تنگه ابوقریب

حماسه‌سازی گردان عمار در تنگه ابوغریب

حماسه‌سازی گردان عمار در تنگه ابوغریب


به گزارش مجاهدت از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، از آخرین عملیات‌های جمهوری اسلامی تا پیش از رسیدن موعد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یکی عملیات تنگه ابوقریب هست. البته نامی از این عملیات در فهرست عملیات‌های دفاع مقدس نیست، چراکه همچون عملیات سید الشهدا یا غدیر این عملیات هم یک عملیات تعجیلی دفاعی هست.

ابوقریب کجاست؟
یک تنگه استراتژیک در منطقه فکه، در شمال غرب خوزستان. جایی در نزدیکی دشت عباس و جاده اندیمشک – دهلران.

 در روزهایی پایانی جنگ، صدام با کمک استکبار و پشتیبانی وسیع رژیم های مرتجع عربی به منظور داشتن دست برتر در جبهه های جنگ، دست به تحرکات گسترده نظامی زد و مناطقی را به تصرف خود درآورد. او در تیرماه ۶۷ نقشه خطرناکی در سر می پروراند و آن تصرف تنگه ابوغریب بود. چنانچه عراق از این تنگه راهبردی را به تصرف خود در می آورد، هیچ راه مقاومتی در برابر خود نمی‌دید و سقوط خوزستان قطعی بود.

همزمان با شروع تحرک دشمن در این منطقه، شهید صیاد شیرازی (شهید صیاد در این مقطع در ارتش مسئولیتی ندارد و نماینده حضرت امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع هست) خودش را با بالگرد به دشت عباس می‌رساند و پی می‌برد که فرمانده تیپ دزفول که مسئولیت دفاع از منطقه را داشته، بر اثر ترس و برای حفظ جان نیروها، دستور عقب نشینی داده و به آنها اجازه داده مواضع خود را ترک کنند! صیاد فوراً یکی از نیروها را احضار می‌کند و با لحنی مضطرب می‌پرسد: «به نظرت چه‌کار کنیم؟ تنگه در معرض سقوط کامل هست؟ آن نیرو می‌گوید: «من می‌روم روبروی دشمنم می‌ایستم و تانک‌های او را می‌زنم». صیاد شیرازی که شجاعت این ارتشی دلیر را می‌بیند با لحنی حاکی از مسرت می‌گوید: «تو از همین الآن فرمانده تیپ هستی» او باورش نمی‌شود؛ «مگر می‌شود در میدان جنگ کسی را فرمانده تیپ کرد؟» صیاد می‌گوید: «بله می‌شود، این هم درجه‌ات!» این حکایت از حساسیت بالای تنگه دارد که صیاد فوراً یک نیروی عادی را به سمت فرماندهی تیپ می گمارد.

در اوایل تابستان ۶۷ عراق غافلگیرانه عمل می‌کند، البته این عمل ارتش صدام از اوایل همین سال شروع شده، در روزهایی که کمتر کسی در ایران گمان می‌کند یک عملیات جدی و جدید پیش رو باشد و همه مشغول مقدمات پایان جنگ هستند، ناگهان ارتش بعث با تجهیزاتی کامل و نیروهای آماده به منطقه‌ای حمله می‌کند که به لحاظ جغرافیایی توان مبارزه پدافندی در آن بسیار سخت بود (تنگه ابوغریب)… و این یعنی مقدمه سقوط خوزستان، این حمله در روز و در شرایط طاقت‌فرسای استان خوزستان در تابستان اتفاق می‌افتد. به دلیل حساسیت بالا، فرماندهی جنگ، حفاظت از این گذرگاه مهم را به گردان عمار واگذار می کند.

گردان عمار مسئول حفاظت از تنگه 

در آستانه پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ از سوی ایران، لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله(ص) در سه جبهه غرب، میانی و جنوب با دشمن بعثی درگیر می‌شود. درگیری‌های جبهه میانی به گردان عمار لشکر ۲۷ سپرده می‌شود. در آن زمان محمد یزدی فرمانده گردان و غلامرضا صالحی، قائم مقام فرماندهی لشکر ۲۷ بود. آنها مأموریت پیدا می کنند جلوی پیشروی عراق را گرفته و از تنگه محافظت کنند، زیرا اگر ارتش بعث از آن عبور کرده و به پل کرخه می رسید، «انگار اصلاً این هشت سال را نجنگیده بودیم …. و دیگر همه چیز تمام بود و صدام آقای جنگ بود…

ساعت ۹:۳۰  روز ۲۱ تیرماه ۱۳۶۷ سردار رحیم صفوی، جانشین وقت نیروی زمینی سپاه، به یزدی اعلام می‌کند که عراق قصد حمله به ایوقریب را دارد و هیچ نیرویی نداریم که مقابل آنها بایستد. نیروهای گردان عمار هم تازه از خط پدافندی برگشته‌اند و به آنها مرخصی داده شده تا به تهران بروند. ساعت ۱۰ – ۱۱ صبح ، خبر می‌رسد عراق قصد تصرف تنگه  را دارد… فوراً نیروها را آماده باش می دهند و به همراه مختصر سلاح و تجهیزات انفرادی که ته انبار تسلیحات باقی مانده بود و نیز آب و آذوقه اندک، توسط کامیون راهی منطقه می‌شوند.

محمد شریفی، جانشین گردان عمار نقل می‌کند: «من همراه دو نفر از نیروهای اطلاعات عملیات با ماشین خود با سرعت به سمت فکه در حرکت بودیم. در بین راه اندیمشک اوضاع را آشفته دیدیم و مردم سراسیمه و حیران! 

هر طور بود به سمت جاده اندیمشک – شوش رفتیم و خودمان راه به سه راهی تنگه ابوقریب رساندیم. از همانجا نگاه کردیم و برگشتیم و به یزدی پیام دادیم که حرکت کنید، تا سه راه خبری نیست، ولی سریع خود را برسانید. ساعت ۲-۳ بعد از ظهر بود که این‌ها رسیدند. راه انداختن یک گردان، با آن سرعت، کار آسانی نبود.»

رضا یزدی، فرمانده گردان عمار نقل می‌کند: «ما با عجله و شتاب به همراه رزمنده‌ها حرکت کردیم و به پل کرخه رسیدیم. در آنجا تجمع و ترافیک عجیبی بود. به دژبان آنجا گفتم: اینها را پخش کن تا حین بمباران و زمانی که دشمن آتش می‌ریزد، تلفات کمتری بدهیم. از آنجا که لباس خاکی بسیجی به تن داشتم مرا نشناخت و گفت اصلا شما کی هستید؟ و ادامه ماجرا.

به او گفتم: راه را باز کن تا گردان رد شود. وقتی دیدم گوشش بدهکار نیست با کمی تندی تهدید کردم: مقاومت کنی، همینجا تو را می‌اندازم داخل رودخانه، به‌هر حال بعد از کلی اتفاقات راه را باز کردند و ما پیاده از پل کرخه به راه افتادیم تا این که به منطقه درگیری رسیدیم.

دو تیم را جلوتر فرستادم تا منطقه را چک کنند. چون اصلا نمی‌دانستیم دشمن کجاست. حدود هشت کیلومتر پیاده رفته بودیم. مهمات نیروها کم بود، غذا هم نخورده بودند و آب هم کم داشتیم. به محض رسیدن به تنگه، دو گروهان را در دو طرف مستقر کردیم و با دو دسته از میان گذرگاه گذشتیم. با عبور از تنگه، با دشمنی که در ۱۵۰ متری، پشت خاکریز مستقر بود، درگیر شدیم. آتش پر حجم او اعم از: توپخانه، ادوات، تانک‌ و تیربارها، حاکی از ترس، نگرانی و در انتظار بودن عراقی‌ها بود. گرمای شدید هوا در فصل تابستان خوزستان و نبود آب، کار را برای مقابله با دشمنِ مجهز، سخت کرده بود.

استعداد دشمن چیزی در حدود یک تیپ بود و در مقابل، تعداد نیروهای ما اندک بود ولی همین تعداد کم با ایمان و اراده راسخ در سخت‌ترین شرایط در برابر دشمن بعثی ایستادند و با مقاومتی مثال‌زدنی جلوی پیشروی او را گرفتند.

در آن روز سخت و نفس‌گیر، بیش از پنجاه تن از جمله غلامرضا صالحی، قائم مقام لشکر شهید شدند که تعدادی از آنها بر اثر تشنگی زیاد بود. این مجاهدین راه خدا به تکلیف خود عمل کردند، در آن گرمای کشنده خوزستان نگفتند تا آب نباشد و مهمات ندهید، نمی‌جنگیم. آنها تا پای جان مقاومت کردند و به اعلی‌ درجه علیین رسیدند.

 ماجرای شهدای دست بسته گردان 

سردار محمد شریفی، جانشین فرمانده گردان چنین نقل می‌کند: «وقتی از تنگه خارج می‌شدیم یک قسمتی از آن منطقه به شکل دشت می‌شود، دیدیم کنار جاده یک جایی دست خورده هست، یعنی زمین دست کاری شده بود. انگار لودری با بیلش خاک‌ها را در جای دیگری ریخته بود. آثار نم و رطوبت هم دیده می‌شد. بچه‌ها با بیل و کلنگ به جان این زمین افتادند. قدری که کندیم پیکر شهدا را پیدا کردیم. شهدا را با سیم تلفن  که سیم‌های محکمی بود بسته بودند. بعثی‌ها شهدای گردان عمار را  همانند شهدای غواص با سیم تلفن‌های فولادی بسته بودند و روی آنها خاک ریخته بودند.

دقیقاً به اولین پیکر که برخورد کردیم برخی تیر خورده بودند و این که دست اینها را ببندند در صورتی که کشته شده باشند دلیلی نداشت. می‌توان استنباط کرد بعضاً اینها زنده بودند. اولین جنازه را که بیرون کشیدیم دیدیم دست  آنها بسته هست و سیم را دنبال کردیم و دیدیم به یکی دیگر بسته هست. از این قسمت حدود ۱۴ پیکر پیدا شد و همه به هم متصل بودند. با بیل مکانیکی خاک را کنار زده بودند و چاله‌ای کنده بودند و روی شهدا خاک ریخته بودند. استراتژی عراقی‌ها این بود که اسیر بگیرند ولی چرا این کار را کردند، این که کشته بودند حالا چرا دفن کردند؟ چرا به این شکل دفن کردند؟ می‌توانستند بعثی‌ها شهدا را رها کنند و بروند. ولی این جنایتی بود که عراقی‌ها در آنجا مرتکب شدند و دلیلش پایداری و پایمردی شیر مردان گردان عمار بود که جانانه توانسته بودند در جنگی نابرابر، جلوی یک لشکر زرهی ایستادگی کنند و…»

این البته گوشه و خلاصه‌ای از حماسه گردان عمار در این عملیات هست، یکی از خروجی‌های این روایت‌ها منجر به تولید اثری همچون تنگه ابوقریب در سینما شد و قطعا خود گردان عمار در طی هفت سال عمر خود در دفاع مقدس پر هست ار ماجرا‌های شبیه ابوقریب که قابلیت تبدیل به آثار سینمایی دارند.  

انتهای پیام/ 119

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

حماسه‌سازی گردان عمار در تنگه ابوغریب

حماسه‌سازی گردان عمار در تنگه ابوغریب بیشتر بخوانید »

روایتی از مجاهدت رزمندگان گردان «عمار» در تنگه «ابوقریب» در «عملیات عطش»

روایتی از مجاهدت رزمندگان گردان «عمار» در تنگه «ابوقریب» در «عملیات عطش»


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، کتاب «عملیات عطش» ششمین جلد از مجموعه‌کتاب‌های «خاطرات شفاهی» هست. این کتاب روایتی مستند از نبرد گردان «عمار» در تنگه ابوقریب که به قلم «جواد کلاته عربی» توسط انتشارات «۲۷ بعثت» منتشر شده هست.

در قسمت «یادداشت نگارنده» در توضیح این کتاب آمده هست: «۵۰ جلسه (بیش از ۷۰ ساعت) گفت‌و‌گو با رزمندگان حاضر در صحنه عملیات تنگه ابوقریب، تنها بخشی از استنادات عملیات عطش هست.

گفت‌و‌گو‌هایی با فرمانده وقت لشکر ۲۷، کادر فرماندهی و رزمندگان گردان عمار، عزیزانی از گردان تخریب و واحد اطلاعات عملیات لشکر ۲۷ و همچنین یکی از شاهدان ماجرا در لشکر ۷ ولیعصر (عج) دزفول؛ گفت‌و‌گو‌هایی جدی برای رسیدن به نزدیک‌ترین تصویر از هر اتفاق کوچک و بزرگ مربوط به عملیات و رسیدن به نزدیک‌ترین روایت. گفت‌و‌گو‌هایی که حتی برای حل تناقضات موجود و اختلاف نظر‌های اساسی، روند چالشی به خودش می‌گرفت.

مجاهدت رزمندگان گردان «عمار» در تنگه «ابوقریب» در «عملیات عطش»” src=”https://defapress.ir/files/fa/news/1404/1/5/2869619_692.jpeg” alt=”روایتی از مجاهدت رزمندگان گردان «عمار» در تنگه «ابوقریب» در «عملیات عطش»” width=”600″ height=”400″ align=”middle”>

سه ساعت مصاحبه با افراد دخیل در ماجرا هم از مرکز اسناد انقلاب اسلامی به دستم رسید. این مصاحبه‌ها در سال ۱۳۷۳ انجام شده و به‌خاطر فاصله اندکش با زمان واقعه، اهمیت بسیاری برایم داشت. فیلم ۲۶ دقیقه‌ایِ بسیار ارزشمندی هم از خود تنگه ابوقریب در اختیارم قرار گرفت. فیلمی که در جریان تفحص شهدای این عملیات و تنها یک هفته بعد از ماجرا ضبط شده. تصاویری که توانسته شرایط انجام عملیات، موقعیت تنگه و نحوه شهادت رزمندگان مظلوم گردان عمار را به تصویر بکشد و همه اینها برای روایت تنها ۲۴ ساعت از دلاوری‌های رزمندگان گردان عمار در برابر حمله سنگین عراق به دشت و تنگه ابوقریب مورد استفاده قرار گرفت…

با این همه، عملیات عطش خاطرات گزیده‌ای از حدود ۴۰ نفر در مورد عملیات تنگه ابوقریب هست. روایت‌هایی که به چند خط اصلی از این ماجرا می‌پردازد؛ روایت‌هایی از حضور گردان عمار در پدافندی شاخ شمیران، حضور در تهران و دوکوهه، خبر حمله به فکه و عین خوش، آماده‌سازی و حرکت گردان، معطلی پشت پل نادری، حرکت به‌طرف تنگه ابوقریب، استقرار در تلمبه‌خانه، درگیری گروهان باهنر در دشت ابوقریب، عبور گروهان رجایی از خط عراقی‌ها، درگیری گروهان رجایی در تنگه، عقب‌نشینی تمام نیرو‌ها به‌طرف تلمبه‌خانه، بازگشت به دوکوهه و ماجرای تفحص شهدا…»

این کتاب در ۱۱ فصل تنظیم شده هست و در پایان نیز تصاویر و اسناد الصاق شده‌اند. تصاویر این کتاب شامل فرماندهان، شهدا و رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) و گردان عمار هست.

مجاهدت رزمندگان گردان «عمار» در تنگه «ابوقریب» در «عملیات عطش»” src=”https://defapress.ir/files/fa/news/1404/1/5/2869772_258.png” alt=”روایتی از مجاهدت رزمندگان گردان «عمار» در تنگه «ابوقریب» در «عملیات عطش»” width=”420″ height=”675″ align=”middle”>

بخشی از متن کتاب به شرح زیر هست:

«کمی از نماز مغرب و عشاء گذشته که می‌رسند دوکوهه. علی می‌رود ساختمان عمّار و یزدی می‌رود حسینیه حاج همت. حسینیه هم مثل محوطه دوکوهه آن رونق همیشگی‌اش را ندارد. خلوت و بودن و خلوت کردن خوب هست، اما نه جایی که بسیجی‌ها می‌توانند حضور داشته باشند.

صدای دعاها، گریه‌ها و ضجه‌های بسیجی‌ها برای اینکه هر کسی به خودش بیاید، از هر خلوتی خوب‌تر هست. بسیجی‌ها حتی شلوغ‌بازی و خنده‌هاشان هم دل آدم را جلا می‌دهد، اما حالا که نیستند، یزدی دل و دماغ خلوت کردن هم ندارد. فقط به‌اندازه‌ای توی حسینیه می‌ماند که به همین حرف‌ها فکر کند. بعدش دیگر طاقت نمی‌آورد و برمی‌گردد ساختمان عمار.»

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

روایتی از مجاهدت رزمندگان گردان «عمار» در تنگه «ابوقریب» در «عملیات عطش»

روایتی از مجاهدت رزمندگان گردان «عمار» در تنگه «ابوقریب» در «عملیات عطش» بیشتر بخوانید »

پشت پرده «غریب»

پشت پرده «غریب»


گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس – ولی منصوریان؛ فیلم سینمایی«غریب» روایت گوشه ای از زندگی شهید محمد بروجردی به عنوان یک فرمانده خاص و ممتاز است. چهره ای که در غائله کردستان نقشی تاریخی ایفا کرد و توانست با منش و شیوه مدیریت خاص خود، آرامش را بر این منطقه حکمفرما کند.

آنچه «غریب» را تبدیل به اثری جریان‌ساز کرده است، صرفا نمایش شمایل دلپذیر شهید بروجردی نیست؛ بلکه در کنار آن پیشنهاداتی برای ایران ِامروز دارد و مفاهیمی کلیدی مثل لزوم برخورد مهربانانه با مردم را یادآور می‌شود. این فیلم نخستین تجربه سینمایی حامد عنقا در مقام نویسنده و تهیه کننده است که به کارگردانی محمدحسین لطیفی ابتدا در جشنواره چهل و یکم فجر رونمایی شد و کمی بعد در قالب اکران نوروزی در سینماها به نمایش در آمد.

«غریب» اولین اثرِ بحث برانگیزی نیست که نام عنقا را پای خود دارد؛ ساخته های پیشین او نیز از این ویژگی برخوردار بودند که با کمک «جنجال و حاشیه» توی چشم می‌آمدند و با این تمهید حرف‌شان را منتقل می کردند. این بار اما «غریب» بدون تمسک به چنین ابزارهایی مورد توجه قرار گرفته است و اصل جریان‌سازی از درون خود فیلم می‌آید.

فیلمساز با ایده‌ای ناب به نام «شیوه خاص فرماندهی شهید محمد بروجردی» مواجه بوده که آن را با ماجراهای دراماتیک و اقتضائات روز آمیخته و روایت کرده است. حرف فیلم از نخسین اکران در جشنواره فجر توسط طیف‌های مختلف فکری فهمیده شد و بر روی آن اتفاق نظر شکل گرفت. مشابه این نوع فیلمسازی پیش‌تر در سینمای ما تجربه شده بود که معروف‌ترین آن در سینمای دفاع مقدس، به شیوه فیلمسازی ابراهیم حاتمی‌کیا برمی‌گردد. مثلا او در «آژانس شیشه‌ای» تندترین نقدها را مطرح می‌کند اما نه به چپ برمی‌خورد و نه به راست؛ چون ذات دغدغه‌اش درست و دلسوزانه است.

«غریب» نیز در قیاسی مع‌الفارق چنین وضعیتی بدست آورده و آن چه مطرح کرده مورد توجه واقع شده است. درباره فیلم بسیار گفته و نوشته شده و همچنان از منظر مختلف مورد توجه است. حسرت کمرنگ شدن شیوه مدیریت شهید بروجردی در زمانه اکنون، فصل مشترک تحلیل‌های رسانه‌ای و نظرات کاربران فضای مجازی است. این بذری است که فیلمنامه‌نویس، کاشته تا ضمن نمایش بخشی از شخصیت شهید بروجردی، منش او را حلقه مفقوده جامعه امروز بداند.

بدیهی است که اگر فیلمنامه این اثر توسط دیگری نوشته می‌شد، نتیجه‌ای متفاوت بدست می‌آمد. مثلا صرفا رشادت شهید بروجردی و نیز وجه مهربانانه او با مردم برجسته می شد و شاید منطبق با مسائل و نیازهای امروز نمی بود. حالا اما تاثیر فیلمنامه نویس در «غریب» برجسته است و به روشنی می توان پی برد او روایت و قرائت خود از این فرمانده برجسته معاصر را داشته.

در جغرافیای سینما و تلویزیون ایران و جهان می توان چهره هایی را مثل زد که محصول نهایی حاصل تفکر و دغدغه آن ها است. البته که ساخت فیلم و سریال کاری است گروهی اما همه عوامل کنار هم قرار می گیرند تا یک «ایده و فکر» را در قالب اثری سرگرم کننده آماده کنند. به همین خاطر عنصری به نام «خالق اثر» یا به قول غربی‌ها creator واجد اهمیت می‌شود که گاه نویسنده، گاه کارگردان، گاه تهیه کننده و گاه کمپانی است که مدل آخر در کشور ما جا نیفتاده و ارگان‌های دولتی و حکومتی نیز نتوانستنه‌اند این شیوه را بدرستی اجرایی کنند.

همچنان در کشور ما «فرد» وجاهت دارد و حتی آثار سفارشی بسته به نوع سازننده، کیفیتی متفاوت دارند. همین است که فیلم‌هایی مثل «ایستاده در غبار» یا «تنگه ابوقریب» بواسطه تبحر سازندگان مورد توجه قرار می‌گیرد، اما برخی فیلم‌ها نه! این یعنی برخلاف هالیوود که کمپانی‌ها دارای قدرت هستند، نگاه‌ها به توان و تخصص افراد است. «غریب» نیز جزو فیلم‌هایی است که سازمان اوج سفارش ساخت آن را داد تا پس از سال‌ها گوشه‌ای از زندگی شهید محمد بروجردی بر پرده سینما جان بگیرد. این فیلم اما رنگ و بوی سفارشی ندارد و شبیه کلیشه‌های سینمای دفاع مقدس نیست و از این معبر نقش نویسنده در فرآیند تولید یک اثر اهمیت می‌یابد.

تمام اعتبار «غریب» صرفا به درون‌مایه آن نیست؛ بلکه مخاطب در وهله اول با یک فیلمِ داستان گویِ سرگرم کننده با بازی‌های خوب و سکانس‌های درخشان مواجه است. این امتیازی است که برغم همه نقدهای ساختاری می‌توان به حساب محمد حسین لطیفی گذاشت. کارگردانی که پس از سال‌ها دوباره توی چشم آمد و عملکردش مورد تمجید قرار گرفت. حجم تحسین‌ها نسبت به کار لطیفی و اشاره به اوج دوباره او بعد از چند سال افول، نقش تهیه کننده را یادآور می‌شود که در سینمای ایران کارکردی را که باید ندارد و این نقصان را می‌توان یکی از دلایل ناکامی فیلم‌های متاخر این کارگردان با سابقه دانست. حال آن که کمپانی‌های هالیوود همچنان تهیه کننده (producer) را مسول اصلی شاکله فیلم (مبحث تولید) می‌دانند.

عنقا در آثاری مثل «نردبام آسمان»، «قلب یخی»، «انقلاب زیبا» و … صرفا طراح و فیلمنامه نویس بود. او از سریال «پدر» تصمیم گرفت علاوه بر این، تهیه کننده هم باشد و نقش خود در فرآیند تولید را گسترش دهد. او حالا اولین فیلم سینمایی‌اش را تهیه کرده و با علم به تفاوت مختصات سینما نسبت به سریال‌سازی و نیز سوژه حساسی چون شهید بروجردی، از لطیفی به عنوان کارگردان دعوت به همکاری می‌کند که فیلم‌های اخیرش نه گیشه داشتند و نه مورد توجه منتقدان بودند. با این همه او شرایط را به گونه‌ای فراهم کرده که «غریب» تولد دوباره لطیفی لقب می‌گیرد.

به گواه فیلمسازان، تولید فیلم‌های دفاع مقدس، خاصه درباره چهره‌ها کاری است سخت. جدا از حساسیت‌ها، ارگان‌های نظامی همکاری لازم را ندارند و دلخوری مکرر فیلمسازان تاثیری در این‌باره نداشته است. کار برای «غریب» به دلیل وضعیت خاص کشور در بازه تولید، سخت‌تر بوده که لطیفی در گفت‌و گوهایش به بخش‌هایی از آن اشاره کرده است. با این حال تولید فیلم بدون هیاهوی رسانه‌ای (مثل برخی دیگر که گِله‌شان را در زمان تولید به رسانه‌ها کشاندند) به سرانجام رسید و اکران عمومی شد.

سکوت تهیه کننده‌ای که ابایی از مصاحبه‌های تند و تیز ندارد از این منظر قابل تحسین است که اجازه نداده مسائلی چون سختی‌های تولید و اکران غریبانه فیلم بر محتوای «غریب» و سوژه ارزشمند آن سایه بیندازد. این سیاست باعث شد فیلم در فضایی آرام محل بحث در ایام جشنواره شود و تحلیل آن در زمان اکران، فارغ از فرامتن ادامه یابد.

انتهای پیام/ 121

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

پشت پرده «غریب»

پشت پرده «غریب» بیشتر بخوانید »

روایت مقاومت گردان عمار در تنگه ابوقریب به چاپ دوم رسید

روایت مقاومت گردان عمار در تنگه ابوقریب به چاپ دوم رسید


به گزارش مجاهدت از گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس، کتاب «عملیات عطش» شامل روایت مستند نبرد گردان عمار در تنگه ابوقریب نوشته جواد کلاته عربی به‌تازگی توسط نشر ۲۷ به چاپ دوم رسیده است. نسخه‌های چاپ اول این کتاب آذر امسال به بازار نشر عرضه شدند.

این‌ کتاب که ششمین‌ عنوان از مجموعه «خاطرات شفاهی» نشر ۲۷ است، دربرگیرنده وقایعی است که مخاطبان سینمای ایران، چندسال پیش فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» را درباره آن دیده‌اند.

اما به گفته نویسنده و تولیدکنندگانش، چیزی که در واقعیت رخ داد با صحنه‌هایی که مخاطبان در فیلم سینمایی دیدند، بسیار متفاوت است.

جواد کلاته که پیش‌تر با کتاب‌هایی، چون «در هیاهوی سکوت»، «فرمانده لاله‌ها»، «مگر چشم تو دریاست» و «راهی به مجنون» به مخاطبان ادبیات دفاع مقدس و مستندنگاری این‌حوزه شناسانده شده، این‌بار در کتاب جدید خود با برگزاری بیش از ۵۰ جلسه مصاحبه و گفتگو با رزمندگان حاضر در معرکه و فرماندهان لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) سراغ بخشی از تاریخ جنگ رفته که سازندگان فیلم «تنگه ابوقریب» تلاش کردند از فراموشی و گم‌شدنش در صفحات تاریخ جنگ جلوگیری کنند.

«عملیات عطش» روایت مستند ۲۴ ساعت مقاومت و پایمردی عجیب و حیرت‌انگیز رزمندگان یک‌گردان از لشکر ۲۷ را با تشنگی شدید، مقابل حملات سنگین عراق برای داشتن دست بالا در روز‌های پایانی جنگ شامل می‌شود. کلاته علاوه بر مصاحبه و گفتگو، دو کتاب خاطرات «هفت روز آخر» از محمدرضا بایرامی و «روز‌های آخر» احمد دهقان را هم مطالعه کرده که روایاتی خودنوشت از ماجرا را به مخاطب عرضه می‌کنند.

این کتاب ۱۱ فصل را با این‌ عناوین شامل می‌شود: «سه‌هفته روی شاخ»، «عقب‌نشینی هولناک»، «خط ریخته»، «هجوم همه‌جانبه»، «جنگی‌ترین اعزام»، «بن‌بست نادری»، «به‌طرف ابوقریب»، «عبور از تنگه»، «در دشت آتش»، «معجزه سفید» و «عملیات عطش».

انتهای پیام/341

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

روایت مقاومت گردان عمار در تنگه ابوقریب به چاپ دوم رسید

روایت مقاومت گردان عمار در تنگه ابوقریب به چاپ دوم رسید بیشتر بخوانید »