دولت ترامپ

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد



دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، با امضای یک فرمان اجرایی، نام وزارت دفاع آمریکا را به‌صورت غیررسمی به «وزارت جنگ» تغییر داد. این اسم جدید البته از سال ۱۷۸۹ تا ۱۹۴۹ در امریکا استفاده می‌شد.

سرویس جهان مشرق – دونالد ترامپ با امضای یک فرمان اجرایی، نام وزارت دفاع آمریکا را به‌صورت غیررسمی به «وزارت جنگ» تغییر داد. این اقدام، که به‌عنوان یک تغییر عنوان ثانویه برای پنتاگون مطرح شده و نیاز به تأیید کنگره برای قانونی شدن دارد، واکنش‌های گسترده‌ای را در داخل و خارج از آمریکا به دنبال داشته است.

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

این تصمیم نه‌تنها یک تغییر نمادین در نام‌گذاری است، بلکه به‌عنوان نمادی از رویکرد تهاجمی و زورگویانه‌ای تفسیر می‌شود که از دیرباز در سیاست خارجی آمریکا ریشه داشته است. تغییر نام وزارت دفاع به «وزارت جنگ» توسط شخصیتی مانند دونالد ترامپ، که به صراحت و جسارت در بیان دیدگاه‌های خود شهره است، حرکتی است که نقاب از چهره واقعی سیاست‌های ایالات متحده برمی‌دارد: چهره‌ای که نشان‌دهنده تمایل به سلطه، اشغالگری و اعمال قدرت نظامی در سراسر جهان است.

از وزارت جنگ تا وزارت دفاع

ایالات متحده از زمان تأسیس خود در سال ۱۷۸۹ تا پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۷، وزارتخانه‌ای به نام «وزارت جنگ» داشت که عمدتاً مسئول مدیریت ارتش بود. پس از جنگ جهانی دوم و با تصویب قانون امنیت ملی ۱۹۴۷، این وزارتخانه با ادغام دپارتمان‌های ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی تازه‌تأسیس به «وزارت دفاع» تغییر نام یافت.

این تغییر نام در آن زمان به‌عنوان بخشی از تلاش برای بازسازی ساختار نظامی و حذف ارجاعات مستقیم به «جنگ» پس از فجایع دو جنگ جهانی انجام شد. هدف این بود که وجهه‌ای دفاعی و صلح‌طلبانه‌تر از نظامی‌گری آمریکا به جهان ارائه شود. با این حال، تاریخچه سیاست خارجی آمریکا نشان می‌دهد که این تغییر نام صرفاً یک تغییر ظاهری بود و رویکرد تهاجمی این کشور در مداخلات نظامی در سراسر جهان همچنان ادامه یافت.

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

ترامپ با احیای نام «وزارت جنگ» به‌عنوان یک عنوان ثانویه، به صراحت اعلام کرده که این نام «پیام پیروزی» و «آمادگی برای جنگ» را به جهان ارسال می‌کند. او معتقد است که نام «وزارت دفاع» بیش از حد «دفاعی» و به تعبیر خودش «ووک» (woke) است و نمی‌تواند قدرت و قاطعیت نظامی آمریکا را به‌خوبی نشان دهد.

این اظهارات، همراه با حمایت وزیر دفاع، پیت هگسث، که از «روحیه جنگ‌طلبانه» و «حداکثر تخریب» سخن گفته، نشان‌دهنده بازگشت به گفتمانی است که صراحتاً از جنگ و سلطه نظامی حمایت می‌کند.

وجهه تهاجمی آمریکا

ممکن است عده‌ای مسئله تغییر نام وزارت دفاع آمریکا به وزارت جنگ را یک موضوع ساده و کلی قلمداد کنند، اما تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ تنها یک تغییر لفظی نیست و عمق ماجرا چیزی بیشتر از آن است که بتوان به آن به عنوان یک موضوع ساده نگاه کرد؛ در واقع این اتفاق نشانه‌ای از آشکار شدن همان رویکردی است که آمریکا در طول تاریخ خود بارها به نمایش گذاشته است. ایالات متحده از زمان تأسیس خود در قرن هجدهم، سابقه‌ای طولانی در مداخلات نظامی و اشغالگری دارد.

از جنگ‌های سرخ‌پوستان و الحاق سرزمین‌های بومیان آمریکا گرفته تا جنگ‌های استعماری در فیلیپین، مداخلات در آمریکای لاتین، ویتنام، عراق، افغانستان، لیبی و از جمله تجاوز غیر قانون به تاسیسات اتمی ایران، تاریخ آمریکا مملو از نمونه‌هایی است که نشان‌دهنده تمایل این کشور به استفاده از قدرت نظامی برای پیشبرد منافع خود در هر نقطه از جهان است.

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

در قرن بیستم، ایالات متحده با ادعای «دفاع از دموکراسی» یا «مبارزه با کمونیسم» به بسیاری از کشورها حمله کرد یا در آن‌ها مداخله نظامی انجام داد. جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵) نمونه‌ای بارز از این رویکرد است، جایی که آمریکا با بهانه جلوگیری از گسترش کمونیسم، میلیون‌ها نفر را کشت و زیرساخت‌های ویتنام را ویران کرد.

در دوران مدرن‌تر، جنگ‌های عراق (۲۰۰۳) و افغانستان (۲۰۰۱-۲۰۲۱) نشان‌دهنده ادامه این سیاست تهاجمی بودند. این جنگ‌ها، که به بهانه «مبارزه با تروریسم» یا «جستجوی سلاح‌های کشتار جمعی» آغاز شدند، منجر به مرگ صدها هزار غیرنظامی، تخریب گسترده و بی‌ثباتی طولانی‌مدت در این مناطق شدند.

در رابطه با تاسیسات اتمی ایران نیز مسئله به همین ترتیب است. باوجود آنکه بازرسان سازمان آژانس اتمی بارها بی‌خطر بودن برنامه هسته‌‍ای ایران را تائید کرده و ایران در حال مذاکره با دولت آمریکا بود، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مجوز حمله رژیم صهیونیستی به ایران را صادر کرده و خود در حمله به تاسیسات اتمی ایران به صورت مستقیم دخالت کرد.

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

تغییر نام به «وزارت جنگ» تنها این واقعیت را آشکارتر می‌کند و نقاب از چهره سیاست خارجی به اصطلاح صلح طلبانه آمریکا برمی‌دارد. دونالد ترامپ، با سبک صریح و بی‌پروای خود، شخصیتی است که به‌جای پنهان کردن این حقیقت، آن را با افتخار به نمایش می‌گذارد.

او با این اقدام نشان داده که نیازی به تظاهر به صلح‌طلبی ندارد و ترجیح می‌دهد رویکرد واقعی آمریکا را با نامی که به گفته خودش «قوی‌تر» است، به جهان معرفی کند.

لازم به ذکر است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در یکی از سخنرانی‌های خود در رابطه با این ویژگی رفتار رئیس جمهور فعلی آمریکا فرمودند: «ما از این آقایی که آمده [ترامپ] متشکریم! تشکر به‌خاطر اینکه زحمت ما را کم کرد؛ چهره‌ی واقعی آمریکا را نشان داد. آنچه که ما در سی و چندسال می‌گفتیم -فساد سیاسی، اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی در دستگاه حاکمه‌ی آمریکا- این آقا آمد در دوره‌ی انتخابات و بعد از انتخابات این را علنی و عریان کرد»

رهبر انقلاب: ما از این آقایی که آمده [ترامپ] متشکریم!

پیامدهای نمادین و عملی این تغییر

همانگونه که عنوان شد، تغییر نام وزارت دفاع آمریکا، یک تغییر ظاهری نبوده و تبعات ظاهری و عملی مشخصی دارد. تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ، حتی اگر به‌صورت غیررسمی و به‌عنوان یک عنوان ثانویه باشد، پیامدهای عمیقی در حوزه‌های نمادین و عملی دارد. از منظر نمادین، این تغییر پیامی روشن به جهان ارسال می‌کند: ایالات متحده به دنبال تهاجم و سلطه نظامی است.

این پیام می‌تواند روابط دیپلماتیک با کشورهای دیگر، به‌ویژه رقبای جهانی مانند چین و روسیه، را تحت تأثیر قرار دهد. در زمانی که تنش‌های جهانی به دلیل رقابت‌های ژئوپلیتیکی در اوج خود هستند، چنین حرکتی می‌تواند به‌عنوان یک اقدام تحریک‌آمیز تفسیر شود.از نظر عملی، این تغییر نیازمند هزینه‌های هنگفتی است.

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

تغییر نام رسمی وزارتخانه، از جمله به‌روزرسانی اسناد، تابلوها، وب‌سایت‌ها، یونیفرم‌ها و سایر تجهیزات، ممکن است میلیاردها دلار هزینه داشته باشد. این هزینه‌ها در حالی مطرح می‌شوند که دولت ترامپ همزمان در تلاش برای کاهش هزینه‌های پنتاگون و حذف آنچه «هزینه‌های غیرضروری» می‌نامد، است.

این تناقض نشان‌دهنده اولویت‌بندی‌های بحث‌برانگیز دولت است که به‌جای تمرکز بر بهبود زیرساخت‌های داخلی یا حل مشکلات اقتصادی، بر تقویت وجهه نظامی و تهاجمی تمرکز دارد.

علاوه بر این، این تغییر نام می‌تواند تأثیرات فرهنگی و روانی عمیقی بر نیروهای مسلح آمریکا داشته باشد. پیت هگسث، وزیر دفاع، تأکید کرده که این تغییر به‌منظور تقویت «روحیه جنگ‌طلبانه» و «حداکثر تخریب» است. این گفتمان می‌تواند فرهنگ نظامی آمریکا را به سمتی سوق دهد که بیش از پیش بر خشونت و تهاجم تمرکز کند، به‌جای آنکه بر دفاع یا صلح‌سازی تأکید داشته باشد. این موضوع ممکن است تأثیرات منفی بر روحیه سربازان و ادراک عمومی از ارتش داشته باشد.

چرا این اقدام از دونالد ترامپ برمی‌آید؟

دونالد ترامپ به‌عنوان یک چهره سیاسی غیرمتعارف، همواره با اظهارات و اقدامات جنجالی خود شناخته شده است. او در طول دو دوره ریاست‌جمهوری‌اش (۲۰۱۷-۲۰۲۱ و ۲۰۲۵ به بعد) نشان داده که تمایلی به رعایت هنجارهای سیاسی سنتی ندارد و ترجیح می‌دهد با صراحت و بدون پرده‌پوشی عمل کند.

ترامپ در اظهارات خود هیچگونه ملاحظه‌ سیاسی به منظور رعایت عرف و یا آداب دیپلماتیک ندارد و مدام به دنبال اقداماتی است که افکار عمومی را به ‌وجد بیاورد و محور این اقدامات، تهدیدات و یاکنش‌های امنیتی – نظامی است.

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

این ویژگی او را به شخصیتی تبدیل کرده که قادر است واقعیت‌های پنهان سیاست‌های آمریکا را به‌صورت علنی بیان کند. در حالی که رؤسای جمهور پیشین تلاش می‌کردند وجهه‌ای صلح‌طلبانه یا دفاعی از آمریکا ارائه دهند، ترامپ با افتخار از قدرت نظامی و رویکرد تهاجمی حمایت می‌کند.

او در اظهارات خود بارها به تاریخچه پیروزی‌های آمریکا در جنگ‌های جهانی اول و دوم اشاره کرده و معتقد است که نام «وزارت جنگ» یادآور این موفقیت‌هاست. این دیدگاه با شعار «اولویت آمریکا» (America First) او همخوانی دارد، که بر تقویت قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا در برابر رقبای جهانی تأکید دارد. از این منظر، تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ نه‌تنها یک حرکت نمادین، بلکه بخشی از نگاه کلان وی در رابطه با نحوه تعامل و برخورد با جهان است، نگاهی که مبتنی بر یک نگاه از بالا به پایین است.

تأثیر بر وجهه جهانی آمریکا

علی‌رغم آنکه ایالات متحده با استفاده از پروپاگاندای رسانه‌ای در تلاش است تا از خود در افکار عمومی جهانی، کشوری با ماهیت صلح طلبی نشان دهد، اما ترامپ این پروژه رسانه‌های چندین ساله کاخ سفید را نقش بر آب کرد.

تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ تأثیرات منفی قابل‌توجهی بر وجهه جهانی آمریکا و آنچه روسای جمهور سابق این کشور تلاش کردند در رابطه با ماهیت صلح طلب بودن آمریکا جلوه دهند، خواهد داشت. در جهانی که بسیاری از کشورها از مداخلات نظامی آمریکا در گذشته انتقاد کرده‌اند و زخم آن بر پیکر بسیاری از ملل جهان همچنان باقی است، این اقدام به‌عنوان تأییدی بر مسئله اشغالگری و زورگویی تفسیر خواهد شد.

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

کشورهای متحد آمریکا، به‌ویژه در اروپا و آسیا، این تغییر را نشانه‌ای از حرکت آمریکا به سمت سیاست خارجی تهاجمی‌تر تفسیر خواهند کرد، مسئله‌ای که می‌تواند در کشورهای سراسر جهان، در بازتعریف روابط دیپلماتیک با آمریکا منجر شود.

از سوی دیگر، این تغییر می‌تواند به‌عنوان یک ابزار تبلیغاتی برای رقبای آمریکا، مانند چین و روسیه، مورد استفاده قرار گیرد. این کشورها می‌توانند از این اقدام برای تقویت روایت خود مبنی بر اینکه آمریکا تهدیدی برای صلح جهانی است، استفاده کنند.

ترامپ و وزارت جنگ آمریکا

تغییر نام وزارت دفاع به «وزارت جنگ» توسط دونالد ترامپ حرکتی است که بیش از یک تغییر ساده در نام‌گذاری است و نباید به سادگی در کنار آن و تبعان آن گذشت.

این اقدام پرده از چهره واقعی سیاست خارجی آمریکا برمی‌دارد: چهره‌ای که از ابتدا با اشغالگری، مداخله نظامی و اعمال زور تعریف شده است.

در حالی که نام «وزارت دفاع» تلاشی برای پنهان کردن این واقعیت زیر نقاب صلح‌طلبی بود و رسانه‌های آمریکایی و سینه‌چاکان غرب در سراسر دنیا تلاش می‌کردند تا چهرهای مثبت از نظامی‌گری ایالات متحده نشان دهند، تصمیم ترامپ برای احیای نام «وزارت جنگ» این حقیقت را با صراحت به نمایش می‌گذارد و تیر خلاص را به پروژه‌های رسانه‌ای در زمینه تطهیر چهره آمریکا وارد می‌کند.

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

این اقدام، که با شخصیت جسور و بی‌پروای ترامپ همخوانی دارد، نه‌تنها وجهه تهاجمی آمریکا را آشکار می‌کند، بلکه پیامدهای عمیقی برای روابط بین‌المللی، هزینه‌های مالی و فرهنگ نظامی این کشور خواهد داشت.

همچنین از این تغییر نام می‌توان به عنوان یک نقطه عطف در سیاست خارجی آمریکا نام برد که می‌تواند به تشدید تنش‌های جهانی و بازتعریف جایگاه آمریکا در جهان منجر شود.

این حرکت، تقویت روایت‌هایی را به همراه دارد که آمریکا را به‌عنوان یک نیروی زورگو و اشغالگر در جهان معرفی می‌کنند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد

نگاهی به اقدام ترامپ در تغییر نام "وزارت دفاع" آمریکا به "وزارت جنگ"/ پایان ریاکاری؛ پروژه تطهیر چهره آمریکا نقش بر آب شد بیشتر بخوانید »

عضو خانه آمریکای لاتین: مستحکم‌ترین سنگر در برابر تجاوز خارجی، توده مردم است

عضو خانه آمریکای لاتین: مستحکم‌ترین سنگر در برابر تجاوز خارجی، توده مردم است


«علی ابوطالبی» عضو خانه آمریکای لاتین در گفت‌و‌گو با خبرنگار بین‌الملل دفاع‌پرس در سخنانی، اظهار داشت: اوج‌گیری تهدیدات دولت ایالات متحده علیه ونزوئلا و استقرار نیروی نظامی در نزدیکی آب‌های ونزوئلا به بهانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر را باید در چارچوب کلی سیاست خصمانه امپریالیسم در قبال انقلاب بولیواری ارزیابی کرد؛ بااین‌حال، تنش‌افزایی اخیر مشخصا بخشی از سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ هست که تلاش می‌کند رهنامه یا همان دکترین مونرو را احیا کند.

عضو خانه آمریکای لاتین: مستحکم‌ترین سنگر در برابر تجاوز خارجی، توده مردم هست

ابوطالبی افزود: در پی پیروزی قاطع نیکلاس مادورو در انتخابات بهار ۲۰۱۸، اپوزیسیون چاره‌ای ندید جز این‌که با توسل به قدرت‌های خارجی و تحت لوای «ادعای تقلب»، قدرت را از طرق غیردموکراتیک تصاحب کند که با مقاومت توده‌ای و ایستادگی تشکل‌های مردمی مترقی اعم از تشکل‌های کارگری و بومیان و زنان رو‌به‌رو شد.

عضو خانه آمریکای لاتین ادامه داد: در ژانویه سال ۲۰۱۹ دولت ترامپ «خوان گوایدو»، رهبر جناح مخالف دولت در مجلس ونزوئلا را که در آن زمان اکثریت کرسی‌های مجلس را در دست داشت به‌عنوان «رئیس‌جمهور موقت» به رسمیت شناخت و علاوه بر پشتیبانی سیاسی تام، منابع مالی گسترده ازجمله عواید شرکت ملی سیتگو را که توسط دولت ترامپ مصادره شده بود در اختیارش گذاشت.

وی خاطرنشان کرد: در ادامه با اتخاذ سیاست فشار حداکثری، تحریم‌های نفتی و مالی گسترده‌ای علیه ونزوئلا اعمال شد که اقتصاد کشور را به ورطه سقوط کشاند و کشور را در بحران انسانی عمیقی فروبرد. درعین‌حال اقدامات خرابکارانه به‌منظور ایجاد بی‌ثباتی هم در درستورکار قرار داشت، مانند عملیات «گیدئون» در بهار ۲۰۲۰ که توسط مزدوران مرتبط با یک شرکت امنیتی آمریکایی برای ترور مادورو و سرنگونی دولت طراحی شد که به‌سرعت توسط ارتش ونزوئلا خنثی و به یک رسوایی دیگر برای آمریکا تبدیل شد.

عضو خانه آمریکای لاتین: مستحکم‌ترین سنگر در برابر تجاوز خارجی، توده مردم هست

ابوطالبی اضافه کرد: مقاومت ملی و مردمی در ونزوئلا و همچنین تدابیر دولت برای برخی مصالحه‌ها با سرمایه‌داران داخلی، تنوع‌بخشی به اقتصاد ملی، و پاره‌ای اصلاحات در سیاست‌ها و شیوه حکمرانی، تحریم‌های بی‌سابقه را ناکام گذاشت. از سویی، رسوایی‌های مالی و سیاسی گوایدو او را بیش از پیش بی‌اعتبار کرد.

عضو خانه آمریکای لاتین عنوان کرد: بدین ترتیب کاخ سفید در دوران بایدن رویکردی ترکیبی، یعنی فشار و مذاکره توأمان را در پیش گرفت. نقطه اوج این تلاش‌ها گفت‌و‌گو‌های باربادوس در اکتبر ۲۰۲۳ بود؛ مذاکراتی میان دولت ونزوئلا و ائتلاف اپوزیسیون با میانجیگری نروژ و مشارکت جنبی نمایندگانی از طرف آمریکا. هدف، توافق بر سر برگزاری انتخابات با حضور آزادانه نمایندگان اپوزیسیون در ازای کاهش تحریم‌ها بود.

وی اظهار داشت: درحالی‌که اختلافات داخلی اپوزیسیون به اوج رسیده و مانع از آن بود که مخالفان دولت با یک نامزد واحد در انتخابات ریاست‌جمهوری تابستان ۲۰۲۴ شرکت کنند، پیروزی مادورو اپوزیسیون وابسته و دولت ایالات متحده را به این نتیجه رساند که براندازی فقط و فقط با تشدید فشار و مداخله مستقیم امپریالیستی میسر هست.

ابوطالبی تصریح کرد: استفاده واشنگتن از قدرت نظامی برای تحمیل خواست‌های سیاسی و اقتصادی خود مسبوق به سابقه هست و اقدامات و تحرکات اخیر را، که ایالات متحده مدعی هست با هدف مبارزه با کارتل‌های مواد مخدر انجام شده، باید بخشی از راهبرد فشار حداکثری ارزیابی کرد. درحالی‌که دولت ترامپ در ابتدای دور دوم ریاست‌جمهوری وی درظاهر رویکرد «مذاکره» و «مصالحه» را در پیش گرفته بود، با فشار جناح مداخله‌جو، در رأس آنها وزیر امور خارجه مارکو روبیو، به‌تدریج سیاست علنی تجاوزطلبانه را اتخاذ کرده هست.

عضو خانه آمریکای لاتین: مستحکم‌ترین سنگر در برابر تجاوز خارجی، توده مردم هست

عضو خانه آمریکای لاتین در بخش دیگری از صحبت‌های خود افزود: دولت ونزوئلا که از سال گذشته سبک جدیدی از بسیج مردمی و تعمیق همبستگی با جنبش‌های انقلابی و ترقی‌خواه در سطح جهان را به اجرا گذاشته، این تهدید علیه حاکمیت ملی را کاملا جدی گرفته و علاوه بر صدور دستور آماده‌باش کامل ارتش، فراخوان ثبت‌نام میلیونی در میلیشیای بولیواری را نیز صادر کرده، چنان‌که طی روز‌های اخیر شاهد برپایی ایستگاه‌های ثبت‌نام در جای‌جای شهر‌های ونزوئلا بوده‌ایم که با استقبال وسیع مردم رو‌به‌رو شده و جلوه‌ای از روحیه مقاوم و رزم‌جوی مردم را به نمایش گذاشته هست.

وی ادامه داد: متحدان منطقه‌ای ونزوئلا، یعنی کوبا، بولیوی و نیکاراگوئه حمایت کامل خود را از کاراکاس اعلام کرده‌اند. متحدان بزرگ بین‌المللی نظیر ایران و چین و روسیه نیز تنش‌افزایی آمریکا را محکوم کرده و با تأکید بر اصل حاکمیت ملی، نسبت به تشدید بحران و نقض آشکار قوانین بین‌المللی هشدار داده‌اند.

ابوطالبی خاطرنشان کرد:، اما شاید مهم‌ترین نکته، موضع اصولی و مستقل دولت کلمبیا، همسایه ونزوئلا بوده هست: برخلاف دولت‌های پیشین این کشور، که درعمل مجری مطامع ایالات متحده در منطقه بودند، کلمبیا تحت رهبری «گوستاوو پترو» مسیر مستقلی در پیش گرفته و ضمن مخالفت جدی با هرگونه تحرک نظامی علیه ونزوئلا، همکاری‌های امنیتی و مرزی خود با «ونزوئلا» را تقویت کرده هست.

عضو خانه آمریکای لاتین: مستحکم‌ترین سنگر در برابر تجاوز خارجی، توده مردم هست

عضو خانه آمریکای لاتین اضافه کرد: پیامد محاسبه غلط خطرناک و چه‌بسا مرگبار خواهد بود. علی‌رغم ضربات جدی به سیطره امپریالیستی آمریکا به‌ویژه طی دو دهه اخیر، و ظهور بردار‌های جدید قدرت در اوراسیا و آمریکای لاتین، هرگز نباید قدرت شیطانی امپریالیسم و تمایل آمریکا برای احیای رهنامه مونرو را دست‌کم گرفت. 

وی عنوان کرد: درعین‌حال که توازن ژئوپلیتیکی آمریکای لاتین با روی‌کارآمدن دولت‌های مترقی نظیر دولت لولا در «برزیل» و دولت خانم شینباوم در «مکزیک» تغییر کرده که به‌طور بالقوه می‌تواند باعث شکل‌گیری ائتلاف‌های ضدامپریالیستی مؤثرتر در منطقه شود، مردم «ونزوئلا» همچنان باید هوشیاری و وحدت حداکثری خود را حفظ کنند و همواره به یاد داشته باشند که مستحکم‌ترین سنگر در برابر تجاوز خارجی، همانا توده رزمنده و متحد مردم هست.

ابوطالبی در پایان گفت: متحدان ونزوئلا نیز وظیفه دارند علاوه بر موضع‌گیری اصولی، با افزایش همکاری‌های اقتصادی و فنی و غیره، ونزوئلا را در شکستن محاصره و تعمیق پایه‌های انقلاب بولیواری یاری کنند.

انتهای پیام/ ۱۳۴

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
عضو خانه آمریکای لاتین: مستحکم‌ترین سنگر در برابر تجاوز خارجی، توده مردم است

عضو خانه آمریکای لاتین: مستحکم‌ترین سنگر در برابر تجاوز خارجی، توده مردم است بیشتر بخوانید »

یورش اف‌بی‌آی به خانه یکی از سرسخت‌ترین منتقدان رئیس جمهور آمریکا؛ انتقام‌جویی ترامپ یا پیگرد قانونی؟

یورش اف‌بی‌آی به خانه یکی از سرسخت‌ترین منتقدان رئیس جمهور آمریکا؛ انتقام‌جویی ترامپ یا پیگرد قانونی؟


یورش اف‌بی‌آی و توقیف بخشی از اموال و اسناد جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق دونالد ترامپ، با توجه به روابط تیره این دو طی سال‌های گذشته بیش‌تر به تسویه‌حساب شخصی با استفاده از یک نهاد فدرال شبیه است.

سرویس جهان مشرق ۲۲ آگوست ۲۰۲۵ (۳۱ مرداد ۱۴۰۴)، پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی)، با حکم دادگاه، اقدام به تفتیش خانه و دفتر کار جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق دونالد ترامپ، کرد[۱].

این اقدام، مشخصاً، به دلیل تیرگی روابط بولتون و رئیس‌جمهور فعلی ایالات متحده پس از خروج بولتون از دولت اول ترامپ[۲]، به‌شدت در رسانه‌ها و افکار عمومی آمریکا خبرساز و بحث‌برانگیز شده است.

یورش اف‌بی‌آی به خانه یکی از سرسخت‌ترین منتقدان رئیس جمهور آمریکا؛ انتقام‌جویی ترامپ یا پیگرد قانونی؟

«دونالد ترامپ» (چپ) رئیس‌جمهور وقت آمریکا، ۹ آوریل ۲۰۱۸، در ابتدای نشستی با مقامات ارشد ارتش این کشور در اتاق کابینه‌ی کاخ سفید در واشینگتن با «جان بولتون» مشاور امنیت ملی وقت خود، دست می‌دهد. این دو از همان ابتدا بر سر مسائل سیاست خارجی با یک‌دیگر اختلاف‌نظر داشتند و در نهایت، بولتون نه‌تنها دولت ترامپ را ترک کرد، بلکه به یکی از سرسخت‌ترین منتقدان ترامپ تبدیل شد. (+)

تصاویری از خودروهای اف‌بی‌آی در مقابل خانه‌ی «جان بولتون» در شهر «بتزدا» در ایالت مریلند و همچنین محل کار او در واشینگتن [دانلود]

در همین‌باره بخوانید:

›› جان بولتون؛ «سگ هار» سیاست خارجی ترامپ کیست؟

جزئیات تفتیش و تحقیق اف‌بی‌آی علیه بولتون

بازرسی املاک و اموال بولتون، شامل خانه‌ی او در شهر «بتزدا» در ایالت مریلند و همچنین دفتر کارش در واشینگتن[۳]، بخشی از تحقیقات جنایی در مورد سوءاستفاده‌ی احتمالی بولتون از اطلاعات طبقه‌بندی‌شده بوده است.

در حالی که اف‌بی‌آی و وزارت دادگستری آمریکا در مورد جزئیات این اتفاق سکوت کرده‌اند، روایت‌های رسانه‌ای و گفته‌های منابع آگاه حاکی از آن است که تحقیقات روی این موضوع تمرکز دارد که آیا بولتون، به طور غیرقانونی، اسناد طبقه‌بندی‌شده‌ی دولتی را نزد خود نگهداری می‌کرده است یا نه[۴].

جزئیاتی از یورش اف‌بی‌آی به خانه‌ی «جان بولتون» مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، در شهر «بتزدا»ی ایالت مریلند [دانلود]

اف‌بی‌آی برای انجام چنین بازرسی‌هایی باید وجود «دلیل محتمل» مبنی بر ارتکاب جرم را به قضات فدرال در هر دو حوزه‌ی قضایی مریلند و واشینگتن اثبات می‌کرده است تا از این طریق، حکم بازرسی را دریافت کند[۵].

همین مسئله نشان می‌دهد بازرسان پلیس فدرال احتمالاً، پیشاپیش، شواهدی را جمع‌آوری کرده‌اند که نشان می‌دهد بولتون ممکن است مدارک طبقه‌بندی‌شده‌ای را در اختیار داشته باشد که باید به دولت بازگردانده شوند.

یورش اف‌بی‌آی به خانه یکی از سرسخت‌ترین منتقدان رئیس جمهور آمریکا؛ انتقام‌جویی ترامپ یا پیگرد قانونی؟

مأموران اف‌بی‌آی از ورودی پشتی، وارد دفتر کار «جان بولتون» مشاور امنیت ملی سابق و منتقد کنونی ترامپ، در واشینگتن می‌شوند. پلیس فدرال آمریکا، ۲۲ آگوست ۲۰۲۵، همزمان به محل کار و خانه‌ی بولتون یورش برد و برخی اموال و اسناد را توقیف کرد. (+)

کتاب بولتون و دعوای قدیمی با ترامپ

بسیاری افراد، بازرسی اموال بولتون را پیامد مستقیم خصومت‌ها بین او و دونالد ترامپ تلقی می‌کنند. بولتون سال ۲۰۲۰ کتاب خاطرات خود درباره‌ی دوران حضورش در کاخ سفید را تحت عنوان «اتاقی که آن‌جا اتفاق افتاد[۶]» منتشر کرد و در آن شخص دونالد ترامپ و دولت او را به باد انتقاد گرفت.

دولت ترامپ در ابتدا به دنبال جلوگیری از انتشار خاطرات بولتون بود و ادعا می‌کرد این کتاب حاوی اطلاعات طبقه‌بندی‌شده است. آن زمان، یک قاضی فدرال در نهایت اجازه‌ی انتشار کتاب را صادر کرد و پرونده‌ی تحقیقات جنایی بعدی در مورد این موضوع نیز توسط دولت جو بایدن بسته شد. به این ترتیب، تحقیقات جدید اف‌بی‌آی، به طور خاص، از این جهت حائز اهمیت است که یک پرونده‌ی قدیمی را، که پیشاپیش بسته شده بود، دوباره باز می‌کند.

ورود مأموران اف‌بی‌آی به خانه‌ی «جان بولتون» مشاور امنیت ملی سابق و یکی از سرسخت‌ترین منتقدان کنونی ترامپ، در شهر «بتزدا» در ایالت مریلند. به نظر می‌رسد اعضای پلیس فدرال آمریکا جعبه‌هایی را با خود حمل می‌کنند که قرار است برای تخلیه‌ی بخشی از اموال و اسناد از خانه‌ی بولتون مورد استفاده قرار بگیرند. [دانلود]


مشرق پیش از این بخش‌های منتخبی از کتاب «اتاقی که آن‌جا اتفاق افتاد» را منتشر کرده است. برای مطالعه منتخب این کتاب و کتاب‌های دیگر می‌توانید به «کتاب‌خانه‌ی مشرق» مراجعه فرمایید.


اختلافات علنی بین این دو پس از خروج بولتون از دولت ترامپ در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۹ آغاز شد. بولتون ۱۷ ماه به عنوان مشاور امنیت ملی ترامپ خدمت کرده بود، اما اختلافات آن‌ها، عمدتاً بر سر مسائل مهم سیاست خارجی، موجب شد تا دولت وقت آمریکا را ترک کند[۷].

رابطه‌ی این دو تا جایی تیره شده بود که حتی روایت‌های دو طرف درباره‌ی خروج بولتون از دولت نیز متفاوت بود: ترامپ ادعا می‌کرد بولتون را اخراج کرده، در حالی که بولتون می‌گفت داوطلبانه استعفای خود را تقدیم دولت نموده است[۸].

با این حال، خصومت بولتون و ترامپ به همین‌جا ختم نشد.

یورش اف‌بی‌آی به خانه یکی از سرسخت‌ترین منتقدان رئیس جمهور آمریکا؛ انتقام‌جویی ترامپ یا پیگرد قانونی؟

همزمان با یورش مأموران پلیس فدرال آمریکا به خانه‌ی «جان بولتون» مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، مردی مقابل یکی از خودروهای اف‌بی‌آی ایستاده که روی تی‌شرتش نوشته: «ترامپ یک رسوایی ملی است.» (+)

در همین‌باره بخوانید:

›› ابوعطاخوانی قورباغه: وقتی جان بولتون از دیپلماسی با ایران می‌نویسد

دغدغه‌ی اطلاعاتی یا انتقام‌جویی شخصی؟

جان بولتون از زمان خروجش از دولت تا کنون به یکی از برجسته‌ترین منتقدان ترامپ در درون حزب خودش، یعنی حزب جمهوری‌خواه، تبدیل شده است. نه‌تنها در کتاب خاطراتش، به‌شدت، از رهبری ترامپ انتقاد کرده بود، بلکه پس از آن نیز مدام علیه سیاست خارجی و تصمیمات امنیت ملی رئیس‌جمهور اظهارنظر کرده. دامنه‌ی این انتقادات به دولت فعلی ترامپ نیز کشیده شده است.

در طرف مقابل، یکی از اولین اقدامات ترامپ پس از آغاز دومین دوره‌ی ریاست‌جمهوری‌اش در ژانویه‌ی ۲۰۲۵، لغو مجوز دسترسی بولتون به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و همچنین انحلال تیم حفاظت بولتون بود، تیمی که پس از کشف یک نقشه‌ی ادعایی از سوی ایران برای ترور بولتون تشکیل و مأمور حفظ جان بولتون شده بود[۹].

جزئیات بیش‌تری از تفتیش خانه‌ی «جان بولتون» مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، توسط پلیس فدرال آمریکا. بولتون به سوءاستفاده و نگهداری غیرمجاز اسناد طبقه‌بندی‌شده متهم شده است. [دانلود]

منتقدان اقدام اخیر اف‌بی‌آی می‌گویند تحقیقات جدید علیه بولتون یک اقدام انتقام‌جویانه تحت رهبری ترامپ با انگیزه‌ی سیاسی علیه یکی از مخالفان سرسخت اوست. علاوه بر این، زمان‌بندی این تفتیش، تنها چند روز پس از انتقاد علنی بولتون از رویکرد رئیس‌جمهور آمریکا نسبت به مدیریت بحران جنگ اوکراین، به این ادعاها دامن زده است.

ترامپ می‌گوید درباره‌ی یورش اف‌بی‌آی به خانه و دفتر کار بولتون «اطلاع قبلی» نداشته، اما در عین حال، در واکنش به این اتفاق، علناً بولتون را یک «پست‌فطرت» توصیف کرده است[۱۰]. «جی. دی. ونس» معاون اول ترامپ، نیز با تکذیب این‌که بولتون با اهداف سیاسی هدف قرار گرفته، می‌گوید دولت اجازه خواهد داد تا روند قانونی پرونده طی شود و به نتیجه برسد.

یورش اف‌بی‌آی به خانه یکی از سرسخت‌ترین منتقدان رئیس جمهور آمریکا؛ انتقام‌جویی ترامپ یا پیگرد قانونی؟

«جان بولتون» (راست) مشاور امنیت ملی سابق و منتقد کنونی «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، پس از یورش مأموران پلیس فدرال آمریکا به خانه‌اش در شهر «بتزدا» در ایالت مریلند، به خانه برمی‌گردد. مأموران اف‌بی‌آی بخشی از اموال و اسناد را از خانه‌ی بولتون، و همچنین از دفتر کار او در واشینگتن، توقیف کرده‌اند. (+)

برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که اتهام بولتون در این پرونده، استفاده از یک سرویس ایمیل خصوصی برای انتقال اسناد طبقه‌بندی‌شده‌ی مرتبط با امنیت ملی به همسر و دخترش از طریق رایانه‌ی میز کارش پیش از اخراج توسط ترامپ در سال ۲۰۱۹ است[۱۱].

اگرچه دامنه‌ی کامل تحقیقات اف‌بی‌آی و نتیجه‌ی آن‌ها هنوز مشخص نیست، اما آن‌چه که مشخص است این است که این اتفاق اختلاف علنی بین بولتون و ترامپ را دوباره شعله‌ور کرده و نگرانی‌هایی را در مورد «استفاده‌ی ابزاری» رئیس‌جمهور آمریکا از نهادهای فدرال علیه رقبای سیاسی‌اش برانگیخته است.

یورش اف‌بی‌آی به خانه یکی از سرسخت‌ترین منتقدان رئیس جمهور آمریکا؛ انتقام‌جویی ترامپ یا پیگرد قانونی؟

«گرچن اسمیت بولتون» (راست) همسر جان بولتون، ۲۲ آگوست ۲۰۲۵، مقابل خانه‌یشان در شهر «بتزدا» در ایالت مریلند، در کنار فردی که به نظر می‌آید یکی از مأموران اف‌بی‌آی است. برخی گزارش‌ها، اتهام بولتون را ارسال اسناد طبقه‌بندی‌شده از طریق ایمیل به همسر و دخترش عنوان کرده‌اند. (+)

در همین‌باره بخوانید:

›› بولتون یک نومحافظه‌کار جنگ‌طلب است که اعتقادی به قوانین بین‌المللی ندارد


[۱] FBI raids home of John Bolton, Trump’s ex-national security adviser Link

[۲] The history of how Trump and Bolton’s relationship fell to tatters Link

[۳] FBI searches home and office of ex-Trump national security adviser John Bolton Link

[۴] FBI Searches Home and Office of John Bolton, Ex-Trump Adviser and Prominent Trump Critic Link

[۵] FBI raids happen in the early morning. Northeastern experts explain the reasons for the dawn surprise Link

[۶] اتاقی که در آن اتفاق افتاد لینک

[۷] Trump ousts hawkish Bolton, dissenter on foreign policy Link

[۸] Trump vs Bolton: How it all led to an FBI raid of the former national security advisor’s home Link

[۹] What was the nature of the relationship between Donald Trump and John Bolton during the second Trump administration? Link

[۱۰] FBI raids home of John Bolton, former Trump adviser turned critic Link

[۱۱] Kash Patel’s FBI raids John Bolton’s home, office in probe over sending classified documents to family Link

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

یورش اف‌بی‌آی به خانه یکی از سرسخت‌ترین منتقدان رئیس جمهور آمریکا؛ انتقام‌جویی ترامپ یا پیگرد قانونی؟

یورش اف‌بی‌آی به خانه یکی از سرسخت‌ترین منتقدان رئیس جمهور آمریکا؛ انتقام‌جویی ترامپ یا پیگرد قانونی؟ بیشتر بخوانید »

نیویورک تایمز: «ترامپ» سفرش به هند را لغو کرد

نیویورک تایمز: «ترامپ» سفرش به هند را لغو کرد


یک رسانه آمریکایی در گزارشی با اشاره به «از هم پاشیدن» روابط میان سران دهلی نو و واشنگتن، اعلام کرد که «ترامپ» سفرش به هند را لغو کرده است.

  • تور آنتالیا

به گزارش مجاهدت از مشرق، نیویورک تایمز امروز شنبه اعلام کرد که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا «دیگر برنامه‌ای» برای سفر به هند در اواخر سال جاری میلادی برای شرکت در اجلاس چهارجانبه ندارد.

بر اساس اعلام این رسانه آمریکایی، لغو سفر ترامپ به دهلی نو به «از هم پاشیدن» روابط میان رئیس جمهور آمریکا و نارندرا مودی نخست وزیر هند در چند ماه گذشته ارتباط دارد.

در گزارشی با عنوان «جایزه نوبل و یک تماس تلفنی پرتنش: چگونه رابطه ترامپ و مودی از هم پاشید»، نیویورک تایمز به نقل از افراد آشنا با برنامه ترامپ نوشت: پس از اینکه به «نارندرا مودی» گفته شد که ترامپ اواخر امسال برای شرکت در اجلاس چهارجانبه به هند سفر خواهد کرد، اکنون مشخص شده است که دونالد دیگر برنامه‌ای برای سفر به دهلی نو در پاییز ندارد.

تا کنون هیچ اظهار نظر رسمی از سوی ایالات متحده یا هند در مورد ادعای نیویورک تایمز نشده است.

هند میزبان سران کشورهای استرالیا، ژاپن و آمریکا برای اجلاس چهارجانبه خواهد بود که قرار است حدود ماه نوامبر در دهلی نو برگزار شود.

دولت ترامپ در ژانویه امسال، یک روز پس از سوگند خوردن ترامپ به عنوان رئیس جمهور برای دومین دوره در کاخ سفید، میزبان نشست چهارجانبه بود.

تعرفه‌های ۵۰ درصدی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا علیه هند، اخیراً اجرایی شد. تعرفه ۲۵ درصدی اولیه واشنگتن علیه دهلی‌نو اوایل این ماه اعمال شد اما ترامپ به عنوان تنبیه، ۲۵ درصد تعرفه اضافی بابت خرید نفت روسیه علیه هند اعمال کرد و مجموعاً آن را به ۵۰ درصد رساند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

نیویورک تایمز: «ترامپ» سفرش به هند را لغو کرد

نیویورک تایمز: «ترامپ» سفرش به هند را لغو کرد بیشتر بخوانید »

مذاکره مستقیم در پاریس با طعم پس‌گردنی

مذاکره مستقیم در پاریس با طعم پس‌گردنی


به گزارش مجاهدت از خبرنگار بین‌الملل دفاع‌پرس، وزیر امور خارجه سوریه روز سه‌شنبه در پاریس با هیأت اسرائیلی دیدار و گفت‌و‌گو کرد. این ملاقات نادر با میانجی‌گری آمریکا و در راستای عادی‌سازی روابط بین دمشق و تل‌آویو پس از حملات ارتش اسرائیل به وزارت دفاع و کاخ ریاست جمهوری سوریه انجام شد.

«سانا»، خبرگزاری دولتی سوریه گزارش داد که «اسعد الشبانی» وزیر امور خارجه دولت جولانی با هدف تنش‌زدایی و احیاء توافق آتش‌بس سال ۱۹۷۴ در این ملاقات شرکت کرده هست. توافق مذکور یک منطقه حائل بین نیرو‌های اسرائیلی و سوری تعریف و نیروی حافظ صلح سازمان ملل را آن منطقه مستقر می‌کرد.

«اسرائیل» در سال ۱۹۶۷، بلندی‌های جولان را اشغال و این فلات راهبردی به خاک خود ضمیمه کرد. در حالی که جامعه بین‌المللی جولان را متعلق به سوریه می‌داند، آمریکا تنها کشوری هست که مالکیت «اسرائیل» بر جولان را به رسمیت شناخته هست. 

سانا جزئیاتی بیشتری درباره نتایج این دیدار ارائه نکرد. اما یک مقام ارشد دولت ترامپ که نمی‌خواست نامش فاش شود، به خبرگزاری آسوشیتدپرس، گفت: «آمریکا از هر تلاشی که به ثبات و صلح پایدار بین اسرائیل و همسایگانش منجر شود، حمایت می‌کند. این حمایت در راستای چشم‌انداز دونالد ترامپ برای ساختن خاورمیانه‌ای مرفه و پیشرفته هست که شامل سوریه‌ای با ثبات می‌شود. ما برای تحقق این هدف هر کاری که بتوانیم انجام می‌دهیم.»

سراب عادی‌سازی

مقامات دولت موقت سوریه پیشتر تایید کرده بودند که مذاکرات غیرمستقیمی را با «اسرائیل» انجام داده‌اند، اما این اولین بار بود که آنها به حضور در مذاکرات مستقیم اذعان کردند. «اسرائیل» هنوز این دیدار را به‌طور رسمی تأیید نکرده هست.

کمی پس از سرنگونی اسد، ارتش «اسرائیل» کنترل منطقه حائل تحت نظارت سازمان ملل در سوریه را به دست گرفت و حملات هوایی متعددی به پایگاه‌های نظامی این کشور انجام داد. «ابومحمد الجولانی» حاکم جدید سوریه و عضو سابق القاعده قول داده بود کشوری جدید بسازد که در آن حقوق اقلیت‌ها را رعایت شود. تنش‌ها میان دمشق و تل‌آویو به دنبال حمله شورشیان تحت امر الجولانی به منطقه «سویدا» اوج گرفت.

«اسرائیل» برای دولت جدید دمشق احترامی قائل نیست و دخالت خود را در سوریه از زمان افزایش درگیری‌ها در استان سویدا افزایش داده هست. در جریان این درگیری‌ها، عوامل جولانی شماری زیادی از غیرنظامیان دروزی را کشتند. اسرائیل به بهانه حمایت از دروزی‌ها حملات هوایی سنگینی علیه شبه‌نظامیان سوری انجام داد که در نهایت با میانجی‌گری آمریکا، ترکیه و کشور‌های عربی به آتش‌پس انجامید.

نظر فرستاده آمریکا

«تام باراک» نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «من دیداری گرم و سازنده با موافق طریف، رهبر معنوی دروزی‌ها در اسرائیل انجام دادم و با وی درباره چگونگی تامین منافع همه طرف‌ها، کاهش تنش‌ها و ایجاد تفاهم گفت‌و‌گو کردم».

«موافق طریف» نیز این دیدار را عالی توصیف کرد و گفت که دروزی‌ها خواستار کمک آمریکا برای پایان دادن به محاصره سویدا، ارائه کمک‌های بشردوستانه به مردم، بازگشت دروزی‌های ربوده‌شده و تضمین امنیت از سوی آمریکا هستند.

درگیری‌ها در سویدا اگرچه تا حد زیادی فروکش کرده، اما نیرو‌های جولانی همچنان این شهر را در محاصره نگه داشته‌اند. دروزی‌های سوریه به‌طور تاریخی نسبت به «اسرائیل» محتاط بوده‌اند، اما در حال حاضر تعداد زیادی از آنها متحد اسرائیل به شمار می‌روند. 

روز شنبه، صد‌ها نفر در سویدا تظاهرات کردند و خواستار حق تعیین سرنوشت برای اقلیت دروزی شدند. در این میان برخی از معترضان پرچم‌های «اسرائیل» را به اهتزاز درآوردند. انتشار ویدئو‌ها و عکس‌های این تظاهرات در شبکه‌های اجتماعی، خشم بسیاری از سوری‌ها را برانگیخت و معترضان به خیانت متهم شدند.

انتهای پیام/ ۱۳۴

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

مذاکره مستقیم در پاریس با طعم پس‌گردنی

مذاکره مستقیم در پاریس با طعم پس‌گردنی بیشتر بخوانید »