بهشت زهرا

بیستمین سالگرد «حاج محمدرضا آقاسی» برگزار می‌شود

بیستمین سالگرد «حاج محمدرضا آقاسی» برگزار می‌شود


به گزارش مجاهدت از گروه فرهنگ دفاع‌پرس، بیستمین سالگرد عروج خالق شیعه نامه «حاج محمدرضا آقاسی» بر سر مزار این شاعر، برگزار می‌شود. این مراسم با عنوان «آیینه کربلا نما» از سوی «دفتر گردآوری و تدوین آثار محمدرضا آقاسی» و با حضور خانواده، جمعی از هنرمندان، شاعران، دوستان و دوستداران آن فقید فرزانه، در کنار مزار آن شاعر دلسوخته، روز پنج‌شنبه ۸ خرداد از ساعت ۱۷ در قطعه ۲۵ شهدای بهشت زهرا (س) برگزار خواهد شد. 

زنده‌یاد استاد حاج محمدرضا آقاسی متولد ۲۴ فروردین‌ماه ۱۳۳۸، در سن ۴۶ سالگی در سوم خرداد سال ۱۳۸۴ در اثر عارضه قلبی آسمانی شد و در قطعه ۲۵ در کنار شهدا آرام گرفت.

 از این شاعر دلسوخته بالغ بر سه هزار بیت شعر در موضوعات مذهبی، اجتماعی، سیاسی و… بر جای مانده که در کتابی با عنوان «بر مدار عشق» در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته هست.

گفتنی هست؛ رهبر معظم انقلاب در پیام تسلیت درگذشت آقاسی، از وی به‌عنوان شاعری «آزاده و بسیجی» نام بردند و فرمودند: شعر روان و بامضمون و خوش‌ساخت آقاسی که بیانگر دل پاک و احساسات صادق و هنر خودجوش او بود بی‌شک دارای جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معاصر هست.

انتهای پیام/ 121

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

بیستمین سالگرد «حاج محمدرضا آقاسی» برگزار می‌شود

بیستمین سالگرد «حاج محمدرضا آقاسی» برگزار می‌شود بیشتر بخوانید »

پیاده‌روی ۲۰ کیلومتری با کتانی چینی

پیاده‌روی ۲۰ کیلومتری با کتانی چینی



یک گلوله به پهلوی چپم خورده و قمقمه‌ام را هم سوراخ کرده بود. آب قمقمه بدنم را خیس کرده بود و من فکر می‌کردم خون زیادی از بدنم خارج می‌شود. چشم‌هایم را بسته بودم و گمان می‌کردم در آستانه شهادت هستم.

به گزارش مجاهدت از مشرق، «سید محسن خوشدل» از جانبازان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که در واحد موشکی ضد زره به فعالیت می‌پرداخته، در بخشی از کتاب خاطرات خود به نام پروازهای بی‌بازگشت، به بیان خاطرات خود از عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر اشاره‌ کرده که به مناسبت ایام اجرای این عملیات غرورآفرین منتشر می‌شود.

بیست کیلومتر راهپیمایی کردیم با یک جفت کتانی

«در گردان انصار (لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله صل الله علیه و آله)، مرا به‌عنوان آرپی‌جی زن انتخاب نکردند. شاید قد و قواره کوچکی‌ام این توفیق را از من گرفت. یک اسلحه کلاشینکف تحویلم دادند و در یکی از دسته‌ها به‌عنوان تک‌تیرانداز سازماندهی شدم.

روزها را در دوکوهه، به آموزش نظامی و آمادگی جسمی می‌گذراندیم. پوتین‌هایم پوسیده و غیرقابل استفاده‌شده بود. به واحد تدارکات گردان مراجعه کردم. پوتین به‌اندازه پای من نداشتند. شماره پای من ۳۹ و نسبتاً کوچک بود. مسئول تدارکات گفت که برای پای تو کتانی داریم، اگر می‌پوشی، تقدیم کنم. یک جفت کتانی چینی برایم آورد. اوایل اردیبهشت ۱۳۶۱ ما را برای شرکت در عملیات بعدی (بیت‌المقدس)، راهی دارخوین کردند. در شرق رودخانه کارون اردو زدیم و در انتظار آغاز عملیات ماندیم.

کم‌کم پی بردیم که برای حمله به خطوط مقدم دشمن، بایستی از عرض کارون بگذریم و فاصله بیست کیلومتری تا جاده اهواز خرمشهر را پیاده برویم و در آنجا پدافند کنیم. من هم مانند باقی رزمندگان، از آمادگی نسبی برای شرکت در عملیات برخوردار بودم؛ اما فکر اینکه باید بیست کیلومتر راه را با کتانی تنگ چینی طی کنم، آزارم می‌داد.

غروب روز نهم اردیبهشت، آماده عبور از کارون بودیم. فرمانده گروهان ما اعلام کرد که با تاریک شدن هوا، نماز مغرب و عشاء را می‌خوانیم و حرکت می‌کنیم و تأکید کرد که کسی حق ندارد هنگام خواندن نماز، پوتین‌هایش را در بیاورد. اولین بار بود که با چنین موقعیتی روبه‌رو می‌شدم. پیش فرمانده رفتم و گفتم: «آخه نماز با کفش؟» گفت: بحث نکن و کارت رو انجام بده. من هم به‌ناچار برای اولین بار با کتانی نماز خواندم. بلافاصله بعد از خواندن نماز به ساحل کارون رفتیم. گروه‌گروه، سوار قایق‌ها شدیم و به آن‌طرف رودخانه رفتیم از قایق‌ها پیاده شدیم و آماده پیاده‌روی بیست کیلومتری.

یکی از فرماندهان در آنجا برایمان صحبت کرد؛ اما به‌جای آنکه از برنامه گردان و کاری که درصدد انجام آن هستیم بگوید، بیشتر به تهییج بچه‌ها و دادن روحیه به آنها پرداخت. خیلی نگذشته بود که راهپیمایی ما آغاز شد و ستون گردان انصار در دل تاریکی و در جهت غرب به سمت جاده آسفالت اهواز- خرمشهر، به حرکت درآمد. نیمه‌های شب بود و ما همچنان پیش می‌رفتیم. به ما گفته بودند که سنگرهای اصلی دشمن روی جاده است، اما امکان دارد در طول مسیر با سنگرهای کمین عراقی‌ها روبه‌رو شویم.

بیست کیلومتر راه کمی نبود. کم‌کم بعضی از بچه‌ها حین راه رفتن چرت می‌زدند؛ همین مسئله باعث می‌شد که گاه ستون نیروها قطع شود. در واقع افرادی که در حال چرت زدن بودند، راه را اشتباه می‌رفتند و در آن ظلمات نفر جلویی را گم می‌کردند. چنین وقت‌هایی فرماندهان، ستون را متوقف می‌کردند و پس از برطرف کردن مشکل، مسیر را ادامه می‌دادند.

به جاده که نزدیک شدیم صدای درگیری شدید و صفیر خمپاره‌های ریز و درشت به گوشمان می‌رسید. قبل از ما، گردان‌های دیگر با دشمن درگیر شده و آنها را از جاده اهواز- خرمشهر به عقب رانده بودند. به جاده که رسیدیم، اول از همه نشستم و بند کتانی‌هایم را باز کردم تا دلیل سوزش پاهایم را بدانم. پیاده‌روی طولانی باعث شده بود که پاهایم تاول بزنند؛ به حدی که خونابه کف کفش‌هایم را پرکرده بود. کمی تمیزشان کردم و دوباره آنها را پوشیدم.

وقت نماز صبح بود، نماز را کنار جاده خواندم. آنجا پشت خاکریز بلند کنار جاده مشغول استراحت و تجدیدقوا شدیم. هنوز هوا کاملاً روشن نشده بود که پاتک‌های دشمن برای بازپس‌گیری جاده شروع شد. گلوله‌های خمپاره و شلیک‌های مستقیم تانک امانمان را بریده بودند. به‌جز آنها، رگبار کالیبرهای مختلف از اطراف اذیتمان می‌کرد.

تا آن زمان در چنان هنگامه‌ای قرار نگرفته بودم. به‌درستی نمی‌دانستم که دشمن در کجاست و ما باید به کدام سمت شلیک کنیم. روبه‌رویمان دشمن بود؛ اما همه گلوله‌ها از روبه‌رو نمی‌آمدند. خاکریز کنار جاده، ارتفاع بلندی داشت و شبیه یک دژ بود. تیرتراش دشمن، لبه خاکریز را ناامن کرده بود.

مجروح شدن و انتقال به عقب

چهار دست‌وپا از خاکریز بالا رفتیم؛ چند تیر شلیک کردیم و پایین آمدیم. با فاصله کمی از ما، یک آرپی‌جی زن روی خاکریز قرار گرفت و موشکش را به سمت تانک‌های دشمن، شلیک کرد. به‌سرعت پایین آمد، موشک دوم را روی قبضه سوار کرد و خودش را به بالای خاکریز رساند؛ اما قبل از چکاندن ماشه، گلوله‌ای به او اصابت کرد و از بالای خاکریز غلتید و به زیر آمد. خشاب تفنگم را عوض کردم و از خاکریز بالا رفتم. هنوز چند تیر شلیک نکرده بودم که ناگهان در ناحیه پهلو احساس سوزش شدیدی کردم. تعادلم از دست رفت و از بالای خاکریز به پایین افتادم.

یک گلوله به پهلوی چپم خورده و قمقمه‌ام را هم سوراخ کرده بود. آب قمقمه بدنم را خیس کرده بود و من فکر می‌کردم خون زیادی از بدنم خارج می‌شود. چشم‌هایم را بسته بودم و گمان می‌کردم در آستانه شهادت هستم. شنیده بودم که هنگام شهادت، ائمه و ملائک بر بالین شهید، حاضرشده و او را تا بهشت مشایعت می‌کنند. انتظار من البته فایده‌ای نداشت و اتفاقی نیفتاد. متوجه شدم که عده‌ای سراغم آمده‌اند و مشغول بستن زخمم هستند. جراحتم عمق چندانی نداشت و گلوله قسمت نرمی پهلویم را شکافته بود. کار امدادگرها که تمام شد، تنهایم گذاشتند تا آمبولانس بیاید و به عقب منتقلم کند.

خط تقریباً آرام شده و دشمن از مواضعش عقب نشسته بود. نمی‌دانم چرا، ولی در همان حال چفیه را روی سر انداختم و خوابم برد و عجب خواب شیرینی. شاید علت اصلی‌اش، خستگی ناشی از بیست کیلومتر راهپیمایی باآن‌همه تجهیزات بود. در بیمارستان صحرایی، رسیدگی‌های اورژانسی انجام گرفت و مرا به اهواز فرستادند. ازآنجاکه مجروحان پرشمار بودند، بسیاری از آنها را به شهرهای دور و نزدیک منتقل می‌کردند. پس از معاینات ابتدایی، مرا هم به فرودگاه بردند و به اصفهان فرستادند.

به مدت بیست روز در بیمارستان شریعتی اصفهان بستری بودم. در این مدت، خانواده و دوستان و آشنایان را از وضعیتم مطلع نکردم. دوست نداشتم که بی‌جهت نگران شوند و به اصفهان بیایند. روز اول خرداد بود که از بیمارستان مرخص شدم. از طرف واحد تعاون بسیج، یک دست لباس و مبلغی پول به من دادند. برایم بلیت گرفتند و من با اتوبوس راهی تهران شدم و در تهران، مستقیم به خانه رفتم.

من روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱، مصادف با اولین روز عملیات بیت‌المقدس، مجروح شدم؛ اما خبر آزادسازی خرمشهر را در تهران و در روز سوم خرداد شنیدم. همان روز به بهشت‌زهرا(س) و سر مزار حسین فراهانی رفتم. او از دوستان هنرستان و از بچه‌های مکتب الصادق(ع) بود. حسین در عملیات فتح المبین به شهادت رسیده بود و من نمی‌دانستم. یک روز عکسش را روی دیوار دیدم و شوکه شدم. در بهشت‌زهرا(س)، یک دل سیر اشک ریختم و با حسین عهد کردم که تا آخر، در جبهه می‌مانم و نمی‌گذارم که خونش پایمال شود.»

منبع: دفاع پرس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

پیاده‌روی ۲۰ کیلومتری با کتانی چینی

پیاده‌روی ۲۰ کیلومتری با کتانی چینی بیشتر بخوانید »

مشکل احداث آرامستان‌های جدید در تهران چیست؟

مشکل احداث آرامستان‌های جدید در تهران چیست؟



رئیس شورای شهر تهران گفت: مخالفتی با ایجاد آرامستان‌ها صورت نگرفته، اما مشکل اصلی در این زمینه، مربوط به حریم تهران است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران امروز اظهار کرد: مخالفتی با ایجاد آرامستان‌ها صورت نگرفته، اما مشکل اصلی در این زمینه، مربوط به حریم تهران است.

وی افزود: متأسفانه با نامه‌ای که معاون وزیر کشور به استاندار نوشت و استاندار نیز آن را ابلاغ کرد، بار دیگر ساخت‌وسازهای غیرمجاز، تجاوز به اراضی عمومی و بی‌برنامگی‌ها آغاز شده است.

رئیس شورای شهر تهران گفت: در هر صورت، کشمکش‌هایی در نقاط مختلف مانند مناطق ۱۵، ۱۷ و ۱۸ که دارای حریم گسترده‌ای هستند، وجود دارد و این موضوع باعث بروز تنش‌هایی میان شهرداری مناطق و شهرداری‌های مجاور حریم شده است.

وی ادامه داد: در حال حاضر نوعی بلبشو به‌وجود آمده و نمی‌دانیم از صدور این بخشنامه چه نتیجه‌ای حاصل خواهد شد، اما قطعاً نفعی برای مردم ندارد و تنها به سود برخی بساز و بفروش‌ها، زمین‌خواران و کارخانه‌داران خواهد بود!

چمران اضافه کرد: با این حال، تماس‌هایی با هیئت دولت برقرار شده و در جلسات شهرداران مناطق با وزیر کشور و استاندار نیز توضیحاتی ارائه شده است؛ امیدواریم این موضوع به‌زودی حل‌وفصل شود.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

مشکل احداث آرامستان‌های جدید در تهران چیست؟

مشکل احداث آرامستان‌های جدید در تهران چیست؟ بیشتر بخوانید »

فیلم/ ترافیک پرحجم در مسیرهای منتهی به بهشت زهرا

فیلم/ ترافیک پرحجم در مسیرهای منتهی به بهشت زهرا



معاون اجتماعی و فرهنگ ترافیک پلیس راهور تهران از ترافیک پرحجم در مسیرهای منتهی به بهشت زهرا در آخرین جمعه سال ۱۴۰۳ خبر داد.

  • راحتیران - استیکی سایت


دریافت
1 MB

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

فیلم/ ترافیک پرحجم در مسیرهای منتهی به بهشت زهرا

فیلم/ ترافیک پرحجم در مسیرهای منتهی به بهشت زهرا بیشتر بخوانید »

ورود به بهشت زهرا(س) درپنجشنبه و جمعه پایان سال شبانه روزی شد

ورود به بهشت زهرا(س) درپنجشنبه و جمعه پایان سال شبانه روزی شد



ورود به آرامستان بهشت زهرا(س) طی روزهای پنجشنبه و جمعه پایان سال شبانه روزی شد.

  • راحتیران - استیکی سایت

به گزارش مجاهدت از مشرق از خبر روز چهارشنبه روابط عمومی سازمان بهشت زهرا(س) با هدف تسهیل در تردد زائرین اهل قبور و روان سازی ترافیک و همچنین آسایش خاطر و رفاه حال روزه‌داران گرامی برای حضور بر سر مزار عزیزانشان، آرامستان بهشت زهرا(س) پنج شنبه و جمعه پایان سال شبانه روزی شد.️

ورود به بهشت زهرا(س) درپنجشنبه و جمعه پایان سال شبانه روزی شد

بر پایه این گزارش، درب‌های آرامستان بهشت زهرا(س) از ۴ بامداد پنجشنبه ۲۳ اسفند ماه تا ساعت ۲۱ روز جمعه ۲۴ اسفند ماه به صورت شبانه روزی باز خواهند بود.

پایتخت نشینان برای بجا آوردن رسم پنجشنبه آخرسال، میعادگاهی به نام بهشت زهرا (س) دارند.

این آرامستان تهران واقع در جنوب پایتخت بیش از ۵۰ سال پیش ( ۱۳۴۹ هجری شمسی) با مساحت ۵۸۴ هکتار محل آرام گرفتن اموات بسیاری بوده است و طبق اعلام مسئولان بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در این بزرگترین آرامستان کشور دفن هستند.

آرامستان بهشت زهرا (س) تهران مدفن ۳۴ هزار شهید گلگون کفن و چهار هزار شهید گمنام دفاع مقدس، انقلاب و مدافعان حرم است، این آرامستان یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر را در خود جای داده است و روزانه به امور ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر از اموات رسیدگی می‌کند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

ورود به بهشت زهرا(س) درپنجشنبه و جمعه پایان سال شبانه روزی شد

ورود به بهشت زهرا(س) درپنجشنبه و جمعه پایان سال شبانه روزی شد بیشتر بخوانید »