دوره قاجار

غذای ۵ هزار ساله ایرانی که به تمام سلیقه‌ها پاسخ می‌دهد!

غذای ۵ هزار ساله ایرانی که به تمام سلیقه‌ها پاسخ می‌دهد!



«قورمه‌سبزی» از کی اختراع شد؟ بنا به تحقیقات تاریخی، قورمه‌سبزی غذایی 2000 تا 5000 ساله است و این یعنی اختراع نشده، بلکه تکامل یافته و «غذای ملی» شده؛ و البته یکی از نمادهای همبستگی فرهنگی و تغذیه‌ای ایرانی‌ها.

به گزارش مجاهدت از مشرق، «نجف دریابندری» در «کتاب مستطاب آشپزی، از سیر تا پیاز» قورمه‌سبزی را جزو «خورش‌های سبز» قرار داده که این‌طورند: «منظور از خورش‌های سبز، خورش‌هایی است که یک پای ثابت آن‌ها را سبزی‌هایی مانند تره و جعفری و نعنا و گشنیز تشکیل می‌دهد. چاشنی این خورش‌ها معمولا آب‌لیمو، آب‌نارنج، آب‌غوره یا لیموی عمانی است». ترکیبات این غذای ملی ایران هم که نزد ایرانیان به «غذای مادری» و «چیزی شبیه زبان مادری»! معروف است در کتب آشپزی چنین است: «این خورش با سبزی قورمه شامل تره، جعفری، شنبلیله، گشنیز و اسفناج یا برگ چغندر به همراه لوبیا قرمز یا لوبیا چیتی و گوشت قرمز پخته می‌شود. مزه این خورش باید کمی ترش باشد از این رو، به آن کمی لیمو عمانی خشک یا آب لیموی تازه می‌افزایند».

نکته جالب قورمه‌سبزی هم این است که: «این غذا در ادوار تاریخی توانسته به تمام نیازها و سلایق پاسخگو باشد و انعطاف ظریفی که از خود به نمایش گذاشته است این قدرت را داشته که مردم تمام شهرها را در تمام دوره‌های مختلف زمانی به یکدیگر پیوند دهد و فریاد برآورد که ما همه ایرانی هستیم».

غذای ۵ هزار ساله ایرانی که به تمام سلیقه‌ها پاسخ می‌دهد!

تکامل قورمه‌سبزی در زمان و مکان!

درباره تاریخچه قورمه‌سبزی اولین نکته اینکه در گذشته غذایی مخصوص بهار و تابستان بوده است؛ «قورمه‌سبزی را تنها در بهار و فصل‌های گرم که سبزی به‌وفور پیدا می‌شده است، طبخ می‌کردند و مثل امروز غذایی چهارفصل نبوده است». دیگر اینکه: «این غذا از ترکیب دو کلمه قورمه و سبزی تشکیل شده است. قورمه در زبان ترکی به معنی گوشت ریزشده است، اما در هنر آشپزی، روش طبخی است که برای نگهداری گوشت به کار می‌رود و ابداع عشایر است.

عشایر ایران برای اینکه بتوانند گوشت را تا سال بعد مصرف کنند آن را در چربی خود گوشت سرخ می‌کردند و سپس در کوزه یا مشک می‌ریختند و به‌اصطلاح گوشت را قورمه می‌کردند. این قورمه به‌تنهایی غذایی لذیذ است، اما در فصل‌های مختلف با مواد غذایی ترکیب می‌شده است تا طعم‌های بدیعی به وجود بیاورد…

در نهایت ترکیب گوشت قورمه شده که کمی هم خشک است، با سبزی تازه، آب و لوبیا یکی از بی‌نظیرترین طعم‌های دنیا را به وجود آورده است».

نکته مهم درباره تکامل قورمه‌سبزی هم اینکه: «تبدیل قورمه‌سبزی به آنچه ما امروز می‌خوریم در گذر زمان و با چرخش این غذا در دیارهای مختلف اتفاق افتاده است. همین حالا اگر به شهرهای مختلف ایران سفر کنید با غذاهایی آشنا می‌شوید که شباهت زیادی به قورمه‌سبزی دارند ولی قورمه‌سبزی به معنای امروزی‌اش نیستند. مثلا در برخی شهرها ازجمله مشهد و همدان آبگوشت قورمه‌سبزی داریم که انگار آب قورمه‌سبزی‌ را زیاد کرده‌اند تا در نبود برنج، بتوان در آن نان خرد کرد و به‌عنوان یک غذای نانی خورد…

امروزه مواد اولیه این خورش در هرجا و هرفصلی در دسترس است و تنها تفاوت این غذا در شهرهای مختلف به نوع لوبیای آن یا کم و زیاد شدن یکی‌دو نوع سبزی برمی‌گردد… و مثلا در مدل آذربایجانی آن از لوبیای چشم‌بلبلی استفاده می‌شود و به سبزی‌های مرسوم، گشنیز و برگ چغندر یا اسفناج هم اضافه می‌کنند».

غذای ۵ هزار ساله ایرانی که به تمام سلیقه‌ها پاسخ می‌دهد!

یادگار پیشدادیان و کیان

در منابع تاریخی به قورمه‌سبزی به‌عنوان خوراکی از گوشت و انواع سبزی‌ها اشاره‌ شده است و آن را یکی از خورش‌های اصلی و محبوب ایرانی دانسته‌اند. از همه جالب‌تر اینکه «نادر میرزا قاجار» نواده «فتحعلی‌شاه قاجار» در کتاب «خوراک‌های ایرانی» که به آشپزی دوره قاجار اختصاص دارد درباره قورمه‌سبزی نوشته است: «این خورش را خانه‌خدای[فرمانروای خانه؛ منظور همسرش است] سرود[گفت] که یادگار پیشدادیان و کیان است. نخست که خورش‌ها کرده‌اند، این خوردنی بوده است، مگر آنکه قورمه زبان ترکان است و به پارسی خورش سبزی است و اکنون به همه‌جای قورمه‌سبزی گویند. بانو گوید این خورش را خوالیگر[آشپز، طباخ] من چنان پزد که به جهان بامزه‌تر از آن نباشد».

جا افتادن یا نیفتادن!

حُسن‌ختام این خورش محبوب ایرانی هم اینکه جا افتادن و نیفتادن آن همیشه محل بحث است در خانه‌ها و مهمانی‌ها و گفتگوهای ایرانی‌ها. دیگر اینکه قورمه‌سبزی برای خودش یک روز هم دارد که ایرانی‌ها در فضای مجازی و رسانه‌ها برایش بزرگداشت می‌گیرند و اولین شنبه آذر ماه است و آن را «روز جهانی قورمه‌سبزی» می‌نامند.

آخر سر هم اینکه این غذا یک ضرب‌المثل هم دارد که همان است که می‌گویند: فلانی کله‌اش بوی قورمه‌سبزی می‌دهد. یکی از دلایلی که برای رواج این ضرب‌المثل ذکر می‌شود این است که چون در گذشته این غذا را برای مجالس ترحیم و خیرات اموات نیز می‌پختند وقتی کسی کارهای خطرناک می‌کرد یا علیه قدرتمندان حرف‌های ناخوشایند و تند و تیز می‌زد درباره‌اش می‌گفتند: کله‌اش بوی قورمه‌سبزی می‌دهد.    

این بود داستان قورمه‌سبزی ایرانی‌ها. خب، حالا اصلا قورمه‌سبزی دوست دارید؟ الان هوس کردید؟!

غذای ۵ هزار ساله ایرانی که به تمام سلیقه‌ها پاسخ می‌دهد!

منبع: فارس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

غذای ۵ هزار ساله ایرانی که به تمام سلیقه‌ها پاسخ می‌دهد!

غذای ۵ هزار ساله ایرانی که به تمام سلیقه‌ها پاسخ می‌دهد! بیشتر بخوانید »

نطق جالب در مجلس و ماجرای «کبریت تبریز»

نطق جالب در مجلس و ماجرای «کبریت تبریز»



«ما الان وقتی که کبریت تبریز را آتش می‌زنیم، صدتایش را که می‌زنیم، یکی‌اش نمی‌گیرد، معذلک ما طرفدارش هستیم. چرا؟ چون می‌گوییم مال خودمان است، اگر بد است مال خودمان است»؛ این‌ها را یک نماینده مجلس حدود ۹۰ سال پیش گفته است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، از اواخر دوره قاجار، کبریت شده بود کالای اساسی که در همه خانه‌ها لازم بود و البته کبریت‌ها خارجی و وارداتی بودند؛ از انواع روسی و سوئدی و اتریشی. از همان دوره قاجار هم بارها تلاش کردند که در ایران کبریت بسازند که این ایده معمولا همان اول کار یا بعدتر شکست می‌خورد.

از دوره مشروطه، مجلس شورای ملی هم دنبال حمایت از کبریت ایرانی بود و گویا بالاخره تا آخر دوره قاجار ۲ کارخانه بزرگ کبریت‌سازی در تهران و تبریز فعال شده بودند. و البته همچنان خارجی‌ها هم بودند و دعوایی طولانی بود بین کالای ایرانی و جنس خارجی و رقابت شدید بود و فقط هم کبریت نبود و پارچه و سایر تولیدات داخلی هم بود و این هم نطق دکتر «محمد هادی طاهری یزدی» نماینده دوره هفتم مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۷ شمسی در حمایت از تولید وطنی: «وطن‌پرستی ازخودگذشتگی می‌خواهد، به‌ حرف نمی‌شود وطن‌پرست شد. پارچه‌های زرق‌وبرق‌دار خارجه خیلی قشنگ است ولی برای خودشان نه برای ما…

وقتی که دولت ده هزار تومان برای یک شاگرد [مدرسه] خرج می‌کند خب به او بگوید این پارچه لباست راهم وطنی بکن این چه ضرری دارد که ده هزار نفر، بیست هزار نفر، پنجاه هزار نفر از مردم که از این راه نان می‌خورند اعاشه‌شان[معیشت‌شان] درست بشود؟… ما اگر از کوچکی به آنها [شاگردان مدرسه] وطن‌پرستی راعادت بدهیم چه ضرری دارد؟

اول هم عرض کردم وطن‌پرستی ازخودگذشتگی لازم دارد. ما الان وقتی که کبریت تبریز را آتش می‌زنیم صدتایش را که می‌زنیم یکی‌اش نمی‌گیرد[روشن نمی‌شود] معذلک ما طرفدارش هستیم. چرا؟ چون می‌گوییم مال خودمان است اگر بد است مال خودمان است اگر خوب است مال خودتان است. این را هم عرض کنم: کهن جامه خویش پیراستن / به از جامه عاریت خواستن».

نطق جالب در مجلس و ماجرای «کبریت تبریز»

منبع: فارس

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

نطق جالب در مجلس و ماجرای «کبریت تبریز»

نطق جالب در مجلس و ماجرای «کبریت تبریز» بیشتر بخوانید »

عکس/ کاروانسرایی تاریخی در قلب قزوین

عکس/ کاروانسرایی تاریخی در قلب قزوین



سرای سعدالسلطنه یک کاروانسرای بسیار قدیمی و سرپوشیده در خیابان امام خمین(ره) شهر قزوین است که در زمان حکومت قاجاریه ساخته شده است واز جاذبه‌های گردشگری در این منطقه به حساب می‌آید./ عکاس: امیرعلی رئوف

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

عکس/ کاروانسرایی تاریخی در قلب قزوین

عکس/ کاروانسرایی تاریخی در قلب قزوین بیشتر بخوانید »

کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر

کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار تجسمی خبرگزاری فارس، از اواخر دوره زندیه و آغاز دوره قاجاریه گونه جدیدی از نقاشی مذهبی شکل گرفت که به شمایل‌نگاری مشهور شد و به عرصه کاشیکاری هم راه یافت. نقاشی روی کاشی در دوره قاجار شیوه دیگری از دیوارنگاری بود که بهترین نمونه‌های آن را می‌توان در ابنیه شیراز مشاهده کرد. در کاشی‌نگاره‌های بناهایی همچون خانه ضیائیان، خانه عطروش و سقاخانه مشیر شیراز، نقاشی عامیانه، گذشته و حال را به هم پیوند زده است و شخصیت‌های به کار رفته در فضا و لباس قاجاری ظهور یافته‌اند.

 

 

ورود مضامین نو در کاشیکاری از جمله شمایل‌ نگاری پیامبر(ص) و ائمه اطهار و حتی افراد معاصر، بر غنای تصویری کاشیکاری افزود و میان مردم و اثر هنری پیوند و الفتی برقرار کرد که کمتر تکیه و گذرگاهی، زورخانه و خانه و حمام، بازارچه و سقاخانه فاقد آن بود. در این کاشی‌نگاره‌ها، شمایل پیامبر(ص) با بیانی عامیانه، ساده و روان با حفظ ویژگی‌های خیالی‌نگاری که متأثر از هنر «میرزا عبدالرزاق» نقاش مکتب‌ندیده بود، تصویر می‌شد و با وجود برخی تأثیرات غرب در هنر قاجار، کمتر نفوذ عوامل فرهنگی غرب در این شمایل‌نگاری‌ها مشهود است.

 

کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر
شمایل پیامبر در سقاخانه مشیر

 

در روند شکل‌گیری شمایل‌ها، عنصر اولیه قرص نور کم‌کم جای خود را به «هاله منتشره» داد و عنصر جدید به عنوان نمادی اختصاصی برای متمایزکردن افراد مقدس به کار گرفته شد. استفاده از هاله منتشره یا شعله منتشره به دور سر مقدسین بیشتر مورد اقبال نگارگران بود، چون این حالت ویژگی فرازمینی‌تری به چهره‌ها می‌داد، بدون این که خصوصیات متمایزی برای آن‌ها در نظر گرفته شود. این عنصر نمادین و تزیینی وارد نگارگری شد و تا امروز ارزش خود را حفظ کرده است.

 

کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر
شمایل پیامبر(ص) در خانه ضیائیان شیراز اثر میرزا عبدالرزاق که شامل هاله نورانی است

 

به عنوان نمونه، شمایلی از پیامبر که در خانه ضیائیان شیراز کار شده، به تمثال مشهور پیامبر در نوجوانی شبیه است. البته که بر اساس مقاله «داستان یک عکس؛ تجسمی شیعی از محمد داستان یک عکس؛ تجسمی شیعی از محمد»، این شمایل پیامبر(ص) نیست بلکه عکسی است که «رودلف فرانتس لنرت» عکاس اتریشی ـ مجارستانی در سال ۱۹۰۴ در تونس ثبت کرده است.

 

کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر
عکس نوجوان تونسی ثبت‌شده در یک قرن پیش

 

این عکس، چهره نوجوان عرب با لبخندی بر لب است که عمامه به سر دارد و شالی به دور شانه‌هایش پیچیده است. عفت‌السادات افضل طوسی، دانشیار دانشکده هنر دانشگاه الزهرا می‌گوید که به نظر می‌رسد الگوی اولیه این تصویر شمایل منتشر شده در سال‌های اخیر با عنوان نوجوانی پیامبر(ص) باشد که به زعم مدعیان از روی شمایلی که توسط کشیشی مسیحی ترسیم شده، کپی شده است و در موزه‌ای در روم نگهداری می‌شود؛ موزه‌ای که البته واقعیت خارجی ندارد! 

شمایل‌نگاری بر کاشی خانه ضیائیان، با عمامه سبز نیز نوجوانی پیامبر(ص) را نشان می‌دهد که با وجود دارابودن ویژگی‌های قاجاری، می‌تواند یاد آور عکس جوان تونسی باشد. احتمالاً در نقاشی شمایل پیامبر، با توجه به سلیقه، زمان و برخی ویژگی‌های ذکر شده در احادیث از چهره محمد رسول‌الله(ص) خیالی‌نگاری شده است.

 

کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر
شمایل پیامبر(ص)، اثر جواد حمیدی (۱۲۹۷ ـ ۱۳۸۰ )

 

در احادیث مشخصاتی برای اندام، خلق وخو و چهره پیامبر(ص) ذکر شده است که برخی مصادیق آن در شمایل میرزا عبدالرزاق دیده می‌شود. از جمله آن که بنا به روایتی از امام حسن (ع) به نقل از هند بن ابی‌هاله در مورد ایشان چنین ذکر شده است: «چهره‌اش همانند ماه در شب تمام خود، می‌درخشید. نه دراز قدی لاغر بود و نه کوتاه قامتی چاق. سری بزرگ داشت و موهای آن موج‌دار (نه صاف نه مجعد) بود. موهای سرش از لبه گوشش تجاوز نمی‌کرد و اگر فراتر می‌رفت، فرق سر باز می‌گذاشت. رنگ (پوست) او بسیار درخشان بود. پیشانی گشاده‌ای داشت. ابروهای او پر مو، کشیده و ناپیوسته بود. رگی بین دو ابروی او بود که به گاه خشم برجسته و پرخون می‌شد. بینی او دارای برجستگی خاصی بود». البته در برخی روایات نیز ابروان حضرت را پیوسته توصیف کرده‌اند.

 

کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر
کارت پستال نوجوان تونسی

 

 به زعم هادی سیف نویسنده کتاب «نقاشی روی کاشی»؛ «میرزا عبدالرزاق در سال ۱۳۱۶ شمسی دار فانی را وداع گفته است. او به مرحوم فرصت الدوله شیرازی – نقاش چیره‌دست، شاعر و فیلسوف – ارادتی خاص داشت. مدتی نیز با سید صدرالدین شایسته شیرازی از شاگردان فرصت‌الدوله و کمال‌الملک همکاری داشته است. عبدالرزاق برای دست یافتن به منابع تصویری فردی کوشا و پرکار بوده و به نسخ قدیمی نیز مراجعه می‌کرد.»

بنابراین امکان مراجعه میرزا عبدالرزاق به کارت‌پستال‌های وارداتی وجود دارد اما بعید به نظر می‌رسد که کارت پستال نوجوان تونسی معروف به جوان عرب را دیده باشد. زیرا کارت پستال مذکور در سال ۱۹۲۰میلادی چاپ شده و کاشی‌کاری خانه ضیائیان سال ۱۹۲۱میلادی انجام گرفته است. 

 

کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر

 

طبق مقاله «داستان یک عکس؛ تجسمی شیعی از محمد»، تصویرهایی که در ایران به عنوان شمایل نوجوانی پیامبر چاپ می‌شود، بدون تردید همان عکس نوجوان تونسی است اما نقاشان ایرانی دستکاری‌هایی در عکس انجام داده‌اند، از جمله تغییرات اندکی در دهان و چشم‌ها.

حجت‌الاسلام محمدحسن رحیمیان در کتاب «در سایه آفتاب» به علاقه امام خمینی(ره) نسبت به این نقاشی اشاره کرده و عنوان کرده که غزل «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم …» امام، تحت تأثیر شِمای این عکس سروده شده است: یک تابلوی نقاشی از چهره منسوب به دوران نوجوانی پیامبر(ص) برای حضرت امام به دفتر آوردند. مدتی نسبتاً طولانی، در دفتر ماند و در این که خدمت امام ببرم، آیا خوششان می‌آید یا خیر، تردید داشتم. به تصور قیاس با عکس‌های نقاشی شده از پیغمبر(ص) و حضرت امیر(ع) که نوعاً به دلیل نامربوط بودن آنها مورد توجه اهل معنی قرار نمی‌گیرند. ولی به هر حال، تصمیم گرفتیم برای ادای امانت، آن را نزد معظم له ببریم. تابلو به دست این جانب بود که متوجّه شدم حضرت امام به آن خیره شده‌اند. گفتم: این عکس معروفی است که منسوب به پیغمبر اکرم(ص) است و متوقّع بودم که طبق معمول، در بسیاری از موارد بفرمایند: «ببرید»؛ ولی بدون تأمل فرمودند: «بگذارید این جا». و اشاره کردند به طرف بالای اتاقشان. تابلو را در کنار دیوار گذاشتم. روز بعد که مشرف شدیم، عکس را در اتاق ندیدیم و دیگر اطلاعی از آن نداشتیم که چه شده است و بعد از مدتی که حضرت امام، دچار بیماری قلبی جدیدی شدند، بعد از بیمارستان به خانه منتقل شدند… ما برای اولین بار، برای انجام دادن کارهایمان به اتاق اصلی – که محلّ زندگی شخصی امام بود – مشرّف شدیم. اولین چیزی که در آن اتاق توجّه ما را جلب کرد، همان تابلو بود که در آن جا قرارداده شده بود آن هم در نقطه‌ای که درست روبه‌روی امام و مقابل تختی بود که ایشان روی آن می‌نشستند و سرانجام، این عکس تا آخر زندگی ایشان در آن مکان باقی بود.

انتهای پیام/



کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر

منبع خبر

کارت‌پستالی که می‌گفتند شمایل پیامبر(ص) است + تصاویر بیشتر بخوانید »