حضرت آیت الله خامنه ای

مزیّت تاریخی رهبر انقلاب از نگاه علامه جوادی‌آملی/ چرا درباره علت گرانی به مردم دروغ می‌گویند!؟

مزیّت تاریخی رهبر انقلاب از نگاه علامه جوادی‌آملی/ چرا درباره علت گرانی به مردم دروغ می‌گویند!؟


سرویس سیاست مشرق – «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز ۰۷:۳۰ با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

*** 

چرا درباره علت گرانی به مردم دروغ می‌گویند!؟

هدایت‌ا… آقایی، فعال چپ و از دستگیرشدگان فتنه ۸۸ در بخشی از یک مصاحبه با شماره یکشنبه گذشته روزنامه آرمان ملی درباره پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا گفته است: آمدن جو بایدن در ریاست جمهوری آمریکا فضای اقتصادی ایران را به سمت جلو حرکت می‌دهد!

او همچنین تصریح می‌کند: “تیم جدیدی که در آمریکا با ایران مذاکره می‌کند به‌نظر بنده باید از دونالد ترامپ منطقی‌تر باشند و این موضوع حتما در دولت جدید آمریکا وجود خواهد داشت. دونالد ترامپ بسیار از حوزه قدرت در مقابل ایران برخورد می‌کرد و از تمام اهرم‌های خود هر لحظه ممکن بود استفاده کند و شرایط را برای مردم ایران بسیار سخت‌تر می‌کرد. دموکرات‌ها حداقل در شعارهای خود به مذاکره و تعامل اعتقاد دارند و به‌نظر من با آمدن بایدن فضای اقتصادی بهتری ایجاد می‌شود. من فکر می‌کنم که فشار کمتری هم در مسائل اقتصادی وارد می‌شود و مردم ایران فشار کمتری را نسبت به گذشته تحمل خواهند کرد. “[۱]

*اظهارات آقایی در حالی است که مسئله گرانی در ایران دقیقا هیچ ربطی به آمریکا و اذناب او ندارد. بلکه به “عدم نظارت بر قیمت‌ها” از سوی آقای روحانی و دستیاران دولتی ایشان مربوط است.

و اکنون سؤال اینجاست که چرا آقایی و امثال آقایی به جای گفتن حقیقت با مردم، راه “دروغ” را برگزیده‌اند و ترجیح می‌دهند مثل ۸۸ با مردم ناراستی کنند؟

آقایی حکما می‌داند اما نمی‌گوید که صرفا با “رأی خوب” مردم در انتخابات آینده و آمدن دولتی که معتقد به جهش تولید و نظارت بر قیمت‌ها باشد؛ نرخ‌ها وارد فرایند کاهشی خواهند شد. و این یک حقیقت واضح در اقتصاد ایران است که البته لیبرالها و حامیان دولت فعلی قصد کتمان آنرا دارند.

جالب است که اصلاح‌طلبان برای فرار از ننگ اجنبی‌پرستی می‌گویند بایدن در روش با ترامپ متفاوت است اما توضیح نمی‌دهند که چرا این تفاوت در روش قرار است به زعم آنها به ارزانی در ایران منتج شود!

شوق و شعف ستاد مشترک دولت و اصلاح‌طلبان گویا از پیروزی جو بایدن آمریکایی از شخص بایدن و همکاران او نیز بیشتر است که این مسئله تأملات فراوانی را می‌طلبد.

“علی ربیعی”، فعال چپ و سخنگوی دولت نیز به تازگی در یک توییت نوشته است: نمی‌فهمم که چگونه عده‌ای در داخل از نتیجه انتخابات آمریکا حتی داغ‌تر از طرفداران کاندیدای شکست خورده نگران بودند،  برخی او را با اسطوره‌های مذهبی ما هم شبیه سازی کردند. نیل به هدف سیاسی به چه قیمت!

او با اشاره به پیروزی بایدن تصریح می‌کند: در مرحله‌ تضعیف تحریم‌های یک جانبه و فرصت پیش‌آمده برای عقب‌راندن جنگ اقتصادی با تأکید بر مواضع اصولی و تکیه بر دیپلماسی چندجانبه، نیاز به حمایت از دولت مستقر است. نباید جریان‌هایی با اهداف کوتاه‌مدت سیاسی احساس کنند پیروزی دولت در این عرصه به زیانشان است. پیروز نهایی ملت ایران است. “! [۲]

***

مزیّت تاریخی رهبر انقلاب از نگاه علامه جوادی‌آملی

مزیّت تاریخی رهبر انقلاب از نگاه علامه جوادی‌آملی/ چرا درباره علت گرانی به مردم دروغ می‌گویند!؟

حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی، از مراجع عظام تقلید و مفسّر قرآن کریم طی سخنانی در یازدهمین گردهمایی اساتید علوم عقلی که همزمان با ایام بزرگداشت علامه طباطبایی (ره) در مؤسسه اسراء برگزار شد، پیرامون علوم عقلانی و فلسفه اسلامی گفت: در هیچ عصری علوم عقلی و علوم اسلامی مورد حمایت نبود و به خصوص علوم عقلی مورد بی‌مهری قرار می‌گرفت. در دوره‌هایی که حکومت با علوم عقلی همراه شد، مردان بزرگی رشد کردند. اگر حکومت بغداد محور علوم عقلی در دوره صادقین(ع) و امام کاظم(ع) شد، زیرا این ائمه(ع) شاگردان خود را با براهین عقلی تربیت کردند.

او می‌افزاید: مرحوم مجلسی در بحارالانوار در خلال مذاکرات علمی امام صادق(ع) نقل کرده است که امام صادق(ع) فرمود: ارسطو چنین گفته است. این حرمت نهادن به یک حکیم یونانی است. استاد ما علامه شعرانی در شرح اصول کافی ملاصالح همین مطلب را نقل کرده و در عین حال آورده است که ارسطو کجا و امام صادق(ع) کجا و این فخر ارسطوست که نامش بر زبان امام صادق(ع) جاری شده است.

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از شفقنا، این مفسّر برجسته قرآن کریم با بیان اینکه هیچ وقت ندیده‌ایم که ائمه(ع) آنها (فلاسفه) را مورد بی‌مهری قرار دهند تصریح کرد: در دوره صفویه هم چون انس نسبت به علوم عقلی و نقلی از سوی دولت صفویه نشان دادند، شیخ بهایی و ملاصدرا پیدا شدند. امروز که حوزه قم از نجف و اصفهان بالاتر است، چه نعمتی بالاتر از این، اگر الان انجام وظیفه نکنیم، هیچ عذری نداریم.

علامه جوادی آملی گفته است: چه زمانی رهبری سراغ داشتیم که این طور از علوم عقلی و فلسفه حمایت کند!؟ [۳]

*اهتمام رهبر معظم انقلاب به علوم عقلانی و فلسفه موجب اعجاب دانشمندان و اهالی حکمت شده و به گواه تاریخ نیز بیسابقه است.

اهتمامی که البته نشانه‌های آن در کلام معظم‌له به وضوح هرچه‌تمامتر قابل رؤیت است.

رهبر انقلاب در سال ۹۱ و در دیدار با اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی در این رابطه می‌فرمایند:

“باید گسترش گفتمان فلسفه‌ی اسلامی در دنیا باشد؛ این را هدف قرار دهید. امروز مطلقاً اینجور نیست، بلکه بعکس است. یعنی امروز در ایران مثلاً در محیطهای دانشگاهی و علمی ما فلسفه‌ی کانت بمراتب رائج‌تر و شناخته شده‌تر است از فلسفه‌ی بوعلی سینا. یعنی ابن‌سینای با این عظمت که همه‌ی تاریخ بشر، از هزار سال پیش به این طرف، با اسم او درگیر است، در مجامع دانشگاهی ما حکمت و فکر فلسفی‌اش شناخته شده نیست به آن اندازه‌ای که کتاب فکر فلسفیِ مثلاً کانت شناخته شده است. این یک مسئله‌ی مهمی است. ما باید عکس این را عمل کنیم. یعنی باید هدف را این قرار بدهیم که تفکر فلسفه‌ی اسلامی – حالا با همان مشخصاتی که دارد؛ که خود این، جای بحث و گفتگو دارد که فلسفه‌ی اسلامی چیست – در دنیا به عنوان گفتمان فلسفی شناخته شود، در دانشگاه‌ها رواج پیدا کند، متفکرین عالم از آنها مطلع باشند، روی آنها بحث کنند، نقد و انتقاد کنند، در مجلات علمی‌شان منعکس شود. “[۴]

ایشان همچنین در یک سخنرانی در حدود ۱۸ سال قبل نیز فلسفه اسلامی را “فقه اکبر” و “پایه‌ی دین” معرفی می‌کنند و می‌فرمایند:

“در گذشته در حوزه‌ی قم با فلسفه و وجود مرحوم آقای «طباطبایی» مخالفت میشد. میدانید درس اسفار ایشان به دستور تعطیل گردید و ایشان مجبور شد شفا تدریس کند. در دوره‌ی اخیر، قم مرکز حوزه‌ی فلسفی ما بوده است؛ آقای طباطبایی هم انسان کاملاً متشرّع، مواظب، دائم‌الذّکر، متعبّد، اهل تفسیر و اهل حدیث بوده؛ از آن قلندرمآبهای آن‌طوری نبوده است – البته جلسات خصوصی را کاری نداریم – مراتب علمی و فقه و اصولش هم طوری نبوده که کسی بتواند آنها را انکار کند؛ درعین‌حال کسی مثل آقای طباطبایی که جرأت کرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، این‌طور مورد تهاجم قرار گرفت. نتیجه چیست؟ نتیجه این است که امروز سطح تفکّرات و معرفت فلسفی ما در جامعه و بین علمای دین محدود است. با بودنِ استادی مثل آقای طباطبایی، جا داشت امروز تعداد زیادی استاد درجه‌ی یک از تلامذه‌ی ایشان در قم و دیگر شهرستانها داشته باشیم. آقای طباطبایی فرد فعّالی بود؛ بنابراین جریان فلسفی‌ای که به وسیله‌ی ایشان پایه‌گذاری شد، باید به شکل وسیعی گسترش پیدا میکرد، که نکرده است. البته ما همان وقت مقلّد آقای «بروجردی» بودیم و الان هم با چشم تجلیل و تعظیم به ایشان نگاه میکنیم؛ اما بالاخره هرچه بود، نتیجه‌اش این شد. این نباید تکرار شود.

فلسفه‌ی اسلامی – همان‌طور که شما فرمودید و درست هم گفتید – فقه اکبر است؛ پایه‌ی دین است؛ مبنای همه‌ی معارف دینی در ذهن و عمل خارجی انسان است؛ لذا این باید گسترش و استحکام پیدا کند و برویَد و این به کار و تلاش احتیاج دارد. “[۵]

جالب است بدانیم که رهبر فرزانه انقلاب بر “آموزش فلسفه اسلامی حتی به کودکان” نیز تأکید دارند و در یکی از بیانات خود با طرح مثالی جالب در این رابطه می‌فرمایند:

“یک مسئله، مسئله‌ی نوشتن کتاب فلسفی برای کودکان است، که غربی‌ها دارند این کار را میکنند. دو سه سال قبل از این، یک کتابی برای من آوردند، من مبالغی نگاه کردم. خب، از همان اوّلی که شروع میکند، واقعاً فلسفه است؛ لیکن باب کودکان است. این کتاب، یک کتاب خیلی قشنگی است در باب فلسفه – حالا اسمش یادم نیست؛ توی کتابهایم هست – به نظرم یک آمریکائی این را نوشته. ما به اینجور کتابی احتیاج داریم. بچه‌های ما ذهنشان دارد فلسفی میشود. خوشبختانه حرکت جامعه و نظام موجب شده که ذهنها عقلانیت پیدا کند. جوانهای ما واقعاً سؤال میکنند. این سؤالهائی که زیاد شده، این را باید مبارک دانست؛ منتها ما باید جوابگوئی داشته باشیم. حس سؤال کنندگی دارد زیاد میشود، و این همین‌طور دارد به نسلهای پائین‌تر منتقل میشود.

 ما یک نوه‌ی کوچکی داریم، دو سال و نیمش است و هنوز درست حرف هم نمیزند. چند روز پیش یک میزی اینجا بود، داشت می‌انداخت. به او گفتم این میز را نینداز. گفت: چرا؟ خوشم آمد از این که گفت چرا. چرا نیندازم؟ دنبال علت میگردد. بعد پنجه میزد به یک بچه‌ی دیگری، گفتم آقاجان نکن. گفت: چرا؟ این سؤال کردن از علت، خیلی چیز مهمی است. این حالت دارد به وجود می‌آید. حالا وقتی او ده ساله بشود، سؤالات زیادی برایش مطرح است: چرا؟ چرا؟ چرا؟ وقتی همین بچه، یک جوان هجده نوزده ساله‌ای باشد، سؤالات قوی‌تری در ذهنش ایجاد میشود. ما باید برای این سؤالات جواب داشته باشیم. این کار، کار شماهاست. شما واقعاً میتوانید این کار را انجام دهید. “[۶]

***

تکرار تئوری تحریم انتخابات توسط مباشر روحانی

مزیّت تاریخی رهبر انقلاب از نگاه علامه جوادی‌آملی/ چرا درباره علت گرانی به مردم دروغ می‌گویند!؟

اکبر ترکان، فعال اصلاح‌طلب و از مقامات سابق دولت آقای روحانی در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا پیرامون انتخابات ۱۴۰۰ گفته است: کیفیت انتخابات ۱۴۰۰ بستگی به نظر شورای نگهبان دارد. اگر این شورا مانند انتخابات مجلس یازدهم عمل کند فضا رقابتی نخواهد شد. شاهد بودیم که در انتخابات مجلس یازدهم، در تعداد بسیاری از حوزه‌ها، نامزدهای اصلاح‌طلبان مورد تایید شورای نگهبان واقع نشدند و در نتیجه اصلاح‌طلبان امکان رقابت نداشتند.

او می‌افزاید: در نتیجه این عمل شورای نگهبان، انتخابات مجلس یازدهم به رقابتی بین خود اصولگرایان تبدیل شد. اگر شورای نگهبان مثل انتخابات مجلس عمل کند نتیجه‌اش هم مانند انتخابات مجلس می‌شود.  اما اگر وضعیت تایید صلاحیت‌ها تغییر کند و نامزدهای اصلاح‌طلبان تایید شوند، امکان دارد وجود برخی چهره های اصلاح‌طلب، موجب مشارکت وسیع‌تر مردم شود.[۷]

*ترکان در حال تکرار تئوری “تحریم انتخابات ۱۴۰۰” است که به تازگی در زمزمه‌هایی از سوی ستاد اصلاحات و امثال خوئینی‌ها مورد تأکید قرار می‌گیرد. [۸]

رفتاری شریرانه که ستاد اصلاحات آنرا برای انتخابات مجلس یازدهم در سال ۹۸ نیز تجویز کرد و مشارکت کسانی از مردم را کاهش داد.

هدف این تئوری نیز القای نامشروع بودن نظام اسلامی در پی کاهش مشارکت کسانی از مردم بود.

اصلاح‌طلبان البته به مردم توضیح ندادند که شورای نگهبان هرگز نمی‌تواند چهره‌های بدسابقه و اشرار سیاسی را تأیید صلاحیت کند و چپ‌ها بعنوان یک طیف سیاسی مکلف هستند نامزدهایی مورد تأیید قانون را به نهاد نظارتی معرفی کنند نه اینکه با اشرار و فتنه‌گران هم‌کاسه باشند.

حرف و حدیث‌ها اینطور می‌گوید که ستاد اصلاحات از آنجا که ایران را در آستانه شعله‌ور شدن فتنه اقتصادی می‌داند؛ قصد دارد رفتار تحریمی خود را در انتخابات ۱۴۰۰ نیز تکرار کند و با معرفی چند نامزد بدسابقه که بی‌صلاحیتی آنها از هم‌اکنون محرز است؛ به انتظار عدم تأیید صلاحیت آنها بنشیند و بعد هم در حالی که منتظر فتنه اقتصادی است، به مردم بگوید نظام اسلامی اجازه حضور ما در انتخابات را نداد!

در بحث میزان مشارکت انتخاباتی همچنین لازم به اشاره است که اگرچه بالا بودن مشارکت یک امتیاز بزرگ محسوب می‌شود اما حیات و قوام یک انتخابات به رعایت “مُرّ قانون” است نه به میزان مشارکت.

به عبارت دیگری نظام اسلامی همواره باید تلاش کند تا انتخابات با هر میزان مشارکتی اما قانونی برگزار شود و منتخب یا منتخبین بتوانند مثل انتخابات مجلس یازدهم با طی شدن فرایندهای قانونی پا به عرصه بگذارند.

***

1_ http://www.armanmeli.ir/fa/print/main/301907

2_ https://etemadonline.com/content/446970

3_ https://fa.shafaqna.com/news/1048878/

4_ https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=23898

5_ https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8616

6_ https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=23898

7_ www.irna.ir/news/84119138/

8_ mshrgh.ir/1121882

مزیّت تاریخی رهبر انقلاب از نگاه علامه جوادی‌آملی/ چرا درباره علت گرانی به مردم دروغ می‌گویند!؟

منبع خبر

مزیّت تاریخی رهبر انقلاب از نگاه علامه جوادی‌آملی/ چرا درباره علت گرانی به مردم دروغ می‌گویند!؟ بیشتر بخوانید »

مروری کوتاه بر چگونگی آزادسازی «سوسنگرد»+ فیلم

مروری کوتاه بر چگونگی آزادسازی «سوسنگرد»+ فیلم



مروری کوتاه بر چگونگی آزادسازی «سوسنگرد»+ فیلم

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، ششم مهر سال ۱۳۵۹ ارتش بعث عراق پس از شکستن مقاومت مدافعان ایران اسلامی، شهر «سوسنگرد» را به اشغال خود درآورد؛ اما چهار روز بعد یعنی ۱۰ مهر، رزمندگان ایرانی این شهر را آزاد کردند.

ارتش بعث عراق مجدداً طی حملاتی، حدود ۱۱ روز بعد یعنی ۲۱ مهر، ضمن اشغال شهر «بستان»، شهر «سوسنگرد» را از سه طرف محاصره کرده و در ۲۴ آبان وارد این شهر شدند؛ اما مقاومت رزمندگان مستقر در شهر، همانند سدی مستحکم، مانع از سقوط «سوسنگرد» شد.

در شرایطی که اوضاع دفاع از «سوسنگرد» نگران‌کننده شده بود، رزمندگان اسلام با حمایت ستاد جنگ‌های نامنظم به فرماندهی شهید «مصطفی چمران» و نقش اساسی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مد ظله‌العالی)، عملیات دفاع از «سوسنگرد» را آغاز کردند.

پیش از آغاز عملیات آزادسازی «سوسنگرد»، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مد ظله‌العالی) در تماس تلفنی با حضرت امام خمینی (ره)، موضوع حصر «سوسنگرد» و کوتاهی‌هایی که از سوی برخی افراد نظیر «بنی‌صدر» برای نجات این شهر صورت می‌گرفت را به ایشان گزارش دادند و امام خمینی (ره) نیز تأکید کردند که این عملیات باید تحت هر شرایطی صورت بگیرد؛ بنابراین این عملیات، صبح روز ۲۶ آبان سال ۱۳۵۹ از محور «حمیدیه» آغاز شد که با حمایت تهاجمی چند فروند بالگرد هوانیروز، حصر «سوسنگرد» در نیم‌روز اول ۲۶ آبان شکسته شده و سوسنگرد برای همیشه آزاد شد. در این عملیات شهید «مصطفی چمران» از ناحیه پا مجروح شده و جهت درمان به تهران منتقل می‌شود.

انتهای پیام/ 113

مروری کوتاه بر چگونگی آزادسازی «سوسنگرد»+ فیلم

منبع خبر

مروری کوتاه بر چگونگی آزادسازی «سوسنگرد»+ فیلم بیشتر بخوانید »

جنگ چهره زنانه دارد/ آیت‌الله خامنه‌ای درباره زنان صدخرو چه گفتند

جنگ چهره زنانه دارد/ آیت‌الله خامنه‌ای درباره زنان صدخرو چه گفتند



کتاب نان سال های جنگ - راه یار - کراپ‌شده

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، چاپ دوم کتاب «نان سال‌های جنگ» که خاطرات زنان روستایی در پشتیبانی دفاع مقدس را روایت می‌کند، با ویرایشی جدید و توسط انتشارات «راه یار» روانه بازار نشر شد.

در این کتاب، با روستایی مواجه هستیم که کیلومترها با خط مقدم جنگ فاصله داشته، اما ثمره تلاش‌هایش، روحیه دادن و قوت بخشیدن به رزمندگان در جای جای خط مقدم بوده است.

جنگ چهره زنانه دارد/ آیت‌الله خامنه‌ای درباره زنان صدخرو چه گفتند

بنابرین گزارش، صدخَرو واقع در ۵۵ کیلومتری غرب شهرستان سبزوار، یکی از هزاران روستایی است که در سال‌های دفاع مقدس، به پشتیبانی از جنگ مشغول بوده. اما در تاریخ دفاع مقدس کمتر به نقش این روستاها پرداخته شده و با بی‌مهری تاریخ‌نگاران مواجه بوده است. روستاهایی که به مدد جهاد سازندگی پایشان به پشتیبانی جنگ باز شد. زنان روستای صدخرو، نمونه‌ای از زنان انقلابی هستند که عمرشان را پای دفاع از انقلاب و ارزش‌هایش گذاشتند. هرچند این زنان سواد زیادی نداشتند و در دانشگاهی درس نخوانده بودند، اما در مکتب اسلام یاد گرفته بودند که زندگی چیزی نیست جز عقیده و جهاد. برای همین زندگی‌شان شده بود جهاد در راه عقیده. برای همین بود که پای تنور خیس عرق می‌شدند، اما از نان پختن برای جنگ دست نمی‌کشیدند.

در بخشی از مقدمه کتاب درباره فعالیت‌های این زنان روستایی می‌خوانیم: «در دل این روستا(صدخرو)، محور فعالیت‌های پشتیبانی جنگ با چند نفر بود که شاخص‌ترین آنها و به تعبیری فرمانده پشتیبانی جنگ روستا، خیرالنساء صدخروی است؛ پیرزنی مهربان که مادربزرگ جبهه‌هاست و قصه‌هایش از جنگ است و پیروزی حق بر باطل. مادربزرگ، روایت‌هایش از جنس بیداری است و زنان قصه‌اش زنان روستای صدخرو هستند که یا سرشان به نان و کلوچه پختن گرم بوده یا به مربا درست کردن. زمستان‌های سرد هم به فکر رزمندگان بودند و برایشان ژاکت و بافتنی می‌بافتند.

حماسه «نان سال‌های جنگ»

زنان قصه‌های خیرالنساء از زنان هر قصه‌ای واقعی‌ترند. آنها مصداق این گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای در اردیبهشت سال ۱۳۶۰ هستند: «وقتی در جبهه‌ها لباس‌های دوخته و اتوکشیده و یا خوراکی‌های بسته‌بندی شده و یا طبخ‌های بسیار مهربانانه و مادرانه و یا ترشی و مربا را می‌بینم، می‌فهمم که تلاش بسیاری در پشت جبهه از سوی مادران و زنان وجود دارد. جالب‌تر آنکه نامه‌هایی به مناسبت جنگ، همراه با هدایایی از خواهران به دستم می‌رسد و حتی بعضی از آنها اظهار می‌کنند که فرزندمان را در راه خدا از دست دادیم و این هدیه را هم می‌دهیم و یا بعضی از زنان زیورآلات خودشان را که در میان آنها یادگاری خاطره‌انگیز از دوران ازدواجشان نیز دیده می‌شود، برای جبهه‌های جنگ می‌فرستند. به اعتقاد من بخش مهم محیط گرم و پُرشور جنگ، مربوط به جهت فکری خواهران است و اگر زنان ما در این حال‌وهوای فکری نبودند، نیمی از این شور وجود نداشت.» این زنان همچون فرزندانشان ایمان داشتند به شعاری که می‌دادند: «جنگ جنگ تا پیروزی» و جنگ همه زندگی‌شان شده بود تا به پیروزی برسند. این زنان با دست‌هایشان حماسه‌ای ماندگار در تاریخ رقم زدند؛ حماسه‌ای به اسم «نان سال‌های جنگ».

انگار آتش می‌بارید

رقیه خالقی‌کیا یکی از این زنان روستایی است. او در خاطراتش از آن روزها می‌گوید: «نان‌پختن توی تابستان کار سختی بود. تابستان انگار آتش می‌بارید! کنار تنور هم که بودیم می‌پختیم از گرما. وقتی هوا داغ بود، خمیرِ خوبی از آب درنمی‌آمد و سریع تُرش می‌شد. برای اینکه نان به تنور نچسبد، یک تکه دستمال خیس دور تنور می‌چرخاندیم. بهش می‌گفتیم تُنُورو. اگر این کار را نمی‌کردیم، نان‌ از کناره‌ می‌افتاد داخل تنور. ماه رمضان هم فقط شب‌ها نان می‌پختیم. بعد از افطار می‌رفتیم سر تنور.»

یک‌لحظه بیکار نمی‌شدم

طوبی خدایی که پسرش هم در جبهه‌های جنگ بوده، در خاطره‌ای که از او در این کتاب می‌خوانیم، درباره فعالیت‌های پشتیبانی جنگ در روستای صدخرو این طور گفته است: «پسرم که رفت سربازی، کارم شد گریه و دعا. هرجا روضه‌ای بود، خودم را می‌رساندم و یک دل سیر اشک می‌ریختم. خانه که بودم، نمی‌خواستم کسی اشکم را ببیند. روضه را بهانه می‌کردم. هنوز روضه شروع نشده، اشک توی چشمم جمع می‌شد. یک روز که از روضه برمی‌گشتم، یکی از همسایه‌ها گفت: «طوبی، خبر داری برای رزمنده‌ها نان می‌پزیم؟ تو هم اگر دوست داری بیا.» از خدایم بود! پرس‌وجو کردم، فهمیدم کجاها نان می‌پزند. هرجایی دود تنوری بلند بود خودم را می‌رساندم. دستم به نان‌پختن نمی‌گرفت و خیلی بلد نبودم. خمیر زواله می‌کردم، نان از تنور می‌کشیدم بیرون و نان‌ها را پهن می‌کردم روی زمین. بعضی وقت‌ها هم می‌رفتم هیزم‌ها را از در حیاط می‌آوردم تا پای تنور. تنور که خاموش می‌شد، خاکسترها را از تنور بیرون می‌کردم. یک‌لحظه بیکار نمی‌نشستم. جارو دست می‌گرفتم حیاط را جارو می‌زدم. استکان و قوری آب می‌زدم.»

نانوای جبهه‌ها

صغری صدخروی، یکی دیگر از زنان این روستاست که با وجود نداشتن تنور از قافله هم‌ولایتی‎‌هایش جا نمانده؛ «خانۀ ما کوچک بود و تنور نداشتیم. موسی عیدی، همسایه‌مان، تنور خانه‌اش برای جبهه همیشه روشن بود. مثل موسی، چند نفر دیگر هم بودند که خانه‌ و زندگی‌شان را داده بودند برای این‌جور کارها. می‌رفتم خانۀ موسی. تنور را که آتش می‌زدند، می‌رفتم تا خانۀ خودمان و به بچه‌ها سر می‌زدم. دوباره برمی‌گشتم. خیالم از شوهرم راحت بود. اهل غُرغُر نبود، برای همین با خیال راحت نان می‌پختم. نانوا کم داشتیم. شدم نانوای جبهه‌ها. قبل از جنگ، نان نپخته بودم. اگر جنگ نبود، شاید یاد نمی‌گرفتم نان بپزم. شب و روز نداشتیم. روزی بود که با چهل مَن آرد، نان می‌پختیم. تا جایی که قوّت داشتیم کار می‌کردیم.»

شعر؛ نخ و سوزن

زنان روستای صدخرو، غیر از پخت نان، کلوچه، مربا و رشته هم برای جبهه‌ها آماده می‌کردند و هر وقت هم نیاز می‌شد دست به قیچی و سوزن و نخ هم می‌شدند تا برای رزمندگان، رزم‌جامه بدوزند.

طوبی موحدی‌فر از جمله زنان خستگی‌ناپذیری است که با وجود داشتن فرزند خردسال، دست از کار و تلاش برای دوخت لباس‌های رزمندگان برنمی‌داشته است؛ «برای خیاطی می‌رفتیم مزار. آن‌قدر لباس می‌دوختیم که دیگر جانی به تنمان نمی‌ماند. وقتی می‌دیدم همه خسته‌وکوفته شده‌اند، شروع می‌کردم به شعرخواندن. خانم‌ها می‌گفتند: «تو شاعری و شعرهای قشنگی می‌خوانی.» می‌گفتم: «باید شعر بخوانی تا کار خسته‌ات نکند.» بیشتر وقت‌ها پسر کوچکم را هم با خودم می‌بردم مزار. شش‌ماهه بود. روی پایم می‌گذاشتمش و برایش لالایی می‌خواندم: «لالایت می‌کنم خوابت نمی‌یاد/ بزرگت می‌کنم، یادت نمی‌یاد». وقتی می‌خوابید، می‌گذاشتمش روی زمین. بعد می‌رفتم سراغ حمیده حسینی‌جم و کار را شروع می‌کردیم. روزی یکی از خانم‌ها گفت: «بلند شو که پسرت از گریه سیاه و کبود شد!» گفتم: «خدا می‌داند برای جبهه کار می‌کنم، خودش مراقب بچه‌ام هست.»

فقط یک تخم‌مرغ

شیرزنان روستای صدخرو، در کنار فعالیت‌های مختلفی که برای پشتیبانی جنگ انجام می‌دادند، حاضر بودند از مایحتاج روزانه خود هم بگذرند تا مبادا خللی در جبهه‌های دفاع مقدس برای رزمندگان پیش بیاید. صدیقه صالح غفاری، یک نمونه از این حماسه‌ها را این طور نقل کرده است؛ «یک روز دیدم زنی یک تخم‌مرغ آورده است. با تعجب ازش پرسیدم این تخم‌مرغ را برای چی آوردی؟ گفت: «من فقط یک مرغ دارم. امروز دیدم همین یک تخم را گذاشته، آوردم که بفرستید جبهه.»

بنابرین گزارش، صدخَرو، یکی از هزاران روستایی است که در سال‌های دفاع مقدس، به پشتیبانی از جنگ مشغول بودند. اما در تاریخ دفاع مقدس کمتر به نقش این روستاها پرداخته شده و با بی مهری تاریخ نگاران مواجه بوده است. «نان سال‌های جنگ»، کتابی است که به نقش زنان پشتیبانی جنگ یک روستا پرداخته است؛ زنانی که به مثابه گردانی در جنگ بودند و فرمانده‌شان هم خیرالنساء و دخترش مریم بودند. علاوه بر صدخرو، هزاران روستای دیگر هست که کمتر به آنها پرداخته شده است؛ روستاهایی که به مدد جهاد سازندگی پایشان به پشتیبانی جنگ باز شد.

براساس این گزارش، چاپ دوم «نان سال‌های جنگ» که تحقیق و مصاحبه‌های برعهده محمد اصغرزاده بوده و نگارش آن توسط محمود شم‌آبادی صورت گرفته، طی روزهای اخیر، با ویرایشی جدید در ۲۰۰صفحه، شمارگان ۲هزار نسخه و قیمت ۲۲هزار تومان به همت انتشارات «راه یار» روانه بازار نشر شده است و علاقمندان جهت تهیه و سفارش این کتاب علاوه بر کتابفروشی‌ها می‌توانند از طریق ammaryar.ir اقدام کنند و یا با ۰۲۱۴۲۷۹۵۴۵۴ و ۰۲۵۳۷۷۴۶۴۹۰ تماس بگیرند.

جنگ چهره زنانه دارد/ آیت‌الله خامنه‌ای درباره زنان صدخرو چه گفتند

منبع خبر

جنگ چهره زنانه دارد/ آیت‌الله خامنه‌ای درباره زنان صدخرو چه گفتند بیشتر بخوانید »