بی بی سی

اذعان بی‌بی‌سی به حرمت‌شکنی فتنه‌گران در عاشورای ۸۸

اذعان بی‌بی‌سی به حرمت‌شکنی فتنه‌گران در عاشورای ۸۸


به گزارش مجاهدت از گروه سایر رسانه‌های دفاع‌پرس، سه روز پیش و در سالگرد واقعه عاشورای ۸۸ صفحه اینستاگرام بی‌بی‌سی فارسی به بهانه صدمین روز آغاز اغتشاشات، و درواقع آن‌گونه که خود اذعان داشته به منظور «درس گرفتن، انتقال تجربه، و اهمیت وجود رهبری اعتراضات» به یادآوری ماجرای عاشورای ۸۸ پرداخته و برای نخستین‌بار به حقایقی اقرار کرده که تا پیش از این همواره در همه رسانه‌های داخلی و خارجی هوادار فتنه سبز کتمان می‌شد و سخنی از آن‌ها در میان نبود. به همین دلیل است که بی‌بی‌سی از عاشورای ۸۸ به‌مثابه «وجه کمتر روایت شده جنبش سبز» یاد می‌کند و می‌کوشد با شگرد‌های خاص خود روایتی از ماجرا ارائه دهد تا آن را در راستای مقصودی که از ارجاع به آن دارد، به خدمت گیرد.

این هدف هرچه باشد، اما رسانه رسمی خاندان سلطنتی انگلیس در این مطلب به آشوبگری و حرمت‌شکنی فتنه‌گران در آن روز اذعان کرده است، هرچند کوشیده آن را با این توجیه که «خشونت متقابل در مقابله به مثل با نیرو‌های امنیتی» بود، تطهیر کند. بی‌بی‌سی حتی به «صحنه‌هایی از خلع سلاح و محاصره نیرو‌های ضد شورش» اشاره کرده که به تعبیر او «تا سال‌ها در رسانه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان سانسور شد».

بی‌بی‌سی البته راست می‌گوید، هرچه باشد اصلاح‌طلبان در این مملکت زیسته و از ارزش‌ها و باور‌ها و مقدسات ملت خبر دارند. اصلاح‌طلبان خوب می‌دانستند اعتراف به حرمت‌شکنی «سبزها» در روز عزای اباعبدالله –با هر توجیه و ترفندی- تنها بر نفرت بیشتر ملت از این جریان خواهد افزود و ته مانده وجهه آنان را نزد آن‌ها که هم‌چنان ساده‌لوحانه دروغ بزرگ تقلب را باور کرده بودند، بر باد خواهد داد.

اصلاح‌طلبان خوب می‌دانستند ملت ایران نسبت به ارزش‌ها و مقدسات خویش تعصب و غیرت دارد و در برابر هتک حرمت آن‌ها با احدی مماشات نخواهد کرد، از این‌رو طی این سال‌ها هرگز زیر بار پذیرش حقیقت اهانت فتنه‌گران سبز به گرامی‌ترین مقدسات مردم نرفتند و همواره تلاش‌شان این بود که ننگ این اتهام را از دامان فتنه‌ای که بستگیِ بی حرف و حدیثی با آن‌ها داشت پاک کنند.

امسال، اما بنگاه خبرپراکنی بی‌بی‌سی به‌زعم این‌که پرده‌دری اغتشاش‌گران در سه ماه گذشته تأثیر خود را در جامعه گذاشته و از حساسیت ملت به مقدسات به میزان قابل توجهی کاسته شده و اینک می‌توان بدون هیچ ملاحظه‌ای درخصوص حقایقی که تا پیش از این نمی‌شد درمورد آن‌ها حرفی زد، سخن گفت، بی‌پروا از آن‌چه فتنه‌گران در عاشورای ۸۸ انجام دادند پرده‌برداری کرده تا به خیال خود با بازخوانی حوادث آن روز بر آتش زیر خاکستر اغتشاشاتِ فروکش کرده بدمد و آن را دوباره شعله‌ور سازد.

بی‌بی‌سی می‌گوید: «آن روز مرکز تهران «در دست» معترضان و پایتخت ایران «در آستانه سقوط» بود و نیرو‌های امنیتی مجبور به عقب‌نشینی شده بودند…، اما معترضان شب‌هنگام به خانه برگشتند.» او درواقع قصد دارد با این دروغ فاحش و ادعای مضحک اغتشاش‌گرانِ از میدان به در شده را تهییج کرده دوباره به صحنه بازگرداند که اگر مثل عاشورای ۸۸ پا پس نکشید کار نظام تمام است!

در مضحک بودن ادعای رسانه روباه پیر همین بس که بی‌بی‌سی خلوتی خیابان‌ها به سبب حضور مردم در مجالس عزای حضرت ثارالله را به نام نمایش قدرت فتنه‌گران فاکتور کرده و آن را به عنوان تسلط آن‌ها بر تهران جا می‌زند! حال آن‌که آن روز هم به روال هر عاشورای دیگری ملت امام حسینی ایران از نخستین ساعات صبح در مجالس عزاداری در مساجد و هیأت‌ها و تکایا حضور یافته و مشغول سوگواری برای مولای خویش بود که فتنه‌گران چونان شغال‌هایی که بیشه را خالی از شیران دیده‌اند، به خیال خام خود مجال عرض اندام یافته و به خیابان‌ها حمله‌ور شده و به تخریب اموال عمومی و خصوصی و آتش زدن ساختمان‌ها و بانک‌ها و وسایل نقلیه مردم پرداختند. حتی خیمه و بیرق عزای اباعبدالله هم آن روز از هجوم فتنه‌گران در امان نماند و آن‌ها با هلهله و پایکوبی در روز شهادت امام سوم شیعیان حرمت‌شکنی را به نهایت خود رسانده و ماهیت ضددینی خویش را آشکار کردند.

اما حوالی ظهر که خبر این جنایت و هتاکی منتشر شد و سیل خروشان مردم خشمگین و عزادار از مجالس سوگواری به خیابان‌ها ریختند، فتنه‌گران چونان شغال‌های هراسان از بازگشت شیر، فرار را بر قرار ترجیح داده به لانه‌های خود گریختند.

بی‌بی‌سی هم‌چنان که جولان فتنه‌گران در خیابان‌های خلوت عاشورا را به «در دست داشتن مرکز تهران توسط معترضان» جا می‌زند، فرار حقیرانه فتنه‌گران پس از حضور سیل‌آسای ملت در خیابان‌ها را نیز به «بازگشت به خانه آن‌ها» در «شب‌هنگام» تعبیر می‌کند!

دروغ و تحریف و تحمیق شیوه رسانه‌های امثال بی‌بی‌سی است که مخاطبی را مطلوب می‌دارند که کورکورانه روایت مخدوش ایشان را باور کند و آن‌قدر ساده و سفیه باشد که از ایشان نپرسد پس از این‌همه قدرت‌نمایی سبز‌ها که پایتخت را «در آستانه سقوط» قرار داده بود، چرا آن‌ها اندکی دیگر پایمردی نکرده و اینقدر زود «به خانه بازگشتند» و میوه نمایش قدرت خویش را نچیدند؟!

لیکن گذشته از این تحریف و توجیه‌ها، و صرف‌نظر از این‌که بی‌بی‌سی با چه قصد و نیتی پرونده آن روز را گشوده است، نکته این است که او خواسته یا ناخواسته به حقیقتی اقرار کرده که همواره طی این سال‌ها از جانب اصلاح‌طلبان تلاش گسترده‌ای در سرپوش نهادن بر آن به عمل آمده بود. واقعه‌ای آن‌قدر مشمئزکننده که حتی تحریف‌ها و توجیه‌های مضحک امثال بی‌بی‌سی هم برای تطهیر آن بسنده نیست. چه اینکه هنوز آن‌قدر از ماجرا فاصله نگرفته‌ایم که بشود این‌گونه رسوا دست به تحریف تاریخ زد، آن‌هم در روزگار رسانه و عصر مطبوعات که همه چیز با جزئیات برای آیندگان ثبت و ضبط می‌شود؛ و گذشته از اسناد موثق و فیلم‌ها و تصاویر غیرقابل تردید ماجرا، ساده‌لوح‌ترین مخاطب نیز خواهد پرسید مگر در روز عاشورا که همه ملت مشغول عزاداری برای سالار شهیدان هستند، سبز‌ها در خیابان چه می‌کردند که نیرو‌های امنیتی با آن‌ها درگیر شدند؟ و همین کافی است تا حقیقتی برملا شود که اصلاح‌طلبان هرگز افشای آن را خوش نداشته و حالا بی‌بی‌سی پس از سال‌ها با اغراضی خاص به آن اذعان کرده است.

حرمت‌شکنی فتنه‌گران سبز در عاشورای ۸۸ برای همیشه در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند تا گواهی باشد بر حقیقتِ ماهیت آن‌ها که در برابر نظام اسلامی قد علم کرده و هم‌چنان که در شعار‌های خود فریاد کردند انتخابات و دروغ بزرگ تقلب نزد آن‌ها جز «بهانه»‌ای برای زدن «اصل نظام» نبود.

بی‌بی‌سی با هر نیتی به بازخوانی آن روز پرداخته باشد، و همه ترفند‌های خود را هم که در تحریف تاریخ به خدمت گیرد هم‌چنان نخواهد توانست عظمت حماسه بی‌بدیل ۹ دی به‌مثابه پاسخ جانانه ملت به حرمت‌شکنی فتنه‌گران را مشوه سازد؛ بنابراین احتمالاً مخاطبان خاص این مطلب بی‌بی‌سی آن اندازه برخوردار از شعور هستند که بدانند درصورت انجام هر تحرکی علیه «اصل نظام»، پاسخی نظیر ۹‌ی در انتظار آنان خواهد بود.

منبع: مهر

انتهای پیام/ ۹۱۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

اذعان بی‌بی‌سی به حرمت‌شکنی فتنه‌گران در عاشورای ۸۸

اذعان بی‌بی‌سی به حرمت‌شکنی فتنه‌گران در عاشورای ۸۸ بیشتر بخوانید »

آقای صدرعاملی، سینما به صداقت و آرامش نیاز دارد نه سیاست بازی!

آقای صدرعاملی، سینما به صداقت و آرامش نیاز دارد نه سیاست بازی!



سخنگوی هیات مدیره خانه سینما به تازگی در اظهاراتی پرتناقض نشان داده است که مواضع و رویکرد مشخص و آگاهانه ای برای مواجهه با مشکلات و وضعیت سینما و سینماگران ندارد.

به گزارش مجاهدت از مشرق،سخنگوی هیات مدیره خانه سینما با تاثیرگیری از رسانه‌های آن سوی آبی و با ادبیاتی مورد خوشایند اپوزیسیون خارج نشین به تحلیل سینما پرداخته است.

اقای صدرعاملی می‌گوید: خانه سینما همچنان مخالفت خود را با ابراز خشونت‌های آشکار در جامعه بیان می‌کند و معتقد است که خشونت در هر شکل هیچگاه به نفع مردم و حاکمیت نیست. همچنین برخوردهای اخیر و بازداشت‌های پی در پی همکاران ما، اوضاع را بهبود نمی‌بخشد. حاکمیت باید تحمل خود را بالا ببرد و به نقد و نظرها گوش بدهد.

بد نیست از سخنگوی خانه صنفی سینما ‌که این سال‌ها به خانه سیاسی و خانه تیمی برخی جریانات اپوزیسیونی علیه حاکمیت بدل شده بپرسیم آیا تشویق به خشونت و آشوب از طریق برخی از همکاران سینمایی از اشکال خشونت محرز نیست؟

ترغیب و تهییج‌ جوانان و نوجوانان از سوی برخی سلبریتی‌ها خود نص صریح خشونت گرایی عریان نیست؟ چرا وقتی از تقببح و مذمت خشونت حرف می زنید مسببین و مشوقین ناآرامی‌های اخیر را که به کشته شدن بچه‌های همین سرزمین منجر شده نادیده می‌گیرید؟

سخنگوی خانه سینما در جایی دیگری در پاسخ به این سوال که اخیرا ریاست سازمان سینمایی وضعیت بیکاری اهالی سینما را به اوضاع ناآرام اخیر مربوط دانسته، وضعیت سینما را چگونه می‌بیند؟ پاسخ داد: «مشکل بیکاری اعضاء خانه سینما از سال قبل شروع شده و ربطی به ناآرامی های اخیر ندارد و سخت گیری در مجوزها باعث شد که سینماگران کار نکنند» و شاید عوامل آن را باید در روش‌های مدیریت هم جستجو کرد.

آقای صدرعاملی

کاش چشم بر واقعیات نمی‌بستید و فارغ از هیجانات فضاهای مجازی با فراگیری و واقع‌بینی به تجزیه و تحلیل این روزهای سینما می‌پرداختید!

کاش با پرهیز از سیاست زدگی و بی توجه به فشار یا هم‌ پوشانی رسانه‌های غربی – عربی با حزم و واقع بینی به تحلیل و قضاوت این روزهای سینما می‌نشستید و به عمق و کنه دلسوزی و دغدغه متولیان فرهنگی و مسئولان سینمایی کشور هم توجه می‌کردید!!

نگاهی به وضعیت ماه‌های پیش نشان می‌دهد که سینماها تا پیش از ناآرامی‌های اخیر در دوران پساکرونا به حالت عادی خود برگشته بودند و فروش محرم و صفر امسال نسبت به ده سال گذشته هم ‌حتی دوران پیش از کرونا بی سابقه بوده است.

نکته دیگر، دامن زدن به نارآمی‌ها که متاسفانه بخشی از آن‌ها زیر سر سلبریتی‌ها و هنرمندان خارج نشین و همکاران مجازی باز آقای سخنگو است روند تولید بسیاری از پروژه های سینمایی و آثار شبکه نمایش خانگی را هم متوقف و تهدید کرده است.

واقع بینانه نیست که سخنگوی نهاد صنفی سینما با چشم پوشی بر اتمسفر موجود و تاثیرگذاری آشوب‌ها و شورش اخیر پیامدهای آن را برای سینما نادیده بگیرد و رکود و تعطیلی سینما را به عوامل غیرواقعی و واهی منتسب کند!! و یا به نحوه مدیریت احاله دهد.

تناقض در اظهارات سخنگوی خانه سینما از منظری دیگر نیز قابل توجه است وقتی می‌گوید «به خاطر شرایط جامعه مردم حال و حوصله سینما و جشنواره را ندارند» پس چگونه تحلیل می‌کند که این ناآرامی‌ها در رکود سینما نقش نداشته است!

از طرفی دیگر، وی همچنین، به مشکلات کاری و معیشتی اعضای خانه سینما هم گریزی زده است اما نگفته در این مدت خود بعنوان عضو هیات مدیره خانه سینما چه گامی در راستای کاهش آلام هم‌صنفان خود برداشته است؟! البته تا عده‌ای در سینما حلقه بسته خود را داشته باشند و بودجه و امکانات را برای خود بخواهند، این بی‌عدالتی‌ها و تبعیض ادامه خواهد داشت.

سخنگوی خانه سینما در حالی در این گفتگوی پرتناقض و عجیب از حال بد سینما و سینماگران در این روزها حرف می‌زند که خود هم اکنون در عین عضویت در هیات مدیره خانه سینما، عضو شورای بنیاد سینمایی فارابی است و همزمان تهیه‌کنندگی یکی از آثار مصوب حمایت مالی این نهاد را هم برعهده گرفته است!

و نیز، آقای سخنگو، رئیس هیات داوران جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران هم بوده است که کمتر از یک ماه پیش یعنی در اوج ناآرامی های اخیر برگزار شده بود و در خطابه آئین پایانی این جشنواره برخی از کج اندیشان هم صنفی خود را به باد انتقاد گرفته بود که چرا از به اصطلاح تحریم فعالیت‌های فرهنگی و سینمایی حرف می‌زنند.

البته یادمان باشد که آقای صدرعاملی ضمنا به عنوان چهره سینمایی – رسانه‌ای از سوی سازمان سینمایی در ماه‌های اخیر در موزه سینما تجلیل هم شده است.

با همه این احوال، چه کسانی و جریاناتی خواسته‌اند تا سخنگوی خانه سینما بدور از واقع بینی پشت پا به حقیقت ماجرا بزند و حرف‌های دلخواه اپوزیسیون و شبکه‌های «ایران اینترنشنال» ، «صدای آمریکا» و «بی بی سی» را واگویه نماید؟

رسول صدرعاملی در گفتگوی اخیر موارد خلاف واقعی را نیز بیان کرده، و چشمش را بر واقعیت روشن و مبرهن بسته است، از جمله اینکه «ناآرامی‌های اخیر تاثیری در رکود سینما نداشته و مسئول این رکود سازمان سینمایی است که در مجوزها سختگیری می‌کند و رکود قبل از ناآرامی‌های اخیر اتفاق افتاده است! »

این خلاف‌گویی در حالی است که از طرفی تابستان امسال علیرغم مقارنت با ایام محرم و صفر، سینماها یکی از تابستان‌های پرفروش خود را با فیلم‌هایی مانند؛ دوزیست، ابلق، پسر دلفینی پشت سر گذاشته اند که شورش «زن، زندگی، آزادی» به راه افتاد و سینما به محاق رفت و از طرف دیگر این دولت در این مدت بیشترین همراهی را در صدور پروانه های ساخت (بالغ بر ۱۰۰ پروانه سینمایی و بیش از ۱۸۰ پروانه غیرسینمایی) و همچنین صدور پروانه نمایش فیلم‌ها و حتی رفع توقیف برخی آثار توقیفی دولت قبل داشته است.

تناقض دیگر در اظهارات صدرعاملی این است در عین حالی که به طور تلویحی به عدم رغبت سینماگران برای مشارکت در جشنواره فجر اشاره می‌کند که چندی پیش در اوج این ناآرامی‌ها خود، به عنوان داور در جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور داشت اما اکنون بر طبل تحریم و بی‌اعتباری جشنواره فجر بعنوان مهمترین رویداد فرهنگی کشور پس از انقلاب می‌کوبد.

این تناقض رفتاری هم درحالی است که رسول صدرعاملی در سال ۹۸ که فیلم «شنای پروانه»را تهیه کرده بود، در اوج ماجراهای زمستان ۹۸ در جشنواره فیلم فجر شرکت کرد و در کمال ناباوری برای فیلمی که رواج لات‌بازی و نکبت و سیاه‌نمایی اجتماعی بود، از دولت قبل جوایزی هم گرفت! گویا فیلم «جنگل پرتقال» صدرعاملی که با حمایت بنیاد سینمایی فارابی در دست تولید داشت طول کشیده و به جشنواره امسال نمی‌رسد که رسول صدرعاملی منافعی در این جشنواره ندارد و به دنبال بی‌اعتبار ساختن آن است.

در حالی که بسیاری از اهالی سینما با مشکلات معیشتی و اشتغال دست و پنجه نرم می‌کنند، ظاهرا شاه‌نشینان سینما همچنان به دنبال دمیدن در آتش ناآرامی‌های اخیر ولو بطور تلویحی و زیرکانه هستند و آخرین اقدام از این دست، همین اظهارات ساده اندیشانه سخنگوی خانه سینماست که بخش‌هایی از آن بیشتر به مذاق رسانه‌های مجازی اپوزیسیون خوش آمده و در این شبه‌رسانه‌ها بازنشر شده است.

از آقای صدرعاملی که فعالیت حرفه‌ای ش را به عنوان خبرنگار حوادث روزنامه آغاز کرده و حتما با تحلیل حوادث و تاثیرگذاری اجتماعی آن آشناست تا این اندازه جزم اندیشی سیاسی بعید است، ای کاش وی که از ابتدای انقلاب با حمایت اولین رییس صداوسیمای جمهوری اسلامی فیلم ساخت و وارد سینما شد و تا به امروز نیز از فارابی تا صداوسیما نهادهای فرهنگی مختلفی بودند که او توانسته با حمایت آن‌ها فیلم‌سازی کند و در شوراهای مختلف پروانه ساخت، نمایش و شورای بنیاد سینمایی فارابی در دولت‌های مختلف حضور داشته باشد در این اظهارات عجیب که سوگیری به سمت دغدغه‌های رسانه‌های فارسی زبان آن سوی آب‌ها دارد امروز سیاستمدارانه و گاهی به نعل و گاهی به میخ، به جمهوری اسلامی و نهادهای فرهنگی آن مانند سازمان سینمایی انگ نمی‌زد! و دست برخی از همصنفان سینمایی خود را در آسیب به رشد و رونق سینما و تهدید معیشت و اشتغال هزاران سینماگر در تهران و شهرستان ها نادیده نمی‌گرفت.

آقای صدرعاملی

سینما به صداقت و آرامش نیاز دارد نه سیاست بازی!!!

منبع: فارس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آقای صدرعاملی، سینما به صداقت و آرامش نیاز دارد نه سیاست بازی!

آقای صدرعاملی، سینما به صداقت و آرامش نیاز دارد نه سیاست بازی! بیشتر بخوانید »

فیلم/ دفاع از مکرون صدای کارشناس بی‌بی‌سی را هم درآورد

فیلم/ دفاع از مکرون صدای کارشناس بی‌بی‌سی را هم درآورد



وقتی دفاع از مکرون صدای کارشناس بی‌بی‌سی را هم درآورد. مکرونی که به ملاقاتش رفتید بدنام‌ترین ناقض حقوق بشر است.


دریافت
9 MB

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

فیلم/ دفاع از مکرون صدای کارشناس بی‌بی‌سی را هم درآورد

فیلم/ دفاع از مکرون صدای کارشناس بی‌بی‌سی را هم درآورد بیشتر بخوانید »

پشت پرده جلسه مصی علینژاد با مکرون چیست؟

فیلم/ افشای اظهارات ماکرون در ملاقات با مسیح علینژاد



لادن برومند شب گذشته در مصاحبه با بی‌بی‌سی بخشی از صحبت‌های ماکرون در این دیدار را به‌طور ناخواسته در مناظره با یک مهمان دیگر فاش کرد.


دریافت
1 MB

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

فیلم/ افشای اظهارات ماکرون در ملاقات با مسیح علینژاد

فیلم/ افشای اظهارات ماکرون در ملاقات با مسیح علینژاد بیشتر بخوانید »

گیش گالوپ، روشی که رسانه‌ها با استفاده از آن دروغ می‌گویند!

گیش گالوپ، روشی که رسانه‌ها با استفاده از آن دروغ می‌گویند!



گیش گالوپ شامل ترکیبی از ادعاهای غیرمستند، ارائه نادرست حقایق واقعی، دروغ‌های آشکار، استدلال‌های نامربوط و مغالطه‌های منطقی مختلف است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، یکی از تکنیک‌هایی که این روزها از سوی رسانه‌های خارجی مورد استفاده قرار می‌گیرد، تکنیک «گیش گالوپ» (GishGallop) است.

گیش گالوپ عبارت است از غلبه بر ذهن مخاطب با استفاده از بیشترین استدلال ممکن، بدون آنکه توجه شود آن استدلال صحیح است یا دروغ. این تکنیک اساسا روشی گمراه کننده است که با استفاده از آن، به قدری مطالب غیرواقعی و ساختگی در حجم بالا و پشت سرهم منتشر می‌شود، که مخاطب حتی فرصت راستی آزمایی آن را نداشته باشد و آن مطلب را بپذیرد.

وبسایت «Effectiviology» که به طور تخصصی در زمینه روانشناسی فعالیت دارد، معتقد است کسی که از گیش گالوپ استفاده می‌کند، می‌تواند با طرح تعداد زیادی دلیل مبهم و نامربوط، از ادعای خود حمایت کند.

گیش گالوپ که با نام «استدلال با پر حرفی» هم شناخته می‌شود، توسط «یوگنی اسکات»، جامعه شناس آمریکایی، نام گذاری شد. اسکات این نام را از یک سیاست‌مدار آمریکایی به نام «دوان گیش» گرفته که در مناظرات خود از استدلال‌های ناصحیح و پشت سر هم استفاده می‌کرد.

گیش گالوپ، روشی که رسانه‌ها با استفاده از آن دروغ می‌گویند!

به گفته این وبگاه روانشناسی، کسی که می‌خواهد در رسانه‌های اجتماعی، ادعای بی‌اساس خود را ثبات کند، از گیش گالوپ استفاده می‌کند.

او می‌تواند فهرستی بزرگ از منابع را اعلام کند تا اعتبار ادعای خود را افزایش دهد. البته این منابع به گونه‌ای است که قابل بررسی نیست. مثلا به یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای ارجاع می‌دهد، بدون آنکه بگوید کدام صفحه است.

یا مثلا می‌گوید برای حفظ جان منبع، از آوردن نام آن معذوریم. در کنار این مسائل، با تکرار تعداد زیادی ادعای اثبات نشده، مخاطب را بمباران خبری می‌کنند.گیش گالوپ شامل ترکیبی از ادعاهای غیرمستند، ارائه نادرست حقایق واقعی، دروغ‌های آشکار، استدلال‌های نامربوط و مغالطه‌های منطقی مختلف است.

برخی از تکنیک‌های استفاد از گیش گالوپ عبارت اند از:

۱. طرح ادعا با منبعی مبهم که نتوان آن را بررسی کرد. مثلا بگوید من دیدم که یک اتفاقی افتاد یا به من خبر دادند که کسی در زندان درحال شکنجه شدن است. به عنوان مثال روز، می‌گفتند پاهای حسین رونقی در زندان توسط نیروهای امنیتی شکسته است. ادعایی با منبع مبهم که قابل راستی آزمایی نبود و به قدری تکرار شد که برای مخاطب باور پذیر بود. اما بعد از آزادی حسین رونقی، مشخص شد هیچ حادثه‌ای برای او در زندان رخ نداده است.

۲. ربط دادن منابع نامربوط برای یک ادعا. به عنوان مثال، یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی در حمایت از این ایده که یوگا می‌تواند سرطان را درمان کند، پستی منتشر کرد و در حمایت از آن، مقالات مختلفی را فهرست کرد که حاوی کلمات کلیدی مرتبط در این زمینه است، مانند مقاله «یوگا برای بیماران سرطانی و بازماندگان». اما بررسی دقیق مقاله نشان می‌دهد که یوگا می‌تواند وضعیت روانی بیماران سرطانی را مقداری بهبود دهد، ولی هیچ درمانی برای سرطان ایجاد نمی‌کند. استفاده از گالوپ گیش در این روش اغلب تا حدی جواب می‌دهد، زیرا بسیاری از مردم به خود زحمت نمی‌دهند فهرست منابع را بررسی کنند.

۳. گفتن جملات بی‌ربط و غیرمنطقی. مثلا کسی برای اینکه بگوید کره زمین در حال گرم شدن نیست، می‌گوید که در شهر من برف می‌بارد؛ پس کره زمین درحال گرم شدن نیست.

۴. ادعای همراهی جمعیت زیاد برای ایجاد اعتبار نسبت به یک ادعا. مثلا در روزهای اخیر، رسانه‌های خارجی مدعی بودند که ملیون‌ها ایرانی به خیابان آمدند در حالی که جمعیت حاضر در خیابان، حتی به هزار نفر هم نمی‌رسید.

۵. گفتن دروغ‌های آشکار. مخاطب معمولا توقع ندارد که از طرف مقابل دروغی آشکار و واضح بشنود. بنابراین، وقتی یک دروغ آشکار مطرح می‌شود، گمان می‌کنند که حقیقت دارد. به عنوان مثال، رسانه‌های خارجی حدود دوهفته گذشته مدعی شدند، حکم اعدام ۱۵ هزار نفر از سوی ایران صادر شده است و حتی نخست وزیر کانادا نیز این دروغ آشکار را منتشر کرد. درحالی که اصلا دادگاهی برگزار نشده بود که بخواهد حکمی صادر شود. آن هم برای ۱۵ هزار نفر!

۶. گفتن جملات صادقانه‌ای که بی‌ارتباط با موضوع است. این جملات به گونه‌ای گفته می‌شود که در عین نامرتبط بودن، ادعایی را رد یا تایید کند.

۷. تکرار ادعاها و اتفاقات گذشته با اندکی تغییر، به عنوان ادعایی تازه. در روزهای اخیر، بارها اتفاق افتاده است که رسانه‌های خارجی فیلمی که متعلق به سال‌ها پیش و در کشورهای دیگر بوده را به عنوان حوادث ایران معرفی کرده اند.

۸. استفاده از عبارت طبیعی بودن. مثلا رسانه‌های خارجی به دروغ مدعی می‌شوند که هرکس طرفدار جمهوری اسلامی بوده، طبیعی است که مزدور هست. ولی هیچ کس مزدور سعودی‌ها نیست.

تکنیک گیش گالوپ، به دو دلیل اصلی مورد استفاده قرار می گیرد: اول، به طور کلی ارائه چندین استدلال ضعیف آسان‌تر از رد آن‌هاست و دوم، استدلال‌های ساده، حتی نادرست، در افکار عمومی قانع کننده‌تر از استدلال پیچیده و صحیح است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

گیش گالوپ، روشی که رسانه‌ها با استفاده از آن دروغ می‌گویند!

گیش گالوپ، روشی که رسانه‌ها با استفاده از آن دروغ می‌گویند! بیشتر بخوانید »