تیم ملی فوتبال ایران

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند


سرویس ورزش مشرق – در روزهایی که پرونده مارک ویلموتس و بدهی ۶ میلیون یورویی فدراسیون فوتبال در دادگاه CAS باز است و چشم میلیونها ایرانی به این موضوع دوخته شده که چه رأیی از سوی دادگاه عالی فوتبال به آن داده می شود اتفاقات مهم دیگری در فوتبال ایران رخ داده یا در آستانه انجام شدن هستند. از آن جمله حضور تیم پرسپولیس به عنوان نماینده فوتبال ایران در فینال لیگ قهرمانان ۲۰۲۰ آسیا، برگزاری دو بازی تدارکاتی برای تیم ملی بدون حضور برخی لژیونرهای تیم ملی و البته وضعیت نامشخص باشگاه و تیم استقلال که بخش مهمی از طرفداران میلیونی فوتبال را دلواپس خود کرده است.

حشمت الله مهاجرانی، سرمربی اسبق تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین در گفت و گو با مشرق، درباره مسایل روز فوتبال ایران حرف زد.

متن این پرسش و پاسخ در ادامه می آید:

* اوضاع پرسپولیس در آستانه حضور در فینال لیگ قهرمانان با تجربه حضور در سال ۲۰۱۸ را چطور ارزیابی می کنید؟

– بطور کلی نتایج این مسابقات هرگز فراموش نخواهند شد. ما با این همه هزینه ای که برای فوتبال مان انجام می دهیم اگر در این میدان موفق نشویم پس در کدام میدان می خواهیم موفق شویم؟ ما قدرت اول فوتبال آسیا هستیم. درست است که آنها بیشتر از ما سرمایه گذاری کرده اند. پرسپولیس تمام فاکتورهای لازم را دارد. مالکیت توپ را در اختیار دارد. مالکیت زمین را در اختیار می گیرد. کار گروهی و تاکتیکی تیمی اش به خوبی از تاکیک به ضد تاکتیک تبدیل می شود. این تیم در برخی بازیها خیلی راحت تا پشت ۱۸ قدم می رود ولی نتیجه نمی گیرد چون وقتی که ما به نقطه خطر حریف نزدیک می شویم باید سرعت بازی را در دست داشته باشیم.

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند

* چه روشی بهتر است؟

– پرسپولیس باید قدرت تصمیم گیری و سرعت عمل و سرعت توپ بیشتری داشته باشد و نباید به حریف این فرصت را بدهد که بتواند برای خودش زمان لازم برای اجرای تاکتیک تیمی اش را پیدا کند. اعضای تیم پرسپولیس باید بدانند که نتایج این بازیها بطور کلی آینده بازیکن و مربی این تیم را مشخص می کند.

* تحلیل تان از پرسپولیس چیست؟

– بالانس تیمی پرسپولیس کاملا امیدوار کننده است. نه صددرصد دفاع کننده است نه صددرصد حمله کننده. این را باید در نظر داشت بازیکن ایرانی هرگز در راه موفقیت کشورش قدمی به عقب برنمی دارد و مطمئن هستم که بازیکنان پرسپولیس با همبستگی خوبی در فینال آسیا حضور پیدا خواهند کرد. علاوه بر آن می توان اشاره کرد به نتایج بازیهای پرسپولیس در لیگ و نتایجی که در لیگ قهرمانان آسیا در قطر کسب کردند. اینها امیدوار کننده هستند. ضمن اینکه جای امیدواری زیادی هم هست برای اینکه یک مربی جدید در این باشگاه متولد شده که می تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند. گل محمدی ثابت کرده که همه ویژگی ها را در خودش دارد و می تواند در آینده مربی شایسته ای برای تیم کشورمان باشد.

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند

* درباره استقلال هم توضیح بدهید که پس از این همه تغییر کادر فنی چرا باز هم نتایج دلخواه طرفدارانش را کسب نمی کند؟

– ما استقلال را در دو مرحله می توانیم تحلیل کنیم. یکی خوب بازی کردن استقلال در روزهای خوب و صبر و حوصله داشتن برای بد بازی کردن در روزهای بد. استقلال دو چهره دارد. یکی چهره خوبش است که اگر آن را رو کند هر تیمی را می تواند شکست بدهد و اگر با روز بدش ظاهر شود هر تیمی می تواند برای استقلال مشکل ساز باشد.

* بیشتر توضیح می دهید؟

– از نقطه نظر مربی، تیم استقلال خیلی غنی است و شاید هیچ تیمی به اندازه استقلال مربی برای هدایت تیم های مختلف نداشته باشد. اما فرصت خوبی برای فرهاد مجیدی و نامجو مطلق وجود داشت که قدرش را ندانستند چون هر یک از آنها تیم را در بهترین وضعیت تحویل نگرفته بودند. الان هم محمود فکری و سایر دوستانش در کادر فنی کار خودشان را بلدند ولی تیم شان مشکلاتی دارد که باید رفع شوند.

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند

* چه مشکلاتی؟

– یکی از مهمترین مشکلات این است که استقلال در خط هافبک بازیکن بازیساز و تقسیم کننده توپ ندارد. البته شاید من از راه دور می بینم و نمی توانم قضاوت صحیحی داشته باشم و شاید خود فکری بگوید که من فلان بازیکن را دارم.

* پس چرا هوادارانش اینقدر ناامید به نتایج این تیم هستند؟

– بطور کلی استقلال امیدوار کننده بازی می کند. بطور مثال در بازی آخرش روبروی پیکان باید طوری کار می کرد که گل بزند. استقلال اگر به همین صورت ادامه بدهد از گردونه رقابت برای قهرمانی دور می شود و فکری و دوستانش باید هر چه سریعتر یک یار بگیرند و البته نمی دانم که جا و شرایط اضافه کردن بازیکن را دارند یا نه ولی این را می دانم که استقلال یکی از تیم های مطرح است و همیشه مطرح بوده و امیدوارم که روزهای خوبش را دوباره پیدا بکند.

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند

* از وضعیت تیم ملی خبر دارید؟

– در تیم ملی ما از نقطه نظر نیروی انسانی قدرت اول فوتبال آسیا هستیم. ما در دو بازی تدارکاتی با ازبکستان و بوسنی با همین نفرات جدیدی که آمدند خوب بودیم. نفرات جدید جوان یا غیر جوان، منظورم افرادی است که برای اولین بار آمدند و برای تیم ایران بازی کردند طوری ظاهر شدند که ما کمبود بازیکنان لژیونرهای خوب مان را در آن بازی حس نکردیم. یعنی نگفتیم که جای آنها خالی است. این بازیکنان اینقدر خوب ظاهر شدند که به خوبی جنگیدند و دویدند.

* بهتر نبود از بازیکنان دیگر لژیونر هم استفاده می شد؟

– به طور کلی ما دو بازی سرنوشت ساز داریم که احتیاج است ما در آنها با تمام وجودمان ظاهر شویم. البته ما نمی توانیم منکر عدم وجود بازیکنانی مانند سردار آزمون یا مهدی طارمی یا دیگر نفرات خوبمان شویم. بالاخره باید از آنها استفاده کنیم ولی در این دیدارهای تدارکاتی از آنها استفاده نشد. اگر بخواهیم با همین تیمی که روبروی بوسنی بازی کرد راهی مسابقات مقدماتی در دور برگشت شویم یک شکل دیگری دارد و اگر نه، می خواهیم با حضور لژیونها برویم پس باید در این دو بازی قبلی تدارکاتی هم از حضور آنها استفاده می کردیم. چون فکر می کنم دیگر بازی تدارکاتی در پیش نداریم.

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند

* اهمیت بازی تدارکاتی چقدر است؟

– معتقدم که باید هرطور شده بازیهای تدارکاتی بیشتری برای تیم ملی در نظر بگیریم تا بازیکنانی که از آنها اسم بردم هم بتوانند بازی در کنار سایر نفرات تیم ملی را تجربه کنند و هماهنگی لازم را داشته باشند که از دور اول به دور دوم برویم چون بعد از رسیدن به دور بعد فرصت داریم. ولی الان که از عراق از نظر امتیازی عقب هستیم نیاز داریم بیشتر بازی کنیم.

* وضعیت تاکتیکی تیم ملی را چطور ارزیابی کردید؟

– بطور کلی تیم ملی در این دو بازی خیلی امیدوار کننده ظاهر شد. خوب بازی کردند و خوب هم نتیجه گرفتند. روش تاکتیکی بازی هم مشخص شد که روش سرمربی تیم بود. اسکوچیچ نشان داد که او با توجه به خصوصیات تک تک بازیکنانش از آنها در ترکیب تیم ملی استفاده و کاملا عقلانی و منطقی عمل کرده بود.

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند

* در بحث پرونده ویلموتس و فدراسیون فوتبال کشورمان چرا چنین اشتباهی صورت گرفت؟

– عدم تجربه و ندانستن زبان انگلیسی و یا اینکه عدم تفهیم صحیح بند بند این قرارداد می تواند از جمله عوامل بروز این مشکل باشد. حتما در آن قرارداد بندی بوده یا نقطه نظری بوده که ویلموتس با وکیلش که می گویند همسرش بوده یا هرکسی بوده آن را به طریقی به فدراسیون تحمیل کرده و فدراسیون قبول کرده است. اگر فدراسیون مطمئن نبود هرگز مهدی تاج با آن قدرت در تلویزیون حاضر نمی شد که بگوید این قرارداد صددرصد به سود ماست و ما در این قرارداد برنده هستیم. اما بعد که کمی گذشت و متوجه برخی بندها شد دیگر ساکت شد و سکوت کرد. ولی خیلی سخت است که قضاوت کنیم که در این قرارداد واقعا سوءاستفاده صورت گرفته یا تنها اشتباه بوده است. امیدوارم که اشتباه بوده باشد.

* چرا مقصر اصلی معرفی نمی شود؟

– الان ببینید که این موضوع مکرر در رسانه ها مطرح و برخی از نمایندگان مجلس دلسوزانه این پرونده را دنبال کردند و کار به مجلس هم کشیده شد. خب از کانال های دیگر نیز بررسی شد و پای وزیر ورزش هم به این ماجرا باز شد و هنوز هم در حال بررسی این پرونده هستند.

* چه کسی باید این غرامت سنگین را بپردازد؟

– به هر حال ما از نظر مالی هم در مضیقه هستیم و خود فدراسیون منبع مالی در این حد ندارد که بخواهد ۶میلیون یورو را تأمین کند و الان هرکسی که برای ریاست بر فدراسیون بیاید مانند نبی که الان در فدراسیون هست یا هر کسی که بعدها بیاید وارث فدراسیونی است که صندوقش خالی است و هیچ چیزی ندارد. نفر جدید وارث فدراسیون خوبی نمی شود و این می تواند کارهای زیرساختی چه از نظر تعمیم و توسعه مربیگری و چه کلاس داشتن برای جوانان و هر برنامه دیگری که شما به آن فکر کنید که نیاز به بودجه و پول دارد را از کار می اندازد و این رییس جدید نمی تواند تمام اهدافش را عملی کند چون در ابتدای هر کاری با کمبود بودجه مواجه شود.

* آینده فوتبال با این پرونده را چطور پیش بینی می کنید؟

– البته هنوز دادگاه این پرونده تمام نشده و همانطور که آقای کفاشیان و تاج حرفهای خوب و قوت قلبی را برای همه ما مطرح کردند، کمی امیدوار هستیم و دوست داریم که در دادگاه فیفا برنده شویم و زحماتی که بچه های فدراسیون ما کشیده اند پایمال نشود.

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند

*مدتی است بسیاری از اهالی فوتبال از زیاده روی کانال های هواداری در فضای مجازی عاجز شده و به ستوه آمده اند. به نظر شما چه راهکاری برای این موضوع می توان داشت؟

– در بحث کانال های هواداری می توان گفت که کنترل آنها نه دست شماست، نه در اختیار ماست و نه فدراسیون فوتبال می تواند کنترلی روی آنها داشته باشد. این کانال ها دست هر کسی هست تا حدودی زیادی با مسایل تیم های مختلف سلیقه ای برخورد می کنند و باعث بروز چنین دلخوری هایی بین فوتبالی ها می شوند.

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند

منبع خبر

یحیی می‌تواند آینده تیم ملی ما را تضمین کند/ استقلال امیدوار کننده بازی می کند بیشتر بخوانید »

قایدی: رویای این است که مرد سال آسیا شوم

قایدی: رویای این است که مرد سال آسیا شوم



به گزارش مشرق، اعلام روابط عمومی فدراسیون فوتبال، مهدی قایدی، شب گذشته(چهارشنبه) در لایو اینستاگرامی فدراسیون فوتبال حضور یافت و درباره موضوعات مختلف صحبت کرد.

متن پرسش و پاسخ با قایدی به شرح ذیل است:

*با توجه به اینکه امروز ۱۱ آذرماه است و سه روز پیش هم ۸ آذر روز راه‌یابی دراماتیک تیم ملی به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه بود، به‌عنوان کسی که یک سال بعدازاین اتفاق به دنیا آمدی، احساست با دیدن این بازی چیست؟

مسلماً بازی تیم ملی مقابل استرالیا یکی از خاطره‌انگیزترین بازی‌های تاریخ فوتبال ایران بود. گویا آن روز، به خاطر آن دیدار همه‌جا به حالت تعطیل درآمده بود حتی مدارس. من معتقدم این بازی خاطره‌انگیزترین بازی ایران در تاریخ مسابقات مقدماتی جام جهانی به شمار می‌آید. من از وقتی‌که در ۱۳ یا ۱۴ سالگی به فوتبال علاقه‌مند شدم کل این بازی را از همان توضیحات آقای خیابانی تماشا کردم. خاطرم است درهمان ابتدا بازی با حملات استرالیا شروع شد که درنهایت توانستند دو گل را هم به ثمر برسانند. اما در ادامه به عقیده من ورود آن فرد خاطی به ورزشگاه و پاره شدن تور، فرصت بسیار خوبی برای ریکاوری روحی بازیکنان تیم ملی فراهم کرد. همچنین پشتک زدن‌های عابدزاده و بازگشت تاریخی تیم ملی که بسیار عجیب بود.

* آن زمانی که بازی را بعداً دیدی تصور می‌کردی که ایران به بازی برگردد و در نهایت راهی جام جهانی فرانسه شود؟

باور کنید من هنوز هم هر وقت این بازی را می‌بینم موهای تنم بلند می‌شود. واقعاً با توجه روند بازی، اصلاً تصور نمی‌شد که ایران بتواند دو گل به ثمر برساند. ولی با همکاری بازیکنان و تعویضی که منجر به ورود آقای ابراهیم تهامی شد این اتفاق رخ داد. فکرمی کنم هیچ ایرانی آن صحنه گلِ آقای خداداد عزیزی به استرالیا را ِ فراموش نمی‌کند

*از خاطره بازی فاصله بگیریم و برویم به سوالات مخاطبین درخصوص مبحث آسیب‌دیدگی در فوتبال بپردازیم. اولین پرسش اینکه آیا خستگی منجر به آسیب می‌شود؟

بله حتماً همین‌طور است. آن اوقاتی که بازی به اتمام می‌رسد و بدن اصطلاحاً خالی می‌شود. در این زمان است که بدن احتیاج به ریکاوری خوبی دارد، چراکه بدن به‌شدت آن زمان آسیب‌پذیر است و آن‌وقت اگر تغدیه و ریکاوری خوبی نداشته باشیم احتمال آسیب‌پذیری افزایش هم پیدا می‌کند. خیلی از مسائل دیگر هم وجود دارد، مثل مکمل‌ها که می‌شود در این مواقع استفاده کرد تا احتمال آسیب‌پذیری کمتر شود.

*آمادگی جسمانی چقدر در کمتر شدن آسیب‌ها می‌تواند نقش داشته باشد؟

خب هرچقدر عضلات ما مثلاً در رشته فوتبال مثل چهار سرِ ران، دوقلو، کشاله و همسترینگ قوی‌تر باشد میزان مصدومیت در طول فصل کمتر است، ولی در غیر این صورت یک بازیکن بخشی از فصل را از دست خواهد داد که این به ضرر هر بازیکنی است؛ بنابراین باید عضلاتمان را که در اثر بازی‌های مکرر ضعیف می‌شود را با انجام تمرینات اختصاصی تقویت کنیم که مبادا در بازی‌هایی که تیمت به تو احتیاج دارد حضور نداشته باشی که به‌این‌ترتیب هم خودت و هم تیمت از این بابت ضرر می‌کنید. همچنین در اینجا باید تأکید کنم که تقویت عضلات شکم و کمر و در کل بالاتنه را نیز نباید فراموش کرد، این در حالی است که بسیاری از بازیکنانی که بیشتر فشار خود را به پا می‌آورند، از این نواحی بالاتنه ضرر فراوانی می‌بینند.

*در فوتبال بیشترین آسیب را بازیکنان چه پستی می‌بیند؟

بیشتر این مهاجمین هستند که در معرض آسیب‌دیدگی قرار می‌گیرند، به این دلیل که به نسبت بیشتر صاحب توپ هستند. از بین مهاجمین هم آن دسته از مهاجمان که از قدرت حمل توپ بالایی برخوردارند مدافع را مجبور به خطا می‌کنند و از همین رو من فکرمی کنم مهاجمان تکنیکی بیشترین احتمال مصدومیت را دارند.

*بدترین آسیبی که خودت دیدی مربوط به چه زمانی است؟

درخصوص خودم که نمی‌توانم بگویم، اما جز خودم فکر می‌کنم در جام جهانی ۲۰۰۶ خطای حسین کعبی روی فیگو خیلی خطرناک بود که جای استوک روی صورت‌های فیگو مانده بود و همچنین در جام جهانی ۲۰۱۴ در حین بازی فکر می‌کنم کلمبیا و برزیل خطایی که موجب شکستن کمر نیمار شد که اتفاقاً به همین خاطر ادامه جام را از دست داد.

*خودت فکر می‌کنی آسیب‌دیدگی در کدام قسمت به نسبت به سایر مصدومیت‌ها خطرناک‌تر است؟

در کل همه اعتقاد دارند ACL از همه خطرناک‌تر است و من هم این را قبول دارم، اما ازنظر من شاید در طول فصل ACL خدای‌نکرده شامل حال دو بازیکن شود، ولی من فکر می‌کنم آسیب‌دیدگی از ناحیه مچ پا حدود ۱۰ تا ۱۲ بازیکن را شامل خودش کند که این بیشتر به دلیل زمین‌های بدی است که موجب مصدومیت بازیکنان در این نقطه از پا می‌شود.

*با توجه به حضورت در فوتبال پایه فکر می‌کنی این رده در معرض چه خطراتی است؟

خب اول برمی‌گردد به زمین‌های غیراستاندارد که بسیار در این مقطع مؤثر است، همچنین عدم وجود سخت‌افزار مناسب مثل کفش مناسب، و همچنین بدن‌سازی بد، که فکر می‌کنم این چند مورد از مهم‌ترین خطراتی باشد که فوتبال پایه را تهدید می‌کند و موجب از دست رفتن استعدادهای زیادی می‌شود.

* اگر موافق باشی تا حدی از این موضوع فاصله بگیریم و چند سؤال درباره خودت داشته باشیم. نام آخرین کتابی که خواندی چه بود؟

کتاب چارلی چاپلین بود.

*آخرین فیلم سینمایی که دیدی چه بود؟ کلا علاقه به سینما داری؟

خیلی زیاد. فیلم‌های نوید محمد زاده را خیلی دوست دارم و به نظرم ایشان یکی از بهترین بازیگران ایران هستند

*بازیکن موردعلاقه‌ات در ایران چه کسانی بودند؟

در ایران که من الگوهای زیادی داشتم. از آقای علی دایی شهریار فوتبال ایران گرفته تا علی کریمی و فرهاد مجیدی که حتی در مقطعی مربی من بودند که شاگردی ایشان در آن مقطع واقعاً باعث افتخار من بود.

*و فوتبال خارجی؟

در بین فوتبالیست‌های خارجی باید به دیگو مارادونا اشاره کنم که مرگ ایشان یکی از تلخ‌ترین اتفاقاتی بود که هفته گذشته تمام دنیا را تحت تأثیر خودش قرار داد و همه را ناراحت کرد. به نظرم مارادونا و فوتبال یکی بودند و اعتقاددارم که بسیاری از انسان‌های کره زمین به خاطر او به فوتبال علاقه‌مند شدند. من خودم که بازی‌های مارادونا را در زمان حضورش ندیدم، اما از طریق اینترنت بازی‌های او را بارها تماشا کردم و لذت بردم و یاد گرفتم. علاوه بر مارادونا از بازی مسی و نیمار نیز درس‌های فراوانی گرفتم.

*آیا فکر می‌کردی خودت روزی تبدیل به یکی از ستاره‌های فوتبال ایران بشوی و چه حسی داری پا جای بزرگانی مثل دایی، مهدی کیا و خداداد عزیزی گذاشتی؟ می‌خواهیم این پیام را به نوجوانانی که دوست دارند روزی مهدی قایدی شوند بدهی.

خب، واقعیتش حس خوبی دارم. زمان این افرادی که شما اشاره می‌کنید، بازیکنان بسیار بزرگی در تیم ملی حضور داشتند. مثل آقایان دایی عزیزی، مهدوی کیا، استیلی، نامجومطلق و زرینچه و عابدزاده و بسیاری دیگر که در دوران کودکیم با تماشای بازی این بزرگان طی شد. من همیشه ارزوی پوشیدن لباس و بازی کردن برای تیم ملی را داشتم که خدا یک لطفی به من کرد و توانستم به این آرزو برسم و دربازی با بوسنی هم آقای اسکوچیچ به من لطف داشتند و به من اجازه بازی را برای دقایقی دادند و خدا را هزار مرتبه شکر که توانستم در دقایقی که در زمین بودم جواب اعتماد ایشان را بدهم و اولین گل ملی خودم را به ثمر برسانم.

*چطور می‌شود که یک مهدی قایدی دیگری شد؟

به نظر من هرکسی به‌راحتی امکان ندارد که یک فوتبالیست خوب شود. هرکسی در این رشته به موفقیت رسیده است مسلماً سختی‌های زیادی را متحمل شده است. واقعاً درباره خودم باید بگویم که عشق به فوتبال بود که من را به اینجا رساند. علی‌رغم اینکه خیلی‌ها من را به خواندن درس تشویق می‌کردند، من همیشه یک توپ پلاستیکی را در کنار خود داشتم.

*به‌عنوان اولین حضورت، فضای تیم ملی برایت چطور بود؟

خب تا حدی برایم سخت بود. ازآنجاکه بسیار آدم کم‌رویی هستم، سعی می‌کردم از بازیکنان ملی‌پوش استقلال درباره جو تیم ملی سؤال کنم که چطور باید رفتار کنم. بعد که وارد تیم ملی شدم باوجوداینکه بزرگ‌ترهای تیم ملی خیلی ارتباط خوبی با من داشتند مقداری استرس داشتم، ولی همان‌طور که گفتم بازیکنان دیگر با صحبت به من سعی داشتند تا کمکم کنند و همین باعث شد تا اعتمادبه‌نفس خودم را به دست بیاورم و بتوانم هنرم را در زمین پیاده کنم.

*بعد از پاس زیبای سعید عزت‌اللهی و آن گلی زیبایی که زدی، چطور شد که فیلمی از پدرت را منتشر کردی که در حین تماشای اولین گل ملی پسرش است؟

اول باید از پاس خوبی که آقا سعید برایم ارسال کرد تشکر کنم. بعد از بازی وقتی به هتل رسیدیم و اینترنت گوشی فعال شد یکی از دوستانم از بوشهر موقع به ثمر رسیدن گل از پدرم فیلم گرفت و برایم فرستاد. هم خوشحال‌کننده و هم سخت بود. چراکه خیلی دوست داشتم که در آن لحظه پدرم کنارم باشد که باهم خوشحالی کنیم. اما با دیدن آن ویدیو احساس خوبی به من دست داد و تصمیم گرفتم این فیلم را در صفحه شخصی‌ام بگذارم تا هم خودم انرژی بگیرم و هم مردم.

*رؤیای بعدی‌ات چیست؟

رؤیای بعدیم این است که مرد سال آسیا شوم.

*تصمیمی برای لژیونر شدن داری؟

فعلاً که در اختیار باشگاه استقلال هستم و باید در آینده ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.

*چه برنامه و چه توصیه‌ای برای لژیونر شدن داری؟

قایدی: به نظر من دو نکته خیلی مهم وجود دارد. اول اینکه باید بتوانی با طرف مقابلت ارتباط برقرار کنی و این هم منوط به این است که زبانت را تقویت کنی تا ارتباط خوبی را با بازیکنان و مربیان داشته باشی که به همین جهت من هم مدتی است مشغول به فراگیری زبان انگلیسی هستم. در وهله بعدی هم باید سخت تلاش کنی تا هم تمرکزت را حفظ کنی و هم آنچه بلدی را بتوانی کاملاً در زمین نشان دهی.

*آیا تیم ملی ایران به جام جهانی بعدی قطر ۲۰۲۰ صعود می‌کند؟

قایدی: من مطمئنم که می‌رود. شک نکنید.

*نظرت درباره دراگان اسکوچیچ چیست؟

بسیار فرد محترم و خوش‌قلبی هستند و ازنظر فنی واقعاً بی‌نظیرند. ایشان سعی می‌کند تا تمام نکات ممکن را به بازیکنانش گوشزد کند و از کوچک‌ترین نکته هم حاضر نیست بگذرد.

*نظرت درباره حضور وحید هاشمیان که در گذشته جزو مهاجمان بزرگ فوتبال ما بوده در کادر فنی تیم ملی چیست؟

ازنظر من ایشان بسیار دوست‌داشتنی هستند من واقعاً با دیدن آقا وحید لذت می‌برم و انرژی می‌گیرم. ایشان با توجه به اینکه خودشان یک مهاجم بودند در تمریناتی که روی دروازه داریم نکاتی را گوشزد می‌کنند که تک‌تک این نکات خیلی به درد ما می‌خورد و امیدوارم که بتوانیم در بازی‌های آینده با رعایت آن، هم خودشان و هم تیم ملی ثمرش را ببیند.

*گلی که بوسنی زدی را تا حالا چند بار دیدی؟

(با خنده) فکر می‌کنم بیش از ۱۰۰۰ بار این گل را دیدم و هنوز هم قبل از بازی‌هایی که داریم، آن گل و گل‌های دیگری را که به ثمر رساندم را نگاه می‌کنم.

*یک مشخصه خوبی که داری که هیچ‌وقت به داوران معترض نمی‌شوی، نظرت دراین‌باره چیست؟

قایدی: سعی می‌کنم که در داخل زمین خودم را وارد حاشیه نکنم متمرکزم بیشتر به فوتبالم و تاکتیک تیمی باشد. به نظر من بحث کردن به داور باعث از بین رفتن تمرکز می‌شود و اعتقاددارم دیدِ یک داور با بازیکن تفاوت دارم و از همین رو سعی کرده‌ام همواره به تصمیمات داوران احترام بگذارم و نظرات را به کارشناسان این مسئله واگذار کنم.

*درباره زندگی و آینده فوتبالی‌ات با چه کسانی مشورت می‌کنی؟

من در زندگی یک سری چهارچوب‌های مشخصی دارم و بیشتر با همسرم و دوستان نزدیکم مشورت می‌کنم. در طی این دو سال گذشته این افراد خیلی به من کمک کردند، مخصوصاً همسرم که واقعاً بعد از ازدواج روند زندگی‌ام تغییر کرد. امیدوارم این روزها ادامه‌دار باشد و بتوانم موفقیت‌های بیشتری را کسب کنم.

*نظرت درباره ویروس کرونا چیست؟

انصافاً نمی‌شود کلمه‌ای را درباره‌اش گفت و فقط آرزو می‌کنم که هر چه زودتر از شرش خلاص شویم و بازهم شاهد هواداران عزیزمان در ورزشگاه‌ها باشیم که با تشویقشان انگیزه زیادی به بازیکنان می‌دهند.

*بهترین خاطره سال‌های اخیرت چیست؟

بهترین خاطره‌ام آمدن به استقلال و بازی برای این تیم در ورزشگاه آزادی بود.

*آیا به شعر و ادبیات علاقه داری؟

متأسفانه شعر که نمی‌خوانم، اما به موسیقی علاقه زیادی دارم.

*آیا به مربی‌گری فکر کردی؟

فعلاً که هنوز زود است و فکر نکردم.

*شاید باید این سوال را زمانی از تو می‌پرسیدیم که مثلا ۳۰ سال داری. در پایان چه پیامی درخصوص کووید ۱۹ داری؟

از مردم خواهش می‌کنم که به فکر خودشان و خانواده اشان و مردم کشورشان باشند. باید دست‌به‌دست هم دیگر بدهیم تا بتوانیم با رعایت نکات بهداشتی از شر این ویروس خلاص شویم و دوباره یک زندگی بدون استرس را در کنار همدیگر تجربه کنیم و همچنین ماسک زدن را هرگز فراموش نکنیم.

قایدی: رویای این است که مرد سال آسیا شوم

منبع خبر

قایدی: رویای این است که مرد سال آسیا شوم بیشتر بخوانید »

چرا مارادونا روی نیمکت ایران ننشست؟

چرا مارادونا روی نیمکت ایران ننشست؟



به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، مرگ دیگو مارادونا، اسطوره فوتبال آرژانتین، علاقه‌مندان به این رشته ورزشی در سراسر دنیا را در شوک فرو برده است؛ دیگو در ۶۰‌سالگی و به دلیل عارضه قلبی درگذشت تا نامش در فهرست افراد مشهور تاریخ قرار بگیرد که عمر چندانی نکرده‌اند.

زندگی دیگو مارادونا فقط از لحاظ فوتبالی برجسته نبود. فارغ از حواشی‌ای که او بیرون از زمین فوتبال داشت، اظهار نظرهایش در عرصه سیاست، او را تبدیل به یکی از فعالان سیاسی کرده بود. علاقه‌اش به چگوارا، فیدل کاسترو و البته هوگو چاوز بر کسی پوشیده نبود. او در هر میتینگ سیاسی تلاش می‌کرد با تعریف و تمجید از این چهره‌ها گرایش‌های سیاسی‌اش را هم نشان دهد. اتفاقا همین گرایش‌های ضد امپریالیسمی دیگو بود که باعث شد نام ایران هم در جبهه‌گیری‌های سیاسی‌اش علیه آمریکا دیده شود. او در کنار چهره‌هایی مانند کاسترو و چاوز بعدها نام نیکلاس مادورو و محمود احمدی‌نژاد را هم به زبان آورد.

ارتباط مارادونا با ایران مربوط به همان زمان‌هایی است که محمود احمدی‌نژاد زمام دولت را در دست داشت. این ماجرا مربوط به سال‌ ۲۰۰۷ می‌شود که او در ملاقات با محسن بهاروند، دیپلمات ایرانی حاضر در آرژانتین چند جمله‌ای درباره ایران و سیاست‌های این کشور به زبان آورد. در گزارشی که رویترز از همان زمان‌ها منتشر کرده، نام محسن بهاروند هم آورده شده که او در نقل‌ قولی از مارادونا، احمدی‌نژاد را فرد شجاعی توصیف کرده است. داستان ایران – مارادونا از همان زمان پررنگ‌تر شد؛ به‌ویژه این که دیگو یکی از پیراهن‌هایش را امضا و به مردم ایران اهدا کرد. البته سرنوشت آن پیراهن اهدایی به مردم ایران مسیری کاملا شخصی طی کرد و به دست محمود احمدی‌نژاد رسید. بهاروند بعدها درباره آن پیراهن گفت که قرار بود پیراهن امضاشده دیگو به موزه سپرده شود ولی مسئولان وقت دولت، در اقدامی ناگهانی آن پیراهن را به احمدی‌نژاد دادند و با فراخواندن عکاس‌ها برای ثبت اهدای آن پیراهن، ماجرا را طوری جلوه دادند که گویی پیراهن مارادونا برای احمدی‌نژاد فرستاده شده است.

کمی بعد از آن هم احمدی‌نژاد با انتشار پیامی خطاب به مارادونا از «لطف» او به خودش حرف زد و آرزوی موفقیت کرد. از این زمان به بعد، شایعات سیاسی درباره مارادونا و ایران جایش را به شایعات ورزشی دادند و خبر رسید که دیگو مارادونا قرار است سرمربی تیم ملی ایران شود. آن روزها، علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران بود و شایعه شد که مسئولان وقت فدراسیون فوتبال، به دنبال مذاکره با دیگو مارادونا هستند تا او را روی نیمکت تیم ملی بنشانند. البته شایعه هم شد که این موضوع با دستور دولت وقت به فدراسیون فوتبال ابلاغ شده تا آنها دیگو را به تهران بیاورند.

علی کفاشیان، رئیس فدراسیون وقت فوتبال این اخبار را شایعه توصیف کرد و گفت هرگز قرار نیست دیگو مارادونا سرمربی ایران شود. او مذاکره با اطرافیان این مرد آرژانتینی را هم تکذیب کرد و گفت فقط قرار است هماهنگی‌هایی صورت بگیرد تا دیگو مارادونا سفری به ایران داشته باشد و از تهران دیدن کند. با آن که گفته می‌شد احمدی‌نژاد می‌خواهد مارادونا را به‌ عنوان هدیه‌ای از دولتش روی نیمکت تیم ملی بنشاند ولی بعدها حرف‌های کفاشیان به کرسی نشست و خبری از مارادونا برای نشستن روی نیمکت تیم ملی نشد. دیگو حتی سفری هم به تهران نکرد تا آن برنامه شکیل و دهن‌پرکن ناقص بماند.

بیشتر بخوانید:

متهمان پرونده ویلموتس شب‌ها چطور می‌خوابند؟/ تا به حال کسی به تاج نگفته بود پرزیدنت!

ایران با ایجنت دیگو مذاکره کرد!

حالا قریب به ۱۰ سال بعد از آن شایعه، عباس ترابیان، مسئول وقت کمیته بین‌الملل فدراسیون فوتبال و رئیس سابق کمیته توسعه این فدراسیون می‌گوید ایران با ایجنت دیگو مارادونا چندین جلسه داشت. ترابیان به «شرق» می‌گوید: «آن زمان ما چندین گزینه برای سرمربیگری ایران داشتیم که مارادونا هم در بین‌شان بود. او تیمی نداشت و یکی از گزینه‌های فدراسیون بود. با این‌ حال ما کمیته‌ای تشکیل داده بودیم و خیلی جدی همه گزینه‌ها را بررسی می‌کردیم. نمی‌خواستیم ریسک کنیم و در انتخاب سرمربی عجولانه جلو برویم؛ پس با دقت شرایط هر پنج گزینه را زیر ذره‌بین قرار دادیم و نه‌تنها جزئیات کاری‌شان بلکه جزئیات زندگی این پنج گزینه را هم بررسی کردیم. این سختگیری‌ها درباره دیگو مارادونا هم اعمال شد.»

حالا آن‌ طور که عباس ترابیان می‌گوید شایعاتی که آن زمان علی کفاشیان تکذیبش می‌کرد، کاملا درست است و دست‌ کم مارادونا یکی از گزینه‌ها بود.

چرا مارادونا سرمربی ایران نشد؟

پاسخ به این سؤال می‌تواند ابهامات آن زمان را از بین ببرد. چون هم دولت وقت راغب به حضور دیگو در تیم ملی ایران بود، هم مارادونا با فرستادن پالس‌های مثبت علاقه‌اش را برای سرمربیگری ایران نشان داده بود. ترابیان دلایل انتخاب‌نشدن مارادونا را این‌ طور توضیح می‌دهد: «ما چند مشکل برای انتخاب مارادونا داشتیم. اول این بود که او همان زمان هم به‌تازگی از بیماری سختی رهایی پیدا کرده بود و آن‌ طور که شرایطش را جویا شدیم، ممکن بود دوباره مشکلاتی برایش به وجود بیاید. از طرفی ایجنتی که واسطه مذاکره بود، رقم پیشنهادی مارادونا را بسیار بالا عنوان کرد. آن زمان رقم مارادونا بیش از دو میلیون دلار بود؛ حالا دقیقا به خاطر ندارم دومیلیون‌ و صد یا دو میلیون‌ و ۲۰۰ هزار دلار می‌خواست. این پیشنهاد برای ما در آن مقطع که می‌توانستیم با این مبلغ گزینه‌های بهتری بیاوریم، چندان مناسب نبود.»

به همین دلایل پیشنهاد سرمربیگری مارادونا در تیم ملی ایران رد می‌شود. البته آن‌ طور که ترابیان می‌گوید هرگز مذاکره مستقیمی با خود مارادونا صورت نگرفت و در این‌ بین ایجنتی از سوی او مشغول مذاکره با فدراسیون فوتبال بود. بعد از آن ماجرا هم سرنوشت انتخاب سرمربی تیم ملی وارد داستان مهیج‌تری می‌شود. در واقع از آن پنج گزینه سه نفر در فهرست نهایی قرار می‌گیرند و دست آخر، مسئولان وقت فدراسیون فوتبال به این نتیجه می‌رسند که اسون گوران اریکسون را به‌ عنوان سرمربی معرفی کنند. ترابیان در این‌ باره می‌گوید: «تقریبا با اریکسون تمام کردیم. حتی کپی پاسپورت او هم فرستاده شد تا به تهران بیاید ولی در لحظه آخر دوباره حضور اریکسون منتفی شد. البته دلایلش اصلی مالی نبود، چون اریکسون بر خلاف شایعاتی که مطرح شده بود، اصلا پولکی نبود و با فدراسیون ایران خیلی راه آمد. او علاقه زیادی داشت سرمربی ایران شود.»

بعد از منتفی‌شدن حضور اریکسون فدراسیون فوتبال این بار باب مذاکره با کارلوس کی‌روش، سرمربی پرتغالی را باز می‌کند. آنها هفت ماه در خفا با کی‌روش مذاکره کردند و دست آخر هم این مرد پرتغالی سرمربی ایران شد. ترابیان در این زمینه می‌گوید: «ارزشش را داشت. آن همه صبر کردیم و وقت گذاشتیم تا بالاخره کی‌روش سرمربی ایران شد. راستش از مدت‌ها قبل از حضور در ایران با کی‌روش مذاکره کردیم ولی به کفاشیان گفتم کسی نباید از این موضوع بو ببرد، چون استاد خراب‌کردن مذاکره هستیم (می‌خندد). کفاشیان هم بسیار همکاری کرد تا بالاخره حضور کی‌روش قطعی شد. ما کی‌روش را با رقمی بسیار پایین‌تر از رقم پیشنهادی مارادونا با یک‌ میلیون‌ و ۴۰۰ هزار دلار به ایران آوردیم. در این زمینه روسفید شدیم و مردم نتیجه‌اش را با دو صعود پیاپی و بدون درد سر به جام جهانی دیدند. البته کی‌روش بداخلاقی‌هایی هم داشت که آن‌ هم مقصرش خود ما بودیم.»

فشار برای انتخاب مارادونا به‌ عنوان سرمربی ایران؟

درست است که مذاکره مارادونا با فدراسیون فوتبال ایران ناتمام ماند ولی به نظر می‌رسد علاقه دولت محمود احمدی‌نژاد به آوردن او چیزی نبود که به‌راحتی فدراسیون با آن کنار بیاید. ترابیان در این‌ باره می‌گوید: «واقعیت این است که زمان انتخاب سرمربی تیم ملی همیشه فشار وجود دارد. از طرفی خود مارادونا هم با توجه به گرایش‌های سیاسی‌اش در آن زمان ابراز علاقه کرده بود که بیاید و سرمربی تیم ملی شود. به غیر از این مورد، فشار زیادی بر فدراسیون بود که سرمربی فرانسوی‌ای را که در تیم ملی ژاپن کار کرده بود، هم روی نیمکت بنشانیم ولی به‌ هر حال همان‌ طور که گفتم ما همه چیز را با دقت زیر نظر می‌گرفتیم و به دنبال انتخاب سرمربی‌ای بودیم که فارغ از گرایش‌های سیاسی بتواند به فوتبال ایران کمک کند.»

منبع: روزنامه شرق

چرا مارادونا روی نیمکت ایران ننشست؟

منبع خبر

چرا مارادونا روی نیمکت ایران ننشست؟ بیشتر بخوانید »

تعریف یک رسانه اسپانیایی از اسطوره ایران؛ دایی بازیکنی که انقلاب فوتبالی ایجاد کرد

تعریف یک رسانه اسپانیایی از اسطوره ایران؛ دایی بازیکنی که انقلاب فوتبالی ایجاد کرد



به گزارش مشرق‌، سایت futbolsapiens در گزارشی از علی دایی، بازیکن بزرگ فوتبال ایران پرداخت و نوشت: دایی، چهره‌ای است که مدرک دانشگاهی دارد و در دهه ۹۰ که معمول نبود بازیکنی از خاورمیانه به یک لیگ ممتاز اروپایی برد، او از طریق بازی در لیگ قطر به بوندس لیگا آلمان رسید و بازی در آرمینیا بیله فلد را تجربه کرد.

در ادامه این گزارش از دایی به عنوان مسلمانی معتقد نام برده شد و این که تقریبا به همه تیم های آسیایی گل زده است.

این سایت اسپانیایی از دایی به عنوان مهاجمی یاد کرد که هرگز در جام جهانی نتوانست گلزنی کند.

البته به آمار ۱۱۱ گل زده وی برای تیم ملی و این که آقای گل جهان است، نیز اشاره شد.

همچنین این رسانه از دایی نقل قول هم کرد که از شکستن رکوردش توسط بازیکنی مثل کریستیانو رونالدو ناراحت نمی شود.

اما در کنارش از وی به عنوان اولین فوتبالیست آسیایی که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کرد، نام برد و نوشت:

در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۹۸ در مصاف بایرن و منچستریونایتد که ۲ بر ۲ مساوی شد،‌دایی در دقیقه ۶۳ به جای کاستر یانکر به میدان آمد. آنگونه که یوفا گزارش کرد وی اولین بازیکن آسیایی بوده که در لیگ قهرمانان امکان حضور پیدا کرد.

منبع: فارس

تعریف یک رسانه اسپانیایی از اسطوره ایران؛ دایی بازیکنی که انقلاب فوتبالی ایجاد کرد

منبع خبر

تعریف یک رسانه اسپانیایی از اسطوره ایران؛ دایی بازیکنی که انقلاب فوتبالی ایجاد کرد بیشتر بخوانید »

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم


میثم رحمانی- به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، وحید هاشمیان بعد از سالها دوری از فوتبال ایران در شرایطی در کادرفنی تیم ملی حضور پیدا کرد که نیمکت تیم ملی با مارک ویلموتس روزهای خوشی را تجربه نکرد و لاجرم او که دانش آموخته فوتبال آلمان هم هست نتوانست عرض اندام کند. با این وجود وی در این گفت و گو مدعی است از شرایط آن زمان راضی نبود و شاید اگر مرد بلژیکی در فوتبال ما می ماند وی حتی مجیور می شد از تیم ملی جدا شود اما یک اتفاق این مربی را که معتقد است همیشه باید آموخت در تیم ملی ماندگار کرد. اکنون با حضور دراگان اسکوچیچ و تفاوت روش او با سرمربی سابق تیم ملی فرصت برای هاشمیان بیش از قبل است تا بتواند اندوخته های فوتبالی خود را در اختیار بازیکنان تیم ملی قرار دهد. 

مهاجم سالهای قبل تیم ملیبه همین بهانه ساعاتی را میهمان خبرگزاری فارس بود تا مورد دغدغه هایش برای فوتبال کشورمان و همچنین شرایط کنونی تیم ملی صحبت کند. چکیده ای از صحبت های وی را در زیر می خوانید:

* اردوی ترکیه باعث شد جو قبلی تیم ملی فراموش شود

* پوست اندازی جزو قوانین فوتبال است، ما هم جای مان را به جوان ها دادیم

* نظر اسکوچیچ این است که هنوز بازیکنی صد در صد خط نخورده است

* زمان ویلموتس می خواستم از تیم ملی جدا شوم، او می ماند، من قطع همکاری می کردم

* تیم ملی همیشه بعد از مربیانی که طولانی کار کردند دچار مشکل شد

*اگر ویلموتس بیشتر در تهران بود اتفاقات بهتری رقم می خورد

* در بازی با بحرین و عراق مستحق باخت نبودیم

* یک عده که کارنامه آنها مشخص است مغرضانه از تیم ملی انتقاد می کردند

* مردم، رسانه ها، فدراسیون و … کمک کنند به جام جهانی می رویم

* سال 2005 گفتم باید از خارج مدیر بیاوریم

* فوتبال ایران آینده تاریکی دارد

* مورینیو  از حاشیه ای که درست می کند برای تیمش بهترین استفاده را می برد

* اگر به جای 25 سال فوتبال قرار بود درس بخوانم پروفسور می شدم

* دوری من از فوتبال ایران با برنامه بود

* عکس با گواردیولا از طرف من نبود و یک خبرنگار آن تصویر را ثبت کرد

* نوع فعالیت هر فرد در فضای مجازی به اندازه فکر و دانش او است

* در ایران فقط برای پیشکسوتان مراسم می گیرند و به آنها قاب می دهند

* کارمند کسی نیستم و دلیل کم مصاحبه کردنم محافظه کاری نیست

متن کامل مصاحبه هاشمیان با خبرگزاری فارس را بخوانید:

فارس: در ابتدای مصاحبه می خواهیم در مورد شرایطی که کرونا بر کشور ما حکمفرما کرده صحبت کنید.

امیدوارم مردم ما با صبر و حوصله و مراقبت این شرایط سخت را پشت سر بگذاریم. دنیا با اتفاقی مواجه شده که تجربه آن وجود نداشته است. ما ابتدا باید این شرایط را تجربه کنیم و سپس برای آن راه حل پیدا کنیم. قطعا این وضعیت روی افرادی که سن بالایی دارند تاثیر منفی گذاشته چون آنها نمی توانند از منزل خارج شوند و همین موضوع کار را سخت کرده است.

خیلی کارها به خاطر کرونا رونق خود را از دست داده ولی همه باید با هم باشیم، به هم روحیه بدهیم، دستورات پزشکی و بهداشتی را رعایت کنیم. مراقبت اصولی می تواند این بیماری را به حداقل برساند. امیدوارم نه فقط در ایران، بلکه در تمام دنیا این مریضی ریشه کن شود. خیلی از پرستاران جان خود را در این راه گذاشته اند که جا دارد از آنها تشکر کنم.

فارس: وضعیت تیم ملی فوتبال ایران در این شرایط چگونه است؟

با توجه به اینکه آخرین دیدار رسمی تیم ملی مقابل عراق بود و 11 ماه از آن زمان می گذشت تیم ملی هیچ اردویی نداشت و ما هر بار می خواستیم اردو بگذاریم به خاطر کرونا برنامه ها عقب می افتاد. همین الان هم برنامه ریزی دقیق، خیلی سخت شده است. با توجه به شیوع کرونا خیلی از تیم های ملی دیدارهای دوستانه برگزار نمی کنند چون باید سفرهایی انجام شود و احتمال انتقال بیماری وجود دارد، البته ما یک اردوی موفقیت آمیز را در ازبکستان و ترکیه پشت سر گذاشتیم از این نظر که هیچکدام از بازیکنان ما خوشبختانه به این ویروس مبتلا نشدند.

از زمانی که اسکوچیچ سرمربی تیم ملی شده او هیچ فرصتی نداشت که تفکر خود را به بازیکنان منتقل کند و این اردو باعث شد که بازیکنان طرز فکر سرمربی جدید تیم ملی را بدانند. 2 روز قبل از بازی با ازبکستان بود که تیم جمع شد و مقابل این تیم بازی خوبی هم انجام دادیم. در این دیدار 2 سیستم مختلف را اجرا کردیم و بازی بسیار مفیدی برای شناخت از بازیکنان انجام شد، البته به گفته سرمربی تیم ملی این لیست نهایی نیست و امکان دارد نفرات دیگری هم به اردو دعوت شوند.

چه بسا افراد دیگری هم دعوت شده بودند ولی به دلیل مصدومیت نتوانستند تیم را همراهی کنند. بعد از این بازی راهی ترکیه شدیم که جا دارد از مسئولان فدراسیون نیز تشکر کنم که در این شرایط کرونایی و البته بد اقتصادی حاکم بر کشور، چنین اردوهایی را فراهم کردند.از بیرون نشستن و انتقاد کردن کار راحتی نیست ولی وقتی داخل می آیید متوجه می شوید هماهنگی چنین برنامه هایی واقعا سخت است. انصافا در این اردو بازیکنان با دل و جان تمرین کردند. 

ما از 2 ماه پیش بازی های لیگ و بازی های لژیونرها را تماشا کردیم و در نهایت به این نفرات رسیدیم. البته یک دیدار دیگر با مالی داشتیم که در لحظه آخر برگزار نشد. این تیم بسیار خوب بود و می توانست محک جدی برای ما باشد، چند فیلم از این تیم دیدیم که اتفاقا در یک دیدار دوستانه سه بر صفر غنا را شکست داده بود.دوست داشتیم بازی برگزار شود اما یکسری مسائل دیگر دست ما نیست و در نهایت بازی برگزار نشد. باید به این موضوع اشاره کنم که فوتبال فقط بازی و تمرین نیست. یک عواملی نیاز است که در کنار هم قرار بگیرد تا اتحاد و همدلی به وجود بیاید. خوشبختانه در این اردو بازیکنان دور هم جمع شدند و همین موضوع سبب شد تا جو قبلی که به وجود آمده بود به فراموشی سپرده شود.من در مجموع این اردو را صد در صد مثبت ارزیابی می کنم.

فارس: بعد از اعلام لیست جدید تیم ملی و عدم دعوت از نفراتی مثل دژاگه و شجاعی و … این بحث مطرح شد که اسکوچیچ تصمیم به پوست اندازی در تیم ملی دارد. آیا واقعا قرار است تیم ملی جوانتر از قبل شود یا اینکه نفراتی که به این اردو دعوت نشدند باز هم شانس دارند؟

من چند ماه است که با آقای اسکوچیچ کار می کنم. از صبح به پک می رویم و ساعتهای زیادی را با هم  می گذرانیم. به تفکرات هم آشنا شده ایم ولی یادتان باشد هر چیزی سلسله مراتب خاص خودش را دارد.من هیچ زمان به عنوان کمک مربی( نه که اختیار نداشته باشم) اما به جای سرمربی تصمیم نمی گیرم چون او تعیین کننده است. هانسه فیلیک را هیچکس نمی شناخت،او سالها کمک یواخیم لو بود اما آیا از وی مصاحبه می دیدید؟ او وظایف خود را به نحو احسن انجام می داد و الان هم می بینید یک مربی خوب برای بایرن مونیخ شده است. الان هم نمی توانم در مورد طرز فکر آقای اسکوچیچ حرف بزنم و بهتر شما از خود او این سوال را بپرسید.

در مورد پوست اندازی هم باید بگویم این جزو قوانین فوتبال است.زمانی که ما هم بازی می کردیم و جوان بودیم  یکسری از پیشکسوتان رفتند و بعدها هم که ما به اواخر فوتبالمان نزدیک شدیم حس کردیم باید جا را به جوانترها بدهیم چون انگیزه بیشتری دارند و می توانند سالها بازی کنند. همه اینهایی که گفتم باعث نمی شود زحمات کسانی که سالها برای تیم ملی زحمت کشیدند را فراموش کنیم.

این اتفاق برای خود من، مهدوی کیا، خداداد عزیزی و … افتاده رفتن های ما در سکوت کامل خبری و بدون تقدیر انجام شد. تمام کسانی که برای تیم ملی زحمت کشیدند باید مورد تقدیر قرار بگیرند اما همانطور که گفتم آقای اسکوچیچ مدعی است هیچکس به طور کامل خط نخورده است.این کار یک نقطه شروعی برای دعوت کردن یکسری جوان به تیم ملی بود که آنها هم خودشان را نشان بدهند. من فکر می کنم هنوز خیلی ها می توانند در تیم ملی حضور داشته باشند که این موضوع به نظر سرمربی تیم ملی و بعد از آن اعضای کادر فنی دارد.

فارس: زمانی که اسکوچیچ هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت انتقادهایی از این مربی شد ولی با گذشت زمان این انتقادات فروکش کرد. کار کردن با این مربی را چطور می بینید؟

همیشه تغییر و تحول در کل فوتبال دنیا به خصوص تیم های ملی موافقان و مخالفنی دارد.یک سال کلینزمن سرمربی تیم ملی آلمان شده بودو اگر خاطرتان باشد آن زمان وی تجربه باشگاهی و ملی نداشت و مخالفت های زیادی با انتخاب وی شد اما تلاش و زحماتی که او انجام داد و البته نتایجی که گرفت باعث شد یک تیم ملی برای آینده آلمان ساخته شود. همیشه موافق و مخالف وجود دارد. انتقادات مثبت را باید استفاده و البته نباید به انتقادات مغرضانه توجه کرد. وقتی ویلموتس مربی تیم ملی شد فدراسیون یکسری افراد را به این مربی معرفی کرد که سرمربی وقت تیم ملی بعد از بررسی سوابق روی من نظر مثبت داشت.من ویلموتس را نمی شناختم و فقط از زمانی که در شالکه بازی می کرد کمی از او شناخت داشتم.

بعد از حضور اسکوچیچ، طبیعتا حق انتخاب با این مربی بود و اینگونه نبود که چون قرارداد داشتم حتما در کادر فنی تیم ملی بمانم.یک شرایطی هم به وجود آمد که در چندین مقطع به فدراسیون اعلام کردم اگر شخصی پیدا شد من موافق هستم که از تیم ملی ایران جدا شوم. آن زمان شرایطی وجود داشت که من نباید برای تیم ملی حاشیه درست می کردم( منظورم زمان ویلموتس است). بعد از حضور اسکوچیچ صحبت هایی انجام دادیم اما کرونا آمد و بازی ها همه لغو شد. حتی لیگ تعطیل شد و ما و آقای اسکوچیچ از ایران رفتیم.دوباره وقتی شرایط مهیا شد با هم نشستی را برگزار کردیم.

این جمله ای که می گویم شعار نیست،کار در تیم ملی یک افتخار است، دوست دارم در حد توانم به تیم ملی کشورم کمک کنم.امیدوارم در جایی که هستم بتوانم مثمر ثمر باشم و نقش کوچکی در آینده تیم ملی کشورم باشم.

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

فارس: شما نزدیکترین فرد به ویلموتس بودید و در لابه لای صحبت هایتان اشاره کردید که در آن زمان مشکلاتی وجود داشت.حالا که این مربی از ایران رفته کمی در خصوص اتفاقاتی که رخ داد و منجر به 2 شکست تیم ملی مقابل بحرین و عراق شد صحبت کنید…

بهتر است کمی به عقب برگردیم. در زمان های گذشته هر وقت یک مربی چندین سال در تیم ملی حضور داشته بعد از جدایی او تیم ملی تا چند وقت مشکل پیدا کرده است.مثلا زمانی که برانکو در تیم ملی حضور داشت، نتایج خوبی کسب شد، تیم ملی چند سال راحت به جام جهانی رفت  ولی بعد از جدایی او تیم ملی چندین مربی را تجربه کرد. دوباره بعد از برانکو کی روش آمد و اگر یادتان باشد در دوره اول صعود ایران به جام جهانی خیلی سخت بود، ولی مسئولان این شانس را دادند و او با توجه به اینکه مربی نکته سنجی بود، تجربه بین المللی داشت و مدیر خوبی بود توانست تیم ملی را راهی جام جهانی کند.

درست است که حضور کی روش حواشی داشت و درگیری های بین او و برخی مدیران و مربیان داخلی به وجود آمد اما در مجموع اگر حساب کنیم تیم ملی در این 8 سال آرامش خاصی داشت، حداقل در داخلِ تیم ملی این اتفاق رخ داد.اگر یادتان باشد تیم ملی نتایج خوبی در جام جهانی گرفت اما باز هم انتقاداتی می شد، یک عده می گفتند تیم ملی دفاعی بازی می کند  و یک عده می گفتند این سبک بازی خوب نیست، به همین خاطر این مسائل را مطرح کردم چون  مربیانی که طولانی در تیم ملی حضور داشتند بعد از جدایی شان، تیم ملی دچار مشکلاتی شد.

زمانی که من ویلموتس را دیدم در تهران و در مراسم معارفه بود و بعد از آن کار را شروع کردیم. صادقانه بگویم من و آقای اسکوچیچ خیلی زمان می گذاریم و از ساعت 9:45 صبح با هم هستیم و اگر مثلا یک بازی در ورزشگاه آزادی برگزار شود تا ساعات پایانی شب کنار هم هستیم اما در زمان ویلموتس این اتفاق رخ نداد. شما می گویید من نزدیک ترین فرد به ویلموتس بودم، همینجا بگویم من آدمی نیستم که چون این مربی از ایران رفته پشت سر او حرف بزنم.اولا تهمت زدن کار درستی نیست، دوما صحبت کردن بحث قانونی هم دارد.ویلموتس در خارج زندگی می کند و من هم قسمتی از زندگی ام در خارج از ایران است. به همین دلیل اگر بخواهم حرفی هم بزنم که سند و مدرکی نداشته باشم هم از نظر حقوقی و هم از نظر اخلاقی درست نیست.

آشنایی من با ویلموتس در تهران صورت گرفت و همان 2-3 ساعتی که در پک حضور داشتیم یکدیگر را می دیدیم چون او بعد به هتل می رفت. او بیشتر بازیکنان ایران را در جام جهانی و جام ملت های آسیا دیده بود و روی این نفرات زوم بود. خود من اکثر بازی های ایران را از نزدیک تماشا می کردم و همان زمان هم به ایشان گفتم که تیم ملی نیاز به پوست اندازی دارد. یکسری جوان هم به ویلموتس معرفی کردم مثل محبی و نورافکن که این نفرات کم کم اضافه شدند.شاید اگر حضور ویلموتس در تهران بیشتر می شد اتفاقات بهتری می افتاد.

یکی از مسائلی که نیروی این مربی را گرفت و حتی به تیم هم منتقل شد مباحث مالی بود.من اصلا اطلاعی در مورد نوع و مبلغ قرارداد او ندارم اما وقتی مطالبات وی پرداخت نمی شد دلخوری هایی به وجود آمد.همین موضوع به تیم مل هم منتقل می شد و نتیجه آن هم این شد که قبل از بازی با عراق با وجود اینکه 8 روز وقت داشتیم این مربی دیر به تهران آمد و چون پول او دیر واریز شده بود 3-4 روز تمرین را از دست دادیم.ضمنا جو خوبی که باید به وجود می آمد به خاطر این مشکلات ایجاد نشد.

در کل شرایط در آن زمان خیلی خوب نبود و کارها به خوبی انجام نمی شد.البته این ها را گفتم اما یکبار هم باید این مربی صحبت هایش را انجام بدهد تا یکطرفه به قاضی نرویم. او الان رفته و هیچ چیزی هم نمی گوید. این بی اخلاقی است که صحبت ها یکطرفه باشد اما اگر ویلموتس در تیم ملی می ماند من با او ادامه همکاری نمی دادم.همیشه یاد گرفته ام برای کارم زحمت بکشم و وقت بگذارم و این یک مقدار با فلسفه کاری من تفاوت داشت.

قطعا فدراسیون هم این مشکلات را دیده بود و شاید اگر آن اتفاقات رخ نمی داد بعد از بازی چهارم فدراسیون تصمیم دیگری اتخاذ می کرد.الان که من این صحبت ها را می کنم، مشکلات حل شده، جواب سوالات بیرون آمده و راحت می شود در موردش حرف زد اما در آن زمان اصلا نمی شد بحثی را باز کرد.

فارس: سال گذشته شما مصاحبه ای را انجام دادید و از یکسری از پیشکسوتان دلخور بودید. چرا این اتفاق رخ داد و دلیل آن مصاحبه شما چه بود؟

وقتی مسئولیتی قبول می کنید صد در صد نقاط مثبت و منفی در آن وجود دارد. اگر از شما انتقادی شود که درست باشد باید از آن استفاده کرد ولی اگر چیزی مغرضانه باشد نمی توانم از آن بگذرم. با پیشکسوتان زیادی مثل آقایان فرکی، قاسمپور، مجید جلالی و …. در ارتباط هستم و خیلی مواقع به آنها زنگ زدم و از آنها مشاوره گرفتم، حتی برای تیم ملی سوال کردم که برای کمک چه کارهایی باید انجام بدهم ولی اینکه شما بخواهید با جهت بندی انتقاد کنید طبعا این موضوع واکنش خواهد داشت.

همیشه می گویم احترام مهم است،اینکه می گویند به بزرگتر احترام بگذارید اشتباه است چون به کوچکتر هم باید  احترام گذاشت.یک مرزهایی وجود دارد و اگر با غرض ورزی این مرزها زیر پا گذاشته شود باید از خودم دفاع کنم.به خاطر شرایط تیم ملی چند نفری مغرضانه انتقاد کردند که کارنامه آنها هم مشخص است، من سکوت کرده بودم اما به آنها گفتم احترام بگذارید. انتقاد جزوی از فوتبال است و شما نمی توانید کاری کنید همه از شما تعریف کنند ولی انتقاد باید آموزنده باشد.اگر قرار است این انتقاد جنبه تخریب کردن دیگران داشته باشد و از طرف دیگر با این شیوه انتقاد خودت را بزرگ کنی، این بدترین نوع انتقاد است. به نظرم اگر انتقاد اصولی باشد همه استقبال می کنند. از خوبی های انتقاد باید درس گرفت و حتی نباید جواب بدی ها را هم داد اما اگر از مرز خارج شود باید جواب داد.

فارس: آیا بعد از آن صحبت ها با آن عده افراد مد نظرتان صحبت نکردید؟

نه هیچ صحبتی نکردم.

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

فارس: الان که آن حواشی تقریبا درون تیم شما به پایان رسیده و سرمربی جدید مشغول فعالیت شده برنامه شما برای انتقال روحیه به بازیکنانی که 4 بازی مهم در پیش دارند چیست؟

من قصد دفاع کردن از بازی ایران مقابل بحرین و عراق که در آن زمان انجام شد را ندارم اما اگر مسابقه ها را دوباره تماشا کنید می بینید که ما دیدار با بحرین را بر سر یک پنالتی باختیم. نمی گویم در آن دیدار اشکال فنی نداشتیم اما اگر از فرصت های قبل از پنالتی استفاده می کردیم تیم ما حتی برنده می شد. در بازی با عراق هم وقتی گل اول را خوردیم تیم خیلی خوب فشار آورد و حتی گل مساوی را زدیم تا زمانی که اخراج پیش آمد. اخراج و کارت قرمز هم جزوی از فوتبال است ولی در دقیقه 92 گلی خوردیم که جبران آن سخت بود. در بدترین حالت ما باید از آن 2 دیدار 2 مساوی می گرفتیم اما اصلا نباید به گذشته فکر کنیم.فوتبال ایران نه، بلکه کل مردم ما در شرایط سخت کارهای غیر عادی می کنند و علاوه بر آن فراموش نکنید ما بازیکنان با کیفیتی داریم.

اگر مرور کنید که چگونه به جام جهانی 98 رفتیم به حرف من می رسید. تیم ما در آن شرایط سخت به پلی آف رسید، به ژاپن باختیم و به استرالیا رسیدیم و در بازی که همه نا امید شده بودند بزرگترین کار صورت گرفت. در مقدماتی 2006 در دور مقدماتی در آستانه حذف بودیم و 2 بازی خارج از خانه داشتیم، یک بازی در اردن که حتی پادشاه اردن برای تماشای آن بازی به ورزشگاه آمده بود و آنها همه چیز را مهیا کرده بودند تا ما را شکست بدهند ولی ما 2 بر صفر حریف را شکست دادیم. در قطر هم در دقیقه 90 گل زدیم و 3 بر 2 بازی را بردیم آن هم در شرایطی که گل به خودی زده بودیم و از نظر روحی وضعیت خوب نبود. در زمان کی روش در سال 2014 هم این کار را انجام دادیم. 

این اردویی که الان پشت سر گذاشتیم برای ما خیلی مفید بود. اگر صد در صد تمرکز کنیم و فدراسیون هم حمایت لازم را از ما انجام بدهد و مردم  و رسانه ها از ما حمایت کنند می توانیم به جام جهانی برویم.در این مقطع باید دست به دست هم بدهیم که مردم را خوشحال کنیم.خوشحالی که فوتبال می تواند به مردم هدیه بدهد شاید با خیلی کارها انجام نشود. رفتن فوتبال ایران به جام جهانی یک بعد تبلیغاتی بزرگ از نظر سیاسی، اقتصادی، ورزشی و … است.ما باید خودمان به خودمان کمک کنیم. اگر کسی در این شرایط به تیم ملی ضربه بزند فکر نمی کنم ایرانی باشد. حتی اگر من امروز مربی تیم ملی هم نبودم این کار را می کردم.

زمان کی روش شاید یک یا دو بار او را دیدم اما با وجود اینکه حواشی زیادی برای تیم ملی به وجود آمده بود، حمایت کردم.این دلیل نمی شود وقتی در تیم ملی نیستیم حمایت نکنیم و وقتی در تیم ملی بودیم بگوییم از ما حمایت کنید. امیدوارم یک جو خوب و ملی به وجود بیاید و ما بتوانیم این مقطع را هم به خوبی پشت سر بگذاریم.

فارس: خود وحید هاشمیان چقدر به صعود این تیم ملی امیدوار است؟

زمانی که فوتبال بازی می کردم بازیکن بزرگ و کاملی نبودم اما یکی از ویژگی های من جنگندگی بود آن هم تا دقیقه آخر بازی.گلهای ملی من اکثرا در دقایق پایانی صورت گرفته است. در بازی با کره جنوبی در دقیقه 91 و در بازی با قطر در دقیقه آخر گل زدم. من هیچ زمان نا امید نمی شوم. یک ورزشکار حرفه ای نباید ناامید باشد، این ویژگی در من و تیم ملی ایران وجود دارد فقط باید باور داشته باشیم که تیم ملی ما از همه تیم ها بهتر است و فقط شرایط حاشیه ای اجازه نداد که نتیجه بگیریم.من به صعود تیم ملی خوشبین هستم و برای این اتفاق همه تلاش می کنیم و امیدوارم تا آخرین ثانیه که داور سوت یک بازی را می زند برای پیروزی ایران بجنگیم. چه بیرون از تیم و چه داخل و چه مردم و چه رسانه ها همه باید در این راستا کمک کنند.

فارس: برای آبان ماه چه برنامه ای دارید؟

فعلا مذاکراتی با برخی تیم ها صورت گرفته و فدراسیون تلاشش را انجام داده اما چیزی قطعی نیست. مثلا غنا ماه آینده در فیفا دی با سودان رفت و برگشت دیدار دوستانه خواهد داشت ولی تا هفته پیش که ما در ترکیه با هم بودیم آنها نمی دانستند بازی با سودان برگزار می شود یا نه.چون ما تا فروردین دیگر فیفا دی نداریم باید از این فرصتی که در پیش داریم نهایت استفاده را ببریم. لازم است در اینجا یک توضیح هم بدهم. برخی می گویند چرا کم اردو می گذارید. طبیعتا یکسری قوانین به اسم روزهای فیفادی وجود دارد. اگر تیم ملی بخواهد اردویی بگذارد تیم هایی که بازیکنان ملی پوش را در اختیار دارند نمی توانند بازیکنان را در اختیار تیم ملی قرار بدهند.

بازی های ملی هم در آن زمان انجام نمی شود مگر اینکه با بازیکنان داخلی اردو تشکیل بدهیم که در آن صورت لیگ را باید تعطیل کنیم. برخی ها فکر می کنند چون کم اردو می گذاریم به خاطر برنامه ریزی خودمان است اما بازی های ملی قوانینی دارد که باید مطابق آن پیش برویم.

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

فارس: یکسری بازیکن جوان مثل قائدی به تیم ملی دعوت شدند. شما به عنوان ستاره سابق تیم ملی و مربی فعلی چقدر می توانید به این جوان ها  کمک کنید که از آنها یک ستاره برای تیم ما متولد شود؟

دنیا در حال تغییر است. شما نمی توانید بگویید فقط بازیکنان فوتبال امروز در فضای مجازی حضور دارند چون کل جامعه در این شرایط قرار دارند.در کل دنیا این تغییر نسل صورت گرفته است. بازیکنی که 20 سال پیش بازی می کرده شرایط خاص خودش را دارد. نظر من این است که در تیم ملی می شود تاثیر گذاشت اما بازیکن مدت زمان کمی در تیم ملی حضور دارد و بیشتر وقتش در باشگاه است. باشگاه باید بازیکنانش را با مکتب و فلسفه ای که دارد شکل بدهد. باشگاه باید برای خودش تعیین کند که بازیکنانش چگونه رفتار کنند و مردم آنها را چگونه ببینند.

مثلا با پیشکسوتان که صحبت می کنم می گویند شاهینی ها مکتب اخلاق بودند، اگر قرار بود بازیکنی از پایه ها به بزرگسالان برود باید با خودش کارنامه می برد تا تیم بزرگسالان او را جذب می کرد. پاسی ها می گفتند باید منظم باشیم و دیسیپلین داشته باشیم. چه در بیرون از زمین و چه در داخل زمین. باشگاه های ما باید بگویند چه فلسفه ای دارند. بازیکن در طول سال شاید 50-60 روز در اختیار تیم ملی باشد آن هم به صورت پراکنده اما در باشگاه شاید 340 روز حضور داشته باشد.

مطبوعات هم خیلی تاثیر دارند. وقتی مطبوعاتی ها به بازیکن می گویند شما نباید فلان کار را انجام بدهید نمی توانید انتظار داشته باشید که خود مطبوعات حاشیه داشته باشد. به نظرم در چند سال اخیر فوتبال ایران دچار آشفتگی شده است. این آشفتگی انتقاد از شخص خاصی نیست بلکه از نوع مدیریت ما است. وقتی مدیران ما مقطعی و غیر تخصصی هستند و روی رابطه به ورزش می آیند همین می شود. سال 2005 بود که مصاحبه ای کردم و گفتم که باید از خارج از کشور مدیر وارد کنیم و یا بسازیم. حتما این مصاحبه را پیدا می کنم در اختیار خبرگزاری ها می گذارم.

چند وقت پیش بودم که یکی از مدیران شهرداری تهران همین جمله را به زبان آورد ولی من این موضوع را سال 2005 گفتم. وقتی یک مدرسه نه مدیر و نه معلم خوب دارد چگونه ممکن است شاگردان آن مدرسه ممتاز شوند؟ فوتبال ما هم همین است. فوتبالی که الان می بینم آینده بد و تاریکی دارد. مگر اینکه از حالا اقدام و مثلا از باشگاه ها شروع کنیم. نباید اجازه بدهیم بازیکنان بزرگ باشگاه ها بروند و دیگر سراغی از آنها گرفته نشود چون آنها سال ها در چشم هستند. بعضی وقتها می شنوم که می گویند چرا فوتبالیست ها تحصیلات عالیه ندارند؟ من از شما سوال می کنم کدام مربی بزرگ دنیا تحصیلات عالیه دارد؟

وقتی یک نفر مثل من 25 سال فوتبال بازی می کند اگر به جای آن درس می خواندم الان پروفسور شده بودم. تخصص شخص را باید در کارش بسنجید. باشگاه های ما باید نخبه هایش را جمع کند. نخبه به این معنی نیست که یک نفر در فضای مجازی سر و صدا کند و باشگاه هم او را جذب کند تا ساکت شود.اول باید ببینیم کدام بازیکن توانایی مدیر شدن را دارد، کدام یک توانایی دارد سرمربی یا مربی شود و بعد همه اینها را باید جذب کنیم و ابتدا به آنها تیم های امید و جوانان را بدهیم و برایشان دوره بگذاریم. 

کشور آلمان در سال 2001 وقتی متوجه شد فوتبالش دیگر نتیجه نمی گیرد سبک خود را عوض کرد. آنها 300 نقطه در آلمان با مربیان خاص قرار دادند که نفرات مد نظر فلسفه فوتبال این کشور را پیدا کنند. در ابتدا آنها استاد ساختند، استادها مربیان را پرورش دادند و اگر دقت کنید از سال 2008 که ماتیاس سامر آمد سیستم آموزش فوتبال این کشور هم تغییر کرد. وقتی از بین 4 مربی 3 نفر به نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا می روند شک نکنید این موضوع اتفاقی نیست.وقتی آلمان قهرمان جهان می شود روی اتفاق نیست.

ما ابتدا باید سیستم ها را روی باشگاه ها پیاده کنیم و فدراسیون باید 20 استاد بسازد و از آنها مربی آموزش بدهد. ما نمی توانیم با سیستم 20 سال پیش آموزش بدهیم و انتظار داشته باشیم تیم های فوتبالمان با سیستم روز بازی کنند.مربیان ما نمی توانند خودشان به کشورهای دیگر بروند و دنبال کلاس بگردند. وظیفه هیچ باشگاهی دادن کلاس آموزشی نیست و شما هیچ باشگاهی را پیدا نمی کنید که بگوید ما کلاش می گذاریم. مگر اینکه شما بخواهید کنار زمین تمرین یک تیم بایستید و تمرینات مربی را نگاه کنید.این فدراسیون ها هستند که باید کلاس های گوناگون برگزار کنند.

من از شما سوال می کنم مگر چقدر مربیان ما می توانند راهی خارج از کشور شوند تا در کلاس ها شرکت کنند؟ سیستم آموزش مربیگری ما باید قوی شود و اگر از همین حالا استارت بزنیم شاید بین 4 تا 8 سال آینده یک پوست اندازی کنیم ولی با این سیستم که جلو می رویم من آینده خیلی بدی را برای فوتبال ایران متصور هستم.

فارس: شما به عنوان بازیکن سابق تیم ملی مدتی از فوتبال ایران دور بودید. حتی در این بین پیشنهاداتی به شما می شد ولی ظاهرا آن ها را رد کردید. آیا پشت این قبول نکردن پیشنهادات برنامه بود یا اینکه دوست نداشتید در هر شرایطی کار کنید؟

فوتبال یک ورزشی است که نمی شود در آن برنامه ریزی کرد. در فوتبال ممکن است با یک برد و یک باخت سرنوشت خیلی ها عوض شود. من زمانی که بازی می کردم و حتی به هامبورگ که رفتم تمرینات مربیانم را می نوشتم. همین الان تمرینات پاگزلدورف را دارم.همان موقع مجلات تمرینی فوتبال را هم مطالعه می کردم. در سال 2008 از هانوفر به بوخوم رفتم و همان زمان مدرک B را دریافت کردم. در سال 2011 که بازیکن پرسپولیس بودم مدرک A اروپا را داشتم. سال 2012 که فوتبالم تمام شد قانونی وجود داشت که می توانستیم مدرک پرولایسنس را بگیریم ولی دوره آن بسیار سخت است.

برای دریافت آن مدرک از آلمان مربی باید یک سال مربیگری کنید آن هم در لیگ 4، 5 یا لیگ 6. آن زمان راهی لیگ 5 آلمان شدم و از آنجا شروع کردم. شما اگر هاسنه فیلیک را هم بررسی کنید او هم از لیگ پنج شروع کرده است. اگر در ایران این حرف را بزنید می گویند فلانی از لیگ 5 کارش را شروع کرده ولی این در آلمان جزو قوانین و اصولی است که شما تازه بتوانید وارد امتحان پرولایسنس شوید. من حدود یک سال و نیم در لیگ 5 مربیگری کردم و در امتحان ورودی که از بین 61 نفر 24 نفر انتخاب می شوند، قبول شدم.بعد از دریافت مدرک پرولایسنس آلمان، 5 هفته کنار تیم بایرن مونیخ حضور داشتم و تمرینات این تیم را تماشا کردم.

بعد از آن وارد آکادمی فوتبال هامبورگ و در تیم زیر 17 سال مشغول به کار شدم. در همان زمان پیشنهاداتی برای من از ایران می آمد، مثلا تیم نفت تهران، ذوب آهن و تیم ملی جوانان پیشنهاداتی را ارائه کردند. چند وقت پیش و بعد از جدایی مارک ویلموتس از تیم ملی هم 2 تیم لیگ به من پیشنهاد دادند ولی هیچ زمان اسم این تیم ها را نمی گویم. آن باشگاه به من احترام گذاشته و پاسخ منفی من به آن تیم ها به خاطر شرایط تیم ملی و تعهد من بوده است. یک زمان هم پیشنهادی برای مربیگری تیم بزرگسالان ارائه شد که فکر کردم و به این جمع بندی رسیدم که این پیشنهاد برای من مفید است و تجربه بین المللی محسوب می شود که آن را قبول کردم.

به هر حال سیستم تیم ملی بزرگسالان مقداری حرفه ای تر است، زمان تمرین، مکان تمرین و اردوها مشخص است ولی در باشگاه ها وضعیت اینگونه نیست.به همین دلایل از فوتبال ایران دور بودم اما این دور بودن به معنی بیکار بودنم نبود. من سابقه بازی بیش از یک دهه در بوندس لیگا را دارم و در این مدت تجربیات زیادی کسب کردم. اگر دور بودن من از فوتبال ایران طول کشید این خلا به خاطر برنامه ریزی های خودم بود و منتظر یک فرصت بودم.

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

فارس: صحبت از حضور در تمرینات بایرن شد. عکسی از شما در کنار گواردیولا چند سال پیش منتشر شده و خیلی دوست داریم بدانیم چه دیالوگی بین شما برقرار شد و چه نکاتی را از وی یاد گرفتید؟

یکی از بخش های دوره پرولایسنس این است که شما باید 5 تا 6 هفته در کنار یک تیم حرفه ای حضور داشته باشید. یا شما خودتان روی ارتباطی که دارید تیمتان را پیدا می کنید یا اینکه فدراسیون آلمان در این زمینه به شما کمک می کند.به همین دلیل خیلی ها بودند که زیاد شناخته شده نبودند و فدراسیون آلمان هم به آنها کمک می کرد. در آن زمان اجازه دیدن تمرینات تیم بایرن برای افراد ممنوع بود و الان هم همین شرایط وجود دارد. اگر هم قرار باشد کسی تمرین این تیم را ببیند فقط یک جلسه آن هم روز بعد از مسابقات است.من با هرمن گرلند که هنوز هم کمک مربی این تیم است و اتفاقا ریشه بوخومی دارد و در این تیم هم مربیگری کرده است تماس گرفتم و درخواستم را گفتم.

او با سامر صحبت کرد و خوشبختانه این اجازه به من داده شد که تمرین بایرن را از نزدیک ببینم. البته اجازه حضور در رختکن را نداشتم چون یکسری مسائل در حیطه باشگاه بایرن بود که این اجازه را به من نمی داد. شاید اگر به تیم بوخوم می رفتم قضیه فرق می کرد ولی در بایرن اجازه هر کاری داده نمی شد.در این 5 هفته باید تمرینات را می دیدم و یادداشت برداری می کردم و باید همه چیز را مثل یک کتابچه تحویل فدراسیون آلمان می دادم.این موضوع هم علاقه من بود و هم وظیفه ام. به این خاطر دوره خوبی را پشت سر گذاشتم. 

البته بایرن تنها تیمی نبود که تمریناتش را دیدم، سال گذشته در همین روزها بود که در تمرینات لیدز یونایتد شرکت کردم، خیلی ها گفتند چرا در تمرینات آرسنال یا منچستر شرکت نکردی، ولی من می خواستم تمرینات مارچلو بیلسا را که یکی از بهترین مریبان دنیا است را ببینم. 5 روز تمرینات این تیم را هم از نزدیک دیدم ولی فکر من این است که یادگیری هیچوقت پایان ندارد. عکسی را هم که شما با گواردیولا می بینید از طرف من گرفته نشده است. این عکس را یکی از خبرنگاران شهر مونیخ برای مجله گرفته بود و من هم به صورت اتفاقی دیدم که عکسم در آنجا منتشر شده است.

غیر از آن هم 2-3 عکس دیگر در آن مجله منتشر شد ولی من در هیچ تمرینی نرفتم که عکس بگیرم و از این موضوع استفاده کنم. کار باید برای یادگیری باشد، اینکه شما در تمرین 20 تیم حاضر شوی و با مربیان آن عکس بگیری به دانش اضافه نمی کند.

فارس:در لا به لای صحبت هایتان به فضای مجازی اشاره کردید. برداشت شما از فضای مجازی فعلی که در بین فوتبالیست ها نقش پررنگی دارد چیست؟

جواب این سوال شما خیلی سخت است.من با دید سال 1355 که متولد شدم صحبت می کنم. کسی که در سال 72 متولد شده دید خودش را دارد. نمی توانیم بگوییم قدیم ها سرعت فوتبال کند بود چون آن زمان فوتبال این همه پیشرفت نداشت. شاید در آینده هم در مورد ما این مسائل را بگویند. شاید من 5 سال پیش می گفتم وارد فضای مجازی نمی شوم ولی الان فضای مجازی مخاطبان خاص خودش را دارد البته به شرطی که از آن خوب استفاده شود.به نظرم هر فرد نسبت به دانش و فکر خودش در فضای مجازی حضور پیدا می کند. من نمی توانم بگویم فلانی خوب است یا فلانی بد. این به دیدگاه افراد بستگی دارد.

فارس: سوال را به شکل دیگری می پرسم، در آلمان که زندگی می کنید فضای مجازی به همین شکلی است که در ایران می بینید؟

در آنجا قرارداد بازیکنان حرفه است و بخشی از زندگی شخصی شما مربوط به باشگاه می شود. هر رفتاری که از بازیکن سر بزند و به باشگاه و تیم آسیب رسانده باشد باشگاه را وارد عمل می کند. خط قرمز ها در آنجا کاملا روشن شده است. آیا شما تا به حال از آلمان حاشیه خاصی در فضای مجازی دیده اید؟

فارس: خیر. حداقل بازیکن یا مربی کمتر وقتشان را برای اینگونه مسائل آن هم به شکل جدی می گذارند…

این در قوانین و قرارداد آنها نوشته شده است. در کل جامعه آنها هم شرایط همین است. 

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

فارس: آیا در آلمان یک مدیرعامل یا فرد مسئول در فضای مجازی اعلام می کند که بدهی باشگاه به بازیکن را پرداخت کرده است؟

به نظرم شما باید یک برنامه بگذارید، یک روانشانس، یک مدیر، یک پیشکسوت، یک بازیکن نسل جوان و … را دعوت کنید و برای این روش راهکار پیدا کنید. اینکه من نظر خودم را بگویم شاید درست نباشد.شاید من هم جای این افرادی که شما می گویید بودم چنین کاری را می کردم.به نظرم باشگاه ها و در کنار آن فدراسیون فوتبال در این زمینه خیلی می توانند نقش مهمی داشته باشند. این را هم بگویم اگر بخواهیم بازیکن را تحت فشار بگذاریم که اگر فلان مطلب را بگذاری جریمه می شوی و … کار را بدتر می کند. 

فارس: آیا قرار است شما همه بازی های لیگ را تماشا کنید چون ظاهرا فصل گذشته شرایط همین بود؟

طبیعتا اگر چنین چیزی را از منبعی شنیدید حتما بیشتر از من مطلع است. امیدوارم بازی ها در موعد مقرر برگزار شود چون سال گذشته وقفه ها به خاطر کرونا، آلودگی هوا و تجیهزات ورزشگاه ها خسته کننده بود. ما قطعا طبق برنامه باید بازی ها را از نزدیک ببینیم ولی اگر نشد که برخی بازی ها را از نزدیک تماشا کنیم فدراسیون سی دی آن مسابقات را در اختیار ما قرار می دهد تا آنها را روز بعد تماشا کنیم. قطعا اگر نتوانیم بازی را ببینیم، هیچ مسابقه ای از قلم نمی افتد.ممکن است یک هفته بازی تراکتور و پیکان را ببینیم و هفته بعد یک بازی دیگر را. فعلا کرونا باعث شده شرایط رفت و آمد کمی برای ما سخت شود اما بدون شک ازی از قلم نمی افتد.

فارس:کمی هم از خودتان صحبت کنیم. شاید در مورد این موضوع خیلی صحبت کرده باشید ولی چه اتفاقی رخ داد که در آلمان به شما لقب هلی کوپتر دادند. این لقب از کجا شکل گرفت؟

خدا را شکر که لقب من در ایران ساخته نشد( با خنده) وگرنه هزار حرف در مورد ما در می آوردند. اوایل که به آلمان رفته بودم تمرینی داشتیم که روی دروازه ها سانتر می شد و ما باید می پریدیم و ضربه سر می زدیم.یکی از ویژگی های من این بود که درجا می پریدم و نیازی به گام زدن نداشتم. مربی ما همانجا گفت وحید مثل هلی کوپتر می پرد. این لقب روی من ماند و به می گفتند هلی کوپتر که به آلمانی می شود (هوپشه آبر).در مصاحبه هایم هم گفتم لقب برای بازیکن بازدهی نمی آورد بلکه بازدهی بازیکن است که برای او لقب می آورد.

فارس: معمولا القاب روی بازیکنان تاثیر منفی می گذارد و بعضی مواقع هم تاثیر مثبت می گذارد. این لقب در آلمان روی شما فشار سنگین ایجاد نمی کرد؟

من قبل از رفتن به آلمان از تیم هایی شروع کردم که هیچ زمان تماشاگر نداشت. اول فتح و سپس پاس که با این تیم مقابل تیم های بزرگ بازی می کردیم و بعضا از هواداران رقبا بد و بیراه می شنیدیم و کسی ما را تحویل نمی گرفت.من یاد گرفتم خودم باید خودم را تشویق کنم و خودم باید به خودم روحیه بدهم. جزو کسانی بودم که لژیونر شدنم از طریق استقلال و پرسپولیس نبود.وقتی به آلمان رفتم مربی کاری نداشت که من وحید هاشمیان هستم یا مثلا آنتونی یبوآ کیست. مربی فقط تمرین می داد و آخر هفته هم ارنج را انتخاب می کرد.

صادقانه می گویم زمانی که در برخی بازی ها بازی نمی کردم بیشتر مواقع به دلیل فنی بود و نه از روی غرض ورزی.به همین دلیل یاد گرفتم خودم به خودم روحیه بدهم و وابستگی ام به تماشاگران و مطبوعات کمتر باشد. شاید یکی از دلایلی که من زیاد در آلمان بودم همین موضوع بود.سیستم آلمان هم این را از شما می خواهد و شما را پرورش می دهد.2 سال پیش برای یک بازی من را دعوت کردند، یکی از پیشکسوتان گفت وحید همیشه منظم بود و سر وقت در تمرینات شرکت می کرد، من هم گفتم اگر غیر از این بود من را از بیرون می کردند و باید سر وقت به تمرین می رفتم.

شاید کسانی که لژیونر شدند نتوانستند این سیستم را در آنجا پیاده کنند.اول باید خودت بخواهی و بعد در سیستم جا بیفتی. من درونگرا هستم و سعی می کردم از درون خودم را تشویق کنم.

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

فارس: چرا وحید هاشمیان هیچوقت در فوتبال دچار حاشیه نشد به خصوص در نسل شما خیلی از ستاره های فوتبال با حواشی دوران گذراندند.

از یک لحاظ باید بگوییم حاشیه جزو فوتبال است. یکی از جذابیت های فوتبال حواشی است و اگر این موضوع وجود نداشت خیلی از مطبوعات وجود نداشتند. برخورد با حواشی مهمتر از خود آن است. برخی مربیان مثل مورینیو حاشیه درست می کنند و از آن به نحو احسن برای تیم خودشان استفاده می کنند. یکی از توانایی های کی روش همین بود. 

فارس: شما در مورد رسانه ها صحبت کردید. تفاوت بین نشریات و رسانه های ایران و آلمان در چیست؟

مهمترین مساله در حواشی نوع مصاحبه ها است. مربی، بازیکن یا مدیری که مصاحبه می کند با باشگاه قرارداد دارد و باید تحت نظر باشگاه باشد. الان که من در خبرگزاری فارس هستم به دلیل این است که شما از مدت ها قبل به فدراسیون فوتبال نامه نوشتید، آقای نبی تائید کرد و سپس روابط عمومی هماهنگی های لازم را انجام داد. این نمی شود که من با نظر خودم این کار را انجام بدهم. باید کنترل در این زمینه صورت بگیرد.

اگر باشگاه ها مصاحبه ها را کنترل کنند همه چیز بهتر می شود. من نمی گویم همه را بایکوت کنند چون این خیلی بد است ولی اگر بخواهید یک محیط اصولی و حرفه ای به وجود بیاورید روابط عمومی ها می توانند نقش مهمی را ایفا کنند. مصاحبه بازیکن یا مربی می تواند یک تیم را از بین ببرد. اگر روابط عمومی باشگاه های ما اصولی تر کار کنند خیلی از موانع و مشکلاتی که در این سالها داشته ایم حل خواهد شد.

فارس: در این سالها که در آلمان بودید دیده اید که بازیکنی علیه مربی، مدیر و یا هم تیمی خود صحبت کند؟

نمی توان گفت نبوده. من در مورد آلمان و ایران حرف می زنم چون اطلاعاتم از این 2 کشور بیشتر از کشور های دیگر است.باید دید آیا باشگاه و بازیکن از حواشی سود می برد؟ به نظرم باید کلاس هایی را برای روابط عمومی ها برگزار کرد. چه بسا بعضا برخی روابط عمومی ها حواشی زیادی هم ایجاد کردند.کنترل بازیکنان نه به معنای بستن او می تواند جلوی حواشی را بگیرد. برای پیشرفت باید همه کار کرد. همین کشور قطر از تجربیات دیگران استفاده کرد و همه جوره پیشرفت کرد. استفاده از تجربه دیگران هرگز افت نیست، این صحبت من در همه زمینه ها است.

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

فارس: شما هنوز با آقایان فرکی، جلالی و … ارتباط دارید؟

بله، من از 18-19 سالگی با مربیانم ارتباط دارم و هر وقت سوالی داشته باشم از این عزیزان می پرسم. متاسفانه این روزها از پیشکسوتان استفاده نمی شود و همه آنها کنار رفته اند.برای این پیشکسوتان یک مراسم می گیرند و با اهدای یک قاب همه چیز تمام می شود. اگر ما این مسائل را رعایت کنیم جوان ها هم یاد می گیرند.وقتی جوان ببیند به پیشکسوت احترام بگذاریم بازیکنان جوان این موضوع را می بینند و به آنها احترام می گذارند.

آقایان یاوری، حسن حبیبی، حسین کلانی، حسن روشن و علی جباری و …. کسانی که من حتی آنها را نمی شناسم باید در این فوتبال باشند.چه اشکالی دارد که در فدراسیون فوتبال با این نفرات یک هیات خبرگان درست کرد؟ هیات مدیره ای که هیچ فرد فوتبالی در آن نیست چه کمکی می تواند به باشگاه کند؟آنها باید کانونی داشته باشند و حرف تخصصی بزنند. کسی که برد و باخت و مصدومیت فوتبال را دیده خیلی می تواند کمک کند تا اینکه یک نفر اصلا شغلش فوتبال نبوده و حالا وارد مدیریت در این رشته شده است.

فارس: دوست داریم کمی هم در مورد شخصیت برادر شهید شما بدانیم. فردی به نام سرلشکر اصغر هاشمیان.

من اعتقاد دارم هر کسی باید با توانایی خودش پیشرفت کند و خوشبختانه من با تلاش خودم تا بایرن مونیخ هم رفتم به همین دلیل دوست ندارم بخواهم در مورد کسانی حرف بزنم که از آنها سوء استفاده کنم. نه فقط برادر من، بلکه خیلی از نیروهای ما قبل از آغاز جنگ قوی تر و کارآزموده تر بودند و جور جنگ را کشیدند که یکی از آنها نیروی هوایی بود و اتفاقا به آن خیلی کم پرداخته شده است.

برادر من هم به همراه همرزمان دیگر برای آنکه حتی نیم متر از خاک این کشور دست کسی نیفتد تا جایی که توان داشت جنگید و شهید شد. من نه فقط به او بلکه به تمام کسانی که برای این خاک تلاش کردند و جنگیدند احترام می گذارم و به آنها افتخار می کنم.اگر ما به آنها احترام نگذاریم خیلی از جوان های امروزی نمی دانند که در حمله عراق به ایران چه نفراتی از خاک این کشور دفاع کردند.شاید اگر این عزیزان نبودند الان نیمی از استان خوزستان در کشور عراق بود.من اعتقاد دارم خیلی از شهدا گمنام رفتند و اسمی هم از آنها مطرح نشده اما ایمان داشته باشید آنها گمنام نیستند. 

برادر من دو دوره در آمریکا دیده بود و تا سال 1360 پرواز می کرد. او در ماموریت ام القصر برای حمله به پالایشگاه که اتفاقا با همرزمانش با موفقیت هم این کار را انجام دادند در راه برگشت به دلیل اینکه در ارتفاع پایین پرواز می کردند با اصابت موشک به همراه آقای آزادگان شهید شدند که امیدوارم روحشان شاد باشد.

فارس: خاطره ای از برادرتان در ذهن دارید؟

بله، زمانی که این اتفاق افتاد من 6 سال داشتم.من با برادرم زیاد به پایگاه همدان و شهرهای دیگر رفته بودم و اتفاقا الان با دوستان برادر شهیدم ارتباط دارم و خیلی هم با هم صمیمی هستیم.به خود آنها هم گفتم در ایران فقط یکی دو نفر نبودند که رفته اند، خیلی ها جانشان را برای این مملکت دادند که باید به آنها احترام گذاشت و به هیچ وجه نباید از جایگاه آنها سوء استفاده کرد.

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

فارس: اگر در پایان این مصاحبه نکته ای در ذهن دارید بفرمایید.

من 18 ماه است که به تیم ملی ایران آمدم و به هیچ برنامه تلویزیونی نرفتم،دو سه مصاحبه هم بیشتر انجام ندادم ولی این که من مصاحبه نمی کنم دلیل بر ترس من نیست.همانطور که گفتم هانسه فیلیک، کمک مربی یوآخیم لو و نیکو کواچ بوده اما شما از او مصاحبه ای نمی دیدید.به همین دلیل هیچ  پنهان کاری در این زمینه نیست و همین الان هم به خود شما گفتم هر سوالی که از من دارید بپرسید و تا جایی که اطلاع دارم جواب می دهم.

متاسفانه یکسری صحبت ها مطرح می شود که وحید هاشمیان محافظه کاری می کند ولی نه، من به قوانین احترام می گذارم.قبل از اینکه بخواهم به فارس بیایم به آقای اسکوچیچ هم این موضوع را گفتم و او هم اعلام کرد از نظر من ایرادی ندارد.من کارمند هیچکس نیستم و آمده ام در کنار تیم ملی تا کار کنم. اگر هم انتقادی بوده قطعا درست بوده ولی نکات مثبت زیادی هم وجود داشته است.

در پایان هم امیدوارم هر چه سریعتر این ویروس از کل دنیا خارج شود و شور و نشاط به جامعه برگردد. نگرانی دیگر من مباحث اقتصادی است و من امیدوارم مسئولان فکری کنند. مردمان ما مردمان صبوری هستند اما مسئولان باید فکری به حال مردم خوب ایران کنند و با تدابیر خوب و عمل شرایط خوبی را برای مردم رقم بزنند.

فیلم مصاحبه مربی تیم ملی را ببینید:

 

 

 

 

انتهای پیام/ا



هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم

منبع خبر

هاشمیان: ویلموتس می‌ماند از تیم ملی جدا می‌شدم/ هنوز کسی از تیم ملی خط نخورده/آینده فوتبال ایران تاریک است+‌فیلم بیشتر بخوانید »