جنگ دوازده‌روزه

تابستان رؤیایی صهیونیست‌ها

تابستان رؤیایی صهیونیست‌ها



رقم تخمینی بابت تعداد مسافران آواره در خارج از سرزمین‌های اشغالی در زمان جنگ دوازده‌روزه، چیزی بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر برآورد می‌شود و مناقشۀ بزرگی را در فضای داخلی رژیم به راه انداخته است. 

  • تور آنتالیا

به گزارش مجاهدت از مشرق، سامر تایم خاورمیانه با رددادگی رژیم صهیونی به داغ‌ترین شکل ممکن آغاز شد. کلنجار دوازده‌روزه‌ای که شاید بتواند عنوان شدیدترین برخورد نظامی رژیم از تأسیس تاکنون را از آن خود کند. طبعاً این برخورد پیامدهای گسترده‌ای نه‌تنها در عرصه نظامی و سیاسی بلکه در زندگی روزمره هزاران ساکن رژیم به اشکال مختلف برجای گذاشت. بالاخص برای گروه بزرگی از مسافران اسرائیلی که برای سپری‌کردن یک تعطیلات رؤیایی عازم مناطق تفریحی دنیا شده بودند.

همه چیز معمولی بود تا آنکه در بامداد بیست‌وسوم خردادماه به‌طور ناگهانی با وضعیت اضطراری، لغو پروازها و بسته‌شدن فرودگاه‌ها تابستان رؤیایی این ساکنان به یک کابوس ۱۲ روزه بدل شد. این بحران، علاوه بر آسیب روحی و سردرگمی گسترده باعث تحمیل هزینه‌های بالایی بر دوش این مسافران شد و اکنون موضوع پرداخت این هزینه‌ها مناقشۀ بزرگی را در فضای داخلی رژیم به راه انداخته است.

رقم تخمینی بابت تعداد مسافران آواره در خارج از سرزمین‌های اشغالی در زمان جنگ دوازده‌روزه، چیزی بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر برآورد می‌شود و یکی از مسائل پساجنگ رژیم همین است که غرامت آوارگی این افراد چگونه و از کجا باید تأمین شود؟ آسمان سرزمین‌های اشغالی در پنج روز ابتدایی به‌صورت کامل بسته بود و پس از آن به‌صورت خیلی محدود پروازهایی برای ترابری، نجات و… انجام شدند.

با این پیش‌فرض وزارت حمل‌ونقل رژیم طرحی را ارائه کرده است که در طی آن مسافرانی که پروازهایشان لغو شده و به دلیل بسته شدن حریم هوایی رژیم اسرائیل مجبور به ماندن در خارج از کشور شده‌اند، حق دریافت غرامت ۱۵۰ دلار در روز، حداکثر تا پنج روز را خواهند داشت که توسط دولت تأمین مالی می‌شود.

با یک حساب‌کتاب سرانگشتی ابعاد کلی غرامت با این ارقام ابتدایی حاصل می‌شود. اگر کف تعداد مسافران را ۱۵۰ هزار نفر درنظر بگیریم و روزها را نیز ۵ باید ۱۵۰ هزار را ضرب در ۷۵۰ دلار کنیم؛ این برابر می‌شود با ۱۱۲.۵ میلیون دلار! در اولین مرحله وزارت خزانه‌داری و دارایی، با رنگی پریده شانه خالی کرده و اعلام داشته که پرداخت این غرامت ارتباطی با دولت ندارد و خود شرکت‌های هواپیمایی که مسئولیت پرواز را برعهده داشتند باید بابت لغو شدن پرواز و سردرگمی مسافران غرامت پرداخت کنند.

البته ظاهراً قانونی نیز در این باره در رژیم قبلاً به تصویب رسیده بوده. این قانون مسئولیت را بر عهده شرکت‌های هواپیمایی قرار می‌دهد. طبق قانون خدمات هوانوردی، معروف به «قانون طیبی» (که به نام نماینده کنست، احمد طیبی که آن را آغاز کرد، نام‌گذاری شده است)، هنگامی که پروازی خارج از کنترل شرکت هواپیمایی لغو می‌شود، این شرکت موظف است مبلغ پرداختی را بازپرداخت کند یا پرواز جایگزینی به سرزمین‌های اشغالی ارائه دهد و برای هر روزی که مسافر در شن و ماسه سرگردان است، خدمات کمکی از جمله اسکان، غذا و ارتباطات را ارائه دهد.

طبعاً هیچ‌کدام از شرکت‌های هواپیمایی توانایی کمر راست کردن زیر ابعاد این رقم را ندارند و مشخص است که آن‌ها نیز زیر بار نرفته‌اند. در این مناقشه و برای حل آن اخیراً روی این قانون اصلاحیه‌ای انجام شد. طبق اصلاحیه «قانون طیبی» که در ماه فوریه انجام شد، وزیر حمل‌ونقل اختیار دارد که شرکت‌های هواپیمایی را از این تعهدات (به جز بازپرداخت هزینه پرواز لغو شده) معاف کند و خدمات کمکی را تنها به دو روز پس از لغو پرواز به دلیل «وضعیت ویژه هوانوردی» (بخش ۹A قانون) محدود کند. با وجود این کماکان، شرکت‌ها علاقه‌مندند که دولت هزینه خدمات کمکی بیشتر و فراتر از قانون، حتی برای چند روز اول را تقبل کند.

بدهکاران هوایی

شرکت‌های هواپیمایی ادعا می‌کنند که کف‌گیرشان مدتی است در آغوش انتهای دیگ جا خوش کرده و از زمان آغاز عملیات رژیم علیه ایران دچار زیان‌های سنگینی شده‌اند. به گفته آن‌ها، فضای هوایی به‌طور بی‌سابقه‌ای با تصمیم دولت بسته شد، به شکلی که امکان ارائه پروازهای جایگزین وجود نداشت؛ بنابراین مسئولیت جبران خسارت مسافران بر عهده‌ دولت است. شرکت ال‌عال گزارش داده که از آغاز عملیات تاکنون متحمل ۵۰ میلیون دلار زیان مستقیم شده است. مدیرعامل شرکت ایسرایر در کمیته اقتصادی شهادت داده که تاکنون به مسافران معادل ۱۰ میلیون دلار بازپرداخت شده است. شرکت آرکیا نیز توضیح داده که اگر مجبور به پرداخت غرامت به مسافران مطابق قانون شوند، دچار زیان‌ ده‌ها میلیون‌دلاری خواهند شد.

از سوی دیگر، شرکت‌های هواپیمایی خارجی نیز زبان به شکایت باز کرده‌اند، به جمع معترضان پیوسته‌اند و نارضایتی خود را از شرایط پیش‌آمده ابراز کرده‌اند. آن‌ها نیز همراه با شرکت‌های اسرائیلی، خواستار معافیت بازگشت‌پذیر (رَتروآکتیو) از تعهدات قانونی مربوط به لغو پروازها شده‌اند. تمام این شرکت‌ها پیشنهاد کرده‌اند که تنها موظف به استرداد قیمت بلیت‌های لغوشده باقی بمانند و سایر مسئولیت‌های مالی از آن‌ها برداشته شود.

این شرکت‌ها همچنین از دولت اسرائیل خواسته‌اند که آن‌ها را بابت زیان‌هایی که در این بازه متحمل شده‌اند، جبران مالی کند. این زیان‌ها شامل:

– هزینه‌ پروازهای خالی یا نیمه‌پر،

– ازدست‌دادن درآمدهای برنامه‌ریزی‌شده،

– و همچنین هزینه‌های مربوط به شکایت‌های حقوقی و درخواست‌های غرامت از سوی مسافران می‌شود.

به‌عنوان گزینه‌ای جایگزین (و البته کمتر مطلوب)، شرکت‌های هواپیمایی پیشنهاد داده‌اند که وزیر حمل‌ونقل، میری رگو، بند ۹A از «قانون طیبی» را فعال و از اختیارات خود برای معاف کردن آن‌ها از پرداخت غرامت به مسافران استفاده کند. بااین‌حال، رگو تمایلی به اجرای این بند ندارد، مگر اینکه ابتدا راه‌حلی برای جبران خسارت مسافران پیدا شود. در وضعیت فعلی، حتی اجرای این دستورالعمل هم مشکل شرکت‌های هواپیمایی را به‌طور کامل حل نمی‌کند، بلکه تنها از شدت آن می‌کاهد؛ چرا که طبق این بند، شرکت‌ها همچنان موظف به پرداخت هزینه خدمات حمایتی (مانند اقامت در هتل و حمل‌ونقل) برای ده‌ها هزار مسافری هستند که در دو روز نخست پس از لغو پروازها در خارج از کشور گیر افتاده‌اند.

فاقد گردن‌گیر

با تمام این دعواها کماکان سؤال اصلی پابرجاست که اگر طرح غرامت پیشنهادی وزارت حمل‌ونقل تصویب شود، چه نهادی باید هزینه‌ آن را تأمین کند و این عدد میلیون‌دلاری را گردن بگیرد؟!

وزارت حمل‌ونقل پیشنهاد داده که تأمین مالی این طرح از طریق وام از اداره فرودگاه‌ها انجام شود. طبق این پیشنهاد، دولت در آینده این وام را بازپرداخت خواهد کرد، به این صورت که آن را از مبالغی که اداره‌ فرودگاه‌ها به‌هرحال باید به خزانه دولت انتقال دهد، کسر می‌کند.

اما از سوی دیگر، وزارت دارایی با تأمین کامل این بودجه مخالف است. آن‌ها ادعا می‌کنند که طبق قانون، مسئولیت پرداخت هزینه‌های اقامت (مثل هتل) بر عهده شرکت‌های هواپیمایی است، شرکت‌هایی که به گفته‌ آن‌ها در طول جنگ درآمد قابل‌توجهی کسب کرده‌اند.

تأمین مالی غرامت از طریق وام از اداره‌ فرودگاه‌ها – که خود با زیان‌های شدید مواجه است – راه‌حلی عملی به نظر نمی‌رسد. رئیس اتحادیه‌ کارکنان اداره‌ فرودگاه‌ها، پینحاس عیدان، نیز با این طرح مخالفت کرده است. سال ۲۰۲۴ یکی از سخت‌ترین سال‌ها در تاریخ اداره‌ فرودگاه‌ها بود. به دلیل جنگ و توقف فعالیت بسیاری از شرکت‌ها، تردد مسافران به شکل چشمگیری کاهش یافت که منجر به زیان‌های مالی سنگین شد.

کاهش فعالیت‌ها درآمد حاصل از منابع مختلف را تحت‌تأثیر قرار داده است از جمله منابع مالی شرکت‌های هواپیمایی، فروشگاه‌های دیوتی‌فری و سایر عوامل مرتبط با صنعت هوانوردی. بر اساس داده‌های اداره فرودگاه‌ها، درآمد این نهاد در سه‌ماهه اول سال ۲۰۲۴ حدود ۳۵درصد کاهش یافته است که معادل زیان خالص ۷.۷ میلیون دلار است و با این اوصاف صدی به نود از ادارۀ فرودگاه‌ها نیز بخاری بلند نخواهد شد.

مضاف بر تمام این موارد، در مورد میزان دقیق غرامت به مسافران نیز توافقی وجود ندارد. منابعی در صنعت هوانوردی می‌گویند هیچ گفت‌وگوی عمیق و فنی در این زمینه انجام نشده و تنها پیشنهادهایی کلی از سوی وزارت حمل‌ونقل مطرح شده است. در عمل، تا زمانی که وزارت دارایی با تأمین مالی کامل موافقت نکند، اجرای این طرح بسیار بعید به نظر می‌رسد و باید دید که بالاخره توپ سرگردان غرامت این مسافران در زمین کدام نهاد بخت‌برگشته‌ای خواهد نشست!

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

تابستان رؤیایی صهیونیست‌ها

تابستان رؤیایی صهیونیست‌ها بیشتر بخوانید »

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟



جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران در رسانه‌های جهان عرب بازتاب گسترده‌ای داشت؛ کارشناسان تأکید کردند که برنامه هسته‌ای ایران به طور مؤقت به تاخیر افتاده و نفوذ منطقه‌ای تهران تقویت شده است.

سرویس جهان مشرق – جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی، به عنوان یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین تحولات اخیر خاورمیانه، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان عرب داشته است.

تحلیلگران این رسانه‌ها ضمن بررسی پیامدهای این درگیری، ابعاد مختلف نظامی، سیاسی و منطقه‌ای آن را به نقد و بررسی گذاشته‌اند که در ادامه به مرور مهم‌ترین دیدگاه‌ها و تحلیل‌ها پرداخته می‌شود.

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟

توانمندی‌های هسته‌ای ایران؛ عقب‌نشینی موقت، نه نابودی

روزنامه «الاهرام» مصر در یادداشتی از دکتر وحید عبدالمجید تحلیل می‌کند که حملات شدید رژیم صهیونیستی و آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران، اگرچه خساراتی جدی به بار آورده، اما تنها منجر به عقب‌نشینی موقت برنامه هسته‌ای تهران شده است.

عبدالمجید با تاکید بر حفظ دانش فنی، ذخایر اورانیوم و اراده سیاسی جمهوری اسلامی ایران، خاطرنشان می‌کند که این حملات نتوانسته‌اند زیرساخت‌های حیاتی هسته‌ای را به‌طور کامل نابود کنند و بسیاری از ذخایر حساس پیش از بمباران به مکان‌های امن منتقل شده بودند (الاهرام، ۲۰۲۵). به باور این تحلیلگر، راه‌حل بحران هسته‌ای ایران صرفاً از مسیر گفت‌وگو و دیپلماسی می‌گذرد و راهکارهای نظامی، برخلاف تصور برخی، تنها پیچیدگی‌های بیشتر در منطقه ایجاد خواهد کرد.

خاورمیانه پس از جنگ؛ پایان اسطوره برتری نظامی اسرائیل

روزنامه قطری «الوطن» ضمن پوشش مراسم باشکوه تشییع پیکر بیش از ۶۰ فرمانده نظامی و دانشمند هسته‌ای ایرانی که در این حملات به شهادت رسیدند، بر خشم و انزجار عمومی و رسمی در ایران علیه “اسرائیل” و آمریکا تاکید کرده است. از جمله شهدا، سرلشکرهای محمد باقری و حسین سلامی از چهره‌های برجسته نظامی بودند که جان خود را در این درگیری از دست دادند.

از دید این رسانه، این درگیری پایان دهنده به اسطوره برتری نظامی “اسرائیل” در منطقه است؛ زیرا ایران با شلیک بیش از ۵۰۰ موشک به اهداف استراتژیک در تل‌آویو، نشان داد که توانایی آسیب‌رساندن به قلب دشمن را دارد و سیستم‌های دفاعی “اسرائیل” را تا حدی شکست‌پذیر کرده است.

ایران پس از حمله؛ تثبیت جایگاه منطقه‌ای و استقلال در تصمیم‌گیری

روزنامه لبنانی «الاخبار» تحلیل می‌کند که این جنگ، اگرچه تلاشی از سوی بازیگران غربی برای بازتنظیم نظم منطقه‌ای به نفع خود بود، اما واکنش قاطع ایران سبب شد تا تهران به عنوان بازیگری مستقل، قدرتمند و تعیین‌کننده در معادلات خاورمیانه تثبیت شود. ایران ضمن رد نظارت‌های خارجی بر برنامه‌های خود، بر حفظ هویت مقاومت و تقویت ساختار دفاعی تأکید ورزیده و از این بحران به عنوان فرصتی برای بازنگری و تقویت مواضع خود بهره برده است.

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟

آتش‌بس شکننده؛ تحولات عمیق‌تر از آنچه به نظر می‌رسد

وبسایت «الجزیره نت» در گزارشی تحلیلی به قلم محمد العودات به بررسی پیامدهای آتش‌بس پس از ۱۲ روز جنگ پرداخته است. به گفته وی، “اسرائیل” توانست بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای و زیرساخت‌های دفاع هوایی ایران را هدف قرار دهد، اما نتوانست برنامه موشکی ایران را به طور کامل نابود کند. در طرف مقابل، ایران با استفاده از موشک‌ها و پهپادها توانست ضربات موثری به تل‌آویو وارد کند و سیستم دفاعی “اسرائیل” را دچار چالش نماید. این درگیری همچنین موجب تعمیق شکاف‌های سیاسی داخلی در ایران و ایجاد تحولات پرتنش‌تر در آینده منطقه شده است.

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟

واکنش‌ها و اظهارات رسمی

روزنامه کویتی الجریده به سردبیری ناصر العتیبی در مطلبی نوشت: رهبر ایران، این حملات را بزرگ‌نمایی بی‌نتیجه خوانده و تأکید کردند که برنامه هسته‌ای ایران همچنان پابرجاست و دشمنان ایران نتوانسته‌اند به اهداف خود دست یابند. در مقابل، برخی چهره‌های سیاسی غربی، از جمله دونالد ترامپ، مدعی نابودی کامل تأسیسات هسته‌ای ایران شدند که توسط رسانه‌ها و تحلیلگران جهان عرب مورد تردید قرار گرفت. در پی این بحران، تماس‌هایی میان مقامات ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس برای حفظ ثبات منطقه برقرار شد، هرچند مقام‌های ایرانی نسبت به تعهدات “اسرائیل” در زمینه آتش‌بس ابراز بی‌اعتمادی کردند.

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟

خاورمیانه پس از جنگ ایران و اسرائیل

دکتر علی الخشیبان، تحلیلگر برجسته سیاسی، در مقاله‌ای منتشر شده در روزنامه سعودی «الریاض» این جنگ را نقطه عطفی در توازن قدرت خاورمیانه دانسته است. وی معتقد است دخالت مستقیم آمریکا با ارسال بمب‌افکن‌های پیشرفته B۲ نشان‌دهنده عمق نگرانی واشنگتن است، اما ایران با واقع‌بینی نسبت به هزینه‌های این جنگ تلاش کرد درگیری را هرچه سریع‌تر خاتمه دهد.

وی نقش سلاح هسته‌ای ایران را کلیدی در شروع و پایان نسبی این جنگ برمی‌شمرد و بر این باور است که این واقعیت موجب شد بازیگران منطقه‌ای از مواضع افراطی فاصله بگیرند. همچنین، ظهور فناوری‌های نوین نظامی، به‌ویژه پهپادها، عرصه جنگ‌های منطقه‌ای را دگرگون کرده و قدرت تخریبی “اسرائیل” را به چالش کشیده است.

الخشیبان پایان دوران تک‌قطبی در سیاست منطقه‌ای و انحصار “اسرائیل” در خاورمیانه را مهم‌ترین پیامد این جنگ می‌داند و معتقد است که منطقه در مسیر تغییرات بنیادین و حرکت به سوی همکاری و ثبات است. او تاکید می‌کند که “اسرائیل” و حامیان آن باید با این واقعیت‌های نوین سازگار شوند و سیاست‌های خود را بازنگری کنند.

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟

آیا تهران در آستانه دستیابی به سلاح اتمی است؟

دکتر محمد بن عوض المشیخی در مقاله‌ی در روزنامه الرؤیه عمان نوشت: بررسی جامع وضعیت کنونی برنامه هسته‌ای ایران نشان می‌دهد این کشور به مراحل پیشرفته‌ای از چرخه سوخت هسته‌ای دست یافته است. آمارهای اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی حاکی از آن است که ایران هم‌اکنون بیش از ۴۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰٪ و حدود ۱۲۸ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰٪ در اختیار دارد که از نظر تئوری برای ساخت حداقل دو کلاهک هسته‌ای کافی است. در بعد فناورانه، پیشرفت‌های قابل توجهی در نصب سانتریفیوژهای پیشرفته IR-۶ و IR-۹ در تاسیسات زیرزمینی فردو، توسعه سیستم‌های سوخت‌رسانی پیشرفته و طراحی کلاهک‌های موشکی مشاهده می‌شود.

بر اساس تحلیل‌های موسسه علوم بین‌المللی واشنگتن، ایران از نظر فنی قادر است در بازه زمانی ۶ تا ۱۲ ماه اولین نمونه و در مدت ۱۸ تا ۲۴ ماه سلاح عملیاتی هسته‌ای تولید کند. با این وجود، چالش‌های مهمی از جمله مشکلات طراحی سیستم انفجار هسته‌ای، محدودیت‌های فنی در کوچک‌سازی کلاهک‌ها و تحریم‌های بین‌مللی در زمینه واردات مواد خاص همچنان پابرجاست.

در بعد سیاسی، اگرچه رهبری ایران تاکنون بر غیرنظامی بودن برنامه تأکید داشته است، اما تغییر این سیاست مستلزم ارزیابی دقیق هزینه‌فواید سیاسی و امنیتی خواهد بود. تصمیم نهایی برای ساخت بمب هسته‌ای بیشتر تابع تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی آینده است. به نظر می‌رسد ایران از نظر فنی قابلیت بالقوه ساخت سلاح هسته‌ای را دارد، اما تبدیل این توانایی به واقعیت به ملاحظات راهبردی و محاسبات سیاسی تهران بستگی دارد. آینده نشان خواهد داد که آیا ایران به جمع دارندگان سلاح هسته‌ای خواهد پیوست یا خیر.

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟

پس از جنگ برای ایران؛ ‌ جنگ دوازده‌روزه و درس‌های تاریخی

ابراهیم العبادی کارشناس مسائل سیاسی در روزنامه عراقی الصباح نوشت، جنگ دوازده‌روزه ۲۰۲۵ میان “اسرائیل” و ایران، با وجود تفاوت‌های ظاهری، شباهت‌های تکان‌دهنده‌ای به جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ داشت. در هر دو مورد، غافلگیری و ضعف اطلاعاتی منجر به شوک اولیه شد، اما نتیجه نهایی متفاوت بود: در ۱۹۶۷ اعراب سرزمین‌های وسیعی را از دست دادند، حال آنکه ایران در ۲۰۲۵ با وجود آسیب‌های انسانی و علمی، یکپارچه ایستاد و خاکش حفظ شد.

نقطه مشترک کلیدی، سقوط بازدارندگی بود. “اسرائیل” با پشتوانه غرب و بهانه «تهدید وجودی»، بار دیگر نشان داد که می‌تواند با غلبه تکنولوژیک، ضربه اول را بزند. اما این بار، برخلاف ۱۹۶۷، مقاومت ایران و اجماع داخلیِ بی‌سابقه (حتی میان مخالفان نظام) مانع از پیروزی کامل دشمن شد.

پیامدهای این جنگ هنوز در حال ظهور است: ایران ناگزیر به بازتعریف استراتژی‌های دفاعی و امنیتی خود است، به ویژه در زمینه مقابله با نفوذ اطلاعاتی و تقویت دفاع هوایی. در سطح منطقه‌ای نیز، این جنگ نشان داد که دشمنی‌های فرقه‌ای و اختلافات سیاسی نباید مانع ادراک تهدید مشترک صهیونیستی شود. آینده نشان خواهد داد که آیا این تجربه خونین، به بیداری جدیدی در جغرافیای مقاومت منجر خواهد شد یا خیر.

جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی نه تنها ابعاد نظامی، بلکه تاثیرات عمیقی بر ساختار سیاسی و امنیتی خاورمیانه گذاشته است. تحلیل‌های منتشر شده در روزنامه‌های جهان عرب به وضوح نشان می‌دهد که این جنگ افسانه برتری نظامی “اسرائیل” را به چالش کشیده و جایگاه ایران را به عنوان یک بازیگر کلیدی و مستقل در منطقه تثبیت کرده است. همچنین تاکید بر ضرورت راه‌حل‌های دیپلماتیک و پرهیز از راه‌حل‌های نظامی در حل بحران هسته‌ای ایران در بسیاری از این تحلیل‌ها مشترک است.

در نهایت، این تحولات نشان می‌دهد که خاورمیانه در مسیر تغییرات عمیق و پایان انحصار قدرت‌های سنتی قرار گرفته و نیازمند همکاری‌های منطقه‌ای و راهکارهای مبتنی بر واقعیت‌های جدید است.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟

پایان افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل؛ جنگ ۱۲ روزه چه تغییراتی در خاورمیانه ایجاد کرد؟ بیشتر بخوانید »