حوزه علمیه

مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها، مبدأ رشد و تحولات جامعه هستند

مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها، مبدأ رشد و تحولات جامعه هستند


مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها، مبدأ رشد و تحولات جامعه هستند

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، برای تغییردر ساختار نظام طاغوت، وقوع انقلابی در زمینه‌های دیگر که همان انقلاب فرهنگی بود، لازم به نظر می‌رسید تا بتواند زمینه‌های شکوفایی جامعه را فراهم کند و به استقلال در تمام زمینه‌ها که همان شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» می‌باشد، دست پیدا کند.

ضرورت وقوع تحولات فرهنگی مرتبط با انقلاب اسلامی

«شرق زدگی» و «غرب زدگی»، دو مفهومی بودند که فرهنگ انقلاب اسلامی را تسخیر می‌کردند و فضای امنی برای تشکیلات «شرق گرایان» و «غرب گرایان» در دانشگاه‌ها بوجود می‌آوردند که ضرورت وقوع انقلاب فرهنگی را در جامعه ایجاد می‌کرد.

تحصیل کردگان، دانشجویان و دانش آموزان به ماهیت انقلاب فرهنگی پی برده بودند که باعث شده بود کمک به رفع محرومیت در جامعه طور دیگری انجام شود و ساختار نظام آموزشی و دانشگاهی پس از تأسیس جهاد سازندگی در سال ۱۳۵۸ تغییر کند و این درخواست را برای مردم بوجود آورد که تحولاتی مرتبط با انقلاب اسلامی باید در دانشگاه‌ها و نظام آموزشی، اتفاق بیفتد.

از همان ابتدای انقلاب اسلامی، دستور امام خمینی (ره) مبنی بر تأسیس نهاد‌های انقلابی از جمله «کمیته امداد»، «بنیاد مسکن انقلاب اسلامی»، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» و «جهاد سازندگی»، زمینه‌های انقلاب فرهنگی را فراهم کرد و از نشانه‌های مثبتِ به نتیجه رسیدن انقلاب فرهنگی، تمایل و رغبت جوانان و مردم برای فعالیت در جهاد سازندگی بود.

امام خمینی (ره) از همان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی درمورد دانشگاه‌ها فرمایشاتی داشتند که ضرورت تحول در دانشگاه را برای همه مردم یادآوری می‌کند:

دانشگاه، مبدأ همه تحولات است

«از دانشگاه، سرنوشت یک ملت تعیین می‌شود که در دست دانشجویان و استادان دانشگاه است. اگر دانشگاه اصلاح شد، آن کشور هم اصلاح می‌شود و اگر اصلاح نشد، امید دستیابی به یک جمهوری اسلامی، دیگر به وقوع نمی‌پیوندد.

قبل از هر کاری، دانشگاه باید اسلامی شود تا برای ما مفید باشد برای اینکه هر صدمه‌ای که خورده‌ایم، از کسانی بوده است که اسلام را نمی‌شناختند و معنی اسلامی شدن دانشگاه، آن است که استقلال پیدا کند و یک فرهنگ مستقل داشته باشد و خود را از وابستگی به شرق و غرب برهاند.»

جایگزین دروس انقلابی و اسلامی با تصاویر مرتبط با استعمار

امام خمینی (ره) در نخستین دیدار رسمی خود با استادان دانشگاه در روز ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ بر تغییر اساسی کتب درسی در هر مقطعی اعم از دبستان، دبیرستان و دانشگاه تأکید کردند و فرمودند: «در کتاب‌ها اگر تصاویر یا مطالبی به نفع استعمار و استبداد وجود دارند باید تغییر کنند و دروس انقلابی و اسلامی جایگزین آن‌ها شوند تا بچه ها‌ی ما را بیدار کنند و جوانان را مستقل و آزاده بار بیاورند.»

تحول دانشگاه و تبدیل فرهنگ استعماری به فرهنگ استقلالی

روز ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، به مناسبت استقرار جمهوری اسلامی ایران، فرمودند: «در جمهوری اسلامی، دانشگاه‌ها باید متحول شوند، دانشگاه‌های پیوسته به مستقل تبدیل شوند و فرهنگ استعماری به فرهنگ استقلالی تبدیل شود.»
دانشگاه، مرکز انسان سازی است

امام (ره) به مناسبت‌های گوناگون تحول اسلامی در دانشگاه‌ها را یادآوری می‌کردند: «دانشگاه، سرنوشت یک ملت را تعیین می‌کند. دانشگاه خوب، یک ملت را سعادتمند می‌کند و یک دانشگاه فاسد، ملت را به عقب می‌راند. چیزی که در اسلام مطرح می‌شود، معنویات است نه مادیات و معنویات باید از دانشگاه به تمام مردم سرایت کنند. دانشگاه مرکز انسان سازی است و انبیاء (ع) هم برای انسان سازی مبعوث شده‌اند. اگر انسان ساخته شود، همه چیز به صورت معنویات در می‌آیند و اگر عکس آن باشد، از دانشگاه انسان‌های منحرف بیرون می‌آیند و معنویات در مادیات حل می‌شوند.»

ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه

نکته دیگری که امام (ره) بر آن تأکید داشتند، این بود که سرنوشت کشور در دستان دو قطب روحانیت و دانشگاهیان است و اگر دراین مورد سهل انگاری کنیم، همه چیز از دستمان می‌رود. اینطور نیست که یک نفر بنشیند و دیگری عمل کند. بلکه همه با هم باید عمل کنند و باید گفتگو صورت بگیرد.

حذف اساتید وابسته به شرق و غرب از دانشگاه

مقدمه اصلاحات، پاکسازی همه مراکز به خصوص مراکز علمی و فرهنگی است و باید مملو از افراد دانشمند، مؤمن و متعهد به انقلاب باشد و با پشتیبانی رؤسا و استادان، از کسانی که در خدمت بیگانگان هستند خالی شود چرا که اگر اینگونه نشود، نمی‌توانیم در هیچ بُعدی مستقل باشیم. باید در تمام دانشگاه‌ها انقلابی صورت بگیرد و اساتید مرتبط با شرق و غرب، از آن حذف شوند و دانشگاه، محیط سالمی برای تدریس علوم اسلامی بشود.

ویژگی‌های قشر دانشگاهی از دید امام (ره)

نکته دیگر مورد تأکید امام (ره) این بود که دانشگاهیان به مسائل مردم فکر کنند و راحت از کنارشان نگذرند و خود را از شر «ایسم» و «ایست» شرق و غرب نجات دهند.

امری که در رژیم گذشته رایج بود، این بود که طبقه روشنفکر، خود را از مردم جدا می‌دیدند و از کنار چیزی که بر مردم می‌گذشت، به آسانی می‌گذشتند و ارزشی هم برای خلق مستضعف قائل نبودند. این طبقه خود را همیشه بزرگ می‌دیدند و حرف‌هایی می‌زدند که فقط دوستان طبقه خودشان آن‌ها را می‌فهمند و اگر بقیه متوجه نشدند، برایشان مهم نبود.

لزوم استقلال دانشگاه و حوزه و مطالعه این دو حوزه بر مبانی اسلامی

نظر امام (ره) این بود که دانشگاه و حوزه باید روی پای خودشان بایستند و روی مبانی اسلامی مطالعه داشته باشند و شعار گروه‌های منحرف را کنار بگذارند و اسلام را جایگزین تمام کج اندیشی‌ها بکنند.

گاهی دیده شده است که به علت عدم درک مسائل اسلامی، برخی از این مسائل را با مسائل مارکسیستی مخلوط کرده‌اند و از نتیجه این کار، یک چیز جدید به دست آمده است که با قوانین مترقی اسلام سازگار نیست.

مناسب‌ترین شکل انقلاب فرهنگی

پس از بررسی‌های ابتدایی مسئله‌ای که مطرح شد، این بود که مناسب‌ترین شکل انقلاب فرهنگی، چگونه باید باشد. سه طرح کلی مطرح شد که آن، عبارت است از:

نظام آموزشی فعلی به کار خود ادامه دهد و کنار آن طرحی تدوین شود و هر گاه آماده شد، دانشگاه‌ها بر آن اساس شروع به کار کنند.

کنار دانشگاه‌های با نظام آموزشی فعلی، مؤسسات آموزشی انقلابی و اسلامی ایجاد شود و طبق ضوابط جدید دانشجو بپذیرد.

تمام کار‌های آموزشی تا زمانی که طرح نظام جدید آماده نشده است، تعطیل شوند.

  از این سه طرح، سومین آن انتخاب شد و با دانشجویان مستقر در لانه جاسوسی هم مطرح شد و به آن‌ها ابلاغ شد که برنامه ریزی توقف فعالیت دانشگاه‌ها را نمایندگان انجمن‌های اسلامی در دانشگاه‌های کشور انجام دهند، سرانجام طرحی تنظیم شود و تقسیم کار صورت بگیرد و این کار در زمان مناسب انجام شود.

کارشکنی‌های دانشجویان وابسته به گروهک‌های ضدانقلاب در دانشگاه

به محض اینکه این کار آغاز شد، دانشجویان وابسته به سایر گروهک‌ها، شروع به ایجاد اغتشاش در دانشگاه‌ها کردند. همچنین به محض تحرکات گروه‌های وابسته به گروهک‌های ضدانقلاب، دانشجویان فعالیت‌های مسلحانه‌ای را در دانشگاه‌ها شروع کردند که به دنبال آن وزارت کشور و شهربانی در روز ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ فعالیت‌های گروه‌های سیاسی در دانشگاه‌ها را ممنوع اعلام کردند.

حمایت امام (ره) از حرکت دانشجویان مسلمان

روز ۲۹ فروردین ۱۳۵۹ امام (ره) حرکت دانشجویان مسلمان را تأیید کردند و در این روز، شورای انقلاب پس از دیدار با امام (ره) مهلتی سه روزه را برای گروه‌ها و احزاب سیاسی برای تعطیلی دفاتر خود در دانشگاه‌های سراسر کشور صادر کرد و همچنین سه روز دانشگاه‌ها را تعطیل کرد.

فرصت سه روزه ستاد‌های عملیاتی برای توقف فعالیت‌هایشان

روز ۳۰ فروردین ۱۳۵۹ امام خمینی (ره) بیانیه‌ای را صادر کردند و در آن ستاد‌های عملیاتی و گروه‌های وابسته به آن‌ها از روز ۳۰ فروردین تا روز اول اردیبهشت فرصت اتمام فعالیت‌هایشان را دارند و همچنین مدارس و آموزشگاه‌های عالی تا روز ۱۴ خرداد باید امتحانات خود را تمام کنند که برنامه‌های نظام آموزشی با معیار‌های انقلابی تدوین شوند و پذیرش دانشجو براساس آن صورت بگیرند.

لزوم تربیت اسلامی در کنار تحصیل علم در دانشگاه

پس از این باز هم درگیری میان دانشجویان مسلمان و ضد انقلاب ادامه داشت تا آنکه در روز اول اردیبهشت دانشجویان انجمن اسلامی، مردم را مقابل حسینیه ارشاد دعوت کردند و به سمت اقامت گاه امام (ره) در «دربند» حرکت کردند. امام (ره) در سخنرانی خود، گفتند:

«دانشگاه‌های ما برای مردم مفید نیست و ما به خارجی‌ها در اموری مثل پزشکی وابسته‌ایم. معنای دانشگاه اسلامی، این نیست که تنها علوم اسلامی در آن تدریس شوند یا اینکه علوم دردو قسم «اسلامی» و «غیر اسلامی» هستند؛ بلکه حرف ما این است که دانشگاه‌های ما، اخلاق اسلامی ندارند که اگر برخوردار بودند، دانشگاه، میدان زد و خورد‌های عقاید مضر برای جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی نمی‌شد. دانشگاه باید تغییر اساسی پیدا کند و از نو ساخته شود و اگر کسی در آن تحصیل علم می‌کند، در کنار تحصیل علم، تربیت اسلامی صورت بگیرد نه تربیت غربی که دانشجویان بعد از اتمام تحصیل به غربی‌ها خدمت کنند.»

صدور فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی توسط امام خمینی (ره)

پس از اعلام نظر و تبلیغات گسترده علیه اشغال دانشگاه‌ها توسط انجمن‌های اسلامی و تخلیه دانشگاه‌ها از ستاد و دفاتر گروهک‌ها، روز ۲۳ خرداد، امام (ره) صریحاً از جریانات تصفیه در دانشگاه‌ها حمایت کردند و آخرین حرکت تاریخی در امور مربوط به دانشگاه‌ها با فرمان تشکیل «ستاد انقلاب فرهنگی» اتفاق افتاد. اعضای این شورا، عبارت بودند از:

حجت الإسلام ربانی املشی، محمد جواد باهنر، جلال الدین فارسی، شمس آل احمد، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش و علی شریعتمداری.

پیام امام (ره) به مناسبت تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی، به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
مدتی است که ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی و خواست ملت مسلمان است، اعلام شده، اما تا کنون اقدام مؤثر اساسی در رابطه با آن انجام نشده است.

ملت مسلمان و دانشجویان متعهد، نگران انقلاب فرهنگی و اخلال توطئه گران هستند و خوف آن را دارند که خدای ناخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد وفرهنگ ما همان باشد که زمان رژیم فاسد پهلوی بود که جز ضرر و زیان، چیز دیگری برای کشور ما در بر نداشت. ادامه این فاجعه، ضربه‌ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد می‌کند و سهل انگاری، خیانتی بزرگ به اسلام و کشور اسلامی محسوب می‌شود.

آقایان باهنر، املشی، حبیبی، سروش، آل احمد، فارسی و شریعتمداری مسئول می‌شوند تا ستادی تشکیل دهند و از میان اساتید، دانشجویان و سایر قشر‌های تحصیل کرده مسلمان و متعهد به جمهوری اسلامی دعوت کنند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه ریزی رشته‌های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه‌ها بر اساس فرهنگ اسلامی و انتخاب اساتید شایسته متعهد و آگاه اقدام کنند.

براساس مطالب فوق، دبیرستان‌ها و دیگر مراکز آموزشی که در رژیم سابق اداره می‌شد، تحت رسیدگی دقیق قراربگیرند تا دانش آموزان و دانشجویان از انحراف مصون گردند.»

انتهای پیام/118

مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها، مبدأ رشد و تحولات جامعه هستند

منبع خبر

مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها، مبدأ رشد و تحولات جامعه هستند بیشتر بخوانید »

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم



چشم اندازی از ماموریتهای یک روحانی در منطقه محروم

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، سالهاست مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی به عنوان یکی از راهکارهای حل مشکلات اقتصادی کشور مطرح می‌شود. یکی از راه‌های ترویج سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، فرهنگ سازی و اقدام عملی در این موضوع است.

حجت الاسلام عظیم بامری امام جمعه شهر دلگان است. این شهرستان با سیزده هزار کیلومتر مربع وسعت جغرافیایی و ۲۸۷ آبادی، جمعیتی بالغ بر ۸۰ هزار نفر دارد. در سال ۱۳۸۳ حجت الاسلام بامری به عنوان اولین امام جمعه این شهر انتخاب شد. او با اقدامات خود، منشأ خدمات بزرگ و ارزشمندی برای مردم بوده است و موجب تحولات بسیاری در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در این منطقه شد. از تهیه جهیزیه برای نوعروسان و ترغیب به ازدواج آسان تا اقدامات عمرانی ماندگار و ساخت مدارس قرآنی و اشتغال زایی با اعطای هزار وام به جوانان در راستای اقتصاد مقاومتی بخش‌هایی از فعالیت‌های حجت الاسلام عظیم بامری بوده است.

برای آشنایی بیشتر با فعالیت‌های حجت الاسلام بامری با او به گفتگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

*نقطه شروع کارهای شما از کجا بود؟

اولین کاری که از بدو تأسیس نهاد نماز جمعه در دلگان انجام دادیم برگزاری طرح هجرت بود. ما به اتفاق جمعی از اعضای ستاد نماز جمعه و برخی از مسئولینی که دارای روحیه مکتبی و جهادی بودند شب‌های جمعه، روستا به روستا جهت برگزاری دعای کمیل و سرکشی از مردم و مستضعفین می‌رفتیم و مسئولین از نزدیک با مردم دیدار چهره به چهره داشتند. اگر در روستا مسجدی وجود داشت برنامه را در مسجد برگزار می‌کردیم. اگر مسجد نداشت هم زمینی را برای احداث مسجد مشخص می‌کردیم و کلنگ آن را می‌زدیم. سعی می‌کردیم بانی این کار را مشخص کنیم. برای همین بعد از کلنگ زنی برای یافتن خیرین بیشتر به تهران، قم، اصفهان یا شهرهای دیگر می‌رفتیم. برای ساختن خانه عالم نیز به همین صورت عمل می‌کردیم. تا الان که دارم با شما صحبت می‌کنم برای بیش از ۶۰ مسجد و ۱۰ خانه عالم بانی پیدا کردیم و آن‌ها را ساختیم.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*وضعیت حضور مبلغین و روحانیون در منطقه چطور است؟ خانه‌های عالم و مساجد کافی هستند؟

قبل از شکل‌گیری نهاد نماز جمعه دلگان و حضورم در منطقه، حضور روحانیون و مبلغین در منطقه و روستاهای اطراف خیلی کمرنگ بود. حتی مردم برای نماز میت، حل دعاوی و مشکلات اینچنینی دچار مشکل بودند. پس به این فکر افتادیم که نیروهای مورد نیاز از جمله مبلغ و روحانی را باید در خود منطقه پرورش دهیم. برای همین با پیگیری‌هایی که به عمل آمد و با سفرهای متعدد به قم و تهران داشتم الحمدلله سه حوزه علمیه در شهر دلگان راه اندازی کردیم. حوزه علمیه سفیران هدایت، حوزه علمیه ویژه برادران مزین به نام حضرت امام هادی (علیه السلام) و یک حوزه علمیه خواهران، مزین به نام حضرت رقیه (سلام الله علیها) تأسیس نمودیم.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*چه تعداد طلبه در این مدارس تربیت شده‌اند؟

به لطف خدا بیش از ۲۰۰ نفر فارغ‌التحصیل سطح دو حوزه از این مراکز داشته‌ایم. الان تعداد زیادی از این روحانیون در روستاها، دوایر دولتی، مسجد و… در شهرستان دلگان و شهرهای همجوار مشغول به فعالیت‌های تبلیغی هستند. خدا را شکر امروز دلگان به عنوان مرکز نشر معارف اهل بیت علیهم السلام مطرح است. هم اکنون ۴۰۰ طلبه نیز در این مدارس مشغول به تحصیل هستند.

*کاری برای اینکه طلبه‌ها را در شهر ماندگار کنید، انجام داده‌اید؟

یکی از کارهای ما ساخت ۷۰ واحد منزل مسکونی با کمک مرکز خدمات حوزه‌های علمیه، بنیاد مسکن و پیگیری‌ها و کمک‌های آیت الله مروی، در قالب یک مجموعه مسکونی طلاب بوده است. در ضمن در حال پیگیری برای ساخت حدود ۲۰۰ واحد مسکونی دیگر برای طلاب هستیم. این طلاب مبلغین و فارغ‌التحصیلان حوزه علمیه خودمان هستند.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*در حوزه قرآن و علوم قرآنی هم فعالیتی داشته‌اید؟

بله. یکی از کارهایی که انجام شد راه اندازی مدرسه قرآنی بود. با ارتباطی که با مؤسسه قرآنی بیت الاحزان شیراز داشتیم، چند نفر از حافظان قرآن این مؤسسه را برای برگزاری کلاس‌های قرآن دعوت کردیم. الحمدلله هم اکنون ۲۰ شعبه در خود شهر و روستاها راه اندازی شده و حدود ۵۰ نفر حافظ کل قرآن داریم. ۲۰۰ نفر هم موفق شده‌اند از یک تا ۲۹ جز از قرآن را در این مؤسسه حفظ کنند. حدود ۱۰۰۰ نفر نیز آموزش‌های قرآنی دیگر را در قالب برنامه‌های این ۲۰ شعبه گذرانده‌اند.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*کارهای فرهنگی شما نیز در همین ساختمان‌ها انجام می‌گیرد؟ بیشتر چه کارهای فرهنگی انجام می‌دهید؟

یکی از کارهای فرهنگی که انجام می‌دهیم راه اندازی طرح ازدواج آسان برای جوانان است. با توجه به اینکه در منطقه میزان مهریه‌ها بالا رفته بود و ازدواج برای جوانان منطقه سخت شده بود یکی از دغدغه ما حل این مشکل شد. با پیگیری‌های به عمل آمده خیرین مختلفی را از شهرهای مختلف فراخوان کردیم تا به کمک ما بیایند. در نتیجه تشکیلاتی برای این کار در دفتر راه اندازی کردیم. شرط شرکت در این طرح این است که اگر زوجی در این طرح ثبت نام کند، مهریه زوجین بیش از ۱۴ سکه بهار آزادی نباشد و در کلاس‌های مهارت زندگی و سبک زندگی ما که به مدت ۲۰ روز برگزار می‌شود شرکت کنند. بعد از اتمام دوره جهیزیه‌ای را از طرف خیرین به این عزیزان هدیه می‌دهیم. در حال حاضر حدود نود درصد از ازدواج‌ها در سطح شهرستان به همین سبکی است که با دوستان نهاد نماز جمعه برنامه‌ریزی کرده‌ایم و تولیت این کار نیز با این نهاد است. بیش از هزار پرونده آماده برای این طرح داریم و هم اکنون در حال جستجو برای پیدا کردن خیرین هستیم. این کار یک جنبه فرهنگی منطقه‌ای هم دارد. در این منطقه عروسی‌ها دو یا سه شب برگزار می‌شود. این موضوع باعث تحمیل خرج‌های سنگینی به خانواده‌ها می‌شد. روی این موضوع کار کردیم تا به صورت مکتوب ریش سفیدان و علما امضا کنند که این جشن‌ها به یک شب تقلیل پیدا کند و به صورت ساده انجام شود.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*چقدر توانسته‌اید در حوزه‌های فرهنگی در منطقه اثرگذار باشید؟

ما در این زمینه برنامه‌ریزی‌هایی انجام داده‌ایم. مثلاً کاری که اخیراً انجام دادیم ساماندهی طرح مراسم‌های عزا بود که به صورت طوماری برای امضای علما و ریش سفیدان منطقه آماده شده است. متأسفانه عزاداری بسیاری از مردم در منطقه طوری بود که در اکثر اوقات تا یکسال مردم برای عزیزان از دست رفته خود مراسم می‌گرفتند. این کار باعث به وجود آمدن مشکلات زیادی مانند صرف هزینه‌های زیاد برای خانواده‌ها شده بود. در حال حاضر این موضوع ساماندهی شده و با اطلاع رسانی فوت مؤمنین پس از مرگشان، فقط یک مراسم تشییع و روز سوم در خانه برگزار شده و مراسم‌های روز هفتم و چهلم در مساجد برگزار می‌شود. در این مراسم‌ها یک عالم به سخنرانی پرداخته و پذیرایی در حد یک چای خواهد بود. در نتیجه مخارج کمی به خانواده‌ها تحمیل می‌شود. خدا را شکر خانواده‌ها استقبال زیادی از این طرح نموده‌اند.

* در خصوص جهیزیه و کمک به ایتام تا چه میزان از نیازمندان حمایت می‌کنید؟

سعی کرده‌ایم نیازهای اولیه این عزیزان مانند یخچال، فرش، ظروف، بسته‌های فرهنگی را فراهم کنیم. برای کمک به ایتام و بانوان بی سرپرست طرحی را به کمک خیرین شروع کرده‌ایم. با پیگیری‌های به عمل آمده و کمک‌های دفتر آیت الله سیستانی و آیت الله مکارم شیرازی نزدیک به ۸۰۰ یتیم تحت پوشش دفتر ماست. کمک به این عزیزان به صورت سبدهای ارزاق ماهانه است. علاوه بر این خدمات فرهنگی خصوصاً در مناسبت‌های مختلف برای این عزیزان در نظر گرفته‌ایم.

* در حوزه اشتغال زایی با توجه به تاکید رهبر معظم انقلاب چه کرده‌اید؟

مدتی است با منابع طبیعی برای ساخت یک مجتمع کشت و صنعت در حال مذاکره هستیم. برای این کار نیز ۱۰۰۰ هکتار در نظر گرفته شده است که هم برای بحث رونق تولید که رهبر انقلاب تاکید داشته‌اند کاری انجام داده‌ایم و هم بسیاری از جوانانی که نیاز به شغل دارند مشغول به کار شوند. اگر سود مالی بیشتری هم داشت برای کمک به مراکز علمی و فرهنگی در سطح شهرستان و استان استفاده کنیم.

علاوه بر این پروژه‌ای که عرض کردم ما با ملاقاتی که با رئیس محترم ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و بنیاد برکت داشتیم و خدمات خوبی را در قالب وام‌های اشتغال زایی برای جوانان منطقه ایجاد کرده‌ایم. تعداد این وام‌ها تاکنون به حدود ۱۰۰۰ مورد رسیده است. بیشتر این شغل‌ها، شغل‌هایی تولیدی مانند دام پروری، کشاورزی و صنعتی بوده است.

*گفته شده در زمینه مدرسه سازی نیز به کمک آموزش و پرورش رفته‌اید؟

خدا را شکر بیش از ۲۰ مدرسه برای آموزش و پرورش ساخته‌ایم. این مدارس در سطح شهر و روستاها ساخته شده و در اختیار آموزش و پرورش قرار گفته است. در چند روز آینده برنامه داریم با حضور خیرین و نماینده آیت الله سیستانی چند مدرسه دیگر را نیز راه اندازی کنیم. جالب است بدانید برای معلمین این مدارس نیز برنامه‌هایی آموزشی ترتیب داده‌ایم که این معلمین شامل حدود ۴۰ نفر از فارغ‌التحصیلان مدارس علمیه شهر خودمان هستند.

*سوالی که در طول صحبت با شما به ذهن می‌رسد این است که چطور این همه خیّر برای کمک به اجرای طرح‌ها، راضی به همکاری می‌شوند؟

این کار مربوط به توانایی خود من نیست. من توکل می‌کنم به خدا و وقتی با این عزیزان صحبت می‌کنم خدا را شکر حرفم روی آن‌ها اثر می‌گذارد. وقتی ما اوضاع منطقه را برای خیرین تشریح می‌کنیم خدا به مؤمنین توفیق می‌دهد تا خدمتی به مردم این منطقه انجام دهند. هر چه هست لطف پروردگار است. من حامل پیامی از این منطقه است.

*عکس‌العمل خیرین در مورد محرومیت‌های این منطقه چیست؟

معمولاً وقتی می‌شنوند برای خدمت رسانی استقبال می‌کنند. من هم به این عزیزان می‌گویم پس خودتان بیایید و کار را دست بگیرید. ما فقط نظارت می‌کنیم. ما بیشتر مقدمات را برای این عزیزان فراهم می‌کنیم. کار که تمام شد آن‌ها را برای افتتاح دعوت می‌کنیم. وقتی نتیجه کار را می‌بینند خوشحال می‌شوند.

*چه برنامه‌ای برای آینده دارید؟

قصد داریم در آینده فرهنگ وقف را در منطقه ترویج کنیم تا مراکز دینی، علمی و آموزشی ایجاد شده به نوعی پشتیبانی شوند. منتها فعلاً داریم روی اقامه نماز و برخی دیگر از مسائل دینی مانند ترویج فرهنگ کار و تلاش کار می‌کنیم. ما این برنامه‌ها را از برنامه‌های رسول اکرم (ص) در صدر اسلام الهام گرفته‌ایم. ما با استفاده از این آموزه‌ها که در جهت تشکیل حکومت اسلامی بوده است مسیر خود را انتخاب کرده‌ایم. علاوه بر این ما بومی این منطقه هستیم. برای همین به فرهنگ، آداب و رسوم منطقه آشنا هستیم. همه اینها دست به دست هم داده تا اولویت‌های خود را بر اساس آمایش سرزمینی منطقه انتخاب کنیم. الحمدلله نهاد نماز جمعه ملجأ و پناهگاه مردم شده است و در بسیاری از موارد مانند حل اختلاف‌های قبیله‌ای، خانوادگی و ملکی نیز به دفتر امام جمعه مراجعه می‌کنند. ما در ماه حدود ۱۰۰ مورد حل اختلاف در دفتر داریم. مثلاً روزهای جمعه قبل از اقامه نماز جمعه من در دفتر هستم. با مردم که مشکلاتی دارند صحبت می‌کنم و بعد از اقامه نیز دوباره به دفتر می‌روم تا در خدمت مردم باشم. گاهی اوقات این حضور تا ساعت ۴ بعدازظهر نیز ادامه دارد. خدا را شکر مردم به روحانیت اعتماد پیدا کرده‌اند.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*در خصوص اقدامات عمرانی، در منطقه چه مواردی انجام شده است؟

در اوایل انتصاب بنده به امامت جمعه دلگان مصلایی راه اندازی کردیم. قبل از آن مسجدی را جهاد سازندگی با زیربنای ۱۸۰ متر ساخته بود. یک مسجد را به عنوان مسجد جامع انتخاب کردیم و بازسازی کردیم. الان این مسجد ۶۰۰ متر زیربنا دارد. خانه عالم دارد، حدود ۲۰۰ متر کتابخانه و باب مغازه نیز برای آن در نظر گرفتیم. البته مصلای دیگری نیز در کنار حوزه‌های علمیه که در قالب یک مجتمع است در نظر گرفتیم. نام این مجموعه را مجموعه فرهنگی مذهبی الغدیر گذاشتیم. به فضل الهی طوری برنامه‌ریزی کرده‌ایم که این بنا محور توسعه شهرستان در حوزه شهرسازی و دیگر ابعاد شود. الان نیز طبق پیش بینی صورت گرفته هم بنای این ساختمان هم وسط شهر قرار گرفته است هم برنامه‌هایی که در نظر گرفته‌ایم محور برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی شهرستان است. این مجموعه ۵/۵ هکتاری شامل دفتر امام جمعه، مدرسه قرآنی با ۸۰۰ متر زیر بنا، دو هزار متر ساختمان حوزه خواهران، ۱۵۰۰ متر مصلی، ساختمانی برای اساتید حوزه و حوزه برادران می‌باشد. برای اینکه این مجموعه‌ها منابع پایداری برای تأمین هزینه‌هایشان داشته باشند برنامه داریم مغازه‌هایی در کنار این ساختمان‌ها تأسیس کنیم تا درآمدهای آن هزینه را تا حدی پشتیبانی کند.

توجه به ابعاد فعالیت‌های حجت الاسلام بامری می‌تواند برای همه مبلغین و طلاب جوان، راهگشا باشد و در سراسر میهن اسلامی، این گونه فعالیت‌ها گسترش یابد.

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، سالهاست مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی به عنوان یکی از راهکارهای حل مشکلات اقتصادی کشور مطرح می‌شود. یکی از راه‌های ترویج سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، فرهنگ سازی و اقدام عملی در این موضوع است.

حجت الاسلام عظیم بامری امام جمعه شهر دلگان است. این شهرستان با سیزده هزار کیلومتر مربع وسعت جغرافیایی و ۲۸۷ آبادی، جمعیتی بالغ بر ۸۰ هزار نفر دارد. در سال ۱۳۸۳ حجت الاسلام بامری به عنوان اولین امام جمعه این شهر انتخاب شد. او با اقدامات خود، منشأ خدمات بزرگ و ارزشمندی برای مردم بوده است و موجب تحولات بسیاری در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در این منطقه شد. از تهیه جهیزیه برای نوعروسان و ترغیب به ازدواج آسان تا اقدامات عمرانی ماندگار و ساخت مدارس قرآنی و اشتغال زایی با اعطای هزار وام به جوانان در راستای اقتصاد مقاومتی بخش‌هایی از فعالیت‌های حجت الاسلام عظیم بامری بوده است.

برای آشنایی بیشتر با فعالیت‌های حجت الاسلام بامری با او به گفتگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

*نقطه شروع کارهای شما از کجا بود؟

اولین کاری که از بدو تأسیس نهاد نماز جمعه در دلگان انجام دادیم برگزاری طرح هجرت بود. ما به اتفاق جمعی از اعضای ستاد نماز جمعه و برخی از مسئولینی که دارای روحیه مکتبی و جهادی بودند شب‌های جمعه، روستا به روستا جهت برگزاری دعای کمیل و سرکشی از مردم و مستضعفین می‌رفتیم و مسئولین از نزدیک با مردم دیدار چهره به چهره داشتند. اگر در روستا مسجدی وجود داشت برنامه را در مسجد برگزار می‌کردیم. اگر مسجد نداشت هم زمینی را برای احداث مسجد مشخص می‌کردیم و کلنگ آن را می‌زدیم. سعی می‌کردیم بانی این کار را مشخص کنیم. برای همین بعد از کلنگ زنی برای یافتن خیرین بیشتر به تهران، قم، اصفهان یا شهرهای دیگر می‌رفتیم. برای ساختن خانه عالم نیز به همین صورت عمل می‌کردیم. تا الان که دارم با شما صحبت می‌کنم برای بیش از ۶۰ مسجد و ۱۰ خانه عالم بانی پیدا کردیم و آن‌ها را ساختیم.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*وضعیت حضور مبلغین و روحانیون در منطقه چطور است؟ خانه‌های عالم و مساجد کافی هستند؟

قبل از شکل‌گیری نهاد نماز جمعه دلگان و حضورم در منطقه، حضور روحانیون و مبلغین در منطقه و روستاهای اطراف خیلی کمرنگ بود. حتی مردم برای نماز میت، حل دعاوی و مشکلات اینچنینی دچار مشکل بودند. پس به این فکر افتادیم که نیروهای مورد نیاز از جمله مبلغ و روحانی را باید در خود منطقه پرورش دهیم. برای همین با پیگیری‌هایی که به عمل آمد و با سفرهای متعدد به قم و تهران داشتم الحمدلله سه حوزه علمیه در شهر دلگان راه اندازی کردیم. حوزه علمیه سفیران هدایت، حوزه علمیه ویژه برادران مزین به نام حضرت امام هادی (علیه السلام) و یک حوزه علمیه خواهران، مزین به نام حضرت رقیه (سلام الله علیها) تأسیس نمودیم.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*چه تعداد طلبه در این مدارس تربیت شده‌اند؟

به لطف خدا بیش از ۲۰۰ نفر فارغ‌التحصیل سطح دو حوزه از این مراکز داشته‌ایم. الان تعداد زیادی از این روحانیون در روستاها، دوایر دولتی، مسجد و… در شهرستان دلگان و شهرهای همجوار مشغول به فعالیت‌های تبلیغی هستند. خدا را شکر امروز دلگان به عنوان مرکز نشر معارف اهل بیت علیهم السلام مطرح است. هم اکنون ۴۰۰ طلبه نیز در این مدارس مشغول به تحصیل هستند.

*کاری برای اینکه طلبه‌ها را در شهر ماندگار کنید، انجام داده‌اید؟

یکی از کارهای ما ساخت ۷۰ واحد منزل مسکونی با کمک مرکز خدمات حوزه‌های علمیه، بنیاد مسکن و پیگیری‌ها و کمک‌های آیت الله مروی، در قالب یک مجموعه مسکونی طلاب بوده است. در ضمن در حال پیگیری برای ساخت حدود ۲۰۰ واحد مسکونی دیگر برای طلاب هستیم. این طلاب مبلغین و فارغ‌التحصیلان حوزه علمیه خودمان هستند.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*در حوزه قرآن و علوم قرآنی هم فعالیتی داشته‌اید؟

بله. یکی از کارهایی که انجام شد راه اندازی مدرسه قرآنی بود. با ارتباطی که با مؤسسه قرآنی بیت الاحزان شیراز داشتیم، چند نفر از حافظان قرآن این مؤسسه را برای برگزاری کلاس‌های قرآن دعوت کردیم. الحمدلله هم اکنون ۲۰ شعبه در خود شهر و روستاها راه اندازی شده و حدود ۵۰ نفر حافظ کل قرآن داریم. ۲۰۰ نفر هم موفق شده‌اند از یک تا ۲۹ جز از قرآن را در این مؤسسه حفظ کنند. حدود ۱۰۰۰ نفر نیز آموزش‌های قرآنی دیگر را در قالب برنامه‌های این ۲۰ شعبه گذرانده‌اند.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*کارهای فرهنگی شما نیز در همین ساختمان‌ها انجام می‌گیرد؟ بیشتر چه کارهای فرهنگی انجام می‌دهید؟

یکی از کارهای فرهنگی که انجام می‌دهیم راه اندازی طرح ازدواج آسان برای جوانان است. با توجه به اینکه در منطقه میزان مهریه‌ها بالا رفته بود و ازدواج برای جوانان منطقه سخت شده بود یکی از دغدغه ما حل این مشکل شد. با پیگیری‌های به عمل آمده خیرین مختلفی را از شهرهای مختلف فراخوان کردیم تا به کمک ما بیایند. در نتیجه تشکیلاتی برای این کار در دفتر راه اندازی کردیم. شرط شرکت در این طرح این است که اگر زوجی در این طرح ثبت نام کند، مهریه زوجین بیش از ۱۴ سکه بهار آزادی نباشد و در کلاس‌های مهارت زندگی و سبک زندگی ما که به مدت ۲۰ روز برگزار می‌شود شرکت کنند. بعد از اتمام دوره جهیزیه‌ای را از طرف خیرین به این عزیزان هدیه می‌دهیم. در حال حاضر حدود نود درصد از ازدواج‌ها در سطح شهرستان به همین سبکی است که با دوستان نهاد نماز جمعه برنامه‌ریزی کرده‌ایم و تولیت این کار نیز با این نهاد است. بیش از هزار پرونده آماده برای این طرح داریم و هم اکنون در حال جستجو برای پیدا کردن خیرین هستیم. این کار یک جنبه فرهنگی منطقه‌ای هم دارد. در این منطقه عروسی‌ها دو یا سه شب برگزار می‌شود. این موضوع باعث تحمیل خرج‌های سنگینی به خانواده‌ها می‌شد. روی این موضوع کار کردیم تا به صورت مکتوب ریش سفیدان و علما امضا کنند که این جشن‌ها به یک شب تقلیل پیدا کند و به صورت ساده انجام شود.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*چقدر توانسته‌اید در حوزه‌های فرهنگی در منطقه اثرگذار باشید؟

ما در این زمینه برنامه‌ریزی‌هایی انجام داده‌ایم. مثلاً کاری که اخیراً انجام دادیم ساماندهی طرح مراسم‌های عزا بود که به صورت طوماری برای امضای علما و ریش سفیدان منطقه آماده شده است. متأسفانه عزاداری بسیاری از مردم در منطقه طوری بود که در اکثر اوقات تا یکسال مردم برای عزیزان از دست رفته خود مراسم می‌گرفتند. این کار باعث به وجود آمدن مشکلات زیادی مانند صرف هزینه‌های زیاد برای خانواده‌ها شده بود. در حال حاضر این موضوع ساماندهی شده و با اطلاع رسانی فوت مؤمنین پس از مرگشان، فقط یک مراسم تشییع و روز سوم در خانه برگزار شده و مراسم‌های روز هفتم و چهلم در مساجد برگزار می‌شود. در این مراسم‌ها یک عالم به سخنرانی پرداخته و پذیرایی در حد یک چای خواهد بود. در نتیجه مخارج کمی به خانواده‌ها تحمیل می‌شود. خدا را شکر خانواده‌ها استقبال زیادی از این طرح نموده‌اند.

* در خصوص جهیزیه و کمک به ایتام تا چه میزان از نیازمندان حمایت می‌کنید؟

سعی کرده‌ایم نیازهای اولیه این عزیزان مانند یخچال، فرش، ظروف، بسته‌های فرهنگی را فراهم کنیم. برای کمک به ایتام و بانوان بی سرپرست طرحی را به کمک خیرین شروع کرده‌ایم. با پیگیری‌های به عمل آمده و کمک‌های دفتر آیت الله سیستانی و آیت الله مکارم شیرازی نزدیک به ۸۰۰ یتیم تحت پوشش دفتر ماست. کمک به این عزیزان به صورت سبدهای ارزاق ماهانه است. علاوه بر این خدمات فرهنگی خصوصاً در مناسبت‌های مختلف برای این عزیزان در نظر گرفته‌ایم.

* در حوزه اشتغال زایی با توجه به تاکید رهبر معظم انقلاب چه کرده‌اید؟

مدتی است با منابع طبیعی برای ساخت یک مجتمع کشت و صنعت در حال مذاکره هستیم. برای این کار نیز ۱۰۰۰ هکتار در نظر گرفته شده است که هم برای بحث رونق تولید که رهبر انقلاب تاکید داشته‌اند کاری انجام داده‌ایم و هم بسیاری از جوانانی که نیاز به شغل دارند مشغول به کار شوند. اگر سود مالی بیشتری هم داشت برای کمک به مراکز علمی و فرهنگی در سطح شهرستان و استان استفاده کنیم.

علاوه بر این پروژه‌ای که عرض کردم ما با ملاقاتی که با رئیس محترم ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و بنیاد برکت داشتیم و خدمات خوبی را در قالب وام‌های اشتغال زایی برای جوانان منطقه ایجاد کرده‌ایم. تعداد این وام‌ها تاکنون به حدود ۱۰۰۰ مورد رسیده است. بیشتر این شغل‌ها، شغل‌هایی تولیدی مانند دام پروری، کشاورزی و صنعتی بوده است.

*گفته شده در زمینه مدرسه سازی نیز به کمک آموزش و پرورش رفته‌اید؟

خدا را شکر بیش از ۲۰ مدرسه برای آموزش و پرورش ساخته‌ایم. این مدارس در سطح شهر و روستاها ساخته شده و در اختیار آموزش و پرورش قرار گفته است. در چند روز آینده برنامه داریم با حضور خیرین و نماینده آیت الله سیستانی چند مدرسه دیگر را نیز راه اندازی کنیم. جالب است بدانید برای معلمین این مدارس نیز برنامه‌هایی آموزشی ترتیب داده‌ایم که این معلمین شامل حدود ۴۰ نفر از فارغ‌التحصیلان مدارس علمیه شهر خودمان هستند.

*سوالی که در طول صحبت با شما به ذهن می‌رسد این است که چطور این همه خیّر برای کمک به اجرای طرح‌ها، راضی به همکاری می‌شوند؟

این کار مربوط به توانایی خود من نیست. من توکل می‌کنم به خدا و وقتی با این عزیزان صحبت می‌کنم خدا را شکر حرفم روی آن‌ها اثر می‌گذارد. وقتی ما اوضاع منطقه را برای خیرین تشریح می‌کنیم خدا به مؤمنین توفیق می‌دهد تا خدمتی به مردم این منطقه انجام دهند. هر چه هست لطف پروردگار است. من حامل پیامی از این منطقه است.

*عکس‌العمل خیرین در مورد محرومیت‌های این منطقه چیست؟

معمولاً وقتی می‌شنوند برای خدمت رسانی استقبال می‌کنند. من هم به این عزیزان می‌گویم پس خودتان بیایید و کار را دست بگیرید. ما فقط نظارت می‌کنیم. ما بیشتر مقدمات را برای این عزیزان فراهم می‌کنیم. کار که تمام شد آن‌ها را برای افتتاح دعوت می‌کنیم. وقتی نتیجه کار را می‌بینند خوشحال می‌شوند.

*چه برنامه‌ای برای آینده دارید؟

قصد داریم در آینده فرهنگ وقف را در منطقه ترویج کنیم تا مراکز دینی، علمی و آموزشی ایجاد شده به نوعی پشتیبانی شوند. منتها فعلاً داریم روی اقامه نماز و برخی دیگر از مسائل دینی مانند ترویج فرهنگ کار و تلاش کار می‌کنیم. ما این برنامه‌ها را از برنامه‌های رسول اکرم (ص) در صدر اسلام الهام گرفته‌ایم. ما با استفاده از این آموزه‌ها که در جهت تشکیل حکومت اسلامی بوده است مسیر خود را انتخاب کرده‌ایم. علاوه بر این ما بومی این منطقه هستیم. برای همین به فرهنگ، آداب و رسوم منطقه آشنا هستیم. همه اینها دست به دست هم داده تا اولویت‌های خود را بر اساس آمایش سرزمینی منطقه انتخاب کنیم. الحمدلله نهاد نماز جمعه ملجأ و پناهگاه مردم شده است و در بسیاری از موارد مانند حل اختلاف‌های قبیله‌ای، خانوادگی و ملکی نیز به دفتر امام جمعه مراجعه می‌کنند. ما در ماه حدود ۱۰۰ مورد حل اختلاف در دفتر داریم. مثلاً روزهای جمعه قبل از اقامه نماز جمعه من در دفتر هستم. با مردم که مشکلاتی دارند صحبت می‌کنم و بعد از اقامه نیز دوباره به دفتر می‌روم تا در خدمت مردم باشم. گاهی اوقات این حضور تا ساعت ۴ بعدازظهر نیز ادامه دارد. خدا را شکر مردم به روحانیت اعتماد پیدا کرده‌اند.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

*در خصوص اقدامات عمرانی، در منطقه چه مواردی انجام شده است؟

در اوایل انتصاب بنده به امامت جمعه دلگان مصلایی راه اندازی کردیم. قبل از آن مسجدی را جهاد سازندگی با زیربنای ۱۸۰ متر ساخته بود. یک مسجد را به عنوان مسجد جامع انتخاب کردیم و بازسازی کردیم. الان این مسجد ۶۰۰ متر زیربنا دارد. خانه عالم دارد، حدود ۲۰۰ متر کتابخانه و باب مغازه نیز برای آن در نظر گرفتیم. البته مصلای دیگری نیز در کنار حوزه‌های علمیه که در قالب یک مجتمع است در نظر گرفتیم. نام این مجموعه را مجموعه فرهنگی مذهبی الغدیر گذاشتیم. به فضل الهی طوری برنامه‌ریزی کرده‌ایم که این بنا محور توسعه شهرستان در حوزه شهرسازی و دیگر ابعاد شود. الان نیز طبق پیش بینی صورت گرفته هم بنای این ساختمان هم وسط شهر قرار گرفته است هم برنامه‌هایی که در نظر گرفته‌ایم محور برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی شهرستان است. این مجموعه ۵/۵ هکتاری شامل دفتر امام جمعه، مدرسه قرآنی با ۸۰۰ متر زیر بنا، دو هزار متر ساختمان حوزه خواهران، ۱۵۰۰ متر مصلی، ساختمانی برای اساتید حوزه و حوزه برادران می‌باشد. برای اینکه این مجموعه‌ها منابع پایداری برای تأمین هزینه‌هایشان داشته باشند برنامه داریم مغازه‌هایی در کنار این ساختمان‌ها تأسیس کنیم تا درآمدهای آن هزینه را تا حدی پشتیبانی کند.

توجه به ابعاد فعالیت‌های حجت الاسلام بامری می‌تواند برای همه مبلغین و طلاب جوان، راهگشا باشد و در سراسر میهن اسلامی، این گونه فعالیت‌ها گسترش یابد.

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم

منبع خبر

ماموریت‌های یک روحانی در منطقه محروم بیشتر بخوانید »

پیش‌قراول جریان دفاع از نهضت امام (ره) در نجف چه کسی بود؟

پیش‌قراول جریان دفاع از نهضت امام (ره) در نجف چه کسی بود؟


گروه حماسه و جهاد دفاع پرس: روز جمعه ۲۰ شهریور سال ۶۰ ساعت یک بعد از ظهر، آیت‌الله مدنی بعد از اتمام نماز جمعه ایستاده بود. حجت الاسلام میرزا نجف آقازاده مشغول سخنرانی بود که شخصی به نام «مجید نیکو» از اعضای سازمان منافقین به سمت آیت‌الله مدنی رفته و او را به شهادت رساند. بنا به گفته شاهدان عینی در این لحظه، دو انفجار متوالی روی داد که متعاقب آن شهید مدنی به زمین افتاد. در این حادثه، حدود ۲۰ الی ۳۰ نفر مجروح و به بیمارستان‌های تبریز منتقل شدند.

از دهخوارقان تا نجف اشرف

آیت الله سید اسدالله مدنی در سال ۱۲۹۳ در دهخوارقان دیده به جهان گشود. شهید مدنی در چهار سالگی، مادر و در ۱۶ سالگی، پدر خود را از دست داد و دوران کودکی را با رنج و سختی سپری کرد. در جوانی، به قصد کسب علم به قم عزیمت کرده و به تحصیل علوم دینی مشغول شد. وی در حوزه علمیه قم، پس از گذراندن مراحل مقدماتی، از محضر اساتید بزرگ فقه و اصول و فلسفه بهره‌مند شد. مدت چهار سال نیز در محضر امام خمینی (ره) حضور یافت و از دروس فلسفه و عرفان و اخلاق امام (ره) استفاده کرد.

شهید مدنی، پس از مدتی به نجف اشرف هجرت کرده و در حوزه علمیه نجف، در کنار تکمیل تحصیلات عالی خویش، تدریس سطوح مختلف را شروع کرده و به دستور آیت الله سید محسن حکیم، کرسی تدریس لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه را به عهده گرفت و در زمان کوتاهی جزو اساتید معروف حوزه علمیه نجف اشرف، به شمار آمد.

سومین شهید محراب در درس خارج فقه آیت الله سید عبدالله شیرازی، آیت الله حکیم و آیت الله خوئی شرکت کرده، و از مراجع بزرگی از جمله آیت الله حکیم در نجف اشرف و آیت الله حجت کوه کمری و آیت الله خوانساری در قم، اجازه اجتهاد دریافت کرد.

سردمدار جریان دفاع از نهضت امام(ره) در نجف چه کسی بود؟

مبارزه با بهائیت

بروجردی داماد شهید مدنی در خصوص مبارزه با بهائیت از سوی شهید مدنی روایت کرد: «ایشان احساس کرد که زادگاه اصلی (آذرشهر) در خطر محاصره اقتصادی فرقه ضاله بهائیت یعنی این مسلک و مرام استعماری صهیونیستی قرار گرفته، مراکز حساس شهر مانند کارخانه تولید برق و … به دست آن‌ها افتاده است؛ لذا با بیانات آتشین خود مردم را علیه آنان بسیج کرد تا آنجا که مصرف برق آن‌ها را تحریم و مردم از چراغ‌های نفتی استفاده می‌کردند. از این مهم‌تر آذرشهر که نزدیک به تبریز واقع شده است در آن زمان مقدار زیادی از نان تبریز را تامین می‌کرد، به دستور آیت الله مدنی مردم از فروش نان و مایحتاج زندگی به این فرقه خودداری می‌کنند و آنان مجبور می‌شوند از این شهر مذهبی و اسلامی کوچ کنند. به این ترتیب تب مبارزات ضد بهایی بالا می‌گیرد.

اما تمام این حوادث از طرف شهربانی وقت پیگیری می‌شود و شهید مدنی تنها عامل همه تحریکات ضد بهائی شناخته می‌شود. در نتیجه او را به همدان تبعید می‌کنند.

با آغاز مبارزات انقلابی در سال ۱۳۴۲ امام خمینی (ره) دستگیر و مدت‌ها دور از شهر قم تحت نظر قرار گرفت. حکومت، غیرمذهبی جلوه دادن قیام و در نهایت اعدام امام (ره) را پیگیری می‌کرد. در این روز‌ها آیت الله مدنی که از استادان نامی حوزه علمیه نجف اشرف به شمار می‌رفت از دستگیری امام (ره) اطلاع پیدا کرد و کلاس‌های درس و بحث خود را تعطیل و به سوگ شهدای نهضت ایران نشست که تاثیر زیادی در تخریب وجهه خارجی حکومت محمدرضا شاه در پی داشت.

سردمدار جریان دفاع از نهضت امام(ره) در نجف چه کسی بود؟

آیت الله مدنی نخستین کسی بود که در نجف به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام خمینی (ره) لبیک گفت و با تعطیل کردن کلاس‌های درس خود در جهت تشکیل مجالس سخنرانی جهت افشای چهره رژیم پهلوی گام برداشت. وی در این زمان در نجف سردمدار جریان دفاع و پشتیبانی از نهضت امام (ره) به شمار می‌آمد و وقایع ایران را برای طلاب بیان می‌کرد.

آیت الله مدنی مسئولیت نماز جمعه تبریز را پس از آنکه آیت الله قاضی طباطبائی طی عملیات ترور گروهک فرقان به شهادت رسید، به عهده گرفته بود.

انتهای پیام/ 131

پیش‌قراول جریان دفاع از نهضت امام (ره) در نجف چه کسی بود؟

منبع خبر

پیش‌قراول جریان دفاع از نهضت امام (ره) در نجف چه کسی بود؟ بیشتر بخوانید »

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس



طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، «من در حوزه مُدرس بودم اما از ۵ سال پیش که به مسجد آمدم و وضعیت مردم را دیدم، تمام فعالیت‌های علمی‌ام را کنار گذاشتم و خود را وقف مسجد و مردم کردم؛طوری‌که هر روز از ۹ صبح تا ۱۲ شب با جمعی از افراد در مسجد و مشغول فعالیت‌های حول آن هستیم و هر روز همسرم برای نهار غذا برای ما درست می‌کند و به مسجد می‌آورد» این بهترین قطعه از گفت‌وگوی یک ساعته ما با یک طلبه ۳۳ ساله تهرانی است. طلبه‌ای که ۵ سالی است امام جماعت مسجد جامع شهرک مسکن مهر شهید آبشناسان در شهرستان رباط کریم شده و به عنوان امام محله، منطقه بی‌امکانات خود را تا حد مطلوبی بهره‌مند کرده است.

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس
حجت‌الاسلام حمید سرمدی امام محله در رباط کریم

ابتدا برای رفع نواقص عمرانی شهرک کمر همت بستم

حجت‌الاسلام حمید سرمدی طلبه سطح ۳ حوزه علمیه قم و دانشجوی کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی دانشگاه بوعلی بود، اما تمام فعالیت‌های علمی خود را ۵ سال است کنار گذاشته و امام جماعت مسجد شده است. او از زمان حضور در این منطقه به دلیل مشکلات مردم خود را صرفا امام جماعت مسجد ندید و فراتر از آن امام محله شد. این طلبه می‌گوید: «در شهرک ما مجموعاً ۶۴۱۸ خانواده با جمعیت بالغ بر ۲۴ هزار نفر زندگی می‌کنند که تماماً مسکن مهر است اما متاسفانه از لحاظ امکانات به شدت محروم بود و علی رغم جمعیت جوان ساکن، متاسفانه وضعیت معیشتی بسیاری از خانواده‌ها نیز مطلوب نبود. از زمانی که به عنوان امام جماعت منصوب شدم در ابتدا برای رفع مشکلات عمرانی موجود مانند راه آسفالته، برق، آنتن دهی موبایل، ساخت پارک و مدرسه و امنیت منطقه وارد عمل شدم.»

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس
تشکیل شورای معتمدین برای رفع مشکلات محله

تشکیل شورای معتمدین برای رفع مشکلات

این طلبه یکه و تنها به میدان نرفت و با تدبیر خود ۱۰ نفر از افراد معتمد محل را دور خود جمع کرد و نام این گروه را شورای معتمدین گذاشت و با ظرفیت این افراد، سراغ مسئولین مختلف رفت. او می‌گوید: «برای رفع این مشکلات، جلسات مختلفی با فرماندار، ناجا و مسئولین برگزار کردیم. الحمدلله توانستیم راه آسفالت، نور منطقه، آنتن دهی موبایل و ساخت پارک را به سرانجام برسانیم. ساخت مدرسه نیز در منطقه آغاز شده است تا ان‌شاء الله امکانات ابتدایی مورد نیاز مهیا شود.»

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس
جلسه با آرایشگران زنانه و تاکسیرانان برای شناسایی نیازمندان و رفع مشکلات این قشز

شناسایی نیازمندان از طریق آرایشگاه‌های زنانه و تاکسیرانان

وضعیت معیشتی برخی از ساکنان این شهرک مطلوب نبود، برای رفع این مشکل حجت‌الاسلام سرمدی در ابتدا شناسایی دقیقی از خانواده‌ها انجام داد. برای این کار، او روش‌ها و اقدامات جالبی هم داشته است. او می‌گوید: «۳۴۰ خانواده نیازمند را شناسایی کردیم و برای رفع مشکلات آن‌ها اقدام کردیم. برای شناسایی این افراد علاوه بر کسب اطلاعات از افراد معتمد و مرتبط، با آرایشگاه‌های زنانه و تاکسیرانان صحبت کردیم تا اگر افرادی به آن‌ها مراجعه می‌کنند که آسیب‌های اجتماعی دارند و از آن‌ها با خبر می‌شوید به ما اطلاع دهید تا مرتفع کنیم. از این دو طریق توانستسم بسیاری را شناسایی کنیم. این روزها مسجد ما مامن مردم شده است و هر قشری از مسئولین برای ارتباط با مردم و یا هر صنفی برای جلسات و برنامه‌های خود در مسجد دور هم جمع می‌شوند و اعتماد بسیاری هم به مسجد و ارکانش دارند.»

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس
تهیه بسته‌های ارزاق و مواد بهداشتی در چند نوبت برای نیازمندان

کمک دو میلیاردی ساکنان مسکن مهر به نیازمندان

رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم و کمک به نیازمندان توسط مسجدی‌ها در این شهرک، پا را فراتر از حصارهای شهرک هم کشیده است و این روزها آن‌ها دو روستا را حمایت می‌کنند. حجت‌الاسلام سرمدی می‌گوید: «در حوزه خدمات اجتماعی در حدود ۱۱ ماهه دوران کرونا، با کمک مردم ۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان پول جمع‌آوری کردیم که در مجموع ۱۰ هزار سبد کالایی تهیه و میان نیازمندان توزیع شد. زمانی که با این مبالغ نیازمندان شهرک را تحت پوشش قرار دادیم، هنوز توان برای کمک‌رسانی داشتیم بنابراین دو روستای شهرستانک و شهرآباد زیرمجموعه شهرستان رباط کریم را تحت پوشش قرار دادیم که برای آن‌ها با هزینه خود امام جماعتی منصوب کردیم تا با کمک و ظرفیت او برای شناسایی و کمک به نیازمندان اقدام کنیم.»

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس
تحت پوشش قراردادن دو روستای شهرستان رابط کریم توسط مسجدی‌ها

کمک به نیازمندان در شب عید

مسجدی‌ها در ایام کرونایی ۷ هزار بسته بهداشتی کامل شامل ماسک، مایع ضدعفونی کننده دست و سطوح و دستکش تهیه و در سطح شهرک توزیع کردند . سرمدی می‌گوید: «شب عید سال گذشته هزار دست کفش، کاپشن و شلوار تهیه و در ماههای منتعی به سال نو میان نیازمندان معرفی شده از اسلامشهر تا پرند که در اطراف ما هستند، توزیع کردیم.»

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس
حجت‌الاسلام سرمدی با کارها و اقدامات خود رابطه خوب و نزدیکی با جوانان برقرار کرده است

ترک اعتیاد معتادان و ایجاد اشتغال برای آن‌ها

در حوزه آسیب‌های اجتماعی نیز این طلبه گام‌های خوبی برداشته است و برای کمک به معتادان و احیای آن‌ها طرح سبز را ایجاد کرده است که طی آن با فراخوانی در سطح محل، معتادان داوطلبانه به مسجد می‌روند تا روند درمان آن‌ها طی شود. او می‌گوید: «در این طرح هیچ اجباری وجود ندارد و افراد معتاد داوطلبانه به مسجد می‌آیند که ابتدا آزمایش کرونا از آن‌ها گرفته می‌شود و سپس برای ترک به کمپ هماهنگ شده اعزام می‌شوند. در مدت حضور این افراد در کمپ برای خانواده‌ آن‌ها تسهیلاتی اعم از ارائه مشاوره و همچنین رفع تمامی نیازهای مالی‌شان انجام می‌شود تا مشکلی نداشته باشند. بعد از خروج و احیای این افراد از کمپ نیز با کارگاه تولید ماسکی که در طبقه فوقانی مسجد فعال شده، هماهنگ شده است تا این افراد را جذب کند. افراد بهبود یافته در صورت توانایی کار با چرخ خیاطی به عنوان خیاط و یا بازاریاب جذب می‌شوند تا درآمدی کسب کنند و به زندگی خود با خانواده‌ها ادامه دهند. تاکنون ۲۰ نفر در شهرک با این شیوه احیا شده‌اند.»

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس
راه اندازی یک گلخانه سبک در فضای مسجد

حجت‌الاسلام سرمدی در مسجد شهرک یک گلخانه نیز ایجاد کرده است و گوجه فرنگی، خیار، فلفل و گیاهان دارویی در آن کشت می‌شود، آن‌ها حتی بنا دارند بالای هر آپارتمان در صورت موافقت ساکنان این گلخانه‌ها را احداث کنند تا محلی برای رفع نیازهای زندگی مردم و احیانا کسب درآمدشان باشد.

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس
برگزاری جلسه با مسئولین مختلف شهرستان برای رفع مشکلات مختلف مردم

برگزاری سه دوره یادواره شهدا

در حوره فرهنگی نیز حجت‌الاسلام سرمدی در قالب شناسایی‌هایی که برای نیازمندان شهرک داشته است، توانسته ۴۰ خانواده شهید در شهرک را شناسایی کند که تاکنون طی این ۵ سال، سه دوره یادواره شهدای شهرک را برگزار کرده است. او می‌گوید: «برای ایجاد عدالت آموزشی در شهرک، با کمک دانشجویان شهرستانی نخبه موجود در شهرک، مجمع نخبگان را ایجاد کردیم که کلاس‌های علمی برای کودکان و نوجوانان و محصلان شهرک برگزار می‌کنند.»

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس
تهیه بسته‌های ارزاق با کمک مردم برای ارائه به نیازمندان در مناسبت‌های مختلف

یاری دادن به بهزیستی و کمیته امداد!

کارهای خدمات‌رسانی این مسجد به حدی موفقیت‌آمیز بوده است که سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی(ره) آن‌ها را در منطقه به عنوان یک مرجع می‌شناسند و حتی برای رسیدگی به خانواده‌های تحت پوشش خود از ظرفیت این مسجد کمک می‌گیرند. تمامی این توفیقات ناشی از تلاش امام جماعت و اعتماد مردم به مسجد است که به عنوان یک پایگاه اجتماعی مهم توانسته منشاء تحولات منطقه باشد.

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس

منبع خبر

طلبه‌ای که عطای تدریس را به لقای خادمی مردم بخشید+عکس بیشتر بخوانید »

حاشیه‌های یک دیدار عاشقانه با علامه مصباح یزدی

حاشیه‌های یک دیدار عاشقانه با علامه مصباح یزدی



مصباح یزدی

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، دکتر مهدی جمشیدی درباره دیدارشان با مرحوم آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، مطلبی را در اختیار مشرق قرار دادند که متن آن چنین است؛

استاد، خودشان دستور داده بودند که مسئولِ دفتر، وقتِ خاصی را برای من تعیین کنند: ششمِ بهمنِ سالِ هشتادوسه، ساعتِ شانزده‌وسی دقیقه، مؤسسۀ ‌آموزشی‌وپژوهشیِ‌ امام‌خمینی، دفترِ علامه محمّدتقی مصباح‌یزدی. کمی در اتاق، منتظر ماندم تا استاد وارد شوند. پس از ورودِ ایشان، یکدیگر را به‌گرمی در آغوش کشیدیم و سپس نشستیم. متنِ کوتاهی را خواندم و از ایشان درخواست کردم تا صحبت کنند. دراین‌میان، پرسش‌های خود را نیز مطرح ساختم. در حاشیۀ دیدار، نکات و لطایفی را دریافتم که ابتدا، آنها را  برمی‌شمارم:

[۱]. ایشان در آغازِ ورودشان به اتاق، در پاسخ به حرکتِ عاطفی‌ام، مرا سخت در «آغوش» کشیدند و به‌گرمی و با محبّتِ فراوان، فشردند.

[۲]. ایشان با اصرار، سعی داشتند که اوّل، من بنشینم!

[۳]. با این‌که تمایل داشتم ایشان بابِ گفتگو را بگشایند، امّا به‌ناگزیر، خودم صحبت را آغاز کردم و کمی در موردِ احساساتم نسبت به ایشان، تاریخچۀ آشنایی‌ام ، علّتِ ارادتِ خاصم و فعّالیّت‌های علمی‌ام، سخن گفتم.

[۴]. در ابتدای دیدار، یک متنِ ادبی خواندم و در آن، ایشان را با تعبیرِ «مصباحِ عزیز» و «تو»، مخاطب قرار دادم. ایشان هم با دقّتِ تمام، گوش دادند. یک جوانکِ بیست‌وسه ساله در برابرِ یک فیلسوفِ بسیار بزرگ!

[۵]. بیشتر جملاتِ ایشان، دارای واژه‌ها و مفاهیمِ «الهی» و «اخلاقی» بود، به‌طوری‌که تصوّر می‌کردم در جلسۀ درسِ اخلاق قرار گرفته‌ام.

[۶]. احساسم این بود که ایشان به‌طورِ جدّی و باشدّت، در حالِ «مراقبه» بودند؛ چنان‌که به‌صورتِ دقیق، توجّه می‌کردند که چه می‌گویند.

[۷]. «خضوع» و «فروتنیِ» ایشان، وصف‌ناپذیر بود. ایشان اغلب، سربه‌زیر می‌انداختند و به‌سمتِ پایین، نگاه می‌کردند.

[۸]. ایشان آن‌قدر «مؤدبانه» و «متواضعانه» رفتار کردند که به‌تدریج، فراموش کردم که در مقابلِ چه‌کسی قرار دارم. آنچنان احترام نهادند و بی‌پیرایه و ساده رفتار کردند که کم‌کم، این احساس که در کنارِ فردی خاص و عالی و بی‌نظیر نشسته‌ام، در من کم‌رنگ شد!

[۹]. برخلافِ سخنرانی‌های متعدّدی که از ایشان شنیده بودم، ایشان در پاسخ به پرسش‌هایم، مدّتِ قابل‌توجّهی (گاهی حدودِ شش‌ثانیه)، «درنگ» و «تأمّل» می‌کردند و سپس پاسخ می‌دادند. گاهی اوقات، در میانِ سخنان‌شان هم این «توقف»، مشهود بود.

[۱۰]. ایشان مرا با لفظِ «آقا» می‌خواندند.

[۱۱]. تبسّمِ دلنشین‌شان، آن‌گونه که در فیلم‌ها و تصاویر دیده بودم، همچنان بر چهره ایشان، نقش بسته و ثابت بود. این سیمای دل‌انگیز و جذاب، احساسِ لطیف و خوشایندی را به من منتقل می‌کرد، به‌طوری‌که، نمادِ محبّت ایشان بود.

[۱۲]. در ابتدا از ایشان پرسیدم که من چقدر زمان در اختیار دارم؟ ایشان با لبخندِ آرامش‌بخشی گفتند: «وقت داریم، عجله نکنید!» امّا بااین‌که وقتِ از پیش‌ تعیین‌شده‌ام سی دقیقه بود، گفت‌وشنودِ ما تا پنجاه دقیقه، به‌طول انجامید! بااین‌که وقت گذشته بود، ایشان تلاش نمی‌کرد تا مقدّماتِ پایانِ دیدار را فراهم کند و به من تفهیم نماید که وقت، تمام شده است! حتّی سه‌بار به‌فاصلۀ پنج دقیقه، یادآور شدم که اگر اجازه دهید بیش از این مزاحم‌تان نشوم، چون فرصت، پایان یافته است، امّا ایشان به‌هیچ‌رو، تمایلی به خاتمۀ دیدار از خود نشان نمی‌داد! هرچند همچنان تشنۀ کلام و دیدنِ او بودم، امّا حیا کردم از ادب و اخلاقِ ایشان، سوء‌استفاده کنم و وقتِ گرانبهای ایشان را ضایع سازم.

[۱۳]. کتابی را که ویراستاری و بخشی از آن را تألیف کرده بودم، به‌عنوانِ هدیه به ایشان تقدیم کردم. درحالی‌که من این‌کار را با یک دست انجام دادم، ایشان با حالتِ احترام و ادب، آن را با «دو دستِ» خویش گرفتند! پس از تورقِ آن، چند بار از من خواستند تا یادداشتی را در صفحۀ اوّلِ آن برای ایشان بنویسم، امّا من به‌شدّت پرهیز کردم و گفتم این‌کار، از شأنِ من بسیار فراتر است و این کتاب، ارزشی در مقابلِ شما ندارد! ایشان نیز با لبخند گفتند: «چون ملاقاتِ اوّل است، ما خیلی سخت نمی‌گیریم، إن‌شاء‌الله در دفعاتِ بعدی»!

[۱۴]. در پایان، از ایشان خواستم که باز هم اجازه بدهند به دیدارشان بیایم، گفتند: «مشکلی نیست، هر وقت خواستید با دفتر هماهنگ کنید.» گفتم: «به شما بسیار نیاز دارم»، گفتند: «همۀ ما به خداوند نیاز داریم، خداوند إن‌شاء‌الله نیازِ ما را برطرف کند.»

[۱۵]. در هنگامِ خروج از اتاق، ایشان «دو بار» مرا در «آغوشِ» خود فشردند و گونه‌هایم و سپس پیشانی‌ام را بوسیدند و با کمالِ ادب و احترام، از من خداحافظی کردند.

[۱۶]. ایشان آن‌قدر در جلوی در اتاق، «منتظر» ایستادند تا من امتدادِ راهرو را طی کنم و از زاویۀ نگاهِ ایشان خارج شوم!!

و امّا سخنانِ استاد. بیشتر صحبت‌های ایشان را یادداشت کردم که به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.

ما نمی‌توانیم عمقِ حکمت‌های خداوند را دریابیم؛ خداوند، عیب‌های انسان‌ها را می‌پوشاند، در مواردی، حتّی عیوبِ انسان از خودِ او نیز، مخفی می‌ماند و این، از لطفِ خداوند است! در ادعیّه می‌خوانیم که: «پروردگارا! تو فضایلی از من در بینِ مردم نشر دادی که من نداشتم»!  همین مسأله است که باعثِ حُسن‌ظنِ افراد به یکدیگر می‌شود، در غیرِ این‌صورت، نظامِ جامعه، مختل می‌شد. درعین‌حال، ما باید مراقب باشیم که با وجودِ این لطفِ خداوند، دچارِ «غرور» و «غفلت» نشویم.

انسان، وقتی احساسِ گرمی نسبت به انسان‌هایی که حتماً عیوبی دارند یا حداقل، معصوم نیستند پیدا می‌کند و آنها برای او ارزشمند می‌شوند، باید به این فکر بیفتد که «معصومین» از چه ارزشی برخوردارند و در برابرِ آنها چه باید کرد؟! معصومین، «پل» و «راه» هستند به‌سوی خداوند. در واقع، آنها کسانی هستند که واقعاً، لیاقتِ «محبّت» را دارند. البتّه عشقِ به آنها باید مقدّمۀ عشقِ به خداوند باشد که کمالِ مطلق است و همۀ کمال‌ها و جمال‌ها از ناحیّۀ اوست. «عواطف»، از جمله بهترین و شیرین‌ترین نعمت‌های خداست. زندگی بدونِ عواطف، سرد و بی‌مزه است و دراین‌حال، سختی‌های زندگی، بیشتر احساس می‌شود. با عاطفه و احساس، معنیِ زندگی را بهتر می‌توان فهمید. من نمی‌خواهم فرمایشاتِ شما را تخطئه کنم یا عیوبِ خودم را مطرح کنم – که این، خود یک گناه است – امّا بندگانِ بهتر از ما فراوانند که غالباً گمنام هستند. غالباً کسانی‌که در جامعه به‌ خوبی شناخته می‌شوند، خالی از آفت و تهدیدِ خودنمایی نیستند و ممکن است دچارِ غرور شوند و نعمتِ خداوند را در زمینۀ عیب‌پوشی فراموش کنند. در ادعیّه می‌خوانیم که: «خدایا! هرچه من در نزدِ مردم عزیزتر شدم، مرا نزدِ خودم، خوارتر کن».

· من جوانی نیستم که بر موجِ احساساتِ زودگذر و بی‌مایه سوار باشم؛ عشقِ من نسبتِ به شما، بسیار عمیق و ریشه‌دار است.

من تصوّر نمی‌کنم که در این زمینه، احساساتِ جوانی دخالتی داشته باشد.

· آیا این عشق، متقابل است؟ شما هم من را دوست دارید؟

اگر بگویم به شخصِ شما علاقۀ خاصی دارم، حرفِ گزافی گفته‌ام، به‌صرفِ یک نامه، محبّتِ متقابل به شخصِ شما به‌وجود نمی‌آید؛ چون من شناختی از شما ندارم، امّا از این‌که انسانی دارای چنین عواطفِ پاکی باشد، حقّ‌شناس باشد، درکِ خوبی‌ها را داشته باشد و درصدد برآید تا محبّتِ خودش را ابراز نماید، من هم عاشق و دوست‌دارِ چنین انسانی هستم. اساساً ابرازِ محبّت به محبوب، زمینه‌ای است که محبّت، کامل بشود و این مسیر برای انسان، مطلوبیّتِ فطری دارد؛ این، کمالِ فطری است. انسان از عمقِ  دلش می‌ستاید کسی را که دارای چنین کمالی باشد. خدا را شکر می‌کنم که این‌چنین بندگانِ پاک و باصفا و حق‌ّشناسی را آفریده و رشد داده است.

البتّه من هم طبعاً، آدمِ احساسی و عاطفی هستم و خیلی باید خود را کنترل کنم تا احساساتم مهار شود، ولی به‌هرحال از این‌که محبّت پاکی به یک انسانِ شایسته‌ای داشته باشم، افتخار می‌کنم. روایتی در کافی آمده به این مضمون که در روزِ قیامت، مجموعه‌ای از انسان‌ها را مخاطب قرار می‌دهند و به آنها می‌گویند بی‌حساب به بهشت بروید! آنها کسانی هستند که همدیگر را به‌خاطرِ خدا دوست دارند؛ «هم متحابون فی الله»! دقّت کنید: محبّت‌شان نسبت به «همدیگر» است؛ رابطه‌ای است بینِ خودِ مؤمنان با یکدیگر. انسان خیلی تعجب می‌کند! اگر محبّتِ طرفینی، برای خدا باشد، زشتی‌ها از بین ‌می‌رود؛ دو نفر که بدونِ اغراضِ مادّی و دنیوی، یکدیگر را دوست دارند. امید است که ما نیز، مصداقِ این روایت باشیم. بنده با ضعفی که از خودم سراغ دارم، باید پناه ببرم به خداوند که به «جاه‌طلبی» مبتلا نشوم، به این آفت مبتلا شویم که دوست داشته باشیم دیگران به ما احترام بگذارند.

· نامۀ عاطفی و عاشقانه‌ای را برای شما نوشتم. آیا محتوای آن را باور کردید؟

نامۀ دوّمِ شما، خیلی ادبی بود! «سخنِ صادقانه» به‌هرحال، اثرِ خودش را می‌گذارد!

· شما در یکی از سخنرانی‌های خود گفتید که در دورانِ جوانی، دچارِ اضطراب بودید. چگونه آن را درمان کردید؟

علّتِ اضطرابِ من در آن ایّام، عدمِ اعتمادبه‌نفس بود و علاجِ آن «تمرین» است؛ با خود گفتم که باید سدها را شکست! یکی دو مرتبه با کمالِ اضطراب، سؤال کردم تا برایم عادی شد؛ «تمرین»، دوای همۀ «مشکلاتِ رفتاری» است. این از نظرِ روانشناسی، ثابت شده است. مَثَلِ همان حکیم و دریا است که کسی از آب می‌ترسید، او را در آب انداختند، ترسش برطرف شد!

· آیا شما رابطه‌ای با استاد مطهری داشتید؟ دراین‌باره، تابه‌حال در جایی نخوانده‌ام که صحبتی کرده باشید.

من در آن حدّ نبودم! روابطِ ما، بعد از شروعِ نهضت آغاز شد و بیشتر در حوزۀ مسائلِ «اجتماعی» و «سیاسی» بود. روابطِ علمیِ ما، کم بود. یکی دو بار، مستقیماً به منزلِ ایشان در قلهک رفتم و با ایشان در موردِ مسایلِ سیاسی صحبت کردم. جلساتِ مشترکی نیز با حضورِ ایشان و شهید بهشتی داشتیم.

· چرا از شما برای سخنرانی در حسینیۀ ارشاد دعوت نشد؟

آن زمان، ما خیلی «بچه» بودیم؛ ما در آن حدّ نبودیم! البتّه حالا هم بچه هستیم!

· ممکن است دربارۀ ازدواج  و انتخابِ همسر، توصیه بفرمایید؟

اوّل این‌که از «توسّل» استفاده کنید؛ کار را به خدا واگذارید تا آنچه صلاحِ شماست، تحقّق یابد. منتظرِ خدا باشید، ولی «تحقیق» هم باید بکنید؛ این دو، منافاتی با یکدیگر ندارند. دوّم این‌که «ایده‌آل» فکر نکنید؛ تصوّر نکنید که همسرِ من، باید «تمامِ خصوصیّاتِ» موردِ نظرِ من را داشته باشد و «بدون‌نقص» باشد. دراین‌صورت، با مشاهدۀ کوچک‌ترین ضعفی، از او زده خواهید شد. اختلافِ سلیقه را باید «تحمّل» کرد؛ خودِ این، یک کارِ است! سوّم این‌که در خوبی‌هایی که انتظار دارید، «‌اولویّت‌ها» را در نظر بگیرید و آنها را احراز کنید؛ «درجه‌بندی» کنید. «اساسی‌ترینِ» آنها باید ملاحظه شود و مراحلِ پایین، اگر نشد اشکالی ندارد. در درجۀ اوّل نیز، «ایمان» مهمّ است و بعد «توافقِ اخلاقی».

· برای فعّالیّت در قلمروِ جامعه‌شناسیِ اسلامی، چه میزان مطالعاتِ اسلامی ضرورت دارد؟

تحصیلاتِ طلبگی در حدّ «معلوماتِ عمومی»، نیاز است. «ادبیّاتِ عرب» را حتماً باید بدانید، در غیرِ این‌صورت، «کلیدِ اصلی در تحقیق» را از دست می‌دهید و ممکن است در برداشت‌های خود، دچارِ اشتباه شوید. بنابراین، برای استفاده از متونِ اسلامی، باید ادبیّاتِ عرب را بدانید. این، یک ضرورت است. آشناییِ کلّی و ابتدایی با رشته‌های مختلفِ علومِ اسلامی، ضرورت دارد. خوب است پیشِ استادی بروید که با درکِ عمیق، نکته‌ها را بگوید. البتّه کار  در  این زمینه، «طیف‌ها» و «مراتبِ» مختلفی از معلوماتِ اسلامی را دربرمی‌گیرد.

· روشِ غیرمستقیمِ اسلام‌شناسی چطور است؟ منظورم مطالعۀ دستاوردهای علمای اسلامی است.

این روش، دو اشکال دارد: اولاً، با مطالعۀ دستاوردهای فکریِ دیگران، «عمقِ مطلب» را درک نخواهید کرد. تصوّر می‌کنید که می‌فهمید امّا در واقع، این‌گونه نیست. ثانیاً، چنین شخصی، خودش نمی‌تواند چیزی به مطالبِ آنها «اضافه» کند و فقط باید «تابعِ» همان‌ها باشد. می‌توانید در این زمینه، نتایجِ تحقیقاتِ خود را با مشورت و گفتگو با متخصصین، تکمیل کنید. ادبیّاتِ عرب را خوب باید بدانید تا به‌اصطلاحِ ما بتوانید پس از طیِ این مراحل، حداقل یک «نیمچه مجتهد» شوید. البتّه گاهی اوقات، افرادی دارای «استعدادِ خدادادِ قوّی» هستند، درحالی‌که «مقدّماتِ کلاسیک» را طی نکرده‌اند؛ ممکن است گاهی خدای‌متعال، «الهاماتی» کند و با جهشِ ذهنی و برق‌های فکری، فرد به مطالبی دست یابد که حتّی برای اساتید هم، میسّر نیست! من برای شما دعا می‌کنم، کاری به‌جز دعا از من ساخته نیست. امیدوارم که موفّق باشید.

*****

حاشیه‌های یک دیدار عاشقانه با علامه مصباح یزدی

منبع خبر

حاشیه‌های یک دیدار عاشقانه با علامه مصباح یزدی بیشتر بخوانید »