سالگرد بمباران شیمیایی سردشت کردستان، اولین شهر مسکونی قربانی تهاجم شیمیایی در جهان
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
سالگرد بمباران شیمیایی سردشت کردستان، اولین شهر مسکونی قربانی تهاجم شیمیایی در جهان بیشتر بخوانید »
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
سالگرد بمباران شیمیایی سردشت کردستان، اولین شهر مسکونی قربانی تهاجم شیمیایی در جهان بیشتر بخوانید »
به گزارش مجاهدت از گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، عملیات نصر ۵ یکی از عملیاتهای مهم ایران، در تیرماه سال ۱۳۶۶، بود که توسط نیروهای رزمندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقهی عمومی سردشت و بر روی ارتفاعات جنگلی بانی گدار انجام شد. استفاده از تاکتیکهای ویژهی جنگهای کوهستانی از خصوصیات بارز این عملیات بود. گفته میشود طراحی و چگونگی اجرا و انجام عملیات نصر ۵، به دست قرارگاه نجف و به فرماندهی شهید احمد کاظمی و قرارگاه قدس، در خرداد سال ۱۳۶۶، در محور ماووت (سلیمانیهی عراق) انجام میگیرد.
برای این منظور، لشکرهای ۲۷ حضرت رسول (ص) و لشکر ۷ ولی عصر (عج) در نظر گرفته شدند. اما با اطلاعات بهدست آمده از بررسی منطقهی عملیاتی، مشخص شد که این یگانها برای انجام عملیات مد نظر کافی نیستند و به توان بیشتری نیاز هست. از این رو، تصمیم فرماندهان نظامی ایران برآن شد تا منطقهی عملیاتی محدودتر گردد. بدین ترتیب ارتفاعات فرفری و کله قندی در جنوب ارتفاع دوپازا برای انجام یک تک محدود انتخاب شدند تا زمینه برای عملیات بعدی فراهم شود.
شایان ذکر هست که سلسلهارتفاعات دوپازا از بلندترین ارتفاعات منطقه (۲۷۹۱ متر ارتفاع و ۹ قله) به شمار میرود که در ۱۳ کیلومتری غرب سردشت و در نوار مرزی این منطقه واقع شده هست. تسلط این ارتفاعات بر روی عقبههای جبههی خودی و منطقهی عمومی سردشت، باعث اهمیتیافتن آن برای قوای نظامی عراق بود. در واقع اهمیت ارتفاعات دوپازا و نقش آن در تسلط نیروهای عراقی بر منطقه، موجب شده بود تا دور تا دور ارتفاعات منطقه، کانالی به عرض ۵۰ سانتی متر و به ارتفاع دو متر حفر گردد. افزون بر این، استفاده از استحکامات شامل سیم خاردار، مین و برخی مواضع دیگر خط پدافندی دشمن را بیشتر تقویت کرده بود.
فرماندهان نظامی ایران در جنگ تحمیلی نیز با توجه به اهمیت استراتژیکی منطقه، تصمیم به اجرای عملیات نصر ۵ گرفتند که مهمترین هدفهای تاکتیکی این عملیات عبارت بودند از: ۱. خارج کردن منطقهی عمومی سردشت از دید و تیر دشمن و در نتیجه، قطع آتش مؤثر دشمن روی منطقه، ۲. ایجاد خط مناسب پدافندی در طول مرز، ۳. به دست آوردن جاپای مناسب برای انجام عملیاتهای بعدی.
مهمترین تدبیر عملیاتی نیروهای نظامی ایران برای موفقیت در این عملیات، تقسیم سلسله ارتفاعات دوپازا به شمال و جنوب و توجه به جناحین عملیات با در نظر گرفتن جناح راست ارتفاع شاهین و جناح چپ یال صخرهای بود. از این رو، تصرف قلهی اصلی ارتفاع دوپازا، ارتفاع مقابل آن و ارتفاعات جنوبی به لشکر ۲۷ حضرت رسول (ص) و تصرف محور شمال قلهی اصلی دوپازا و یال ارتفاع بلفت در سمت خودی به لشکر ۳۱ عاشورا واگذار شد. این دو یگان پس از تصرف هدفهای خود موظف بودند به یکدیگر ملحق شوند. همچنین، مقرر شد تیپ ۱۸ الغدیر، یال صخرهای (که به تپههای جنگلی متصل میشد (تپه شاه مراد)) را تصرف کرده و جناح چپ عملیات را تأمین کند؛ سپس بر روی یال دوپازا با لشکر ۲۷ الحاق گردد. در این عملیات به تیپ ۲۹ نبی اکرم (ص) نیز در ابتدا مأموریت داده شد که ارتفاع شاهین در شمال دوپازا را تصرف کرده و سپس جناح راست عملیات را تأمین کند؛ اما پس از اطلاع قرارگاه از هوشیاری دشمن و تقویت این محور، انجام عملیات از آن محور منتفی و مقرر شد که در مرحلهی دوم، از تیپ ۲۹ نبی اکرم (ص) استفاده شود. در این مرحله، چنانچه لشکر ۳۱ عاشورا موفق به انجام مأموریت خود میشد، تیپ ۲۹ نبی اکرم (ص) بایستی از این موفقیت استفاده کرده و ارتفاع بلفت را تصرف میکرد.
در نهایت عملیات نصر ۵ در سوم تیرماه ۱۳۶۶، با رمز مقدس «یا زهرا (س)» در استان کردستان به دست نیروهای رزمندهی سپاه پاسداران آغاز شد و در جریان آن، علاوه بر آزادسازی دشت بوجار و تعدادی از روستاهای ایران که زیر دید و تیر مستقیم قوای دشمن بودند، یک گردان از تیپ پیاده از لشکر ۲۴ ارتش عراق و یک گروهان مکانیزه از همین تیپ منهدم شد و یک گردان از نیروهای جاش (نیروهای دفاع وطنی عراق) نیز به طور کلی منهدم گردید. همچنین راه نفوذ عناصر ضد انقلاب به داخل مرزهای ایران اسلامی در آن منطقه مسدود شد و حدود۲۰ کیلومتر از نوار مرزی تحت کنترل نیروهای نظامی ایران قرار گرفت.
نکته قابل ذکر در عملیات نصر ۵ آن بود که دشمن در این عملیات از سلاح شیمیایی استفاده کرده و علاوه بر صحنهی درگیری، شهر سردشت و چندین روستای مجاور آن را نیز بمباران کرد. چنانچه به فاصلهی چند روز از انجام عملیات نصر ۵ یعنی در هفتم تیر ماه ۱۳۶۶، هواپیماهای جنگی ارتش بعثی عراق چهار نقطهی شهر سردشت و سه نقطه در روستاهای اطراف آن را در استان آذربایجان غربی و در نزدیکی مرز عراق مورد حملهی ۶ بمب شیمیایی با گاز خردل و تاولزا قرار دادند. دو بمب در بازار و دو بمب دیگر به دو منطقهی مسکونی اصابت کرد و بقیه در باغهای مجاور شهر افتاد. در همان لحظات اولیه، ۱۲ نفر شهید و ۲ هزار نفر زخمی شدند. در آن زمان شهر سردشت کاملاً غیر نظامی و مسکونی بود و ۱۸ هزار نفر جمعیت داشت. اگرچه این شهر چند بار مورد حملهی هواپیماهای عراقی قرار گرفته بود، ولی هیچ کس تجربه و انتظار حملهی شیمیایی در آن ابعاد را نداشت.
ناآشنایی مردم با تبعات و آثار گاز خردل، آشنا نبودن مردم در مورد چگونگی مواجهه با سلاحهای شیمیایی و اصابت بمبها به بازار و مناطق پررفتوآمد شهری باعث افزایش شمار مصدومان و قربانیان این فاجعه شد. بر اساس آمارهای رسمی، ۸۰۲۵ نفر از این جمعیت در جریان این بمبارانها مصدوم شدند. ۳ هزار نفر از این افراد بهطور سرپایی درمان شدند و سپس مدتی را در روستاهای مجاور شهر سردشت سپری کردند؛ به این امید که آلودگی شهر با گذشت زمان مرتفع شود. ۱۵۰۰ نفر که حال وخیم تری داشتند، به بیمارستانهای خارج از سردشت اعزام شدند.
در پی بمباران شیمیایی سردشت، در روزهای هفتم و هشتم تیر ۱۳۶۶، سعید رجایی خراسانی، نمایندهی دائم ایران در سازمان ملل، ضمن گزارش حملات شیمیایی عراق به دکوئیار، دبیر کل سازمان ملل، درخواست کرد تا کارشناسان سازمان ملل برای تحقیق در این باره فوراً به ایران اعزام شوند. سرانجام در جلسهی ۲۹ تیرماه ۱۳۶۶، شورای امنیت قطعنامهی ۵۹۸ را با حضور نمایندهی عراق و در غیاب نمایندهی ایران به تصویب رسانید. در این قطعنامه در مورد استفاده از تسلیحات شیمیایی فقط در مقدمه به ابراز تأسف از نقض قوانین بشر دوستانه اشاره شده بود.
لازم به ذکر هست که پس از جنگ دوم جهانی و پس از بمباران هستهای هیروشیما در ژاپن، شهر سردشت نخستین شهر قربانی جنگافزارهای شیمیایی در جهان بود. متأسفانه این واقعه زمانی اتفاق افتاد که دانش پزشکی کافی برای مداوای مصدومان شیمیایی در ایران وجود نداشت. جهان نیز از تجربهی چندانی برای مواجه شدن با بیماریهای ناشی از سلاحهای شیمیایی برخوردار نبود.
در یازدهمین سالگرد فاجعهی سردشت کنوانسیون منع گسترش سلاحهای شیمیایی تدوین شد. این کنوانسیون بهشدت قویتر، محکمتر و گستردهتر از تعهدی هست که در پروتکل ۱۹۲۵ ژنو تنظیم شده بود و لذا راههای فرار استفادهکنندگان از تسلیحات شیمیایی را بسته هست. هواپیماهای عراقی، در طول دوران جنگ، بارها به سردشت حمله کردند.
اولین بار ۱۸ روز پس از آغاز جنگ تحمیلی این شهر با بمبهای ناپالم بمباران شد. ارتش عراق مجموعاً در طول دوران جنگ حدود ۶۰ بار این شهر را بمباران کرد. در این بین سال ۱۳۶۶ یکی از سالهای بسیار مهم، پرحادثه و سخت در دوران جنگ تحمیلی بود. در این سال حجم حملات ارتش عراق به مناطق مسکونی، مراکز اقتصادی، تأسیسات و پایانههای نفتی افزایش چشمگیری یافت. ارتش عراق به دلیل استفاده از سلاحهای شیمیایی علیه مردم غیرنظامی روزهای دشواری را برای مردم ایران در آن دوره رقم زد.
به هر حال جنگ تا پذیرش نهایی قطعنامهی ۵۹۸ در تیر ماه ۱۳۶۷، کماکان ادامه یافت و در آن مدت بر خسارات طرفین، بهویژه در ابعاد انسانی، به صورت جهشوار افزوده شد. در خاطرات هاشمی رفسنجانی نیز در خصوص پذیرش قطعنامهی ۵۹۸ توسط امام خمینی چنین آمده هست: «آنچه بیشتر از همه امام را قانع کرد تا به جنگ خاتمه بدهند، توضیح فاجعهی بمباران شیمیایی حلبچه و سردشت در تیر ماه ۱۳۶۶ بود که پیشبینی میشد در آینده شاهد استفاده از سلاحهای کشتار جمعی توسط صدامیان با چراغ سبز ابرقدرتها و حتی تکرار آن در شهرهایی مثل تبریز، اصفهان، قم و تهران باشیم که معلوم بود ما درچنان جنایاتی نمیتوانیم مقابله بهمثل علیه مردم عراق بنماییم.»
منابع:
حسین علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، جلد دوم، تهران:نشر مرز و بوم، ۱۳۹۵
حسین اردستانی، تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ تنبیه متجاوز، جلد سوم، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ۱۳۹۵
محمد درودیان، سیری در جنگ ایران و عراق؛ پایان جنگ، جلد پنجم، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ۱۳۸۰
محمد باقر نیکخواه بهرامی، جنایت جنگی؛ حملات شیمیایی عراق در جنگ با ایران، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ۱۳۹۱
اکبر هاشمی رفسنجانی، خاطرات سال۱۳۶۷؛ پایان دفاع و آغاز بازسازی، به اهتمام علیرضا هاشمی، چاپ پنجم، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب اسلامی، ۱۳۹۰
انتهای پیام/ 112
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
بازخوانی عملیات نصر ۵ و بمباران شیمیایی سردشت بیشتر بخوانید »
نوید شاهد: دکتر زینب مینا امیریمقدم، فوق تخصص قلب و عروق اطفال متولد 1322 که از سن 35 سالگی در جبهه حضور داشت، یکی از زنان دلاوری است که راهی میادین نبرد شد تا با تخصص پزشکیاش رزمندگان را مداوا کند. این بانوی مجاهد و ایثارگر درباره خاطرات آن روزهایش در بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک و روزهای پایانی سال 1366 که صدام شهر مرزی حلبچه کردستان عراق را به شدت بمباران شیمیایی کرد روایت میکند. در ادامه ماحصل گفتوگو خبرنگار نوید شاهد را با این بانوی پزشک و خواهر شهید میخوانید.

مینا امیری مقدم درباره حضورش در جبهه گفت: من نخستین فرزند خانواده مینا امیری مقدم بود که ضمن داشتن روحیه جهادی از همان آغازین روزهای جنگ به عنوان یک پزشک در خط مقدم حضور پررنگی داشتم. مدرک پزشکی را که از دانشگاه شهید بهشتی دریافت کردم؛ خود را موظف میدانستم تا با استفاده از تخصصی که دارم، کاری برای سرزمینم انجام دهم و نباید یک جا بنشینم و تماشا کنم.
اورژانس بیمارستان جرجانی
وی بیان کرد: سال 1357 پزشک عمومی شدم. اوایل زمستان همان سال با شدت گرفتن تظاهرات مردمی علیه نظام شاه، حدود 17 شبانهروز در اورژانس بیمارستان جرجانی روبروی پادگان نیروی هوایی ارتش مشغول درمان مجروحین درگیری بودیم. از آن روز به بعد در جبهههای مختلفی حضور داشتم و شاهد صحنههای دردناکی بودم.
بیمارستان نمازی شیراز
مینا امیری مقدم به خاطرات سختی که در بیمارستان نمازی شیراز گذرانده بود اشاره کرد و گفت: در اواخر سال 1362 که مصادف بود با عملیات خیبر در جبهه جنوب، به بیمارستان نمازی شیراز اعزام شدم. روزی که به بیمارستان نمازی شیراز اعزام شدم متوجه حضور حدود 90 مجروح شیمیایی در طبقه سوم آن بیمارستان شدم. زیرا دشمن علیه رزمندگان ما از گلوله و بمب شیمیایی در حد وسیعی استفاده میکرد.
وی ادمه داد: تمام مجروحین شیمیایی از شدت جراحت وارده، بدنهایشان تاول زده بود. به خاطر دارم یکی از مجروحین شیمیایی را که شرایط خوبی نداشت و به سختی نفس میکشید. تاول تمام ریهاش را پر کرده بود و جای نفس کشیدن نداشت. در ذهنم میدانستم که با آن شرایطی که دارد، شهید شدنش حتمی است! اما دلم آرام و قرار نداشت. تمام تلاشم را کردم تا کمی از دردی که تحمل میکرد را تسکین دهم. در هر صورت و به رغم همه تلاشهای تیم پزشکی، سحرگاه همان روز به دیدار حق شتافت. بعد از شهادت این شهید یکی از پرستاران پیش من آمد و گفت: «خانم دکتر! این مجروح فامیل شما بود؟» گفتم: «نه، این عزیزان همه پسرهای من هستند.»
بزرگترین جنایت انسانی در حلبچه
وی به روزهای پایانی ماموریتش در بیمارستان نمازی شیراز اشاره کرد و گفت: بعد از پایان مأموریتم به تهران برگشتم و تخصصم را به پایان رساندم. چند ماهی از سال 1363 گذشته بود که به عنوان استاد در دانشگاه شهید بهشتی استخدام شدم. سال 1366 در کنکور سراسری با پذیرش در مقطع فوق تخصص قلب کودکان پذیرفته شدم و تحصیلم را ادامه دادم.
مینا امیری مقدم درباره روزهای پایانی سال 1366روایت کرد: روزهای پایانی سال 1366 بود که صدام شهر مرزی حلبچه کردستان عراق را به شدت بمباران کرد و بیش از پنج هزار نفر از مردم بیگناه هموطن خودش را به طرز فجیعی به شهادت رساند. تنها چند دقیقه بعد از بلند شدن بوی سیب هولناکترین جنایت انسانی در حلبچه رقم خورد؛ صدام به مردم خودش هم رحم نکرد!
خدمترسانی به مجروحین در کرمانشاه
وی با اشاره به اینکه ما را برای خدمترسانی له مجروحین به بیمارستان شهید محراب کرمانشاه فرستادند، توضیح داد: بیش از یکهزار و پانصد مجروح شیمیایی تاول زده اعم از زن، مرد، کودک و نوزاد عراقی را از طریق مرز ایران به کرمانشاه آوردند. قرار شد آنها را در یک بیمارستان نیمه کارهای به نام شهید محراب بستری و درمان کنند. ما را برای خدمت به این مجروحین به آن بیمارستان فرستادند. وضعیت دلخراشی بود. پیرمردان سالخورده، زنان حامله و نوزادن شیر خواره که چشم و بدنشان تاول زده بود اشک همه را درآورده بود.
تقسیم کار درمان بین پرستارها
وی افزود: درمان را شروع کردیم. هشت نفر از پرستارهای خودمان را از بیمارستان امام حسین (ع) تهران آوردیم. کار درمان را بین پرستارها تقسیم کردیم. دونفر مخصوص چشم شدند، دو نفر مخصوص پوست، دو نفر آنتیبیوتیک میدادند و دو نفر هم مصدومین شیمیایی را شستوشو میدادند. مجروحین را دورتا دور میخواباندیم و من یک به یک آنها را ویزیت میکردم. آن روز از یکهزار و پانصد مجروح شیمیایی بدحال فقط یک نفر شهید شد که او نیز پیرمرد 86 سالهای بود که متأسفانه موفق نشدیم او را درمان کنیم. البته هر چند همه را درمان اولیه کردیم وآنان را به دیگر بیمارستانهای استانها منتقل کردند. ولی مطمئناً با آن شرایط وخیمی که داشتند برای سالهای سال گرفتار تنگی نفس بوده و خواهند بود. با پایان یافتن این مأموریت به تهران برگشتیم.
این گفتوگو ادامه دارد…
خبرنگار: آرزو رسولی
صدام با بمباران شیمیایی حلبچه به مردم خودش هم رحم نکرد بیشتر بخوانید »
گروه استانهای دفاعپرس ـ «منصور طیوری» استاد دانشگاه؛ حقوق بشر آمریکایی را باید ابتدا در شکلگیری این کشور جستجو کرد، وقتی تعداد زیادی از سرخ پوستان این سرزمین به خاک و خون کشیده شدند و از همان ابتدا آمریکایی جنایتکار پا به عرصه وجود گذاشت.
پس آمریکا با جنایت علیه انسانهایی به وجود آمد که صاحب اصلی سرزمین فعلی به حساب می آیند و حال سوال اصلی این است که آیا این صاحبان (سرخ پوستان) و به طور کل رنگین پوستان دارای جایگاهی واقعی هستند یا هر روز شاهد پایمال شدن حقوق اولیه، شکنجه و قتل یکی از آنها در این کشور به ظاهر آزاد هستیم. امروز پرچم حقوق بشر را رژیمی به دست گرفته که بزرگترین دشمن حقوق بشر است و تبعیض نژادی بزرگترین مسئله آن به شمار میرود.
نامگذاری هوشمندانه هفته حقوق بشر آمریکایی از سوی رهبر عظیم الشأن انقلاب در واقع هفته تبیین جنایتها و چهره واقعی آمریکا نسبت به مردم ایران و سایر کشورها برای نسل جدید است. در این تبیین، نفاق، دورویی و دروغگویی این مدعی کذاب حقوق بشر تشریح میشود.
در واقع نامگذاری حقوق بشر آمریکایی (به خصوص در تیر ماه) جنایت این رژیم خون آشام را نشان میدهد که مستقیم و غیر مستقیم در بسیاری از مصائبی که برای کشور عزیزمان رقم زده شده دست داشته است.
حقوق بشر آمریکایی یعنی سوءقصد و ترور نافرجام به جان رهبر معظم انقلاب اسلامی توسط گروهک تروریستی فرقان با حمایت آمریکا در سال ۱۳۶۰، بمب گذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی که منجر به شهادت دکتر بهشتی و هفتاد و دو تن ازیاران ایشان در سال ۱۳۶۰ شد، بمباران شیمیایی سردشت توسط صدام در تیر ۱۳۶۶ که مورد حمایت صد در صد آمریکا بود، ترور شهید کچوئی رئیس زندان اوین توسط منافقین در ۸ تیر سال ۱۳۶۰ ، ترور شهید آیت الله صدوقی امام جمعه یزد توسط منافقین در ۱۱ تیر ۱۳۶۰، شلیک موشک به هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران توسط ناو آمریکایی و شهادت ۲۹۰ مسافر بی گناه در ۱۲ تیر ۱۳۶۷.
دعوی ظاهری حقوق بشر آمریکایی در قلههای خودساخته آنان قرار دارد. ادعایی که حافظ منافع چپاول گران استثمارگر آمریکایی میباشد، اما حقیقت آن است که این حقوق بشر قلابی برای لابیهای قدرت و ثروت از قلههای پوشالی تا ذبحگاه حقوق دیگران تفاوت دارد.
امپراتوری رسانهای آنان برای فروریختن هویت و استقلال جوامعی که حکمرانی آنان بر اساس احکام و مبانی دینی بنا شده است از حربههای ضد دینی استفاده میکند. حربههایی مانند برهنگی زنان از عوامل شخصیت آزاد آنان قلمداد میشود. عامل تضییع حقوق زنان در جوامع دینی، دین و احکام آن نسبت به مردان است. زنان و دختران متدین به دلیل استفاده از حجاب، افسرده و محدود و در بند معرفی میشوند. پس حقوق بشر آمریکایی بسان لجن زاری با آرایشی غلیظ برای فریب افکار عمومی جهان است.
همچنین دست مزورانه حقوق بشر آمریکایی از آستین منافقین کور دل همواره بیرون زده که با ترور هفده هزار نفر از ملت شریف ایران ننگینترین جنایات را رقم زده اند؛ و این گروهک ضد بشر در اغتشاشات اخیر مدعی حقوق بشر بودند. کرمهایی که بیلچه باغبان، سوراخشان را در باغچه آلبانی در این چند روزه به هم زده است.
آمریکایی امروزین که به رئیس جمهور نفاخ و بی هوش و حواس مبتلا شده همان ابر قدرت مدعی حقوق بشری است که برای صدام ملعون مجوز قتل عام سردشت با بمبهای شیمیایی را صادر کرد و همچنین عزیزترین مردمان و شریفترین مومنان، سردار بزرگ اسلام حاج قاسم سلیمانی را به شهادت رساند که هرگز نمیتوان از این جنایت گذشت. پس حقیقت پلید و سیاس حقوق بشر آمریکایی میبایست همواره جلوی چشم باشد و به فراموشی سپرده نشود، اعتماد به آنها در هیچ سطحی رخ ندهد و چهره فاسد آمریکایی گم نشود و: افول آمریکا در حال رقم خوردن است.
انتهای پیام/
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است
حقوق بشر آمریکایی، از قله ادعا تا گودال قتلگاه بیشتر بخوانید »
به گزارش مجاهدت از گروه سایر رسانههای دفاعپرس، ایران یکی از بزرگترین قربانیان سلاحهای شیمیایی است. سلاحهایی که عموما توسط شرکتهای غربی ساخته شده و در دوران جنگ عراق علیه ایران در اختیار ارتش بعثی عراق قرار گرفت.
ارتش عراق در طول جنگ، بارها از این نوع سلاحهای شیمیایی علیه مردم و رزمندگان ایرانی استفاده کرد. روز گذشته سالروز بمباران شیمیایی شهر سردشت توسط ارتش عراق بود. امروز، ۸ تیرماه نیز، روز جهانی مبارزه با سلاحهای شیمیایی و میکروبی است.
به همین مناسبت در این اینفوگرافیک نگاهی به حملات شیمیایی ارتش عراق به ایران در طول جنگ داشتهایم.
گرافیک: پدرام آقایی
منبع: ایسنا
انتهای پیام/ ۱۳۴
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است
ایران بزرگترین کشور قربانی سلاح شیمیایی بیشتر بخوانید »