بلیتها پیش از موعد فروخته شد و کنسرت به یکی از پرمخاطبترین رویدادهای اخیر ایرانیان در آمریکا تبدیل شد.
به گزارش مجاهدت از مشرق، روزنامه وطن امروز در یادداشتی با اشاره به برگزاری کنسرت یک خواننده پاپ و ترورهای شخصیتی ضدانقلاب نوشت:
کنسرت بهنام بانی در سالن Peacock Theater لسآنجلس که (۲۱ سپتامبر/ ۳۰ شهریور) با حضور بیش از ۶ هزار نفر برگزار شد، به صحنهای برای نمایش شکافهای عمیق میان ایرانیان خارج از کشور تبدیل شد.
این رویداد که همزمان با سالگرد شورش تروریستی «زن، زندگی، آزادی» برگزار شد، از سوی برخی چهرههای اپوزیسیون – بویژه سلطنتطلبان هوادار رضا پهلوی و خوانندگان لسآنجلسی مانند حمید طالبزاده – به عنوان «خیانت به خون کشتهشدگان» محکوم شد.
طالبزاده در ویدئویی جنجالی، بانی را «نماینده جمهوری اسلامی» خواند و مخاطبان را به کنسرتهای جایگزین مانند سامی بیگی دعوت کرد؛ اقدامی که حامیانش آن را «کودتا علیه مافیای لسآنجلس» نامیدند. این رویکرد تفرقهافکنانه سلطنتطلبان که به جای تقویت همبستگی، به ایجاد نفرت و دوقطبیسازی دامن زد، بار دیگر نشان داد این گروه بیش از پیش درگیر منافع شخصی و نمایش قدرت است تا حمایت واقعی از آرمانهای به اصطلاح آزادیخواهانه.
این حمله، عمدتاً در فضای دیجیتال و رسانههای ماهوارهای اپوزیسیون شکل گرفت. در پلتفرم ایکس، هشتگهای تحریم وایرال شد و اکانتهایی مانند «حافظه تاریخی» با بازنشر ویدئوهای قدیمی بانی (مانند حمایت از «مدافعان حرم») تلاش کردند او را به عنوان «همکار رژیم» قاببندی کنند.
تلویزیونهایی مانند منوتو و اینترنشنال نیز با گزارشهای جهتدار، روایت «شادی در زمان عزاداری» را تقویت کردند که به تهدیدهای شخصی علیه شرکتکنندگان منجر شد. علیرضا امیرقاسمی، مجری شناختهشده، خشم خود را از این «تلاشهای ناکام» ابراز کرد و حتی عماد طالبزاده، برادر حمید، به ویدئوی او واکنش نشان داد.
رفتارهای تند و غیراخلاقی سلطنتطلبان حتی به حملات شخصی علیه چهرههایی مانند بهروز وثوقی و فائقه آتشین (گوگوش) گسترش یافت که نشاندهنده عمق کینهتوزی و تنگنظری این گروه است.
از منظر رسانهای، این کمپین نمونهای از «جنگ هیبریدی» بود: ترکیبی از ویرالمارکتینگ در شبکههای اجتماعی و پوشش سنتی برای بسیج عاطفی اما نتیجه کاملاً معکوس بود؛ بلیتها پیش از موعد فروخته شد و کنسرت به یکی از پرمخاطبترین رویدادهای اخیر ایرانیان در آمریکا تبدیل شد.
این شکست نهتنها به اصطلاح «مافیای لسآنجلس» را تضعیف نکرد، بلکه چهره سلطنتطلبان را به عنوان گروهی متعصب، تفرقهافکن و دور از واقعیت در برابر افکار عمومی ایرانیان خارج از کشور تخریب کرد. این گروه که ادعای رهبری اپوزیسیون را دارد، با این اقدامات نشان داد بیش از وحدت و همدلی، به دنبال خودنمایی و حذف رقباست.
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است
به گزارش مجاهدت از دفاعپرس از اردبیل، آیتالله «سیدحسن عاملی» در صفحه خود در فضای مجازی این چنین اظهار داشت: اپوزیسیون خارج نشین این هفته یک افتضاح عظیمی برای خود در برابر ملت ایران درست کرده. مشاورین خود را به اسرائیل فرستاده تا از خانواده کشته شدگان در حمله ایران و از کشته شدگان طوفان الاقصی تفقد کرده به آنها تسلیت بگویند و به یاد آنها درخت بکارند.
فردی که اینقدر نمیفهمد که نباید از قاتل ملت خود تجلیل کند و قاتل را نباید برای قتل بیشتر تشویق نماید، چنین فردی قطعاً نقصان دارد.
انتهای پیام/
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست
قهرمان کشتی جهان و دارنده مدال برنز المپیک با اشاره به پاسخ قاطع ایران به آمریکا و اسرائیل گفت: از جواب دندانشکن ایران لذت بردم، آمریکا و اسرائیل زبان منطق نمیفهمند و باید باقدرت با آنها صحبت کرد.
به گزارش مجاهدت از مشرق، سعید عبدولی قهرمان کشتی جهان و دارنده مدال برنز المپیک ۲۰۱۶ ریو، با اشاره به تحولات اخیر منطقهای و پاسخ ایران به حملات رژیم صهیونیستی اظهار کرد: از پاسخ دندانشکنی که به آمریکا و اسرائیل داده شد واقعاً لذت بردم، این اقدام دقیقاً همان چیزی بود که باید انجام میشد، چون آمریکا و اسرائیل هیچوقت زبان منطق و گفتگو را نمیفهمند، اینها فقط زبان زور را میفهمند و باید با همان زبان هم با آنها برخورد شود.
وی افزود: کل مردم دنیا دیدند که اسرائیل بدون هیچ دلیل و اطلاعرسانی، به کشور ما حمله کرد و جمعی از هموطنان ما را به شهادت رساند، خدا لعنت کند هر صهیونیستی را که به دنبال جنگافروزی، کودک کشی و ناامنی در منطقه است.
عبدولی ادامه داد: امروز چهره واقعی صهیونیستها برای جهانیان آشکار شده و دنیا آنها را بهعنوان کودک کش میشناسد، حمایتهای مردمی در سراسر جهان، از جمله واکنشهای جالب و طعنهآمیز برخی سلبریتیها که با طنز از بستن پنجرهها گفتند، نشان داد افکار عمومی دنیا هم پشت ملت ما ایستادهاند، دم رزمندههای ایرانی گرم که با پاسخشان، حسابی حال دشمن را جا آوردند.
قهرمان کشتی جهان در پایان درباره اظهارات رضا پهلوی نیز گفت: صحبتهای پسر شاه که گفته بود باید ایران را بمباران کرد، چیزی جز بیغیرتی و بیمسئولیتی نبود، هرچند در این کشور نیست اما هنوز نام ایرانی را یدک میکشد. این فقط نظر شخصی من نیست، بلکه باور اکثریت مردم ایران است که او هیچ لیاقت و جایگاهی ندارد و در حدی نیست که برای ملت ایران تصمیم بگیرد، بهتر است ههمانجابماند و به زندگی شخصیاش برسد.
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است
رضا پهلوی که زمانی از او بهعنوان یکی از گزینههای رهبری اپوزیسیون یاد میشد، این روزها در میان جریانهای مخالف جمهوری اسلامی نیز با موجی از انتقاد، فاصلهگیری و اعلام برائت روبهرو شده است.
به گزارش مجاهدت از مشرق، « رضا پهلوی تنها چهرهای در دنیاست که با افتخار از حمایت اسرائیل دم میزند، اما سابقه ندارد که اسرائیل توانسته باشد چنین پروژهای را به سرانجام برساند. اسرائیل کشوری است که عمق استراتژیک ندارد و حساب کردن روی آن، نشانه خاماندیشی است.» این بخشی از اظهارات مهرداد فرهمند کارشناس شبکه ضد انقلاب ایراناینترنشنال است.
این اظهارات در حالی است که اخیرا، روند ریزش حامیان رضا پهلوی با سرعت بیشتری ادامه داشته است؛ تا جایی که حتی چهرههای شاخص و شناختهشده اپوزیسیون خارجنشین نیز بهصراحت از او اعلام برائت میکنند.
نقطه سقوط رضا پهلوی
سیاستهای ضدملی، همراهی آشکار با رژیم صهیونیستی و اتخاذ مواضع مداخلهجویانه علیه ایران توسط رضا پهلوی کار را به جایی رسانده که حتی حامیان او نیز دیگر حاضر به همراهی او نیستند.
مهرداد فرهمند و مهرداد درویشپور، از چهرههای ضدانقلاب خارج نشین، از جمله افرادی هستند که بهشدت از عملکرد و مسیر طیشده توسط رضا پهلوی انتقاد کردهاند. سخنان این دو، عملاً اعترافی صریح به انزوای روزافزون و بیاعتباری گسترده شخص پهلوی در میان حامیان سابق خود است.
مهرداد فرهمند در بخش دیگری از اظهاراتش با اشاره به بیسابقه بودن وابستگی مستقیم یک جریان اپوزیسیون به رژیم صهیونیستی میگوید: «هیچ گروه اپوزیسیونی در هیچ جای دنیا را به خاطر نمیآورم که علناً از حمایت اسرائیل برخوردار بوده باشد و توانسته باشد به جایی برسد. مخصوصاً در خاورمیانه، هیچ نمونهای از موفقیت اپوزیسیونی که پشتگرم به اسرائیل بوده، وجود ندارد.»
این اظهارات از سوی یک فرد نزدیک به بدنه رسانهای اپوزیسیون، گویای آن است که حتی در محافل ضدجمهوری اسلامی نیز اتکای آشکار رضا پهلوی به تلآویو امری غیرقابلقبول و نشانه سقوط اخلاقی و سیاسی او تلقی میشود.
بحران درونی سلطنتطلبان و ریزش هواداران
مهرداد درویشپور نیز میگوید: «ابلهترین بخش جامعه اپوزیسیون ممکن است بگوید بهخاطر دشمنی با جمهوری اسلامی باید از کشوری که به تأسیسات هستهای ایران حمله میکند، حمایت کرد! این سیاستی که رضا پهلوی در پیش گرفته، فقط به بدنامی بیشتر او منجر شده است. هرچه وجهه اسرائیل در سطح جهانی افول کند، هزینههای سیاسی و حیثیتی برای رضا پهلوی و طرفدارانش افزایش خواهد یافت.»
درویشپور در بخش دیگری از اظهارات خود، به روند روبهافزایش انشقاق در میان سلطنتطلبان اشاره میکند: «در همین چند هفته اخیر، میبینیم که تحرک جمهوریخواهان گسترش یافته و در مقابل، صفوف سلطنتطلبان دچار تشدد و بحران جدی شده است. حواریون و طرفداران پروپاقرص رضا پهلوی یکی پس از دیگری اعلام برائت میکنند. این شدت گسست در میان طرفداران، واقعاً باورنکردنی است.»
نماد شکست اپوزیسیون برونمرزی
نکته قابلتوجه در اظهارات این دو چهره اپوزیسیون، اذعان به سه حقیقت کلیدی است، اول روند افت جایگاه رضا پهلوی نه از جانب منتقدان جمهوری اسلامی، بلکه از درون اپوزیسیون آغاز شده و نشانهای از فروپاشی نمادین شخصیت اوست؛ دوم پروژه اتکای آشکار به اسرائیل برای رسیدن به قدرت، حتی در میان دشمنان جمهوری اسلامی نیز فاقد وجاهت و مشروعیت تلقی میشود و سوم شکاف میان جریان سلطنتطلب و سایر بخشهای اپوزیسیون به یک بحران جدی بدل شده که آینده سیاسی رضا پهلوی را بیش از پیش در ابهام فرو میبرد.
از اینرو، میتوان گفت مواضع جنجالبرانگیز رضا پهلوی در حمایت از حملات نظامی اسرائیل، تلاش برای مشروعیتبخشی به صهیونیسم، و توهین به مفاهیم ملی چون استقلال و تمامیت ارضی، نه تنها او را بیشتر برای مردم ایران منفور کرده، بلکه حتی یاران پیشینش در اپوزیسیون را نیز وادار به فاصلهگیری علنی کرده است و به تعبیر یکی از چهرههای اپوزیسیون، رضا پهلوی اکنون نه “آلترناتیو”، بلکه “نشانه بحران و شکست” در پروژههای اپوزیسیون برونمرزی شده است.
این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است