حزب جمهوری اسلامی

شعار‌های جالب مردم در بدرقه شهدای هفت تیر / پیکر شهید بهشتی چه روزی دفن شد؟

شعار‌های جالب مردم در بدرقه شهدای هفت تیر/ پیکر شهید بهشتی چه روزی دفن شد؟


به گزارش مجاهدت از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، پس از فاجعه انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر ۱۳۶۰، دو روز تعطیل عمومی و یک هفته عزای عمومی اعلام شد و در روز هشتم تیر، جلسه‌ای اضطراری با حضور «سید کمال‌الدین نیک‌روش» شهردار وقت تهران و نمایندگانی از ستاد نماز جمعه تهران، سازمان بهشت زهرا (س)، پلیس راهنمایی و رانندگی و کمیته انقلاب اسلامی منطقه ۱۴ (شهر ری)، در شهرداری تهران برگزار شد و با در نظر گرفتن همه جوانب، قرار شد شهیدان هفتم تیر در ضلع جنوب شرقی، قطعه ۲۴ بهشت زهرا (س) و در جوار شهدای جنگ به خاک سپرده شوند.

روز سه‌شنبه (۹ تیر) مراسم تشییع پیکر‌های شهدای ۷ تیر با حضور گسترده مردم عزادار و اندوهگین برگزار شد. انبوه مردم با چشمان اشکبار، به یاد شهدای کربلا، شعار می‌دادند: «عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، بهشتی مجاهد، در کربلاست امروز»

اخبار مربوط به این مراسم بزرگ در صفحه نخست مطبوعات منعکس شد. روزنامه کیهان در این باره نوشت: «خشم و خروش میلیونی مردم علیه آمریکا در تشییع جنازه ۷۲ شهید بزرگ انقلاب.»

پیکر شهدای کربلای سرچشمه از محل دانشکده‌ افسری نیروی زمینی ارتش، واقع در روبه‌روی ساختمان مجلس شورای اسلامی، در ساعت ۹:۱۵ به حرکت در آمد. در این مراسم که جمعیتی در حدود سه میلیون نفر، از نقاط مختلف حرکت کرده و در آن حضور یافته بودند، صحنه‌های زیبایی از قدرشناسی یک ملت نسبت به شیفتگان خدمت خلق شد، که هیچ قلمی قادر به توصیف آن نیست. مردم شعار‌هایی از عمق جان سر می‌دادند:

«بهشتی بهشتی، با خون خود نوشتی، استقلال آزادی جمهوری اسلامی»

«آمریکا در چه فکریه؟ ایران پر از بهشتیه»

«بهشتی بهشتی، قسم به خون پاکت، راهت ادامه دارد.»

«بهشتی بهشتی، تو لایق بهشتی»

در خاطرات حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی در روز ۹ تیر ۱۳۶۰، آمده است: «مردم از صبح زود برای تشییع جنازه‌ شهدا، در اطراف مجلس جمع شده بودند و عزاداری می‌کردند. آقای محمدرضا بهشتی [فرزند شهید دکتر بهشتی] به دفتر من آمد و پس از بحث زیاد، بالاخره تصمیم گرفته بودند که ایشان را در بهشت زهرا دفن کنند…

ساعت هشت صبح از بالکن مجلس، برای جمعیت انبوه و کم‌نظیر مردم به‌مدت یک ساعت سخنرانی کردم. احساسات مردم عجیب بود و جمعیت به‌طرف بهشت زهرا (س) حرکت کردند. مخبران می‌گویند: پس از پیروزی انقلاب چنین جمعیتی سابقه نداشته است. در اثر ازدحام تا غروب، بسیاری از جنازه‌ها منجمله جنازه آیت‌الله بهشتی را نتوانستند به قبرستان برسانند … تظاهرات عجیب تمام کشور را – از تلویزیون – تا ساعت ۱۲ شب، تماشا کردم.»

ازدحام جمعیت خود جوش مردم که با احساسات پاکشان حضور پیدا کرده بودند، مانع از دفن بسیاری از شهدای انفجار هفتم تیر از جمله شهید دکتر بهشتی در ۹ تیر ۱۳۶۰ شد.

صبح روز دهم تیر ۱۳۶۰ با حضور خانواده شهید بهشتی و دیگر خانواده‌های شهدا، مراسم خاکسپاری در بهشت زهرا (س) انجام شد.

منبع:

تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی، جلد چهارم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

شعار‌های جالب مردم در بدرقه شهدای هفت تیر/ پیکر شهید بهشتی چه روزی دفن شد؟

شعار‌های جالب مردم در بدرقه شهدای هفت تیر/ پیکر شهید بهشتی چه روزی دفن شد؟ بیشتر بخوانید »

زمینه‌های بروز فاجعه هفتم تیر

زمینه‌های بروز فاجعه هفتم تیر



زمانی که سازمان منافقین با عزل بنی‌صدر احساس کرد که دیگر امکان پیشروی و کسب قدرت از طریق سیاسی مقدور نیست، به بهانه‌ای واهی اعلان جنگ مسلحانه داده، فعالیت‌های تروریستی خود را آغاز کرد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشت: منافقین که از حمایت مردمی برخوردار نبودند، مشی نفوذ در نهادهای مختلفی مانند دادگاه‌های انقلاب، اداره دوم ارتش، دفتر نخست‌وزیری، کمیته‌ها، سپاه پاسداران، حزب جمهوری اسلامی و دفتر رئیس‌جمهور را در پیش گرفتند. نفوذی‌های این سازمان از جمله محمدجواد قدیری، محمدرضا کلاهی، مسعود کشمیری و محمدکاظم افجه‌ای به تدریج توانستند به مراکز حساسی همچون حزب جمهوری اسلامی و شورای امنیت کشور راه یابند و در دوران ترورها صدماتی جبران ناپذیر به نظام جمهوری اسلامی وارد نمایند. علاوه بر آن، سازمان مجاهدین خلق که از حمایت مردمی برخوردار نبود، نه تنها در برابر دستور خلع سلاح صادره از سوی امام، مقاومت کرد، بلکه به تجهیز تسلیحاتی خود از همه راه‌ها پرداخت.

نخست‌وزیر رجایی درباره‌ی اقدامات سازمان مجاهدین خلق گفت: “سازمان از هر فرصتی استفاده می‌کرد که دست کم سه چیز را برای خودش آماده بکند. یکی از آنها اسلحه بود، به محض اینکه مردم ما در انقلاب پیروز شدند، این‌ها به انواع وسایل متوسل می‌شدند …

برای روزی که در نظر داشتند، بعد از جمع‌آوری اسلحه، شروع کردند به جمع‌آوری امکانات مالی و تدارکاتی، از بردن ماشین‌ها گرفته تا بردن پول‌های نقد و اسناد و تصرف اماکن که مدت‌ها طول کشید تا مردم توانستند این اماکن را که آنها به زور گرفته بودند از آنها پس بگیرند. به موازات این دو کار، چیزی که برای همه ما تعجب‌آور باشد، اینها شروع کردند به شناسایی شخصیت‌هایی که ممکن است در آینده‌ی این انقلاب نقش داشته باشند.”

«ابراهیم خدابنده» از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، در این خصوص گفت: “رجوی یک بار در صحبت‌هایش گفت: «زمانی که انقلاب شد، همه سازمان‌ها و گروه‌ها دنبال تشکیل حزب و کار سیاسی رفتند اما ما عاقل بودیم و از همان ابتدا رفتیم دنبال جمع‌آوری سلاح، تشکیلات نظامی و فرستادن نفوذی.» فردای انقلاب، کار اصلی سازمان، فرستادن نفوذی بود؛ سازمان هر کسی را که جذب می‌کرد، مثلا مانند کلاهی یا کشمیری، بلافاصله آن‌ها را برای نفوذ مامور می‌کرد. بعضی‌ها هم سرِ پستی که بودند، آن‌ها را جذب می‌کرد، مانند سرهنگ بهزاد معزی؛ این شخص در نیروی هوایی بود، خلبان شاه بود؛ به ایران بازگشت و سازمان او را جذب کرد یا خیلی افراد دیگر. رجوی می‌گفت این نفوذی‌های ما هر جا توانستند تأثیر گذاشتند مانند دفتر بنی‌صدر و هر جا نتوانستند تأثیر بگذارند، آنجا را منفجر کردند، مانند حزب جمهوری اسلامی.”

«رضا کیوان‌نژاد» از اعضای سازمان مجاهدین خلق، درباره هدف سازمان از تجهیز و ذخیره سلاح گفت: «با اوج‌گیری و حاد شدن کامل جریانات در روزهای پیروزی انقلاب، خط سرقت سلاح و مهمات به وسیله افراد سازمان پیاده گردید. این خط عمدتاً به وسیله مرکزیت که آن موقع تشکیل شده بود از مسعود رجوی، موسی خیابانی، علی زرکش، مهدی ابریشمچی و عباس داوری بود… تحلیل این مسئله به وسیله مرکزیت این بود که از آنجا که رشد تضادهای دو جریان در نهایت به خشونت گراییده و با سلاح حل می‌شود، لذا باید برای این برخورد آماده گردید… سرقت سلاح و مهمات به وسیله گروهی به نام عملیات و تحت مسئولیت دو نفر از اعضای ارشد به نام‌های فاضل مصلحتی و حمید جلال‌زاده صورت می‌گرفت.»

سلاح‌های به غارت رفته، در خانه‌های اعضای سازمان یا در مکان‌های امن دیگر مخفی می‌شد. علاوه بر این، سازمان منافقین به دلیل کمک‌های مالی بنی‌صدر توانسته بود مقدار قابل توجهی سلاح از طریق واسطه‌های عراقی از راه کردستان وارد کند.

«احمدرضا کریمی»، از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، درباره‌ی قصد قبلی سازمان برای ترور آیت‌الله بهشتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، نوشته است: “نکته‌ی مهمی که در ارتباط با مسائل فوق نباید از نظر دور بماند،‌ اعترافی است که وحید [افراخته] در مورد شهید بهشتی دارد. در تک نویسی وحید برای تقی شهرام، ‌آخرین عبارت آن این است که شهرام و دار و دسته‌اش قصد داشتند در سال ۱۳۵۴، دکتر بهشتی را ترور کنند. (‌حتماً برای این احتمال که مخالفت و عدم حمایت روحانیون را ناشی از ایشان می‌دانستند.) این اعتراف را در سال۵۹،‌ من در پرونده تقی شهرام دیدم و متأسفانه روی آن کار نشد؛ بالاخره تروری که توسط مرکزیت سال ۵۴ سازمان طراحی شده بود، در ۷ تیر ۱۳۶۰، توسط مرکزیت سال ۶۰ سازمان به اجرا در آمد.”

«ابراهیم خدابنده» در این باره گفته است: “رجوی از زندان پیام داد و این [جریان مارکسیستی تقی شهرام] را محکوم کرد که نَه! این جریان اپورتونیستیِ چپ‌نما بوده و ما همچنان مسلمانیم و یک ۱۲ ماده‌ای از زندان بیرون داد، ماده ۱۰ آن می‌گوید: «تهدیدِ اصلیِ مبارزات ما جریان راست ارتجاعی است که ما با آن مبارزه می‌کنیم.» این همان حرف تقی شهرام بود یعنی مسعود رجوی در آن ۱۲ ماده هارت و پورت کرده که نخیر ما مسلمانیم و مارکسیست نیستیم اما اصل مطلب همان حرف تقی شهرام بود که می‌گفت تهدید اصلی، تهدید جریان انقلابی است؛ یعنی جریان مذهبی مشکل آن‌ها بود که شاخص اصلی‌اش شهید بهشتی بود. رجوی می‌گفت: «وقتی که من از زندان آزاد شدم، تمام سعی‌ام را کردم که نگذارم امام وارد ایران شود،» حتی به نزد آیت‌الله لاهوتی و افراد دیگری رفته بود که به امام خبر بدهید اینجا ما اطلاعات داریم، تهدید می‌شود، اینجا برسد ترور می‌شود.”

آیت‌الله بهشتی در ابتدای انقلاب به خاطر القائات منافقین و روزنامه‌های ضد انقلاب، همواره مورد تهمت و توهین بود. توطئه‌چینی برای عزل بنی‌صدر، آمریکایی و مدافع غرب بودن از جمله اتهاماتی بود که دکتر بهشتی صبورانه و مظلومانه با آن‌ها برخورد می‌کرد.

زمانی که سازمان با عزل بنی‌صدر احساس کرد که دیگر امکان پیشروی و کسب قدرت از طریق سیاسی مقدور نیست، به بهانه‌ای واهی اعلان جنگ مسلحانه داده، فعالیت‌های تروریستی خود را آغاز کرد و اولین ضربه‌ی هولناک را با انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و به شهادت رساندن ۷۲ تن از مسئولان طراز اول مملکت، از جمله دکتر بهشتی، رئیس دیوانعالی کشور، وارد آورد.

سازمان مجاهدین خلق بر این گمان بود که آیت‌الله بهشتی بر روی امام خمینی نفوذ دارد و با کشتن او، نظام با مشکل جدی رو به رو خواهد شد. «مسعود خدابنده»، عضو جدا شده سازمان، در این باره گفته است:”متاسفانه اشتباه محاسبه مجاهدین در مقابله با حکومت نه از این نقطه شروع شده بود و نه به این نقطه پایان یافت. شروع اشتباه محاسبه سیاسی مجاهدین تحلیلی بود که بواسطه آن از آغاز انقلاب، جناح حاکم و مغز متفکر و رهبر این جناح را آیت‌الله بهشتی دانسته و آیت‌الله خمینی را هم اگر چه همنوع ولی بازیچه تحلیل‌های وی می‌دید. این تحلیل حالا می‌گفت حکومت پس از حذف بنی‌صدر یکپارچه شده و دیکتاتور واقعی کشور اکنون آیت‌الله بهشتی است. پس با زدن این سر (آیت‌الله بهشتی) رژیم سرنگون خواهد شد.”

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

زمینه‌های بروز فاجعه هفتم تیر

زمینه‌های بروز فاجعه هفتم تیر بیشتر بخوانید »

روایت محافظ مقام معظم رهبری از ۶ تیر ۱۳۶۰

روایت محافظ مقام معظم رهبری از ۶ تیر ۱۳۶۰



شب شعر و خاطره “همان لباس سربازی” دوشنبه عصر در باغ موزه دفاع مقدس برگزار شد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، در این مراسم که به مناسبت ۶ تیرماه، سالروز ترور رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۶۰ برگزار شد شعرا اشعاری در وصف ایشان قرائت کردند.

در ابتدای این برنامه حاج سعید حدادیان اشعاری را در توصیف رهبر معظم انقلاب خواند که با تشویق حضار روبرو شد.

در ادامه شاعرانی از جمله فاطمه نانی زاد، احمد بابایی، عارفه دهقانی، سیده فرشته حسینی و مرتضی امینی اسفندقه سروده های خود در وصف آیت الله العظمی خامنه ای خواندند.

سپس کلیپی از ترور معظم له پخش شد. در ادامه محسن جوادیان یکی از محافظان رهبر معظم انقلاب در روز ۶ تیرماه ۱۳۶۰ به بیان واقعه پرداخت.

وی گفت: اگر این حادثه برای آقا در روز ۶ تیرماه رخ نمی داد و ایشان طبق عادت همیشگی در روز ۷ تیرماه در جلسه حزب جمهوری اسلامی شرکت می کرد معلوم نبود چه اتفاقی برای معظم له رخ می داد.

وی افزود: ما محافظان آقا ۴، ۵ جوان کم تجربه بودیم که دوره خاصی را هم ندیده بودیم و تمامی حرکات از جمله نقل و انتقال آقا به بیمارستان نیز خودجوش و خدایی انجام شد. ما در راه انتقال آقا به بیمارستان تصادفاتی هم داشتیم که به خیر گذشت.

جوادیان گفت: ابتدا آقا را به یک درمانگاه رساندیم. وقتی با اسلحه و لباس خونی وارد درمانگاه شدیم کادر درمان بیمارستان ترسیدند و فکر کردند ما چند تروریست هستیم. اما وقتی سوتفاهمشان رفع شد دو دکتر در آنجا آقا را معاینه کردند و گفتند ما کاری نمی توانیم بکنیم.

جوادیان ادامه داد: در این میان یک پرستار وارد عمل شد و یک کپسول بزرگ اکسیژن را به ما داد و خودش هم تا بیمارستان همراه ما آمد و آقا با اکسیژن تحت مراقبت قرار گرفت.

وی گفت: وقتی به بیمارستان رسیدیم فشار خون آقا ۵ بود و دو دکتر که نبض آقا را گرفتند گفتند کار ایشان تمام است. اما به لطف خدا دکتر فاضل از پزشکان بسیار خوب کشور از اتاق عمل خارج شد و وقتی نبض آقا را گرفت اعلام کرد یک حفره چهار انگشتی در سینه ایشان ایجاد شده است. دنده های آقا شکسته و رگ شریان ایشان قطع شده است. یک ترکش هم زیر گلوی ایشان بود.

جوادیان افزود: دکترها کار خود را بلافاصله شروع کردند و بعد از یک ساعت اعلام کردند وضعیت آقا مساعد است و موفق شده اند جلوی خونریزی را بگیرند. بلافاصله هم آقا به بیمارستان قلب منتقل شد.

جوادیان اضافه کرد: علاوه بر این آقا در بازدید از جبهه های جنگ دچار مخاطراتی می شدند که هیچ بیمی از آن نداشتند.

در ادامه شب شعر مصطفی محدثی خراسانی، رباب کلامی، نغمه مستشار نظامی، احمد علوی، الهام صفالو، حسین خزایی و فاطمه طارمی به بیان اشعار خود در وصف رهبر انقلاب پرداختند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

روایت محافظ مقام معظم رهبری از ۶ تیر ۱۳۶۰

روایت محافظ مقام معظم رهبری از ۶ تیر ۱۳۶۰ بیشتر بخوانید »

آیین بزرگداشت شهدای هفتم تیر در اهواز برگزار می‌شود

آیین بزرگداشت شهدای هفتم تیر در اهواز برگزار می‌شود


به گزارش مجاهدت از دفاع‌پرس از اهواز، با حضور مردم و جمعی از خانواده‌های معظم شهدا، آیین بزرگداشت شهید «سید محمدحسین بهشتی» و ۷۲ یار باوفایش در اهواز برگزار می‌شود.

 آیین بزرگداشت چهل و دومین سالگرد شهادت مظلومانه شهید آیت‌الله «سید محمدحسین بهشتی» و ۷۲ یار باوفایش فردا (سه‌شنبه) از ساعت ۸ صبح آغاز می‌شود که مردم خوزستان یاد و خاطره شهید بهشتی و دیگر شهدای فاجعه هفتم تیر را گرامی می‌دارند.

آیین بزرگداشت شهید بهشتی و شهدای فاجعه هفتم تیر در یادمان سردار سرلشکر شهید «علی هاشمی»، واقع در ابتدای گلزار شهدای اهواز برگزار می‌شود که جمعی از مسئولان لشکری و کشوری نیز در این آیین شرکت می‌کنند.

در فاجعه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی که در روز هفتم تیر سال ۱۳۶۰ در منطقه سرچشمه تهران به وقوع پیوست شهید آیت‌الله سید محمدحسین بهشتی و ۷۲ تن دیگر به شهادت رسیدند.

شهید «سید جواد شرافت» نماینده شوشتر و گتوند در مجلس، شهید «سید محمد کاظم دانش» نماینده شوش و اندیمشک در مجلس و شهید «علیرضا چراغ‌زاده دزفولی» نماینده رامهرمز و هفتگل در مجلس شهدای استان خوزستان در فاجعه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی بودند.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

آیین بزرگداشت شهدای هفتم تیر در اهواز برگزار می‌شود

آیین بزرگداشت شهدای هفتم تیر در اهواز برگزار می‌شود بیشتر بخوانید »

تیر، روزه قوه قضائیه / بازخوانی انفجار در حزب جمهوری اسلامی

بازخوانی انفجار در حزب جمهوری اسلامی/ پیام امام خمینی (ره) در مورد شهدای هفتم تیر


گروه اجتماعی دفاع‌پرس، در ساعت ۲۰:۳۰ روز یکشنبه هفتم تیر ۱۳۶۰، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای هیئت دولت و… به تدریج به سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران واقع در سرچشمه تهران وارد شدند. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، شهید آیت‌الله بهشتی سخنرانی را خود را آغاز کرد. بحث درباره تورم بود، اما عده‌ای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاست جمهوری نیز صحبت شود و شهید بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد: ما بار دیگر نباید اجازه بدهیم استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی‌گیرند، انتخاب شوند.

پس از بیان این کلمات از زبان شهید بهشتی ناگهان صدایی مهیب فضا را فرا گرفت؛ زمین تکان سختی خورد و دیوار‌ها شروع به لرزیدن کرد. در کمتر از ثانیه‌ای، از سالن جز تلی از خاک چیزی باقی نماند. بیش از هفتاد تن از بهترین یاران انقلاب، زیر خروار‌ها خاک مدفون شدند و روح فرزندان رشید اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ایثار به ملکوت اعلی پیوست و بدین ترتیب جنایتی که تاریخ بشری شبیه بدان را در صفحات خود ثبت نکرده و به یاد نداشت، به وقوع پیوست و توحش غربی و نفاق داخلی، همگام با هم به مناسبت جشن به شهادت رساندن فرزندان امام خمینی (ره) پایکوبی کردند.

عامل بمب گذاری، منافق نفوذی به نام «محمدرضا کلاهی» بود که خود جزء نیرو‌های خدماتی حزب به حساب می‌آمد و پس از انفجار موفق به فرار و راهی فرانسه شد. وی متولد ۱۳۳۸، دانشجوی سال اول رشته برق دانشگاه علم و صنعت ایران بود.

سخنگوی سپاه در مصاحبه‌ای با ارائه توضیحات بیشتر در مورد نتایج تحقیقات گفت که بمب گذاری از ناحیه سازمان مجاهدین خلق، این گروه وابسته و مزدور آمریکایی، صورت گرفته است. شکل و نحوه کار هم به این طریق بوده که به وسیله یک عامل نفوذی به نام محمدرضا کلاهی که در میان کارکنان حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرده بود، این بمب گذاری صورت می‌گیرد. این بمب‌گذاری خیلی ساده و به نوعی بوده که هر کسی می‌توانسته این کار را انجام دهد، به جهت این که فرصت کافی داشته و یکی از بمب‌ها را در زیر تریبون قرار داده و بمب دیگر را در کنار ستونی از سالن کار گذاشته است. بمب‌گذار در ارتباط با همان سالن کنفرانس و به عنوان یک کارمند معمولی و ساده کار می‌کرده است.

پس از حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه سال ۱۳۶۰ و شهادت جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نخستین جلسه علنی مجلس، سه روز بعد، یعنی چهارشنبه دهم تیرماه برگزار شد. درآن روز، به یادبود آن شهیدان، ۲۷ دسته گل، بر روی ۲۷ صندلی مجلس قرار داده بودند.

دو روز بعد از فاجعه هفت تیر، مردم برای تشییع شهدا، در میدان حسن آباد جمع شدند و به سوی بهشت زهرا به حرکت درآمدند. شهدای پاک باخته در راه حق، یکی پس از دیگری بر روی دست‌های گرم و توان‌مند مردم به خاک سپرده می‌شدند و تا عصر آن روزفراموش نشدنی، ۲۸ تن از شهیدان دفن شدند و تشییع بقیه، از جمله شهید مظلوم دکتر بهشتی، به وقت دیگری موکول شد. بامداد روز بعد با این که دفن شهدا اعلام نشده بود، اما سیل مردم به سوی بهشت زهرا سرازیر شد و سرانجام در آن موقع، پیکر پاک آن شهید مظلوم و تنی چند از هم سنگرانش، روی دست‌های پاک مردم به محل دفنشان انتقال یافت و پیکرآنان ـ که پاک‌تر از گُل بود ـ به خاک سپرده شد.

پیام امام خمینی (ره) در مورد شهدای هفتم تیر

امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود درباره شهدای هفتم تیر، درمورد خیانت‌های منافقین می‌فرماید: «می خواهید با شهادت رساندن عزیزان ما، این ملت فداکار را از صحنه بیرون کنید. شما تا توانستید به فرزندان اسلام، چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه با حربه ناسزا و تهمت‌های ناجوان مردانه حمله کردید که آن‌ها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاده و کوس رسوایی همه تان بر سرِ بازار‌ها زده شد، در سوراخ‌ها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زده اید که به خیال خام خود، ملت شهید پرور و فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمی‌دانید که در واژه شهادت، واژه وحشت نیست.

سخنان مقام معظم رهبری در مورد شهدای هفتم تیر

مقام معظم رهبری در مورد حادثه هفتم تیر سال ۱۳۶۰ می‌فرماید: «یک جمله درباره حادثه هفتم تیر عرض کنیم و آن این است که شاید از همه ابعاد متعددی که این حادثه داشت، این بُعد جالب‌تر باشد که این حادثه، نشان داد که ضربه‌های سهمگینی از این قبیل هم حتّی نمی‌تواند به استحکام بنای جمهوری اسلامی که به ایمان و حضور مردم تکیه کرده است، خللی وارد کند. این حادثه، حادثه کوچکی نبود. چنین حادثه‌ای در هر نقطه دنیا کافی است برای فرو ریختن یک نظام. این همه اشخاص مؤثر، مهم، خوش فکرو مبارز به دست جنایت کار تروریست‌ها در یک لحظه از بین بروند و نظام آن را تحمل کند و از آن، وسیله‌ای برای استحکام هر چه بیش‌تر خود به وجود بیاورد. این چیز شگفت آوری بود. این برکت حضور و ایمان مردم، به برکت استحکام ساخت درونی نظام اسلامی بود و به فضل پروردگار، همیشه همین طور خواهد بود.

پس از این واقعه تلخ روز هفتم تیر به عنوان روز قوه قضائیه نامگذاری شد و جهت ارج نهادن به مقام والای قضاوت و تکریم مقام شامخ شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی اولین مسئول دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران و بنا به پیشنهاد قوه قضائیه مبنی بر نامگذاری هفته اول تیرماه به عنوان هفته قوه قضائیه، این پیشنهاد در تاریخ ۲۷/۴/۱۳۷۳ در شورای فرهنگی عمومی مطرح و به تصویب رسید.

انتهای پیام/ 241

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

بازخوانی انفجار در حزب جمهوری اسلامی/ پیام امام خمینی (ره) در مورد شهدای هفتم تیر

بازخوانی انفجار در حزب جمهوری اسلامی/ پیام امام خمینی (ره) در مورد شهدای هفتم تیر بیشتر بخوانید »