رسانه ملی

م

«خوشنام»؛ طنزی که طناز نیست


گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس_ علی عبدالصمدی؛ از ابتدای ماه مبارک رمضان، سریالی از شبکه‌ی اول سیما روانه‌ی آنتن می‌شود که «خوشنام» نام دارد.

علیرضا نجف‌زاده روی کرسی کارگردانی این اثر نشسته و هومن حاجی عبداللهی، عباس جمشیدی فر، شهره لرستانی، حمید لولایی، سحر ولدبیگی، محمدرضا داوودنژاد، فریده سپاه منصور، مهرداد ضیایی و … در آن به عنوان بازیگر حضور دارند.

شهرام، یکه بزن و بهادر محله است. از خانواده تا همسایه ها از دست او آسایش ندارند. او به دزدی و سرقت اشتهار دارد. اما هنوز نور ایمان در دلش خاموش نشده است به عنوان مثال او به ماشینی که بیمه ی امام رضا علیه السلام شده بود، دستبرد نزد. او به دختری علاقه‌مند است و پدر دختر شرط گذاشته زمانی با ازدواج آنها موافقت می‌کند که او دیگر شرارت نکند و اصطلاحا «خوشنام» شود.

او سعی میکند شرارت را کنار بگذارد و از افرادی که به آنها آسیبی رسانده حلالیت بطلبد تا اصطلاحا به خوشنامی برسد. در این مسیر به حوادثی بر میخورد که بیشتر رنگ و بوی قصه پردازی ذهن نویسنده و کارگردان را دارند تا اینکه ما به ازایی در عالم واقعیت داشته باشند.

به عنوان مثال زمانی که شهرام وسایل خریداری شده توسط پیرزنی را به خانه اش می برد آن پیرزن مبلغ قابل توجهی را به عنوان انعام یا تشکر به شهرام می دهد. در عالم واقعیت ممکن است آن پیرزن چنین پولی نداشته باشد.

یا زمانی که شهرام متوجه میشود سیصد میلیون تومان در قرعه کشی برده است، زمانی که موتور پیک رستورانی را بدون اجازه برمیدارد، سریعا تصادف و مدرک برنده شدنش(در ترشی) را در جوی خیابان گم میکند. اما بلافاصله زمانی که موتور را پس می دهد به طرز معجزه آسایی مدرک برنده شدندش را صحیح و سالم از جوی آب پیدا میکند. این اتفاقات فقط جنبه ی تمثیلی دارند و از حیث واقعیت به دور هستند.

کارگردان سعی داشته به صرف استفاده از بازیگران کمدین و نام آشنای تلویزیون به بیننده اش این نکته را القا کند که «خوشنام» سریالی طنز و کمدی است. شبکه نیز در زیر نویس دائما از این سریال، به عنوان طنز یاد میکند در صورتی که «خوشنام» به هیچ عنوان کمدی نیست و کمترین رگه و ریشه ی کمیکی ندارد.

این که صرفا در سریالی کمدین ها دور هم جمع شوند، دال بر طنز بودن آن اثر نیست. راحت باشهای کمیک بین شهرام و فریدون هرگز دلالت بر طنز بودن کلیت کار ندارد.

شهرام سعی میکند بنا بر شرطی که پدر مرجان گذاشته شرارت را کنار بگذارد تا لایق دامادی آنها شود. در این بین تماشا کردن برخی برنامه های مذهبی در تلویزیون نیز بر روی خلقیات شهرام تاثیرگذار است. اگر چه توبه از گذشته و بازگشت به راه راست بسیار نیکو و پسندیده است و خداوند نیز توابین را دوست دارد اما صرفا سر به راه بودن و به قول پدر مرجان «خوشنام» شدن دلیل بر این نیست که خانواده ای با ازدواج دخترشان موافقت کنند.

به عبارتی دیگر، اگر چه خوشنام بودن شرط لازم جهت موافقت خانواده ی دختر هست اما لزوما شرط کافی نیست. عوامل این سریال با دقت بیشتر یقینا می توانستند طنزی طنازانه تر را به مخاطب خود ارائه کنند.

«خوشنام» نه تنها در ژانر کمدی طراحی نشده بلکه ملودرامی کاملا تند و خشن است و گاهی بیننده از تماشای برخی صحنه های دعوا و درگیری خسته می شود.

سازندگان سریالهای تلویزیونی با دقت بیشتر می‌توانند هم در بهره‌جویی از کمدین‌های موفق و هم در پردازش قصه، در جلب و جذب مخاطب کامیاب‌تر باشند.

انتهای پیام/133

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

«خوشنام»؛ طنزی که طناز نیست

«خوشنام»؛ طنزی که طناز نیست بیشتر بخوانید »

نگاهی اجمالی به برنامه‌های ترکیبی تلویزیون در نخستین نوروز قرن جدید

نگاهی اجمالی به برنامه‌های ترکیبی تلویزیون در نخستین نوروز قرن جدید


گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس_ علی عبدالصمدی؛ همه ساله شبکه‌های مختلف تلویزیونی با تهیه و تولید و پخش برنامه‌های گفت‌وگو محور سعی دارند تا به نحو احسن به استقبال سال نو و بهار طبیعت بروند.

امسال نیز شبکه‌های تلویزیونی در این امر سنگ تمام گذاشتند و توانستند نوروزی به یادماندنی را برای مخاطبین خود رقم زنند.

از شبکه‌های فراملی تا شبکه‌های ملی و استانی هر کدام در این امر مهم اهتمامی خاص ورزیدند. فرمول یک، تاک، احوالپرسی، عصر جدید، بهار جان و سین هشتم از پر مخاطب‌ترین این برنامه‌ها بودند که از میان آن‌ها عصر جدید با استقبال عمومی بیشتری مواجه شد.

ویژه برنامه‌ی سال تحویل عصر جدید با اجرای مشترک علیخانی و غیاثی رکورددار بیشترین مخاطب شد. هر چند احسان علیخانی با عنایت به تجربه‌ای که دارد در اجرا مسلط‌تر عمل کرد. البته نباید از این نکته غافل شد که تهیه کننده‌ی عصر جدید احسان علیخانی است و در اجرا یقینا مسلط‌تر عمل کرده است.

دعوت از خوانندگان نسل جدید مانند مصطفی راغب، آرون افشار، فرزاد فرخ و… و بازخوانی قطعات موسیقایی خاطره انگیز قدیمی باعث شد به جذابیت این برنامه اضافه شود.

فرمول یک نیز با اجرای سید علی ضیا در رده‌ی دوم جلب و جذب مخاطب قرار داشت. این برنامه نیز با دعوت از هنرمندان و نیز چهره‌های مردمی سال گذشته توانست برنامه‌ی درخور شانی را ارائه دهد.

بهار جان در شبکه‌ی تهران (پنج سیما) نیز در رده‌ی سوم قرار گرفت. هنرمندان معروفی مانند ایرج خواجه امیری، حامد همایون، سعید راد، کوروش معصومی، ابوالفضل پورعرب و … با حضور در این برنامه طی روز‌های اول سال نو، توانستند برنامه‌های زنده و مخاطب پسندی را ارائه دهند.

البته دیگر شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی نیز به نوبه‌ی خود در استقبال از بهار و جشن نوروز همت گماشتند، ولی سه برنامه‌ی فوق الذکر سنگ تمام گذاشتند و بازخورد اجتماعی متفاوتی را داشتند.

تلویزیون با سیاستگذاری صحیح می‌تواند در جلب و جذب بیننده گوی سبقت را از دیگر رقبایش (مانند شبکه‌های اجتماعی و غیره) به سادگی برباید. این سیاستگذاری در ایام نوروز قرن جدید به وضوح دیده شد و امید است این سبک از سیاست‌ها در برنامه سازی تلویزیونی طی دیگر مواقع سال مانند ماه مبارک رمضان نیز محسوس باشد.

انتهای پیام/133

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

نگاهی اجمالی به برنامه‌های ترکیبی تلویزیون در نخستین نوروز قرن جدید

نگاهی اجمالی به برنامه‌های ترکیبی تلویزیون در نخستین نوروز قرن جدید بیشتر بخوانید »

خداداد؛ بیان مشکلات معیشتی مردم با چاشنی طنز

«خداداد»؛ بیان مشکلات معیشتی مردم با چاشنی طنز


گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس_ علی عبدالصمدی؛ به مناسبت آغاز سال نو اکثر شبکه‌های پر مخاطب سیما سریال‌های نوبرانه‌ی خود را به آنتن پخش رساندند.

شبکه‌ی دو نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. «خداداد» به کارگردانی «علی غفاری» این شب‌ها از شبکه‌ی دوم سیما پخش می‌شود. طنزی رئال که موضوع اصلیش اختلافات طبقاتی در جامعه است.

مسائل اقتصادی، اشتغال جوانان، ازدواج و تشکیل خانواده، عدم وجود پشتوانه‌ی قوی اقتصادی برای کارمندان و کارکنان شرکت‌های مختلف پس از سال‌ها کار و خدمت از اهم موضوعاتی هستند که در این سریال به آن‌ها پرداخته شده است.

خداداد از کارکنان یک شرکت بزرگ است که برای ازدواج یکی از دخترانش احتیاج به وام دارد. با وام او در آخرین روز کاری سال موافقت می‌شود به همین دلیل اعطای تسهیلات بانکی او به تعویق می‌افتد. رییس شرکت که برای عقد قرارداد به سفر رفته است و خانه‌ی بزرگ و پدر آلزایمری اش را به خداداد می‌سپارد.

حتی کارگر دائمی خانه‌ی او نیز به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز به مرخصی میرود. خداداد همراه با منوچهر یکی از دامادهایش برای نگهداری از پدر بیمار بهرامی به خانه‌ی لوکس آن‌ها میروند. از سویی دیگر برخی از اقوام خداداد وضعیت مالی خوبی دارند و یا لااقل در وضعیتی بهتر از وضعیت خانواده‌ی خداداد زندگی میکنند.

سریال خداداد طنزی رئال و واقع گرایانه است. استفاده از لهجه‌های مختلف اصفهانی و آذری به شیرین‌تر شدن این مجموعه‌ی تلویزیونی افزوده است. مطرح کردن مشکلات معیشتی مردم و اختلافات طبقاتی و در عین حال شرافت اقشار بی بضاعت و کم بضاعت از نکات برجسته‌ی این سریال تلویزیونی است. وقتی خانواده‌ی خداداد وام صندوق خانوادگی را برنده می‌شوند، چون با وام بانکیشان موافقت شده است، جوانمردانه وام را پس می‌دهند.

اگرچه منوچهر داماد خانواده‌ی خداداد به ظاهر تنبل و راحت طلب است، اما در طول سریال ذکر شد که بار‌ها مشاغل مختلف را امتحان کرده، ولی علیرغم تاهل هنوز شغل ثابتی ندارد. اگرچه رفتار منوچهر کمیک و باعث خنده‌ی تماشاگران می‌شود، اما در اصل حرف دل بسیاری از جوانان جویای کار را میزند. او شاید بلند پرواز است، اما مال حرام بر سر سفره اش نمی‌برد.

شاید تنها نقدی که برای سریال «خداداد» وارد است ساعت پخش آن و عدم وجود هماهنگی با سایر سریالهاست. به طوری که دقایق ابتدایی آن با سریال نوروزی شبکه‌ی سوم سیما و دقایق پایانی آن با سریال شبکه‌ی اول سیما تداخل دارد.

تنظیم ساعت پخش اولیه‌ی سریال‌ها باعث حمایت از تولیدات داخلی تلویزیونی خواهد شد. البته مخاطبین میتوانند در دیگر ساعات شبانه روز از طریق تلوبیون و یا فضای مجازی بازپخش سریال‌ها را مشاهده و پیگیری کنند، اما هماهنگی در پخش اولیه از وظایف شبکه‌های پر مخاطب سیما در ماراتن بزرگ نوروزی است.

انتهای پیام/۱۳۳

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

«خداداد»؛ بیان مشکلات معیشتی مردم با چاشنی طنز

«خداداد»؛ بیان مشکلات معیشتی مردم با چاشنی طنز بیشتر بخوانید »

برنامه «چرخ» شبکه ۴ بدون سلبریتی اما با نشاط

برنامه «چرخ» شبکه ۴ بدون سلبریتی اما با نشاط



تلویزیون با «چرخ» شبکه ۴ توانست بدون سلبریتی خودنمایی کند، با واکاوی مهم‌ترین رویدادهای علم و فناوری و مسائل روزمره زندگی با نگاهی تخصصی و با بیانی ساده و جذاب، با هدف سالم‌سازی جامعه و توسعه سلامت.

به گزارش مجاهدت از مشرق، تلویزیون در ویژه برنامه‌های تحویل سال 1400 برای اولین بار سراغ چهره‌های علمی رفت و در یکی از شبکه‌های صدا و سیما شاهد دوری از سلبریتی محوری بودیم.

شبکه چهار امسال رویکردش را بر تجلیل از چهره‌های علمی گذاشت و با ویژه برنامه‌ای کاملاً متفاوت به پیشواز سال 1401 رفت. 

اگرچه شبکه چهار تلاش کرده است که هر ساله ویژه برنامه تحویل سال خود را متفاوت پیش ببرد و سال گذشته با حاشیه‌هایی هم مواجه شد اما امسال براساس رویکردهای خود شبکه که شبکه فرهیختگان است پیش رفت. 

شبکه چهار تحویل سال 1400 را با یک میهمانی و دورهمی علمی برگزار کرد و اولین دوره از جایزه علمی «چرخ» روی آنتن رفت.

آیینی که همه تمهیدات آن از چیدمان هفت سین که با یک پهباد صورت گرفت تا بخش‌های اهدای جوایز به چهره‌ها و سرگرمی آن مثل نواختن ساز و حتی راه رفتن روی شیشه و خوابیدن روی تخته میخ همه براساس فرمول‌های علمی و فناوری پیش رفت  و اتفاقی نوآورانه را در تلویزیون رقم زد. 

اجرای این آیین ویژه را محمدرضا مقدسیان و حافظ آهی برعهده داشتند و در ابتدا هر دو اعتراف کردند که این اتفاق تاکنون در تلویزیون رخ نداده است که با یک میهمانی علمی سال را تحویل کند. 

این اولین دوره «جایزه چرخ» بود که فروردین امسال به همت برنامه تلویزیونی «چرخ» برگزار شد و قرار است این رویداد علمی از این پس به صورت سالانه ادامه داشته باشد. 

مجله تصویری «چرخ» از مهرماه سال 1394 روی آنتن شبکه چهار سیما رفته و تاکنون هشت فصل از این برنامه به پخش رسیده است.

این برنامه به واکاوی مهم‌ترین رویدادهای علم و فناوری و مسائل روزمره زندگی با نگاهی تخصصی و با بیانی ساده و جذاب پرداخته و در هر قسمت از برنامه کارشناسان، اساتید دانشگاه و نخبگان و چهره‌های علمی حضور داشته‌اند.

می‌توان تخمین زد تاکنون بیش  از 1000 میهمان از کارشناسان، پژوهشگران و مسئولان مراکز علم و فناوری ایران با برنامه «چرخ» گفت‌وگوی زنده داشته و مهم‌ترین مسائل علمی کشور در این برنامه به بحث گذاشته شده است. 

مسعود معینی‌پور مدیر شبکه چهار سیما نیز پیش از این از فراخوان «جایزه چرخ» در سال جدید خبر داد تا این آیین از این پس به صورت رسمی برگزار شود. همچنین قرار است شاخص‌هایی تعریف شود تا متناسب با حوزه‌های مختلف ترویج علم این جایزه به چهره‌های مطرح هر سال در حوزه علم اهدا شود. 

برنامه‌ای که با برادران صفاریان‌پور آغاز شد و این سال‌ها الهه بهبودی تهیه‌کنندگی و محمد جباری سردبیری‌اش را به عهده داشته است و به عنوان یکی از برندهای مهم علمی تلویزیون شناخته می‌شود؛ برندی که علم و سرگرمی را با هم دارد و تلاش می کند در عین جذابیت به اتفافات و پیچیدگی‌های علمی و زیستی جهان با زبانی ساده بپردازد. 

این آیین میهمانان مختلفی را هم دور هم جمع‌آوری کرد از برنامه‌سازان و مجریان برنامه‌های علمی تا مدیران مختلف که از جمله میهمانانش می‌توان به مسعود معینی‌پور مدیر شبکه چهار، رضا پورحسین، روزبه حصاری، سیاوش صفاریان پور و… اشاره کرد. 

در همین راستا به جهت متفاوت بودن این برنامه در نوروز تلویزیون گفت‌وگویی با میهمانان مختلف این آیین داشتیم؛ رضا پورحسین که به عنوان مدیران قدیمی صدا و سیما شناخته می‌شود از جمله میهمان این آیین است که درباره ضرورت وجود برنامه‌های علمی مثل «چرخ» می‌گوید:

“تنها مشکل جدّی ما در همه رسانه ها به خصوص در رادیو و تلویزیون این است که برنامه‌های علمی به سمت رویکردهای نمایشی نرفته است. مثلاً چرا ما مجموعه‌هایی مثل «رامان کاخال» نداریم؟ مجموعه‌ای که سال‌ها پیش از تلویزیون دوبله و پخش شد و به زندگی یک پژوهشگر می‌پرداخت و حالا ما هم باید درباره شخصیت‌های علمی خود چنین سریال‌هایی تولید کنیم.”

وی ادامه می‌دهد: برنامه‌های خوب لزوماً برنامه‌های پرخرجی نیست اما اگر بخواهیم کار خوب بسازیم باید هزینه خوبی هم انجام شود. 

این روانشناس که سال‌ها در حوزه علوم تربیتی و روانشناسی پژوهش کرده است، اظهار کرد: با قاطعیت می‌توان گفت برای سالم‌سازی جامعه و توسعه سلامت روان برنامه‌های علمی ضرورت دارد. نوجوانان و جوانانی که به حوزه علوم پایه مثل فیزیک و نجوم ورود کرده‌اند عموماً مشکلات عاطفی و هیجانی کمتری دارند. این پدیده هم مبنای علمی و هم تجربی دارد که خودم تجربه‌اش را دارم.

پورحسین ادامه می‌دهد: از طرف دیگر علم موجب نشاط است؛ نشاط درونی دور شدن از تنش‌های ذهنی از آثار رفتن به سوی علم است. اگر می‌خواهیم به نشاط اجتماعی در رسانه ملی کمک کنیم علاوه بر برنامه‌ها و آثار دیگری که می‌سازیم یک راهش هم توسعه برنامه‌های علمی است. 

اولین میهمان این آیین هم علی سلاجقه رییس سازمان حفاظت محیط زیست بود که درباره ضرورت پرداخت چنین اتفاقاتی در تلویزیون با تقدیر از این برنامه بیان کرد: من گاهی این برنامه را وقتی فرصت داشتم تماشا می‌کردم و ممنونم موضوع محیط زیست را که مقام معظم رهبری آن را مسئله‌ای درجه یک عنوان کردند اینجا هم درجه یک دیده شد و خوشحالم که در خدمت عزیزانی باشم که در این راه تلاش کردند. 

در ادامه برنامه، محمدجواد لاریجانی رئیس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، این ابتکار را بسیار خوب دانست؛ تجلیل دانشمندان از راه‌های خوب توسعه علم است. 

وی با اشاره به سابقه حضور خود در شورای نظارت بر صداوسیما بیان کرد: صداوسیما مخاطبانی با طیف‌های مختلف دارد و شاید امروز با توسعه امکانات فضای مجازی همه افراد دنبال رسانه خاص خود هستند و انتخاب می‌کنند. صداوسیما چون طیف‌های مختلفی دارد باید هر کانالش پاتوق یک گروه باشد و من مخالف مساله تمرکزگرایی‌ام که مثلا اگر کسی خبر می‌خواهد فقط شبکه خبر ببیند. 

در ادامه معینی‌پور مدیر شبکه چهار سیما نیز در سخنانی در این آیین اظهار کرد: حوزه علم و فناوری یکی از حوزه‌های اساسی و کارویژه‌های شبکه چهار است که از طرف رسانه ملی به این شبکه سپرده شده است. بحث توسعه و ترویج علم در این حوزه بر عهده شبکه چهار گذاشته شده است. 

وی با اشاره به برنامه «چرخ» آن را با قدمتی هفت ساله از برنامه‌های مهم ترویج علم دانست که حالا به تجلیل چهره‌ها می‌پردازد یعنی «کسانی‌که در حوزه‌های مختلف تولیدات علمی دارند و باعث و بانی ترویج و توسعه علم‌اند.»

معینی‌پور اضافه می‌کند: این جایزه برای تقویت حوزه ترویج علم بین گروه‌های مختلف مرجع هست برند چرخ این اتفاق را آغاز کرد و امیدواریم سال آینده این تیم بتواند یک کار دقیق در حوزه علم و فناوری انجام دهد و به سیاستگذاران حوزه علم کمک کند تا رسالت رسانه‌ای خود را به درستی پیش ببرند.

روزبه حصاری بازیگر سینما و تلویزیون که در سریال «افرا» نقش یک محیط بان را ایفا کرد. او با همین نقش مورد توجه قرار گرفت و از  معدود چهره‌های هنری این آیین بود؛ او به خبرنگار تسنیم گفت: “درخواستی از صدا و سیما داریم که از فضای عمومی جامعه برای دیدن شدن کارها استفاده کند. ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که گستره اطلاعات بسیار بالاست و رسانه ملی می‌تواند با نهادهای مختلف مثل شهرداری و… همکاری کند تا بستری برای ساخت برنامه‌های خوب و باکیفیت و همچنین عرضه بهتر آنها فراهم شود. 

وی درباره اهمیت ساخت برنامه‌هایی مثل “چرخ” اضافه می‌کند: برنامه‌هایی مثل چرخ نوعی بسترسازی دارد و حداقل دستاوردش این است که زحمت نخبه ما در آن دیده شده و ارج نهاده می‌شود.

حمید شاه آبادی معاون سیما در ادامه درباره ساخت برنامه‌های علمی چنین گفت: وظیفه رسانه همین است که داشته‌های بزرگ یک ملت را بازآفرینی کند و ما چه داشته و ذخیره‌ای بالاتر از علم و علم‌اندوزی داریم. شاید خیلی از کارهایی که رسانه در دستور کار قرار می‌دهد باید ذیل این حرکت دیده شود. خوشحالم که این پرچم در شبکه چهار که به عنوان یک شبکه علمی در کشور شناخته می‌شود برافراشته است. 

پرویز کرمی دبیر ستاد توسعه فرهنگ علم، فناوری و اقتصاد دانش بنیان نیز تاکید کرد که جنس کار هنرمند ارائه آن است اما جنس دانشمندان ما گوشه‌نشینی و دوری از رسانه است. تبدیل و توصیف یک موضوع علمی سواد رسانه‌ای خاص خود را می‌خواهد. 

تلویزیون با “چرخ” توانست با متفاوت‌ترین برنامه و نشان دادن نخبگان و فرهیختگان بدون سلبریتی خودنمایی کند و همچنین “فرمول یک” با مردم و الگوهای درست این رویه را پیش ببرد؛ باید دید شبکه‌ها و برنامه‌ها در 1401 به چه سمتی می‌روند؟ آیا دوباره برنامه‌سازان برای جذب مخاطب، سراغ ایده‌های جدید می‌روند یا از سلبریتی‌ها و رفتار سلبریتی‌محوری استفاده خواهند کرد؟

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

برنامه «چرخ» شبکه ۴ بدون سلبریتی اما با نشاط

برنامه «چرخ» شبکه ۴ بدون سلبریتی اما با نشاط بیشتر بخوانید »

داود نماینده: دوبله زیرزمینی مرگِ این هنر است

داود نماینده: دوبله زیرزمینی مرگِ این هنر است



هستند کسانی که می‌شناسم ۲۵ سال است در آمریکا زندگی می‌کند و می‌گوید نمی‌توانم برگردم؛ می‌گویم چرا نمی‌توانی؟ می‌گوید برگردم بگویم در این ۲۵ سال چه کار کردم و در آمریکا چه شدم؟

به گزارش مجاهدت از مشرق، صدایِ آشنای رادیو، تلویزیون و سینما، هنوز هم گیرا و دلچسب است. داود نماینده را بسیاری فقط به عنوان دوبلور و مدیریت دوبلاژ می‌شناسند اما او در گذشته بازیگری هم کرده است.

نکاتِ جالبی از دلِ گفت‌وگو با او بدست آمد. خداباوری‌هایی که به واسطه صدایِ او در «سیاره زمین» اتفاق افتاد یا ماجرای انصراف از آلمان و برگشت به ایران؛ دغدغه‌مندی‌هایی که در دوبله ایران کم شده و کسانی که برای دوبله به ترکیه رفتند و خیلی از اتفاقات دیگر.

نماینده با شروعِ جنگ تحمیلی و احساسی که به ایران دارد از آلمان برمی‌گردد. این بازگشت خیلی‌ها را در آن دوره متعجب می‌کند. خودش هم در جریانِ گفت‌وگو به این حسّ وطن‌پرستی اشاره دارد.

او سال ۱۳۶۸ با مستند «حس برتر» شناخته می‌شود. اما وقتی ۱۸ ساله بوده در امتحان دکلمه و فن و بیان در تهران عنوانِ اولی را به خودش اختصاص می‌دهد. به این ترتیب طبق رسم، برای کار به رادیو معرفی می‌شود.

در رادیو زیر نظر خانم پژوهش و آقای مانی که از اساتید گویندگی آن زمان بودند آموزش‌های لازم را می‌بیند و با گویندگی شروع می‌کند.

در سال ۱۳۵۵ که ۲۶ ساله بود به همراه صدرالدین شجره، اکبر زنجانپور و خانم مریم شیرزاد وارد عرصه دوبله انواع مختلف فیلم‌ها می‌شود.

او پس از انقلاب اولین مجری تلویزیون بود که مقابل دوربین صدا و سیما رفت. در سال ۱۳۷۹ وقتی ۵۰ ساله بود برای اولین بار بازیگری را با فیلم «زیر پوست شهر» تجربه می‌کند.

در جای جایِ گفت‌وگو هم از طبیعت می‌گوید که عاشقِ طبیعت است. نماینده می‌گوید آن‌قدر طبیعت را دوست دارم که چهره زیبای خداوند را در طبیعت می‌بینم. برای اینکه آنچه را که در طبیعت است خداوند به صورت آینه‌ای روبروی ما قرار داده که ما خود در آینه بنگریم و ببینیم چقدر راز خلقت شگفت‌انگیز است.مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

* بگذارید گفت‌وگو را این‌طور آغاز کنم که کارهای فاخری از شما شنیده شده مخصوصاً کارهای مستند طبیعت مثل حیات وحش و سیاره زمین و راز بقا و خیلی آثارِ دیگر؛ با این اوصاف در کوچه و خیابان شما را داود نماینده می‌شناسند یا به نام صدایِ راز بقا و یا صداهای دیگر، خطاب‌تان می‌کنند؟

من به دلیل باور قلبی‌ام از آفرینش به طبیعت خیلی علاقه‌مندم و عشق می‌ورزم و این عشق باید در کارم دیده شود. یعنی شنونده و بیننده من احساس کنند که من مسئولیت و دِینم به سازنده آن فیلم در کارهای مختلف همچون سیاره زمین، سیاره منجمد، شاهد عینی، مهاجم رودخانه کراویرا را بارها نشان داده‌ام.

دوست دارم بیننده احساس کند که من ادای دِین می‌کنم هم به سازندگان این آثار و هم بیننده من عاشقانه کار را ببیند و با همه وجود این حسّ آفرینش خداوندی را لمس کند. چون من همیشه برای بیننده‌ و مخاطبم ارزش قائلم؛ مردمی‌اند که خدا باورند.  

من بارها و بارها از زبانِ مردم شنیدم که وقتی من را می‌بینند این کلمه مقدس “الله‌اکبر” را به زبان می‌آورند. می‌گویند شما وقتی در این طبعیت حرف می‌زنید ما خدا را در لحظه لحظه طبعیت و زیبایی‌هایش می‌بینیم.

دانشجویی به من گفت «سیاره زمین» را دیدم خداباور شدم

این اتفاقِ قشنگی است و من خدا را شکر می‌کنم که توانستم این احساس را به بیننده و مخاطب منتقل کنم. گاهی اوقات جایی دعوتم می‌کنند و این آثار را نمایش می‌دهند. دانشجوهایی پیش من می‌آیند و حرف‌های قابل تأملی می‌زنند.

دانشجویی پیش من آمده و گفته من نماز نمی‌خواندم؛ از آن وقتی که سریال «سیاره زمین» و «شاهد عینی» را دیدم خیلی خداباور شدم. در آفرینش و خلقت متمرکز می‌شوم که عجبا، چقدر راز آفرینش پیچیده است. من باید به دنبال این پیچیدگی راز آفرینش بروم. این تأثیرگذاری‌ها و ارادت قلبی‌ام به این کارها باعث شده به قضاوت مردم این نقش را خوب ایفا کنم.

البته این را هم بدانید هرکاری هم نمی‌کنم. کار به من داده می‌شود و می‌گذارم گوینده دیگری بخواند. باز این به دلیل حرمت و عشق من اول به مردم و دوم ارادتم به ساندگان آن آثار است که دریاها، اعماق اقیانوس‌ها، آسمان‌ها، زمین، کوه‌ها و جنگل‌ها را در نوردیدند تا اثری را خلق کردند و زحمت کشیدند.

* قبل از شما در حوزه مستند، هوشنگ لطیف‌پور کار می‌کرد؟

من خیلی آقای لطیف‌پور را دوست داشتم. هرچند مستند در دوره نوجوانی‌ام کم بود اما همان‌ها را دنبال می‌کردم. همیشه آرزویم این بود که بتوانم مثل آقای لطیف‌پور مفهومِ مستند را به بیننده و شنونده برسانم.

دوبله , صدا و سیما , گویندگان رادیو , سینمای ایران , فیلم , بازیگران ,

* یکی از دلایلی که به دوبله علاقه‌مند شدید یا صدایی که شما را به دوبله کشاند، صدای‌آقای لطیف‌پور بود؟

نقشِ آقای لطیف‌پور را بسیار پررنگ در ارائه کارهایم می‌بینم. همچنین اساتیدی همچون پرویز بهرام و احد رسول‌زاده را خدایش بیامرزد. آقای بهرام خیلی روی من تأثیر گذاشتند. جالب است بدانید من خجالت می‌کشیدم از اینکه مدیر دوبلاژ استاد رسول‌زاده باشم. در کاری واقعاً دیدم به جای یک نقشی آقای رسول‌زاده صحبت کنند، کار خوب از آب درمی‌اید.

من اعتقاد دارم هرکسی هرجایی هر نقشی را نباید بگوید. کارها باید تعریف شده باشد. نباید رها فکر کنیم آن کاراکتری که در فکر آمده چه سینمایی، چه سریال و یا چه مستند، اصراری نداشته باشیم هرجا بگوییم؛ در عمل می‌بینیم هیچ بازدهی نداشته است.

ناصر طهماسب و دوبله‌های اعجاب‌برانگیز

* چون حرفِ مستند مطرح شد یکی از دوبلورهایی که واقعاً در این عرصه، صاحب سبک‌اند و تأثیرگذار صحبت می‌کنند، استاد ناصر طهماسب است. صدایِ او را این روزها بیشتر روی مستندهای سیاسی می‌شنویم.

آقای طهماسب خودش است و ادا درنمی‌آورد. شما وقتی سریال ارتش سری را می‌بینید او به جای کَسلر صحبت می‌کند. همان آلمانی بی‌رحمی که در ایران محبوب می‌شود. به دلیل صدایِ ناصر طهماسب این اتفاق افتاد.

نقش‌های دیگری که نقشِ با لهجه آذری مظفرالدین شاه را دوبله می‌کند. امتیازِ همه این دوبله‌های تأثیرگذار و ماندگار در این است که او خودش است.

طهماسب آدم آرامی‌است، اهل مطالعه و هیچ‌وقت نشده که خودش را واردِ حاشیه کند.

شما فیلم‌سینمایی “تلألو” را ببینید قیامتی در کار دوبله است. کار دوبله ناصر طهماسب که نقش جک نیکلسون را می‌گفت؛ تکرار نشدنی است. اما آیا بعد از این اندکی مثل ناصر طهماسب، منوچهر اسماعیلی، والی‌زاده، اکبر منانی، مرحوم بهرام زند، مرحوم پرویز بهرام، مرحوم احد رسول‌زاده کسی مثل اینها خواهد بود؟

* یادم هست پیشِ استاد حسین عرفانی رفتیم، جالب است می‌گفت دلم می‌سوزد و دغدغه این را دارم که روزی بیاید و این بدنه دوبله ایران، مثلِ طلایه‌دارانِ گذشته عمل نکند. نگرانی که این دوبلورِ فقید داشت یا شما هم داشته باشید که آن‌طور که باید و شاید تربیت نشدند؟

شما ببینید حسین عرفانی در مجموعه «دیدی» ۷ نقش می‌گوید چه تیپ‌گویی عالی؛ ما دیگر نمی‌توانیم مثلِ حسین عرفانی داشته باشیم؛ چرا؟

من یادم هست به صدابردار می‌گفت برو میکس را بزن، بعد بیا ببین چه چیزی درمی‌آید. صدابردار با کمال تعجب پایِ میکس می‌نشست و می‌دید همان طوری که حسین عرفانی گفته، درست بوده است.

ما باید در دوبله، دغدغه داشته باشیم؛ برای گفتنِ یک نقش، یک گفتار ساده این همیّت و دغدغه‌مندی و دلسوزی وجود داشته باشد. این دغدغه امروز احساس نمی‌شود.

* آیا آنهایی که آمدند می‌توانند راه این طلایه‌داران را ادامه بدهند؟

من به این نتیجه رسیدم که شدنی نیست؛ چرا؟ چون این جوان‌ها باید دغدغه خودشان را داشته باشند. به باورهایشان بی‌اعتنا و بی‌توجه نباشند. شما وقتی می‌گویید من باور دارم، باید باور را نشان دهید. عشق،‌ایمان و اعتماد به نفس همه در کنار هم باور را شکل می‌دهند. وقتی این نباشد اعتماد به نفس هم نیست.

* آقای نماینده! اکبر منانی که یکی از دوبلورهای پیشکسوت و صدایِ ماندگارِ تلویزیون و سینما محسوب می‌شود اعتقاد دارد خوب حرف زدن خیلی مهم است؛ دوبلور باید بتواند خوب تیپ بگیرد، اتفاقی که امروز جوانان تازه‌وارد ما کمتر به آن توجه می‌کنند. حتی مرحوم حسین عرفانی را مثال می‌زنند که در سریال «مدیر کل» جای چندین نفر حرف می‌زند. شما درباره تیپ‌سازی در دوبله هم صحبت کنید که امروز خوب اتفاق نمی‌افتد؟

من خواهشم این است که جوان‌های ما خودشان را باور کنند؛ در خودشان تغییر به وجود بیاورند. شدیداً سمت مطالعه و کتاب بروند و این فرصت را از دست ندهند که پیشکسوتان همیشه نیستند. الان که هستند، زیر سایه پیشکسوتان نهایت استفاده را از وجودشان در مورد دغدغه داشتن و کاربلدی و مهارت، ببرند.

چرا آقای دوبلور از تحصیل در آلمان انصراف داد؟

* در دوره‌ای شما به آلمان رفتید و انصراف دادید دوباره به ایران برگشتید؛ ماجرا از چه قرار بود؟

روزی که اواخر سال ۱۳۵۸ و اوایل ۱۳۵۹ بود؛ من برای ادامه تحصیل به آلمان و هامبورگ رفتم همه‌چیز هم آنجا فراهم بود. پایِ تلویزیون نشسته بودیم و دیدم که عراق به ایران حمله کرده است. دوستان هر کاری کردند نتوانستند جلوی ما را بگیرند که من به ایران برنگردم!

جنگ که آغاز شد من برگشتم ایران! همه آنجا به من می‌گفتند مگر تو دیوانه‌ای راه افتاده‌ای بروی مملکتی که در آن جنگ است! گفتم باشد. فقط اینکه می‌دانم آنجا هستم و این حسّ وطن‌پرستی است که همیشه با خودم دارم.

آنهایی که از ایران رفتند را دوبلور نمی‌دانم

* به بحثِ بازگشت خودتان به ایران اشاره کردید و آن حسّ وطن‌پرستی‌تان؛ امروز یکسری از دوبلورهای ما هستند که به شبکه‌های ماهواره‌ای مثل «جم» پیوستند.

بله، گرچه من هنوز هم آنها را به عنوان یک دوبلور نمی‌بینم. من و همکارانم آنها را دوبلور نمی‌بینیم. آنها در حد نیمچه هم واردِ داستان نشدند و به همین دلیل هم آنجا رفتند و گرفتار یک زندگی نامأنوس شدند.

* شما مستعد بودید و با تحصیلات آکادمی که داشتید می‌توانستید آنجا بمانید و کار کنید و بیشتر هم رشد کنید. اما برگشتید می‌خواهم ببینم فرقِ بین شما و این دوستان که حتی مستعد هم نیستند، در چیست؟

فرد اگر صاحب اندیشه باشد،‌ آینده‌نگر است. صبور می‌شود برای آمدنِ فردا. چون دیروز او گذشت و امروز روزی است که برای فردا فکر کند. چرا؟ امروز روز امید است و فردا ساخته شده با این امید است و آدم صاحب اندیشه در اینکه چگونه باید به سرعت به همه چیز برسد نباید تعجیلی داشته باشد.

ما خیلی‌ها را دیدیم که در جامعه به ثروت‌های کاذبی رسیدند اما به همین سرعت هم سقوط کردند؛ یک اندیشه پرطمع آدم را وادار می‌کند که مثلاً این‌گونه فکر کند که اگر ما یک ضرب‌المثلی از قبل داشتیم، از قدیم که می‌گوید تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!

وقتی در مملکت خودت نتوانی رشد کنی، در مملکتِ بیگانه که غریب و تنها هستی چگونه می‌خواهی رشد کنی.

در مملکت بیگانه اگر از تشنگی سر به زمین بگذاریم و بمیریم کسی لیوان آبی دست تو نمی‌دهد اما این ایران، این مملکت دارای هر شرایطی باشد معرفت در مردم ما جاری است.

در مردم ما شرف، جاری است و حسّ نوع‌دوستی در آنها جاری است حالا اگر نه همه اما هستند؛ هنوز اهل مروّت و جوانمردی‌اند.

دوبله , صدا و سیما , گویندگان رادیو , سینمای ایران , فیلم , بازیگران ,

* شما اشاره کردید که مهاجرت‌کنندگان دوبله ما بازدهی نداشتند. اما در میانِ هنرمندان هم این موضوع دیده می‌شود که برخی برای گرفتن گرین‌کارت، بچه‌هایشان را در خارج از کشور به دنیا می‌آورند. این از کجا منشأ می‌گیرد؟

آن‌طرز تفکری که مردم را از بالا به پایین نگاه می‌کند نیاز به گرین‌کارت دارد! او نمی‌تواند ایرانی باشد و او فردای خود و خانواده‌اش را در گرو گرین‌کارت گذاشته است. هستند کسانی که می‌شناسم ۲۵ سال است در آمریکا زندگی می‌کند و می‌گوید نمی‌توانم برگردم؛ می‌گویم چرا نمی‌توانی؟

می‌گوید برگردم بگویم در این ۲۵ سال چه کار کردم و در آمریکا چه شدم؟ به قول جلال آل‌احمد در غرب خبری نیست! هیچ خبری نیست! لحظه‌لحظه زندگی‌ات به زندگی مادی آلوده می‌شود.

در زندگی ما اخلاق تعریف شده است؛ شما به فرهنگ ملی و مذهبی ما نگاه کنید، می‌بینید اخلاق در آن تعریف شده است. این تعریف اخلاق در جامعه ما است که وقتی شما آنجا می‌روید متوجه می‌شوید دیگر هویتی ندارید.

مدیریت فرهنگی جا مانده است؛ دستاورد نمایش خانگی حسرت است

* چون در میانِ صحبت‌هایتان به سبک زندگی و اخلاق اشاره کردید این سؤال را می‌پرسم. شما فیلم‌های خارجی زیادی دیده‌اید و در خیلی از آن‌ها به عنوان مدیر دوبلاژ و هم گوینده حاضر شده‌اید. شما می‌دانید که خیلی از این فیلم‌های خارجی، سبک زندگی‌شان را به رخِ مخاطب می‌کشند اما امروز در فیلم‌های ایرانی چنین چیزی را نمی‌بینیم. اتفاقاً در چند سال اخیر فرهنگ و سبک زندگی غربی را بیشتر تبلیغ می‌کنند.

ما جا ماندیم! من همیشه می‌گویم که خودتان را جا نگذارید. به وسیله مدیریت فرهنگی کشورمان این اتفاق افتاده و در این زمینه تعارفی ندارم! وقتی که خانواده‌های ما می‌نشینند سریال‌های ترکیه‌ای می‌بینند و مدیران فرهنگی ما دستپاچه شدند که بیایند کاری کنند.

سریال‌هایی که از نظر اخلاقی صفر و برخی روابط زشت و غلط را تعریف می‌کند. شما می‌بینید این سریال‌هایی که از طریق شبکه نمایش‌خانگی منتشر می‌شوند مخاطب را با انواع و اقسامِ زندگی‌های مدرن به نام شیک بودن و مُد بودن مواجه می‌کند.  

این زندگی برای بسیاری از اقشار مردم ما قابل تعریف نیست. بیشتر حسرت‌آفرین است. نگاه ما به هنر هم باید ملی باشد هم اخلاقی؛ متأسفانه ما هیچ‌کدام از این‌ها را در سریال‌هایمان نمی‌بینیم.

اصلاً تعریف شده نیست که شما در این سریال‌ها می‌بینید که زندگی این‌قدر پُرتجمل است یا به قدری فقیرانه است که این‌گونه افتاده‌ایم یا آن‌گونه افتاده‌ایم! اصلاً این وسط اتفاق عادی را نشان نمی‌دهد.

اکثریتِ جامعه ما با آدم‌هایی‌اند که به نانِ داخل سفره خود قانع‌اند و به اندکی که دارند قانع‌اند. من زمانی یادم هست می‌گفتند مبلمان تشریفاتی را در تلویزیون نشان ندهید. الان دارید چه نشان می‌دهید؟ البته نه این درست است نه آن درست است. وقتی میانه قضیه را می‌بینیم می‌توانیم عادی‌تر رفتار کنیم.

* همان‌طور که شما به بحث مبلمان تشریفاتی در تلویزیون اشاره کردید این روزها در آگهی بازرگانی این موضوع را بیشتر می‌بینیم.

کاملاً درست اشاره کردید. همه لباس‌های رنگی‌رنگی و تعریف نشده! اگر تعریفی پشت این تفکر باشد اصلاً نیازی به این همه تجملات نیست. تبلیغات را روی میز بچینید، پس تکلیف آن جنوب شهری چیست؟

فضای‌مجازی و ترویج زشت‌گویی!

* در فضای مجازی حضور پررنگی ندارید؛ دلیل آن چیست؟

در این فضای مجازی بعضی از آدم‌ها به دنبال رسوا کردن و بدنام کردن و بردن آبروی دیگران‌اند و از نظر روانی در این فضای مجازی دوست دارند که فضا مختص این قصه باشد.

فضای مجازی می‌تواند مختص توجه به هم، دوست داشتن، رفیق بودن، به کسی کمک کردن، در راه خیر قدم برداشتن، خیّر بودن، انتقاد درست از مسئولین کردن، می‌تواند مؤثر باشد.

به جای این کارها، زشت‌گویی را ترویج می‌دهند. چرا به فرهنگ جامعه چه مذهبی و چه ملی آسیب می‌رسانید؟ با زشت‌ترین کلمات تقلید صدا می‌کنند و این جزء اخلاق ملی و مذهبی ما نیست.

واقعاً پسر و دختر نوجوان و کودک ما پایِ این بسترها می‌نشینند و شاهدِ‌ این زشت‌گویی‌ها هستند؛ چرا جلوی‌شان را نمی‌گیرند؟

ماجرای بسته شدن درهای دوبله و باز شدنِ آن

* برخی معتقدند که درهای دوبله بسته است؛ پیشکسوتانِ این حوزه از اینکه رقیب داشته باشند می‌ترسند. یک عده دیگری می‌گویند درها باز است اما افراد سفارشی به دوبله اضافه می‌شوند؛ شما بفرمایید صحت دارد یا خیر؟

یک مقطعی درهای دوبله بسته بود؛ بعد از انقلاب حدوداً ۱۰ سال گذشت رفته رفته این درها باز شد. اما این باز شدن به قول شاعران وزن و قافیه و ردیف و این چیزها نداشت. شما ببینید الان استودیوهایی که می‌گویند از فرد تست می‌گیرند شما چرا بدون آموزش تست می‌گیرید؟

این جوانی که آموزشی ندیده، تست از چه می گیرد؟ دانشجو می‌آید و مدت‌ها می‌خواند تا بیاید و از او در قالبِ کنکوری، تست می‌گیرند. قبلش خوانده است که از او امتحان می‌گیرند. ورود به مرحله کار و هنر چه در عرصه سینما و تئاتر و رادیو و چه دوبله باید یک آموزش‌ها و دوره‌هایی را گذرانده باشد.

تست را چه کسانی باید بگیرند؟ تست را باید پیشکسوتان دوبله بگیرند که الان مبنایِ تست گرفتنش به این شکل است. سه ماه در یک جایی می‌روند به آنها گواهی می‌دهند به آنها می‌گویند شما الان گوینده‌ای!

بعد دانشجوها می‌پرسند الان چه‌کار کنیم. آنها می‌گویند که ما نگفتیم که به شما کار می‌دهیم. این آموزش‌ها نه شکلِ قانونی دارد و از همین‌ها ارزان در استودیو استفاده می‌شود. این موضوع نتیجه بی‌کیفیتی دوبله می‌شود.

وزارت ارشاد چرا وارد این ماجرا نمی‌شود؟ چرا؟ ارشاد باید وارد این قصه شود و ترتیب قانونی بگذارد و مدیریت و نظارت کند. من چند وقت پیش یک جایی به طور اتفاقی دیدم یک آقایی کلاس تیزر خواندن گذاشته بود، یعنی چه؟

شما برای تیزر کلاس گذاشتید؟ این باز برمی‌گردد به این نکته که باید وزارت ارشاد قانون و قواعد درستی برای این موضوعات آموزشی تدوین کند.

* این ورود سفارشی دوبلور به تلویزیون را قبول دارید؟

نه من این را احساس نکردم چون خودم هم بیش از همه در تلویزیون هستم.

* جاهای دیگر چطور؟ خارج از تلویزیون؟

بله، فراوان است. اما بازیگری، دوبله، نقاشی، خطاطی و تئاتر، سفارش‌بردار نیست. سفارشی‌هایی که وارد شوند ماندگاری ندارند.

* بحث معیشتی دوبلورها را هم مطرح کردند. حتی آقای اکبر منانی می‌گفت اگر کسی می‌خواهد به دوبله بیاید بداند دوبله عشق است و کاسبی و بیزینسِ مالی نیست.  

کاملاً درست است. علت موفق بودن دوبله در این مقطع، همان نگاه همراه با عشق است. الان هم آقای والی‌زاده و منانی با یک مسئولیت و حسّ خاصی کار می‌کنند و انگیزه مالی ندارند. اما علت اینکه الان بالأخره مسائل اقتصادی و معیشتی باعث شده که این نسل، نگاه معیشتی به این کار داشته باشد و نمی‌توانیم بگوییم مقصرند.

* یک موضوعی در دوبله‌های زیرزمینی وجود دارد که کودکان را بیشتر تهدید می‌کند. در این دوبله‌ها از آن وسواس و ظرافتی که شما به آن اشاره کردید خبری نیست. حتی عبارات و لغاتی از سویِ دوبله کننده مطرح می‌شود که هیچ سنخیتی با فرهنگِ ما ندارد.

وزارت ارشاد باید ورود کند و موضوعِ دوبله‌های زیرزمینی را پیگیری جدّی کند. چرا که دوبله زیرزمینی مرگِ هنر دوبلوری است.

دوبلور نباید بازی کند

* شما در فیلمِ «زیر پوست شهر» سابقه حضور داشتید و چندین تئاتر هم بازی کرده‌اید؛ چرا در حالی که بسیاری از همکاران شما خیلی حضورشان در عرصه سینما و تلویزیون پررنگ شد، شما دیگر سابقه بازیگری ندارید؟

من اعتقاد دارم و از این نکته‌ای که می‌گویم هم نتیجه گرفتم؛ دوبلور نباید بازی کند. به نظرم آنهایی که بازی کردند بازدهی آنها کجاست. معمولاً چون کارگردان‌های خوبی‌اند و می‌آیند از میانِ دوبلورها انتخاب می‌کنند. بارها این صحبت‌ها شده و من اعتقادم این بوده که بگذارم صدایم باشد. صدایِ من شناسنامه‌ من است؛ وقتی به سمتِ بازیگری می‌روم، نمی‌توانم دو شناسنامه داشته باشم.

* شما اولین مجری تلویزیون بودید که مقابل دوربین صدا و سیما قرار گرفت؟

بله، برنامه‌ای بود با نام “میعاد با بهار” که در نوروز آن را اجرا کردیم .

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

داود نماینده: دوبله زیرزمینی مرگِ این هنر است

داود نماینده: دوبله زیرزمینی مرگِ این هنر است بیشتر بخوانید »