حضرت امیرالمؤمنین (ع)

صلح امام حسن (ع) و قیام سیدالشهدا (ع) هر دو قیام لله است

صلح امام حسن (ع) و قیام سیدالشهدا (ع) هر دو قیام لله است


گروه فرهنگ دفاع‌پرس ـ رسول حسنی ولاشجردی؛ در کتاب شریف الکافی نقل شده هست: وقتی از امام صادق (ع) درباره قائم (ع) پرسیده شد، آن حضرت فرمود: «همه ما قائم به امر خداییم.» این حدیث شریف به روشنی بیان می‌کند همه رفتارها، گفتار‌ها و اندیشه‌های ائمه اطهار (ع) برای همیشه ملاک عمل امت اسلامی باید باشد. یعنی در راه و روشی که هر یک از ائمه معصومین (ع) در پیش گرفته‌اند هر چند در ظاهر تفاوت‌هایی دارند، اما در نفس عمل تفاوتی ندارد.

اگر حضرت رسول‌الله (ص) با مشرکان صلح حدبیه را امضاء می‌کنند با جنگ امیرالمومنین با قاسطین و مارقین و ناکثین تفاوتی ندارند، چرا که هر دو به امر خدا در میدان‌های مختلف جهاد کردند و فتوحاتی برای اسلام به دست آوردند. این مهم نیز در سیره و روش امام حسن (ع) در واقعه صلح ایشان با معاویه بن ابوسفیان و جنگ سیدالشهدا (ع) با یزید بن معاویه وجود دارد. پیامبر اسلام (ص) در حدیثی فرمودند: «حسن (ع) و حسین (ع) امام هستند چه بنشینند و چه قیام کنند.» این دو امام (ع) چنان که امام صادق (ع) فرمودند قائم به امر خدا بودند. هر دو قیام لله کرده‌اند چه با دشمنان خود صلح باشند و چه علیه آنها قیام کنند.

آنکه چشم حقیقت بین داشته باشد به خوبی می‌داند که در هر دو حال پیروزی و نصرت از آن جبهه حق بوده و دشمنان‌شان به شکست مفتضح شدند. متاسفانه این حقیقت روشن از سوی بسیاری درک نمی‌شود و یا خود را به جهالت زده‌اند و سازش با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی را به مصلحت می‌دانند، حال آنکه مصلحتی بالاتر از حفظ انقلاب اسلامی نیست. کسی که درکی از قیام سیدالشهدا (ع) ندارد قطعا درکش از صلح امام حسن (ع) بسیار سطحی و نازل خواهد بود.

آنان که بر طبل سازش می‌زنند عافیت طلبانی هستند که اسلام را قشری و فردی می‌بینند و حتی برای حفظ همین حداقل نیز تلاشی نمی‌کنند. اگر صلح با دشمن صهیونیستی و آمریکایی ثمری داشت چرا آنان که پیش از این بر سر میز سازش نشستند عاقبت‌شان غارت کشور و سقوط دولت‌شان بود. چنان که در لیبی و عراق و دیگر کشور‌ها شاهد بودیم.

صلح امام حسن (ع) به منظور حفظ اسلام بود که این صلح بعد از شهادت ایشان تا ده سال بعد تداوم پیدا کرد. با مرگ معاویه و آغاز خلافت جابرانه یزید بود که این صلح از سوی امام حسین (ع) ملغی شد و ایشان قیام کردند. کمی یاران و قلت سلاح نیز ملاک نبود. چنان که اگر آن حضرت تنها بودند باز دست به شمشیر جهاد می‌بردند.

اگر امام حسین (ع) بعد از خلافت یزید قیام نمی‌کردند و بر پیمان صلح باقی می‌ماندند این صلح معنای سازش و تسلیم به خود می‌گرفت. در واقعه جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی عده‌ای که مشخص هست از چه آبشخوری تغذیه می‌کنند با شعار به ظاهر اسلامی عموم مردم را از جنگ ترساندند و بعد از آتش‌بس دم از صلح می‌زدند، صلحی که از جنس صلح امام مجتبی (ع) نبود بلکه سرفرودآوردن و تسلیم بود.

آنچنان که حضرت سیدالشهدا (ع) با شعار هیهات منا الذله فرمودند که هرگز با کسی مانند یزید بیعت نخواهد کرد، ما نیز هرگز با رژیمی افسار گسیخته که وحوشت در ذاتش تنیده شده و به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست صلح نخواهیم کرد. نه تنها با این رژیم کودک کش که با هر دولت و کشوری که حامی این گروهک تروریستی هست نیز صلحی نخواهیم داشت. ملاک عمل ما برای حفظ انقلاب اسلامی سیره امام مجتبی (ع) و حضرت سیدالشهدا (ع) هست چه در صلح و چه در قیام.

انتهای پیام/ 161

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

صلح امام حسن (ع) و قیام سیدالشهدا (ع) هر دو قیام لله است

صلح امام حسن (ع) و قیام سیدالشهدا (ع) هر دو قیام لله است بیشتر بخوانید »

«شادی غدیر در پرتو نهج‌البلاغه» شعار محوری دهه امامت و ولایت

«شادی غدیر در پرتو نهج‌البلاغه» شعار محوری دهه امامت و ولایت


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، نشست خبری بزرگداشت دهه امامت و ولایت و عید سعید غدیر خم با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین «کمال خداداده» معاون مراسم و استان‌های شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی صبح امروز (سه‌شنبه) در دفتر مرکزی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی برگزار شد.

معاون مراسم و استان‌های شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ضمن تبریک ایام‌الله غدیر اظهار داشت: دهه امامت و ولایت که از عید قربان تا عید غدیر در تقویم کشور ما ثبت شده هست و دستگاه‌های تبلیغی و ترویجی توان عملیاتی خود را برای این موضوع مهم به‌کار می‌گیرند.

حجت‌الاسلام خداداده گفت:  شعار دهه امامت و ولایت با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر توجه بیشتر به نهج‌البلاغه تحت عنوان «شادی غدیر در پرتو نهج‌البلاغه» انتخاب شد. اگر مجالس ما از محتوای عمیق خالی شوند، ما جشن بی‌محتوایی را برگزار خواهیم کرد که شاید به‌درد کار فرهنگی هم نخورد.

وی افزود: راهپیمایی و شادپیمایی که به‌صورت کیلومتری برگزار می‌شود، در تهران با کمک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی و در استان‌ها نیز توسط ستاد امامت و ولایت با محوریت شورای هماهنگی تبلیغات برپا می‌شوند. اینکه جشن مردمی در روز غدیر برگزار می‌شود، می‌تواند به یک رویداد بزرگ تبدیل شود. نمی‌توان از امیرالمؤمنین (ع) حرف زد، اما از حمایت از مظلوم حرف نزد به همین خاطر هست که جشن‌های ما آکنده از همین معانی هستند.

معاون مراسم و استان‌های شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی اظهار داشت: واقعه غدیر در ۱۴۹ نقطه کشور توسط سازمان بسیج، مردم و هیئات حسینی دارد بازسازی می‌شود که این، یک رویداد هنری و تاریخی هست و خیلی از اتفاقات را می‌توان کنار آن رقم زد. همچنین پویش «آزادی ۱۱۰ زندانی جرایم غیر عمد» به نام امیرالمؤمنین (ع) در حال اتفاق افتادن هست. البته برگزاری این پویش منوط به عید غدیر نیست و تا ایام مباهله هم فرصت شرکت در این پویش وجود دارد. اطعام عید غدیر موضوع مهمی هست که نهاد‌های فرهنگی توجه خاصی به آن داشتند. امور را مردم در دست دارند و دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی تنها تسهیل‌گر کار هستند. برای این منظور امسال ۲ هزار و ۴۰۰ موکب در تهران برپا شده هست.

وی در توضیح نحوه اطعام غدیر با اشاره به اینکه کوچه‌های ما در روز غدیر، کوچه‌های علوی می‌شوند، اظهار داشت: امسال سازمان‌ها و نهادها اهتمام خاصی برای اطعام روز غدیر داشتند که کار را برای مشارکت و انجام آن توسط مردم تسهیل می‌کنند. کار مردمی خواهد بود اما رویکردهایی برای این کار در نظر گرفته شده. پویشی با نام کوچه‌های علوی دنبال می‌شود که در روز غدیر از محلات غافل نشویم. در این پویش حضور هیئت‌ها و مساجد بخشی از کار را به موضوع اطعام می‌برد علاوه بر این محله را رنگ و بوی غدیر می‌گیرند. 

حجت‌الاسلام خداداده افزود: رویکرد فرهنگی به راهپیمایی غدیر این هست که وقتی جمعیتی را کیلومتری در خیابان جمع می‌کنیم، باید موضوعات دیگر را هم کنار آن ببینیم. حتما باید غرفه‌هایی هم برای انتشار محتوا داشته باشیم. همچنین باید ملاحظات ناهنجاری‌های فرهنگی را هم داشته باشیم. امسال در راهپیمایی غدیر غرفه‌ای اختصاصی برای قشر کودک و نوجوان، موضوعات مرتبط با مقاومت، نشر و ترویج نهج‌البلاغه و خانواده را ترویج می‌کنند.

وی در مورد برنامه‌های بین‌المللی برای بزرگداشت عید سعید غدیر خم گفت: امسال جشن‌های غدیر و مراسم عقد اخوت با همکاری وزارت امور خارجه، مجمع جهانی اهل بیت (ع)، سازمان فرهنگ و ارتباطات بین‌الملل و جامعةالمصطفی (ص) در کشورهای عراق، پاکستان، افغانستان، سوریه، لبنان، یمن، آذربایجان، انگلیس، آلمان، فرانسه و در مجموع بیش از ۲۰ کشور برگزار می‌شود.

حجت‌الاسلام والسلمین خداداده گفت: تمرکز بر جنبش‌های دانشجویی ۲۰۰ دانشگاه جهان در مبارزه با نظام سلطه و حمایت از فلسطین و غزه در این ایام و انعکاس فعالیت‌های پزشکان خارجی و بدون مرز در غزه به‌عنوان نمادی از کمک‌های امیرالمؤمنین (ع) به یتیمان خواهد بود. همچنین برگزاری وبینار‌های علمی با محوریت نهج‌البلاغه، امام علی (ع)، معیار زندگی و الگوی حکمرانی توسط مراکز مجمع جهانی اهل بیت (ع) با حضور اندیشمندان و علمای جهان اسلام از جمله برنامه‌های دیگر هستند که در این ایام برگزار می‌شوند.

وی افزود: اهداء ۶۰ هزار شاخه گل توسط اتحادیه کشوری گل‌فروشان که یک اتحادیه مردمی هست، به‌صورت رایگان جهت گل‌آرایی حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع) در نجف، حرم امام حسین (ع) و حرم‌های کاظمین و سامراء در روز غدیر یکی دیگر از برنامه‌های این ایام هست و همچنین آیین قرائت خطبه غدیر در حرم امام علی (ع) برگزار خواهد شد. همخوانی گروه‌های سرود و تواشیح، توزیع هدایای جذاب و خاص ویژه کودکان، قرائت خطبه غدیر به‌صورت کاملا بدیع در صحن حضرت امیرالمؤمنین (ع) در نجف اشرف از جمله برنامه‌های متنوع این دهه خواهد بود.

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

«شادی غدیر در پرتو نهج‌البلاغه» شعار محوری دهه امامت و ولایت

«شادی غدیر در پرتو نهج‌البلاغه» شعار محوری دهه امامت و ولایت بیشتر بخوانید »

رسول خدا (ص) با تعیین عترت در کنار قرآن مانع تحریف قرآن شدند

رسول خدا (ص) با تعیین عترت در کنار قرآن مانع تحریف قرآن شدند


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، عید سعید غدیر خم در روز ۱۸ ذی‌الحجه قرار دارد و یکی از روزهایی هست که اهمیت زیادی برای مسلمانان و شیعیان دارند؛ چراکه پیامبر اسلام (ص) در این روز حضرت علی (ع) را به‌ دستور خداوند به‌عنوان وصی و جانشین خود تعیین کردند و امام علی (ع) تنها فردی در عالَم هستند که لقب «امیرالمؤمنین» برازنده ایشان هست.

در آستانه این عید عظیم، در رابطه با واقعه «غدیر» و آثار آن گریزی زدیم به کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» که حاوی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه معصومین (ع) هست و مرکز «صهبا» آن را گردآوری و تنظیم کرده هست.

غدیر قله رفیع تاریخ 

«حادثه غدیر یک حادثه بسیار مهم و تعیین‌کننده تاریخ اسلام هست. به این حادثه از دو دیدگاه و از دو بُعد می‌توان نگاه کرد؛ یک بُعد مخصوص شیعه هست، یک بُعد متعلق به همه فِرَق اسلامی‌ست. با توجه به بُعد دومِ این حادثه، باید این روحیه و این احساس در همه مسلمان‌های عالَم به‌وجود بیاید که عید غدیر که یادآور این حادثه بزرگ هست، فقط متعلق به شیعه نیست. من به اختصار به این دو بُعد اشاره می‌کنم و در مورد بُعد دوم قدری مطلب را باز خواهم کرد.

بُعد اول حادثه همانطور که گفته شد، مخصوص شیعیان هست؛ زیرا در این حادثه، حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به‌وسیله پیامبر (ص) به خلافت منصوب شدند و در همان روز و در همان ماجرا کسانی از رسول خدا (ص) پرسیدند که ای رسول خدا! آیا این اعلام از طرف توست یا از طرف خدا؟ پیامبر خدا (ص) فرمودند که «مِنَ اللهِ وَ رَسولِهِ» یعنی هم، امر الهی‌ست و هم از سوی من هست. این حادثه را از این دید، شیعیان بزرگ می‌دارند که اعتقاد شیعه؛ یعنی خلافت بلافصل؛ حضرت امیرالمؤمنین (ع) بیشتر از همه دلایل مستند به این حادثه هستند.

البته بحث در باب استنباط و استدلال به این حادثه در کتاب‌های فراوان و متعدد در طول تاریخ اسلام از روز اول تا امروز ادامه داشته و من قصد ندارم که در مورد این مطلبی که هزاران زبان و قلم در مورد آن گفته و نوشته‌اند، چیزی بر آنها بیافزایم و اما بُعد دوم حادثه که از لحاظ اهمیت، کمتر از این بُعد نیست، یک امر مشترک بین شیعه و سنی هست که آن را قدری بیشتر تشریح خواهم کرد.

اولاً حادثه را به‌طور اجمال بیان کنم…؛ حادثه عبارت هست از اینکه رسول خدا (ص) در سال دَهُم از هجرت به حج مشرّف شدند، با جمعی از مسلمانان از مدینه و از سایر نقاط جزیرةالعرب که مسلمان شده بودند. در این سفر پیغمبر اکرم (ص) از حجّ خانه خدا برای بیان مفاهیم اسلامی چه سیاسی، چه نظامی، چه اخلاقی و چه اعتقادی استفاده کامل و شایان توجهی کردند. دو سخنرانی از رسول خدا (ص) در مِنا نقل شده هست که یکی، ظاهراً در روز دَهُم یا همان حول‌وحوشِ روز دَهُم هست و یکی در پایان ایام تشریق که تصریح شده و به نظر می‌رسد که این، دو سخنرانی‌ست و نه یک سخنرانی. 

رسول خدا (ص) در این سخنرانی‌ها همه مطالب عمده‌ای را که مسلمانان باید به آن توجه عمیق کنند را تقریباً بیان کردند و عمدتاً مسائل سیاسی‌ست که انسان به‌خوبی درک می‌کند. این کسانی که امروز در دنیای اسلام حج را جدای از مسائل سیاسی قلمداد می‌کنند و تصور می‌کنند که در حج فقط باید به عبادتِ به‌معنای رایج و عادی آن پرداخت و هر کار سیاسی را خارج از قواره حج به‌حساب می‌آورند، چقدر از تاریخ اسلام و از سیره نبی اکرم (ص) دور و بیگانه‌اند.

اجمالی از این مطالبی که رسول خدا (ص) در این سخنرانی‌ها بیان کردند که در نوع کتب شیعه و سنی هم نقل شده، اینهاست؛ اولاً در مورد جهاد حرف می‌زنند و جهاد با مشرکین و کفار را مطرح و اعلام می‌کنند که این جهاد ادامه خواهد داشت تا وقتی که کلمه «لا إِلهَ إِلّا الله» همه‌گیر بشود. ایشان در این سخنرانی‌ها مطالبی را در مورد وحدت اسلامی بیان فرمودند و تصریح کردند که مسلمانان نبادا دچار جنگ داخلی شوند و بر وحدت مسلمین و انسجام آنها اصرار ورزیدند.

رسول خدا (ص) در مورد ارزش‌های جاهلیت با بیان صریحی تصریح کرده‌اند که این ارزش‌ها از نظر اسلام ناچیز و صفر محسوب می‌شوند و ارزش نیستند… ایشان ارزش «تقوا» را به‌عنوان برترین ارزش اسلامی باز تکرار و تصریح کردند که هیچ‌کس بر هیچ‌کسِ دیگر جز به برکت تقوا و پرهیزکاری ترجیحی ندارد. لزوم نصیحت ائمةالمسلمین؛ یعنی دخالت در مسائل سیاسی و اعلام نظر به زمامداران و پیشوایان را مطرح و آن را به‌عنوان یک فریضه اعلام کردند که همه مسلمین موظفند به زمامداران اسلامی نظرات خیرخواهانه خودشان را بیان و اعلان کنند.

ایشان در این سخنرانی‌ها مسائل عمده سیاسی و اجتماعی جهان اسلام را بیان فرمودند و در همین سخنرانی‌ها حدیث «ثِقلَین» را هم ذکر کردند. حدیث «ثِقلَین» این هست که رسول خدا (ص) فرمودند: من وقتی از میان شما رفتم، دو چیز گرانبها در میان شما می‌گذارم «کتابَ اللهِ وَ عِترَتی» قرآن و عترتم را. بعد دو انگشت سبابه‌شان را پهلوی هم قرار دادند و فرمودند: آن دو مثل این دو هستند؛ که دو انگشت سبابه هیچ تفاوتی با همدیگر ندارند. مثل این دو نیستند؛ انگشت سبابه و وُسطای یک دستشان را بلند کردند و گفتند که من عترت و کتاب را مثل این دو نمی‌دانم که انگشت سبابه و وُسطا، یکی از یکی بلندتر هست؛ بلکه مثل دو انگشت سبابه‌اند که هیچ‌کدام بر آن دیگری ترجیحی ندارد.

سپس مسئله عترت را مطرح کردند و بعد از اینکه اعمال حج انجام گرفت، بلافاصله طرف مدینه به‌راه افتادند. در بین راه بر سرِ یک سه‌راهی که قوافل مدینه و قوافل یمن باید از هم جدا می‌شدند، حضرت رسول (ص) در محلی به نام «غدیر خم» ایستادند و در حالی که شاهدان و حاضرانِ حادثه نقل می‌کنند که هوا به‌قدری داغ بود که اگر گوشت را روی زمین می‌انداختند، کباب می‌شد، رسول خدا (ص) در چنین وضعیتی می‌روند روی یک بلندی می‌ایستند تا مردم تدریجاً جمع می‌شوند. ایشان وقتی می‌بینند همه جمع شدند، مسئله «ولایت» و «وَ مَن کُنتُ مَولاهُ، فَهذا عَلیٌّ مَولاهُ» را اعلان می‌کنند و دست حضرت امیرالمؤمنین (ع) را می‌گیرند و بلند می‌کنند اینطور که همه ببینند.

در روایات متعدد هست که وقتی که رسول اکرم (ص) دست را بلند کردند، زیر بغل پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و زیر بغل حضرت امیرالمؤمنین (ع) دیده شد تا به همه نشان بدهند. این اجمالی از حادثه هست. آن بُعدی که مورد نظر من هست، بُعد بین‌المللی اسلامی و بَینَ‌الفِرق اسلامی که مخصوص شیعه نیست، این هست که اگر فرض کنیم که پیغمبر (ص) در این اعلان که حتماً این اعلان انجام گرفته و این جمله از زبان پیغمبر (ص) صادر شده، اگر فرض کنیم رسول اکرم (ص) نمی‌خواستند حکومت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین (ع) را بیان کنند، حداقل این بود که می‌خواستند موالات و پیوند و رابطه عمیق مسلمین با امیرالمؤمنین (ع) و عترت خود را در این بیان استقرار بخشند و تثبیت کنند.

علت اینکه رسول اکرم (ص) «عترت» را کنار «قرآن» می‌گذارند؛ هم در سخنرانی مِنا و در حدیث «ثِقلَین» که این حدیث ظاهراً بارها هم از رسول اکرم (ص) صادر شده و هم در حدیث غدیر و واقعه غدیر، تکیه روی امیرالمؤمنین (ع) و شخص ایشان، علت اینکه این رابطه را برقرار می‌کنند، از جمله این هست که در طول زمان، اولاً یک نمونه‌های کامل از انسان طراز اسلام، از انسان مقبول و مورد پذیرش اسلام را به مردم و به همه نسل‌های آینده ارائه بدهند. نمونه کامل انسان را به‌صورت مجسم و عینی با حالات واضح و غیر قابل تردید در اختیار همه انسان‌ها بگذارند و بگویند که تربیت اسلامی باید به این سمت حرکت کند و شخصیت انسانِ مسلمان، آن شخصیتی هست که غایت و نمونه کامل آن اینها هستند. انسان‌هایی که طهارتشان، علمشان، تقوایشان، درست‌کاری‌شان، عبودیتشان در مقابل خدا، احاطه‌شان به مسائل اسلامی، فداکاری شجاعانه‌شان برای تحقق آرمان‌های اسلامی و از خودگذشتگی‌شان برای همه آشکار و واضح هست.

رسول خدا (ص) امیرالمؤمنین (ع) را به‌عنوان یک نمونه معرفی می‌کنند که مردم، چه مردم آن زمان، چه مردم نسل‌های دیگر با ایشان پیوند برقرار کنند و رابطه داشته باشند. این خصوصیت، پیوند و رابطه همه مسلمانان را نسبت به شخصیتی که همه قبول دارند که خلیفه پیغمبر (ص) هست، (منتها بعضی می‌گویندخلیفه بلافصل پیغمبر (ص)، یعضی معتقدند نه؛ خلیفه‌ی بعد از ۲۵ سال) این شخصیتی که همه مسلمانان ایشان را به‌عنوان جانشینی پیغمبر (ص) قبول دارند، باید برای همه مسلمانان به‌عنوان یک الگو و مسطوره کامل از انسان اسلامی، جاودانه بمانند و پیوند میان ایشان و مسلمانان باید تا ابد به‌عنوان یک رابطه فکری، اعتقادی، عاطفی و عملی باقی بماند.

حضرت امیرالمؤمنین (ع) با این دیدگاه دیگر فقط متعلق به شیعیان نیستند؛ متعلق به همه مسلمانان هستند و مخصوص امیرالمؤمنین (ع) هم نیست؛ بلکه عترت و خاندان پیامبر (ص) و ائمه شیعه (ع) که اولاد حضرت امیرالمؤمنین (ع) هستند، آنها هم چون مشمول عترت هستند، همواره به‌عنوان نمونه کامل انسان اسلامی در دیدگاه مسلمانان باید باقی بمانند؛ این یک نکته.

ثانیاً؛ با تعیین «عترت» در کنار «قرآن» و با اعلام لزوم پیوند میان مسلمین و عترت، در حقیقت رسول اکرم (ص) تکلیف تحریف‌ها از قرآن و انحراف از مفاهیم اصلی قرآن را هم روشن کرده‌اند. آنجایی که دستگاه‌های زر و زور برای مصالح خودشان مفاهیم اسلامی را منحرف می‌کنند، قرآن را بد معنا می‌کنند، مسلمانان را گمراه می‌کنند، مردم را از فهم آیین اسلامی محروم می‌کنند، آن مرجع، محور و قطبی که مردم را باید آگاه کند که حقیقت چیست و مفهوم و معرفت درست کدام هست و مردم را از گمراهی نجات بدهد و مردم هم باید حرف او را گوش کنند، آن، «عترت» هست و این همان چیزی هست که امروز برای دنیای اسلام یک ضرورت و امر لازم هست.

امروز همه مسلمانان احتیاج دارند که از معارف اسلامی که از طریق اهل بیت پیغمبر (ع) می‌رسد، استفاده کنند. فرق نمی‌کند که به امامت بلافصل امیرالمؤمنین (ع) و امامت اولاد ایشان (ع) معتقد باشند یا نباشند. البته شیعه عقیده حق و مستفاد قطعی از این حدیث را خلافت بلافصل می‌داند و به آن معتقد و پایبند هست. آنهایی هم که به این عقیده پایبند نیستند، یعنی برادران اهل سنت، ارتباط و پیوند فکری، عقلانی، اعتقادی و عاطفی خودشان را از خاندان پیغمبر (ص) و از امیرالمؤمنین (ع) نباید قطع کنند؛ لذا مسئله «غدیر» از این بُعد دوم که بُعد ایجاد پیوند میان حضرت علی‌بن‌ابیطالب (ع) و عترت پیغمبر (ع) با آحاد مسلمانان هست، برای همه مسلمان‌هاست.

مسئله غدیر یک مسئله تاریخی صِرف نیست؛ یک نشانه‌ای از جامعیت اسلام هست… اینی که در آیه مبارکه سوره مائده می‌فرماید «الیومَ أَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ أَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتِی/ امروز دینتان را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم»، این تصریح به همین معناست که این نعمت، نعمت اسلام، نعمت هدایت، نعمت نشان دادن صراط مستقیم به جامعه بشریت، آن وقتی تمام و کامل می‌شد که نقشه راه برای بعد از پیغمبر (ص) هم معیّن باشد؛ این یک امر طبیعی هست. پیغمبر (ص) این کار را در غدیر انجام دادند و امیرالمؤمنین (ع) را که از لحاظ  شخصیت؛ چه شخصیت ایمانی، چه شخصیت اخلاقی، چه شخصیت انقلابی و نظامی و چه شخصیت رفتاری با قشرهای مختلف افراد، یک فرد ممتاز و منحصربه‌فردی بودند، چنین انسانی را منصوب کردند و مردم را به تبعیت از ایشان موظف کردند. این هم فکر پیامبر (ص) نبود؛ هدایت الهی، دستور الهی و نصب الهی بود؛ مثل بقیه سخنان و هدایت‌های نبی مکرم (ص) که همه، الهام الهی بودند. این، دستور صریح پروردگار به پیغمبر اکرم (ص) بود و ایشان هم به این، عمل کردند.

مسئله غدیر این هست؛ یعنی نشان‌دهنده جامعیت اسلام و نگاه به آینده و آن چیزی که در هدایت و زعامت امت اسلامی شرط هست. آن چیست؟ همان چیزهایی که شخصیت امیرالمؤمنین (ع)، مظهر آنهاست؛ یعنی تقوا، تدین، پایبندی مطلق به دین، ملاحظه غیر خدا و غیر راه حق را نکردن، بی‌پروا در راه خدا حرکت کردن، برخورداری از علم، عقل، تدبیر و قدرت عزم و اراده؛ اینها خصوصیاتی هستند که مشخص کردند، این یک عمل واقعی و در عین حال نمادین هست. امیرالمؤمنین (ع) را نصب کردند با همین خصوصیات، در عین حال، نماد زعامت امت اسلامی در طول عمر اسلام هرچه که بشود، همین عمل هست؛ یعنی نماد زعامت و رهبری اسلامی در طول زمان همین هست، همان چیزی که در انتخاب امیرالمؤمنین (ع)، انتخاب الهی امیرالمؤمنین (ع) تحقق پیدا کرد. «غدیر»، چنین حقیقتی هست.»

انتهای پیام/ 118

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

رسول خدا (ص) با تعیین عترت در کنار قرآن مانع تحریف قرآن شدند

رسول خدا (ص) با تعیین عترت در کنار قرآن مانع تحریف قرآن شدند بیشتر بخوانید »

آیت‌الله دین‌پرور: آمریکا و اسرائیل جریان‌های مقابل غدیر هستند

آیت‌الله دین‌پرور: آمریکا و اسرائیل جریان‌های مقابل غدیر هستند


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، آیت‌الله «سید جمال‌الدین دین‌پرور» رئیس ستاد مرکزی بزرگداشت دهه امامت و ولایت و عید غدیر در مراسم بزرگداشت دهه امامت و ولایت و عید غدیر که صبح امروز (یکشنبه) در ساختمان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی برگزار شد، اظهار داشت: غدیر یکی از موضوعات مهم جهان اسلام هست و پس از انقلاب هم به خوبی مورد توجه قرار گرفته هست. 

وی افزود: غدیر صرفاً یک جشن نیست؛ بلکه یک مسئله تاریخی در جهان اسلام هست و همانطور که پیغمبر مبعوث به کل بودند، امیرالمومنین هم به همین شکل بودند که البته متاسفانه در طول زمان خلفای «بنی‌امیه» و «بنی‌عباس» که ضد حرکت غدیر بودند؛ سد راه شدند. کسی که در برابر ظلم امویان و بنی عباس می‌ایستاد، تنها حکومت علوی بود و لذا امروز با یک دشمنی خاصی با موضوع غدیر مواجهیم. 

وی با اشاره به بیانات ارزشمند رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد غدیر، اضافه کرد: امروز تنها کسی که مقابل ابرقدرت‌های ظالم می‌ایستد مقام معظم رهبری هست که محکم در مقابل استکبار ایستاده هست؛ همچنین جریان‌هایی که در مقابل غدیر ایستادند آمریکا و اسرائیل هستند و به یاری خدا حرکت ممتدی برای مقابله با ظلم دشمنان و پیگیری راه غدیر ایجاد شده هست. 

در ادامه این نشست «مجید صمدیان» مدیر عامل بنیاد سادات عنوان کرد: اجتماعاتی را برای تکریم سادات برگزار خواهیم کرد؛ همچنین کنگره سادات هم اخیرا برگزار شده که نتایج خوبی را به همراه داشته هست.  همچنین جلسات شورای سادات در استان‌ها به صورت مرتب برگزار می‌شود. 

ایجاد درسنامه امامت و ولایت، اعزام به سفر‌های زیارتی، پیگیری رایزنی‌های فرهنگی در حوزه ارتباطات اسلامی و عید غدیر، برگزاری نشست‌های تخصصی نهج البلاغه و حکمرانی از نگاه نهج‌البلاغه، تولید محتوای فضای مجازی در زمینه عید غدیر و … از دیگر اقدامات ستاد بزرگداشت غدیر بوده هست.

انتهای پیام/ 281

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

آیت‌الله دین‌پرور: آمریکا و اسرائیل جریان‌های مقابل غدیر هستند

آیت‌الله دین‌پرور: آمریکا و اسرائیل جریان‌های مقابل غدیر هستند بیشتر بخوانید »

رمز محبوبیت حضرت امیرالمؤمنین (ع) در دل‌ها چیست؟

رمز محبوبیت حضرت امیرالمؤمنین (ع) در دل‌ها چیست؟


به گزارش مجاهدت از خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، امروز (روز ۲۱ ماه مبارک رمضان) و سالروز شهادت حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هست.

ایشان قرآن ناطق، دوست دوستان خدا و دشمن دشمنان خدا بودند و انصاف و عدالت را طبق دستورات خداوند رعایت می‌کردند، اما در این میان این انصاف و عدالت به مذاق عده‌ای خوش نیامد که در نتیجه با ایشان به دشمنی پرداختند.

به همین خاطر با استفاده از کتاب «جاذبه و دافعه علی (علیه‌السلام)» که به قلم استاد شهید «مرتضی مطهری» توسط انتشارات «صدرا» منتشر شده هست، به بررسی گوشه‌ای از علل و عوامل «جاذبه» و «دافعه» حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌پردازیم.

«درود خداوند بر روانی باد که او را خاک برگرفت و عدل نیز با وی مدفون شد. با حق پیمان بسته بود که به‌جای آن بدلی نگزیند، پس با حق و با ایمان مقرون شده بود.»

نیروی جاذبه حضرت امیر (ع)

در مقدمه جلد اول خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله) در مورد دعوت‌ها چنین می‌خوانیم:

«دعوت‌هایی که در میان بشر پدید آمده‌اند، همه یکسان نبوده و شعاع تأثیر آنها یکنواخت نیست. بعضی از دعوت‌ها و سیستم‌های فکری یک‌بعدی هستند و در یک سو پیش رفته‌اند…

بعضی دوبعدی هستند؛ شعاعشان در دو سو پیش رفته هست؛ همچنانکه قشر وسیعی را فراگرفته و در زمان‌ها نیز پیشروی کرده هست. برد آن، تنها در بُعد مکانی نبوده و بُعد زمانی را هم فراگرفته هست.

برخی نیز در ابعاد گوناگون پیشروی کرده‌اند؛ هم سطح وسیعی از جمعیت‌های بشر را فراگرفته و تحت نفوذ خود قرار داده‌اند و هم بُعد زمان را فراگرفته؛ یعنی مخصوص یک زمان و یک عصر نبوده، قرن‌های متمادی در کمال اقتدار حکومت کرده‌اند و هم تا اعماق روح بشر ریشه دوانده و سرّ ضمیر افراد را در اختیار قرار داده و بر عمق قلب‌ها حکومت کرده هست…»

جاذبه‌ها نیز اینچنین هستند گاهی یک‌بُعدی، گاهی دوبُعدی و گاهی سه‌بُعدی.

جاذبه حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) از قسم اخیر هست. هم، سطح وسیعی از جمعیت را مجذوب خویش ساخته و هم، به یک قرن و دو قرن پیوسته نیست؛ بلکه در طول زمان ادامه یافته و گسترش پیدا کرده هست. حقیقتی هست که بر گونه قرون و اعصار می‌درخشد و تا عمق و ژرفای دل‌ها و باطن‌ها پیش رفته هست؛ آنچنان که بعد از قرن‌ها که به یادش می‌افتند و سجایای اخلاقی‌شان را می‌شنوند، اشک شوق می‌ریزند و به یاد مصائبشان می‌گریند؛ تا جایی که دشمن را نیز تحت نفوذ قرار داده و اشکش را جاری کرده‌اند و این قدرتمندترین جاذبه‌هاست.

حضرت امیر (علیه‌السلام) امر رنگ خدا نداشتند و مردی الهی نبودند، فراموش شده بودند.

ایشان منبع فیاضی هستند که تمام نمی‌شوند؛ بلکه روزبه‌روز زیادتر می‌شوند و به قول جبران خلیل جبران از شخصیت‌هایی هست که در عصر پیش از عصر خود به دنیا آمده‌اند. بعضی از مردم فقط در زمان خودشان رهبرند و بعضی اندکی بعد از زمان خویش نیز رهبرند و به‌تدریج رهبری‌شان رو به فراموشی می‌رود، اما حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و معدودی از بشر همیشه هادی و رهبرند.

رمز جاذبه حضرت امیر (ع)

سبب دوستی و محبت حضرت امیرالمؤمنین (ع) در دل‌ها چیست؟

رمز محبت را هنوز کسی کشف نکرده هست؛ یعنی نمی‌توان آن را فرموله کرد و گفت که اگر چنین شد، چنان می‌شود و اگر چنان شد، چنین، ولی البته رمزی دارد. چیزی در محبوب هست که برای محب از نظر زیبایی خیره‌کننده هست و او را به‌سوی خود می‌کشد. جاذبه و محبت در درجات بالا «عشق» نامیده می‌شود.

حضرت امیر (علیه‌السلام) محبوب دل‌ها و معشوق انسان‌ها هستند. چرا؟ و در چه جهت؟ فوق‌العادگی ایشان در چیست که عشق‌ها را برانگیخته و دل‌ها را به خود شیفته ساخته و رنگ حیات جاودانی گرفته هست و برای همیشه زنده هست؟ چرا دل‌ها همه خود را با او آشنا می‌بینند؟

مسلماً ملاک دوستی ایشان، جسم‌شان نیست؛ زیرا جشم ایشان اکنون در میان ما نیست و ما آن را احساس نکرده‌ایم و باز محبت حضرت امیر (علیه‌السلام) از نوع قهرمان‌دوستی که در همه ملت‌ها وجود دارد، نیست. هم اشتباه هست که بگوییم محبت ایشان از راه محبت فضیلت‌های اخلاقی و انسانی هست و حب ایشان، حب انسانیت هست. درست هست حضرت امیر (علیه‌السلام) مظهر انسان کامل بودند و درست که انسان نمونه‌های عالی انسانیت را دوست می‌دارد، اما اگر حضرت امیر (علیه‌السلام) همه این فضایل انسانی که داشتند، اما رنگ الهی نمی‌داشتند، مسلماً اینقدر که امروز عاطفه‌انگیز و محبت‌خیز هست، نبود.

ایشان از آن نظر محبوب هستند که پیوند الهی دارند. دل‌های ما به‌طور ناخودآگاه در اعماق خویش با حق سر و سِرّ و پیوستگی دارد و چون فطرت‌ها جاودانی هست، مِهر ایشان نیز جاودان هست. نقطه‌های روشن در وجود ایشان بسیار هست، اما آنچه برای همیشه ایشان را درخشنده و تابان قرار داده هست، ایمان و اخلاص ایشان هست و آن هست که به ایشان جذبه الهی داده هست.

نیروی دافعه حضرت امیر (ع)

حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)  همه‌وقت شخصیت دونیرویی بوده‌اند. ایشان همیشه هم جاذبه داشتند و هم دافعه. مخصوصاً در دوره اسلام از اول، گروهی را می‌بینیم که به گرد حضرت امیر (علیه‌السلام) بیشتر می‌چرخند و گروهی دیگر را می‌بینیم که با ایشان چندان میانه خوبی ندارند و احیاناً از وجود ایشان رنج می‌برند.

ولی دوران خلافت حضرت امیر (علیه‌السلام) و همچنین دوره‌های بعد از شهادتشان، یعنی دوران ظهور تاریخی حضرت امیر (علیه‌السلام)، دوره تجلی بیشتر جاذبه و دافعه ایشان هست. به همان نسبت که قبل از خلافت، تماسشان با اجتماع کمتر بود، تجلی حاذبه و دافعه‌شان کمتر بود.

حضرت امیر (علیه‌السلام) مردی دشمن‌ساز و ناراضی‌ساز بودند. این یکی دیگر از افتخارات بزرگ ایشان هست. هر آدم هدفدار و مبارز و مخصوصاً انقلابی که در پی عملی کردن هدف‌های مقدس خویش و مصداق قول خداست که: «یُجاهِدونَ فِي سَبیلِ اللهِ وَ لا یخافونَ لَومَةَ لائِمٍ/ در راه خدا می‌کوشند و از سرزنش سرزنش‌گری بیم نمی‌کنند.» (مائده/ ۵۴)، دشمن‌ساز و ناراضی‌درست‌کُن هست؛ لهذا دشمنانش، مخصوصاً در زمان خود، اگر از دوستانش بیشتر نبوده‌اند، کمتر هم نبوده و نیستند.

اگر شخصیت امام علی (علیه‌السلام) امروز تحریف نشود و همچنانکه بوده، ارائه داده شود، بسیاری از مدعیان دوستی ایشان در ردیف دشمنانشان قرار خواهند گرفت. 

حضرت امیر (علیه‌السلام) در راه خدا از کسی ملاحظه نداشتند؛ بلکه اگر به کسی عنایت می‌ورزیدند و از کسی ملاحظه می‌کردند، به‌خاطر خدا بود. قهراً این حالت دشمن‌ساز هست و روح‌های پُرطمع و پُرآرزو را رنجیده می‌کند و به درد می‌آورد.

در میان اصحاب پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، هیچ‌کس مانند امام علی (علیه‌السلام) دوستانی فداکار نداشتند؛ همچنانکه هیچ‌کس مانند ایشان دشمنانی اینچنین جسور و خطرناک نداشت. مردی بودند که حتی بعد از شهادت، جنازه‌شان مورد هجوم دشمنان واقع شد. ایشان خود از این جریان آگاه بودند و آن را پیش‌بینی می‌کردند؛ لذا وصیت کردند که قبرشان مخفی باشد و جز فرزندانشان، دیگران ندانند. تا آنکه حدود یک قرن گذشت و دولت امویان منقرض شد، خوارج نیز منقرض و یا سخت ناتوان شدند، کینه‌ها و کینه‌توزی‌ها کم شدند و تربت مقدس ایشان به‌دست امام صادق (علیه‌السلام) اعلان شد.

ناکثین، قاسطین و مارقین

امام علی (علیه‌السلام) در دوران خلافتشان، سه دسته را از خود طرد کردند و با آنان به پیکار برخاستند: «اصحاب جمل» که خود، آنان را «ناکثین» نامیدند، «اصحاب صفّین» که خود، آنان را «قاسطین» خواندند و «اصحاب نهروان» یعنی خوارج خود، آنها را «مارقین» می‌خواندند.

«ناکثین» از لحاظ روحیه، پول‌پرستان بودند؛ صاحبان مطامع و طرفدار تبعیض. سخنان حضرت امیر (علیه‌السلام) در مورد عدل و مساوات، بیشتر متوجه این جمعیت هست.

روح «قاسطین» روح سیاست، تقلب و نفاق بود. آنها می‌کوشیدند تا زمام حکومت را در دست بگیرند و بنیان حکومت و زمامداری امام علی (علیه‌السلام) را در هم فروبریزند.

عده‌ای پیشنهاد کردند با آنها کنار آیند و تا حدودی مطامعشان را تأمین کنند. حضرت امیر (علیه‌السلام) نمی‌پذیرفتند؛ زیرا اهل این حرف‌ها نبودند. ایشان آمده بودند که با ظلم مبارزه کنند؛ نه آنکه ظلم را امضاء کنند و از طرفی معاویه و تیپ او با اساس حکومت امام علی (علیه‌السلام) مخالف بودند. آنها می‌خواستند که خود، مسند خلافت اسلامی را اشغال کنند و در حقیقت جنگ حضرت (علیه‌السلام) با آنها، جنگ با نفاق و دورویی بود.

دسته سوم که «مارقین» هستند، روحشان، روح عصبیت‌های ناروا و خشکه‌مقدسی‌ها و جهالت‌های خطرناک بود. امام علی (علیه‌السلام) نسبت به همه اینها دافعه‌ای نیرومند و حالتی آشتی‌ناپذیر داشتند. 

یکی از مظاهر جامعیت و انسان کامل بودن حضرت امیر (علیه‌السلام) این هست که در مقام اثبات و عمل، با فرقه‌های گوناگون و انحرافات مختلف روبه‌رو شده و با همه مبارزه کرده‌اند. گاهی ایشان را در صحنه مبارزه با پول‌پرستان و دنیاپرستان متجمّل می‌بینیم؛ گاهی هم در صحنه مبارزه با سیاست‌پیشه‌های ۱۰ رو و صد رو؛ گاهی هم با مقدس‌نماهای جاهل و منحرف.

لزوم پیکار با نفاق

مشکل‌ترین مبارزه‌ها، مبارزه با نفاق هست که مبارزه با زیرک‌هایی هست که احمق‌ها را وسیله قرار می‌دهند. این پیکار از پیکار با کفر، به‌مراتب مشکل‌تر هست؛ زیرا در جنگ با کفر، مبارزه با یک جریان مکشوف، ظاهر و بی‌پرده هست و اما مبارزه با نفاق، در حقیقت مبارزه با کفر مستور هست.

نفاق، دو رو دارد: یک رو، ظاهر که اسلام هست و مسلمانی و یک رو، باطن که کفر هست و شیطنت! و درک آن برای توده‌ها و مردم عادی بسیار دشوار و گاهی غیر ممکن هست؛ لذا مبارزه با نفاق‌ها غالباً به شکست برخورده هست؛ زیرا توده‌ها شعاع درکشان از سرحد ظاهر نمی‌گذرد و نهفته را روشن نمی‌سازد و آنقدر برد ندارد که تا اعماق باطن‌ها نفوذ کند.

علی (ع)، امام و پیشوای راستین

سراسر وجود امام علی (علیه‌السلام)، تاریخ و سیرت ایشان، خُلق و خوی ایشان، رنگ و بوی ایشان و سخن و گفت‌وگوی ایشان درس، سرمشق، تعلیم و رهبری هست. همچنان که جذب‌های امام علی (علیه‌السلام) برای ما آموزنده و درس هست، دفع‌های ایشان نیز چنین هست. ما معمولاً در زیارت‌های امام علی (علیه‌السلام) و سایر اظهار ادب‌ها مدعی می‌شویم که ما دوستِ دوست تو و دشمنِ دشمن تو هستیم. 

تعبیر دیگر این جمله، این هست که ما به‌سوی آن نقطه می‌رویم که در جوّ جاذبی تو قرار دارد و تو جذب می‌کنی و از آن نقاط، دوری می‌گزینیم که تو آنها را دفع می‌کنی. 

آنچه در بحث‌های گذشته گفتیم، گوشه‌ای از جاذبه و دافعه امام علی (علیه‌السلام) بود. مخصوصاً در مورد دافعه ایشان به اختصار برگزار کردیم، اما از آنچه گفتیم، معلوم شد که حضرت امیر (علیه‌السلام) دو طبقه را سخت دفع کرده‌اند:

۱- منافقان زیرک

۲- زاهدان احمق

همین دو درس برای مدعیان تشیّع ایشان کافی هست که چشم باز کنند و فریب منافقان را نخورند، تیزبین باشند و ظاهربینی را رها کنند که جامعه تشیّع در حال حاضر سخت به این دو درد مبتلاست.

انتهای پیام/ 118

 

 

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

رمز محبوبیت حضرت امیرالمؤمنین (ع) در دل‌ها چیست؟

رمز محبوبیت حضرت امیرالمؤمنین (ع) در دل‌ها چیست؟ بیشتر بخوانید »