دولت ایران

بازار جهانی نفت در قبضه ایران

بازار جهانی نفت در قبضه ایران



رسانه های خارجی مدعی شدند موضوعات مربوط به عرضه نفت ایران در بازارهای جهانی از حمله روسیه به اوکراین مهمتر شده است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، کاهش مرگ و میر ناشی از ویروس کرونای در سراسر دنیا و اطمینان یافتن بازارهای نسبت به تمام شدن دوران حکمفرمایی این ویروس سبب شده که تقاضا برای تولید محصولات مختلف افزایش یابد و همین امر زمینه‌ای برای رشد تقاضای خرید نفت کشورهای مختلف شود.

با این وجود کشورهای مختلف از جمله اعضای اوپک نفت نسبت به میزان تعیین شده خود در گذشته نفت تولیدی کمتری را روانه بازارها می‌کنند، از سوی دیگر ترس از جنگ احتمالی روسیه علیه اوکراین و هشدارهای آمریکا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا در خصوص جرایم و تحریم‌های روسیه بابت این امر سبب شده بازار نفت با نوسانات زیادی روبرو شود.

طی یک ماه اخیر نفت به نزدیک ۱۰۰ دلار به ازای هر بشکه رسید و کارشناسان و تحلیلگران نفتی معتقد بودند که قیمت نفت بزودی و در بدترین حالت تا پایان سال به ۱۲۰ دلار نیز خواهد رسید، از طرف دیگر ذخایر نفتی بسیاری از کشورها از جمله ایالت متحده به کمترین میزان خود در سه سال اخیر رسیده بود.

اما در سه روز اخیر قیمت نفت در بازارهای جهانی با کاهش محسوسی روبرو شده است؛ برخی تحلیلگران می‌گویند چون روسیه بخشی از نیروی خود را از مرزها اوکراین فراخوانده همین امر سبب شده که بازار نفت با کاهش قیمتی روبرو شود ولی با این حال جو بایدن و دیگر مسئولین آمریکا می‌گویند هنوز هیچ عقب نشینی از مرزهای اوکراین صورت نگرفته و روسیه بلاشک به اوکراین حمله خواهد کرد.

بنابراین تنها یک عامل می‌تواند دلیل کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی شده باشد و آن دلیل نیز به افزایش عرضه نفت در این بازارها بر می‌گردد، این در حالی است که کشورهای عضو اوپک و متحدانش که به اوپک پلاس شهرت دارند و حتی عربستان که بارها مسئولین آمریکایی از آنها خواسته‌اند که نفت بیشتری تولید و در بازار عرضه کند از این امر ممانعت ورزیده‌اند.

این افزایش عرضه نفت در بازارهای جهانی ربط مستقیمی به نتیجه بخش بودن مذاکرات وین بین ایران و ۵ به علاوه ۱ بر می‌گردد به طوری که خبرها حاکی است حال دیگر ایران علاوه بر چین که از چندی پیش بیش از ۴ میلیون بشکه نفت را از ایران خریداری کرده، کشورها دیگر نیز در صف خرید نفت و محصولات پتروشیمی از ایران ایستاده‌اند و در حال زمینه سازی واردات نفت با مقادیری بالا در آینده‌ای نزدیک هستند.

روایت رویترز و اویل پرایس از عرضه نفت ایران در بازارهای جهانی

خبرگزاری رویترز نوشت: آنطور که تحلیلگران بازار نفت و مسئولین سیاسی کشورهای مطرح دنیا می‌گویند بزودی یک میلیون بشکه نفت ایران در بازارهای جهانی به راحتی عرضه می‌شود که همین امر نیز سبب کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی شده است.

اویل پرایس نیز در گزارشی تحلیلی با بیان اینکه موضوع ایران بیشتر از حمله احتمالی روسیه به اوکراین روی بازار نفت تأثیر گذار شده است، نوشت: طبق گزارشها تحریم‌های ایران به تداریج کاهش می‌یابد به طوری که ابتدا ایران باید تمام غنی‌سازی‌های بالای ۵ درصد را متوقف کند و زندانیان سیاسی را آزاد کند، سپس دارایی‌های مسدود شده ایران به طور کامل آزاد خواهد شد، به همین دلیل در صورت تحقق برجام می‌توانیم شاهد کاهش قیمت نفت خام از سه ماهه سوم ۲۰۲۲ به بعد باشیم و نگرانی‌ها از کاهش عرضه در طولانی‌مدت در بازارها را کاهش دهیم.

کشورهای خاورمیانه انتظار دارد ایران به اوپک پلاس بپیوندد. با نزدیک شدن مذاکرات وین به خط پایان، اعضای اوپک پلاس آمادگی خود را برای ادغام ایران، یکی از اعضای مؤسس اوپک که هنوز از کاهش تولید معاف است، در توافق کاهش تولید این گروه اعلام کردند.

ژاپن

در همین خصوص واندانا هری، تحلیلگر بازار نفت می‌گوید: دور جدید مذاکرات بین ایران و آمریکا و کشورهای اروپایی جوابگو بوده و تحت تأثیر چشم انداز مثبت توافق بین طرفین بازار نفت به ثبات خواهد رسید.

این خبرگزاری در گزارشی دیگر آورده است که بزرگترین پالایشگاه نفت ژاپن که متعلق به شرکت انئوس هولدینگز است قرار است بزودی واردات نفت از ایران را از سر بگیرد.

در همین خصوص تسوتومو سوگیموری گفت: اگر توافق هسته‌ای حاصل شود، حدود دو تا سه ماه زمان می‌برد تا واردات نفت از ایران از سر گرفته شود زیرا این پالایشگاه باید ترتیبات مختلفی مانند بیمه و کشتیرانی را انجام دهد.

ژاپن واردات نفت ایران را در ماه مه سال ۲۰۱۹ پس از اینکه آمریکا معافیت ۱۸۰ روزه از تحریم‌ها را تمدید نکرد، متوقف کرد. طبق آمار وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن، واردات نفت ژاپن از ایران در سال ۲۰۱۹ به ۱۷.۱ میلیون بشکه رسید که ۶۳.۲ درصد در مقایسه با ۴۶.۵۱ میلیون بشکه در سال ۲۰۱۸ کاهش داشت.

کره جنوبی

یکی دیگر از بازارهای آسیایی که به واردات نفت از ایران روی خوش نشان داده کره جنوبی است که مذاکرات خود را برای از سرگیری واردات نفت از ایران و پس دادن پول‌های بلوکه شدن ایران در دو بانک این کشور شروع کرده است.

در همین خصوص یک منبع آگاه به رویترز گفت: یک پالایشگاه بزرگ کره‌ای به نظاره تحولات در مذاکرات هسته‌ای نشسته است زیرا نفت ایران از نظر هزینه رقابتی بوده و پالایش آن در مقایسه با گریدهای نفتی دیگر مانند نفت مکزیک راحت تر است. تا هنگامی که دو کشور تصمیم بگیرند تجارت نفت را ازسربگیرند، ما می‌توانیم نفت از ایران خریداری کنیم. از آنجا که ما سابق بر این نفت ایران را خریداری می‌کردیم، نیازی نداریم نفت ایران را در تأسیسات خود امتحان کنیم.

از طرف دیگر اویل پرایس نیز در گزارشی نوشته که ایران از قبل آماده‌سازی برای بازگشت نفت خام خود به بازارهای بین‌المللی را آغاز کرده است و مقامات شرکت ملی نفت ایران به کره جنوبی سفر کرده‌اند تا در مورد معاملات مذاکره کنند.

خبرگزاری یونهاپ کره جنوبی نیز اعلام کرد در حالی که مذاکرات چندجانبه برای احیای توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ ایران وارد مرحله نهایی می‌شود، بانکداران ایرانی و مقامات شرکت ملی نفت ایران هم‌اکنون در کره جنوبی هستند تا با مقامات سئول دیدار و درباره مسائل اقتصادی معلق گفتگو کنند.

تا پیش از تحریم‌ها، ایران که چهارمین ذخایر بزرگ نفت جهان را دارد، تأمین‌کننده اصلی نفت کره جنوبی بود.

پس از تحریم‌های آمریکا و عدم صدور معافیت در ماه مه سال ۲۰۱۹، کره جنوبی خرید نفت از ایران را متوقف و متعاقب آن واردات نفت از آمریکا را افزایش داد.

کره جنوبی یکی از بزرگترین خریداران نفت فوق سبک ایران بود. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که دولت ایران گفته است برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای خوب در مذاکرات وین عجله دارد و یک دیپلمات ارشد اتحادیه اروپا گفت که معتقد است توافق “در چشم‌انداز” است.

کره جنوبی هم قبل از تحریم‌های آمریکا در سال ۲۰۱۸ بالغ بر ۱۸.۵ میلیون بشکه در ماه از ایران وارد می‌کرد. در حالی که بزرگترین خریداران نفت ایران از جمله کره به لطف معافیت‌ها می‌توانستند به خرید خود ادامه دهند، این خریدها تمدید نشد و واردات در نیمه اول سال ۲۰۱۹ متوقف شد.

هندوستان

هندی‌ها نیز دیگر کشوری هستند که قرار است واردات نفت از ایران را شروع کنند، پس از کره جنوبی این کشور بزرگترین واردکننده نفت از ایران تا قبل از تحریم‌ها بود.

چین

ایران با وجود تحریم‌های سخت گیرانه آمریکا، صادرات نفت خود را حفظ کرد و چین که بزرگترین مشتری نفت ایران است، مقصد بزرگ این صادرات بوده است. گمرک چین ماه گذشته برای نخستین بار در یک سال گذشته آمار واردات نفت از ایران را منتشر کرد و گفته ۴ میلیون بشکه نفت از ایران وارد کرده است.

میزان صادرات روزانه نفت ایران بعد از توافق

بر اساس گزارش رویترز، کلودیو گالیمبرتی، نایب رئیس ارشد شرکت مشاوره “ریستاد انرژی” اظهار کرد: تنشهای میان روسیه و اوکراین نوسان قیمتهای نفت جهانی را افزایش داده است اما اخبار مثبت از مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا، آسودگی خاطر مورد نیاز برای بازار جهانی را فراهم کرد زیرا احتمال ورود عرضه جدید به بازار، کمبودی که دیده می‌شود را تا حدودی کاهش می‌دهد.

اگرچه هنوز توافق قطعی نشده است اما قیمتها تحت تأثیر اخبار پیشرفت مذاکرات رو به کاهش گذاشته‌اند و انتظار می‌رود به نتیجه رسیدن مذاکرات، بازگشت حداکثر ۹۰۰ هزار بشکه در روز نفت به بازار تا دسامبر امسال را به دنبال داشته باشد.

از طرف دیگر تحلیلگران بانک سیتی گروپ می‌گویند اگر توافقی در مورد برنامه هسته‌ای ایران حاصل شود، این کشور می‌تواند بین آوریل تا می ۵۰۰ هزار بشکه در روز به عرضه جهانی نفت اضافه کند. به گفته لوئیز دیکسون، تحلیلگر انرژی، ایران می‌تواند تولید خود را به سرعت، در عرض ۴ تا ۶ ماه افزایش دهد و همچنین در صورت لغو تحریم‌ها، مقادیر قابل توجهی نفت در انبارها برای عرضه در بازارهای بین‌المللی دارد.

منبع: مهر

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

بازار جهانی نفت در قبضه ایران

بازار جهانی نفت در قبضه ایران بیشتر بخوانید »

شاخص تکان‌دهنده فاصله طبقاتی در دهه ۵۰

شاخص تکان‌دهنده فاصله طبقاتی در دهه ۵۰



استاد تمام اقتصاد دانشگاه ویرجینیاتک آمریکا، گفت: بزرگترین مانع در رشد اقتصادی ایران کمبود درآمد نفت نیست بلکه عدم دسترسی به بازارهای بین المللی است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، دو برابر شدن قیمت نفت و فروش روزانه حدود شش میلیون بشکه نفت سبب رشد بالای اقتصادی کشور در اواخر دوره پهلوی شد. در واقع ایران در دهه پنجاه چهار برابر فروش نفت در دهه ۸۰  و ۹۰ نفت می فروخت؛ در حالی که جمعیت آن روز نصف جمعیت امروز کشور بود.

باید توجه داشت که نتیجه این رشد اقتصادی سبب شد که ضریب جینی تا حدود ۰.۵۰ افزایش پیدا کند و در واقع شکاف طبقاتی شدیدی را در ایران به وجود آورد. در طول سال‌هایی که رشد اقتصادی حکومت پهلوی به بالای ۱۰ درصد می‌رسید، سهم صادرات غیرنفتی کمتر از پنج درصد بوده است. پس از انقلاب در مقاطعی حجم صادرات غیرنفتی به ۸۶ برابر سال ۱۳۵۷ رسید.

با وجود پیشرفت‌ها در شاخص‌های کلان اقتصادی به نظر می‌رسد، این پیشرفت‌ها در زندگی روزمره مردم آنچنان که باید دیده نمی‌شود. گسیختگی شاخص‌های کلان اقتصادی با سطوح خرد که با زندگی روزمره و به مردم ارتباط دارد، در نهایت باعث ایجاد نوعی از فقر و یا حس تبعیض در برخورداری‌ها بین اقشار مختلف مردم شده است.

باید ارتباط بین شاخص های کلان و خرد به درستی بررسی شود و باید مشخص کنیم که چرا پیشرفت های نسبتاً خوب در شاخص های کلان سبب نشده تا مردم آن را در زندگی روزمره شان احساس کنند.

آمارهای درستی مبنای قضاوت اقتصاد پس از انقلاب قرار نگرفت/قطعا شرایط اقتصادی نسبت به پیش از انقلاب بهتر است

جواد صالحی اصفهانی استاد تمام اقتصاد دانشگاه ویرجینیاتک آمریکا در خصوص وضعیت اقتصادی ایران پس از انقلاب اسلامی در مقایسه با دوره پیش از آن گفت: برای مقایسه تفاوت ها باید به آمارها رجوع کرد چراکه وقتی انقلاب عظیمی مانند انقلاب اسلامی در ایران رخ می‌دهد و موقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی مردم جابجا می‌شود، دیدگاه‌های مختلفی در خصوص بهتر یا بدتر شدن وضعیت مطرح می‌شود.

وی افزود: خوشبختانه انقلاب ایران تنها انقلاب بزرگی است که قبل و بعد از آن آمار های نسبتا خوبی داریم در نتیجه می‌توانیم تصویر نسبتاً دقیقی از وضعیت معیشت و درآمد سرانه داشته باشیم. متاسفانه در دیدگاه‌های سیاسی از این آمارها به درستی استفاده نمی‌شود و این موضوع مردم را دچار سردرگمی می‌کند ضمن اینکه ممکن است سبب خطای تصمیم گیری در سطوح بالا شود.

به طور مثال گفته می‌شود که درآمد سرانه امروز ایران ۶۰ درصد پیش از انقلاب است. این موضوع واقعیت ندارد. اگر کسی باشد که در آن دوران زندگی کرده باشد به راحتی می‌تواند بگوید آن زمان کالاهایی مانند یخچال در خانه های روستایی بسیار کمیاب بود. این موضوع خود آماری است که می‌تواند به شما بگوید که وضع نمی‌تواند بدتر شده باشد.

این استاد اقتصاد گفت: وقتی شرایط گذشته که گاز خانگی وجود نداشته را با امروز که ۸۶ درصد جمعیت کشور از این نعمت برخوردار هستند مقایسه می‌کنیم، نمی‌توانیم بگوییم که شرایط بدتر شده است. غیر از کالاهای با دوامی مانند یخچال که در خانه‌ها وجود دارد، آمار بهتری در مورد مصرف یا تولید سرانه وجود دارد.

مرکز آمار نرخ برابری دلار را تعیین کند/چگونه با محاسبات بانک جهانی GDP ایران یک‌سوم شد؟

صالحی در توضیح سرانه تولید گفت: برای محاسبه سرانه تولید، باید میزان تولید تعداد زیادی از کالاها را با یکدیگر جمع بزنیم. برای این کار ارزش هر کالا را در تعداد آن ضرب کرده و جمع می‌کنیم. این قیمت‌ها در داخل کشور هستند. قیمت یک کالا در دو کشور با یکدیگر یکسان نیست.

به طور مثال قیمت گاز طبیعی که در ایران مصرف می‌کنیم، در آمریکا ۳۰ برابر است. در صورتی که بیاید و مصرف گاز را در ریال ضرب کنید، یک عدد به دست می‌آورید و اگر آن را ضربدر قیمتی که مردم آمریکا برای آن می‌پردازند کنیم به یک عدد کاملاً متفاوتی می‌رسیم.

وی با بیان اینکه این موضوع در مورد تمامی کالا ها وجود دارد، گفت: در نتیجه اگر مصرف انرژی را به قیمت های داخلی ایران محاسبه کنید، تولید سرانه ایران بین ۷۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار کمتر از محاسبه آن با قیمت‌های جهانی می‌شود. برای آنکه مقایسه‌ها در این زمینه منطقی تر شود، مطالعاتی در دانشگاه‌ها و بانک جهانی اتفاق افتاده است.

برهمین اساس گفته می‌شود قیمت‌های محاسباتی تولید در کشورها بر مبنای آمریکا در نظر گرفته شود که به آن پروژه ICP می‌گویند. در اثر این مقایسه نرخ برابری ریال و دلار نیز استخراج می‌شود اما این نرخ با چیزی که در بازار ارز ایران یا دیگر کشورها مشاهده می‌کنیم، متفاوت است.

این اقتصاددان ادامه داد: اگر امروز این نرخ برابری را محاسبه کنید، به رقمی حدود چهار هزار تومان می‌رسید و شما می‌بینید که در بازار آزاد این قیمت ۲۶ هزار تومان است. در نتیجه اگر تولید ریالی ایران را تقسیم بره ۲۶ هزار تومان کنید به عدد کوچکی می‌رسید اما اگر آن را به چهار تقسیم کنید، تفاوت بسیار زیادی خواهد داشت.

وی تاکید کرد: توصیه بنده این است که مرکز آمار نرخ برابری قدرت برای ریال و دلار را محاسبه کنند تا این موضوع توسط خارجی‌ها انجام نشود. در چند سال گذشته بانک جهانی به صورت ناگهانی این نرخ را تغییر داد و این موضوع سبب شد که GDP ایران تا یک‌سوم کاهش پیدا کند. وقتی در خصوص علت این مسئله سوال می‌کنید، می‌گویند ما با ایران تماس گرفتیم اما به این دلیل که جواب مشخصی دریافت نکردیم خودمان محاسباتی را انجام دادیم و به این نتیجه رسیدیم.

در نتیجه پیچیدگی های زیادی در مقایسه آماری وجود دارد. اگر مقایسه های مختلف را بر مبنای نرخ برابری قدرت خرید نگاه کنیم، مشاهده می‌کنیم که در هیچ یک از آن‌ها وضعیت امروز ایران بدتر از پیش از انقلاب نیست.

رشد ۶۰ درصدی سرانه تولید نسبت به پیش از انقلاب/حفظ سطح زندگی مردم با درآمد نفتی ۲۵۰ دلار به ازای هر نفر با پنج هزار دلار بسیار متفاوت است

صالحی با بیان اینکه محاسبات اشتباه می‌گوید که مصرف گاز در ایران یک‌سوم مصرف گاز در آمریکا است، گفت: ممکن است مصرف آن یکسان باشد اما به این دلیل که قیمت در آمریکا ۳۰ برابر است، به نظر می‌رسد که مصرف ایران پایین است. در صورتی که این محاسبات را برای پیش و پس از انقلاب به درستی انجام دهیم می‌بینیم که تولید سرانه ایران نسبت به پیش از انقلاب ۶۰ درصد رشد داشته است.

وی افزود: عده‌ای ممکن است بگویند که کشورهای دیگر نیز رشد کردند و این مورد درستی است. در نتیجه می‌توانیم مقایسه‌ای با مبنای برابری قدرت خرید بین ایران و ترکیه انجام دهیم. بر اساس محاسبه‌ای که بنده انجام دادم بین سال ۱۳۶۹ تا بیست سال پس از آن(سال ۱۳۹۰) ترکیه و ایران تقریبا پا به پای هم از نظر اقتصادی حرکت کردند و این نشان می‌دهد اقتصاد ایران پس از انقلاب قدرت تولید ثروت و بهبود معیشت مردم را داشته است. البته منبع رشد در ایران با ترکیه متفاوت است.

به طور مثال مقدار زیادی از رشدی اقتصادی ایران که از آن صحبت می‌کنیم به دلیل بالا رفتن قیمت نفت ایجاد شد اما در ترکیه این موضوع به دلیل افزایش بهره‌وری نیروی کار رخ داد. اشتباهی که مردم می‌کنند این است که متوجه نیستند در دوره طلایی مصرف یعنی ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ ایران به قیمت ثابت سرانه ۵۰۰۰ دلار صادرات نفت داشت اما به قیمت‌های امروز درآمدهای ما از صادرات نفت به ۲۵۰ دلار برای هر نفر رسیده است.

این استاد اقتصاد گفت: حفظ سطح زندگی مردم با ۲۵۰ دلار با پنج هزار دلار بسیار متفاوت است. این که امروز گفته می‌شود وضعیت معیشت مردم به خصوص برای دهک‌های پایین جامعه نسبت به قبل از انقلاب بهتر شده، نشان می‌دهد که اثر نفت در تامین معیشت کاهش یافته و بیشتر این رشد اقتصادی به کمک تولید داخل به وجود آمده است.

امروز حدود ۲۰ درصد از انرژی تولیدی کشور را صادر و حدود ۸۰ درصد آن را در داخل کشور مصرف می‌کنیم. این در حالی است که در گذشته این نسبت‌ها کاملاً برعکس بود. مصرف داخلی انرژی در شرایط فعلی به درستی محاسبه نمی‌شود چرا که قیمتی که برای آن در نظر می گیرند، بسیار پایین است.

بازسازی غیرواقعی چهره اقتصاد پیش از انقلاب اسلامی/اقتصاد ایران ظرفیت رشد اقتصادی را دارد

صالحی در پاسخ به سوالی در خصوص حس منفی مردم نسبت به وضعیت معیشتی گفت: این موضوع دلایل مختلفی دارد. برخی از نظرسنجی ها نشان می‌دهد که ایرانی ها نسبت به اوضاع خود بدبین‌تر هستند و شما می‌توانید این موضوع را در رفت و آمد معمولی آنها نیز ببینید.

مشکل دیگر این است که معمولاً به پیش از انقلاب باز نمی‌گردیم. در حال حاضر بازسازی از وضعیت آن دوران انجام شده و بر این اساس تصور می‌شود که وضع همه در آن دوران خوب بود. برخی می‌گویند که در دوران پیش از انقلاب وضعیت خوبی داشتیم و زندگی مان بسیار بهتر بود، این موضوع نشان می‌دهد که افراد نگاه آماری ندارند و شاید یک درصد بالای جامعه آن زمان را با میانگین امروز کل جامعه ایران مقایسه می‌کنند.

وی ادامه داد: مردم عادی به وضعیت ده سال پیش خود باز می‌گردند. رشد اقتصادی که در این دوران بیست ساله از آن صحبت شد پس از شروع تحریم ها در سال ۱۳۹۱ ثابت شد. دلیل این مسئله پایین آمدن قیمت نفت نبود، اگرچه که کشورهای دیگر نظیر عربستان سعودی دو سال بعد به دلیل پایین آمدن قیمت نفت به همین مشکل دچار شدند و تولید ناخالص داخلی آن ها در آن زمان سقوط کرد.

در واقع پس از تحریم‌های نفتی رشد اقتصادی ایران به حدود یک درصد افت پیدا کرد. اگر در نظر بگیریم که جمعیت در این دوره یک و نیم درصد رشد داشته، می‌توانیم نتیجه بگیریم که سطح زندگی کاهش پیدا کرده است. مرکز آمار ایران در این زمینه آمارهای بسیار خوبی را جمع‌آوری و میزان خرید مردم در کالاهای مختلف را مشخص می‌کند.

این استاد اقتصاد دانشگاه ویرجینیاتک تاکید کرد: اگر به این آمارها نگاه کنیم مصرف واقعی خانوارها در یک سال را می بینیم و اگر به روند آن توجه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که مصرف خانوارها در ده سال ابتدایی پس از جنگ رو به رشد بود اما در ده سال اخیر این روند معکوس شده است. به طوری که امروزه مصرف سرانه برابر ۲۰ سال قبل است و این همان چیزی است که مردم می‌بینند و بابت آن نگران هستند. البته این موضوع را نباید به حساب اقتصاد ایران پس از انقلاب گذاشت.

برخی می گویند اقتصاد ایران قابلیت رشد ندارد اما اگر پیش از سال ۱۳۹۰ را مشاهده کنیم، می‌بینیم که قابلیت وجود داشت و می‌تواند این روش را دوباره داشته باشد. البته نباید فکر کنیم که حتما باید به همان شیوه رشد کنیم و از نفت کمک بگیریم.

شاخص تکان دهنده فاصله طبقاتی در دهه پنجاه/۶۰ درصد مردم ایران زیر خط فقر بودند

وی در خصوص مفهوم فقر و احساس مردم ایران در مورد آن گفت: یک شوک بزرگ منفی در سال ۱۳۹۱ به ایران وارد شد که در واقع افت شدید صادرات نفت بود. طبیعتاً اولین پیامد این اتفاق جهش قیمت دلار در مهر ماه ۱۳۹۱ بود. چنین شوکی نمی‌تواند فقط به یک دهک جامعه محدود باشد چرا که شوک بزرگی محسوب می‌شود. در اینجا طبیعی است که فقر نیز افزایش پیدا می‌کند.

در صورتی که یک نرخ ثابت را برای خط فرق در نظر بگیریم(درآمد روزانه حدود پنج دلار که بانک جهانی در نظر می‌گیرد) پیش از انقلاب حدود ۶۰ درصد مردم ایران زیر خط فقر بودند و در سال ۱۳۹۰ این رقم به زیر ۱۰ درصد کاهش پیدا می‌کند اما از آن زمان تا الن این رقم تا حدود دو برابر افزایش پیدا کرده است.

صالحی با بیان اینکه وضعیت نابرابری با فقر تفاوت دارد، گفت: نابرابری برعکس فقر عمل می‌کند به این معنا که وقتی قیمت نفت افزایش پیدا می‌کند نابرابری در ایران افزایش پیدا می‌کند. افزایش قیمت نفت سبب می‌شود که سرمایه کلانی به دست دولت برسد، وقتی این پول توسط دولت تقسیم می‌شود، افراد متناسب با جایگاه و موقعیت خود سهم متفاوتی دریافت می‌کنند.

در نهایت پول نفت بین تمام جامعه توزیع می‌شود اما شاهد بودیم که در دهه پنجاه ایران به بدترین وضعیت نابرابری رسید. در این دوران شاهد بودیم که ضریب جینی حتی به ۰.۵۶ نیز رسید. در حال حاضر این ضریب در حدود ۰.۴۰ قرار دارد که بسیار پایین‌تر است.

وی افزود: طی سه سال اخیر بی‌عدالتی چندان تفاوتی نکرده است و این درحالی است که بسیار در مورد آن صحبت می‌شود. بر اساس آمارهای مرکز آمار ایران، مصرف دهک‌های بالا نیز کاهش پیدا کرده و این موضوع چندان عجیبی نیست چرا که حتی در دهک‌های بالا نیز قیمت‌ها افزایش یافته اما درآمدها به همان نسبت رشد نداشته است.

در نتیجه نابرابری را باید از فقر جدا کرد. وقتی شما رشد اقتصادی منفی دارید، وضعیت نابرابری به صورت خودکار بهبود پیدا می‌کند. در مورد فقر دولت‌ها بسیار بهتر می‌توانند، عمل کنند. در حقیقت قدرت دولت‌ها در کاهش فقر بسیار بیشتر از توان آنها در کاهش نابرابری است. در بحث نابرابری سیستم بسیار پیچیده‌ای تولید می‌شود که عوامل مختلفی در آن دخیل هستند اما فقر موضوع بسیار ساده‌تری است.

این اقتصاددان با اشاره به اینکه دولت می‌تواند به افرادی که به دلایل مختلفی نمی‌توانند، کار کنند یا درآمدهای آنها پایین است درآمد برساند، اظهار کرد: در تمام دنیا این سیاست وجود دارد. دولت‌ها با روش‌های مختلف این اقدام را انجام می‌دهد که این موضوع در ایران نیز انجام می‌شود. یکی از دلایلی که فقر بدتر از وضع موجود نشد همین است که دولت مکانیزمی دارد که می‌تواند بر اساس آن درآمد را به سرعت به حساب خانوارها واریز کند.

بنده امیدوار هستم که لازم نباشد دولت یارانه بدهد اما در شرایطی که یارانه های عظیم انرژی آن هم به صورت نا مساوی پرداخت می‌شود، ترجیح من این است یارانه‌ها به صورت نقدی پرداخت شود. در خصوص ارز ۴۲۰۰ تومانی نیز همین موضوع مطرح است. شما اگر حس می‌کنید امکان کنترل این ارز را ندارید و مصرف کننده‌نهایی نمی‌تواند از آن استفاده کند، بهتر است معادل ریالی آنها به حساب مردم واریز کنید. درست است که قیمت ها افزایش پیدا خواهد کرد اما پس از آن مردم درآمدی دارند که بتوانند بر مبنای آن همان کالاها را بخرند.

همه کشورهای در حال توسعه و حتی پیشرفته با مشکلات داخلی و فساد درگیر هستند

وی در خصوص امکان رشد و توسعه اقتصادی در شرایط تحریم گفت: نمی‌توان به دقت نقش تحریم‌ها را در رکود اقتصادی بیان کرد. آن چیزی که مشاهده می‌کنیم این است که اقتصاد ایران در حال رشد بود اما پس از اعمال تحریم ها این رشد به یک بار متوقف شد. اگر بحث سیاست های نادرست و فساد مطرح باشد باید این سوال را پرسید که چطور این مسئله ظرف یک سال مشخص ناگهان تغییر پیدا کرد، چرا پیش از آن چنین اتفاقاتی رخ نمی‌داد.

چرا در محدوده زمانی که دولت ایران برق و سایر امکانات را با سرعت بسیار زیاد به روستاها می‌رساند، این فساد مانع نمی‌شد؟ به نظر می‌رسد که افرادی مسائل داخلی را بسیار بزرگ جلوه می‌دهند و دچار اشتباه می‌شوند. عده‌ای می گویند که ۲۰ درصد مشکلات ایران مربوط به تحریم است اما این موضوع صحیح نیست و اگر به آمار نگاه کنید و درآمد سرانه را بررسی کنید، می‌توانید تاثیر تحریم‌ها را ببینید.

صالحی گفت: اگر قیمت نفت کاهش پیدا کند و رشد در عربستان سعودی به یکباره منفی شود کسی نمی‌گوید که این موضوع مربوط به سیاست داخلی یا فساد بوده است. این در حالی است که فساد در عربستان سعودی بیداد می‌کند و از ایران بسیار بیشتر است. همچنین سیاست‌های بد نیز در این کشور  بسیار است. در ایران قیمت نفت کاهش پیدا نمی‌کند اما درآمدهای آن کاسته شده است. بنده شکی ندارم مشکلات داخلی در ایران وجود دارد.

کشور در حال توسعه‌ای وجود ندارد که مشکل داخلی نداشته باشد. حتی کشورهای توسعه یافته نیز مشکلات داخلی و فساد دارند. نمی‌توان به این موارد اعدادی را نسبت داد تا بتوانیم بگوییم سهم هر یک چقدر است.

وی با بیان اینکه بنده تحریم‌ها را ظالمانه می‌بینم. شکی در این نیست که آمریکا از یک کالای عمومی که بخشی از آن را به عنوان دلار در اختیار دارد، استفاده می‌کند تا سیاست خارجی خود را پیش ببرد، گفت: این مشکل با یک قرارداد از بین نمی‌رود و نمی‌توان گفت که آمریکا از این به بعد هیچ کشوری را با استفاده از قدرت دلار در بازار جهانی تنبیه نمی‌کند. اتفاقی که رخ خواهد داد این است که ایران باید تا حدی از دسترسی خود به اقتصاد بازار جهانی استفاده کند و از آن دفاع کند.

عدم دسترسی به بازارهای جهانی؛ مشکل اصلی اقتصاد ایران

این استاد اقتصاد در خصوص شاخص های اقتصادی که می‌توانند در مذاکرات مورد تاکید ایران قرار گیرد، گفت: بنده به عنوان یک اقتصاددان می‌توانم بگویم که بزرگترین مانع در رشد اقتصادی ایران کمبود درآمد نفت نیست البته که این موضوع تاثیرگذار است اما مهمتر از آن عدم دسترسی به بازارهای بین المللی و تجارت است.

وی تاکید کرد: ما کالاهای بسیار زیادی را تولید می‌کنیم که نسبت به کالاهای همسایگان، کشورهای آسیایی و آفریقایی برتری نسبی دارند. حتی تولید کنندگان خرد نیز باید بتوانند از بازارهای جهانی استفاده کنند. در حال حاضر دستمزد واقعی ایرانی‌ها نسبت به دلار بسیار کاهش داشته و این موضوع سبب می‌شود که نیروی کار ایرانی بتواند کالاهای تولیدی در کشورهای دیگر را شکست دهد.

در داخل ایران این اتفاق رخ داده و با وجود این که کالاهای ایرانی کیفیت پایین تری دارند، به سبب قیمت کمتر مردم از آنها استفاده می‌کنند. باید توجه داشت که بازار داخلی کشش دائمی ندارد. کشورهایی که ارزش پول آنها کاهش پیدا می‌کند، در صورتی که بتواند از بازار خارجی استفاده کنند، شاهد یک رشد اقتصادی خواهند بود.

نقش محوری بانک‌ها در جابجایی تولید و شکل‌گیری اقتصاد مقاومتی/بانک‌ها باید اعتبارات تولید را فراهم کنند

صالحی در خصوص لزوم اصلاح ساختار بانکی در ایران گفت: وقتی شما می‌خواهید عوامل تولید را از بخشی که سودده نیست به بخش دیگری منتقل کنید، بنگاه های اقتصادی نیاز به اعتبار دارند و به سراغ بانک می‌روند. در صورتی که بانک نتواند این منابع را تامین کند، جابجایی تولید که بسیار برای اقتصاد مقاومتی و رشد اقتصادی در آینده مهم است، رخ نخواهد داد.

وی افزود: دولت نمی‌تواند به بانک مرکزی دستور دهد که به همه اعتبار دهد. وظیفه بانک‌ها این است که در شهرهای کوچک و متوسط، اعتبار مورد نیاز شرکتی که می‌خواهد برای صادرات یا مصرف داخلی تولید خود را افزایش دهد، تامین کند. بانک‌های ما برای این کار ساخته نشده‌اند.

نظام بانکی همیشه از دولت وام می‌گرفته و تقسیم می‌کرده است اما امروز بانک‌ها باید بتوانند از مردم سپرده دریافت کنند و وام بدهند. وقتی بانک‌ها خودشان به دلایل مختلف از جمله ناترازی بانکی دچار مشکل هستند، نمی‌توانند این اقدام را به درستی انجام دهند. بنابراین نظام بانکی ایران به جای آنکه خودش به دنبال ایجاد ثروت برود، باید وارد نظام تولید شود و به تولید کمک کند.

استاد اقتصاد دانشگاه ویرجینیاتک آمریکا با اشاره به اینکه نقش اصلی بانک این است که ببیند چه افرادی پروژه های خوبی دارند اما سرمایه لازم برای اجرای آن را ندارند، گفت: بانک موظف است پول را به همین افراد بدهد تا تولید را انجام دهند. فراموش نکنیم که این مسئله تنها مربوط به سیستم داخلی نیست، اینکه کالایی به خارج از کشور صادر شود و پول آن به کشور بازگردد نیازمند ارتباط بانکی بین داخل و خارج کشور است.

طی ۳۰ سال اخیر شرایط تغییر کرده است. وقتی یک بانک خارجی می‌خواهد پولی را از بانک ایرانی دریافت کند، اولین سوال آن این است که این پول از کجا آمده و بانک ایرانی باید به سرعت نسبت به آن پاسخ دهد. در نهایت ما باید با قوانین بین المللی که مربوط به پولشویی است کنار بیاییم. البته همه می‌دانند که وقتی تحریم وجود دارد باید به نحوی از آن ها عبور کنید و نمی‌توانید شفافیت کامل را در اختیار دنیا قرار دهید اما به محض آن که تحریم‌ها کاهش پیدا کند یا برطرف شود، می‌توانیم بانک‌های خود را از نظر داخلی و ارتباط با دنیا اصلاح کنیم تا بتوانند نقل و انتقالات را برای ما انجام دهند.

رشد اقتصادی ۴ درصدی که منجر به افزایش اشتغال شود نسبت به رشد ناگهانی اما نفتی اولویت دارد

وی در پاسخ به سوالی در خصوص امکان ایجاد رشد اقتصادی با فرض ادامه تحریم‌ها گفت: هر کشوری که بخواهد سیاست خارجی مستقل داشته باشد و با آمریکا همسو نباشد، باید خود را آماده کند که مقداری از ارتباطات تجاری خود را از دست بدهد. در مورد ایران از دست دادن یا کاهش صادرات نفت آن قدرها مهم نیست که مردم فکر می‌کنند چرا که بسیاری از کشورها بدون صادرات نفت رشدهای خوبی را تجربه کردند.

صالحی با اشاره به اینکه بخش دیگر تحریم ها که اجازه نمی دهد ما پول را جابجا کنیم بسیار مهم است، اظهار کرد: فکر می‌کنم ما باید به نحوی این تحریم‌ها را دور بزنیم یا قراری بگذاریم تا این تحریم ها تاثیر چندانی برای ایران نداشته باشد. بنده خوشبین هستم که اقتصاد ایران بتواند با نیروی کار و بالا بردن بهره‌وری رشد اقتصادی ایجاد کند. این رشد اقتصادی دیگر شبیه رشد دهه ۸۰ یا ۵۰ که به دلیل پول نفت به وجود آمد، نخواهد بود. در واقع این رشد به شکل کندتری خود را نشان خواهد داد.

اگر نخواهیم که درآمدهای نفتی را به سطح سال ۱۳۹۰ بازگردانیم، باید بپذیریم که رشد اقتصادی در حد ۳ تا ۴ درصد باقی بماند اما این رشد اقتصادی به مراتب بهتر از رشد اقتصادی ۸ درصدی است که در آن اشتغالی نباشد. مانند همان رشدهای اقتصادی دهه ۸۰ که در عمل اشتغال زیاد ایجاد نکرد.

وی افزود: امروز امکان ایجاد اشتغال بیشتر وجود دارد چرا که تولید داخلی نیازمند اشتغال است. ترجیح بنده این است که به ۴ تا ۵ درصد رشد اقتصادی قانع شویم اما اشتغال ما نیز به همان نسبت رشد پیدا کنند تا اینکه سطح معیشت به صورت ناگهانی بهبود پیدا کند اما کسی کار جدیدی پیدا نکند.

در حال حاضر مهم ترین چیز در ایران این است که دانشجویانی که فارغ التحصیل می‌شوند، بتوانند کاری پیدا کنند و بتوانند از زندگی خود بهره ببرند. بهترین راه کاهش فقر نیز رشد اقتصادی است. دادن یارانه به مردم برای زمان خاص و گروهی خاصی خوب است اما در صورتی که رشد اقتصادی همراه با اشتغال رخ دهد، به شکل فراگیرتری به از بین رفتن فقر کمک خواهد کرد.

این اقتصاددان ادامه داد: ما با رشد اقتصادی ۴ تا ۵ درصد در سال می‌توانیم هر ۲۵ سال سطح زندگی مردم را به دو برابر افزایش دهیم که این روند قابل قبولی است. توصیه هایی که می‌توان در اینجا انجام داد این است که باید خوشبین بود. خوشبینی یکی از شروط آغاز کار در کشورهایی مانند ایران است و خوشبختانه مبنای زیادی در تاریخ ایران دارد.

اگر به تاریخ پیش از تحریم ها نگاه کنیم می‌بینیم که اقتصاد ایران در حال رشد بود و کالاهای مختلفی در آن تولید می‌شد و همان تولید، امروز به داد اقتصاد رسیده است. بسیاری از بخش های تولیدی در ایران وجود دارد اما وابستگی آنها به خارج بالاست. در حال حاضر کافیست تا این وابستگی را کمی کاهش دهیم، از نیروی کار بیشتری استفاده کنیم و دل خود را به کالاهای سرمایه بر خوش نکنیم.

ما باید کارخانه هایی داشته باشیم که اشتغال ایجاد کنند نه اینکه بگوییم کارخانه‌ای ایجاد کردیم که تمام دستگاه‌های آن خودکار است و تمامی آنها را از خارج وارد کردیم. این موارد تغییراتی است که قابل انجام است و بنده را به آینده خوشبین می‌کند.

دولت به سرعت سیاست‌های ارزی خود را اصلاح کند

وی در خصوص سیاست های غلطی که تا به امروز پیگیری شده است، گفت: به کرات شاهد بودیم که وقتی دولت منابع ارزی بیشتری در اختیار داشت اجازه داد تا قیمت ارز کاهش یابد و کالاهای خارجی وارد شود. این سیاست را دولت‌های متعددی پیگیری کردند و موضوع طبیعی در اقتصاد سیاسی ایران در نظر گرفته می‌شود.

صالحی افزود: مشخص است که طبقه متوسط ایران به کالاهای لوکس و خارجی علاقه‌مند است، در نتیجه به دولت فشار وارد می‌کند تا اگر پولی در اختیار دارد اجازه واردات بدهد. این مورد از جمله اشتباهاتی است که قابل جبران بوده و باید سریعاً این سیاست گذاری را تغییر داد.

نباید اجازه داد تا نرخ دلار ارزان شود چرا که مردم به آن علاقه‌مند هستند. می‌توان این توضیح را به مردم داد تا بدانند آن چیزی که تصور می‌کنند و در نهایت به نفع آنها نخواهد بود.

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

شاخص تکان‌دهنده فاصله طبقاتی در دهه ۵۰

شاخص تکان‌دهنده فاصله طبقاتی در دهه ۵۰ بیشتر بخوانید »

تصویب لایحه موافقت‌نامه حمایت از سرمایه‌گذاری بین ایران و نیکاراگوئه

تصویب لایحه موافقت‌نامه حمایت از سرمایه‌گذاری بین ایران و نیکاراگوئه



نمایندگان مجلس با لایحه موافقتنامه بین دولت ایران و دولت نیکاراگوئه درباره تشویق و حمایت متقابل از سرمایه‌گذاری موافقت کردند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (یکشنبه ۱۰ بهمن) قوه مقننه درجریان بررسی گزارش کمیسیون اقتصادی در مورد لایحه موافقتنامه تشویق و حمایت متقابل از سرمایه‌گذاری بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری نیکاراگوئه  کلیات و جزئیات آن را تصویب کردند.

ماده واحده:

لایحه موافقتنامه تشویق و حمایت متقابل از سرمایه گذاری بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری نیکاراگوئه مشتمل بر یک مقدمه و ۱۵ ماده به شرح پیوست تصویب و به دولت اجازه مبادله اسناد آن داده می شود.

تبصره ۱ : ارجاع اختلافات موضوع مواد (۱۲) و (۱۳) این موافقتنامه به داوری توسط دولت جمهوری اسلامی ایران منوط به رعایت قوانین و مقررات مربوط است

تبصره ۲ : رعایت اصول هفتاد و هفتم (۷۷)، یکصد و بیست و پنجم (۱۲۵) و یکصد و سی و نهم (۱۳۹) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اجرای این موتفقتنامه الزامی است.

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

تصویب لایحه موافقت‌نامه حمایت از سرمایه‌گذاری بین ایران و نیکاراگوئه

تصویب لایحه موافقت‌نامه حمایت از سرمایه‌گذاری بین ایران و نیکاراگوئه بیشتر بخوانید »

شکست مذاکرات، هدف بایدن!


دست بالای ایران در مذاکرات وین/ نتیجه ملموس به معنی لغو تمامی تحریم‌هاست

تیم بایدن به این نتیجه رسیده که تهران به‌دلیل بی‌اثر کردن تهدید گزینه نظامی و خنثی‌سازی تحریم‌ها، از تحریم‌های ترامپ جان سالم به در برده و توان خنثی‌سازی تحریم‌های بایدن را هم دارد.

به گزارش مجاهدت به نقل ازمشرق، «دکتر محمدحسین محترم» طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

۱- تیم بایدن به این نتیجه رسیده که تهران به‌دلیل بی‌اثر کردن تهدید گزینه نظامی و خنثی‌سازی تحریم‌ها و با توجه به شرایط مناسب داخلی و قرار گرفتن در موقعیت قدرتمند بازدارندگی چه از لحاظ دیپلماتیک و سیاسی و چه از نظر قدرت دفاعی، از تحریم‌های ترامپ جان سالم به در برده و توان خنثی‌سازی تحریم‌های بایدن را هم دارد.

لذا بایدن تمام تلاش خود را به‌کار گرفته تا با به شکست کشاندن مذاکرات، تحریم‌های ترامپ را ادامه دهد. این نشان می‌دهد در آمریکا سیاست‌های مصوب کنگره و سنا ثابت است، هرچند رئیس‌جمهورها تغییر کنند! تعبیر پایگاه امریکن کانسروتیو در این خصوص نیز گویای عمق سیاست‌های آمریکاست.

این پایگاه خبری به این نتیجه رسیده که «آنچه آمریکا به آن نیاز دارد شامل یک بحث کینه‌توزانه علیه جمهوری اسلامی در مورد موضوعی حاشیه‌ای و عمیقاً احساسی است که آن موضوع هسته‌ای ایران است»! بر این اساس رابرت مالی که یک یهودی آمریکایی است، اما زمانی که بایدن به قدرت رسید، او را ضداسرائیلی! خوانده بود، اکنون قبل از مذاکرات وین سیاست‌های بایدن را در اسرائیل با صهیونیست‌ها هماهنگ کرده و وزارت خزانه‌داری آمریکا بعد از تحریم‌های پهپادی‌، بر اساس فرمان اجرایی شماره ۱۳۸۴۸ شش فرد و یک نهاد ایرانی را در آستانه مذاکرات وین، در فهرست تحریم‌های خود قرارداده است.

این تحریم‌های نمایشی اولاً؛ نشانه استیصال بایدن و اصرار بر ادامه سیاست ترامپ است و نشان می‌دهد که بایدن اراده‌ای برای لغو تحریم‌ها ندارد و برعکس انگیزه لازم برای تشدید آنها را هم دارد، چراکه در صورت صداقت داشتن به جای صدور فرمان تشدید تحریم‌ها، با یک فرمان اجرایی تحریم‌ها را لغو می‌کرد.

ثانیاً؛ این نهاد و شش ایرانی قبلاً نیز در سال ۲۰۱۹ بر اساس فرمان اجرایی ۱۳۶۰۶ رئیس‌جمهور آمریکا در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار گرفته بودند و این نشان می‌دهد که کفگیر تحریمی آمریکا به ته دیگ خورده و فقط برای فضاسازی و فریب افکار عمومی، همان نهادها و افراد را مجدداً تحریم کرده است.

ثالثاً؛ ‌ادعا شده این نهاد و شش فرد ایرانی به‌دلیل نفوذ در فضای سایبری و جنگ الکترونیک علیه نهادهای مدیریت رسانه‌ای آمریکا و تلاش برای تأثیرگذاری بر انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا تحریم شده‌اند و برای شناسایی دو نفر از آنها جایزه تعیین شده است. این یعنی اذعان به‌ظاهری بودن قدرت آمریکا و آسیب‌پذیری آمریکایی که ادعای ابرقدرتی با تبلیغات ‌هالیوودی دارد! و این همان سخن عمیق و نافذ بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب است که بارها تأکید داشته و دارند که «قدرت آمریکا پوشالی است و از هیاهوهای آنها نترسید»!

۲-هرچند بایدن ادعا کرده سیاست او دیپلماسی برای احیای برجام است اما اکنون که به شکست خود پیشاپیش واقف شده‌، در تلاشی مزورانه‌، به گفته رویترز و به نقل از دیپلمات‌های آمریکایی‌، ناچار شده برای فشار علیه جمهوری اسلامی دست به دامن روسیه و چینی که مشمول تحریم‌های گسترده آمریکا و دوست ایران هستند، شود! بر اساس گزارش رویترز و به گفته دیپلمات‌های اروپایی «بایدن تلاش دارد چین و روسیه را ترغیب کند که قبول کنند دولت ایران و نه دولت آمریکا، مانع احیای برجام است»! رابرت اینهورن عضو ‌اندیشکده بروکینگز نیز که به دولت بایدن مشاوره می‌دهد آشکارا ادعا کرده «باید اطمینان حاصل کنیم که جهان‌، ایران را دلیل شکست مذاکرات بداند نه آمریکا را»!

این اولاً؛ نشان می‌دهد بایدن به‌عنوان رئیس‌جمهور یک کشور مدعی ابرقدرتی چه قدر ضعیف است که برای مقابله با ایران دست به دامن کشورهایی شده که آنها را دشمن و تهدید برای خود می‌داند.

ثانیاً؛ نشان می‌دهد بایدن که در ابتدای کارزار انتخاباتی با مقصر دانستن دولت ترامپ در خروج از برجام‌، رأی آورد، اکنون فریبکارانه تلاش دارد با مقصرنمایی ایران‌، توپ را از زمین کاخ سفید به زمین تهران پرتاب و مذاکرات را در بن‌بست وین نگه دارد.

ثالثاً؛ نکته مهم در گزارش رویترز این است که دیپلمات‌های طرف گفت وگو با این خبرگزاری تأکید دارند «ممکن است زمانی به نتیجه برسیم که حفظ برجام دیگر ارزشی ندارد».

این سخن در فضای دیپلماتیک یعنی در عین ادعای فریبکارانه احیای برجام، در بطن سخنان خود تهدید به خروج مجدد از برجام را نیز چاشنی کار خود کرده‌اند! حال برخی با ادعای احیای برجام به هر قیمتی، مثل امضای آن باز معترض‌اند چرا ایران تضمین می‌خواهد!

۳- آن‌گونه که پایگاه خبری آکسیوس خبر داده جیک سالیوان مشاور امنیت ملی بایدن و رابرت مالی نماینده آمریکا در امور ایران در سفرهای خود به تل‌آویو و گفت‌وگوهای متعدد تلفنی با مقامات رژیم صهیونیستی، طرح «توافق موقت» را برای میز مذاکرات وین نهایی کرده‌اند.

هدف از این طرح که در فضای سیاسی و رسانه‌ای نشانه دیگری از سردرگمی بایدن و نداشتن اراده لازم برای لغو تحریم‌ها تلقی می‌شود «فرصت نداشتن بایدن و خرید زمان بیش‌تر او برای ایجاد فضای لازم در مسیر اجماع ‌سازی و تشدید فشارها علیه ایران» تحلیل شده است.

مجله آمریکایی نیوزویک نیز با ‌اشاره به اینکه «عدم وجود سیاست منسجم در کاخ سفید موجب فروپاشی آشکار اعتبار آمریکا در جهان و دگرگونی نظم جهانی شده است»‌، در گزارشی تحت عنوان «برجام بالقوه مردهِ و تهدیدات توخالی با ابزارهای بدلکاری سیاسی»‌، از قول منابع خبری در کاخ سفید، اذعان می‌کند «طرح بایدن برای اجرای برجام حتی با آغاز مذاکرات، واقعی به نظر نمی‌رسد و هدف بایدن از دیپلماسی با تهران، نوعی برجام نه چندان جدی است»! این نشان می‌دهد اولاً؛ برخلاف اتهام‌زنی‌ها به ایران مبنی بر وقت‌کشی، خود آنها از اراده و آمادگی لازم برخوردار نیستند.

این موضوع را می‌توان از تماس مجازی بایدن با رئیس‌جمهور چین به‌خوبی دریافت تا جایی که مذاکرات را قطع کرد و بیش از بیست دقیقه استراحت و مشورت کرد و برخلاف عرف دیپلماتیکِ چنین دیدارهایی، مجدداً گفت وگو را از سر گرفت.

علاوه‌بر این، سردرگمی در تیم بایدن تا بدان حد است که جنیفر ساکی سخنگوی کاخ سفید در پاسخ به سؤال خبرنگاران از تغییر مواضع کشورش در جهت «یک توافق موقت» اظهار بی‌اطلاعی می‌کند! رابرت مالی هم با امیدوار نبودن به «طرح موقت»، با بیان اینکه «بگذارید منتظر بمانیم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد»، آشکارا نشان داد که کاخ سفید چقدر در مواجهه با سیاست و تیم جدید ایران مستأصل و سردرگم است.

۴- به دلیل پیشرفت‌های هسته‌ای و غنی‌سازی ۶۰ درصد بایدن فهمیده است که فضا و شرایط برای تحمیل سیاست‌هایش مهیا نیست و با توجه به دست برتر ایران در وین و مواضع محکم و مستدل دولت سیزدهم‌، جمهوری اسلامی در دوره جدید حاضر به کوتاه آمدن از حقوق ملت خود نیست. لذا با «توهم اجماع ‌سازی» علیه ایران که بیش‌تر از سوی‌ اندیشکده‌های وابسته به سیا و وزارت خارجه آمریکا به‌خصوص ‌هادسون و شورای آتلانتیک و مرکز واشنگتن و بروکینگز دیکته و توسط رسانه‌های غربی به‌ویژه فارسی‌زبان القا می‌شود، تلاش دارد تا شاید تهران را مجبور به عقب‌نشینی کند که این موضوع نیز هدف بایدن از مذاکرات را به‌خوبی آشکار می‌کند.

تلاش برای وارد کردن رافائل گروسی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به این بازی و برگزاری نشست امنیتی منامه و ادعای تشکیل کارگروه ویژه آمریکا و شورای همکاری خلیج‌فارس مستقر در ریاض هم در جهت فراهم کردن همین فضاست که ایران این موارد را ساختگی و نمایشی خواند و شایسته پاسخ ندانست.

هرچند نشست و برخاست آمریکا با چند کشور غربی و عربی و اسرائیل در مقابل ۲۰۰ کشور جهان که بر حقانیت مواضع ایران تأکید دارند، اجماع جهانی را القا نمی‌کند، اما خبرهایی که از درون نشست کارگروه ویژه آمریکا و کشورهای عربی منتشر شده‌، نشان می‌دهد آمریکا به دلیل قدرت بازدارندگی بالای جمهوری اسلامی‌، در ائتلاف و اجماع ‌سازی علیه ایران نیز بیش از پیش با شکست مواجه شده تا جایی که اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس برخلاف فضاسازی‌های رسانه‌های صهیونیستی – آمریکایی، با اطلاع از عواقب دشمنی با ایران، فقط بر ایجاد راه‌های ارتباطی دیپلماتیک مبتنی بر تاریخ طولانی مبادلات اقتصادی – فرهنگی با ایران و لغو تحریم‌های آمریکا تأکید داشتند، نه بر تشدید آنها! کنایه میخائیل اولیانف نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌المللی در وین در واکنش به تشکیل این کارگروه ویژه و مواضع عرب‌ها در نشست آن هم بسیار جالب بود که توئیت کرد: «چندی پیش برخی از این کشورها مخالف برجام بودند و از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای استقبال کردند و خوشحال بودند، اما اکنون در پرتو تجربه‌ای که به دست آورده‌اند، توانایی درس‌آموزی و تجدیدنظر در موقعیت خود را ابراز می‌کنند!».

۵- با توجه به مواضع آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها به نظر می‌رسد دور سختی از مذاکرات در وین در پیش است و در سال ۲۰۲۱ اتفاق خاصی نخواهد افتاد و همه چشم‌ها به سال ۲۰۲۲ دوخته شده‌، درحالی‌که برجامی که به دنبال احیای آن هستند، یک سال تا زمان نخستین بند غروبش یعنی پایان محدودیت‌های موشکی در قطعنامه ۲۲۳۱ باقی مانده است.

لذا از یک‌سو هارولد هیمن تحلیلگر فرانسوی اذعان می‌کند «اروپایی‌ها موضع تندی گرفتند اما برخلاف گذشته مشکل این است که ایران نیز از حالت انفعال خارج و مواضع خود را تثبیت کرده و این شبیه بازی پوکر است که روند بازی بر وفق مراد اروپایی‌ها نیست»! از سوی دیگر وزیر امور خارجه ایران نیز هشدار داده که «اقدامات و اظهارات التهاب‌آفرین» ممکن است «تلاش‌های موجود را به خطر ‌اندازد»!

شکست مذاکرات، هدف بایدن!

منبع

شکست مذاکرات، هدف بایدن! بیشتر بخوانید »

جهان مستعد استقبال از جهان پساآمریکا است

جهان مستعد استقبال از جهان پساآمریکا است


معاون سیاسی وزیر کشور با بیان اینکه زمان آن فرا رسیده است که آمریکایی‌ها جرات کنند هم انقلاب اسلامی و هم جمهوری اسلامی را به مثابه قدرت منطقه‌ای به رسمیت بشناسد.

به گزارش مجاهدت به نقل ازمشرق، محمدباقر خرمشاد معاون سیاسی وزیر کشور و دبیر علمی همایش بین المللی افول آمریکا با رویکرد جهان پسا آمریکا که در محل لانه جاسوسی آمریکا برگزار شد، با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای جنگ تحمیلی، مدافع حرم و سلامت گفت: اگر امروز امنیت وجود دارد و در این مکان گرد هم جمع شدیم، مدیون از خودگذشتگی شهدا هستیم.

معاون سیاسی وزیر کشور سخنان خود را با طرح این سوالات آغاز کرد که چرا امروز از جهان پسا آمریکا سخن گفته می‌شود؟ چرا بیست سال قبل از چنین ادبیاتی استفاده نمی‌شد؟ آیا واژه پساآمریکا ناظر بر افول قدرت آمریکا در عرصه بین‌الملل، یا عرصه داخلی خود یا هر دو است؟ رواج این واژه تا چه حد ناشی از ضعف و افول قدرت آمریکا و تا چه حد ناشی از ظهور قدرت‌های جدید مانند چین است؟ بحران‌های داخلی یا بحران کرونا یا بحران سیاسی در انتخابات ایالات متحده آمریکا یا خروج (بخوانیم اخراج) آمریکا از افغانستان و عراق و سوریه تا چه میزان به ترویج واژه پُست‌ آمریکا کمک کرده است؟

وی در این خصوص گفت: ظلم و ستم آمریکا در چند سال اخیر فراگیر، عمیق و غیرقابل تحمل بوده و آمریکا در مسیر ستمگری و ظلم روند صعودی طی کرده و تعداد زیادی از کشورهای جهان را تحقیر کرده است و استقبال از واژه پساآمریکا پاسخ جهان به این ستم‌هاست.

معاون سیاسی وزارت کشور افزود: از جمله ستم‌هایی که امروز شاهد هستیم این است که اقتصاد چندین کشور با چند صد میلیون نفر جمعیت تحت فشارهای خرد کننده قرار گرفته است.

خرمشاد به شرایط امروز افغانستان، یمن، عراق، سوریه، لبنان، کوبا، ونزوئلا و ایران اشاره کرد و گفت: چرا باید اقتصاد این کشورها با چند صد میلیون جمعیت تحت تاثیر فشار و تحریم آمریکا باشد. کثرت این ستم و شدت تحقیرشدگی این ملت‌ها است که جهان را مستعد استقبال از جهان پساآمریکا می‌کند.

وی با بیان اینکه تحریم ظالمانه چند ده ساله بر ملت ایران یک ستم تاریخی بزرگ است، اضافه کرد: در حال حاضر در آحاد ملت ایران این سوال نهادینه شده است که چرا در شرایطی که دولت ایران به حق یا ناحق، پای میز مذاکره‌ای نشست و تعهداتی داد و طرف مقابل هم تعهداتی داد ولی آمریکا یکطرفه زیر میز مذاکره زد و بعد شروع به تحریم‌های بیشتر کرد. مگر نه اینکه گفته شد مساله را حل کنیم و هردو طرف به تعهدات خود عمل کنند.

معاون سیاسی وزیر کشور گفت: در ادبیات ایرانیان این اقدام چیزی جز ستم نیست و همان ستمی است که آمریکایی‌ها در براندازی مرحوم مصدق انجام دادند و الان هم در حال تکرار همان هستند. این ستم اخیر ستم بزرگتری است که از حافظه ملت ایران و ملت‌های دیگر بیرون نخواهد رفت.

خرمشاد با بیان اینکه رجال آمریکایی باید از طوفان برخاسته از تحقیر ملت‌ها بترسند، تاکید کرد: اگر روند جهان پساآمریکا اندکی دیگر پیش برود شورش ملت‌ها به دلیل فشار سخت و ناجوانمردانه آمریکا، شورشی سخت خواهد بود.

وی گفت: شهادت سردار بزرگ حاج قاسم سلیمانی را به این ستم‌ها اضافه کنید. چرا و به چه دلیل؟ باید اذعان و تاکید کرد که هم آه ملت ایران و هم مقاومت و هم دست انتقام آنها تعیین کننده پایان نبرد چند دهه‌ای خواهد بود که امریکا خود را گرفتار آن کرده است.

معاون سیاسی وزیر کشور اضافه کرد: با گذشت ۴۳ سال زمان آن فرارسیده است که آمریکایی‌ها جرات کنند و با یک تصمیم گیری  سخت و عاقلانه هم انقلاب اسلامی و هم جمهوری اسلامی را به مثابه قدرت منطقه‌ای به رسمیت بشناسند. آنها  باید بر تردیدهای خود غلبه کرده و تصمیم‌هایی نظیر تصمیم خروج از افغانستان را بگیرند. زمان آن رسیده است که  بی چون و چرا به تعهدات خود عمل کنند. همانطور که طرف‌هایشان خصوصا جمهوری اسلامی ایران به تعهدات خود عمل می‌کنند.

منبع: ایسنا

جهان مستعد استقبال از جهان پساآمریکا است

منبع

جهان مستعد استقبال از جهان پساآمریکا است بیشتر بخوانید »