روزنامه جوان

واکنش سرهنگ «سیفی» به شیطنت کودکان

واکنش سرهنگ «سیفی» به شیطنت کودکان



«عزیز سیفی»، سرهنگ و روانشناس بالینی نیروی انتظامی، در خرداد ۱۴۰۴ در تهران در حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. او به دلیل تخصصش در زمینه روانشناسی بالینی و خدمت صادقانه در حوزه اجتماعی شناخته می‌شد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، به عنوان همسر یک نظامی خوب می‌دانم زندگی در کنار کسی که لباس خدمت بر تن دارد، چقدر سخت است. همسران‌شان در گفت‌وشنودهای‌مان از نبودن‌ها، مأموریت‌های گاه و بیگاه، روزهایی که باید بدون حضور همسران‌شان و به تنهایی بگذرانند، سختی‌ها و استرس‌هایی که گاهی در نبود همسر و در شرایط سخت جامعه سراغ‌شان می‌آید، سخن می‌گویند. به خانه شهید سیفی می‌روم. قبل از ورود همه بنرها و تصاویر روی در و دیوار خانه به درستی آدرس خانه شهید گواهی می‌دهد و خبر از داغی می‌دهد که بر دل این خانواده نشسته است.

همه حرف‌های همسر شهید عزیز سیفی را با جان و دل شنیدم. شهید «عزیز سیفی»، سرهنگ و روانشناس بالینی نیروی انتظامی، در خرداد ۱۴۰۴ در تهران در حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. او به دلیل تخصص و خدماتش در زمینه روانشناسی بالینی و خدمت صادقانه در حوزه امنیت اجتماعی شناخته می‌شد. پیکرش پس از دو روز از زیر آوار انفجار ساختمان فراجا پیدا شد. مزار شهید سیفی در قطعه ۴۲ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) قرار دارد. در این نوشتار همسرانه‌های سرهنگ شهید عزیز سیفی را پیش‌رو دارید.

نام زیبای «فاطمه»

آشنایی من و همسرم کاملاً سنتی بود. مادر ایشان با خانواده ما همسایه بود. جالب است اولین بار مادرشوهرم مرا در خانه یکی از اقوام دیده بود. آن روز مصادف با سالروز شهادت حضرت زهرا (س) بود و خانواده همسرم برای آن مراسم حلوا می‌پختند. چون همسایه بودیم، من هم همانجا حاضر شدم و ایشان مرا دید. مادرشان گفته بود برای پسرش دنبال همسر مناسبی می‌گردد و این‌طور شد که من به خانواده‌شان معرفی شدم. بعد موضوع را با پسرش مطرح کرد و در نهایت اولین دیدار ما انجام شد و ما صحبت‌های اولیه را انجام دادیم. همسرم همان ابتدا گفت همیشه دوست داشت نام همسر آینده‌اش «فاطمه» باشد و خوشحال بود این خواسته‌اش برآورده شده است. حتی لیستی از ویژگی‌ها و خواسته‌هایش را از یک همسر نوشته بود. وقتی با هم صحبت کردیم، دیدیم بیشتر حرف‌ها و خواسته‌های‌مان به هم نزدیک است.

من هم گفتم برایم شخصیت مهم‌تر از درآمد و مسائل مادی است، اینکه افکارمان به هم بخورد و همسو باشیم برایم ارزشمندتر است. خوشبختانه فهمیدیم در خیلی چیزها هم‌نظر هستیم. خدا را شکر متوجه شدیم هر دو اهل هیئت و مجالس اهل‌بیت (ع) هستیم و علاقه‌های مشترک زیادی داریم. همین باعث شد فضای گفت‌وگوی اولیه خیلی خوب پیش برود. بعد از آن، رفت و آمدها ادامه پیدا کرد و خانواده‌اش رسماً برای خواستگاری آمدند. پس از حدود پنج ماه آشنایی سنتی، ازدواج ما سر گرفت و زندگی مشترک‌مان آغاز شد. زندگی‌ای که پایه‌های آن روی ایمان، همفکری و خواست خداوند بنا شده بود.

سختی‌های خاص زندگی نظامی

همسرم نظامی بود و روحیه‌ای بسیار مذهبی داشت و عاشق اهل‌بیت (ع) بود. بعد از شهادتش دوستان و همکارانش هم از ایمان و اخلاقش تعریف می‌کردند. زندگی ما سختی‌های خودش را هم داشت. مثلاً وقتی همه در تعطیلات خانوادگی به سفر می‌بردند، ما یا باید در خانه می‌ماندیم یا بدون حضور همسرم به مسافرت می‌رفتیم. خیلی وقت‌ها هم پیش می‌آمد بچه‌های فامیل یا دوستان از پسرم امیرحسین و دخترم هانیه می‌پرسیدند چرا پدرتان همیشه نیست؟ ما برایشان توضیح می‌دادیم که، چون پدرشان نظامی است، بیشتر اوقات در محل کار یا مأموریت است و نمی‌تواند کنار ما باشد.

همین موضوع در ایام خاص مثل عزاداری‌های محرم، تاسوعا و عاشورا یا دیگر مناسبت‌ها هم تکرار می‌شد. درست در روزهایی که خانواده‌ها کنار هم بودند، او معمولاً سر کار بود و کمتر فرصت حضور در جمع خانوادگی پیدا می‌کرد. اینها سختی‌های خاص زندگی ما بود. البته هر کاری دشواری‌های خودش را دارد و ما هم با شرایط کنار آمدیم.

اهل علم و دانش

وقتی ما نامزد بودیم، همسرم در مقطع کارشناسی قبول شده بود و اگر اشتباه نکنم ابتدا در رشته فقه پذیرفته شد. از همانجا علاقه زیادی به ادامه تحصیل و تدریس پیدا کرد. خودش می‌گفت: «اول خیلی علاقه‌ای به درس خواندن نداشتم، اما زمان مجردی، حاج‌آقایی به نام آقای عزیزی – که خدا حفظ‌شان کند – مثل یک پدر برای من بود هم به درس خواندن تشویقم کرد هم به رفتن به هیئت و فعالیت‌های مذهبی و هم به اخلاق خانوادگی. واقعاً مشوق بزرگی برایم بود.»

از حدود ۲۵ سالگی به طور جدی وارد مسیر علم و دانش شد و تا ۴۵ سالگی که حدود ۲۰ سال از زندگی مشترک‌مان می‌گذشت، دائم در حال تحصیل بود. چون به درس و کتاب عشق می‌ورزید، اصلاً برایش سخت نبود. هر وقت فرصتی پیدا می‌کرد، حتی در کمترین زمان ممکن، سراغ کتاب و مطالعه می‌رفت.

علاوه بر خودش همیشه دیگران را هم به درس خواندن تشویق می‌کرد. حتی وقتی فرمانده پایگاه بود به جوان‌ها و بچه‌ها می‌گفت: «هر کس معدلش بالاتر باشد، بیاید تا به او جایزه بدهم.» همین روحیه باعث می‌شد نوجوان‌ها و حتی بچه‌های کوچک‌تر اطرافش هم انگیزه بگیرند. همیشه می‌گفت: «هرکس می‌خواهد با من رفاقت کند، اول باید درس بخواند.» به همین دلیل تشویق به علم‌آموزی یکی از ویژگی‌های مهم زندگی‌اش بود. هم خودش اهل علم بود هم دیگران را به این مسیر علاقه‌مند می‌کرد.

هانیه و امیرحسین

ثمره زندگی من و همسرم تولد دو فرزند است. دخترم هانیه که اسمش را با توسل انتخاب کردیم. چند اسم نوشته و داخل قرآن گذاشته بود تا استخاره کند. وقتی قرآن را باز کرد، نام «هانیه» آمد و همان را برایش گذاشتیم. برای پسرمان «امیرحسین» هم خودش اسم انتخاب کرد. می‌گفت وقتی کتابی درباره امام حسین (ع) و ایران می‌خواند، بیشتر عاشق اسم حسین شده و خواسته پسرش چنین نامی داشته باشد.

هر چه بگویم کم گفته‌ام

درباره خصوصیات اخلاقی همسرم باید بگویم آن‌قدر مهربان و خوب بود که واقعاً نمی‌دانم چطور می‌شود تمام آن را برای‌تان وصفش کنم و ذهنم پر از خوبی‌های اوست. او هم خانواده‌دوست بود و هم عاشق همسر و فرزندانش. آن‌قدر ویژگی‌های مثبت داشت که هرچه بگویم باز هم کم گفته‌ام. خیلی صبور بود. همیشه مرا هم به صبوری دعوت می‌کرد. مثلاً وقتی از شلوغی یا اذیت‌های بچه‌ها گلایه می‌کردم، لبخند می‌زد و می‌گفت: «خانم! از لحظه‌ها لذت ببر. وقتی بچه‌ها بزرگ‌تر شوند، این روزها را یادت می‌افتد و حسرت می‌خوری که چرا بیشتر کنارشان نبودی.»

او همیشه عاشق این بود که زندگی را با آرامش و شادی بگذراند و قدر لحظه‌ها را بداند. واقعاً مرد نمونه‌ای بود. هر چه فکر می‌کنم، هیچ بدی از همسرم به یاد ندارم. ذهنم پر است از خوبی‌هایش که تمامی ندارند. خدمت‌هایش را از صفر شروع کرد. خودش همیشه می‌گفت کارش را از کلانتری آغاز کرده و، چون از پایین وارد شده است، بیشتر قدر وضعیت کنونی را می‌داند. به قول خودش، او می‌دانست که کادری‌ها و سربازهایی که کنار و اطرافش بودند چقدر تلاش می‌کنند.

با گذشت زمان، جایگاهش ارتقا یافت و تقریباً به درجه سرهنگی رسید. در این مسیر در بخش‌های مختلفی مثل بازرسی خدمت کرد. وقتی قرار بود کاری انجام دهد، بسیار محتاط بود و پیش از تصمیم‌گیری با افراد مختلف مشورت می‌کرد تا بهترین راه ممکن را بیابد. در ماه‌های آخر، سمتش بالاتر رفته بود، اما همیشه ساده و بی‌ادعا باقی ماند. عزیز آقا همیشه دوست داشت هیچ‌کس از دستش ناراحت نباشد. مخصوصاً کسانی که با او خدمت می‌کردند. اگر کسی ناراحت می‌شد، خودش با تمام وجود عذرخواهی می‌کرد، چندین بار درباره این موضوع گفته بود که غرور ندارد و برایش مهم نیست که اشتباهش را بپذیرد و عذرخواهی کند. واقعاً این اخلاق را داشت که اشتباهاتش را بپذیرد و آستانه صبرش بالا بود.

دیگر از عزیز خبری نشد!

همسرم در جنگ ۱۲ روزه حتی در چند روز اول آن که بمباران‌ها شروع شده بود، کنار خانواده بود. یادم می‌آید درباره آن دوران با من صحبت می‌کرد. یکی از خوبی‌هایش این بود که، چون خودش داشت روانشناسی می‌خواند، خیلی مراقب روحیه خانواده بود. وقتی خبرهای منفی می‌آمد، اصلاً درباره‌اش با هم صحبت نمی‌کردیم، چون می‌دانستیم روی بچه‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. این روحیه مثبت و رعایت فضای آرامش را حتی در دوران کرونا هم داشتیم. واقعاً سعی می‌کردیم اخبار منفی را نشنویم و به جای آن روی نکات خوب تمرکز کنیم. حتی به امیرحسین می‌گفت نباید اخبار منفی را گوش بدهد.

آن شب وسایل را جمع کردیم تا به اصرار همسرم برای دوری از شرایط جنگی به شمال برویم. دخترم برگشت و گفت: «بابا می‌شود نروی سر کار؟» همسرم گفت: «نه، کاری با ما ندارند. ما می‌رویم سر کار و برمی‌گردیم. نگران نباش.» بعد بغلش کرد و بوسید. پسرم هم بهانه گرفت و گفت نمی‌خواهد تنها بخوابد، گفت بیا بغل خودم بخواب. آخرین شب با پسرم خوابید.

صبح زود بلند شد تا به محل کار برود و ما راهم بیدار کرد تا وسایل را داخل ماشین پدرم بگذاریم و راهی شویم. دوباره خداحافظی کردیم. آن لحظه هیچ وقت از یادم نمی‌رود؛ وقتی تا سر کوچه رفت و برگشت تا خداحافظی کند انگار می‌خواست مطمئن شود همه چیز درست است. ما رفتیم و بعد از اینکه رسیدیم تماس گرفتیم تا خیالش از ما راحت باشد. از آن لحظه به بعد دیگر از عزیز خبری نداشتم تا حدود ساعت ۵/۵ بعدازظهر. آن موقع خواهرشوهرم تماس گرفت و پرسید از عزیز خبری داری؟ گفتم نه، چون آن روزها خیلی گرفتار بود و معمولاً جواب تلفن‌ها را نمی‌داد، زیاد نگران نشدم و به خودش زنگ نزدم. او خیلی آدم محتاطی بود و همیشه حواسش جمع بود. من هیچ وقت بابت کارهایش نگرانی بیش از حد نداشتم، چون مطمئن بودم خودش به همه چیز توجه دارد و مراقب است. فکر کردم شاید در جلسه یا جایی باشد که نمی‌تواند جواب دهد. با من قرار گذاشته بود وقتی جایی می‌رود و چند ساعت نمی‌تواند پاسخ دهد، حتماً اطلاع بدهد، اما این بار هر چقدر زنگ زدم جواب نداد و خیلی نگران شدم.

کم‌کم شنیدم وضع خیلی بد و شلوغ است. تا ساعت‌ها خبری نبود و همه نگران بودند. من تلاش می‌کردم بفهمم چه اتفاقی افتاده است، اما هیچ اطلاعی نداشتم. همه می‌گفتند حداقل اگر زخمی شده باشد باید جایی باشد که بتوان خبرش را گرفت. تا ساعت ۹ شب هم خبری نشد. هر کدام از همکارانش به ما چیزی می‌گفتند؛ اینکه او را دیده یا از آنها خداحافظی کرده یا جای دیگر بوده است. من با همه تماس گرفتم، بیمارستان‌ها را گشتم، اما اثری از او نبود. در نهایت هیچ خبری به دست‌مان نرسید و همه در سردرگمی و نگرانی ماندیم. تا اینکه به محل کارش رفتم تا حضوری خبری از او بگیرم، اما اجازه ورود به ما نمی‌دادند. من اصرار کردم که سریع می‌روم و بازمی‌گردم، اما باز هم اجازه ندادند. یکی از آن سربازها پرسید: «اسم همسرتان؟» گفتم: «عزیز سیفی».

وقتی اسمش را شنید، به دوستش نگاهی انداخت و بعد به من گفت: «شهادتش مبارک باشد.» با شنیدن آن جمله از حال رفتم. وقتی به خانه برگشتم و به خانواده اطلاع دادم، همه از آمدن عزیز ناامید شدند.

مسئولیت سنگین همسر شهید بودن

همسر شهید بودن، مسئولیت سنگینی است. باید هم مادر باشم و هم پدر بچه‌ها، چون جای پدر همیشه خالی است. همسرم بسیار نمونه و خوب بود، اما رفتنش مسئولیت بزرگی بر گردن من انداخت. زندگی‌ام حالا با گذشته فرق زیادی کرده است. من باید فرزندان‌مان را طوری تربیت کنم که شایسته خانواده شهید باشند، چیزی که خودش همیشه دوست داشت.

با توجه به شغلش هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی شهید شود. او همیشه به من امید می‌داد و می‌گفت می‌خواهد بزرگ‌ترین سمینار روانشناسی را در تهران برگزار کند و عکسش در همه شهر پخش شود. همیشه به آینده بچه‌ها و زندگی امیدوار بود و این دل مرا به درد می‌آورد که این آرزوها ناتمام ماند.

درباره جنایت ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی باید بگویم خیلی ناراحت بودم، اما وقتی جنازه‌ها را دیدم، غم خودم کمتر شد و فقط از خدا می‌خواهم مسئولان این جنایت را مجازات کند. در پایان، دعا می‌کنم خدا به همه مادران و همسران شهدا، چه در جنگ تحمیلی و چه در جنگ اخیر صبر بدهد، فرزندان‌شان را حفظ کند و این کشور را از مشکلات نجات دهد تا در صلح و صفا با هم زندگی کنیم.

منبع: روزنامه جوان

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

واکنش سرهنگ «سیفی» به شیطنت کودکان

واکنش سرهنگ «سیفی» به شیطنت کودکان بیشتر بخوانید »

پراگماتیسم پنهانی میان موساد و مریم

پراگماتیسم پنهانی میان موساد و مریم



در نشست کوچ منافقین به این موضوع اشاره‌کرده‌اند که معبر بسته بوده و موساد نمی‌تواند مانند استخبارات عمل کند!

  • تور آنتالیا

به گزارش مجاهدت از مشرق، مرتضی سیمیاری کارشناس امنیت منطقه طی یادداشتی در روزنامه جوان درباره گروهک تروریستی منافقین نوشت:

سال ۱۳۹۷ با اخباری خاص در اطراف کمپ تروریستی اشرف ۳ آغاز می‌شود که بر تحولات بعدی تروریست‌ها اثر دارد. در آن مقطع وزیر دفاع وقت آلبانی به دعوت لیبرمن، وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی به مناطق اشغالی سفر و از دو پادگان نوایتم و هاتزریم بازدید می‌کند.

این دیدار آن‌قدر بدون اطلاع و خبر قبلی بوده که حتی صدای روزنامه ایمپکت نزدیک به منافقین نیز درآمد و نوشت که این سفر در شرایط موجود دارای ابهاماتی خاص است. در میانه این سفر ویژه علاوه بر قراردادهای نظامی یک تفاهم‌نامه امنیتی ویژه نیز میان تیرانا و صهیونیست‌ها امضا می‌شود که بر اساس آن موساد اجازه می‌یابد یک دفتر ویژه نظارتی در آلبانی باز کند.

داشتن یک دفتر مخصوص موساد در تیرانا در آن روزها برای بخش اطلاعات خارجی اسرائیل اهمیت بالایی داشت و باعث می‌شود ارتباطات میان موساد و گروهک منافقین شکل مؤثری‌تری پیدا کند. تا قبل از این منافقین درگرفتن ارتباط مستقیم با صهیونیست‌ها با مشکلاتی روبه‌رو بودند، ازجمله آنکه دریافت پول در برخی مقاطع با مشکلاتی روبه‌رو شده بود.

تا پیش‌ازاین منافقین برای گرفتن خدمات مالی از رژیم صهیونیستی مجبور بودند قوانین مالی اروپایی را دور زده و همین مسئله باعث شده بود در چندین مورد اعضا و سرپل‌های آنها در فرودگاه‌های مختلف به دلیل ناهماهنگی با چمدان‌های پول بازداشت شوند، از جمله بازداشت دو یهودی آلبانیایی‌تبار که در فرودگاه فرانکفورت با یک‌میلیون دلار پول چمدان شده بازداشت شدند و معلوم شد که قرار بوده این پول به دست مؤسسه فارا در آلبانی برسد.

مؤسسه فارا در ظاهر یک خیریه با مدیریت امید خدیر از اعضای هوادار منافقین بود که مسئولیت پولشویی تروریست‌ها را بر عهده داشت، اما آن روزها به دلیل قوانین مالی زیر فشار قرارگرفته و موساد برای حل این موضوع دفتر ویژه‌ای را در آلبانی تأسیس کرد که پول موردنیاز منافقین نه به‌صورت پل‌های ارتباطی بلکه با چمدان‌های دیپلماتیک به دست منافقین برسد.

همچنین تأسیس این دفتر باعث می‌شد روند تردد و ترانسفر منافقین از کمپ اشرف ۳ به تل‌آویو ساده‌سازی شده و پس‌ازآن برای اولین بار برخی از کادرهای رده‌بالای سازمان منافقین توانستند با پاسپورت فرانسوی به‌سادگی از تیرانا به مناطق اشغالی سفرکرده و آموزش اطلاعاتی ببینند.

ایجاد خط ارتباطی مستقیم میان تروریست‌ها با موساد برای رژیم صهیونیستی مزایای دیگری نیز داشت، از جمله آنکه شبکه سایبری منافقین ازنظر فنی به‌روزرسانی شده و ذیل واحد ۸۲۰۰ قرار گرفت. همچنین منافقین تعهد دادند که در مقاطع حساس پشت دست صهیونیست‌ها بازی کرده و درواقع صاحب‌خانه جدید داشته باشند.

همکاری منافقین با موساد همواره از نوع ارتباطات زیرمیزی و در اندرونی میان طرفین بوده که به‌تدریج از پرده بیرون زده است. در مقطعی منافقین به تعبیر خودشان ارتباط با موساد را سرخی برای صبا خوانده و حتی تأکید داشتند که کادرها و پیوست‌ها نیز نباید از آن مطلع گردند، اما وابستگی فنی و لجستیکی میان طرفین باعث شد پنهان‌کاری دوام نداشته و به‌مرور در مسیر عادی‌سازی قرار بگیرند تا جایی که در جریان جنگ ۱۲ روزه و دفاع مقتدرانه مردم ایران، گروهک منافقین در سطح ستون پنجم برای رژیم صهیونیستی بازی کرده است.

وب‌سایت تایمز اسرائیل که اغلب تحلیل‌های امنیتی موساد را منتشر می‌کند اخیراً و بعد از برگزاری دادگاه بررسی جرائم گروهک منافقین و ارائه اسنادی درباره سطح وابستگی میان طرفین به سیم آخر زده و نوشته است که باید با کنار گذاشتن برخی مصالح خاص اسرائیل حمایت خود از گروهک تروریستی منافقین را علنی کند. در بخشی از این گزارش آمده است که موساد در تحلیل عوامل تروریستی وابسته به خود معتقد است که منافقین گروهی مطرود و فاقد پایگاه اجتماعی در داخل ایران بوده که کادر رهبری آن فاقد محبوبیت است، اما به دلیل آنکه سایر گروهک‌های ضدانقلاب، چون سلطنت‌طلبان و بهایی‌ها توان عملیاتی نداشته و فقط تبلیغاتی هستند همچنان می‌توان روی ظرفیت‌های منافقین می‌توان حساب کرد.

در این گزارش اطلاعاتی، روی این موضوع تأکید شده است که منافقین، چون دهه ۶۰ دارای توان تروریستی بوده و باید هسته‌های آن را تقویت کرد، موساد حمایت از منافقین را ترجیح دادن پراگماتیسم بر ایدئالیسم خوانده که روی ترور، جمع‌آوری اطلاعات، هرج‌ومرج آفرینی و خشونت باندی و تروریستی تأکید دارد.

بررسی فاز جدید همکاری رژیم صهیونیستی و موساد حکایت از آن دارد که خط سوریه‌ای‌سازی ایران باهدف تجزیه، تغییر در اتمسفر و نیز پراکنده‌سازی اجتماعی با عنوان «خط رهاسازی» شکل‌گرفته است. در این پروژه ویروس‌های تروریستی ارتقا یافته و جهش می‌یابند که در پروژه اسرائیل بزرگ نتانیاهو نقش پیدا کنند.

البته شکل‌دهی به این خط ویژه در طول جنگ ۱۲ روزه با دادن اخطاری خاص به دولت آلبانی دچار اختلال شد تا جایی که در نشست کوچ منافقین به این موضوع اشاره‌کرده‌اند که معبر بسته بوده و موساد نمی‌تواند مانند استخبارات عمل کند!

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

پراگماتیسم پنهانی میان موساد و مریم

پراگماتیسم پنهانی میان موساد و مریم بیشتر بخوانید »

امان از چسبیده‌های به ورزش

امان از چسبیده‌های به ورزش



این روزها که بازار برگزاری نشست‌های تخصصی در فدراسیون‌ها و برگزاری مجامع عمومی ورزش داغ‌داغ است، یکی هست که بدون داشتن هیچ سمتی در ورزش کشور در تمام جلسات حضور دارد و اتفاقاً آن بالابالا هم می‌نشیند

به گزارش مجاهدت از مشرق، فریدون حسن طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت: این روزها که بازار برگزاری نشست‌های تخصصی در فدراسیون‌ها و برگزاری مجامع عمومی ورزش داغ‌داغ است، یکی هست که بدون داشتن هیچ سمتی در ورزش کشور در تمام جلسات حضور دارد و اتفاقاً آن بالابالا هم می‌نشیند. یکی که در تمام قاب عکس‌های پایانی این جلسات حضور دارد، آن هم در صف جلو، نه آن ردیف آخر!‌

می‌گوید در شورای معاونین نیستم و به عنوان مشاور کنار آقای دنیامالی حضور دارم. بالاخره تجربه ۴۰ ساله‌ای دارم و نکته جالب این است که کسی هم نمی‌پرسد این جناب داورزنی با این سابقه به قول خودشان ۴۰ ساله چه گلی به سر ورزش کشور زده که اینگونه از سوابقش تعریف و تمجید می‌کند. امثال چنین مدیرانی در ورزش ایران کم نیستند، مگر همین حالا خبر نمی‌رسد که خداداد افشاریان باز هم در فدراسیون فوتبال رؤیت شده است! می‌گویند برای کار اداری رفته، اما اگر بشنویم که پستی گرفته، اصلاً نباید تعجب کنیم.

حکایت این قبیل آدم‌ها در ورزش، حکایت همان‌هایی است که از در بیرونشان می‌کنند و از پنجره وارد می‌شوند. با حضور احمد دنیامالی در وزارت ورزش و نوع نگرش او به مدیریت ورزش کشور این امید زنده شد که در دوران جدید پای آدم‌های تکراری و امتحان پس‌داده از عرصه مدیریت ورزش کشور بریده شود، اما ظاهراً قرار نیست این اتفاق بیفتد و در همچنان روی همان پاشنه می‌چرخد.

ثمره حضور این آدم‌ها در ورزش کشور مثل روز روشن و پیش چشم همگان است، اما این چسبیده‌های جدا نشدنی ورزش ظاهراً جای دیگری ندارند که بروند، پس کجا بهتر از ورزش. جالب اینکه با هر سلیقه و مسلک سیاسی هم کنار می‌آیند، یعنی اصلاً مهم نیست که کدام جناح سیاسی سر کار باشد یا وزیر ورزش چه مسلکی داشته باشد، برای این قبیل آدم‌ها مهم این است که جلوی چشم باشند، جایی که خیلی خوب دیده شوند، جایی که به همه بگویند ما هستیم.

واقعیت این است که ورزش کشور اسیر مدیران امتحان پس‌داده‌ای است که هیچگاه نمی‌خواهند از آن جدا شوند. به قول دوستی محصول و ثمره حضورشان هم پیش چشم همه قرار دارد، اما همچنان مصرند که با انواع و اقسام ترفندها و عنوان‌ها در ورزش حضور داشته باشند. تازه برای خودشان هم پست تعریف می‌کنند، اما با ناز و کرشمه می‌گویند که قرار نیست اتفاقی رخ دهد. به قول معروف با دست پس می‌زنند و با پا پیش می‌کشند.

حالا ورزش ایران است و چنین آدم‌های چسبیده‌ای، ورزش ایران است و مدیرانی که تا بودند کار خاصی انجام ندادند و برخی هم فسادشان رو شد و وقتی هم مثلاً جدا شدند، باز هم همه جا هستند و در تصمیم‌گیری‌ها حضور دارند. حالا شما بگویید با وجود چنین چسبیده‌هایی می‌توان توقع داشت ورزش کشور در مسیر رشد و توسعه گام بردارد؟! کاش برای یک‌بار هم که شده کسی پیدا می‌شد و تنها یک‌بار از هزاران باری را که کادر فنی تیم‌های ورزشی جابه‌جا می‌شود در جمع مدیران نامدیر ورزش انجام می‌داد. کاش کسی پیدا می‌شد تا خون تازه‌ای به بدنه مدیریتی ورزش کشور تزریق می‌کرد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

امان از چسبیده‌های به ورزش

امان از چسبیده‌های به ورزش بیشتر بخوانید »

«ره‌نامه نبرد نرم» راهی بازار نشر شد

«ره‌نامه نبرد نرم» راهی بازار نشر شد


به گزارش مجاهدت از گروه فرهنگ دفاع‌پرس، کتاب «ره‌نامه نبرد نرم» با موضوع اصول و فنون جنگ نرم از دیدگاه رهبر معظم انقلاب‌ اسلامی، حضرت امام خامنه‌ای منتشر شد.

در کتاب «ره‌نامه نبرد نرم» که به‌تازگی از سوی «انتشارات روزنامه جوان» به زیور طبع آراسته‌شده هست، بیانات رهبر معظم انقلاب‌ اسلامی درباره جنگ نرم گردآوری و تدوین شده هست. این اثر به قلم دکتر «محمدجواد اخوان» مدرس دانشگاه و مدیرمسئول روزنامه جوان هست.

در بخشی از مقدمه این اثر آمده هست: «در کتاب حاضر به موضوع جنگ نرم بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب‌ اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) پرداخته‌شده و ابتدا ماهیت این جنگ ترسیم گشته هست. در ادامه ابزار‌ها و محیط جنگ نرم بررسی‌شده و به اهداف دشمن در این جنگ پرداخته‌شده هست. سپس با واکاوی محور‌های تهاجم نرم دشمن، به راهبرد‌ها و راهکار‌های جبهه انقلاب‌ اسلامی در حوزه جنگ رسانه در دو سطح ایجابی و سلبی اشاره‌شده هست. همچنین به جهاد تبیین و جهاد گفتمان‌سازی و نیز سازوکار‌های تنظیم‌گری حاکمیتی در این حوزه پرداخته‌شده هست.»

در ادامه مقدمه این اثر آمده هست: «به نظر می‌رسد از میان مجموعه بیانات و پیام‌های رهبر معظم انقلاب‌اسلامی در ۳۵ سال گذشته، می‌توان «منظومه‌ای تحلیلی تبیینی» در خصوص جنگ نرم را استخراج کرد که هم جوانب گوناگون آن را به‌خوبی واکاوی نماید و هم نقشه راه مناسبی در اختیار جبهه انقلاب‌اسلامی قرار دهد. به این منظور مجموعه این بیانات موردمطالعه قرارگرفته و کلیه بخش‌هایی از آن که دارای ارتباط معنایی مستقیم و غیرمستقیم با این حوادث داشت، انتخاب و فیش‌برداری گردید. در ادامه با طبقه‌بندی موضوعی، کلیت چارچوب تحلیلی تبیینی معظم‌له از این حوادث استفهام و در قالب فصل‌بندی و زیرعنوان‌های موضوعی طبقه‌بندی شد. در نهایت در ذیل هر عنوان نقل‌قول مستقیم و دقیق معظم‌له درج‌شده و در قالب این کتاب آماده ارائه به مخاطبان عزیز گردید.»

ماهیت‌شناسی جنگ نرم، ابزار‌ها و محیط جنگ رسانه، اهداف دشمن در جنگ نرم، محور‌های تهاجم نرم دشمن، جهاد آفندی در نبرد نرم، جهاد کبیر در برابر جنگ نرم، جهاد تبیین در جنگ نرم، جهاد گفتمان‌سازی در جنگ نرم و تنظیم‌گری حاکمیتی در جنگ نرم، عناوین فصول هشت‌گانه این کتاب هستند.

چاپ اول این اثر در ۳۲۷ صفحه منتشر شده هست. علاقه‌مندان جهت دریافت این کتاب با تخفیف ویژه می‌توانند با شماره تلفن ۳-۸۸۴۹۸۴۶۲ تماس حاصل کنند.

انتهای پیام/381

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

«ره‌نامه نبرد نرم» راهی بازار نشر شد

«ره‌نامه نبرد نرم» راهی بازار نشر شد بیشتر بخوانید »

به نام زن و علیه زن

دولت وحدت و اصلاح ریل حکمرانی



دولت شهید رئیسی به رغم عمر نسبتاً کوتاه موفق شد به یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های حکمرانی کشور، یعنی گرفتاری ساختار اجرایی در میانه دوگانه‌های کاذب پایان دهد و بدین ترتیب ریل حکمرانی را اصلاح کند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، محمدجواد اخوان طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت: دولت شهید آیت‌الله رئیسی به رغم عمر نسبتاً کوتاه موفق شد به یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های حکمرانی کشور، یعنی گرفتاری ساختار اجرایی در میانه دوگانه‌های کاذب پایان دهد و بدین ترتیب ریل حکمرانی را اصلاح کند. این دوگانه‌ها گاه برساخته رسانه‌ها بوده و گاه از دل تئوری‌های وارداتی حوزه اندیشه سیاسی رشدونمو کرده بود.

در طول سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۰ مجموعه متنوعی از دوگانه‌های سیاسی در فضای دانشگاهی و رسانه‌ای مطرح شد که با مشغول‌سازی توان کشور عملاً موجب فرصت‌سوزی شد. هرچند در ساحت تبیین و نظر، بطلان بسیاری از این دوگانه‌ها پیش‌تر به اثبات رسیده بود، اما حضور آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی در مسند ریاست جمهوری و مشی سیاست‌ورزی او را می‌توان تجلی عملی پایان یافتن مجادله بیهوده بر سر چنین دوگانه‌هایی دانست.

چهار وجه مهم این دوگانه‌های باطل را چنین می‌توان برشمرد:

۱- دوگانه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی: بعد از پایان جنگ تکنوکرات‌ها با طرح این دوگانه کوشیدند بقای جمهوری اسلامی را در گرو دست کشیدن از آرمان‌های انقلاب اسلامی معرفی کنند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانیه گام دوم چنین تعارضی را بی‌معنا دانسته و تصریح کردند: «انقلاب اسلامی پس از نظام‌سازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمی‌شود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی‌بیند، بلکه از نظریه نظام انقلابی تا ابد دفاع می‌کند.» رویکرد دولت سیزدهم در حوزه‌های مختلفی از جمله سیاست خارجی نشان داد که میان انقلابی‌گری و نظام‌یافتگی تعارضی در واقع وجود ندارد و می‌توان هم آرمان‌های انقلاب اسلامی را تعقیب کرد و هم در قامت یک دولت- ملت متعارف در صحنه سیاست بین‌الملل بازیگری کرد. ازاین‌رو می‌توان رویکرد این دولت را در امتداد احترام به نظریه «نظام انقلابی» دانست.

۲- دوگانه میدان و دیپلماسی: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی بخش مهمی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی معطوف به حمایت از مستضعفان و نهضت‌های آزادی‌بخش بوده و در دهه‌های اخیر، این رویکرد منجر به شکل‌گیری «عمق راهبردی خارجی» و اقتدارافزایی جمهوری اسلامی شده است. درعین‌حال در زمان دولت یازدهم و دوازدهم، تلاش شد با طرح دوگانه میدان و دیپلماسی، شکافی در بازوهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی تعریف و مانع از هم‌افزایی این دو بازوی اقتدار نظام شوند. هرچند شخص آیت‌الله رئیسی در شعارهای انتخاباتی خود هیچ‌گاه به‌اندازه حسن روحانی بر موضوع سیاست خارجی تمرکز نکرده بود، اما با اتخاذ دیپلماسی متوازن و نیز وحدت دیپلماسی و میدان (که مخصوصاً ماحصل مجاهدت‌های شهید حسین امیرعبداللهیان بود)، عملاً برکات و دستاوردهای سیاست خارجی انقلاب اسلامی را نشان داد و به ادعای تعارض میدان و دیپلماسی پایان داده شد.

۳- دوگانه اسلامیت و جمهوریت: هرچند در ذات نظریه مردم‌سالاری دینی، تلازم مردم و دین وجود دارد، اما در سال‌های پس از دوم خرداد تلاش شد میان این دو مؤلفه تعارض نشان داده شود و کسب رضایت مردم و جلب رضایت الهی به‌عنوان دو رویکرد کاملاً متضاد معرفی گردد. گزاره «مردم را به‌زور نمی‌توان به بهشت برد» که از سوی حسن روحانی تکرار می‌شد، به‌نوعی در راستای القای این گزاره باطل بود. رویکرد مردم‌گرایی و مردم‌محوری شخص آیت‌الله رئیسی و دولتش در عین تقید و افتخار آن به ارزش‌های دینی در عمل نشان داد که کسب رضایت خالق هیچ تباینی با رضایت مخلوق ندارد و می‌توان توأمان برای رضای خدا و مردم تلاش کرد که این تجلی عملی مردم‌سالاری دینی بود.

۴- دوگانه انتزاع‌گرایی و عمل‌گرایی: تا پیش‌ازاین شاهد بروز دو برداشت بعضاً متضاد در فهم گفتمان انقلاب اسلامی بودیم که بخشی از نیروهای معتقد به این گفتمان، بدون هرگونه تجربه عینی و اجرایی با طرح گزاره‌های انتزاعی و بعضاً غیرقابل تحقق خود را نماد این گفتمان معرفی می‌کردند و در مقابل، برخی دیگر جریانات نیز کار پرحجم و گاه بدون نظریه پشتیبان را انقلابی‌گری می‌دانستند. در مدیریت شهید آیت‌الله رئیسی نشان داده شد که هم می‌توان به مبانی نظری انقلاب اسلامی توجه کرد و هم کار و تلاش خستگی‌ناپذیر برای تحقق آن را دنبال کرد. ایشان نشان داد که رویکرد نظری و انتزاعی صرف یا پرکاری بدون اتکا به نظریه به‌معنای انقلابی‌گری نیست و انقلابی‌گری در وحدت نظر و عمل معنا می‌یابد.

در یک نگاه می‌توان گفت دولت شهید رئیسی را باید دولت «وحدت و یگانگی» دانست. هرچند مخالفانش با گزاره‌هایی، چون «یکپارچگی حاکمیت» کوشیدند مزیت‌های او و دولتش را به حاشیه ببرند، اما نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که یکی از دلایل اصلی موفقیت‌های گوناگون این دولت که مورد اذعان منتقدان منصف نیز است، اصلاح ریل حکمرانی پایان دادن به همین دوگانه‌ها بود؛ دوگانه‌هایی که برای ایجاد اختلال در مسیر کارآمدی نظام پدید آمده بود و عبور از آن‌ها کامیابی دولت سیزدهم را به‌رغم عمر کوتاه آن سبب شد. بر این اساس رئیس‌جمهور نهم – با هر سلیقه سیاسی- برای موفقیت باید راه شهید جمهور را ادامه دهد و مسیری را که شهید رئیسی پیمود، امتداد دهد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

دولت وحدت و اصلاح ریل حکمرانی

دولت وحدت و اصلاح ریل حکمرانی بیشتر بخوانید »