سبک زندگی

فواید جادویی کاهو برای بیماران دیابتی

فواید جادویی کاهو برای بیماران دیابتی


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس، کاهو حاوی مواد مغذی ضروری مانند اسید فولیک و ویتامین‌های A، K است، بنابراین به چندین دلیل مصرف آن برای بیماران دیابتی توصیه می‌شود.

محتوای کم کربوهیدرات

یک فنجان کاهو علاوه بر ۱ تا ۲ گرم کربوهیدرات فقط حدود ۵ تا ۱۰ کالری دارد، بنابراین انجمن دیابت آمریکا می‌گوید یکی از فواید کاهو برای دیابتی‌ها این است که فرد نیازی به شمارش کربوهیدرات موجود در سبزیجات غیر نشاسته‌ای مانند کاهو ندارد.

کاهو حاوی نیترات است

نیترات به عنوان ماده نگهدارنده در غذا‌ها استفاده می‌شود و خوردن غذا‌های طبیعی غنی از نیترات می‌تواند فشار خون را کاهش داده و سلامت کلی گردش خون را بهبود بخشد.

تأثیر بر میزان قند خون

“کاهو” به عنوان یک سبزی بی خطر با “شاخص گلیسمیک” پایین (سرعت جذب گلوکز از مواد غذایی در بدن) در نظر گرفته می‌شود، بنابراین از افزایش سطح قند خون در بیمار مبتلا به دیابت جلوگیری کرده و باعث تقویت استخوان می‌شود.

کاهو به آبرسانی به بدن کمک می‌کند، زیرا بیش از ۹۵ ٪ ترکیب کاهو را آب تشکیل می‌دهد و در نتیجه، خوردن کاهو بدن را هیدراته می‌کند.

بهبود بینایی

کاهو منبع ویتامین “A” است که در سلامت چشم نقش دارد.

بهبود خواب

عصاره کاهو به بهبود وضعیت خواب کمک می‌کند.

خواص ضد التهابی

کاهو به کنترل و جلوگیری از عفونت‌های مختلف کمک می‌کند.

کاهش وزن

کاهو حاوی درصد بالایی از آب است که می‌تواند به شما کمک کند هنگام غذا خوردن سریع احساس سیری کنید.

تقویت ایمنی بدن

کاهو حاوی مقادیر خوبی از ویتامین C است که به عنوان تقویت کننده ایمنی بدن و جلوگیری از آنفلوانزا و سرماخوردگی شناخته شده است.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

انتهای پیام/



فواید جادویی کاهو برای بیماران دیابتی

منبع خبر

فواید جادویی کاهو برای بیماران دیابتی بیشتر بخوانید »

چه حرف هایی را نباید به همسرتان بزنید/جملات سمی در رابطه زناشویی

چه حرف هایی را نباید به همسرتان بزنید/جملات سمی در رابطه زناشویی


گروه خانوادهدر روابط زناشویی و تعاملات بین همسرمان کلمات نقش اساسی را ایفا می کنند چه اینکه نوع بد دیالوگ برقرار کردن باعث حساسیت های زیاد در زندگی مشترک شده و روابط را به سمت دعوا و کشمکش هایی می برد که گاه در داوری و مشاوره بین زوجین دیده می شود که بدون هیچ دلیلی بوده و تنها یک سری سوتفاهم است.

البته در روابط زناشویی بحث و دعوا به قول معروف چاشنی روابط زوجین محسوب می شود اما گاه پیش می آید که نوع صحبت کردن و حرف هایی که رد و بدل می شود، آسیب های جدی در ذهن طرفین ایجاد می شود و حتما نیاز به حضور یک مشاوره خانواده در این طور مواقع احساس می شود.

بنابراین زوجین باید حواسشان جمع باشد در هنگام بحث و دعوا یا ناراحتی و یا حتی در مواقعی که احساس میکنند حال روحی خوبی ندارند به کار بردن یک سری عبارات در روابط‌شان با همسر ممنوعه است و باعث خراب شدن زندگی مشترک می شود، حس غرور زن و مرد را از بین می برد و پرده های حیا را کنار می زند بنابراین باید به زبان آوردن این جمله ها را در فرمول ذهنی مان ممنوع کنیم و به خاطر داشته باشیم که اصل داشتن یک خانواده سالم ابتدا احترام به همسر و سپس فرزندان است.

 

1- استفاده از الفاظ «چاق»، «زشت»، «غرغرو» و … ممنوع

نکته اول این است که در نظر داشته باشیم استفاده از برخی الفاظ بار  تحقیر و توهین و تخریب شخصیت طرف مقابل را دارد مثل اینکه به همسرتان بگویید «احمق»، «زشت»، «چاق»، «لاغر مردنی»، «بی ادب» یا هر چیز دیگری که شخصیت او را هدف بگیرد و باعث ناراحتی و کم اعتماد به نفسی اش از خودش شود.

باید در نظر داشته باشیم که همسرمان همان انتخابی است که ابتدا داشتیم پس با همه کم و کاستی ها و خوبی و بدی ها او را پذیرفتیم و اگر هم به لحاظ اخلاقی و فیزیکی تغیری در او می بینید ، می تواند با الفاظ درست مثل اینکه «عزیزم تصمیم به باشگاه رفتن دارم ، پیشنهاد میکنم تو هم اینکار را بکن» یا «اگر چیزی تو را اذیت میکند که باعث تندمزاجی ات شده بگو تا من هم کمکت کنم». اگر هم موقع دعوا یا ناراحتی حرفی می زنید که به تمسخر شبیه می شود، این اخلاق را کنار بگذارید و چیزهایی که ناراحتتان می کند را در زمان آرامش مطرح کنید نه حین دعوا!

2-«تو» گاهی توهین حساب می شود

همیشه استفاده از لفظ «تو» باعث صمیمت نیست، گاه اوقات بهتر است از جملات زیباتر و احساسی تری برای خطاب قرار دادن همسرتان استفاده کنید مثل «عزیزم»، «عشقم»، «زندگی من»  و جملاتی از این دست که برخی تصور می کنند اگر بگویند باعث لوس شدن طرف مقابلشان می شود. بنابراین یک هفته امتحان کنید و صحبت هایتان را با یک جمله مثبت و یک صفت زیبا با همسرتان آغاز کنید.

3-«تو خیلی زود ناراحت می شی؟!»

یکی از جملاتی که باعث عصبی شدن طرف مقابلتان می شود این است که انتظار داشته باشید هر حرفی بزنید و او ناراحت نشود و بعد هم بگویید «چرا سریع ناراحت می شی، جنبه داشته باش؟!» با گفتن این جمله تنها آتش ناراحتی را بیشتر  کرده اید و انتظار دارید پس از آن چه بشنوید؟ حتی گاه دیده می شود که در برابر همه حرف هایی که می زنید، طرف مقابل واکنش دارد یا ندارد، خودتان کم محلی می کنید و توجهی به حرف ها و خواسته های همسرتان نمی کنید. این دیگر عذر بدتر از گناه است و باعث یک دور باطل در روابط ناسالم زناشویی می شود.

به جای پرخاشگری، لفاظی های نادرست و کم محلی بهتر است با آرامش ناراحتی تان را بیان کنید و بعد هم اجازه دهید طرف مقابلتان حرف بزند وگرنه با کم محلی یا پرخاشگری یک زندگی مشترک سالم ادامه پیدا نخواهد کرد.

چه حرف هایی را نباید به همسرتان بزنید/جملات سمی در رابطه زناشویی

4-بدگویی از خانواده همسر ممنوع

هر زن و شوهری نسبت به خانواده خود ممنوعیت هایی  دارد مثل اینکه دوست ندارد حرف‌هایی بدی درباره پدر  و مادر و خواهر و برادرهایش بشنود، برخی از زوجین در حین ناراحتی یا برای دست گذاشتن روی نقطه ضعف های هم مدام نسبت به مادر یا اقوام همسرشان بدگویی میکنند درحالیکه مردان عموما علاقه زیادی به مادرانشان دارند و بدگویی را یک زنگ خطر محسوب می کنند، البته زنان و مردان هر دو نسبت به خانواده هایشان حساسیت دارند.

بهتر است اگر ناراحتی هم از خانواده یا مادر و پدر همسر خود دارید در رابطه با آن به جای توهین و تحقیر، به راحتی صحبت کنید و علت ناراحتی تان را بیان کنید اما از توهین و تحقیر برای ناراحتی همسرتان استفاده نکنید چرا که این توهین ها در یک سیکل معیوب به خود شما باز خواهد گشت و پرده های حرمت را از بین می برد.

5-مرز گفت وگو درباره گذشته چقدر است

گذشته هر فردی برای خودش شخصا مهم است و هر فردی هم تا جایی که لازم است درباره آن می بایست با همسرش پیش از ازدواج صحبت کند اما اینکه برخی افراد پس از ازدواج نیز این سیستم را ادامه می دهند و روابط زندگی مشترکشان شک می کنند، مسئله ای است که می بایست در جای دیگری و به تفصیل درباره آن صحبت کرد اما به طور خلاصه باید گفت که در نحوه و نوع صحبت کردن ها مرز گفت وگوهایمان باید دقیق و مشخص باشد و در ارتباط با گذشته همسر اگر نقطه ضعف یا مشکلی هم وجود دارد نباید درباره آن صحبتی کرد چرا که قبلا آن را می دانسته و درباره اش به توافق رسیده اید. اگر چیزی در ارتباط با گذشته همسرتان برایتان اذیت کننده است بهتر است با یک مشاور خانواده در میان بگذارید.

6-شغل همسرتان را مسخره نکنید

یکی از خط قرمزهای زندگی مشترک شغل همسرتان است ، به ویژه در ارتباط با خانم ها باید تأکید کرد که این مسئله را برای خودشان در ابتدای ازدواج حل کنند و هیچ گاه به همسرشان نگویند: «من از شغل تو خوشم نمی آید» یا «این چه درآمدی است که داری و درآمد من از تو بیشتر است»، یا «اگر با کسی دیگر ازدواج میکردم شغل و درآمد بهتری داشت» اینها باعث از بین رفتن غرور مردان می شود، به ویژه در بین دوست و آشنا و مهمانی ها خیلی مهم است که این نکته را رعایت کنید.

7-همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید

یکی دیگر از نقاط حساس صحبت کردن در روابط زناشویی مقایسه کردن های بی جا و بی دلیل است مثلا اینکه زن به شوهرش می گوید: چرا تو مثل فلان بازیگر هیکل قوی و تنومندی نداری»، یا مرد به زنش می گوید: «تو چاق شدی و چرا به ظاهرت اهمیت نمی دهی یا مثل فلان فامیلت باش که لاغر است و …» اینها حالت تحقیر دارد و نباید هیچگاه زیبایی و اندام همسرتان را با هیچ مرد یا زن دیگری مقایسه کنید و از او بخواهید که مثل دیگری باشد.

چه حرف هایی را نباید به همسرتان بزنید/جملات سمی در رابطه زناشویی

 

8-باز مشغول وقت گذرانی برای خودت یا خانواده ات هستی؟

مردها وقتی به خانه می آیند اکثرا تمایل دارند یک زمانی را به استراحت و تنهایی یا صحبت و وقت گذرانی با خانواده شان بگذرانند، بهتر است همین که همسرتان کاری برای خودش می کند به او نگویید: «باز که تلویزیون می بینی و به ما اهمیت نمی دی»، یا «چقدر با مبایلت وقت می گذرونی یکم هم به بچه ها برس»، به جای استفاده از جملات منفی اگر تمایلی به وقت گذرانی با همسرتان دارید بهتر است مثبت صحبت کنید و از او بخواهید که همراهتان باشد.

نکته دیگر این است که بهتر است هیچگاه نسبت به تماس های تلفنی یا پیام های بین همسرتان و دوستان و خانواده اش تجسس نکنید و با جملاتی مثل اینکه «اگر بفهمم با کسی صحبت میکنی که خوشم نمی آد حسابت و می رسم» یا «چقدر با مادرت صحبت میکنی» و …حرمت های بین‌تان را از بین نبرید و با کنجکاوی ها و تجسس های بی دلیل ، دعوا به پا نکنید.

 

9-«همه مردها یا همه زن ها مثل هم هستن»

یک جمله کلیشه ای که بین زنان  و مردان قدیمی مطرح بوده و نسل به نسل هم منتقل می شود «همه زن ها یا همه مردها مثل هم هستن» است که الان هم در اختلافات زوجین زیاد شنیده می شود، بهتر است دست از کلیشه ها بردارید و به روابط خودتان فکر کنید که چطور است یا اینکه «توهم مثل اونایی» دقیقا مثل چه کسانی؟ این جملات نشان از کلیشه های منفی طرف دارد که نسبت به همسرش مطرح می کند. حتی اگر تصوراتی از مردانی به غلط در زندگی تان دارید بهتر است آن را مطرح نکنید و آن را به شریک زندگی تان نسبت ندهید.

گاه هم پیش می آید که یک دوستی با شما درد و دل می کند و حرفی از روابطش با همسرش میزند که اتفاقا هم دچار مشکل هستند و بعد هم آن را شما به همسرتان می گویید و در نهایت هم می گویید که «واقعا همه مردها مثل هم هستند» یا «شما مردها چرا همه این اخلاق بد را دارید» این جمله ها تأثیر گرفته از یک روابط معیوب اطراف است بهتر است زندگی خودتان را متأثر از دیگران نکنید.

 

10- تو چقدر خراب کار هستی، از پدرت یا مادرم یاد بگیر!

گاه پیش می آید که همسرتان در کارهای خانه می خواهد به شما کمک کند اما به اندازه شما مهارت ندارد یا اینکه مثل فلان فامیلش کار فنی و تکنسینی بلد نیست، این جمله ها گفتنش ممنوع است: «بهتر است از فلان فامیلت یاد بگیری یا پدر من کار فنی را بیاموزی»، «تو چرا هیچ سررشته ای از این کارها نداری» یا «حتی در کارهای منزل هم نمی توانی کمک کنی»، همه اینها به همسرتان القا می کند که یعنی  «تو بی عرضه هستی» و او اشتباه کرده که با تو ازدواج کرده !

 

11-«هر طور راحتی»!

تحقیقات نشان داده عبارت «هر طور راحتی» و معادل های آن در فرهنگ های مختلف بیشتر از هر عبارت دیگری اعصاب افراد را بهم می ریزد و باعث تنش و دعوا می شود. این جمله که نشان از ناراحتی ما دارد بهتر است با یک جمله مناسب در ارتباط با نوع ناراحتی مان جایگزین شود مثل اینکه «فلان مسئله من را ناراحت می کند  و بهتر است در رابطه با آن صحبت کنیم».

چه حرف هایی را نباید به همسرتان بزنید/جملات سمی در رابطه زناشویی

 

بنابراین این نکات را باید در نظر داشت تا توجه کنید گوش زنان و مردان به لحاظ شنیدن و درک کردن مباحث با هم متفاوت است و گوش یک زن مثل یک مرد نمی شنود و برعکس ، خیلی از مردها یا زنان هستند که یک جمله را یک تریلی تفسیر می کنند و طاقت مقایسه شدن یا تحقیر کردن و تحقیر شدن را ندارند. مردان اغلب از جملات مبهم فراری هستند و دو پهلو صحبت کردن را درک نمی کنند یا اینکه مدت ها بدان فکر می کنند بنابراین اگر انتظار دارید که همسرتان دقیقا آن چیزی که در ذهنتان است اما بر زبانتان طور دیگری می آید، درک کند ، اشتباه فکر کرده اید. بنابراین با زبان خوش و نرم صحبت کردن، بدون درگیر شدن بی مشکلات خانوادگی، بحث درباره روابط عشقی گذشته یا مردان و زنان دیگری و مقایسه کردن و مقایسه شدن در زندگی مشترک خیلی موثر است.

**برخی جملات اشتباه دیگر

برخی جملات دیگر که در روابط زناشویی اثر منفی  و معکوس می گذارد شامل «خسته ام کردی دیگه»، «دیدی، حالا به حرفم رسیدی»، «حتما باید می رفتی اشتباه می کردی ، به حرف من می رسیدی»، «همه مردها سرو ته یک کرباسن»، «همه زن ها غرغرو هستن»، «کاش مثل فلان مرد … بودی»، «مرد باش»، «زن مهربونی باش»، «به نظرت فلانی از من خوشگل‌تره؟»، «به نظرت فلانی مثل من جذابه؟»، «حالم از این همه تلویزیون دیدن یا موبایلت بهم می خوره»، «از دوستات  خوشم نمی آد» و …

و در نهایت برای داشتن یک روابط قوی و مثبت زناشویی بهترین حالت ساختن یک زندگی خوب است اینکه هر زن وشوهری ابتدای ازدواج با هم خوب صحبت می کنند، طبیعی است اینکه در ادامه روابط نیز به همان اندازه ابتدای زندگی به هم احترام بگذارند و زیبا صحبت کنند، با ارزش است، بنابراین دقت کنید ، اشتباهات ویرانگر را مرتکب نشوید، همسرتان را نصحیت نکنید بلکه یک دوست خوب برای او باشید ، او را نصحیت نکنید و دوستانه و مهربان رفتار کنید تا کلامتان نیز اثرگذار شود.

انتهای پیام/

 



چه حرف هایی را نباید به همسرتان بزنید/جملات سمی در رابطه زناشویی

منبع خبر

چه حرف هایی را نباید به همسرتان بزنید/جملات سمی در رابطه زناشویی بیشتر بخوانید »

۶ نکته طلایی برای حفظ سلامتی از دیدگاه طب سنتی

۶ نکته طلایی برای حفظ سلامتی از دیدگاه طب سنتی



به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، ناصر رضایی پور، متخصص طب سنتی ایرانی، درباره “سبک زندگی سالم” گفت: این سبک، روشی از زندگیست که می ‌تواند سلامتی انسان را تأمین کرده، از بیماری پیشگیری کند و اگر فردی بیمار شد بتواند با این سبک به سلامتی بازگردد.

بیشتر بخوانید:

روزگاری که پزشک نداشتیم چه می‌کردیم؟

وی افزود: سبک زندگی سالم با توجه به شرایط اقلیمی در سراسر جهان متفاوت است اما بر اساس آنچه که از حکمای خردمند طب ایرانی به ما به ارث رسیده است بر ۶ اصل درست خوردن و درست آشامیدن، خواب و بیداری به وقت و منظم، حرکت ورزشی و سکون به وقت لازم، شرایط روحی و روانی مناسب، پاکسازی بدن از فضولات و توجه به تاثیر آب و هوا استوار است که اگر به آن خوب توجه شود و بر اساس مزاج و شرایط بدنی رعایت شود امید به حفظ سلامتی خواهیم داشت.

متخصص طب سنتی ایرانی کشورمان در ادامه اظهار داشت: بر اساس منابع علمی این ۶ اصل در امتداد یکدیگر قرار می گیرند و هم وزن و هم ارزش هستند. اگرچه برخی حکما گفته اند شرایط روحی و روانی مناسب از دیگر اصول مهمتر است چون سرعت اثر آن بیشتر است. ضمن اینکه امروزه در طب نوین و طب ایرانی حاضر این امر مورد قبول است. دغدغه های اقتصادی  و اجتماعی و فشارهای سیاسی موجب فشار روانی و به خطرانداختن سلامتی می ‌شود.

رضایی پور ضمن تاکید بر رعایت استانداردهای غذایی گفت: امروزه بسیاری از مردم به دلیل گرفتاری هایی که دارند استاندارد غذایی را رعایت نمی کنند و حتی وعده های غذایی خود را به تعویق انداخته یا آن را فراموش می کنند. وعده های صبحانه و شام به عنوان دو وعده اصلی نباید حذف شوند ضمن اینکه باید در ساعت معینی صرف گردد. غذا باید در آرامش صرف شود. باید بدون گوش دادن موسیقی و دیدن تلویزیون و صحبت کردن غذایمان را صرف کنیم.

وی بر جویدن غذا به عنوان یکی از مهمترین نکات در رعایت استاندار غذایی تاکید کرد و گفت: تأثیر جویدن مناسب غذا بر سردرد، بیماری های زنان و گوارش ثابت شده است. هر لقمه غذا باید حدود ۳۰ تا ۴۰ مرتبه جویده شود. با غذا نباید نوشیدنی صرف شود. ضمن اینکه از خوردن لبنیات در کنار غذاهایی مثل کباب که گوشت در آنها غالب است پرهیز شود چون لبنیات موجب فساد گوشت می‌شود.

منبع: فارس

۶ نکته طلایی برای حفظ سلامتی از دیدگاه طب سنتی

منبع خبر

۶ نکته طلایی برای حفظ سلامتی از دیدگاه طب سنتی بیشتر بخوانید »

مسئولان به خون شهدا خیانت نکنند

مسئولان به خون شهدا خیانت نکنند



فرزندان شهید صیاد شیرازی

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، روزنامه وطن امروز به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت سپهبد علی صیاد شیرازی گفت‌وگویی با مهدی صیادشیرازی فرزند این شهید والامقام انجام داده است که بخش‌های مهم آن در ادامه می‌آید.

سعی‌ می‌کرد به‌رغم وقت کمی که داشت بهترین پدر باشد

– نکته مهمی که در رفتار پدر نسبت به خانواده وجود داشت این بود که به‌ رغم وقت کمی که داشت، حتما از همان زمان کم برای بهترین تعامل با خانواده استفاده می‌کرد.

– ما واقعا پدر را کم می‌دیدیم، چون در زمان کودکی ما که پدر در جبهه مشغول خدمت بود، بعدها هم که وظایف سنگینی در ارتش بر عهده داشت، با این حال سعی داشت به همان میزان وسع زمانی که معمولا خیلی کم بود، بهترین پدر باشد.

ببینید:

عکس/ شهید صیاد شیرازی در کنار رهبر انقلاب

– کیفیت همین زمان‌های کوتاه را خیلی بالا می‌برد. اگر ساعاتی در فضای خانواده بود، سعی می‌کرد به نحو احسن استفاده کند.

نمی‌خواست تک‌بعدی تربیت شویم

– پدر یک نگاه جامعی به تربیت فرزند داشت، اینطور نبود بخواهد ما را تک‌بعدی تربیت کند.

– به بسیاری از اموری که ما برای یک زندگی سعادتمند در همین دنیا نیاز داشتیم، توجه و سعی می‌کرد ما را طوری تربیت و هدایت کند که از پس مسؤولیت‌های اجتماعی و خانوادگی خود برآییم.

به ورزش و تفریح سالم اهمیت می‌داد

– به ورزش اهمیت می‌داد و اهل ورزش بود، هفته‌ای یک مرتبه سالن می‌رفتیم و ورزش می‌کردیم.

– به تفریح سالم اهمیت می‌داد، زمان‌هایی در عید و تابستان وقت می‌گذاشت تا از فضای درسی و کاری فارغ شویم و به مراکز تفریحی برویم. بسیاری از شهرهای ایران را با ایشان سفر کردیم‌. 

برای امور معنوی و دینی برنامه‌ریزی می‌کرد

– به مسائل معنوی و دینی ما نیز توجه ویژه‌ای داشت، برای این امور برنامه‌ریزی می‌کرد و سعی داشت ما را طوری تربیت کند تا مسؤولیت‌های دینی خود را نیز به بهترین شکل ممکن ادا کنیم.

– مسائل اخلاقی، معنویت و عبادت خیلی برایش مهم بود. از همان کودکی ما را به مجالس مذهبی، روضه و دیدار با علمای اخلاق می‌برد.

سعی می‌کرد طوری ما را تربیت کند که مدافع نظام و انقلاب بمانیم

– روی این نکته که مطیع اوامر رهبر بزرگوار انقلاب باشیم و خط اصلی ما به لحاظ فکری و سیاسی در چارچوب ولایت باشد حساس بود.

– سعی می‌کرد طوری ما را تربیت کند که در مسیر انقلاب و نظام جزو کسانی باشیم که مدافع نظام و انقلاب بمانیم. 

هیچ‌گاه ندیدم وقت را تلف کند

– خیلی روی برنامه‌ریزی تاکید داشت، برای هر کاری برنامه‌ریزی می‌کرد. هیچ‌گاه ندیدم وقت را تلف کند. سعی می‌کرد فعال و پرکار باشد.

– بارها این جمله را شنیدم که می‌گفت وقت طلاست و کسی از ثانیه‌های بعدش باخبر نیست.

برنامه‌هایش را با نماز تطبیق می‌داد

– برنامه‌هایش را با نماز تطبیق می‌داد، برای هر کاری وقت خاص می‌گذاشت.

– یکی از نکات مهمی که باید برای جوانان الگو باشد، مساله انس شهید صیادشیرازی با قرآن بود.

– ایشان در زمان شهادت هم یک قرآن شخصی داشت که همراه‌شان بود. 

مسئولان به خون شهدا خیانت نکنند

– ما به عنوان خانواده شهدا از مسؤولان توقع داریم تمام همت‌شان را برای حل مشکلات مردم به کار بگیرند.

– شهدا رفتند تا مردم ما در آسایش و آرامش باشند. اگر مسؤولی وظیفه خود را بدرستی انجام ندهد، به خون شهیدان خیانت کرده است. 

دربحث اقتصادی باید به جد پیگیر سخنان رهبری باشیم

– در بحث اقتصادی باید به جد پیگیر سخنان رهبری باشیم و موانع را از میان برداریم تا با قدرت موضوع تقویت اقتصاد دنبال شود.

– موضوعات اقتصادی مهم است و باید کشور به بازدارندگی اقتصادی برسد. 

توقعات مردم از مسؤولان زیاد است

– در بخش‌های مختلف نیاز است مشکلات حل شود. توقعات مردم از مسؤولان زیاد است، توقع ما هم زیاد است.

– قدرت و ابزار در دست دولت و مسؤولان است و باید از اینها در حل‌وفصل مشکلات استفاده کنند تا مردم بتوانند با آرامش زندگی کنند و در بستر آرامش به کمال برسند. 

مسئولان به خون شهدا خیانت نکنند

منبع خبر

مسئولان به خون شهدا خیانت نکنند بیشتر بخوانید »

حجاب به ما کمک می‌کند سوژه جنسی نشویم/حجاب داشتن لطف نیست بلکه وظیفه توحیدی ماست

حجاب به ما کمک می‌کند سوژه جنسی نشویم/حجاب داشتن لطف نیست بلکه وظیفه توحیدی ماست


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، همیشه افرادی که در زندگی‌شان «تغییر» را در سبک زندگی تجربه کرده‌اند و آن تغییر را خودشان به وجود آورده و انتخاب کرده‌اند حرفهای جذابی برای گفتن دارند. «تغییر» پوشش و انتخاب حجاب و به ویژه پوشش چادر از جمله تغییرات سخت و پرچالشی‌ست که دختران تجربه‌اش می‌کنند. تغییر پررنگی که در نگاه دیگران همواره چرایی آن موجب پرسش‌های فراوانی می‌شود و آنها باید برای همه گروه‌ها و طیف‌های مختلف جواب درخورد داشته باشند.

اما گفتگو با «هدی محمدی» فقط پیرامون این تغییر پوشش در زندگی او نیست. او کارشناسی علوم ارتباطات اجتماعی دارد و هم‌اکنون روزهای پایانی دانشجویی‌اش در رشته مطالعات فرهنگی دانشگاه تهران را می‌گذراند.

سردبیر برنامه‌ تلویزیونی «مصیر» از شبکه چهار سیماست و حالا دو تا پایش را کاملا داخل رسانه گذاشته. او بارها در صفحه مجازی خود از روند محجبه شدنش گفته ‌است و حالا در این گفتگو دوباره از این روند و مواجهه‌هایش با حجاب و تبلیغات فرهنگی در این حوزه می‌گوید و اینکه چه چیزهایی او را در ابتدا جذب و یا گاهی پس‌زده‌است؟ این گفتگو را در ادامه بخوانید.

گفتم قرار است فردا چطور مادری برای فرزندم شوم؟

نقطه‌ای که حجاب و انتخاب پوشش را برای هدی مساله کرد با یک سوال شروع شد که قرار است در آینده چطور مادری باشد؟ اصلا قرار است چه شکلی مادر باشد. سوالی که آغاز یک مسیر شد:«من یکسال زودتر از بقیه به دانشگاه رفتم. یعنی هفده ساله بودم که وارد دانشگاه شدم. همانطور که می‌دانید در کارشناسی علوم ارتباطات اجتماعی خواندم. برخی این رشته را جزو علم رسانه می‌دانند اما من به شخصه ارتباطات یک علم اجتماعی تعریف می‌کنم. در ابتدا محجبه نبودم. مانتوی گشاد می‌پوشیدم ولی موهایم کاملا مشخص بود. بیشتر وقت‌ها در دانشگاه مقنعه سر می‌کردم. و چون در دانشگاه تهران مقنعه اجبار نیست، یک وقت‌هایی شال هم می‌پوشیدم. وقتی وارد محیط دانشگاه شدم به نقطه‌ای رسیدم که برایم سوال شد که من باید چطوری باشم؟ اولش مقداری کاریکاتوری و احساسی‌گونه پیش رفت. مثلا با خودم می‌گفتم من وقتی بچه بودم چادر مادرم را می‌گرفتم. پس اگر من زمانی مادر شدم قرار است فرزندم کجا را بگیرد؟ و مدام به این فکر می‌کردم که قرار است چه شکلی باشم؟ از طرفی در مواجهه با قشر مذهبی داخل دانشگاه می‌دیدم که آنها خودشان را جدا از بقیه تعریف می‌کنند. مثلا وقتی در هیئت‌ها شرکت می‌کردم و یا در یک سری مواجهات در جلسه‌ها تاکید می‌کردم که عجله کنید نماز قضا می‌شود سریع با تعجب می‌پرسیدند: «مگر شما هم نماز می‌خوانی؟» خیلی برایشان عجیب بود که کسی مثل من حجابش کامل نیست ولی نماز می‌خواند! در حالی که تقریبا در خانواده ما هیچکس حجابش صد در صدکامل نیست اما همه نماز می‌خوانند.»

انتخاب چادر، یک انتخاب بزرگ است

هدی می‌گوید انتخاب چادر برخلاف تصور برخی چادری‌ها انتخاب ساده‌ای نیست. بلکه فردی که از بدحجابی به حجاب و بعد چادر را انتخاب می‌کند خودش را وارد چالش بزرگی کرده‌است:«من الان به طور مشخص 5 سال است چادری شده‌ام. اما اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم باید بگویم هنوز چادر برای من عادی نشده ‌است و هنوز که هنوز است به اندازه روز اول برایم سخت است. واقعا هم سخت است. از این بابت که من تجربه مانتویی بودن را داشته‌ام و شاید خیلی از چادری‌ها ندارند و این اختلافی که من از آن حرف می‌زنم برایشان محسوس نیست. اختلاف دما در تابستان برای من بیشتر قابل درک است تا کسی که همیشه چادری بوده و عادت دارد. من وقتی از سرکار به خانه می‌آیم خواهرم از من می‌پرسد واقعا تمام روز چادر سرت بوده؟ در صورتی که بوده و تصور این بودن دائمی چادر در همه ساعات کاری برای او سخت است. حالا این‌ها جنبه‌های فیزیکی چادر بود. بخواهم صادقانه‌تر حرف بزنم باید از منظر شخصی خودم بگویم کسی که بعد از محجبه شدن چادر را انتخاب می‌کند، خودش را وارد چالش بزرگی کرده‌است.»

برخی گمان می‌کنند چادری‌ها بابت منفعت خاصی چادر می پوشند

یکی از چالش‌های بزرگ چادر برای هدی این است که عده‌ای خیال می‌کنند چادری‌ها حتما به دستگاه‌های حاکمیتی وابسته هستند و یا اینکه به منظور قرار گرفتن در آنها چادر سر می‌کنند. در حالی که چادر پوشش سنتی ایرانی‌هاست و این ممکن است کسی که چادر را انتخاب کرده و به این حرف‌ها عادت ندارد را اذیت کند:«چادر سر کردن چالش‌های زیادی دارد. اجازه بدهید برایتان یک مثال بزنم. شما وقتی چادر سرتان است، بسیاری از افراد جامعه خیال می‌کنند شما نماینده تام‌الاختیار حکومت هستید. نماینده‌ای که خوبی‌هایش را به پای تو نمی‌نویسند اما خیال می‌کنند کسی که اختلاس کرده حتما با شما نسبتی دارد. اگر اتفاق بدی در ساختار حاکمیت بیفتد تو قطعا از آن اتفاق بد حمایت می‌کنی. اگر بنزین به آن شکل بد گران شد تو حتما مقصری و باید جواب بدهی در صورتی که دقیق یادم می‌آید من در مترو برای همه توضیح می‌دادم خانم باور کنید من هم بابت گرانی بنزین مثل شما معترض هستم. برای من هم سخت است. این چالش‌ها ممکن است هرکسی که تازه چادری شده را اذیت کند. اما من انتخابش کردم.»

حجاب به ما کمک می‌کند سوژه جنسی نشویم/حجاب داشتن لطف نیست بلکه وظیفه توحیدی ماست

انتخاب چادر انتخاب آسانی نیست!

پروسه چادری شدن هدی بعد از محجبه شدن شش ماه  طول می‌کشد. برای همین او معتقد است انتخاب چادر واقعا سخت است و نیازمند یک سری بلوغ فکری است:«به نظر من چادری شدن یک پروسه بسیار طولانی‌ است. مخصوصا اگر قرار باشد منطقی با آن کنار بیایی و دقیقا برای من این پروسه خیلی طولانی شد. بگذارید یک مثال بزنم. من نوروز 93 تصمیم گرفتم که دیگر چادر سر کنم. نمیدونم چطور بگویم ولی چندین بار موهایم را داخل کردم و گفتم من از فردا چادر سر می‌کنم اما اصلا جرات این کار را نداشتم. به نظر من یک بخش به خاطر نگاه مردم است. من به برخی افراد چادری به لحاظ سبک فکری و رفتار اجتماعی نزدیک نبودم اما با چادر در جامعه با او همسان دیده می‌شدم. این سخت بود و البته هست. اغراق نیست بگویم بعد از چادری شدن برخی روابط و دوستانم را از دست دادم. طرز فکر آن‌ها درباره هدی محمدی چادری خیلی عجیب بود و البته هست. می‌گفتند نکند عاشق شده‌ای، یا صداوسیما کار می‌کنی. باید می‌گفتم من قبل از اینکه چادری شوم صداوسیما رفتم. باید جواب پس می‌دادم که نخیر چادری شدن من مثل فلان خانم مجری نیست یا من درست است چادری هستم اما اصلا مثل فلان شخص فکر نمی‌کنم. دومین مشکل هم این بود که الگوی درست از چادر متاسفانه بسیار کم داریم و حتی نمی‌شود من به عنوان دختر چادری در صحبت‌هایم به آن اشاره کنم و البته سیاست‌گذاری‌ها و تبلیغات فرهنگی برای چادر هم بسیار بد است! برای ارجاع به الگوها باید خیلی قبل‌تر بروم، مثلا بگویم خانم دباغ! الگوی اخیری که نزدیک به نسل من باشد را پیدا نمی‌کنم.»

تاریخ مصرف برخی ادبیات‌های فرهنگی در حوزه حجاب گذشته است

هدی معتقد است در ترویج حجاب برخی نوعی بی‌احترامی به قشر کم‌حجاب وجود دارد و این باعث می‌شود دو طیف مختلف از مردم روبروی هم قرار بگیرند درحالیکه این قبیل حرفها با نظر اکثریت مذهبی و محجبه‌ها ممکن است همخوانی نداشته باشد:«یکی از سیاست‌های فرهنگی در حوزه حجاب که من نمی‌دانم چطور انقدر در تولیدات فرهنگی ما ریشه دارد این است که چرا تلاش می‌کنیم هرچیزی را با فرم توضیح بدهیم. اگر شما انواع پوستر مربوط به حجاب را در گوگل جستجو کنید می‌بینید که پر است از شکلات با پوست و بی‌پوست تا دلمه و برچسب استادندارد. درست است که سیاستگذاری نظام جمهوری اسلامی ایران این است که باید تبلیغ به حجاب شود. اما قطعا هدف این نبوده که با این ادبیات مبتذل حجاب را تبلیغ کنیم. این ادبیات حتی به من که پوشش چادرم را هم خودم انتخاب کردم و هدفهای مهم‌تر از اصطلاحی که شما برای شکلات و کاغذش به کار می‌رود داشتم، توهین می‌کند. این خروجی یعنی کسی که می‌خواهد تبلیغ حجاب کند اصلا خودش متوجه مهم بودن حجاب نشده‌ است که دارد به این شکل و شمایل تبلیغش می‌کند یا اینکه می‌خواهد دشمنی کند تا از ریشه نابود کند. شما یک نفر را به من معرفی کن که با دیدن این پوسترهای دم دستی بگوید من متحول شدم و فردا چادر سر می‌کنم! و چقدر عجیب که هیچوقت از من محجبه هیچوقت پرسیده نشد که نظرم درباره این قیبل تبلیغ‌ها چیست؟ یک مسئله دیگر در تبلیغات تاکید روی حجاب و عدم تاکید روی عفت است، نتیجه این بی‌توجهی وضعیتی است که الان شاهد آن هستیم، می‌دانیم که پوشیدن مو و بدن و.. بعد ایجابی حجاب است، در حالی که حجاب یک بعد سلبی دارد! اینکه نباید توجه نامحرم را به خود جلب کنی! در این بعد دوم ما تاکید روی عفت را داریم، اما متاسفانه در سیاست‌گذاری و تبلیغات اصلا روی این بعد تاکید نمی‌شود، خب نتیجه این موضوع را کجا می‌بینیم؟ در حجاب استایل‌ها، در صفحات بلاگرهای مذهبی اینستاگرام، در مدلینگ حجاب و…»

حجاب به ما کمک می‌کند سوژه جنسی نشویم/حجاب داشتن لطف نیست بلکه وظیفه توحیدی ماست

حجاب باید با پشتوانه عقل و منطق باشد

هدی معتقد است کاملا عقلانی حجاب را انتخاب کرده و انتخاب احساسی حجاب و به خصوص چادر دوام چندانی نخواهد داشت برای همین بهتر است هرکسی که از روی احساس محجبه و چادری می‌شود بعد از آن دلیل عقلانی هم برایش انتخاب کند. اما اگر بخواهم درباره محجبه شدن جدی و به دور از فضای احساسی حرف بزنم این است که علت محجبه شدن من این بود که حجاب و پوشش اسلامی همراهش امنیت اسلامی است. به شکلی که اگر شما در تاکسی بنشینید و پوشش کاملی داشته باشید احتمال اینکه مورد اذیت‌های مختلف قرار بگیرید بسیار کمتر است. نمی‌گویم صفر اما کمتر است. احتمال اینکه آزار جنسی و کلامی ببینی بسیار کمتر است. صفر نیست چون آدم مریض همیشه مریض است چه چادر سرت باشد چه نباشد او مریض است. من به شکل کاملا عقلانی برای خودم یک طرف ترازو حجاب و مشخصات و دستاوردهایش را گذاشتم و در طرف دیگری سختی‌های حجاب را گذاشتم و دیدم واقعا دستاوردها و یا به اصطلاح آپشن‌های حجاب خیلی بیشتر از سختی‌هایش است. ضمن اینکه من دوستان چادری خیلی خوبی هم داشتم که قطعا تاثیرگذار بودند. چیزی که خیلی برایم قشنگ و جالب بود این است که به من می‌گفتند در محجبه شدن تعجیل کردن خوب است. مبادا احساسی عمل کنی. چون احساس تا جایی تو را پشتیبانی می‌کند اما بعد که سختی‌های چادر را حس می‌کنی دیگر آن احساس شکل قبل نیست. برای همین است که من می‌گویم بله چادر سرکردن برای من که زندگی با پوشش دیگر را تجربه کردم سخت است و اگر احساسی عمل کرده بودم تا الان چادرم بر سرم نمی‌ماند. کما اینکه الان در جمع دوستانم هم چنین افرادی وجود دارد. من دوره کارشناسی چادر نداشتم یکی از دوستانم داشت و الان ارشد هستیم من چادری هستم اما او نیست چون از اول هم احساسی با چادر برخورد کرد. یکی از غلط‌ترین مواجهه‌ها با پوشش برای کسی که می‌خواهد انتخابش کند یا نکند و یا کسی که می‌خواهد سیاستگذاری کند وزنه احساسی دادن به حجاب و به ویژه چادر است. من نمی‌گویم کسی نباید احساسی چادر سر کند. من فقط می‌گویم اتفاقا اگر برخورد احساسی با پوشش داری حتما باید در کنارش هم  عقل و منطق هم داشته باشی و کم کم  عقلانیت را باید اضافه کنی. چون به مرور زمان آن احساس اولیه فروکش می‌کند و بعد نیازمند منطق قوی هستی.»

در مجلس روضه خلاء چادر را در خودم احساس کردم

هدی با این حال می‌گوید در زندگی لحظاتی هم بوده که به شکل کاملا احساسی دلش می‌خواسته پوشش چادر داشته باشد. چادری که در روضه‌ها به آن پناه ببرد:«من هیچ‌وقت آدم لحظه‌ای نبودم و نیستم که بگویم یکباره تحت‌تاثیر چیزی قرار گرفتم و محجبه و چادری شدم. کتاب‌های علامه حکیمی و دکتر بهشتی مرا خیلی تشویق کرد. البته اجازه بدهید یک لحظه احساسی هم برایتان تعریف کنم که بگویم چرا من یک جایی هم احساسی شدم و همه چیز کاملا منطقی نبود. وقتی رفتم روضه و می‌خواستم گریه کنم. دلم می‌خواست یک چیزی باشد که روی سرم بکشم. یک چیزی که بروم داخلش و آن چیز را نداشتم. من چادری نداشتم که توی روضه روی سرم بکشم و های های گریه کنم و این برایم دردناک بود. دلم خواست چادر داشته باشم. از طرفی هم دوست داشتم میان مذهبی‌ها به رسمیت شناخته شوم. احساس می‌کردم بدون چادر آن رسمیت آنطور وجود ندارد. اگرچه من این نقد را دارم که برخی مذهبی‌سنتی‌ها در مقابل یک تازه محجبه و تازه وارد تصورشان چندان درست نیست. مثلا احساس می‌کنند دوران قبل از حجاب تو یک زندگی سیاه و فاجعه بوده‌است و تازه زندگی زیبایی پیدا کردی. این تصور درست نیست. چون بسیاری از کسانی که حجابشان ناقص است فقط همان نقص حجاب را دارند و باقی شرعیاتشان سر جای خودش است. کما اینکه اشتراکاتشان با مذهبی‌ها ممکن است خیلی هم زیاد باشد آنقدر که توقعش را نداشته باشید و تنها نقص حجاب اختلاف آنها باشد.»

حجاب به ما کمک می‌کند سوژه جنسی نشویم/حجاب داشتن لطف نیست بلکه وظیفه توحیدی ماست

هنگام انتخاب بدانید الزامم به حجاب لطف نیست، وظیفه توحیدی ماست

اگر برخورد احساسی و انتخاب احساسی حجاب فایده چندانی ندارد و باید عقلانی باشد. انتخاب عقلانی به چه معناست؟ یعنی باید چه چیزهایی را انتخاب کننده لحاظ کند. سوالی که هدی در پایان اینطور جواب می‌دهد:«وقتی از انتخاب عقلانی حرف می‌زنم منظورم دیدن همزمان سختی‌ها و آسانی‌هاست. یعنی وقتی محجبه می‌شویم بدانیم که سختی‌هایی با خودش دارد و حتی ممکن است خیلی اوقات در تعاملات اجتماعی ما اثرگذار باشد. چون ممکن است برخی به حجاب ما گارد بگیرند. با این حال این انتخاب ماست و پای آن می‌ایستیم. اما اینکه چرا این محدودیت را انتخاب می‌کنیم چند دلیل دارد. بخش مهم انتخاب چادر امنیت اجتماعی آن است. حجاب به ما کمک می‌کند سوژه جنسی نشویم. یعنی اگر با نگاه جنسیت زده در جامعه مشکل داریم حجاب به ما کمک می‌کند که این نگاه تضعیف شود. حجاب کامل در کنش اجتماعی یک پیام اصلی دارد. این که مهم نیست من زن هستم یا مرد! بلکه باید به حرفم گوش بدهی، کیفیت کارم را ببینی. اینجا نگاه جنسی از بین می‌رود و یا اینکه تضعیف می‌شود. برای همین است که من به شخصه نمی‌توانم بگویم حجاب استایل‌ها محجبه هستند. چون آنها این نگاه را اصلاح نمی‌کنند بلکه اتفاقا به آن دامن می‌زنند. نکته دیگری که درباره حجاب وجود دارد نگاه توحیدی آن است. ما با حجاب داریم به حکم حجاب الهی چشم می‌گوییم. حکمی که در حال حاضر چشم گفتن به آن سخت‌تر هم شده‌است اما بازهم به معنی این نیست که ما کار ویژه‌ای می‌کنیم. چون راستش من حجاب را یک مسوولیت شرعی و اجتماعی می‌بینم. نه یک لطف! من حجاب دارم چون وظیفه من است. چادر سر می‌کنم چون دوست دارم وظیفه‌ام را خوب انجام دهم. من چیزی که انتخاب کردم را نباید روی گردن کسی بگذارم. اما می‌گویم که ممنون شهدا هستم که خون دادند تا من بتوانم چادر سرم کنم. در آرامش چادر سرم کنم. در جامعه امن چادر سرم کنم نه در شرایط جنگی و کشور جنگ زده.»

منبع: فارس

حجاب به ما کمک می‌کند سوژه جنسی نشویم/حجاب داشتن لطف نیست بلکه وظیفه توحیدی ماست

منبع خبر

حجاب به ما کمک می‌کند سوژه جنسی نشویم/حجاب داشتن لطف نیست بلکه وظیفه توحیدی ماست بیشتر بخوانید »