دانشگاه پیام نور

کندر می‌تواند التهاب ناشی از ام‌اس را کاهش دهد

کندر می‌تواند التهاب ناشی از ام‌اس را کاهش دهد



در سال‌های اخیر توجه بسیاری به نقش گیاهان دارویی در بهبود برخی بیماری‌های پیچیده جلب شده است. یکی از این بیماری‌ها ام‌اس است که زندگی افراد جوان را تحت تاثیر قرار می‌دهد و همچنان درمان قطعی برای آن وجود ندارد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، ام‌اس یا مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری التهابی و خودایمنی است که به سیستم عصبی مرکزی، شامل مغز و نخاع، حمله می‌کند. این حمله باعث آسیب به غلاف میلین اطراف رشته‌های عصبی می‌شود و در نهایت مشکلات حرکتی، شناختی و حسی برای فرد ایجاد می‌کند. با توجه به روند رو به افزایش شیوع این بیماری در ایران و جهان، به‌ویژه در میان جوانان، یافتن روش‌های درمانی مؤثر و ایمن بسیار ضروری است.

درمان‌های فعلی اگرچه می‌توانند بخشی از علائم بیماری را کنترل کنند، اما محدودیت‌ها و عوارض جانبی آنها نیاز به جایگزین‌های تازه را پررنگ‌تر کرده است. در همین راستا، توجه پژوهشگران به سمت ترکیبات گیاهی جلب شده است که می‌توانند با عوارض کمتر و کارایی بیشتر بخشی از این خلأ را جبران کنند.

کندر یکی از گیاهان دارویی شناخته‌شده است که قرن‌ها در طب سنتی به کار رفته است. این صمغ طبیعی از درختانی خاص به‌دست می‌آید و دارای ترکیباتی با خاصیت ضدالتهابی و آنتی‌اکسیدانی است.

مطالعات گذشته نشان داده‌اند که مصرف کندر می‌تواند بر بهبود عملکرد حافظه، کاهش التهاب و حتی تقویت سیستم ایمنی تاثیر بگذارد. همین موضوع، کندر را به یکی از گزینه‌های بالقوه برای بررسی در زمینه بیماری ام‌اس تبدیل کرده است. برخی تحقیقات قبلی نتایج امیدوارکننده‌ای در بیماران نشان داده بودند، اما همچنان نیاز به مطالعات دقیق‌تر وجود داشت تا نقش این گیاه در کاهش التهاب عصبی و بهبود وضعیت بیماران روشن‌تر شود.

در این راستا، اکبر کریمی از گروه زیست‌شناسی دانشگاه پیام نور تهران به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود پژوهشی را انجام دادند تا تاثیر عصاره کندر بر شاخص‌های التهابی مرتبط با بیماری ام‌اس را بررسی کنند. آنها در این مطالعه تلاش کردند ببینند آیا مصرف این عصاره می‌تواند بر کاهش التهاب و تغییر برخی شاخص‌های مهم خونی و بافتی تاثیرگذار باشد یا خیر.

برای انجام این پژوهش، تیم تحقیقاتی از مدل حیوانی ام‌اس استفاده کرد. آن‌ها عصاره کندر را در سه دوز مختلف (۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ میلی‌لیتر) به گروهی از موش‌های مبتلا به بیماری تزریق کردند. مدت زمان آزمایش ۱۰ روز بود و در این مدت، پژوهشگران شاخص‌های التهابی مهمی مانند TNF-α، CRP و اکسید نیتریک را در خون حیوانات اندازه‌گیری کردند. همچنین، میزان نفوذ سلول‌های التهابی در بافت مغز موش‌ها بررسی و با گروه کنترل مقایسه شد. این رویکرد امکان ارزیابی دقیق اثر عصاره کندر بر تغییرات کلیدی مرتبط با التهاب در ام‌اس را فراهم کرد.

نتایج به‌دست‌آمده نشان دادند که بالاترین دوز مصرفی عصاره کندر بیشترین اثر مثبت را داشت. در این گروه، میزان شاخص‌های التهابی در خون به طور چشمگیری کمتر از گروه‌های دیگر بود. به علاوه، نفوذ سلول‌های التهابی به بافت مغز نیز به شکل قابل توجهی کاهش یافت. این یافته‌ها نشان‌دهنده آن بودند که مصرف عصاره کندر می‌تواند مانع از پیشرفت فرآیندهای التهابی در سیستم عصبی شود.

در جمع‌بندی این تحقیق که نتایج آن در «مجله علوم پزشکی فیض» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کاشان منتشر شده‌اند، پژوهشگران نتیجه گرفتند که عصاره کندر می‌تواند به عنوان یک گزینه درمانی بالقوه غیر استروئیدی در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر، این ترکیب طبیعی شاید بتواند در آینده به عنوان یک مکمل یا جایگزین درمانی برای کنترل بیماری ام‌اس مطرح شود. اهمیت این نتیجه در آن است که داروهای استروئیدی کنونی، اگرچه مؤثر هستند، اما عوارض جانبی متعددی دارند و استفاده طولانی‌مدت از آن‌ها مشکلات زیادی برای بیماران ایجاد می‌کند.

آنچه این پژوهش را برجسته می‌کند، بررسی دقیق دوزهای مختلف عصاره کندر و تاثیر آن‌ها بر شاخص‌های التهابی است. از آنجا که التهاب یکی از عوامل اصلی پیشرفت بیماری ام‌اس است، کاهش آن می‌تواند تاثیر مهمی بر کیفیت زندگی بیماران داشته باشد.

همچنین، این مطالعه مسیر تازه‌ای برای تحقیقات آینده باز می‌کند تا ترکیبات مؤثر موجود در کندر به طور جداگانه بررسی شوند و شاید در نهایت به دارویی جدید و مطمئن برای بیماران تبدیل شوند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

کندر می‌تواند التهاب ناشی از ام‌اس را کاهش دهد

کندر می‌تواند التهاب ناشی از ام‌اس را کاهش دهد بیشتر بخوانید »

خیزش عاشقانه یک دختر در دفاع از وطن!

خیزش عاشقانه یک دختر در دفاع از وطن!



من یک داستان تاریخی، درام، عاشقانه و حماسی نوشتم. این یک حماسه ‌است از شمال خراسان در صد و چند سال پیش. فضایش با این که یک فضای جنگی و حماسی است اما زنانه هم هست. این برای خودم هم جالب بوده.

  • تور آنتالیا

به گزارش مجاهدت از مشرق، آواز پر طرقه رمانی است با محوریت عشق و حماسه که در دوران حکومت مظفرالدین‌شاه قاجار، در خراسان شمالی شکل گرفته است. این رمان با تکیه بر اتفاقات تاریخی مثل ماجرای دختران دامغان، عشق بی‌پایان مردم ایران را به مهین‌شان نشان داده است که هر زمان پای دشمن خارجی در میان باشد، مردم ایران با درایت و عقلانیت خودشان به دفاع از وطن بر می‌خیزند.

رمان با قصه‌گوی قدرتمند خودش مخاطب را به دل تاریخ می‌برد و علاوه بر آشنایی او با فرهنگ اصیل مردم کرد آن خطه، از سلحشوری‌ها و غیرت ایرانی برایش روایت می‌کند. خواندن این رمان کاملا ایرانی عشق ما را به ایران بیشتر می‌کند. گفتگوی ما اگر چه قبل از دفاع مقدس ۱۲ روزه شکل گرفت، اما خواندنش در این روزهای پس از پیروزی هم مغتنم است.

خیزش عاشقانه یک دختر در دفاع از وطن!

«نازنین جاویدسخن» سال ۱۳۶۳ در تهران متولد شد و کارشناسی ارشد زبان و ادبیتا فارسی را از دانشگاه پیام نور گرفته اگر چه کارشناسی‌اش را دررشته فیزیولوژی ورزشی گرفت. به گفته خودش از بچگی عاشق ادبیات بوده و با این که وارد ورزش شده و در رشته آمادگی جسمانی درخشیده اما عشق به ادبیات باز هم او را پاگیر کرده و به نوشتن رمان رو آورده است. دخترانش که به دنیا آمدند، حضورش در ورزش را کمرنگ کرد و راه ادبیات را قوی‌تر پی گرفت. با او درباره اولین رمانش «آواز پر طرقه» که به همت انتشارات مهرستان به چاپ رسیده و نظر خوانندگانش را جلب کرده، گفتگو کردیم.

*آواز پر طرقه چطور شروع شد؟

همه چیز از شنیدن یک مرثیه از نواهای کردهای خراسان شمالی که کرمانج هستند به نام الله مزار شروع شد. پژوهشم شش ماه طول کشید و تصمیم گرفتم این پژوهش را به یک رمان تبدیل کنم.

*شما اصالتا برای‌ آن منطقه هستید؟ علاقه‌تان چطور شکل گرفت؟

من با یکی از پژوهشگران بزرگ کُرد به نام استاد کریم‌الله توحدی در ارتباط بودم که در خراسان شمالی زندگی می‌کنند. استاد شناخته‌شده ای هستند و عمرشان را در راه فرهنگ ایرانی و کرمانج گذاشته‌اند. ایشان هنوز هم باور نکرده‌اند که من کرد نیستم. به دفتر انتشارات تماشس گرفت هتا مطمئن شود من کرد هستم یا نه! آنقدر که من با علاقه این کار را دنبال کردم. من کلا به ایران و به فرهنگ ایران علاقه دارم. هر ایرانی وقتی که موسیقی، هنر و زبان‌های محلی مناطق ایران را می‌بیند و می‌شنود، حسش برانگیخته می‌شود. مادر من اردبیلی و پدرم باکویی هستند اما من بچه تهرانم و با آذری‌ها ارتباط چندانی ندارم.

شمال خراسان منطقه عجیبی است. در یک منطقه کوچک،‌ترکگ و کرد و تات و فارس و اقوام دیگر کنار هم زندگی می‌کنند و حتی از نظر عرفانی هم زبانزد هستند.

حددو شش ماه پژوهش کردم و به این نتیجه رسیدم که ظرفیت تبدیل شدن به رمان را دارد. من مجموعه داستانم را تازه دارم می‌نویسم و اولین کارمف‌رمان بود. بعد از شش ماه، پژوهشم همراه بود با نوشتن چون پیرنگ و طرحم کامل بود. البته در چهار سالی که مشغول نوشتن بودم، تغییرات زیادی کرد. من بعد از سه سال گمان کردم که کار تمام است اما نظرها این بود که روی رمانم باید بیشتر کار کنم. وقتی که به کارگاه استاد منایی رفتم، زبانم و دیدم به داستان تغییر کردو در این یک سال خیلی فشرده تر این رمان را جلو بردم. هم بازنویسی کردم و یک سوم هم حجم آن اضافه شد. آ«قدر خوب شد که به محض این که به انتشارات مهرستان فرستادم پذیرفته شد.

*چرا مهرستان؟

مهرستا ننشری است که جانبدار نیست و فقط دارد به ادبیتا خدمت می کند. حقیقات من مهرستان را اینگونه می بینم چون برای ادبیتا دغدغه دارد. لطف خدا بود و الان هم خیلی راضی ام که با این نشر کار کرده ام. نثر من نسبت به زمانی که این رمان را نوشتم تغییر کرده و الان تقریبا مجموعه داستانم آماده ایست و شاید اگر یک نفر مجموعه داستانم را بخواند بویی از این رمان در آن نباشد. این رمان زبان خاصی دارد که باید به طور خاصی نوشته می‌شد. فرهنگ این مردم کرمانج،‌ به شدت آنها را هنرمند کرده است.

رمان یک شخصیت دارد به نام امیرحسین‌خان شجاع‌الدوله که در راه وطن کشته می‌شود و کردها این شخصیت را خیلی زیاد دوست دارند. این شخصیت وقتی به فرمان شاه مجبور به کاری می‌شود که دلش نمی‌خواسته، به یک سید می‌گوید دعا کن من کشته بشود و من نتوانم این مأموریت را انجام بدهم. اگر کشته شدم، این آبادی را به تو می‌بخشم. اگر هم زنده ماندم، می‌آیم و گردن تو را می‌زنم. مثل این که دعا کارگر می‌افتد و در راه کشته می‌شود و قلعه فیروزه هم به دست شجاع‌الدوله به دست روس‌ها نمی‌افتد. مرثیه «وای وای رشیدخان؛ سردار کل قوچان» را برای ختم این شخصیت می‌خوانند و الان متاسفانه تبدیل شده به یک قطعه طربناک! هنر آن قوم، زیر سایه درد و غم ساخته شده.

*از چه منابعی در روند پژوهشتان استفاده کردید؟

من به غیر از منابع برخط، گفتگوهای زیادی با استاد توحدی داشتم. چهار جلد کتاب حرکت تاریخی کردها به خراسان را خواندم. کتاب خراسان دکتر شریعتی که راه‌های خراسان را تشریح کرده است. کتاب دختران قوچان نجم‌آبادی نیز جزو منابع من بود و چندین کتاب دیگر را هم خواندم. من به عنوان منبع به کتاب سووشون هم نظر داشتم. دو جلد کتاب افسانه هزار و یک شب کرمانج که نوشته استاد توحدی است هم از منابع اصلی من بود. این کتاب تاریخ شعر و موسیقی کرمانج است و خیلی به کار من آمد. از سفرنامه «ترکستان و ایران» هنری موزر هم استفاده کردم. موزر به شرقی‌ترین بخش ترکستان می‌رود و از آنجا تا سمنان می‌رود. مهمترین بخشش هم برای همان منطقه خراسان شمالی است.

چیزی که من می‌نوشتم برای صدو اندی سال پیش است و دیگر هیچ کسی از ‌آن دوران وجود ندارد. من سعی کردم به شکل زمان این مسائل را ثبت کنم چون نسل جدید سراغ کتاب‌های نظری نمی‌رود.

خیزش عاشقانه یک دختر در دفاع از وطن!
نازنین جاویدسخن، نویسنده داستان بلند «آواز پر طرقه»

*این انتخاب برای کار اولتان سخت نبود؟

می‌خواهم بگویم این رمان برای من مثل یک معلم بود. من در جریان نوشتن این رمان، «نویسنده» شدم. نوشتن این رمان خیلی زحمت داشت و گاهی به تنگنا می‌خوردم. این رفتن به دل تاریخ، نویسنده را بیچاره می‌کند چون منابع خیلی کم است. مثلا برای فهمیدم یک تاریخ باید موسیقی آن را واکاوی می‌کردم. در یکی از فصل‌های رمان، مرثیه «شاره‌جان» که آقای سهراب محمدی خوانده‌اند را محور قرار دادم و تاریخ و داستانش را پیدا کردم و یک فصل برای‌ آن نوشتم.

*قلعه‌ها در داستان شما نقش مهمی دارند…

کلا در شهرهای مرزی ایران، در قلعه‌ها زندگی می‌کردند و یکی از مناطقی که خیلی قلعه دارد، همین خراسان است. خیلی از قلعه‌ها از بین رفته و خیلی‌ها هم آنسوی مرز قرار گرفته. من اگر چه خود به آن مناطق نرفتیم اما خودشان می‌گویند که چقدر خوب جزئیات آن قلعه‌ها را فهمیده‌ام. من عکس‌های آن قلعه‌ها را در کتاب آقای توحدی دیده‌ام. قلعه‌هایی که حتی راه هم نداشته و با چهارپا به آنجا رفتند تا عکسی از آن قلعه‌ها باقی بماند. شاره‌جان قلعه‌ای است که ترکمن‌ها به آن حمله کردند و آنجا یک آقایی است که می‌خواهد برود و نامزدش را به نام «شاره» نجات بدهد که نمی‌تواند و او را می‌برد. حالا دارد به برادرش دردل می‌کند و می‌خواهد برود که برادرش نمی‌گذارد چون خطر دارد.

مرثیه سوزناکی است و من با شخصیت‌های خودم این ماجرا را در یک فصل نوشتم. کل رمان من همین است؛ یعنی دارد تاریخ را با شخصیت‌هایی که برساخته ذهن من بوده، روایت می‌کند. تنها شخصیت واقعی داستان من، امیرحسین‌خان شجاع‌الدوله است.

*این رمان چه آورده ای برای مخاطب امروزی دارد؟

برای مخاطب امروز، لذت خواندن یک رمان و درام عاشقانه و در پی آن، آشنا شدن با فرهنگ ایران. اگر مجموعه داستان من منتشر شود می‌بینید که داستانی نوشته‌ام که در شمال ایران اتفاق افتاده. این داستان در جشنواره سیمین دانشور مقام آورد. آنجا که رفته بودم، هر کدام از داورها نظر می‌دادند و خانم الهام فلاح هم که اصالتا شمالی است می‌گفت من مطمئن بودم تو شمالی هستی. فقط یک شمالی می‌فهمد تو چقدر برای نوشتن این داستان دقت کرده ای… باورش نمی شد کهم نشمالی نیست. در آن مجموعه، ود داستان برای جنوب دارم. کلا به ایران علاقه و عشق دارم.

*علاقه شما کی به خطه آذربایجان می‌رسد؟

ان‌شا الله دررمان بعدی. فکر می‌کنم برای رمانی که می‌خواهم برای آذربایجان بنویسم لااقل باید دو سال پژوهش کنم. رمان کلیدر، نام روستایی است که ساکنانش کرمانج هستند و شخصیت‌هایش همه کرد هستند و آقای دولت‌آبادی این رمان را به لهجه و گویش سبزواری نوشته است. کلیدر نام روستایی است که به قوچان نزدیک است و در خراسان شمالی قرار دارد اما نویسنده، رمان کلیدر را با لهجه‌ای نوشته که مربوط به آن منطقه نیست. سبزواری‌ها خراسانی هستند و کلیدری‌ها،‌ کُرد هستند.

من وسط نوشتن این رمان بودم که سراغ رمان کلیدر رفتم و تعجب کردم چرا نویسنده درباره کردها با گویش سبزواری نوشته. این موضوع را از آقای توحدی هم پرسیدم و گفت که من دو جلد کتاب با نام «کلیدر در اسناد و واقعیات» دارم و خواندن آن را به من توصیه کرد.

*اینطور که تعریف می‌کنید، استاد توحدی باید زندگی جالبی داشته باشد….

آقای توحدی در مناطق اطراف شیروان، در حال زندگی است و با این که می‌تواند در خارج از کشورزندگی کند، باز هم مانده تا فرهنگ کرمانج را حفظ کند و حتی موزه‌ای هم تاسیس کرده. آقای توحدی در کتابش گفته که مارال و گل‌محمد (شخصیت های اصلی رمان کلیدر) را در همان منطقه بوده‌اند و واقعا زندگی می‌کرده‌اند. برای من خیلی جالب بود که مارال در کوره‌پزخانه کارگردی می‌کرده و در همانجا می‌میرد.

*برخی معتقدند کتاب شما از منظر نثر خیلی مورد توجه است. موضوعتان تاریخی است اما نثر برای مخاطب امروز و ذائقه‌اش خیلی مناسب است. نه جملات سنگین دارد و نه کلمات کهن. این کارتان هوشمندانه بوده و به راحتی مخاطب را همراه می‌کند. چطوری به این زبان رسیدید.

این داستان این زبان را می‌طلبید. من اصلا سراغ ساختن زبان نمی‌روم و این را درست نمی‌دانم. این کار اگر چه تکنیکی است اما مورد پسند من نیست. برخی از این کتاب‌ها را فقط کتابخوان‌های حرفه‌ای می‌خوانند و می‌پسندند اما به درد مخاطب جوان امروزی نمی‌خورد. فکر می‌کردم برای یک درام تاریخی باید زبانم لطیف باشد و این مسیر را انتخاب کردم تا قدری شاعرانگی داشته باشد. من یک عاشقانه ساختم که باید روندش ساخته بشود برای همین برایش خیلی وقت گذاشتم.

* احساس می‌کنم زبان رمان شما خیلی امروزی شده. توقعی در مخاطب ایجاد کرده‌اید که اگر با رمان پیش برود، انگار به اتفاقاتی در زمان حال برمی‌گردد. البته این هوشمندی هم خوب است که خواسته‌اید مخاطب را جذب کنید.

من زبان ویژه آن دوران را نساختم چون مخاطبم محدود می‌شد. من فکر کردم بهتر است رابطه ها را بسازم و آدم ها را نشان بدهم بعد از آن داستانم را تعریف کنم. من به نحوی از براعت استهلال استفاده کرده‌ام و خواسته‌ام زوایای داستانم را نور بتابانم تا مخاطب، راحت‌تر با آن همراه شود.

*تا وقتی قصه طُرقه را تعریف نمی‌کنید، انگار رمانتان شروع نشده. کاش رمان را با همین قصه که ساده اما جذاب است شروع می‌کردید…

من اولین بار با حرکات موزون کرمانجی شروع کرده بودم اما بعدا به من گفتند این شروع ممکن است حساسیت‌هایی به دنبال داشته باشد برای همین در بازنویسی آخر فصل اول را جابجا کردم.

*برخی ویژگی داستان شما را در این می‌دانند که تفاوت‌های رمان و رمنس را در نظر گرفته‌اید و تلاش کرده‌اید که هر دو ساحت را در اثرتان مد نظر داشته باشید. شما اصرار داشتید که به شخصیت هایتان محدود باشید. شما اجازه کشف به مخاطبتان می‌دهید.

من یک کار حماسی و تاریخی نوشته‌ام. اثر من فقط در یک فضای واقعی وجود دارد و افرادش واقعی نیستند. تلاش کردم یک کار حماسی و تاریخی بنویسم و قهرمان بسازم؛ قهرمانی که کاملا سفید است. این از ویژگی رومنس است و سردار، قهرمان است که هیچ نقطه تاریکی در زندگی‌اش نیست. من در بستر تاریخ، عرض زیادی به رمانم دادم.

*داستان شما هم پیرنگ موقعیت دارد و هم پیرنگ شخصیت و قهرمان و این را هم می‌شود از نقاط قوت داستان شما بدانیم… حالا اگر قرار باشد در چند جمله، چیزی بگویید که مخاطب را به خواندن رمان‌تان تشویق کند، چه می‌گویید؟

من یک داستان تاریخی، درام، عاشقانه و حماسی نوشتم. این یک حماسه ‌است از شمال خراسان در صد و چند سال پیش. فضایش با این که یک فضای جنگی و حماسی است اما زنانه هم هست. این برای خودم هم جالب بوده. آخر رمان چهل نفر مرد هستند که با هم می‌روند تا دختران ربوده شده را برگردانند اما یک نفرشان زن است. عمه‌ای که یک زن پهلوان است. زنی کرد با شاخصه‌های زنانی که در عین زنانگی، مردانگی عجیبی دارند. در یک صحنه می‌آید تا قیقاج با اسب را به گلبوته یاد بدهد. گلبوته با این که دوست دارد پیش سردار بماند. در قشلاق و ییلاق، پیرها و ناتوان‌ها می‌مانند و نمی روند و سردار هم برای محافظت از حدود، پیش آنها می‌ماند. عمه خانم هم می‌ماند که از حد و مرز قلعه، محافظت کند.

*انتخاب شخصیت عمه در این ترکیب خیلی هوشمندانه است چون کردها و لرها از این زنان قوی و پهلوان، خیلی دارند و مردان هم به شکب یک اسطوره به آن نگاه می‌کنند. رد این شخصیت‌ها را حتی در سریال‌های تلویزیونی هم می‌شود گرفت. همه این جزئیات را کنار هم که می‌چینیم به این نتیجه می‌رسیم که رمان، از کار درآمده.

اگر خودم منتقد رمانم بودم به خوانندگان توصیه می‌کردم لطفا تحمل کنید و این رمان را تا آخر بخوانید. بعضی‌ةا عاشقانه را دوست ندارند و حتی آنها هم باید صبوری کنند. گاهی خوانندگان دوست دارند عاشقانه با خون و خونریزی همراه باشد در حالی که من در این رمان، یک واقعیت عاشقانه را بدون خشونت ارائه کرده‌ام. دختری بوده که فکر می‌کرده نامزدش زنده اشت در حالی که مرده بوده. به قبرستان که می‌رود تا آخر هم باور نمی‌کند که نامزدش از دنیا رفته. به قبرها دست می‌کشد و بو می‌کند و بالاخره مزار یارش را پیدا می‌کند.

*قفسه کتاب / روزنامه جام‌جم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

خیزش عاشقانه یک دختر در دفاع از وطن!

خیزش عاشقانه یک دختر در دفاع از وطن! بیشتر بخوانید »

یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه پیام نور لرستان برگزار می‌شود

یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه پیام نور لرستان برگزار می‌شود


به گزارش مجاهدت از خبرنگار  دفاع‌پرس از لرستان، همزمان با گرامیداشت روز شهید، روز (چهار شنبه) ۲۲ اسفند، نخستین یادواره دانشجویان شهید دانشگاه پیام نور لرستان، با حضور حجت الاسلام «سید احمد رضا شاهرخی» نماینده ولی فقیه در لرستان و امام جمعه خرم آباد، سرهنگ پاسدار «محسن رشیدی» مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان، «عزت اله سپه وند» رییس دانشگاه پیام نور، جمعی دیگر از مسئولان استانی و اقشار مختلف مردم از ساعت ۹ تا ۱۱در میدان امام خمینی شهرستان خرم آباد، دانشکده‌ی تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور لرستان برگزار می‌شود.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه پیام نور لرستان برگزار می‌شود

یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه پیام نور لرستان برگزار می‌شود بیشتر بخوانید »

حجت الاسلام «خوشنویس‌زاده»: سیره شهدا درس زندگی است

حجت الاسلام «خوشنویس‌زاده»: سیره شهدا درس زندگی است


به گزارش مجاهدت از دفاع‌پرس از اصفهان، حجت الاسلام «مرتضی خوشنویس‌زاده اصفهانی» مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه های استان اصفهان در مراسم یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه پیام نور استان اصفهان، با اشاره به جایگاه شهید و شهادت در فرهنگ دینی، اظهار داشت: زندگی شهدا سرشار از جامعیت و الگوهای انسانی هست.

وی ادامه داد: شهدا با وقت شناسی، کار بهنگام، ثابت قدم بودن و فداکاری، درس های بزرگی به ما آموخته اند. هر آنچه که ما در مسیر زندگی به آن نیاز داریم، در سیره و رفتار این عزیزان نهفته هست.

حجت الاسلام «محمدعلی قیصریان» مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه پیام نور استان اصفهان نیز در این مراسم گفت: تفکر و هدف روز عاشورا تاثیری عمیق بر رزمندگان و جوانان ما گذاشت که حتی بعد از جنگ هم به عنوان مدافعین امنیت و حرم در راه حق جانفشانی کردند.

همچنین «صدیقه واعظی‌فر» سرپرست دانشگاه پیام نور استان اصفهان در این مراسم گفت: امروز اقتدار، عزت و سربلندی ایران اسلامی را مدیون خون این شهدای عزیز به ویژه شهدای دانشگاه هستیم و برگزاری چنین مراسم هایی بر عهده ماست تا یاد و خاطرات شهدا را زنده و گرامی بداریم و از رشادت ها و فداکاری های آنها تجلیل کنیم.

 انتهای پیام/

 

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

حجت الاسلام «خوشنویس‌زاده»: سیره شهدا درس زندگی است

حجت الاسلام «خوشنویس‌زاده»: سیره شهدا درس زندگی است بیشتر بخوانید »

فیلم/ دلدادگی ۲ برادر شهید مدافع حرم به روایت مادر

فیلم/ دلدادگی ۲ برادر شهید مدافع حرم به روایت مادر

کد ویدیو

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

فیلم/ دلدادگی ۲ برادر شهید مدافع حرم به روایت مادر

فیلم/ دلدادگی ۲ برادر شهید مدافع حرم به روایت مادر بیشتر بخوانید »