رسول حسنی ولاشجردی

جایگاه سینمای قوم‌نگار در حفظ فرهنگ ایرانی اسلامی


گروه فرهنگ دفاع‌پرس ـ رسول حسنی ولاشجردی؛ ایران سرزمینی هست با قومیت‌ها و فرهنگ‌های متنوع و مختلف که در کنار هم و با هم تمدن بزرگ ایران را با هزاران سال پیشینه ایجاد و حفظ کرده‌اند. جالب آنکه این تنوع فرهنگی که شاید در برخی مواقع در تقابل و تضاد با هم قرار می‌گیرند در مواقع بحرانی و حساس مانند جنگ تحمیلی نه تنها مشکلی ایجاد نکرده که در حفظ وحدت ملی موثر بوده هست. 

به همین دلیل حفظ فرهنگ قومیت‌ها باید یکی از اولویت‌ها در سیاست‌گذاری فرهنگی قرار بگیرد و اصحاب فرهنگ و هنر بخصوص رسانه ملی و سینما باید یا تمام توان خود به این مسئله ورود کنند. یکی از ظرفیت‌هایی که می‌تواند احساس غرور ملی را در میان اقوام ایرانی زنده نگه می‌دارد، ساخت فیلم‌های قوم نگارانه هست.

سینمای مستند تا حد زیادی به رسالت خود عمل کرده هست و آثار متعددی در این حوزه تولید و عرضه شده هست. با همه ارزش‌هایی که در این آثار نهفته هست، اما به دلیل محدودیت در اکران کارکردی را که انتظار می‌رود ندارند. این سینمای داستانی هست که به دلیل وسعت مخاطب و اکران می‌تواند در حفظ فرهنگ اقوام ایرانی نقشی موثر ایفا کند.

متاسفانه کارنامه سینما و رسانه ملی در تولید آثاری با محوریت اقوام ایرانی چندان پر بار نیست. سریال «روزی روزگاری» به کارگردانی «امرالله احمدجو» فیلم سینمایی «سارای» به کارگردانی «یدالله صمدی»، «نامزدی» و «خون‌بس» هر دو به کارگردانی «ناصر غلامرضایی»، «عروس آتش» به کارگردانی «خسرو سینایی»، «شیر سنگی» به کارگردانی «مسعود جعفری جوزانی» و شاید چند اثر دیگر تنها آورده‌های فیلمساران ما در موضوع مهم اقوام ایرانی هست. 

فهرست کوتاه بالا با توجه به کثرت فرهنگ‌ها و اقوامی که کم و بیش با نام و نشان آنها آششنا هستیم نشان از انفعال اصحاب فرهنگ و هنر دارد. حال آنکه تنوع قومیتی ایران، مایه‌های بسیاری برای نوشتن و تولید اثر در مدیوم سینما و تلویزیون دارند. ورود سینما و تلویزیون به مسئله مهم قومیت‌ها تنها ورود به یک سوژه خاص نیست بلکه یک اقدام راهبردی و سیاست گذاری کلان در برنامه‌ریزی کوتاه مدت و بلند مدت فرهنگی هست.

آثاری که در گونه قوم نگارانه ساخته و تولید می‌شود برخلاف انتظار در ارتقای سینمای ایران، جذب مخاطب، افزایش گردش مالی و مهم‌تر از آن جهانی شدن سینمای ایران نقشی مهم و تعیین کننده دارد. علاوه بر این تمرکزگرایی در تولید آثار سینمایی و تلویزیونی از میان خواهد رفت و دوربین کارگردانان از تهران و محدوده‌های آن به سایر شهر‌ها بخصوص شهر‌های مرزی خواهد رفت. این مورد خود به تنهایی می‌تواند یکی از عامل‌های فروش فیلم‌های سینمایی باشد.

مختصر اینکه غفلت اصحاب فرهنگ و هنر چه در بخش مدیریتی آن و چه در بخش تولیدکنندگان آثار هنری از اقوام ایرانی تا همین جای کار خسارات بسیاری به بار آورده هست و در صورت تداوم این رویه در آینده شاید چیزی از فرهنگ غنی اقوام ایرانی باقی نماند. بخصوص اینکه فضای مجازی و پیام‌رسان‌های مختلف بخش زیادی از ذهن جوانان و نوجوانان ما را زیر سیطره خود گرفته هست. 

انتهای پیام/ ۱۶۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

جایگاه سینمای قوم‌نگار در حفظ فرهنگ ایرانی اسلامی بیشتر بخوانید »

دست‌های خالی سینما و تلویزیون در حوزه مهدویت


گروه فرهنگ دفاع‌پرس ـ رسول حسنی ولاشجردی؛ «انتظار» یکی از مفاهیم عمیق و بنیادی در همه ادیان توحیدی و حتی غیر توحیدی هست. اعتقاد به ظهور منجی و امید داشتن به آمدن کسی که انسان را به خود واقعی و حقیقی‌اش رهنمون می‌کند مانند باور به وجود خداوند غیر قابل کتمان هست. تفاوت تنها در نوع نگاه باورمندان به حقیقت و چیستی منجی هست. عده‌ای راه افراط در پیش گرفته‌اند و عده‌ای راه تفریط و عده‌ای نیز از این اعتقاد به نفع خود سود برده‌اند و با استفاده از سادگی و سستی اعتقاد دیگران خود را منجی آخرالزمان معرفی کردند تا از این راه کیسه‌های خود را پر کنند.

یهودیان افراطی که آنها را به نام رژیم صهیونیستی می‌شناسیم با ادعای دروغین زمینه‌سازی برای ظهور حضرت مسیح، منجی خود دست به کشتاری عظیم در فلسطین زده‌اند و همچنان با این شعار کذب نسل‌کشی می‌کنند. جالب آنکه سرمایه عظیم هالیوود نیز در خدمت این سیاست ویرانگر قرار دارد و سالانه ده‌ها فیلم و سریال در ژانر آخرالزمانی تولید و پخش می‌کنند.

اما مسئله اعتقاد منجی در تفکر شیعیان تفاوت ماهوی بسیار دارد. شیعیان به ولایت منجی اعتقاد راسخ دارند و ظهور و غیبت منجی در این ولایت تفاوتی حاصل نمی‌کند. جز اینکه در زمان غیبت ولی‌فقیه که نایب عام ایشان هست عهده‌دار امور مسلمین هست. این اعتقاد که در تقابل با اعتقاد دیگر ادیان بخصوص یهودیان التقاطی، قرار دارد چندان که باید از سوی اصحاب فرهنگ و هنر تبیین نشده هست. شاید در حوزه نظری آثار مهمی از سوی مراجع و فقیهان نامداری، چون شیخ طوسی در کتاب مهم «غیبت» به نگارش درآمده، اما در حوزه فیلم و سریال بسیار تهیدست هستیم و منفعلانه عمل کرده‌ایم.

اگر در فیلمی یا سریالی اشاره‌ای به وجود مبارک امام زمان (عج) شده بیشتر در حکم ادای احترام و وجه سلیقه‌ای داشته هست و هنوز اثری تولید نشده تا مسئله مهدویت را موشکافانه تبیین و تحلیل کند. در حالی که وقوع انقلاب اسلامی و طرح مسئله مهم اصل ولایت فقیه به عنوان رهبر سیاسی ـ دینی مردم ریشه در اعتقاد عملی به مهدویت دارد و اگر این باور وجود نداشت تشکیل حکومت اسلامی نیز مشروعیتی نداشت، به بیان دیگر این وجود مقدس امام زمان (عج) و اعتقاد به ظهور ایشان هست که به شکل‌گیری انقلاب اسلامی، وجود دفاع مقدس، حفظ انقلاب اسلامی و حمایت جبهه مقاومت مشروعیت بخشیده هست. 

با وجود این میزان از اهمیت مسئله مهدویت این سوال اساسی مطرح هست که چرا نهاد‌ها و مراجع فرهنگی که باید در این زمینه تبیین‌گر باشند، هنوز کاری نکرده‌اند؟ دیگر اینکه در مقابل تحریف و شبهه دشمنان و معاندان اسلام و در مقابل فعالیت گسترده صهیونیسم درباره منجی آخرالزمان ما چرا هنوز دست روی دست گذاشته‌ایم؟ پاسخ به این سوال می‌تواند گره‌های مفقوده بسیاری را باز و شرایطی را مهیای ساخت و تولید آثاری با موضوع مهدویت مهیا کند. یکی از این شرایط لازم مشارکت نهاد‌های نظریه‌پردازی مانند دانشگاه و حوزه علمیه با مراکز فرهنگی هست که اگر این امر محقق شود در آینده می‌توانیم شاهد فیلم و سریال‌هایی با موضوع مهدویت باشیم.

انتهای پیام/ ۱۶۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

دست‌های خالی سینما و تلویزیون در حوزه مهدویت بیشتر بخوانید »

قربانیان خاموش سلاح‌های شیمیایی


گروه فرهنگ دفاع‌پرس ـ رسول حسنی ولاشجردی؛ جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران اسلامی زوایای پنهان و ناگفته بسیاری دارد که هنوز در انتظار آن هستند تا با زبان هنر که گویاترین و ماناترین شکل بیانی هست گفته شود. مسئله مهم بمباران شیمیایی صدام حسین علیه مردم ایران و حتی مردم مظلوم حلبچه عراق به بهانه حمایت از رزمندگان ایران یکی از موضوعات مغفول مانده‌ای هست که جز در یکی دو فیلم سینمایی مانند «اوینار» به کارگردانی «شهرام اسدی» و «درخت گردو» به کارگردانی «محمدحسین مهدویان» روایت نشده هست.

قربانیان خاموش سلاح‌های شیمیایی

متاسفانه در مجامع بین‌المللی و روابط دیپلماتیک چنان که باید از قربانیان بمباران شیمیایی دفاع نشده هست. جانبازان حمله‌های شیمیایی بعد از گذشت چهار دهه از پایان جنگ تحمیلی هنوز با عوارض آن دست و پنجه نرم می‌کنند و با مشکلات عدیده‌ای دست به گریبان هستند. شدت عوارض ناشی از بمباران شیمیایی به حدی هست که نسل‌ بعدی و حتی نسل‌های بعدی از عواقب آن در امان نیستند. 

قربانیان خاموش سلاح‌های شیمیایی

شهرهای مرزی ایران در طول هشت سال جنگ تحمیلی بارها و بارها مورد هجوم وحشیانه دژخیمان بعثی با سلاح‌های شیمیایی بودند، این حملات نه علیه رزمندگان که علیه مردم بی‌دفاع از نوزادان تا زنان سالخورده را شامل می‌شد. رژیم بعث عراق در ۲۳ دی ۱۳۵۹ برای اولین بار و تنها پند ماه پس از آغاز جنگ منطقه‌ای واقع در پنجاه کیلومتری غرب ایلام را هدف سلاح‌های شیمایی خود قرار داد. بعد از این تاریخ نیز مردم ایران هدف انواع سلاح‌های شیمیایی قرار گرفتند که معروف‌ترین و تکان‌ دهنده‌ترین آن بمباران شیمایی سردشت در هفتم تیر ۱۳۶۶ بود. در این حمله وحشیانه چهار نقطه پرازدحام شهر سردشت مورد حمله قرار گرفت، ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر کشته شده و هشت هزار تن نیز در جانباز شدند.

قربانیان خاموش سلاح‌های شیمیایی

طبیعی هست که بخش قابل توجه این جمعیت هشت هزار نفری را کودکان و زنان دربرمی‌گیرد. زنان با توجه به محدودیت‌ها و وظایف متعددی که دارند بیشتر از مردان در متحمل عوارض آن می‎شوند. زنان علاوه بر اینکه خود از شدت عوارض بمباران شیمیایی در رنج هستند باید نقش همسری و مادری را نیز با همه مشقات آن ایفا کنند و از کودکان و همسران جانیاز خود پرستاری کنند. به همین دلیل باید گفت زنان قربانیا خاموش سلاح‌های شیمیایی هستند. 

قربانیان خاموش سلاح‌های شیمیایی

نکته تاسف‌بار این هست که این زنان که ممکن هست سرپرست خانوار نیز باشند پرونده پزشکی نیز ندارند و برای تحصیل معیشت و تهیه دارو با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستند. مشکل دیگر نبود مراکز مجهز و پزشکان متخصص در شهرستان‌ها و روستاهای دور افتاده هست و این زنان باید کیلومتر راه را برای مراجعه به پزشک و تهیه اقلام دارویی به مراکز استان‌ها و یا تهران مراجعه کنند که با توجه به بافت سنتی شهرستان‌ها، دوری راه، محدودیت‌هایی معیشتی و درآمدی عملا ممکن نیست.

قربانیان خاموش سلاح‌های شیمیایی

هر چند برخی نهادها مانند بنیاد شهید و امور ایثارگران برای کاستن آلام زنان جانباز شیمیایی سعی خود را می‌کند اما با توجه به حجم نیازمندان کار چندانی از پیش نمی‌رود. سازمان‌های مردم نهاد، گروه‌های جهادی و دیگر دستگاه‌های دولتی نیز باید وارد این عرص شوند. نکته مهم‌تر تبیین فاجعه بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق هست که با حمایت گسترده کشورهای غربی صورت گرفت. 

قربانیان خاموش سلاح‌های شیمیایی

حجم تولید آثار فرهنگی با توجه به حجم و گستردگی بمباران شیمیایی به هیچ وجه قابل قبول نیست. رسانه ملی، شبکه نمایش خانگی، سینما و تئاتر باید با همه توان خود وارد این عرصه شوند و زندگی سخت زنان جانباز شیمیایی را به تصویر بکشند. جز زبان هنر، هیچ زبانی نمی‌تواند افکار عمومی جهان را متوجه قربانیان بمباران شیمیایی کند. بخشی از تحقق رسالت جهاد تبیین که بر عهده اصحاب هنر قرار دارد گفتن از زنانی هست که جایی برای گفتن دردهای خود ندارند.

انتهای پیام/ ۱۶۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

قربانیان خاموش سلاح‌های شیمیایی بیشتر بخوانید »

تعالی زن ایرانی در نهضت امام خمینی (ره)


گروه فرهنگ دفاع‌پرس ـ رسول حسنی ولاشجردی؛ زنان در همه جوامع، مذاهب و تمامی نحله‌های فکری عنصری مهم تلقی شده‌اند و می‌شوند. این زنان هستند که علیرغم نادیده گرفته شدن عامدانه استعداد‌ها و توانمندی‌های‌شان، در جنبش‌ها و انقلاب‌ها اثرگذار بودند. به همین دلیل هست که کشور‌ها و دولت‌های برای تضعیف و یا شکست کشور‌های دیگر، زنان مولفه‌ای مهم تلقی می‌شوند و در سیاست‌گذاری‌های براندازانه خود و استعمار و استثمار سرزمین‌ها سعی دارند تا ابتدا زنان را تحت تاثیر قرار دهند.

غربی کردن ایران اولویت سیاسی قدرت‌های آن روز دنیا بود. ورود فرهنگ غرب البته به معنای آن نبود که هنرمندان ایرانی نیز می‌توانند خود در این فرهنگ مولد باشند بلکه در بهترین حالت باید کپی کار آثار دست چندم و نازل غربی باشند و اگر اثری تولید می‌شد که مخاطب را به فکر وامی‌داشت توقیف و یا سانسور می‌شد.

در این مسیر نیز روشنفکران و هنرمندان به مثابه پیاده نظام دشمن راه ورود فرهنگ بیگانه را هموار می‎کردند که نمونه بارز آن را در واقعه کشف حجاب در ایران شاهد بودیم. با روی کار آمدن رضاخان به عنوان شاه دست نشانده غرب، ایران عملا مصرف کننده فرهنگ غربی شد. چنان که اشاره شد رهبران سیاسی آن روز همه تلاش خود را صرف این کردند تا برای استحاله فرهنگی ایران از همان ابتدا سراغ زنان بروند. به همین دلیل پروژه کشف حجاب در سال‌های آغازین سلطنت رضاخان در روز ۱۷ دی ۱۳۱۴ در ایران کلید خورد.

مسئله حجاب برای زن ایرانی نه تنها از حیث مذهب بلکه از حیث ملیت و قومیت نیز اهمیت داشت، به همین دلیل کشف حجاب هدم دین و ملیت محسوب می‌شد و در صورت تحقق این امر ـ که تا حدودی به هدف رسیده بود ـ می‌توانست تمامیت ایران را مستعمره فرهنگی غرب کند. اما از آنجا که حجاب حتی اگر به عنوان مقوله دینی در نظر گرفته نشود، فرهنگی کهن و ریشه‌دار بود و این امر نمی‌توانست به سادگی در ایران رسمیت پیدا کند. 

سیاست دیکتاتورگونه رضاخان تا حدی توانست کشف حجاب را بر زنان ایرانی تحمیل کند، اما این رضاشاه بود که به کمک مراجع فرهنگی خود توانست مسئله کشف حجاب را بدون تهدید و تحمیل و تنها به اتکای رمان‌های نازل، فیلمفارسی‌ها، جراید، تلویزیون و مهمتر از آن مدارس و مهد کودک‌ها رسمیت ببخشد چنان که کارگردانان از به تصویر کشیدن زنان برهنه بر پرده سینما، ابایی نداشته باشند. 

هفدهم دی در تاریخ ایران، روز ننگینی هست چرا که در این روز زن ایرانی به واسطه سیاست مزورانه پهلوی و استعمار و استثمار دولت‌های بیگانه از هویت خود به سمت هویت تهی و بدون پشتوانه غرب تبعید شد. متاسفانه این تبعید شدن به اتکای ظواهر فریبنده‌اش اثرات خود را هر چند به طور محدود تا امروز باقی گذاشته هست. اگر نهضت بیداری بخش امام خمینی (ره) و موهبت بزرگ دفاع مقدس نبود قطعا از زن ایرانی به عنوان انسانی هویت بخش، تربیت کننده و متعالی جز شاکله آن چیزی باقی نمی‌ماند.

انقلاب اسلامی پدیده‌ای معجزه‌گون، بزرگترین خدمت را به زن ایرانی کرد. زنان در فضای این انقلاب توانستند الگوی زن مومنی را به دنیا معرفی کنند که بدیل و مانندی ندارد. به همین دلیل هست که رسانه‌های غربی سعی در تخدیر زن انقلابی ایران دارند، فتنه زن، زندگی، آزادای نیز اساسا به همین منظور شکل گرفت که البته مانند تلاش‌های قبلی خود بی‌ثمر بود. اما در همین فتنه اخیر به روشنی پیدا هست چرا دشمنان ایران اسلامی با صرف هزینه بسیار سعی دارند تا دختران نوجوان و جوان را به سمت و سوی خود بکشند؟ نسل آینده دختران که باید مادران فردای ایران باشند بزرگترین هدف برای دشمنان و بهترین سرمایه معنوی برای انقلاب اسلامی هستند.

در کنار سیاست‌گذاران و مسئولان نظام این اصحاب فرهنگ و هنر هستند که باید از اندیشه و نوع نگاه دختران ایرانی مراقبت کنند، در این میان رسالت زنان هنرمند و اهل قلم از اهمیت بالاتری برخوردار هست. دادن فضای مناسب به زنان صاحب اندیشه و قلم، هنرمند و خلاق برای حضور در میدان بزرگ جهاد تبیین بهترین فرصت برای تربیت دختران امروز هست، دخترانی که باید در آینده در کسوت همسری و مادری فرزندانی انقلابی تربیت کنند. 

انتهای پیام/ ۱۶۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

تعالی زن ایرانی در نهضت امام خمینی (ره) بیشتر بخوانید »

عاشورای ۱۳۵۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی ارتش مردمی ایران

عاشورای ۱۳۵۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی ارتش مردمی ایران


گروه فرهنگ دفاع‌پرس ـ رسول حسنی ولاشجردی؛ با اوج گیری انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ و با شکست دولت‌های متعدد در مقابله با مبارزه مردم، شاه تصمیم گرفت با انتصاب یک نظامی به ریاست دولت جریان انقلاب را متوقف کند به همین منظور ارتشبد غلامرضا ازهاری را انتخاب کرد. نخست وزیر جدید در ۱۵ آبان ۱۳۵۷ منصوب شد و همان روز کابینه نظامی خود را معرفی کرد. در این دولت غلامعلی اویسی به سرپرستی وزارت کار و امور اجتماعی، سپهبد امیرحسین ربیعی به سرپرستی وزارت مسکن و شهرسازی و ارتشبد قره باغی به وزارت کشور منصوب شدند از اقدامات دولت نظامی ازهاری دستیگری نویسندگان جرائد و مطبوعات و برخی از سران رژیم پهلوی مانند نصیری، آزمون و هویدا بود. 

عاشورای ۱۳۵۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی مردم ایران

ازهاری برای سرکوب انقلاب در شهرستان‌ها چند نظامی را به استانداری خراسان، کرمانشاه و آذربایجان غربی منصوب کرد ولی این تلاش‌ها مثمر ثمر نبود. قیام اسلامی مردم در مدت زمان کوتاه حکومت ازهاری شکل وسیع‌تری به خود گرفت. نقطه اوج این قیام تظاهرات میلیونی و تاریخی مردم در روز‌های تاسوعا و عاشورای حسینی (۱۹ و ۲۰ آذر ۱۳۵۷) در سراسر کشور بود. یکی از مهمترین حوادثی که در دوران حکومت ازهاری رخ داد حمله مسلحانه چند نفر از نظامیان پادگان لویزان به سوی فرماندهانشان بود. این حادثه در ظهر روز عاشورا ـ ۲۰ آذر ۱۳۵۷ـ به وقوع پیوست.

در این روز یک درجه دار و یک سرباز وظیفه ارتش به نام‌های اسماعیل سلامت‌بخش و ناصرالدین امیدی عابد، افسران پادگان لویزان را که در سالن غذاخوری مشغول صرف ناهار بودند به رگبار بستند. این عملیات که طی آن تعداد زیادی از درجه داران شاهنشاهی هدف قرار گرفته و کشته یا زخمی شدند و نشان‌دهنده وجود نیرو‌های انقلابی در بدنه ارتش بود؛ نور امیدی در دل‌های مردم ایجاد کرد و انگیزه سرکوب را در نیرو‌های وفادار به سلطنت کاهش داد.

روزنامه کیهان در تیر ۱۳۵۸ طی یک گزارش تحقیقی به بررسی جزئیات این عملیات پرداخت که در پی می‌آید: 

عاشورای ۱۳۵۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی مردم ایران

«در عاشورای حسینی یک درجه دار به نام اسماعیل سلامت بخش و سرباز وظیفه ناصرالدین امیدی عابد که قبلا طرح حمله به پادگان لویزان را با هم ریخته بودند و منتظر فرصت مناسبی جهت این اقدام قهرمانانه خود بودند، در ساعت ۱۲ ظهر روز عاشورا، طرح از پیش ساخته خود را به اجراء گذاشتند. آنها با سلاح‌های خود که از قبل آماده و فشنگ گذاری نموده بودند از درب غربی سالن ناهار خوری پادگان لویزان وارد شدند و به همه برپا دادند. 

در این موقع کلیه افراد نظامی که از امرای ارتش و درجه داران پادگان لویزان بودند به یکباره به خالت خبردار ایستادند در همین لحظه اسماعیل سلامت بخش و امیدی عابد با یک عمل شجاعانه افراد حاضر در سلف سرویس را به رگبار گلوله بستند و خود با یک عمل ماهرانه خواستند از پادگان فرار کنند ولی ماموران دیگر پادگان با صدای شلیک گلوله به آن محل شتافتند و این دو مجاهد را هدف گلوله‌های خود قرار دادند. بدین ترتیب عده زیادی از افسران و درجه‌داران حاضر در ناهار خوری کشته و زخمی شدند.

با این اقدام شجاعانه، یکبار دیگر سربازان و درجه داران، وفاداری خود را نسبت به نهضت مبارزه ملت ایران در ریشه کردن رژیم شاه مخلوع نشان دادند. در روز‌های دهم (عاشورا) و یازدهم این ماه پس از آن تظاهرات عظیم خبری به مردم رسید. خبری تکان دهنده، چون رعد در عین حال که با ناباوری مردم همراه بود. اهمیت فوق العاده داشت و آن خبر حمله چند مبارز مسلمان و از جان گذشته به افسران مجتمع در سالن ناهار خوری درجه داران بود. این خبر امیدی در دل همه مردم ایجاد کرد، به طوری که دریافتند در داخل ارتش هم افراد آگاه و جانباز در راه اهداف اسلامی وجود دارد. اینک گزارش آن روز را از نظرتان می‌گذرانیم.

این گزارش حاصل تحقیقاتی هست پیرامون همین حماسه دلیرانه در روز عاشورا.

عاشورای ۱۳۵۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی مردم ایران

در هفته گذشته طی تماس‌هایی که با دو تن از مبارزان گروه هفت نفری و بعضی از پرسنل پادگان لویزان برقرار کردیم، اسرار تازه‌ای پیرامون این حماسه همراه با اسناد و مدارک به دست آوردیم.

مجاهدان شهید، گروهبان سلامت بخش و سرباز وظیفه امیدی عابد، طراحان و عاملین این حماسه بوده اند. شهید گروهبان سلامتبخش پس از گذراندن دوره آموزشگاه گروهبانی به گردان توپخانه منتقل می‌شود. وی در طول مراحل انقلاب با داشتن آگاهی سیاسی و اجتماعی اقدام به تبلیغ مخفیانه مذهبی در داخل پادگان می‌نماید به طوری که با شش تن دیگر که دو نفر آنها سرباز وظیفه درجه دار بوده اند، ارتباط برقرار می‌کند و گروه تشکیل می‌دهند و به دنبال آن فعالیت گروهی آغاز می‌شود.

از جمله اقدامات این گروه متشکل، نمازعیدی بود که آنها در داخل پادگان برگزار کردند. این برنامه همزمان با برگزاری عظیم نماز عیدفطردر قیطریه تهران بود که به دنبال آن گروهبان سلامت بخش توسط ضد اطلاعات شناسایی و مورد بازجویی قرار می‌گیرد. در ۲۱ آذر سال گذشته قرار بود که شاه در مراسم آن روز شرکت کند و گروه تصمیم به شلیک توپ به طرف جایگاه را داشتند ولی شاه در این مراسم شرکت نکرد و در نتیجه اجرای طرح آنها معوق ماند.

با فرار رسیدن ماه محرم و جنایات خونبار رژیم در روز‌های دو و سوم این ماه مبارزان در پی اجرای طرح دیگری بر می‌آیند. شاه در شب عاشورا در داخل پادگان بود. لکن گروه مزبور از این مساله بی اطلاع و مشغول طراحی نقشه و حمله به افسرانی که در سالن غذاخوری مجتمع شده بودند، می‌شوند. از صبح روز عاشورا، گروهبان سلامت بخش با خواندن نماز‌های مکرر و اظهار نیاز به درگاه خداوند، وصیت نامه خود را تکمیل کرد و سرباز امیدی نیز وصیت نامه خود را نوشت. زمینه سازی برای دسترسی به اسلحه خانه و قسمت آتشبار توسط افراد گروه انجام گرفت و این دو با اسلحه و مهمان همراه خود حمله را آغاز کردند.

عاشورای ۱۳۵۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی مردم ایران

نحوه حمله بنا به اظهار یکی از افسران پادگان که خود مسئول جمع آوری اطلاعات در این حادثه می‌باشد، چنین هست:

«روز تاسوعا و عاشورا ارتش در آماده باش کامل بود. واحدی از گارد جاویدان پاسداری کاخ شاه را به عهده داشت و عده‌ای دیگر از آرامگاه مراقبت می‌کردند. در محوطه پادگان لویزان در حدود ۲۷ تا ۳۰ هلیکوپتر مستقر شده بود. زمان حمله فرا می‌رسد. سرباز امیدی از ناحیه شمال و از پله‌های شرقی و گروهبان سلامتبخش نیز از سمت جنوب ساختمان مرکزی ستاد گارد جاویدان به افسران مجتمع در سالن غذاخوری حمله می‌نمایند.

از جانب سلامتبخش در این برنامه اشتباهی رخ می‌دهد. وی به جای اینکه داخل نهار خوری اصلی شود، فقط دو تا سه درجه دار در آنجا تیر می‌خورند و بعد وقتی متوجه اشتباهش می‌شود، ساختمان ستاد را دور می‌زند و از طرف ساختمان فرماندهی به جلو ستاد می‌آید. در ضمن سرباز امیدی، پس از شعار‌های «خدا» «قرآن» «خمینی» و «ا… اکبر» نیز از سمت شمال به نهار خوری افسران می‌رود و تیراندازی می‌کند که به دنبال آن افسران در حالی که مسلح می‌شوند، سالن را ترک می‌کنند. در این هنگام با سلامت بخش موجه می‌شود.

گروهبان سلامت بخش با دو دست تیراندازی می‌کرد. یک دست با نوغان (اسلحه مخصوص) و یک دست با تفنگ. در این هنگام که اوضاع به شدت متشنج بود. یک هلیکوپتر جهت تیراندازی به طرف پادگان در آسمان پرواز می‌کرد. لشکر حشمتیه نیز برای سرکوبی به پادگان لویزان اعزام شده بود و هنگام تیراندازی شاه در منطقه لویزان در منزل تیمسار بدره‌ای بود. در این درگیری‌ها تعداد کشته و زخمی که تاکنون تائید شده به ترتیب ۱۴ و ۳۸ می‌باشد که جمعا ۵۲ کشته و زخمی می‌باشد. عده‌ای از اعضای گروه مبارز، شناسایی و دستگیر می‌شوند که پس از بازجویی‌های مداوم و محاکمه صحرایی به زندان می‌افتند و خوشبختانه در جریان پیروزی انقلاب اسلامی توسط مردم از زندان آزاد می‌گردند.»

عاشورای ۱۳۵۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی مردم ایران

 ارتشبد قره‌باغی وزیر کشور کابینه ازهاری در کتاب خاطرات خود، ماجرا را این چنین شرح می‌دهد: 

تیراندازی به وسیله چند نفر درجه‌دار و سرباز از طرفداران مخالفین و مذهبی‌ها بر روی افسران و درجه داران در داخل نهارخوری پادگان لویزان گارد شاهنشاهی که در جریان آن عده‌ای افسر و درجه‌دار و سرباز به قتل رسیدند. هر چند جریان این واقعه مخفی نگهداشته شد و تعداد کشته‌شدگان رسماً اعلام نشد. ساعت ۵/۱ بعد از ظهر عاشورا یک افسر، دو درجه دار و چهار سرباز مسلح به نهارخوری افسران ارشد پادگان لویزان حمله بردند و با رگبار مسلسل هفتاد و دو نفر از افسران ارشد و درجه‌داران پادگان لویزان و هوانیروز را کشته … اعلامیه غیر رسمی حاکی هست … ۲۷ افسر، ۴۱ درجه‌دار و ۴ سرباز را کشته‌اند. کلیه حمله‌کنندگان به غیر از یک سروان هوانیروز که دستگیر شده کشته شده‌اند. 

عاشورای ۱۳۵۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی مردم ایران

بعد‌ها گفته شد که در اجلاس لویزان، نظامیان سرگرم تدارک نقشه برای قتل عام دسته‌جمعی مردم تهران بودند. حادثه لویزان روحیه نظامیان و افسران بلندپایه حکومت شاه را به شدت متزلزل کرد و آنان را بیش از گذشته به بی‌حاصل بودن مقاومت در برابر اراده ملت، متقاعد کرد. در دوران حکومت ازهاری بعضی ژنرال‌های ارشد ارتش از جمله ارتشبد «غلامعلی اویسی» فرماندار نظامی تهران و عامل قتل عام مردم در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ به بهانه‌های مختلف از کشور خارج شدند.

ازهاری، چون دیگر رجال پهلوی انقلاب را باور نداشت بی ثمر ماندن تلاش‌های دولت نظامی منجر به تمایل ازهاری برای برکناری از این پست حساس شد و سرانجام با این عنوان که سکته کرده و بیمار هست از نخست وزیری کناره گرفت و بلافاصله کشور را ترک و به آمریکا رفت. 

انتهای پیام/ ۱۶۱

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

عاشورای ۱۳۵۷ نقطه عطفی در مبارزه انقلابی ارتش مردمی ایران بیشتر بخوانید »