تحلیل سیاسی

روایت پیروزمندانه عارف از شکست‌هایش/ حمایت قالیباف از تشکیل ناتوی اسلامی

روایت پیروزمندانه عارف از شکست‌هایش/ حمایت قالیباف از تشکیل ناتوی اسلامی



برخی دولتمردان در حالی تصور می‌کنند “تأمین کالا و مایحتاج مردم” یک هنر است که اینطور نیست و حتی اگر آنها نباشند هم این قضیه محقق می‌شود. لکن مسئله و هنر اصلی، “کنترل نرخ‌های بیقاعده در بازار” است.

سرویس سیاست مشرق «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

حمایت قالیباف از تشکیل ناتوی اسلامی

روایت پیروزمندانه عارف از شکست‌هایش/ حمایت قالیباف از تشکیل ناتوی اسلامی

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با یک رسانه پاکستانی از تشکیل ناتوی اسلامی حمایت کرده است.

پیش از این اسلام‌آباد از تهران خواسته بود که به پیمان دفاع جمعی پاکستان، ترکیه و عربستان بپیوندد.

به گزارش مجاهدت از ایرنا به نقل از وب سایت شبکه اردو زبان جیونیوز، موضع قالیباف نیز در برابر این پیشنهاد، مثبت بوده است.

قالیباف گفته است: کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی نیز همانند ناتو باید یک ارتش مشترک تاسیس کنند. [۱]

*پیش از این، فداحسین مالکی، رئیس گروه دوستی ایران و پاکستان در یک مصاحبه گفته بود: “پاکستانی‌ها پیشنهاد ایجاد ناتوی اسلامی را با حضور ایران، پاکستان، عربستان و ترکیه مطرح کردند که تهران با این پیشنهاد موافقت کرده است و این رویکرد زمینه‌ساز یک اجماع بزرگ بین کشورهای اسلامی در مقابل تحرکات رژیم صهیونیستی خواهد شد. “[۲]

این پیشنهاد ابعاد بسیار مختلفی دارد و می‌توان مجموعا آنرا مثبت تلقی کرد.

نظام جمهوری اسلامی ایران با تجربه تشکیل “محور مقاومت” و راهبری هسته‌های مقاومت فرامرزی علیه تجزیه کشورها و بر ضد آمریکا و اسرائیل یک نمونه کامل و قابل اتکا برای تشکیل ناتوی اسلامی است.

اما کشورهای حامی این تز و بلکه نیازمندان تشکیل ناتوی اسلامی باید بدانند که این تجربه ایران صرفا با “عقلانیت” و اتخاذ مواضع و منافع منطقی و اسلامی ممکن است.

از طرفی نمی‌شود کسانی حرف از ناتوی اسلامی بزنند که در مکنون خودشان خواهان پیشبر منافع آمریکا و اسرائیل باشند، پایگاه‌های آمریکایی و رادارهای اسرائیلی را در قلب سرزمینی خود جا داده باشند، ‌ به فرماندهان تروریست ارتش آمریکا مدال بدهند و یا از پرورش تروریست‌های تکفیری منتفع باشند.

از طرفی آیا حامیان تز ناتوی اسلامی حاضرند سیادت منطقه‌ای و نظامی ایران که در نبرد با آمریکا، موشکباران اسرائیل، تأمین امنیت خلیج فارس، محو کشور جدیدالتأسیس داعش و عبور از تحریم‌های اقتصادی اثبات شده است را بپذیرند و با علم به میان‌رده بودن وارد ناتوی اسلامی شوند یا اینکه این تشکیلات احتمالی از هم‌اکنون قرار است نارس متولد و به یک مجموعه بودجه‌خور و نمایشی تبدیل شود؟

اینها چالش‌ها و نکاتی است که درباره ناتوی اسلامی باید پیرامون آنها به بحث و اقتراح نشست.

***

روایت پیروزمندانه عارف از شکست‌هایش

روایت پیروزمندانه عارف از شکست‌هایش/ حمایت قالیباف از تشکیل ناتوی اسلامی

محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور اخیراً طی اظهاراتی در نشست با مدیران وزارت جهاد کشاورزی با اشاره به اینکه راهبرد دولت چهاردهم و ستاد تنظیم بازار جلوگیری از گرانفروشی و احتکار است، گفت: در دولت و ستاد تنظیم بازار تلاش کردیم که برخوردها تا حد امکان تعزیراتی نباشد و برخی سیاست‌های نظارتی و تنظیمی همانند آزادسازی واردات را در دستور کار قرار دادیم.

به گزارش مجاهدت از ایرنا، او همچنین با اشاره به جلسات متعدد خود با برنجکاران در سال گذشته ادامه داد: در آن جلسات کشاورزان از دولت خواستند که واردات برنج آزاد نشود تا بتوانند برنج را با قیمت کیلویی ۷۵ هزار تومان به فروش برسانند اما عده محدودی واسطه با زیر قیمت برنج را از کشاورزان خریداری کردند و کیلویی بالای ۳۰۰ هزار تومان به بازار عرضه کردند و این عده محدوده واسطه از دسترنج کشاورزان سودجویی می‌کنند. [۳]

*مسئله اینجاست که عارف در هر دو بیان پیش گفته (نظارت بر بازار و عرضه برنج با قیمت معقول) ناموفق بوده و نارضایتی‌های گسترده‌ای را بین مردم و فعالان منصف بازار رقم زده است.

با این حال اما می‌بینیم که اثری از تأسف یا عذرخواهی در مواضع او نیست و عارف پس از این شکست‌های بزرگ و متوالی به موعظه‌گری و بیان خاطرات بسنده می‌کند!

جالب است که عارف در ماه گذشته نیز ضرب‌الاجلی یک‌ماهه را برای ساماندهی به وضعیت بازار و اوضاع گرانی بیقاعده تعیین کرد که البته آن ضرب‌الاجل به دیوار کوبیده شد و مردم هیچ اثری از آن احساس نکردند. [۴]

لکن می‌بینیم که معاون اول محترم رئیس‌جمهور هیچ موضعی نسبت به ضرب‌الاجل پیش گفته ندارد و درباره چرایی اجرا نشدن آن توضیحی به مردم نمی‌دهد.

تأکید می‌شود که این رفتارها صرفا موجب بغرنج‌تر شدن وضعیت گرانی و معیشت مردم می‌شود و نهادهای نظارتی و ایضا مراجع اجتماعی مثل حوزه علمیه قم باید با اعمال اراده و طرح قاطع مطالبه؛ جلوی ادامه این بی‌مسئولیتی‌ها و بی‌دولتی‌ها در بازار را بگیرند.

***

قالب کردن هنر بی‌اهمیت تأمین کالا به مردم به جای “نظارت بر بازار”

روایت پیروزمندانه عارف از شکست‌هایش/ حمایت قالیباف از تشکیل ناتوی اسلامی

ایسنا گزارش داد: محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور پزشکیان طی سخنانی در جمع فعالان سیاسی استان کردستان گفته است:

“بیشتر مردم دغدغه سیاسی ندارند؛ مردم نان، گوشت و برنج می‌خواهند و ما موظفیم برای تأمین این نیازها تلاش کنیم. “[۵]

*قائم‌پناه گویا ۲ نکته بدیهی را نمی‌داند!

نخست اینکه امر سیاست در یک وجه خود مساوی با “بهبود اقتصادی” است و سیاست‌ورزی در معنای درست خود با سیاست‌بازی متفاوت است و موجب بهبود در همه اوضاع پیرامونی و معیشتی مردم می‌شود.

لذاست که باید در طرح جمله “مردم دغدغه سیاسی ندارند” تجدید نظر و آنرا با شکل و پیوست‌های درستی مطرح کرد.

مسئله دوم هم اینکه ما دقیقا نمی‌دانیم عبارت “تأمین کالاها” از کدام کره منظومه شمسی به ستاد دولت نازل شده و بدتر اینکه یک هنر تلقی شده است!؟

تأمین یکی از ساده‌ترین کارهایی است که دولت انجام می‌دهد و چه بسا اگر دولت هم نباشد انجام خواهد شد.

جالب است که در اینجا به بخشی از خاطرات محسن رفیقدوست اشاره کنیم که در کتابش توضیح می‌دهد در صبح روز انقلاب ۵۷، و در اوج ناامنی و بی‌دولتی و حتی بی‌حکومتی اما کامیون توزیع شیر در تهران مشغول به‌کار بود و شیر توزیع می‌کرد.

در واقع، آنچه وظیفه اساسی و اصلی دولت است و مردم نیز در یکی از انگیزه‌های خود به همین منظور به دولت رأی داده‌اند؛ “تأمین مایحتاج و نیازها با قیمت‌های معقول” است. کاری که البته دولت آقای پزشکیان علیرغم نجابت شخص رئیس‌جمهور و با وجود برخی توفیقات اقتصادی در سال نخست دولت اما در این لحظه از انجام آن عاجز بوده و “گرانی دلبخواهی” یا همان گرانی بیقاعده در بازار جولان می‌دهد.

آقای قائم‌پناه به‌عنوان یک مقام ستادی دولت اگر واقعا دلسوز رئیس‌جمهور پزشکیان هستند و می‌خواهند همچون او صادقانه در سیاست کشور کار کنند؛ باید که به جای نمایش تأمین کالا، به واقعیت نظارت بر بازار و قیمت‌ها و مبارزه با گرانی بیقاعده رو بیاورند و البته نتایج آنرا هم به مردم گزارش کنند.

گفتنیست مقامات دولت بارها و بارها تأکید کرده‌اند که دولت به نظرات نخبگانی توجه دارد و هرکس برای رفع مشکلات کشور راهی می‌شناسد باید آنرا ارائه کند. با این همه اما مشخص نیست که چرا دولت از پیشنهاد نخبگانی “نظارت کارا بر بازار و قیمت‌ها” طفره می‌رود و در مقابل ضرباتی هم که از این قضیه می‌خورد دچار حالت بی‌حسّی و کرختی است!؟

***

1_ https://irna.ir/xjVTXf

2_ mshrgh.ir/1737721

3_ https://irna.ir/xjVTbF

4_ mshrgh.ir/1761511

5_ isna.ir/xdVq7q

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

روایت پیروزمندانه عارف از شکست‌هایش/ حمایت قالیباف از تشکیل ناتوی اسلامی

روایت پیروزمندانه عارف از شکست‌هایش/ حمایت قالیباف از تشکیل ناتوی اسلامی بیشتر بخوانید »

نقطه‌زنی مقام معظم رهبری پس از درگیری ۱۲ روزه/ از رسانه‌درمانی آن وزیر تا رسانه‌تراپی این نماینده!

نقطه‌زنی مقام معظم رهبری پس از درگیری ۱۲ روزه/ از رسانه‌درمانی آن وزیر تا رسانه‌تراپی این نماینده!



روند احیا و بهره‌برداری واحدهای صنعتی راکد و نیمه فعال در دولت پزشکیان از سرعت خوبی برخوردار است و آمارهای خوبی در این زمینه به گوش می‌رسد.

  • فلای‌تودی

سرویس سیاست مشرق«وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

از رسانه‌درمانی آن وزیر تا رسانه‌تراپی این نماینده!

نقطه‌زنی مقام معظم رهبری پس از درگیری ۱۲ روزه/ از رسانه‌درمانی آن وزیر تا رسانه‌تراپی این نماینده!

علی خضریان، از نمایندگان دور قبل و فعلی مجلس در مصاحبه با ایسنا با تاکید بر لزوم اتخاذ تدابیر جدی برای کاهش مشکلات معیشتی مردم گفت: در این راستا مجلس در حوزه مسکن، قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجاره بها را تصویب کرد؛ طبق بررسی‌های صورت گرفته، عملکرد وزارت راه و شهرسازی در اجرای این قانون، ناموفق بوده است. وزیر راه و شهرسازی به جای اجرای این قانون، یک بسته‌ اجاره‌ای را اوایل سال ابلاغ کرد که بیشتر جنبه رسانه‌درمانی داشت که متأسفانه آن بسته هم اجرایی نشد.

وی با بیان اینکه وزارت راه و شهرسازی نقش جدی برای کاهش مشکلات معیشتی مردم دارد، گفت: باید عرضه مسکن با اجرای قانون جهش تولید مسکن و بخش مسکن برنامه هفتم پیشرفت افزایش یابد و با اجرای قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجاره بها، بازار مسکن ساماندهی شود ولی متأسفانه هم تولید مسکن به کندی پیش می‌رود و هم تقاضا و بازار مسکن ساماندهی درستی نمی‌شود.

نماینده تهران در مجلس گفت: متاسفانه کارگروه ساماندهی بازار مسکن و اجاره که برای اجرای بخشی از مواد قانون ساماندهی بازار زمین مسکن و اجاره به وجود آماده بود، در اولین روزهای تصدی وزیر راه تعطیل شد و دیگر ساختاری در این حوزه وجود ندارد

وی افزود: همچنین سامانه ملی املاک و اسکان به عنوان چشم بینای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در بازار مسکن است که در ماده ۳ قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجاره بها به آن تاکید شده است؛ علی‌رغم رشد خوب خوداظهاری و اتصال خدمات دستگاه‌های اجرایی به سامانه املاک و اسکان، ولی متأسفانه به دلیل کوتاهی وزیر راه و شهرسازی در توجیه رییس جمهور و اعضای هیأت دولت، درگاهی جدیدی به نام درگاه نشانی ملی ایرانیان توسط سازمان ثبت احوال کشور با کارکرد کاملا مشابه سامانه ملی املاک و اسکان کشور ایجاد شده که کارکرد این سامانه را تضعیف می‌کند.

خضریان همچنین گفته است: همچنین در قانون ساماندهی بازار زمین مسکن و اجاره بها بر جلوگیری از احتکار زمین و مسکن تأکید جدی شده است. این پایه مالیاتی یکی از اقدامات تجربه شده جهانی برای کمک به افزایش عرضه واحدهای مسکونی در کوتاه مدت است که در این باره نیز وزارت راه و شهرسازی اهتمام جدی ندارد.[۱]

*حرف‌های خضریان خوب به نظر می‌رسد اما به این شرط که او به عنوان نماینده کارنامه خود را نیز در قبال نظریاتش در حوزه مسکن ارائه کند و ایضا در قبال دو دولت متفاوت، دو برخورد متفاوت نداشته باشد!

مثلا ما هرگز و در دوران دولت سابق هیچ مصاحبه و پیگیری شداد و غلاظی را از آقای خضریان شاهد نبودیم که اینچنین به وزارت راه بتازد و یا گزارش‌های انتقادی بخش خبری ۲۰:۳۰ علیه رئیس‌جمهور را تکرار کند.

جدای از این خوبست که مخاطبان محترم بدانند خضریان که اکنون خواستار ایفای نقش جدی دولت در بحث مسکن شده و برخی مقامات دولتی را به کم‌کاری متهم می‌کند؛ در دوران دولت سابق در قبال مسکن از این می‌گفت که: مطابق اصول حقوقی (اصل آزادی قراردادها) و فقهی (اصل تسلیط) مداخله اشخاص ثالث از جمله حاکمیت در حوزه توافقات خصوصی افراد از قبیل تعیین میزان ثمن معامله، میزان اجاره‌بها، میزان مهریه و نحوه پرداخت آنها ممنوع شمرده می‌شود و امکان دخالت اجرایی و تقنینی نیست.

این فرد همچنین درباره اجاره‌های گران نیز اظهار می‌کرد: حاکمیت می‌تواند در راستای ساماندهی این موضوع، با اتخاذ سیاست‌های تشویقی و تنبیهی، موجران را به اخذ اجاره‌بهای کمتر تشویق و از دریافت اجاره‌بهای غیر متعارف بر حذر دارد.[۲]

جدای از اینکه تأکید می‌شود خضریان آرام آن روزها تبدیل به خضریان منتقد و قاطع این روزها شده اما شاید جالب باشد که ما آن‌روزها درباره اظهارات مسکنی خضریان نوشتیم: همین قبیل برداشت‌های بروکراتیک و دور از فلسفه حکومتی است که مثلا موجب جهش قیمت اجاره بها و مسکن شده و مردم را با مشکل مواجه کرده است.

و تأکید کردیم: راه کنترل قیمت های لجام گسیخته نظارت کارای قانونی توسط دولت است و با تشویق و امتیاز(!) اتفاقی رخ نخواهد داد.[۳]

لذاست که خضریان باید درباره چیزهای زیادی توضیح بدهد…

امروز نظرش درباره آن نظریات سابق درباره تشویق و تنبیه موجران چیست؟ چرا جنس نقد او در قبال دو دولت رئیسی و پزشکیان متفاوت است و البته کارنامه شخص خضریان طی دو دوره حضور در مجلس برای مسکن مردم به جز همین مصاحبه‌ها و یادداشت‌ها که اغلب کارکرد “رسانه‌درمانی” دارند، چیست؟

***

احیای واحدهای صنعتی راکد و نیمه فعال در دولت پزشکیان

نقطه‌زنی مقام معظم رهبری پس از درگیری ۱۲ روزه/ از رسانه‌درمانی آن وزیر تا رسانه‌تراپی این نماینده!

معاون وزیر صمت و مدیر عامل سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی کشور گفت: ۲ هزار و ۶۰۰ واحد صنعتی جدید و حدود یک‌هزار واحد صنعتی راکد و نیمه فعال در کشور بهره‌برداری و احیا شده است.

به گزارش مجاهدت از ایرنا، رضا انصاری روز دوشنبه گذشته در حاشیه بازدید از منطقه ویژه اقتصادی بروجرد در جمع خبرنگاران همچنین تصریح کرد: میانگین واحدهای راکد شهرک‌های صنعتی کشور حدود ۱۲ درصد از کل واحدهای مستقر است، در حالی که این رقم در لرستان تا چند سال پیش بیش از ۳۰ درصد بود و اکنون به زیر ۲۰ درصد کاهش یافته که نشان‌دهنده روند رو به رشد احیای واحدهای تولیدی است.[۴]

*احیای واحدهای صنعتی راکد و نیمه‌فعال در صورت وجود توجیه اقتصادی و عقلایی یک اقدام مطلوب است.

بویژه اینکه اگر دولت رئیس‌جمهور پزشکیان نیز یک تیم اطلاع‌رسانی دلسوز داشت؛ طبیعتا ضریب بیشتری به این قبیل اخبار خوب اقتصادی می‌داد!

در مسئله احیای واحدهای راکد یا نیمه‌فعال همچنین باید به یک اصل مهم در مدیریت اقتصادی توجه کرد و آن اینکه همانطور که “کمک دارای توجیه” برای فعال شدن یک واحد راکد ضروریست؛ تعطیلی یک واحد مضر یا فاقد توجیه اقتصادی نیز ضروریست و نباید در این باب اسیر عوامفریبی و رضایت این و آن شد.

لذا انتظار است که دولت محترم و مقامات وزارت صمت نشان دهند که به پیوست این قبیل تصمیمات اقتصادی نیز توجهات لازم را دارند و از پوپولیسم و عوامفریبی به دور هستند.

***

نقطه‌زنی مقام معظم رهبری پس از درگیری ۱۲ روزه

نقطه‌زنی مقام معظم رهبری پس از درگیری ۱۲ روزه/ از رسانه‌درمانی آن وزیر تا رسانه‌تراپی این نماینده!

مقام معظم رهبری، در دیدار دوشنبه گذشته خود با قهرمانان و مدال‌آوران المپیادهای علمی و ورزشی طی سخنانی در اشاره به درگیری ۱۲ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل فرموده‌اند: صهیونیست‌ها توقع نداشتند که موشک ایرانی، ساخت دست جوان ایرانی، بتواند با شعله‌های خودش، با آتش خودش، اعماق برخی از مراکز حساس تحقیقاتی آن‌ها را تبدیل به خاکستر بکند؛ توقع این را نداشتند و این اتفاق افتاد. این‌ها توانستند به اعماق برخی از مراکز مهم رژیم صهیونی نفوذ کنند و آن‌ها را تخریب کنند؛ نابود کنند. این موشک را جوان‌های ایرانی ساختند. این را ما از جایی نخریدیم،‌ این را ما از جایی کرایه نکردیم، این ساخت جوان ایرانی است؛ این شناسنامهٔ جوان ایرانی است، جوان ایرانی وقتی وارد یک میدانی شد و تلاش کرد، کارهای بزرگ انجام می‌دهد. این موشک‌ها را نیروهای مسلح ما آماده داشتند، استفاده کردند، به‌کار بردند، باز هم دارند، لازم باشد در وقت دیگر هم از آن استفاده می‌کنند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، معظم‌له در همین رابطه تصریح کردند: جمع‌بندی من این است: این یاوه‌گویی‌هایی که این آقا (ترامپ) در آنجا انجام داد، این حرف‌های سبک و رفتارهای جِلف، برای این بود که به طرف مقابل روحیه بدهد، به آن‌ها روحیه بدهد؛ آن‌ها روحیه‌شان را از دست دادند.[۵]

*به یقین می‌توان گفت که این تحلیل مقام معظم رهبری یکی از راهبردی‌ترین تحلیل‌های ارائه شده پس از درگیری ۱۲ روزه بود که شنوای آن شدیم.

سطح این تحلیل در حدی ارزیابی می‌شود که می‌توان گفت موجبات ضربات بزرگ جدیدی را به روحیه و حتی به ساختار عملیاتی اسرائیل فراهم ساخته و نکته‌ای را برملا کرد که در قضایای ۳ ماه اخیر کمتر به آن توجه کرده بودیم.

حقیقتا اشاره به “بی‌روحیه شدن اسرائیل پس از آسیب خرد کننده موشک‌های جمهوری اسلامی ایران” یک تقاطع‌گیری بی‌مانند در عرصه تحلیل‌های راهبردی و استراتژیک پیرامون درگیری ۱۲ روزه بود که جز از ساحت منیع ولایت فقیه انتظار آن نمی‌رفت.

چه اینکه می‌توان گفت تنها نتیجه‌ای که اسرائیل در قبال درگیری ۱۲ روزه به ابعاد آن آگاه نبود و حتی تخمین‌های غلطی درباره آن داشت؛ همین قدرت آتش موشک‌های جمهوری اسلامی ایران بود که توانستند نفس اسرائیل را به شماره بیاندازند و خطر اضمحلال را به پیش چشم او بکشانند.

در عین حال می‌بینیم که رهبر معظم انقلاب از این حقیقت یک نقطه عزیمت ساخته و به نتیجه آن یعنی انکسار روحی صهیونیست‌ها اشاره می‌کنند. انکساری البته غیر قابل ترمیم که به بیان رهبری به دنبال یک قرص مسکّن می‌گردد و آن قرص مسکّن هم نیست مگر نمایش‌های لوده و سخیف دانلد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا!

فردی که البته خودش هم نمی‌داند با آبروریزی ۲ مرتبه موشکباران شدن از جانب ایران در دو پادگان عین الأسد عراق و العدید قطر چه کند و چه توجیهی برای آمریکا و جهان داشته باشد؟

با تحلیل راهبردی مقام معظم رهبری می‌توان از یک منظر جدید به قضایای درگیری ۱۲ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل نگریست و آغاز و انجام آنرا از یک زاویه نو مد نظر قرار داد.

برخی محافل تحلیلی و کارشناسان معتقدند آنچه در آن ۱۲ روز بین ایران و آمریکا و اسرائیل رخ داد جنگ نبود بلکه یک “عملیات محدود” بود که احتمالا تکرار خواهد شد.

***

1_ isna.ir/xdVhnP

2_ mshrgh.ir/1360706

3_ mshrgh.ir/1360706

4_https://irna.ir/xjVLXd

5_ mshrgh.ir/1758059

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

نقطه‌زنی مقام معظم رهبری پس از درگیری ۱۲ روزه/ از رسانه‌درمانی آن وزیر تا رسانه‌تراپی این نماینده!

نقطه‌زنی مقام معظم رهبری پس از درگیری ۱۲ روزه/ از رسانه‌درمانی آن وزیر تا رسانه‌تراپی این نماینده! بیشتر بخوانید »

قصه ما و آن تصمیم پوپولیستی روحانی/ چرا "کالابرگ" برای قالیباف مهم است؟

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات



حمله‌ای که طی روزهای اخیر در فضای مجازی علیه وزارت اطلاعات صورت گرفت هرگز یک رفتار تصادفی یا مبتنی بر یک نقد فنی نبود و بلکه می‌توان آنرا “پروژه” خطاب کرد.

سرویس سیاست مشرق «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

مصاف با وزارت اطلاعات

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات

طی روزهای اخیر و پس از پخش مستندی از اقدامات سرویس‌های اطلاعاتی کشورمان علیه رژیم صهیونیستی، به ناگاه موجی از حمله و تخریب در فضای مجازی علیه وزارت اطلاعات آغازیدن گرفت.

تخریب‌ها که بهانه خود را چند عکس و تصویر موجود در لابه‌لای گزارش وزارت اطلاعات قرار داده بودند؛ حمله خود را نه به صورت نقطه‌ای و متمرکز بر گزارش بلکه به صورت گسترده طراحی کردند و سیلی از تهمت و کنایه و ضعیف‌نمایی را درباره وزارت اطلاعات به راه انداختند.

در لابه‌لای این حملات اما برخی فعالان فضای مجازی به میدان دفاع معقول از وزارت اطلاعات شتافتند و درباره خط تخریب‌گران و ارتباط آنها با برخی محافل سیاسی و انحرافی سخن گفتند.

این روشنگری‌ها در ادامه واکنش‌هایی را نیز برانگیخت.

*حمله‌ای که طی روزهای اخیر در فضای مجازی علیه وزارت اطلاعات صورت گرفت هرگز یک رفتار تصادفی یا مبتنی بر یک نقد فنی نبود و بلکه می‌توان آنرا “پروژه” خطاب کرد.

پروژه‌ای که پر تعداد بودن اکانت‌های حمله کننده، رویکرد شبکه‌ای آنها، همبستگی گفتمانی و سیاسی بسیاری از آنها در نزدیکی به محفل یک سخنران مدعی ارتباط با غیب و از همه مهمتر “ادبیات همیشگی” آنها نشان می‌داد از قبل طراحی شده و بصورت مشخصی هم قصد تخریب یکی از ستون‌های اصلی امنیت کشور یعنی وزارت اطلاعات را داشته است.

ارزیابی روش حمله و نگاه به اعضای حلقه حمله کننده به وضوح نشان می‌دهد که این پروژه واضحاً مدتی قبل از پخش مستند وزارت اطلاعات طراحی شده و ایضا در هر حالتی هم به اجرا در می‌آمد!

یعنی به نظر می‌رسد ماجرای برخی تصاویر مندرج در مستند صرفا یک بهانه بوده است.

چه اینکه رفتار حمله‌کنندگان نه اثری از دلسوزی داشت و نه یک رفتار و انتقاد امنیت‌ساز بود.

جالب است بدانید که یکی از این حمله‌کنندگان حتی پای ترور دانشمندان هسته‌ای را هم پیش کشید و کلیدواژه “اشراف اطلاعاتی” را به سخره گرفت!

و دیگری هم از این گفت که وزیر اطلاعات اساسا از کارآمدی برخوردار نیست و در ۲ دولتی که حضور داشته کارنامه خاصی را ارائه نکرده است!

همچنین گفته می‌شود یکی از سرشبکه‌های اصلی نقش‌آفرین در این ماجرا نیز در ایران نیست و ابهاماتی درباره ارتباطات او با سرویس‌های بیگانه مطرح شده است.

در همین حال و از آنجا که خط و شناسنامه گفتمانی و رفتاری این افراد در نزدیکی به یک محفل خاص و شخص محوری آن از همان ساعات اول حمله مشخص بود؛ بلافاصله انتقاداتی و روشنگری‌هایی شکل گرفت.

حال این وظیفه وزارت اطلاعات است تا با پیگیری و تحقیق درباره ریشه‌های تخریب دستگاه امنیتی در میانه درگیری با دشمن صهیونیستی، از کیان سربازان گمنام امام زمان (عج) حراست کنند.

***

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات

“تحریم” واژه‌ای است که از روز نخست آغاز خصومت آمریکا با انقلاب و مردم ایران در سال ۵۷ تولد یافت و از آن روز همواره بسته به توان دشمن در حد اعلی‌درجه خود اعمال شد.

در واقع طی ۴۷ سال گذشته روزی نبوده است که تحریم‌ها در حالت ۱۰۰ درصدی خود علیه ایران و ایرانی اعمال نشده باشد.

اما ایران در تمام طول این ۴۷ سال پیشرفت کرد…

جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشت. به عصر شکوفایی دهه ۷۰ رسید. مردم به قدرت خرید خوب دهه ۸۰ و ۹۰ رسیدند، در بسیاری از عرصه‌های استراتژیک به خودکفایی رسیدیم و تمام اینها در حالی بود که دشمن می‌خواست ما را با تحریم‌های خود فلج کند!

اما چه شد که تحریم به یکباره جایگاه بزرگی در میان افکار عمومی ایران یافت و چه شد که این عبارت تبدیل به یک کلیدواژه در سیاست ایرانی شد؟!

*همانطور که خواندید تحریم همیشه بوده است و آمریکا پس از دریافتن این موضوع که ایران با ضربه نظامی از میدان به در نمی‌رود؛ شروع به اعمال تحریم‌های اقتصادی کرد تا شاید از این طریق رخنه‌ای برای ضربه‌زنی به دست بیاورد.

خیلی از ما این خاطره مهم مقام معظم رهبری را شنیده‌ایم که دشمن خارجی در دوران جنگ حتی “سیم خاردار” را هم به ایران نمی‌داد. و یا ایضا قصه تأمین سخت لباس غواصی برای رزمندگان، مشقت تهیه گلوله خمپاره، موشک و… هم هنوز در خاطر همه مانده است.

اما چیزی که در عمل رخ داد این بود که ایران اسلامی روز به روز پیشرفت کرد و “تحریم” عملا از یک ابزار واقعی به یک “ابزار روانی” تبدیل شد.

ایرانی‌ها جنگ را با پیروزی از سر گذرانیدند و دیگر هم کسی چندان به واژه “تحریم” وقعی ننهاد.

رهبری جدید ایران بر مسند نشست، رؤسای جمهور یکی پس از دیگری آمدند و رفتند، ایران هسته‌ای شد، قدرت نظامی ایران در نبردهای فرامنطقه‌ای در اروپا و غرب آسیا به نمایش گذاشته شد، ایران پا به عرصه فضا گذاشت، ایران جزو ۳۰ قدرت برتر اقتصادی جهان شد و تحریم‌ها روز به روز بیشتر رنگ می‌باخت.

آمریکا البته در این مدت بیکار نبود و تقلا می‌کرد با دادن سر و شکل قانونی به تحریم‌ها (مثل قانون داماتو در سال ۷۶) و همینطور با تغییر دادن زمین بازی در اقتصاد؛ ابزار روانی تحریم را تقویت کند.

اما همانطور که اشاره شد “ایرانی” به دلیل سال‌ها زیستن زیر سایه تحریم و یافتن رمز و رازهای شاد زیستن زیر فشار روانی تحریم‌ها دیگر اهمیتی به این چیزها نمی‌داد.

جالب است که حتی یکی از رؤسای جمهور وقت نیز درباره تحریم‌ها از صفت “کاغذ پاره” استفاده کرد اما افکار عمومی اهمیت خاصی به این عبارت نداد.

قضیه گذشت تا انتخابات سال ۹۲!

انتخاباتی که اصلاح‌طلبان طی یکسال قبل از آن؛ تا توانستند مرحوم هاشمی رفسنجانی را بصورت زیر پوستی و غیر آشکار تبلیغ کردند. هاشمی اما ردّ صلاحیت شد و اصلاح‌طلبان نیز عملا قید انتخابات را زدند.

در این میان اما یکی از نامزدهای انتخابات به نام “شیخ حسن روحانی” به ناگاه با “گفتمان تحریم و مذاکره” پر رنگ شد.

در واقع تحریم، مال‌التجاره انتخاباتی شیخ حسن روحانی بود.

او برای نخستین بار ذهن کسانی را در جامعه ایرانی به این سمت منحرف کرد که اگر چرخ سانتریفیوژ می‌چرخد پس چرخ اقتصاد باید بچرخد!

این دوگانه اما در حالی بود که چرخ اقتصاد داشت می‌چرخید، تورم آن روزها تک رقمی بود و قدرت خرید مردم نیز از تمام اعصار عمر انقلاب اسلامی و حتی از امروز(!) نیز بیشتر بود. ضمن اینکه مسئولان هم برای چرخش سانتریفیوژهای هسته‌ای تلاش و مذاکره می‌کردند.

“دوقطبی کاذب” اما کار خودش را کرد!

روحانی به دلیل قالب‌ریزی ذهنی جامعه پیرامون مرحوم هاشمی در قالب هم‌او جای گرفت و پیروز انتخابات شد. و به همین منوال، مال‌التجاره انتخاباتی او یعنی “تحریم” نیز به سکه بازار سیاست ایران بدل شد.

در حالی که تا پیش از این صحبت چندانی راجع به تحریم‌ها نبود.

دقت شود که سیاسیون کشور تا قبل از آن مقطع از سال ۹۲ از چیزی به نام مذاکره سخن می‌گفتند و تلقی از مذاکره هم این بود که عقلانیت رفتاری نظام جمهوری اسلامی ایران در جهان تثبیت و حقانیت ایران آشکارتر شود. رفتاری که در پیوست آن نیز عقلانیت دیپلماتیک ایران در پی آن بود تا سر حد امکان از تحریم‌ها بکاهد.

لکن حسن روحانی مال‌التجاره روانی خود را به نوعی در بازار ریخت که عملا و به ناگاه با انفجار معنای تحریم مواجه شدیم، خیلی‌ها از چیزی به نام “اثر تحریم” حرف زدند و کسانی از مردم نیز ناگهان با این احساس مواجه شدند که همه مشکلات اقتصادی آنها و کمبودهای زندگی‌هایشان ناشی از تحریم است.

روحانی البته سیاست‌های دولت تازه تأسیس خود را نیز بر همین اساس شالوده‌افکنی کرد و شالوده هم چیزی نبود جز سیاه‌نمایی و مذاکره!

در واقع دولتی که گفتمان خود را مبتنی بر تحریم قرار می‌دهد؛ طبعا بایستی رویکرد خود را هم اولا بر مذاکره قرار دهد تا از مال‌التجاره‌اش سود کسب کند و ثانیا اوضاع کشور و معیشت مردم را سیاه جلوه دهد تا با مسیر هموارتری مواجه باشد.

البته ثمره این “شرایط برساخته” و ناواقعی از پیش برای تحلیلگران عاقل مشخص بود…

از یکسو دامن زدن به تصورات و امیدهای واهی در رابطه با یک جهان ناممکن به نام “ایران بدون تحریم” و “لغو بالمره تمام تحریم‌ها”، از یکسو مسابقه برخی دولتمردان برای سیاه‌نمایی از اوضاع کشور و از سوی دیگر محرز بودن اینکه هیچ توافقی با غرب نخواهد توانست تحریم‌ها را لغو کند. زیرا مسئله تحریم‌ها به ذات دشمنی آمریکا برمی‌گردد.

در دهه ۹۰ شمسی کار به جایی رسید که رسانه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان و دولت از این می‌گفتند که با لغو تحریم‌ها حقوق‌ها زیاد می‌شود و حتی بیمه زنان خانه‌دار هم جریان پیدا می‌کند!

و در همین اثنی هم وزیر کشور از گرسنگی حرف می‌زد، وزیر ارشاد از سیاست نفت در برابر غذا و سخنگوی دولت از تکرار آشوب‌های خیابانی.

سمت دیگر ماجرا هم مشخص بود. نه توافق لوزان دستاوردی داشت، نه توافق موقت ژنو و نه دست آخر برجام.

جالب آنکه آمریکا در صبح روز اجرایی شدن برجام در دولت باراک اوباما نیز دست به تحریم ایران زد تا این پیغام را به همه بدهد که دست از دشمنی با ایران نخواهد کشید و اجازه نخواهد داد هیچ تحریم تأثیرگذاری علیه ایران لغو شود.

بیدستاوردی برجام روحانی چیزی نبود که بشود آنرا انکار کرد.

این مقوله حتی توسط برخی مقامات دولت روحانی هم بارها و بارها ابراز شد و رسید تا امروز که حتی می‌بینیم مکانیسم ماشه‌ای که دست‌اندارکاران برجام باور به اجرایی شدن آن نداشتند نیز اجرا شد.

اگرچه تمام این رخدادها در بستر تاریخ رخ نمود اما چیزی که در این حین و بین همچنان خود را بصورت متمایزی به رخ می‌کشد “سودآوری مال‌التجاره فردی به نام شیخ حسن روحانی” بود.

می‌توان گفت که عملا جامعه ایرانی نزدیک به ۱۲ سال است که بخشی از هوش و حواس سیاسی و اقتصادی خود را به تجارت سیاسی_روانی شیخ حسن روحانی معطوف کرده است.

و این در حالی است که طبق اذعان مقامات ارشد کشور و کارشناسان اقتصادی؛‌ اثر تحریم‌ها بر اقتصاد کلان ایران کمتر از میانگین ۲۰ درصد و اثر مکانیسم ماشه هم کمتر از ۵ درصد است.

شاید برایتان جالب باشد که همین دو سند جالب و بارها اذعان شده و اعلام شده که تنها یکی از راویان متواتر آن مقام معظم رهبری است؛ هرگز و هرگز در دولت شیخ حسن روحانی و توسط دست‌اندرکاران دولت او و برجام او مورد اشاره مؤکد قرار نگرفتند.

چرا؟

پاسخ روشن است. فقط به این دلیل که “تحریم” مال‌التجاره روحانی بود و هیچ تاجری هم نمی‌خواهد از ارزش مالش کم شود.

و اثر این رفتار تجارت‌مآبانه در سیاست ماند تا امروز که ۲ رئیس‌جمهور هم حتی پس از روحانی آمده‌اند اما جامعه ایرانی درگیر اثرات جنگ روانی تحریم است. تحریمی که به گواه اسناد و آمار؛ اثر روانی آن بسیار تا بسیار بیشتر از اثر واقعی آن است.

اثری روانی تا آن حد که امروز خیلی‌ها نمی‌دانند ایران اگرچه ۴۷ سال درگیر تحریم‌ها بوده و مثل همه‌ی دیگر کشورهای جهان با مشکلات اقتصادی روبه‌روست اما طبق آمار جهانی توانسته به نرخ بیکاری تک رقمی دست پیدا کند، جزو سیرترین کشورهای جهان باشد و همچنان صاحب ارزان‌ترین سوخت،‌ مالیات و نان برای مردم خود باشد.

اکنون وقت آنست تا کاوه آهنگری پیدا شود که این “دلق ملمّع” را پاره کند و با مردم و جامعه از واقعیت‌ها سخن بگوید.

واقعیتی که هرگز منکر اثر تحریم یا لزوم مذاکره برای رفع تحریم نیست. اما به اثر تحریم‌ها نیز واقعی‌تر نگاه می‌کند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات

داستان تحریم، مکانیسم ماشه و مال‌التجاره روحانی/ مصاف با وزارت اطلاعات بیشتر بخوانید »

برجام به روایت یک برجامی: یک پیچ هم ندادند/ صدای مردم را می‌شنوید آقای پزشکیان؟

برجام به روایت یک برجامی: یک پیچ هم ندادند/ صدای مردم را می‌شنوید آقای پزشکیان؟



آیا برای ارکان جبهه اصلاحات بدیهی نبود که دشمن خارجی و امثال نتانیاهو از محتوای بیانیه اخیر این جبهه رضایت دارند؟ پاسخ به این سؤال بسیار حیاتی است.

  • تور آنتالیا

سرویس سیاست مشرق «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

از عدالت در دسترس تا عدالت آرمانی

صدای مردم را می‌شنوید آقای پزشکیان؟

برجام به روایت یک برجامی: یک پیچ هم ندادند/ صدای مردم را می‌شنوید آقای پزشکیان؟

مشرق گزارش داد: رئیس‌جمهور پزشکیان طی سخنانی در اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور گفته است:

“چرا باید مدارس متفاوت داشته باشیم و برخی اعلام کنند سقف شهریه ۱۶۰ میلیون تومان است؟ این یعنی حتی بیش از این مبلغ هم دریافت می‌شود. این وضعیت، بی‌عدالتی محض است. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که پولدارها حاضر نیستند فرزند خود را به برخی مدارس بفرستند؛ چرا نمی‌توانیم مدارسی ایجاد کنیم که آن‌ها آرزو داشته باشند فرزندشان در آنجا تحصیل کند؟”[۱]

*اینکه مدارس شهریه‌ای و غیر انتفاعی مصداق بی‌عدالتی هستند یا خیر یک بحث دامنه‌دار چند دهه‌ای است که طبعا اصلاح آن نیز به عمر دولت آقای پزشکیان نخواهد رسید.

ضمن اینکه از قدیم هم گفته‌اند: سنگ بزرگ علامت نزدن است!

مع‌هذا از آنجا که در نیت خیرخواهانه و عدالت‌طلبی رئیس‌جمهور محترم تردیدی نداریم باید دکتر پزشکیان را به موارد ضد عدالتی ارجاع داد که در همین نزدیکی رخ می‌دهند، رفع آنها بسیار ساده و در کوتاه‌مدت ممکن است و دولت نیز تمام اختیارات و ابزارهای لازم برای رفع این بی‌عدالتی‌ها را در اختیار دارد.

چه اینکه رفع همین موارد می‌تواند نام پزشکیان را در زمره عدالتخواه‌ترین رؤسای جمهور ایران تا اینجا ثبت کند.

یکی از موارد مهم بی‌عدالتی “گرانی بیقاعده” است. یک گرانی لجام گسیخته که هیچ قاعده بازاری و اقتصادی ندارد، یارانه‌های دولتی را ذبح می‌کند و معیشت مردم را دچار مشکل کرده است.

به هر روی اکنون می‌دانیم که در سیستم بروکراسی ما مسئله “شایسته‌گزینی” با چالش‌های زیادی مواجه شده و رفع این چالش نیز تنها به عزم و اجرای مدیران رده بالای ستاد دولت وابسته است.

اکنون این رئیس‌جمهور پزشکیان و این بی‌عدالتی‌های محض جامعه ما که البته رفع آنها هم ساده است و هم زمان زیادی لازم ندارد!

***

دفاع بد از یک بیانیه زشت

برجام به روایت یک برجامی: یک پیچ هم ندادند/ صدای مردم را می‌شنوید آقای پزشکیان؟

حسن رسولی، فعال اصلاح‌طلب و از چهره‌های نزدیک به محمدرضا عارف (معاون اول رئیس‌جمهور) در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا ضمن دفاع از بیانیه اخیر جبهه اصلاحات که انتقادات زیادی را برانگیخت، گفته است: اگر جبهه اصلاحات در شرایط فعلی با تحلیل دقیق صحنه، پیشنهاد تعلیق موقت غنی‌سازی و رفع تحریم‌ها و پایان دادن به جنگ را به رئیس‌جمهور ارائه می‌دهد، این پیشنهادات از موضع واقع‌بینی و مسئولیت‌پذیری است!

او می‌افزاید: در شرایط بحرانی که امکان اعمال مدیریت عادی وجود ندارد، انتخاب‌های مطلوب به ندرت پیش روی شماست. باید میان گزینه‌های واقع‌بینانه، حتی اگر نامطلوب باشند، گزینه‌ای را برگزید که بیشترین حد منافع ملی را تامین کرده و خسارات وارده به کشور را به حداقل برساند.

رسولی با بیان اینکه در چنین شرایطی جبهه اصلاحات که از درون انقلاب برخاسته و به لحاظ خط مشی جبهه‌ای میانه است — یعنی نه موافق کامل با نحوه حکمرانی کلان کشور که به این بحران‌ها منجر شده و نه همسو با اپوزیسیون داخلی وابسته به رژیم صهیونیستی، موساد، سی‌آی‌ای و جریان پوسیده سلطنت‌طلب و مرزهای روشن و مشخصی دارد، تصریح کرد: بنابراین در این جایگاه میانه، با نیت صیانت از ایران و پذیرش هزینه‌های اجتماعی و حتی هتک حرمت و فحش‌خوری، بایستی راهبردهایی به نظام حکومتی پیشنهاد کند.

این فعال جریان چپ و عضو جبهه اصلاحات همچنین گفته است: به جای آنکه گفتمان رسانه صرفاً بر اهداف ایدئولوژیک تمرکز کند، باید مبتنی بر صیانت از ایران، دفاع از ایران، پایدار ماندن ایران و تقویت انسجام ملی باشد و اینها خواسته‌هایی است که ما در بیانیه جبهه اصلاحات مطرح کرده‌ایم.[۲]

*دفاع وقتی معقول است که دفاع از یک کار درست باشد.

بیانیه جبهه اصلاحات اما مصداق اتمّ کار غلط بود و به همین دلیل هم قابل دفاع نیست.

مثلا می‌بینیم که رسولی به عنوان مدافع این بیانیه می‌گوید در بیانیه اصلاحات “پیشنهاد رفع تحریم” داده شد و این در حالی است که همه بر اساس تجربیات گذشته می‌دانیم دشمن ما بر اساس هیچ نرمشی هیچ تحریم تأثیرگذاری را لغو نمی‌کند.

از همین روست که بخشی از بیانیه جبهه اصلاحات به درستی به تسلیم‌طلبی تفسیر شد فلذا می‌توان بر همین اساس قضاوت کرد اظهارات رسولی عیار صحت چندانی ندارد.

از طرفی این چه ادعای مسئولیت‌پذیری است که حرف‌های دشمن را تکرار می‌کند؟ آیا برای رسولی و سایر ارکان جبهه اصلاحات بدیهی نبود که امثال نتانیاهو از محتوای این بیانیه رضایت دارند؟

اصلا اگر یک دشمن خارجی بتواند خدای نکرده ایران بزرگ را اشغال کند آیا اوامری جز همین محتوای بیانیه موهوم جبهه اصلاحات خواهد داشت؟ پاسخ به این سؤالات، بسیار حیاتی است.

دقت شود که رسولی و امثال او به بخش‌هایی از این انتقادات قید “ایدئولوژیک” می‌چسبانند که در پاسخ باید گفت اینها “عقلانیت” است.

همان عقلانیتی که اگر جبهه اصلاحات رعایت می‌کرد مبتلی به بیانیه مفتضحانه نمی‌شد.

گفتنیست که بیانیه جبهه اصلاحات غیر از اینکه با انتقادات مختلفی از سوی رجال سیاسی کشور مواجه شد همچنین مخالفت ارکان بلندپایه دولت رئیس‌جمهور پزشکیان را نیز برانگیخته است.

***

برجام به روایت یک برجامی: یک پیچ هم ندادند!

برجام به روایت یک برجامی: یک پیچ هم ندادند/ صدای مردم را می‌شنوید آقای پزشکیان؟

سعید لیلاز، اقتصاددان اصلاح‌طلب و از کسانی که در دهه ۹۰ روحانی را قهرمان عدالت‌پروری نامید.

او کسی است که در سال ۹۲ و درباره مذاکرات ابتدایی منجر به برجام (توافق موقت ژنو) نیز گفته بود: “این توافق ما را قادر می‌کند که فوری‌ترین مسایل معیشتی را حل کنیم.”[۳]

پس از ذکر این سابقه خوب است به سخنان عبرت‌انگیز لیلاز در مصاحبه اخیرش با روزنامه اعتماد اشاره کنیم که درباره نتایج برجام روحانی گفته است: هیچ کاهش فشاری در طول سال‌های ۲۰۱۷ تا الان اتفاق نیفتاده. حتی برجام هم که امضا شد کوچک‌ترین حرفی از سرمایه‌گذاری در ایران به میان نیامد. گفتند اگر بخواهید حاضر هستیم کالاهای دم‌دستی به شما بفروشیم. مگر در سال ۲۰۱۵ قرارداد ۸۰ بوئینگ را نبستیم. یک پیچ را به شما دادند؟ من آن زمان در صنعت خودروی سنگین ایران بودم. اروپایی‌ها رسما می‌گفتند این اتفاق نخواهد افتاد.

او همچنین در اشاره به مشکل ماهوی آمریکا با ایران بزرگ می‌گوید: آقای روحانی به امید اینکه برقراری رابطه اقتصادی می‌تواند به مهار زدن به این گرگ خون‌آشام کمک کند -اشکالی هم نداشت- هر قدر توانست و آنها قبول می‌کردند، قرارداد بست –اما- یک پیچ را هم به ما ندادند.[۴]

*شجاعت و جرأت اقرار به اشتباهات گذشته، صفتی مغتنم در میان رجال سیاسی است.

و از همین رو باید از کسی مثل سعید لیلاز تشکر کرد که حاضر شده اینطور آشکار درباره یکی از بزرگترین جنجال‌های سیاسی_اقتصادی ایران در دهه ۹۰ و اشتباهات پیرامون آن حرف بزند.

اشتباهی که شخص آقای لیلاز هم در آن سهیم بوده و امروز اینطور شجاعانه نسبت به آن روشنگری می‌کند.

بله! راستش این است که آمریکا و اروپا در قبال برجام حتی یک پیچ هم به ایران بزرگ ندادند و آنهمه وعده‌های روحانی و سفرهای ظریف بی‌نتیجه بود.

جالب است بدانید که در روزهای کوتاه حضور هیئت‌های اروپایی در ایران در پسابرجام نیز عده‌ای به محض مشاهده بیدستاوردی و پوچی این سفرها اظهار کردند که این هیئت‌ها به دلیل تیتر فلان روزنامه و اقدامات فلان گروه تندرو از سرمایه‌گذاری در ایران منصرف شده‌اند!

بهانه‌های دروغ برای اینکه جرأت بیان اشتباه خود را نداشتند و نمی‌خواستند به مردم بگویند که آمریکا با یا بدون برجام اجازه هیچ انتفاعی را برای ایران نخواهد داد.

و گرنه همین آمریکا حتی به قیمت کشته شدن سفیر و دیپلمات‌هایش در لیبی اما به طمع غارت نفت این کشور؛ روابطش را هرگز با لیبیِ پساقذافی قطع نکرد!

خوانش درست تاریخ و فهم مدقّانه نسبت به زوایای مختلف رویدادها زمینه‌ساز تصمیمات درست در آینده است. از همین روست که مجددا تأکید می‌کنیم باید از شجاعت امثال لیلاز در بیان یک اشتباه بزرگ تقدیر کرد.

***

1_ mshrgh.ir/1741599

2_ https://irna.ir/xjVhFV

3_ https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-32848

4_ https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/237112

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

برجام به روایت یک برجامی: یک پیچ هم ندادند/ صدای مردم را می‌شنوید آقای پزشکیان؟

برجام به روایت یک برجامی: یک پیچ هم ندادند/ صدای مردم را می‌شنوید آقای پزشکیان؟ بیشتر بخوانید »

فریاد عارف علیه گرانفروشی: حق برخورد نداریم!؟ / قیمت‌گذاری دلبخواه چگونه دامن خودروی ایرانی را گرفت؟

فریاد عارف علیه گرانفروشی: حق برخورد نداریم!؟ / قیمت‌گذاری دلبخواه چگونه دامن خودروی ایرانی را گرفت؟



یک فعال ستادی جریان چپ اخیراً گفته است: “امروز اکثریت بالای جریان اصولگرا همراه دولت هستند و دولت را در همه ابعاد کمک می‌کنند. ” اما علت این رویداد خوب چیست و چه تأثیری در زندگی مردم گذاشته؟

  • هتل تارا مشهد

سرویس سیاست مشرق «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

فریاد عارف علیه گرانفروشی: حق برخورد نداریم!؟

فریاد عارف علیه گرانفروشی: حق برخورد نداریم!؟ / قیمت‌گذاری دلبخواه چگونه دامن خودروی ایرانی را گرفت؟

محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور به تازگی طی سخنانی در کمیسیون اقتصادی مجمع وزرای ادوار با اشاره به رخدادهای کشور در ایام درگیری ۱۲ روزه با آمریکا و اسرائیل گفته است: برخی معدود شرکت‌ها با سوءاستفاده از شرایط جنگ قیمت‌ها را افزایش دادند که دولت تصمیم‌های لازم را در این خصوص اتخاذ کرد.

به گزارش مجاهدت از ایسنا، ‌ او با تأکید بر اینکه این رفتارها کارشکنی و اخلال در بازار است، افزود: البته بخش‌های اقتصادی دیگر در این جنگ حتی کالاهای خود را ۱۰ درصد زیر قیمت نیز به فروش می‌رساندند.

وی با اشاره به برخی سودجویی‌های دلالان در بازار کالاهای اساسی و خوراکی تاکید کرد: آیا حکومت و دولت حق برخورد با این اقدامات را ندارد؟ باید با این واسطه‌ها و دلال‌ها که کالاهای خوراکی و مورد نیاز مردم را از کشاورزان جمع آوری کرده‌اند، برخورد شود.[۱]

*سبب خوشوقتی است که ستاد دولت درک کرد که باید با گرانفروش‌ها و محتکرین برخورد میدانی جدی داشته باشد و نمایش “به قیمت‌گذاری دستوری معتقد نیستیم” را تمام کند.

ما پیش از این بارها در گزارش‌های وبلاگ مشرق تصریح کرده‌ایم که بازار ایران مبتلی به گرانی بیقاعده‌ای است که از هیچ قاعده بازاری، دلاری، تحریمی و تورمی پیروی نمی‌کند و قیمت‌های فعلی کالاها و خدمات در بازار ایران تابع هیچ آیتم اقتصادی نیستند. راه رفع این نوع گرانی عجیب و غریب نیز صرفا و فقط از دالان برخوردهای قانونی، مالیاتی، قضایی و امنیتی می‌گذرد.

در فضای اکنون نیز امیدواریم اقلا گزینه جنگ با تمام تلخی‌هایش اما این بیداری را در ستاد دولت ایجاد کرده باشد که باید با گرانفروش‌ها و محتکران برخورد جدی کرد و قیمت‌ها را ولو با شلّاق در کانال رقابتی بازار نگه داشت.

محض اطلاع معاون اول محترم رئیس‌جمهور باید بیان کرد که یک مقام صنفی اخیرا خبر داد برخی محتکرین کالاها در ایام درگیری ۱۲ روزه توسط دادستان‌ها بازداشت اما بعدا با وساطت آزاد شدند! [۲]

ضمن اینکه شرکت راه‌آهن نیز در رفتاری غیر منتظره اقدام به گران‌سازی ۳۰ درصدی نرخ بلیط‌های قطار در پساجنگ کرده و تا این لحظه هم به هیچکس پاسخ درخوری نداده است. [۳]

ماجرای گرانی عجیب و غریب قیمت برنج هم که نیاز به بیان ندارد!

اکنون این آقای عارف، این گرانی بیقاعده و این راه رفع گرانی که فقط از کانال برخورد میدانی و قاطع دولت با گرانفروشان می‌گذرد.

گفتنیست در کنار دولت، قوه قضائیه نیز به عنوان مدعی‌العموم وظیفه دارد با گرانی برخورد کند.

حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه طی روزهای اخیر و در ماجرای گرانی بیقاعده قیمت برنج، خواستار پیگیری قضایی این مسئله شده است. [۴]

***

سدّ پزشکیان و حداد عادل مقابل تندروهای چپ و راست

فریاد عارف علیه گرانفروشی: حق برخورد نداریم!؟ / قیمت‌گذاری دلبخواه چگونه دامن خودروی ایرانی را گرفت؟

حسن رسولی، فعال اصلاح‌طلب و از چهره‌های ستادی این جریان به تازگی دست به اعتراف جالبی پیرامون نگرش اصولگرایان و جریان رقیب نسبت به دولت رئیس‌جمهور پزشکیان زده است.

به گزارش مجاهدت از جماران، رسولی در این باره می‌گوید:

“امروز اکثریت بالای جریان اصولگرا همراه دولت هستند و کاملا دولت را در همه ابعاد کمک می‌کنند.“[۵]

*اذعان رقیب به همیاری اصولگرایان و کمک آنان به دولت و رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب رویداد مغتنمی است که البته دشمنان زیادی دارد.

دشمنان “وفاق” که به قول دکتر حداد عادل در هر دو جناح چپ و راست کشور یافت می‌شوند، نیاز چندانی به معرفی ندارند و شناسا هستند.

افراد نانجیبی که رفتارهای درست دولت و مجلس را برنمی‌تابند، لام تا کام درباره دستاوردهای دولت حرف نمی‌زنند، از بی‌کفایتی رئیس‌جمهور می‌گویند، آرزوی مرگ و ترور سران قوا مطرح می‌کنند و با واژه “وفاقیون” به تمسخر این و آن مشغول‌اند.

بله! حتما دولت ضعف‌های زیادی در اجرائیات دارد و مشکلاتی هم دامان معیشت مردم را گرفته که به دولت و شخص رئیس‌جمهور پزشکیان مربوط است. اما آیا این مشکلات را می‌توان با آرزوی ترور برای رئیس‌جمهور یا کتمان نجابت رئیس‌جمهور یا همکاری نکردن رفع کرد؟

پاسخ مشخص است و اصولگرایان اصیل و حامیان وفاق از همین‌روست که با دولت همکاری می‌کنند تا مشکلات کمتر شود.

کما اینکه در اثر همین رویکردهاست که قانون کالابرگ بر خلاف دولت سابق به خوبی در حالی اجراست، بخشودگی‌های مالیاتی زیادتر شد و تورم نیز تا ۱۰ درصد نسبت به دولت قبل کاهش پیدا کرد.

در این وادی البته لازم به اشاره است که نجابت و صداقت شخص رئیس‌جمهور؛ شاه‌کلید اصلی ماجرا برای روان شدن همکاری‌ها، معقول شدن رقابت‌ها و آشکار شدن همدلی‌ها در کشور است.

در واقع پزشکیان نیز می‌توانست همچون برخی در گذشته به فکر مناصب بالاتر باشد، کامیابی خود را در ایجاد فتنه خیابانی جستجو کند، به نیروهای مسلح کشور طعنه بزند و از این قبیل.

رفتارهایی که طبعا واکنش رقیب و حامیان نظام را برمی‌انگیخت و منازعه شکل می‌گرفت.

اما نبود این قبیل رذیلت‌ها در منش و روش پزشکیان موجب شده که تا این لحظه نسیم وفاق در کشور وزیدن بگیرد و همانطور که به دستاوردها اشاره کردیم؛ ‌ شاهد اذعان و اعتراف رقبا پیرامون حسن نیت و همکاری یکدیگر نیز باشیم.

تأکید می‌شود که این تمجیدها از نجابت پزشکیان و این تأکیدها بر بروز فضای همکاری سیاسی در کشور هرگز به معنی انکار مشکلات و تقبیح انتقادات معقول از دولت نیست. کما اینکه به دستاوردهای اقتصادی این همکاری‌ها نیز اشاره کردیم.

لکن مسئله بر سر همان انگاره منطقی است که قبلا مطرح کردیم و آن اینکه مشکلات کشور با دعوا و کشمکش و جنجال در مسیر بهبود قرار می‌گیرد یا با نجابت و همدلی و وفاق!؟

***

قیمت‌گذاری دلبخواه چگونه دامن خودروی ایرانی را گرفت؟

فریاد عارف علیه گرانفروشی: حق برخورد نداریم!؟ / قیمت‌گذاری دلبخواه چگونه دامن خودروی ایرانی را گرفت؟

بررسی اعداد مربوط به تعداد ثبت‌نام‌کنندگان در طرح اخیر فروش محصولات ایران‌خودرو (هفته دوم تیر ۱۴۰۴) نشان می‌دهد که تنها ۵۲۰ هزار نفر در این مرحله اقدام به ثبت‌نام کرده‌اند. از این تعداد، تنها ۹۵ هزار نفر متقاضی شرکت در طرح عادی بوده‌اند، این در حالی است که در اسفندماه سال گذشته، یک میلیون و۶۲ هزار و ۱۰۵ نفر در طرح فروش این خودروساز شرکت کرده بودند که ۲۴۰ هزار و۸۹۲ نفر از آن‌ها ثبت‌نام‌کنندگان طرح عادی بودند.

به گزارش مجاهدت از تسنیم، این کاهش قابل توجه، به‌ویژه در بخش متقاضیان عادی، بیانگر افت علاقه مردم به خرید خودرو از کارخانه است؛ تغییری که می‌توان آنرا به چند عامل کلیدی نسبت داد.

مهم‌ترین عامل، کاهش اختلاف قیمت خودرو بین کارخانه و بازار آزاد است. در ماه‌های گذشته، این تفاوت قیمتی که پیش‌تر عامل اصلی هجوم خریداران به ثبت‌نام در طرح‌های فروش بود، به‌طور محسوسی کاهش یافته و در برخی مدل‌ها تقریباً از بین رفته است، این موضوع موجب شده است انگیزه‌های سوداگرانه برای خرید خودرو از کارخانه کاهش یابد.

از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید خانوارها، افزایش هزینه‌های نگهداری خودرو، افت اعتماد عمومی به کیفیت خودروهای داخلی و تداوم رکود اقتصادی از جمله دلایل دیگر افت تقاضا در بازار خودرو عنوان شده‌اند.

کارشناسان صنعت خودرو معتقدند که کاهش استقبال از طرح‌های فروش کارخانه‌ای، در صورت تداوم، می‌تواند نشانه‌ای از ورود بازار به یک مرحله رکود باشد. آن‌ها تأکید می‌کنند که خودروسازان باید با اصلاح سیاست‌های فروش، ارتقاء کیفیت محصولات، تنوع‌بخشی به تولیدات و ارائه مشوق‌های واقعی به مصرف‌کنندگان نهایی، برای بازگرداندن اعتماد و تقاضا در بازار تلاش کنند. [۶]

*دلایلی که در گزارش تحلیلی تسنیم برای کاهش ثبت نام کنندگان ذکر شده دلایل صحیحی هستند که هریک را باید در جای خود بررسی کرد.

لکن به نظر می‌رسد اصلی‌ترین دلیل همان صفر شدن یا کاهش شدید فاصله قیمت خودرو در کارخانه و در بازار است که طبعا به دلیل سیاست‌های غلط قیمت‌گذاری توسط خودروساز رخ نمون شد.

دقت شود که نام دیگر این سیاست غلط؛ “گران کردن قیمت خودرو” و قیمت‌گذاری خارج از قواعد رقابتی بازار است که سبب شده سود خرید و فروش این کالا برای حدود ۵۰ درصد جمعیتی که با انگیزه کسب سود اقدام به ثبت نام خرید خودرو می‌کنند کاهش یابد و در نتیجه متقاضیان نیز از خرید کارخانه‌ای امتناع می‌کنند.

در واقع اکنون خودروساز و نهادهایی که اجازه افزایش قیمت را داده‌اند یا در مقابل گرانی قیمت خودرو چیزی نگفته‌اند؛ در مقابل یک انتخاب سخت قرار گرفته‌اند:

انتخاب قیمت گران خودرو، سود بیشتر در تولید و از دست دادن بازار داغ خرید و فروش آن یا رو آوردن به سیاست‌های تعدیل قیمت برای ایجاد رونق در بازار و کسب سود از محل افزایش تقاضای خرید.

تماشای اینکه خودروساز ایرانی کدامیک از این دو سیاست را انتخاب خواهد کرد؛ البته زمان زیادی نخواهد برد!

لازم به تأکید است که بعید به نظر می‌رسد تحلیل مربوط به ورود بازار خودرو در ایران به دوره رکود و تکرار تجربه رکود بازار مسکن صحیح باشد. زیرا جذابیت خرید و فروش خودرو به عنوان یک کالای سرمایه‌ای میان‌قیمت برای خریداران و تولیدکنندگان به حدی هست که مسئله رکود لاجرم و بلافاصله از سوی دو طرف مدخل در این بازار رفع شود.

***

1_ isna.ir/xdTMjJ

2_ mshrgh.ir/1729049

3_ mshrgh.ir/1731615

4_ mshrgh.ir/1732823

5_ https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1675335

6_ https://tn.ai/3362177

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

فریاد عارف علیه گرانفروشی: حق برخورد نداریم!؟ / قیمت‌گذاری دلبخواه چگونه دامن خودروی ایرانی را گرفت؟

فریاد عارف علیه گرانفروشی: حق برخورد نداریم!؟ / قیمت‌گذاری دلبخواه چگونه دامن خودروی ایرانی را گرفت؟ بیشتر بخوانید »