فرمانده انتظامی بروجرد، گفت: با اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی، چهار عامل تیراندازی در این شهرستان دستگیر شدند.
به گزارش مجاهدت از مشرق، سرهنگ مهدی مهدوی کیا امروز شنبه در جمع خبرنگاران، اظهار داشت: طرح ارتقای امنیت اجتماعی و پاکسازی نقاط آلوده در بروجرد، پس از هماهنگی با مقام قضائی توسط چند اکیپ از پلیسهای تخصصی، کوپ و عوامل ستادی در سطح این شهرستان به مرحله اجرا درآمد.
وی، افزود: مأموران با برنامه ریزی مناسب و هدفمند طی ۷۲ ساعت گذشته موفق به کشف، ۳۸۵ قطعه لوازم یدکی خودرو به ارزش یک میلیارد ریال، دستگیری چهار نفر از عوامل تیراندازی، کشف پنج قبضه سلاح جنگی و شکاری و کشف ۲۷ فشنگ متعلقه، کشف ۱۲ تیغه سلاح سرد، جمع آوری ۹ نفر معتاد متجاهر و کشف مقادیری مواد مخدر صنعتی و سنتی و پلمپ یک واحد دندانپزشکی متخلف شدند.
فرمانده انتظامی بروجرد، توقیف ۴۱ دستگاه خودرو و ۲۰ دستگاه موتورسیکلت متخلف را از دیگر اقدامات این طرح عنوان کرد.
سرهنگ مهدوی کیا با بیان اینکه این گونه طرحها به صورت مستمر در سطح شهرستان ادامه خواهد داشت، گفت: متهمان برای سیر مراحل قانونی با تشکیل پرونده مقدماتی به مراجع ذی صلاح معرفی شدند.
منبع: مهر
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است
به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، حمید بناء, نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس در مطلبی نوشت:
مأمور تحقیق بعد از نیمساعت سین جیم و پرسوجو دفترش را بست. آمده بود دربارۀ امیرعلی محمدیان اطلاعات کسب کند. موقع خداحافظی احساس کردم یک چیزی هنوز توی ذهنش مانده و دل دل میکند که بپرسد یا نپرسد. آخر سر با یک مکث طولانی سوال کرد: «امیرعلی چرا میخواد بیاد تو سپاه؟» بدون معطلی جواب دادم این پسر فقط دنبال شغل نیست؛ دوست داره کار و زندگیش یه جوری باشه که بتونه بهتر و بیشتر یه دین و مردمش خدمت کنه.
موقع اعزام به سوریه صحت و صدق این پاسخ من دستکم به خودم ثابت شد. امیرعلی محل خدمتش را تغییر داد تا با اعزامش به منطقه موافقت بشه. وقتی خبر شهادتش در شهر پیچید گفتم خوش به حالش، میتونیم با همون لباس پاسداری دفنش کنیم اما حیف که پیکرش نیامد.
شهید جاویدالاثر مدافع حرم، امیرعلی محمدیان
شهید محمدیان پرورش یافتۀ مکتب پاسداری بود. تربیت شدۀ مرام و مسلک حاج حسین خرازی که سال ۶۲ دم شهادت از خدا وقت گرفت برای ماندن و خدمت کردن. دانشآموخته سبک زندگی حاج ابراهیم همت که همه چیزش برای خدا بود. و دانشجوی کلاس درس حاج قاسم سلیمانی که ظرفیتهای برونمرزی و فرامنطقهای سپاه را به دنیا معرفی نمود. پاسدارها جانشان در میآید برای حفظ انقلاب و آرامش مردمشان. لاأقل نود و چند درصدشان اینطوری هستند. یاد شهید شوشتری بخیر. همیشه لباس پاسداری اش را نشان میداد و میگفت مردم باید بفهمند که این لباس خدمته! دمش گرم … یکجوری خدمت کرد که اسم و رسمش تا ابد از دل و جان مردم وفادار و مهربان سیستان و بلوچستان بیرون نمیرود.
پاسدارها برای مردم جاده، نیروگاه، کارخانه و سد هم میسازند. مرزبانی میکنند. قدرت دفاعی کشور را افزایش می دهند. در حوزههای علم و دانش و فناوری صاحب کرسی و جایگاه جهانی هستند. خون میدهند برای خونی نشدن چشم و دل هموطنانشان. در سالهای اخبر صنعتگر هم شدهاند. سیل و زلزله بیاید، قبل از همه برای کمک به آسیبدیده ها پای کار حاضر میشوند. در بلای عظیم بم، اگر حاج قاسم و حاج احمد نبودند امکان کمکرسانی به زنده ماندهها به این سادگیها میسّر و فراهم نمیشد. این دو پاسدار خوشنام امکانات سپاه را به بم بردند برای هموار کردم مسیر امداد و نجات و اسکان مردم مصیبت زده. بهگفته شاهدان ماجرا در آن شبهای تلخ خواب به چشم سلیمانی و کاظمی نیامد. درست مثل روزهای دفاع. خلاصه اینکه پاسدارها جانشان در میآید برای حفظ انقلاب و آرامش مردمشان.
فعالیتهای سپاه پاسدارها از همان روزهای نخست انقلاب آغاز شد. این تشکیلات نوپا خیلی زود جای خودش را در ساختار حاکمیتی کشور پیدا کرد. در مقدمۀ قانون اساسی نام این نهاد ارزشی در کنار ارتش به این صورت آمده است: «در تشکیل و تجهیز نیروهای دفاعی کشور توجه بر آن است که ایمان و مکتب، اساس و ضابطه باشد، بدین جهت ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب در انطباق با هدف فوق شکل داده میشوند و نه تنها حفظ و حراست از مرزها بلکه با رسالت مکتبی یعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان را نیز عهدهدار خواهند بود». علاوه بر این تأکید قاطع و پرمغز، اصل یکصدوپنجاهم قانون حدود وظایف سپاه را اینگونه مشخص میکند: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا میماند.» شاید برای جوانها جالب باشد که یک برههای سپاه وزارتخانه هم داشت؛ با وظیفۀ پشتیبانی لجستیکی و اداری از سپاه پاسداران.
در دوران دفاع مقدس پاسدارها عملیاتهای بزرگی را طراحی و اجرا کردند. از فتحالمبین و بیتالمقدس گرفته تا خیبر و والفجر هشت و کربلای پنج. بیش از چهل و یک هزار پاسدار هم در ایام جنگ به شهادت رسیدند. تاریخ و فرهنگ دفاعمقدس با نام فرماندهان بزرگ سپاه گرده خورده است. با نام شهدای عزیزی همچون حسن باقری، احمد متوسلیان، کاظم رستگار، مهدی زین الدین، مهدی باکری، محمود کاوه، عبدالحسین برونسی، احمد کاظمی، علی چیت سازیان، حسین بصیر، محسن وزوایی و بزرگمرد آن روزها شهید محمد بروجردی. این آخری یکی از مهمترین عوامل جلب اعتماد مردم شهرهای کردنشین بود. بروجردی با اخلاص، صفا، تیزبینی و هوشمندی خاص خودش، کاری کرد که مردم شمالغرب کشور دوست و دشنمشان را بشناسند. حاج محمد آقا بروجردی تکرار شدنی نیست.
تفکر و مشی پاسداری در دهۀ نود جوانهای جنگ ندیده را به وسط معرکه کشاند. کپی برابر اصل! عیناً مثل همان چیزی که در دهۀ شصت دیده بودیم. اینجا هم چشم نوعروسی برای همیشه به در ماند تا داماد خودش را به مراسم ازدواج برساند. مادری وضو گرفت و پسرش را از زیر قرآن به مقتل فرستاد. پدری از غصۀ پسر دق کرد. مرد جوانی موقع رفتن چشمش را به روی ناز دخترکانش بست. آن یکی مفقودالأثر شد و …
پاسداری از اسلام درس عاشورا و قیام حضرت امام حسین علیه السلام است. دقیقاً همان چیزی که اسلام را زنده نگهداشته و خواهد داشت. سپاه علاوه بر آب و خاک باید از اعتقاد و اعتماد و امنیت مردم هم پاسداری کند. چه در حوزۀ جنگ نرم و نبرد فرهنگی و جبهۀ رسانهای و چه در میادین سخت نظامی. با این وصف تعجبی ندارد که گاه و بیگاه دشمن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را با تکنیکهای پیچیده و مدرن عملیات روانی تخریب کند.
حرف آخر اینکه پاسداری یک حرفه و شغل نیست؛ عشق و باور و این چیزها هم نیست! پاسداری از انقلاب اسلامی، تکلیفی است برای زمینهسازی ظهور اگر قدرش را بدانند و بدانیم.
گروه حماسه و جهاد دفاع پرس: روز جمعه ۲۰ شهریور سال ۶۰ ساعت یک بعد از ظهر، آیتالله مدنی بعد از اتمام نماز جمعه ایستاده بود. حجت الاسلام میرزا نجف آقازاده مشغول سخنرانی بود که شخصی به نام «مجید نیکو» از اعضای سازمان منافقین به سمت آیتالله مدنی رفته و او را به شهادت رساند. بنا به گفته شاهدان عینی در این لحظه، دو انفجار متوالی روی داد که متعاقب آن شهید مدنی به زمین افتاد. در این حادثه، حدود ۲۰ الی ۳۰ نفر مجروح و به بیمارستانهای تبریز منتقل شدند.
از دهخوارقان تا نجف اشرف
آیت الله سید اسدالله مدنی در سال ۱۲۹۳ در دهخوارقان دیده به جهان گشود. شهید مدنی در چهار سالگی، مادر و در ۱۶ سالگی، پدر خود را از دست داد و دوران کودکی را با رنج و سختی سپری کرد. در جوانی، به قصد کسب علم به قم عزیمت کرده و به تحصیل علوم دینی مشغول شد. وی در حوزه علمیه قم، پس از گذراندن مراحل مقدماتی، از محضر اساتید بزرگ فقه و اصول و فلسفه بهرهمند شد. مدت چهار سال نیز در محضر امام خمینی (ره) حضور یافت و از دروس فلسفه و عرفان و اخلاق امام (ره) استفاده کرد.
شهید مدنی، پس از مدتی به نجف اشرف هجرت کرده و در حوزه علمیه نجف، در کنار تکمیل تحصیلات عالی خویش، تدریس سطوح مختلف را شروع کرده و به دستور آیت الله سید محسن حکیم، کرسی تدریس لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه را به عهده گرفت و در زمان کوتاهی جزو اساتید معروف حوزه علمیه نجف اشرف، به شمار آمد.
سومین شهید محراب در درس خارج فقه آیت الله سید عبدالله شیرازی، آیت الله حکیم و آیت الله خوئی شرکت کرده، و از مراجع بزرگی از جمله آیت الله حکیم در نجف اشرف و آیت الله حجت کوه کمری و آیت الله خوانساری در قم، اجازه اجتهاد دریافت کرد.
مبارزه با بهائیت
بروجردی داماد شهید مدنی در خصوص مبارزه با بهائیت از سوی شهید مدنی روایت کرد: «ایشان احساس کرد که زادگاه اصلی (آذرشهر) در خطر محاصره اقتصادی فرقه ضاله بهائیت یعنی این مسلک و مرام استعماری صهیونیستی قرار گرفته، مراکز حساس شهر مانند کارخانه تولید برق و … به دست آنها افتاده است؛ لذا با بیانات آتشین خود مردم را علیه آنان بسیج کرد تا آنجا که مصرف برق آنها را تحریم و مردم از چراغهای نفتی استفاده میکردند. از این مهمتر آذرشهر که نزدیک به تبریز واقع شده است در آن زمان مقدار زیادی از نان تبریز را تامین میکرد، به دستور آیت الله مدنی مردم از فروش نان و مایحتاج زندگی به این فرقه خودداری میکنند و آنان مجبور میشوند از این شهر مذهبی و اسلامی کوچ کنند. به این ترتیب تب مبارزات ضد بهایی بالا میگیرد.
اما تمام این حوادث از طرف شهربانی وقت پیگیری میشود و شهید مدنی تنها عامل همه تحریکات ضد بهائی شناخته میشود. در نتیجه او را به همدان تبعید میکنند.
با آغاز مبارزات انقلابی در سال ۱۳۴۲ امام خمینی (ره) دستگیر و مدتها دور از شهر قم تحت نظر قرار گرفت. حکومت، غیرمذهبی جلوه دادن قیام و در نهایت اعدام امام (ره) را پیگیری میکرد. در این روزها آیت الله مدنی که از استادان نامی حوزه علمیه نجف اشرف به شمار میرفت از دستگیری امام (ره) اطلاع پیدا کرد و کلاسهای درس و بحث خود را تعطیل و به سوگ شهدای نهضت ایران نشست که تاثیر زیادی در تخریب وجهه خارجی حکومت محمدرضا شاه در پی داشت.
آیت الله مدنی نخستین کسی بود که در نجف به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام خمینی (ره) لبیک گفت و با تعطیل کردن کلاسهای درس خود در جهت تشکیل مجالس سخنرانی جهت افشای چهره رژیم پهلوی گام برداشت. وی در این زمان در نجف سردمدار جریان دفاع و پشتیبانی از نهضت امام (ره) به شمار میآمد و وقایع ایران را برای طلاب بیان میکرد.
آیت الله مدنی مسئولیت نماز جمعه تبریز را پس از آنکه آیت الله قاضی طباطبائی طی عملیات ترور گروهک فرقان به شهادت رسید، به عهده گرفته بود.