق شد اراده خود را به سعودیها تحمیل کند.
در این زمینه رادیو مونت کارلو فرانسه گزارش داد، در صورتی که عربستان نیروهای خود را از یمن بیرون کشیده و به این جنگ پایان دهد که به معنای پیروزی انصارالله خواهد بود، نگرانی های زیادی از جانب سعودیها درباره احتمال شورشهای خطرناک در مرزهای جنوبی عربستان وجود دارد. البته این ترس سعودیها در زمان کنونی که نیروهای عربستان در خاک یمن حضور دارند اما نمیتوانند از خاک کشور خود در برابر حملات انصارالله جلوگیری کند نیز زیاد است.
اما بزرگترین نگرانی عربستان در این زمینه میتواند مربوط به آن باشد که این کشور گروههای بزرگی از نیروهای یمنی وفادار به منصور هادی را آموزش داده و تسلیح کرده است؛ نیروهایی که تجربه کافی در جنگ خیابانی دارند. بنابراین در صورت پایان جنگ که عملا هیچ دستاوردی برای مزدوران سعودی نداشت احتمال شورش این عناصر مسلح در مرزهای عربستان و یا حتی حمله آنها به خاک این کشور وجود دارد؛ به ویژه این که ریاض موفق نشد به هیچ یک از وعدههای خود در خصوص بهبود زندگی مردم جنوب یمن از نظر سیاسی و اقتصادی عمل کند.
بیشتر بخوانید:
طرح بایدن برای پایان جنگ یمن چیست؟
کارشناسان بینالمللی بر این باورند که عربستان در مدیریت جنگ یمن مرتکب یک اشتباه بزرگ استراتژیک شده است: توزیع سلاح میان جمعیت ۲۸ میلیون نفری یمن نگرانی بزرگی برای سعودی هاست. همانطور که انصارالله با حملات هوایی خود علیه مواضع سعودی که بارزترین آنها حمله پهپادی به تاسیسات نفتی آرامکو در سپتامبر ۲۰۱۹ بود نشان داد که این جنگ موجب شکوفایی و خودکفایی یمنی ها از نظر نظامی شده و همین امر اهداف عربستان در قبال یمن را تحت شعاع قرار می دهد.
عربستان سعودی پس از آغاز جنگ یمن با گرفتاری در یک باتلاق بزرگ نظامی پس از گذشت ۶ سال نتوانست انصارالله را شکست داده و صنعا را تحت کنترل خود درآورد. برخلاف آنچه که ریاض انتظار داشت نیروهای انصارالله به طور مداوم نفوذ خود را در شمال یمن گسترش داده و تبدیل به یک نیروی تاثیرگذار در منطقه شدهاند که طرفهای بین المللی آنها را به رسمیت می شناسند و اکنون میتوانند پای میز مذاکره بنشینند؛ آن هم در شرایطی که قادر به دفاع از امتیاز و منافع خود هستند. بنابراین بسیاری از تحلیلگران معتقدند با وجود ویرانیهای زیادی که جنگ یمن به بار آورد اما اگر این جنگ یک برنده داشته باشد آن هم انصارالله است.
درباره امارات متحده عربی باید گفت که این کشور هنوز در جنوب یمن حضور دارد و شرایط آن نسبت به عربستان بهتر است و حتی پس از پایان جنگ نیز حضور امارات در مناطق جنوبی یمن ادامه خواهد داشت.
با وجود این که بایدن برای حفاظت از سرزمینهای عربستان، به این کشور اطمینان داده است؛ اما قطع حمایت آمریکا از ریاض در جنگ یمن و وادار کردن آن به توقف این جنگ یک پیروزی نه تنها برای انصارالله بلکه همه اعضای محور مقاومت و در صدر آن جمهوری اسلامی ایران تلقی می شود که این اصلا به نفع ایالات متحده نیست؛ زیرا تعادل استراتژیک آمریکا در منطقه را به هم میزند. بر همین اساس کارشناسان انتظار داشتند که عملیات نظامی در یمن به طور موقت متوقف شود تا طرفهای درگیر این جنگ تحت فشار آمریکا وارد مذاکرات سیاسی شوند.
البته هنوز هیچ گونه اقدام عملی در خصوص پایان دادن یا توقف موقت جنگ یمن مشاهده نشده و بنابراین زمان مشخص می کند که آیا این بحران واقعا به زودی پایان خواهد یافت یا صرفا در حد گزارشهای رسانهای باقی میماند.
برندگان و بازندگان واقعی بحران یمن بیشتر بخوانید »
به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، مجلس نمایندگان آمریکا بامداد پنجشنبه (امروز) طرح استیضاح «دونالد ترامپ» رئیسجمهور این کشور را تصویب کرد.
«محمد عبدالسلام» سخنگوی انصارالله و رئیس هیأت ملی مذاکرهکننده صنعاء در واکنش به این موضوع گفت، کسانی که بر روی ترامپ و حمایت وی حساب باز کرده بودند و با وی وارد جنگهای ظالمانه شدند باید وضعیت رؤسای خود را مشاهده کنند و فورا تجاوز به یمن را به صورت کامل پایان دهند.
بر اساس گزارش شبکه «المسیره»، عبدالسلام افزود که راهحلهای ناقص دیگر فایدهای ندارد و باید به جنگ و محاصره به صورت کامل پایان داده شود.
ترامپ به اولین رئیسجمهور آمریکا تبدیل شد که برای دومین بار در زمان حضورش در کاخ سفید استیضاح میشود. این اولین بار در تاریخ ۲۴۴ ساله ایالات متحده است که مجلس نمایندگان این کشور، دو بار طرح استیضاح یک رئیسجمهور را تصویب میکند.
واکنش انصارالله یمن به تصویب طرح استیضاح ترامپ بیشتر بخوانید »
به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، ایمان محمدی* طی یادداشتی نوشت: پس از حدود سه سال کشمکش بین نیروهای جنوبی و دولت هادی در مناطق تحت کنترل ائتلاف عربی، در نهایت کابینه جدید هادی بر اساس توافق ریاض و با سهم مساوی از وزارتخانهها بین شمال و جنوب تشکیل شد. مشارکت مجلس انتقالی به عنوان اصلیترین مدعی تجزیه جنوب در حال حاضر و حضور آنها در دولتی که مدعی اتحاد و مخالف تجزیه یمن است نشان دهنده عدم جدیت این گروه برای پیگیری جدایی جنوب است. البته این رویکرد مجلس انتقالی ناشی از درک واقع بینانه نسبت به شرایط سیاسی، اجتماعی، داخلی و منطقهای است که باعث میشود ایده تجزیه جنوب، چندان عملیاتی به نظر نرسد ولی منافع امارات به عنوان حامی اصلی این جریان ایجاب میکند که بحث از تجزیه همچنان در مناطق جنوبی پیگیری شود.
سابقه ناخوشایند تجزیهطلبی
استانهای جنوبی و شرقی در یمن، کمتر از سی درصد جمعیت این کشور را در خود جای دادهاند و مابقی جمعیت در مناطق شمالی ساکن هستند. طبیعی است درحالی که جنوب یمن از منابع اقتصادی مهمی از جمله منابع نفت و گاز در حضرموت و شبوه و بنادر عدن و مکلا برخوردار است، گروههای سیاسی شمال یمن نسبت به تجزیه آن حساس باشند. علاوه بر اینکه نیروی انسانی و قدرت اقتصادی شمال، سد بزرگی در برابر این ایده تجزیه محسوب میشود. تلاش برای تجزیه و استقلال جنوب یک بار با پاسخ کوبنده احزاب، قبائل و جریانات سیاسی شمالی مواجه شده است.
هر چند وحدت یمن برای جنوبیها خاطره خوشی به دنبال نداشته و سرکوب قیام ۱۹۹۴م. و پس از آن محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی دولت صالح موجب بدبینی آنها به وحدت با مناطق شمالی یمن شده است ولی تجربهی دولت کمونیستی یمن جنوبی و سیاستهایی که آن دولت در قبال بافت قبایلی مناطق تحت کنترل خود در پیش گرفت نیز چندان خوشایند نیست. مصادره داراییها و اعدام سران قبایل در دولت یمن جنوبی و اقدامات اقتصادی مخالف با بافت قبایلی در آن دوره موجب شده است خاطره مثبتی از دولت یمن جنوبی در برابر بسیاری از مردم آن مناطق وجود نداشته باشد. هرچند اجحافهای سیستماتیک دولت صالح بر ضد جنوب وشرق یمن موجب شد روند محرومیت در این مناطق ادامه یابد که به اعتراضات عظیم مردمی در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹ ختم شد ولی نبود خاطره مثبت از تشکیل دولت مستقل در جنوب و قدرت و نفوذ احزاب شمالی نظیر اصلاح در بین مردم جنوب موجب شده است بین گروههای سیاسی تجزیه طلب اتفاق نظر وجود نداشته باشد.
اختلافات داخلی
یکی از مهمترین دلایل عدم توفیق انتقالی در پیگیری تجزیه جنوب را باید در عدم وحدت نظر بین گروههای سیاسی و اجتماعی جنوب یمن نسبت به ایده تجزیه جستجو کرد. مجلس انتقالی مدعی نمایندگی از خواست قاطع مردم جنوب یمن برای رسیدن به دولت مستقل است در حالی که اختلافات داخلی بین قبایل و گروههای سیاسی تا جایی است که هرگز نمیتوان چنین ادعایی را تایید کرد. پشتوانه اصلی مردمی انتقالی برای تجزیه بیشتر در استانهای جنوبی یمن به خصوص عدن، لحج و شبوه است در حالی که بخش مهمی از سرزمین، جمعیت و منابع مورد ادعای این گروه برای تاسیس دولت مستقل در استانهای حضرموت و المهره به عنوان استانهای شرقی یمن قرار دارد که نفوذ سیاسی و اجتماعی عمان در این مناطق موجب شده است رویکرد قبایل و گروههای سیاسی این مناطق در قبال تجزیه با انتقالی یکسان نباشد.
گروههای سیاسی این مناطق به دلیل سابقه تاریخی متفاوت و وجود حکمران های محلی تا پیش از تشکیل دولت یمن جنوبی در سال ۱۹۶۹ و سابقه بد جنوبی ها در این مناطق ترجیح میدهند قدرت سیاسی شمالیها را به عنوان عنصر کنترل کننده جنوبیها در این مناطق حضور داشته باشد. دولت عمان نیز که شرق یمن را حوزه نفوذ خود میداند ترجیح میدهد با استفاده از شمالیها که از دیرباز رابطه خوبی با مسقط دارند برای مهار همپیمانان جنوبی امارات استفاده کند.
دیگر معضل بزرگ تجزیه طلبان در جنوب یمن نفوذ حزب اصلاح در این مناطق است. فعالیتهای حزب اصلاح و اخوان المسلمین یمن در قالبهای مختلف نظیر خیریه و تبلیغات دینی تا فعالیت گروههای جهادی در استانهای ابین، شبوه و حضرموت موجب شده است این گروه به عنوان یک حزب اصالتا شمالی و مخالف تجزیه بدنه مردمی غیر قابل حذفی در استانهای جنوبی داشته باشد.
عدم حمایت منطقهای و بین المللی
تجزیه یمن برای قدرتهای منطقهای و بین المللی نیز مزیت چندانی ندارد و بالعکس میتواند تهدیدهایی را برای منافع آنها ایجاد کند و همین مسئله امکان حمایت آنها از ایده تجزیه جنوب را کاهش داده است.
برای سعودیها به عنوان موثرترین قدرت منطقهای در تحولات یمن تجزیه مساوی است با افزایش گرایشهای تجزیه طلبانه در این کشور که با توجه به اختلاف مذهب قبایل در منطقهی جنوب غرب و همچنین شمالشرق عربستان با مذهب حاکم میتواند مشکلات بزرگی برای امنیت داخلی عربستان به وجود بیاورد.
از طرفی تجزیه جنوب یمن موجب کاهش نفوذ سعودیها و در مقابل افزایش نفوذ امارات به عنوان حامی اصلی انتقالی در این منطقه میشود که طبیعتاً با منافع راهبردی سعودیها در تضاد است. ریاض معتقد است با تجزیه جنوب، و قرار گرفتن شمال تحت حاکمیت انصارالله ابزارهای کنترل خود بر دولت شمال یمن را تا حد چشمگیری از دست میدهد و به همین دلیل برای امکان کنترل جریانهای فعال در شمال به دنبال حفظ اتحاد یمن است.
جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یکی از قدرتهای صاحب نفوذ در یمن از ابتدای این بحران مخالفت خود را با تجزیه یمن به صراحت اعلام کرده است و این نکته در سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با آقای محمد عبدالسلام سخنگوی این جنبش در سال ۹۸ مورد تاکید قرار گرفته است.
غرب و دیگر قدرتهای اقتصادی جهان که اولویت اولشان در مورد یمن، امنیت آبراه بینالمللی خلیجعدن و تنگه بابالمندب است نیز تشکیل دولت مستقل در جنوب را زمینه بروز درگیری و ناامنی در یمن و در نتیجه کاهش امنیت این آبراه میدانند، به همین دلیل ترجیح میدهند یک دولت مقتدر و واحد، سرتاسر سواحل جنوب شبه جزیره عربستان با خلیج عدن و دریای سرخ را تحت سیطره داشته باشد تا این سواحل صحنه نزاع و درگیری گروههای محلی نشوند.
احتمالاً امارات تنها قدرت منطقهای مایل به تجزیه جنوب یمن است تا از این طریق بتواند منافع ژئوپولتیک و اقتصادی خود را در منطقه خلیج عدن و شاخ آفریقا تثبیت کند. مزیتی که برای عملیاتی شدن آن نیاز به تجزیه جنوب نیست و ایده دولت فدرال نیز میتواند آن را تامین کند. البته امارت در حال حاضر نیز با تسلط بر سواحل و بنادر جنوبی یمن، منافع خود را دنبال میکند ولی تداوم این منافع در جدایی و یا استقلال نسبی جنوب است.
بی اعتمادی
با توجه به مسائلی که گذشت میتوان نتیجه گرفت ریشه تاکید ماههای اخیر مجلس انتقالی بر تجزیه نه یک تلاش واقعی برای جدایی و تشکیل دولت مستقل بلکه یک رویکرد سیاسی – اجتماعی برای حفاظت از منافع امارات در برابر سعودیهاست. امارات که از آغاز تهاجم ائتلاف عربی به یمن در سال ۲۰۱۵ کنترل سواحل جنوب یمن را به دست گرفت موفق شد در منطقه ساحل غربی نیز کنترل بنادر مهم مخا و الحدیده را به دست گرفته و سهم خود از غنیمت جنگ یمن را بر روی زمین تثبیت کند. اختلافات پیش آمده بین عربستان و امارات موجب شد امارات در ۲۰۱۹م. اعلام کند که نظامیان خود را از یمن خارج خواهد کرد.
هرچند افسران اماراتی هنوز در نقاط مهمی از سواحل یمن همچون فرودگاه الریان مکلا، تاسیسات گازی بندر بلحاف و بندر مخا مستقر هستند ولی توان امارات برای حمایت از همپیمانان یمنی و تثبیت منافع خود در روندهای سیاسی آینده یمن تا حد قابل توجهی کاهش یافته است. به همین دلیل تنها تضمین ممکن برای تامین منافع امارات در روندهای سیاسی یمن پس از جنگ را میتوان در سیطره میدانی و حضور مستقل همپیمانان این کشور به عنوان یکی از اعضای مستقل مذاکرات یمنیـ یمنی در آینده دانست. ایدهای که با راهکار عربستان برای بازسازی و تقویت دولت هادی به عنوان عنصر مذاکره کننده با انصارالله برای تعیین تکلیف پرونده یمن در تضاد است.
از همین رو میتوان پیشبینی کرد که هرچه سعودیها با ابزارهای مختلف از جمله فشارهای سیاسی و اقتصادی، تلاش کنند که هرچه سریعتر دولت هادی را به سامان برسانند، امارات و مجلس انتقالی در مقابل سعی میکنند با ادامه کارشکنی در تثبیت دولت جدید هادی و ادامه وضعیت فعلی به معنی حفظ کنترل میدانی خود بر عدن، ساحل غربی و سقطری، خود را با دست پر به مذاکرات پایان جنگ یمن برسانند.
*اندیشکده مرصاد
جنوب یمن بین وحدت و منافع امارات بیشتر بخوانید »
به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، هشدار انصارالله یمن به رژیم صهیونیستی به چه معناست؟ انصارالله یمن به رژیم صهیونیستی هشدار داده در صورتی که رژیم جعلی اسرائیل، اقدام گستاخانهای انجام دهد که بر یمن تاثیر بگذارد، منافع اسرائیل و شرکای آن در دریای سرخ در تیررس ماست.
بیشتر بخوانید:
آیا انصارالله یمن از موشک اسرارآمیز خود رونمایی کرده است؟ +فیلم و تصاویر
انصارالله یمن اکنون نزدیک به ۶ سال است که درگیر جنگ ناخواسته است، جنگی که ائتلاف سعودی علیه مردم مظلوم این کشور به راه انداخته و هزران نفر از ساکنان این سرزمین در پی حملات سعودی به شهادت رسیده اند.
با وجود قدرت نظامی سعودی، یمنیها دست برتر را دارند، چرا که مقاومت آنها برگرفته از اعتقادات اسلامی و دینی است به همین جهت است که توانسته اند دشمن را ناکام بگذارند.
بیشتر بخوانید:
فشارها بر پامپئو برای تروریستی خواندن انصارالله یمن
در طول بیش از ۵ سال جنگ، مردم یمن توانستند سازمان نظامی و تسلیحاتی خود را ارتقاء دهند و اکنون به واسطه داشتن موشکهای دوربرد و پهپادهای انتحاری که در داخل این کشور و به دست ارتش و انصارالله یمن ساخته شده است، توانسته اند حساس ترین مراکز عربستان سعودی را هدف قرار دهند.
عربستان اکنون درمانده از جنگی است که علیه مردم مظلوم یمن آغاز کرده است.
در این جنگ نابرار کشورهای اروپایی و آمریکا سلاحهای مورد نیاز عربستان را تامین میکنند و البته نقش صهیونیستها را نباید نادیده گرفت.
بر اساس گزارشها، هواپیماها و خلبانان رژیم صهیونیستی بارها در حملات هوایی به خاک یمن مشارکت داشتهاند، اما اکنون که ارتش و انصارالله یمن به سلاحهایی دست یافتهاند که قادر است سرزمینهای اشغالی فلسطین را هدف قرار دهد، مشارکت مستقیم در جنگ علیه مردم یمن را متوقف کرده و سعی دارند با همکاری اماراتیها در جزیره سقطری واقع در جنوب یمن پایگاه نظامی مشترکی تاسیس کنند تا کشتیها را در تنگه باب المندب و شاخ آفریقا رصد کنند.
جزایر سقطری متعلق به یمن است و در نقطه ای استراتژیک در دهانه خلیج عدن قرار دارد.
اگرچه از نظر حقوق بینالملل اقدام امارات و رژیم صهیونیستی غیر قانونی است، اما نمیتوان از سازمان ملل و قوانین بینالمللی انتظار داشت که مانع ایجاد پایگاه نظامی مشترک رژیم صهیونیستی و امارات در جزیره سقطری شوند.
هدف ایجاد این پایگاه کنترل کشتیهایی است که از خلیج عدن عبور میکنند و وجود این پایگاه میتواند علاوه بر تشدید ناامنی و ایجاد خطر برای کشتیهای عبوری از خلیج عدن، ضریب درگیریها را نیز بالا ببرد.
ضمن آنکه تاسیس پایگاه نظامی مشترک در جزیره سقطری به محاصره یمن نیز شدت میبخشد.
تحولات منطقه نشان میدهد که صهیونیستها از اتفاقات آینده نه چندان دور هراس شدیدی دارند و با سیاست سازشی که اعراب با رژیم صهیونیستی آغاز کردهاند، سعی دارند تا جای پای خود را در منطقه محکمتر کنند.
رژیم صهیونیستی اگرچه تاکنون توانسته است با چند رژیم عربی در منطقه خلیج فارس روابط خود را عادی کند، اما نباید این نکته را نادیده گرفت که مردم رژیمهای سازشکار با رژیم صهیونیستی با حکام خود همراه نیستند.
در کنار این مؤلفه، باید قدرت جبهه مقاومت را نیز در نظر داشت.
در یمن انصارلله حضور دارد، در عراق حشدالشعبی و دیگر نیروهای مردمی و در کنار رژیم صهیونیستی، حزب الله قدرتمند سایه سنگین خود را بر سر این رژیم انداخته به گونهای که صهیونیستها جرات ندارند دست از پا خطا کنند و تنها کافی است که تحرکی از سوی ارتش صهیونیستی علیه حزب الله، انصار الله و حشد الشعبی صورت بگیرد، آنگاه است که شرایط برای این رژیم بسیار سخت و غیر قابل تحمل خواهد شد.
هشداری که یمنیها به رژیم صهیونیستی دادهاند جدی است، مقاومت یمن تاکنون ثابت کرده است که توان پاسخ به هرگونه حملهای را دارد و میتواند معادلات را تغییر دهد.
قطعا هر گونه حماقتی از سوی رژیم صهیونیستی با مشارکت امارات و سعودیها در دریای سرخ آتش جنگ بزرگی را در منطقه شعله ور خواهد کرد، جنگی که پایان خوشی برای رژیم اسرائیل نخواهد داشت.
انصارالله یمن، بلوف نمیزند، این موضوع در پاسخ به حملات سعودیها به اثبات رسیده است، خشم مردم یمن نسبت به صهیونیستها از خشم به سعودیها بیشتر است، کافی است بخشی از این خشم به سوی صهیونیستها هدایت شود آنگاه خواهند دید که چه بر سرشان خواهد آمد.
هشدار انصارالله یمن به رژیم صهیونیستی به چه معناست؟ بیشتر بخوانید »