تاریخ انقلاب

تاریخ انقلاب اسلامی در آیینه کتاب

تاریخ انقلاب اسلامی در آیینه کتاب


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، شناخت تاریخ مسئله مهمی هست که بواسطه آن می‌توان راه درست را برای پیمودن راه سعادت پیدا کرد. راه سعادتی که مسلما زندگی نسل آینده را تظمین می‌کند. مسیری که انقلاب اسلامی طی کرد تا به این درجه از اقتدار برسد نیز نیاز به درک و شناختی عمیق دارد. 

تحقق پیروزی در جهاد تبیین، پاسخ به شبهات، حفظ و انتقال و صدور ارزش‌های دفاع مقدس بدون مطالعه تاریخ انقلاب اسلامی ممکن نیست. به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تعدادی از این آثار معرفی شده که مطالعه آنها می‌تواند در شناخت ماهیت انقلاب اسلامی راهگشا باشد. 

«فیضیه تهران»

تاریخ انقلاب اسلامی در آیینه کتاب

کتاب «فیضیه تهران» به قلم حمید سبحانی صدر هست که به بیان شرح حال و آثار ۱۵۵ نفر از علمای تهران از حدود دو قرن پیش تاکنون می‌پردازد. گرچه این کتاب به عنوان «دانشنامه مفاخر مدرسه علمیه مروی و سپهسالار قدیم» به رشته تحریر درآمده، اما از آنجا که تعداد قابل توجهی از این مفاخر، از شخصیت‌های اثرگذار در تاریخ معاصر ایران و تاریخ حوزه‌های علمیه به‌شمار می‌روند، این کتاب را می‌توان به نحوی، تاریخ حوزه دویست ساله تهران به‌شمار آورد که ضمن معرفی این چهره‌ها، به بیان هویت تاریخی حوزه تهران پرداخته هست.

شرح حال علمای تهران در این کتاب، نه به ترتیب الفبا، بلکه براساس تاریخ وفات شخصیت‌ها تنظیم شده هست تا مرور زندگی‌نامه مفاخر حوزه تهران، به نحوی مرور تاریخ حوزه و روحانیت و رخداد‌های تاریخ معاصر به‌شمار آید.

پرداختن به جنبه‌های سیاسی، اجتماعی و خدمات فرهنگی علمای تهران، پیوند روحانیت با مردم را به روشنی به تصویر می‌کشد و «فیضیه تهران» به خوبی بیان می‌کند که چگونه نهاد حوزه تهران، بخشی از ساختار اصلی پایتخت را تشکیل داده و هویت این حوزه دویست ساله، به حیات فرهنگی عاصمه شیعه هویت بخشیده هست.

کتاب «فیضیه تهران» به قلم حمید سبحانی صدر در ۵۹۲ صفحه تالیف و توسط نشر «واژه‌پرداز اندیشه» منتشر شده هست. 

«ظهور و سقوط سلطنت پهلوی»

 

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که به خاطرات فردوست مشهور هست، از دوره کودکی محمدرضا تا روز‌های آخر حکومت پهلوی را با جزئیات بیان کرده و ویرایش آن نیز فاقد هرگونه جهت‌گیری سیاسی هست و اغلب توضیحات و معرفی شخصیت‌هایی که از آنها نام برده شده (همچون تیمورتاش، فروغی، هویدا، شریف امامی و…) براساس اسناد به‌صورت مستقل در جلد دوم ارائه شده هست که نقش مکمل خاطرات را دارد.

در کتاب، نقش مؤثر آمریکا و انگلیس در امور ایران را می‌توان به‌وضوح دید. 

بخشی از متن کتاب:

«من از ورود هایزر اطلاع نداشتم و محمدرضا نیز اطلاعی نداشت. من تنها بعد‌ها بود که از طریق گارد شنیدم که بدره‌ای به محمدرضا اطلاع داده که هایزر بیست روز هست که در تهران هست. محمدرضا تلفنی از سولیوان سفیر آمریکا گله می‌کند و فردای آن روز، سولیوان و هایزر به اتفاق هم به دیدار محمدرضا می‌روند. ماجرای این ملاقات را بدره‌ای به اطلاع من رساند. او گفت که در این ملاقات، هایزر بدون معذرت‌خواهی از تأخیر خبر ورود خود، کار را خراب‌تر می‌کند و از محمدرضا می‌پرسد: اینکه شنیده‌ام به استراحت می‌روید، آیا صحیح هست؟ و تاریخ خروج محمدرضا را می‌پرسد. محمدرضا پاسخ می‌دهد: این یک امر شخصی هست و هر موقع لازم دانستم از این مرخصی استفاده می‌کنم. [..]، اما پس از گذشت یک ماه از حضور هایزر در ایران، خبرگزاری‌های رویتر و آسوشیتدپرس اعلام می‌کنند که معاون فرمانده سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ایران را ترک کرد. آنها گفتند که هدف از سفر ژنرال هایزر به ایران و اقامت طولانی‌اش در این کشور، ترغیب نظامیان ایران به حمایت از دولت شاپور بختیار بوده هست.» 

«دوران جدید عالم»

تاریخ انقلاب اسلامی در آیینه کتاب

کتاب «دوران جدید عالم» در خصوص گفتمان انتقادی انقلاب اسلامی در شناخت تجدد بر اساس بیانات امام خامنه‌ای هست. در واقع این کتاب حاوی گزیده‌ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره ماهیت و آثار وقوع انقلاب اسلامی و استقرار نظام اسلامی در جهان معاصر هست. این واقعه عظیم و تاریخ‌ساز، صف‌بندی موجود بین قدرت‌های بزرگ و مکتب‌های فکری و اعتقادی رایج در جهان را تغییر داد و سرآغاز عصری جدید و نویدبخش در جامعه‌ی بشری شد.

کتاب از دو بخش اصلی تشکیل شده هست. بخش اول به موضوع «انقلاب اسلامی و جهان متجدد» اختصاص دارد که از پنج فصل تشکیل شده هست. در بخش دوم هم موضوع کلان «غرب‌شناسی و تجدد انتقادی» مورد بررسی قرار گرفته هست. این بخش از ۱۳ فصل تشکیل شده هست.

سعید اشیری، گردآورنده کتاب در مقدمه این اثر و توضیح چیستی آن نوشته هست: 

«کتاب دوران جدید عالم رویکرد انتقادی انقلاب اسلامی را نسبت به جهان متجدد غربی پی می‌گیرد که مبتنی بر سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی هست. به‌لحاظ منابع تحقیقی، بررسی سخنان و نظرات معظم‌له در سال‌های مختلف مورد توجه بوده هست و امید آن‌که نظم و نسق کتاب حاضر بتواند در فهم بهتر و روشن‌تر ماهیت و خصوصیات عالم غرب و تبیین نگاه انتقادی انقلاب اسلامی به آن راهگشا باشد.»

«دوران عالم جدید» به کوشش «سعید اشتری» در ۱۵۲ صفحه تالیف و توسط «انتشارات انقلاب اسلامی» منتشر شده هست.

«مشروطه‌شناسی»

تاریخ انقلاب اسلامی در آیینه کتاب

کتاب «مشروطه‌شناسی» به موضوع تاریخ، تفکر و تمدن می‌پردازد. نگارنده هدف از گردآوری این مجموعه را شناخت «هویت تاریخی» عنوان کرده و کتاب شامل مجموعه مقالات، مصاحبه‌ها و گفتار‌های گردآوری شده طی دو دهه درباره‌ی نهضت بیداری اسلامی در ایران هست. البته نقطه ثقل مباحث این کتاب، عصر مشروطه و تحولات عمیق رویکرد اندیشه دینی در اداره جامعه و هم‌زمانی آن با ورود غرب‌گرایان به عرصه اداره جامعه هست.

نحوه ارائه مطالب و تنظیم آن به نحوی هست که به رئوس کلی، قواعد اساسی و مطالب کلیدی اشاره شده هست و مطالب هر چند تخصصی هست، ولی برای عموم مخاطبین و به‌خصوص جوانان، دانشجویان و طلاب قابل استفاده هست. آنان می‌توانند با این کتاب بدون گم‌کردن «خط تاریخ»، تا حدودی نسبت‌ها و ارزش‌ها و جریان‌ها را بفهمند و آگاهی اجمالی به ساحت بیداری اسلامی در این کشور حاصل کنند. از دیگر ویژگی‌های این کتاب، رویکرد جریان تاریخی تا زمان حاضر هست و توجه دادن به سیر تمدن‌ساز حوادث تاریخی. اصل در مطالعه این کتاب، گذار از تاریخ سیاسی به بصیرت سیاسی هست. کتاب مشروطه‌شناسی پر از اصول و روشِ شناخت پدیده‌های تاریخی و سیاسی هست. از تاریخ اسلام مثال می‌زند تا رخدادی را در تاریخ مشروطه اثبات کند و بعد نشان می‌دهد که بین این دو با بیداری اسلامی چه رابطه‌ای هست.

«مشروطه شناسی» به قلم موسی تالیف و توسط نشر آزما منتشر شده هست.

«صورت و سیرت انقلاب»

تاریخ انقلاب اسلامی در آیینه کتاب

«صورت و سیرت انقلاب اسلامی» عنوان کتابی هست با موضوع شناساندن صورت و سیرت انقلاب که از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی استفاده شده هست تا راه حفاظت از آنها را برای ملت شریف ایران اسلامی تدوین کند.

بخش اول کتاب به معرفی اجزای صورت انقلاب اسلامی اختصاص دارد و در آن به‌طور جامع به هشت رکن اساسی آن اشاره شده هست. بخش دوم کتاب به معرفی سیرت انقلاب و ارکان آن اختصاص یافته هست و از آنجا که اهمیت حفظ سیرت به مراتب بیش از صورت آن هست، حجم بیشتری از کتاب را در بردارد.
فصل اول این بخش به شاخص‌های سیرت انقلاب پرداخته هست. در بیان رهبر انقلاب شاخص‌های سیرت انقلاب معرفی شده هست؛ بنابراین این فصل به شرح اصول خط امام اختصاص یافته هست.

فصل دوم کتاب مطالبی با موضوع اهمیت حفظ سیرت انقلاب را در بردارد.

در فصل سوم با عوامل ماندگاری سیرت انقلاب و در فصل چهارم با عوامل آسیب‌زای سیرت انقلاب آشنا می‌شویم. فصل پنجم نیز مخاطب را با مسئولیت‌های اقشار مختلف اجتماعی، مسئولان و آحاد ملت شریف ایران نسبت به حفظ سیرت انقلاب اسلامی آشنا می‌کند. 

قسمتی از متن کتاب:

«دو خصوصیت از خصوصیات استثنایی این انقلاب را مطرح می‌کنم که همین دو خصوصیت، بیشترین تأثیر را در وجهه‌ی این انقلاب در دنیا داشت؛ همچنان‌که بیشترین تأثیر را در پیروزی و ماندگاری انقلاب در کشور اسلامی داشت. همین دو خصوصیت بود که با گذشت چندین سال، هنوز موجب شده هست که در گوشه و کنار عالم، به پیروی از این انقلاب و در پرتو آن، از سوی کسانی حداقل حرکات و تحولات و تلاش‌هایی انجام بگیرد یکی از این دو خصوصیت، عبارت بود از این که مبنای این انقلاب، ارزش‌های دینی و اخلاقی و معنوی بود و خصوصیت دیگر این بود که انقلاب بر پایه‌ی اراده و خواست مردم در تشکیل و اداره‌ی حکومت باقی ماند. یعنی پس از پیروزی انقلاب، اهمیت نقش مردم از آنها سلب نشد و به عنوان یک عنصر برای انقلاب باقی ماند. این دو خصوصیت، در انقلاب ما وجود دارد.»

«صورت و سیرت انقلاب» به قلم «محمدرضا حاجی انزهایی» تالبف و توسط انتشارات انقلاب اسلامی وارد بازار کتاب شده هست.

«آقای ایرانشهر» 

تاریخ انقلاب اسلامی در آیینه کتاب

کتاب «آقای ایرانشهر» نوشته رحیم مخدومی روایت‌هایی تبعید رهبر معظم انقلاب اسلامی در دوران تبعید پیش از انقلاب ایشان به ایرانشهر هست. 

«آغاز سفر تحقیقی به ایرانشهر»، «حکایت چهار واحد مسکونی که تداعی‌گر پنجره هست»، «دستگیری علمای انقلابی توسط ساواک»، «ترور فعالان انقلابی توسط گروهک‌ها»، «اولین دستگیری در بیرجند»، «خاطرات همسر آقا از هجوم ساواک به منزل»، «بازداشت در ساواک مشهد»، «انتقال به ژاندارمری مشهد»، «تبعید به ایرانشهر»، «مشهد تا بیدخت»، «قهوه خانه باغ آسیا»، «بیدخت تا زاهدان»، «تلگراف به علما»، «اجاره منزل در ایرانشهر» و … از بخش‌های این کتاب هست. 

بخشی از متن کتاب:

از لفظ تبعید پیداست؛ این‌حرکت، افق بعیدی پیش رو دارد. بعید، دست‌نایافتنی هست، اما برای کسی که در مبدا مانده، نه برای کسی که رو به سوی مقصد دارد و از نوک کاروانِ حرکت واقع هست؛ نه برای کسی که حمله‌دار هست و همواره بعید‌ها را قریب می‌کند. اینجا مسجد آل رسول (ع) ایرانشهر هست. اولین فرودگاه و پناهگاه مسافر غریب تبعیدی؛ پناهگاهی که خیلی زود با تدبیر او تبدیل به پایگاه شد. پایگاه باید سوق‌الجیشی باشد؛ سوق‌الجیشی یعنی استراتژیک، یعنی راهبردی، یعنی جایی که کمترین ضربه را از دشمن بخوری و بیشترین ضربه را بزنی. جایی که بتوانی به آسانی یارگیری کنی؛ کمتر هزینه بدهی، بیشتر بهره ببری؛ وصل به کُر باشی؛ در دنیای اسلام چنین پایگاهی تنها یک جا تعریف شده، آن هم مسجد و هیئت هست.

این‌کتاب با ۲۵۶ صفحه و شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه منتشر شده هست.

انتهای پیام/ 161

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
تاریخ انقلاب اسلامی در آیینه کتاب

تاریخ انقلاب اسلامی در آیینه کتاب بیشتر بخوانید »

نقش مادران و همسران شهدا در تاریخ انقلاب اسلامی غیرقابل چشم‌پوشی است

نقش مادران و همسران شهدا در تاریخ انقلاب اسلامی غیرقابل چشم‌پوشی است


به گزارش مجاهدت از دفاع‌پرس از کرمانشاه،سرهنگ ستاد «علی‌حسین محمدی» فرمانده تیپ ۷۱ پادگان ابوذر شهرستان سرپل ذهاب امروز با حضور در منزل مادر شهید والامقام «کیومرث محمدی» ضمن دیدار و دلجویی از این خانواده معظم، از صبر و ایثار مادران شهدا تجلیل کرد و نقش آنها را در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌بدیل دانست.
سرهنگ محمدی بیان کرد: وقتی یک جوان به میدان جنگ می‌رود و در راه خدا جهاد می‌کند، پشت سر او یک مادر، پدر، همسر و خانواده‌اش قرار دارند. پس، فقط خودش نیست که جهاد می‌کند، بلکه خانواده او نیز در این مسیر نقش ایفا می‌کنند.
 
وی در ادامه افزود: نقش مادران و همسران شهدا در تاریخ انقلاب اسلامی غیرقابل چشم‌پوشی هست و به وجود این عزیزان هست که انقلاب اسلامی امروز با داشتن شهیدانی عزیز به خود می‌بالد و از آنها بهره می‌برد.
 
فرمانده تیپ ۷۱ پادگان ابوذر شرپل ذهاب تصریح کرد: اگر امروز استقلال و امنیتی که داریم و کسی نمی‌تواند به کشور ما نگاه چپ داشته باشد، این همه به پشتوانه خون شهدا و ایثارگری‌های رزمندگان در طول تاریخ انقلاب اسلامی هست.
 
سرهنگ محمدی بیان داشت: مادران شهدا گنجینه‌های تمام نشدنی هستند. ما باید امروز قدر این مادران را گرامی بداریم و آنها را سرلوحه درس زندگی برای همسران خود قرار دهیم. این مادران بودند که با دل مهربان و روئوف فرزندان خود را تربیت کردند و با درس آزاد مردی و ایثارگری به آنها آموختند که برای دفاع از انقلاب، میهن و آرمان‌های امام تلاش کنند تا این مسیر پر افتخار ادامه یابد.
 
وی در پایان، افزود: امروز یکی از ابعاد نقشه‌های دشمن حذف مفهوم مادر در خانواده‌هاست تا نسل عزتمندی و شرافتمندی رشد نکند. اما این خیال باطلی هست، چرا که مادران ما با تربیت آموزه‌های دینی به فرزندانشان رسالت خود را در مقابله با جنگ ترکیبی دشمن به درستی انجام می‌دهند.
 
انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

نقش مادران و همسران شهدا در تاریخ انقلاب اسلامی غیرقابل چشم‌پوشی است

نقش مادران و همسران شهدا در تاریخ انقلاب اسلامی غیرقابل چشم‌پوشی است بیشتر بخوانید »

آنچه شهید رجایی را ماندگار کرد/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند

آنچه شهید رجایی را ماندگار کرد/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند


حجت‌الاسلام والمسلمین «سید حمید روحانی» موسس و رئیس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، به مناسبت سالروز شهادت «محمدعلی رجایی» و «محمدجواد باهنر» و نیز هفته دولت به تشریح وضعیت انقلاب اسلامی در دوره مدیریت شهید رجایی و علت اختلافات پیش آمده میان بنی‌صدر رئیس جمهور مخلوع کشور و آن شهید عزیز پرداخت که در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

شهید رجایی یاور مستضعفین بود/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند

*در ابتدای صحبت لطفا شرایط و موقعیت کشور در هنگام ورود شهید رجایی به کابینه بنی صدر را تشریح بفرمایید تا تصویری از کلیت شرایط آن روز به مخاطبان ارائه شود.

نخستین مساله‌ای که باید در این خصوص بررسی کرد، ویژگی‌های شخصیتی شهید رجایی هست. بارزترین شاخصه سیره و سلوک شهید رجایی، پیروی ایشان از اسلام ناب محمدی (ص) هست و تفاوت آن با اسلام آمریکایی این هست که مقاومت و استکبارستیزی و تسلیم‌ناپذیری در برابر ظالم از پایه‌های اصلی آن هست. شهید رجایی واقعا یاور مستضعفین بود و در راه خدمت به مردم آرامش نداشت؛ همه تلاشش خدمت بود و برای همین هم ساده‌زیستی را انتخاب کرد در حالی‌که می‌توانست این‌گونه نباشد.

**ساده‌زیستی انتخاب شهید رجایی

ویژگی بعدی شهید رجایی ولایتمداری‌اش بود. هرگز راضی نمی‌شد بر خلاف خواست و روش رهبری انقلاب قدمی بردارد و حقیقتا ولی فقیه برای او در حکم امام معصوم بود و همیشه آماده اجرای فرامین رهبری انقلاب بود. به معنای واقعی انقلابی بود، یعنی در راه انقلاب از جمله افرادی بود که تا آخرین نفس می‌ایستاد و کوتاه نمی‌آمد و دنبال رفاه و زندگی دنیوی و تن‌پروری نبود و به شدت در حوادث پای انقلاب ایستاد.

مورد دیگر، شجاعت و دلاوری اوست. با تشر دشمن عقب نمی‌نشست؛ چرا که در همان دوره‌ نیر کسانی مثل ملی‌گرا‌های آن زمان بودند که به شدت ضعیف‌النفس بودند و با یک حرکت نمایشی ناو آمریکا در خلیج فارس موضعشان سست می‌شد؛ اما برعکس، شهیدان رجایی و باهنر در چنین شرایطی ترس به دل راه نمی‌دادند و راه انقلاب را پیش می‌گرفتند؛ همین ویژگی‌ها، شهید رجایی را محبوب مردم ساخت و مردم با دیدن تقوا، شجاعت و ساده‌زیستی او باور داشتند که رجایی یاور آنهاست و برای خدمت به مردم سر از پا نمی‌شناسد.

*حضرت امام (ره) چه شناختی از این شهید عزیز داشتند و بر چه اساسی شهید رجایی برای احراز پست نخست‌وزیری انتخاب شد؟

حضرت امام (ره) ایشان را بر اساس سابقه مجاهدت‌ها و مبارزاتشان در دوره انقلاب می‌شناختند، چرا که خبر مقاومت و ایستادگی ایشان پای انقلاب و مبارزه با رژیم پهلوی، زمان حضور در نجف اشرف به گوش امام راحل رسیده بود و در جریان مبارزات شهید رجایی قرار داشتند. نزدیکان امام خمینی (ره) نیز به معرفی شخصیت‌هایی، چون شهید رجایی اقدام می‌کردند و از همین بابت شناخت عمیقی از شهید رجایی پیدا کرده بودند و نسبت به راه و روش و تفکر شهید رجایی آگاهی داشتند.

**حضور پررنگ شهید رجایی در وقایع انقلاب اسلامی

عزیزانی چون شهیدان بهشتی و مطهری، مشاوران خوبی برای امام خمینی (ره) بودند و در شناخت افراد و جریان‌ها به امام (ره) مشورت داده و ایشان را آگاه می‌کردند. شهید رجایی در دوران مبارزه کاملا در صحنه بود و به مبارزین کمک می‌رساند و با مردم همراهی می‌کرد. مثلا در دوره‌ای که کمبود سوخت بود، تمام تلاش خود را کرده بود تا به رفع آن معضل به نفع مردم یاری برساند.

شهید رجایی یاور مستضعفین بود/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند

*علت سکوت شهید رجایی در برابر سروصدای بنی‌صدر و حامیانش را چه می‌دانید؟

شهید رجایی فرزند انقلاب اسلامی بود. برای او و امثال او که فرزند و دست‌پرورده انقلاب بودند، وحدت، اتحاد، همدلی و انسجام کشور اولویت داشت، چون نمی‌خواستند کشور و انقلاب آسیب ببیند. چنین انسان‌هایی واقف بودند که دشمن از تشنج و آشفتگی سوءاستفاده خواهد کرد لذا زبان به گله‌مندی باز نمی‌کردند. از این‌رو هجمه‌ها و بداخلاقی‌ها را تحمل می‌کردند.

*بنی‌صدر چگونه به این جایگاه رسید؟ آیا سابقه انقلابی خاصی داشت یا جریانی پشت او بود؟

بنی‌صدر روحانی‌زاده و از فرزندان «سید نصرالله بنی صدر» معروف به «صدرالعلمای همدانی» از تبار سادات موسوی در روستای باغچه کبودراهنگ همدان بود. در دوران جوانی هم در اروپا دانشجو بود. آن زمان اسلام در اروپا اساسا مطرح نبود و غالب تفکر این بود که دوره اسلام تمام شده و دیگر به کار جامعه نمی‌آید، لذا روشنفکران آن دوره اغلب یا کمونیست بودند، یا ملی‌گرا‌هایی که از اسلام بیگانه بودند. شرایط بسیار نامناسبی برای اسلام بود.

شهید رجایی یاور مستضعفین بود/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند
سید نصرالله بنی‌صدر

**پشتیبانی غرب‌زدگان در راستای محبوب‌سازی بنی‌صدر

در چنین شرایطی جوانانی که علنا و آشکارا از اسلام حرف می‌زدند یا مسلمانی خود را ابراز می‌کردند، بیشتر به چشم می‌آمدند و خیلی در نگاه‌ها ارزشمند جلوه می‌کردند. «سید ابوالحسن بنی‌صدر»، «صادق قطب‌زاده» و «ابراهیم یزدی» از این دست افراد بودند که در خارج علنا از اسلام حرف زده و حتی مقاله می‌نوشتند و از نقش اسلام می‌گفتند؛ این باعث شده بود تا شناخته شده و برجسته شوند. در میان مردم معروف بود که برخی از دانشجویان ایرانی در اروپا علی‌رغم حضور در چنان فضایی، پایبند به اسلام بوده و از اسلام دفاع می‌کنند؛ مثلا صادق قطب‌زاده یک سخنرانی کرده بود و ضمن دفاع از روحانیت در اسلام، به نقش این قشر در اسلام پرداخته بود و خبر آن به ایران رسیده بود و باعث شناخته‌شدن و امید بستن مردم به آنها شده بود.

اما اینکه بنی‌صدر چگونه گُل کرد به نظرم بی‌ربط به این تحلیل بنده که عرض می‌کنم نیست؛ سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در یک نشریه‌ای گزارشی را خواندم به این مضمون که فراماسون‌ها در جهت پیش‌برد اهداف خود، به صورت پنهانی و با کمک برخی اساتید دانشگاهی خارج که فرماسون بوده و در عین حال محبوب هستند، دانشجویان خارجی، مستعد و خوش‌فکر را شناسایی کرده و به اعضای فراماسونی معرفی می‌کنند تا به آنها نزدیک شده و با ایجاد ارتباط دوستی، به پرورش و تربیت آنها بپردازند، تا وقتی فارغ‌التحصیل شدند و قصد عزیمت به کشور خود را داشتند، در کشورهای‌شان با کار رسانه‌ای فراماسون‌ها محبوب شوند و بتوانند به مقام و منصبی برسند که البته متاسفانه امروز به آن مطلب دسترسی ندارم، اما مضمون آن گزارش در یادم هست.

به نظرم درباره بنی‌صدر هم چنین برنامه‌ای باید اجرا شده باشد، او را متهم به ماسون بودن نمی‌کنم، اما تحلیل بنده این هست، با توجه به اینکه افکار بنی‌صدر ماسون‌زده بود و اندیشه‌های غربی و لیبرالی داشت یا به تعبیری اسلام او آمریکایی بود و سعی می‌کرد اندیشه‌های سازشکارانه را به نحوی ترویج کند، از این‌رو به شدت با اسلام انقلابی که به استکبارستیزی معتقد بود، موضع داشت؛ حتی مهندس «مهدی بازرگان» هم اینگونه بود، ملی‌گرا‌ها هم همینطور بودند. هرگز باور نداشتند که می‌شود در مقابل استکبار جهانی ایستاد و پیروز شد. مثلا مهندس بازرگان به عنوان نماینده دولت موقت به اتفاق ابراهیم یزدی سفری کردند به الجزایر و دیداری هم داشتند با «زبیگنیو برژینسکی» مشاور امنیت ملی دولت جیمی کارتر. پس از برگشتشان، مورد اعتراض امام خمینی (ره) بابت آن دیدار قرار گرفتند. جواب آقای بازرگان نکته مهمی داشت. وی گفت که «ما که نمی‌توانیم بدون آمریکا زندگی کنیم!»؛ به همین صراحت گفت و واقعا اینطوری فکر می‌کردند. اما امام (ره) از روزی که نهضت را شروع کردند فرمودند «نه شرقی، نه غربی»؛ یعنی خود را از دو ایدئولوژی آن روز دنیا جدا کردند.

** نکته درگیری بنی‌صدر با انقلابیون

در آن شرایط اکثر مبارزان غیرانقلابی بر این باور بودند که اگر قصد مبارزه داریم باید در چارچوب سیاست خارجی آن را دنبال کنیم و ببینیم آمریکا چه می‌خواهد، مثلا اگر آمریکا مخالف مبارزه با شاه بود دست از مبارزه بکشیم! بنی‌صدر نیز همین دیدگاه را داشت. لیبرال بود، کاملا اندیشه غربی داشت و اصلا نمی‌توانست با شرایط انقلاب هم‌خوانی داشته باشد برای همین با مبارزین انقلابی درگیر می‌شد.

شهید رجایی یاور مستضعفین بود/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند

اما چیزی که سبب شد بنی‌صدر با آن ظاهر غیر مذهبی و متفاوت از حزب‌اللهی‌ها به مقام و منصب برسد، به نظرم برمی‌گردد به همان حمایت جریان فراماسونری که او را در جامعه محبوب کرد. سازمان فراماسونری در سال ۱۲۳۷ شمسی توسط «میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله» تاسیس شد که شاهزاده‌ها و افراد متنفذ زیادی به آن پیوستند و آن دوره آیت‌الله ملاعلی کنی این جریان را شناخت و تفکیرشان کرد لذا سبب شد تا مردم علیه آنها موضع گرفته و با آنها مقابله کنند، از این‌رو ریختند و این سازمان را آتش زدند.

این اقدام را شاید بتوان اولین گام عملی مردم ایران در ورود به عرصه سیاست و مبارزه انقلابی دانست؛ اما فراماسون‌ها تا قبل از آن علنی فعالیت می‌کردند و پس از آن تحت عنوان «مجمع آدمیت» فعالیت‌های خود را به صورت زیرزمینی پی گرفتند و تا امروز نبوده موردی که این افراد را شناسایی، محاکمه و بازخواست کنند. این جریان بیش از ۱۵۰ سال هست که با نفوذ در ارکان کشور برای پیشبرد اهدافش توطئه می‌کند به طوری‌که اولین دولت ماسونی را «میرزاحسین خان سپه‌سالار» در دوره ناصرالدین شاه در سال ۱۲۵۱ تشکیل داد.

شهید رجایی یاور مستضعفین بود/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند
میرزا حسین خان سپه‌سالار

**نقش ماسون‌ها در حمایت از بنی‌صدر

انگلیسی‌ها پیش از آن به میرزا حسین‌خان وعده داده بودند اگر دو اقدام را انجام دهد، کمک می‌کنند تا نخست‌وزیر شود، آن دو اقدام عبارت بودند از، «به رسمیت شناختن حضور انگلیسی‌ها در سیستان و بلوچستان» و دیگری «بستن قرارداد با کمپانی رویترز» که طبق آن تا ۷۰ سال منابع کشور به جز طلا و نقره در اختیار انگلیسی‌ها قرار می‌گرفت؛ البته با ایستادگی مرحوم آیت‌الله ملاعلی کنی، ناصرالدین شاه مجبور به عزل میرزاحسین خان سپه‌سالار و لغو قرارداد رویترز شد.

در دوران مشروطه نیز ماسون‌ها رسما دولت تشکیل دادند و سبب اعدام شیخ فضل‌الله نوری (ره) شدند؛ بنابراین نظر بنده این هست که جریان ماسونی نقش مهمی در برجسته‌سازی بنی‌صدر و حمایت تبلیغی و رسانه‌ای از او داشت. 


شهید رجایی یاور مستضعفین بود/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند
شهید شیخ فضل‌الله نوری

*بنی‌صدر آیا در دوره حضورش در اروپا با کسانی، چون شهید بهشتی موآنست نداشت تا صرفا تحت تاثیر اندیشه غربی قرار نگیرد؟

در تماس بود، اما به خاطر غروری که داشت تحت تاثیر امثال شهید بهشتی نبود. خودش را بالاتر از امثال شهید بهشتی می‌دانست، حتی نسبت به امام خمینی (ره) نیز همین دیدگاه را داشت. بنی‌صدر خود در دوران ریاست جمهوری‌اش به من گفت که محبوبیت آیت‌الله خمینی کاهش یافته چرا که طبق نظرسنجی‌های ما، بنده ۷۵ درصد محبوب مردم هستم و امام ۴۵ درصد! و همین غرور و خودخواهی او را زمین زد. جریان حامی بنی‌صدر بسیار پیچیده بود. همین که در شرایط آن روز که مردم در اوج احساسات انقلابی و تمایل به ساده‌زیستی به کسی همچون او گرایش یافتند، حکایت از کار سنگین جریان حامی بنی‌صدر برای رساندن وی به قدرت دارد.

*با این مقدمات اختلافات بنی‌صدر با شهید رجایی از کجا آغاز شد؟

طبق مقدمه‌ای که گفتم بنی‌صدر غرب‌زده و کاملا بری از روحیه انقلابی بود. این یک مساله مهمی بود که نمی‌گذاشت بنی‌صدر برای انقلاب با ایثار و فداکاری اقدام کند، روحیه لیبرالی اساسا چنین هست؛ به شدت دنبال سازش با آمریکا هستند و نمونه‌های زیادی در تاریخ ما وجود دارد، مثل مرحوم مصدق که واقعا به آمریکا باور داشت که با کمک آنها می‌تواند ملت ایران را به آرزوهایش برساند، اما رودست خورد. جبهه ملی با همه این سوابق خائنانه آمریکا هنوز به آنها اعتقاد دارد و تا امروز بر این اعتقاد مانده و وفادار هست. همین جبهه ملی بعد از سرنگونی مصدق تا سال ۱۳۳۹ نفس نمی‌کشید، اما دست از باور اشتباهش برنداشت. این دیدگاه اولین پایه اختلاف بین بنی‌صدر و شهید رجایی بود چرا که شهید رجایی نقطه مقابل آنها بود و تلاش می‌کرد آرمان‌ها و دستورات امام خمینی (ره) را در جهت استقلال و عزت کشور پیاده کند.

پایه دوم اختلاف این بود که شهید رجایی اهل دیدگاه مقاومت بود و برای این مسیر فداکاری می‌کرد، اما بنی‌صدر اصلا در خط امام نبود و ولایت فقیه را هم به شدت رد می‌کرد و اهل سازش و تسلیم بود. نکته جالب روحیه لیبرال‌ها برای بنده، آمادگی عجیب آنها برای سازشکاری هست. در همین راستا اگر یک نفری را که سابقه خوبی با او نداشتند در خط خود می‌یافتند، تمام‌قد پشتیبانی می‌کردند؛ برای نمونه در یک سالی آقای احمد سلامتیان از اروپا آمد نجف برای دیدار با امام خمینی (ره). ما آن روز او را نمی‌شناختیم، به عنوان یک کسی که از اروپا آمده خدمت امام برسد او را می‌دیدیم، حضرت امام به صورت کلی آقای سلامتیان و دانشجویان حاضر در غرب را نصیحت کردند که به اسلام پایبند باشید، چرا که اسلام می‌تواند شما را به ترقی برساند و بدون اسلام نمی‌توانید پیش بروید. سلامتیان هم وقتی برگشت اروپا خیلی با حرارت فرمایشات امام را منتقل کرد به جوانان ایرانی مقیم اروپا.

شهید رجایی یاور مستضعفین بود/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند
سید احمد سلامتیان

بنی‌صدر پس از بازگشت سلامتیان و شنیدن شرح سفر وی، نامه‌ای به من نوشت به این مضمون که «چقدر شما آخوند‌ها ساده‌لوح هستید، تا کی می‌خواهید مانند خروس در عزا و عروسی قربانی شوید؟ احمد سلامتیان را که یک روز کمونیست هست، یک روز توده‌ای هست یک روز فلان و بهمان، چرا می‌برید پیش امام تا وقتی برمی‌گردد از این دیدار سوءاستفاده کند؟» اشتباه من در آن روز این بود که نامه را خواندم و بدون اهمیت دادن پاره کردم و دور ریختم در صورتی‌که امروز می‌توانست سند مهمی باشد؛ در هر حال مقصود آن هست که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بنی‌صدر برای نخست‌وزیر شدن همین آقای سلامتیان پافشاری می‌کرد.

*نقش منافقین در تشدید اختلافات بین بنی‌صدر و شهید رجایی را چقدر جدی و موثر می‌دانید؟

منافقین از بدو پیروزی انقلاب اسلامی سعی کردند از هر جریانی سوءاستفاده خود را داشته باشند. هروقت بین دو نفر از مبارزین یا روحانیون کوچک‌ترین اختلاف، ناراحتی یا کش‌مکشی پیش می‌آمدسعی می‌کردند برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی بهره ببرند؛ مثلا در جریان اختلاف شیخ «علی تهرانی» با شهید بهشتی وارد عمل شده و کاری کردند که شیخ علی تهرانی که روزی خود را فدایی امام می‌دانست، از ایران رفت به عراق و در رادیو بغداد علیه امام خمینی (ره) فحاشی کرد. در جریان اختلاف بنی‌صدر و شهید رجایی نیز رویه‌شان همین بود.

شهید رجایی یاور مستضعفین بود/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند
شیخ علی تهرانی

*واکنش امام خمینی (ره) به این اختلافات چه بود؟

حضرت امام غالبا تلاش می‌کردند با نصیحت و راهنمایی، دو طرف را به آرامش و وحدت دعوت کنند. بعضا آنهایی را که اختلاف داشتند دعوت می‌کردند و حضوری نصیحت می‌کردند، اما در این فقره، چون اختلاف بر سر اصل انقلابی بودن و لیبرال بودن بود، تاثیر نمی‌کرد. البته لیبرال‌ها در جریان حمایت از بنی‌صدر نهایتا شکست خوردند، اما هنوز حضورشان برای کشور خطرناک هست؛ اینکه امام راحل در ایام پایان عمر خود در پیامی فرمودند «تا زنده هستم نمی‌گذارم این کشور به دست لیبرال‌ها بیفتد»، حاکی از آن هست که خطر آنها زیاد بود و هست. البته لیبرال‌ها در سه مقطع در ایران به قدرت رسیدند (قبل و بعد از انقلاب اسلامی) که هر سه بار ضربات جبران‌ناپذیری را به کشور زدند. نمونه آخر آن را هم در رفتار یک دولت لیبرال با موضوع هسته‌ای دیدیم که اگر افراد و شخصیت‌های فداکاری همچون شهید سلیمانی نبودند، امروز آسیب‌های بیشتری خورده بودیم.

*با توجه به ارتباطی که بین بنی‌صدر و منافقین ایجاد شد، آیا سندی در دست هست که بتوان همکاری وی با منافقین را در ترور شهید رجایی متصور بود؟

خیر؛ بنی صدر روحیه تهاجمی مثل منافقین نداشت؛ یک لیبرال سازشکار بود و توانایی قدم برداشتن در مسیر ترور و این دست مسائل را نداشت.

شهید رجایی یاور مستضعفین بود/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند

*در پایان اگر نکته‌ای به ذهن شما می‌رسد مشتاقانه می‌شنویم.

من از دوره‌ای که رجایی شهید شد درس عبرتی دارم. در طول عمر انقلاب متاسفانه از ضربه‌هایی که خوردیم درس نگرفتیم. خداوند متعال در آیه ۱۱۱ سوره مبارکه «یوسف» می‌فرماید «لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ» یعنی سرگذشت رفتگان برای کسانی که صاحب عقل و خرد باشند، درس عبرت هست. این یعنی هرکسی نمی‌تواند از تاریخ درس عبرت بگیرد حتی ممکن هست کسی تاریخ نویس باشد، اما توانایی درس عبرت گرفتن از تاریخ را نداشته باشد و درس نگرفته باشد.

ما اگر از تاریخ درس گرفته بودیم امروز لیبرال‌ها نمی‌توانستند در انقلاب رخنه کرده و کارشکنی کنند و این بی‌توجهی ما و ساده‌اندیشی برخی مسئولان سبب شده تا امروز در سطح کلان کار، رهبری انقلاب با چالش‌های زیادی دست و پنجه نرم کنند. اگر در مبارزه با آمریکا رهبری محکم ایستاده به سبب پشتیبانی محکم ملت از اوست لذا آنچه باعث شده لیبرال‌ها نتوانند روحیه انقلاب اسلامی را کمرنگ کرده و آرمان‌های امام راحل را به فراموشی بسپارند، مقاومت رهبر معظم انقلاب اسلامی با پشتوانه ملت ایران هست. البته مداوم کار می‌کنند، توطئه می‌کنند تا خط امام و مقاومت را کمرنگ کنند که به فضل خدا نه‌تنها کارشان پیش نرفته بلکه خط مقاومت جان گرفته و بیش از قبل جهانی شده و ان‌شاء‌الله پرچم انقلاب اسلامی بر بام دنیا به اهتزاز درآمده و متصل به حکومت جهانی حضرت ولیعصر (عج) خواهد شد.

گفت‌وگو از حامد افروغ

انتهای پیام/ 112

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
آنچه شهید رجایی را ماندگار کرد/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند

آنچه شهید رجایی را ماندگار کرد/ فراماسون‌ها بار‌ها در ایران دولت تشکیل دادند بیشتر بخوانید »

آرمان‌های امام خمینی (ره)، الگو و الهام‌بخش آزادگان جهان است

آرمان‌های امام خمینی (ره)، الگو و الهام‌بخش آزادگان جهان است


به گزارش مجاهدت از گروه دفاعی امنیتی دفاع‌پرس، ستاد کل نیرو‌های مسلح به مناسبت ۱۴و ۱۵ خرداد (سالروز رحلت امام خمینی (ره) و گرامیداشت یاد و خاطره شهدای ۱۵ خرداد) بیانیه‌ای صادر کرد.

متن بیانیه به شرح زیر است:

سی و پنج سال پس از ارتحال ملکوتی رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) همچنان مسیر، آرمان‌ها و یاد آن بزرگ مرد سفر کرده، الگو و الهام‌بخش برای آزادگان جهان است. 

امام بزرگوار با تکیه بر ایمان، اعتقاد و اراده مردم مسلمان ایران و با آگاهی‌بخشی توطئه‌های نظام سلطه جهانی به ویژه آمریکا و جنایات رژیم ستم‌شاهی و امیدبخشی در مردم نسبت به آینده با تشکیل حکومت اسلامی چنان فضایی ساخت که در آن، همه توده‌های مردمی خواهان پایان گرفتن ظلم و استبداد شدند. 

امروز به برکت خون شهدای انقلاب اسلامی همچون شهدای پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ خورشیدی و بعد از آن، سربلندی، پیشرفت و عزت روزافزون ملت ایران با تکیه بر اصل مترقّی ولایت‌فقیه، برخاسته از تفکر اسلام ناب و خلاقانه آن امام امت و خلف صالحش حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) است که به واسطه آن، الگویی مناسب برای اداره جوامع بشری و تامین سعادت دنیوی و اخروی فرا روی سایر ملت‌ها نیز قرار داده است.

این مسیر روشن در حرکت به سوی قله نه فقط صفوف مقاومت مردمی در منطقه را منسجم‌تر کرده بلکه موج آن، کشور‌های استکباری را نیز در نوردیده و شاهد آن جوانانی است که در اروپا و آمریکا شیفته مکتب و آرمان‌های خمینی کبیر (ره) و جانشین خلفش مقام معظم رهبری (مدظله العالی) شده‌اند.

هسته‌های مقاومتی که امام عزیزمان پی‌ریزی کرد؛ با درایت رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به درختی تنومند و سربلند تبدیل شده و در دل نظام سلطه میوه داده است. اینک ندای مقاومت ضد استکباری از دورترین سرزمین‌ها به‌گوش می‌رسد، این اقتدار باعث تغییر در هندسه محاسباتی قدرت‌های جهانی شده و تعبیری روشن از پیش‌بینی تاریخی و الهی امام خمینی (ره) است که روزی اسلام، سنگر‌های کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.

ستادکل نیرو‌های مسلح با پاسداشت یاد، نام و آرمان حضرت امام خمینی (ره)، ضمن اعلام آمادگی برای دفاع قاطعانه از آرمان‌های انقلاب و امامین انقلاب اسلامی در هر زمان و مکان، چهاردهم و پانزدهم خردادماه را روز بزرگ بیعت مجدد امت با امام راحل و ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) دانسته و از اقشار و آحاد مختلف مردم ایران برای حضور پرشور و با شکوه در آیین‌های گرامیداشت سالروز ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی دعوت می‌نماید و بر اطاعت بی قید و شرط از ولایت فقیه تأکید می‌کند.

انتهای پیام/ 112

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آرمان‌های امام خمینی (ره)، الگو و الهام‌بخش آزادگان جهان است

آرمان‌های امام خمینی (ره)، الگو و الهام‌بخش آزادگان جهان است بیشتر بخوانید »

جنایتی که خواب را از چشمان شهید «امیرعبداللهیان» ربود+ فیلم

جنایتی که خواب را از چشمان شهید «امیرعبداللهیان» ربود+ فیلم

به گزارش مجاهدت از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، شهید  حسین امیرعبداللهیان از دهه ۷۰ شمسی کار خود را در دستگاه سیاست خارجی آغاز کرد. او در دهه ۸۰ شمسی و در جریان حمله آمریکایی‌ها به عراق، معاون اداره سیاسی اول خلیج فارس در وزارت امور خارجه بود.

مرحوم امیرعبداللهیان خاطرات خود از آن دوران را در گنجینه تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ثبت و ضبط رسانده است که به بهانه شهادت این دیپلمات برجسته و وزیر امور خارجه بخشی از خاطرات او برای نخستین بار منتشر می‌شود.

کد ویدیو

انتهای پیام/ 112

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

جنایتی که خواب را از چشمان شهید «امیرعبداللهیان» ربود+ فیلم

جنایتی که خواب را از چشمان شهید «امیرعبداللهیان» ربود+ فیلم بیشتر بخوانید »