سریال

پورعابدینی: مرگ راضیه سخت‌ترین سکانس «آقازاده» بود/ در هوا معلق بودم

پورعابدینی: مرگ راضیه سخت‌ترین سکانس «آقازاده» بود/ در هوا معلق بودم


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس، مجموعه «آقازاده» مدتی است که از طریق شبکه نمایش خانگی توزیع می شود.

این سریال به تهیه کنندگی «حامد عنقا» و کارگردانی «بهرنگ توفیقی» ساخته شده و امیر آقایی، امین حیایی، کامبیز دیرباز، امین تارخ، ثریا قاسمی، لعیا زنگنه، حامد تهرانی، پردیس پورعابدینی و … در آن ایفای نقش می کنند.

این مجموعه در ژانر درام اجتماعی و سیاسی داستان یک آقازاده به نام نیما بحری (امیر آقایی) است که تخلفات اقتصادی مرتکب شده و یک مأمور به نام حامد تهرانی (سینا مهراد) که او هم یک آقازاده است، البته با خصوصیاتی کاملاً مخالف تلاش می‌کند تا دست نیما را رو کند.

پردیس پورعابدینی در این اثر اولین نقش خود را جلوی دوربین ایفا می کند.

پردیس پور عابدینی بازیگر نقش راضیه و مانلی در سریال «آقازاده» از نخستین تجربه بازیگری خود گفت.

**وجه اشتراک مانلی و راضیه

این بازیگر در مستند «بوی خون» به کارگردانی وحید سعیدی گفت: سریال «آقازاده» به عنوان اولین تجربه تصویری، واقعا عجیب و غریبی بود. تا به حال در یک قاب جلوی دوربین نرفته بودم، در حالی که آدم های زیادی نظاره ام می کردند. ولی همیشه به خودم می گفتم که: «پردیس! تو میتونی از پس این کار بر بیای». سعی کردم نه مغرور و نه مغلوب استرس شوم.

پورعابدینی در پاسخ به این سوال که شخصیت راضیه و مانلی سریال آقازاده از نگاه شما چه تعریفی دارند، این طور جواب داد: «به نظر من راضیه و مانلی اشتراک های زیادی با هم دارند. اما مهمترین وجه اشتراک آن ها خالص بودنشان است. راضیه از خانه مادربزرگ بدون آنکه تجربه گذار از جامعه را داشته باشد، مستقیم به خانه نیما رفته است.

او ادامه داد: راضیه و مانلی هردو آدم های ساده و معمولی بودند که به این سرنوشت دچار شدند. ماجراهایی که امکان دارد برای هرکسی اتفاق بیافتد تا به سرنوشتی مشابه این دو شخصیت دچار شود.

 پورعابدینی قرار گرفتن کنار بازیگران باتجربه در سریال «آقازاده» را یکی از عوامل موفقیت خود دانست و در این باره گفت:  بازیگران واقعا بی نظیر بودند. حس خوبی از آن ها گرفتم. علاوه بر بازی و تمرین در سکانس ها، دوست داشتم که در پشت صحنه هم از آنها چیزی یاد بگیرم. همه در این راه همه کمکم کردند، برایم انرژی گذاشتند. به خصوص آقای امین تارخ که درباره فن بیان و صدا کمکم کردند.   

**مرگ راضیه سخت ترین سکانس بود

 این بازیگر سخت ترین سکانس خود را ، مرگ راضیه عنوان کرد: سکانس مرگ راضیه، سخت ترین سکانسی بود که تجربه کردم. شاید به خاطر اینکه صحنه را به صورت کروماکی می گرفتند و همه چیز به حس و حال من بستگی داشت تا خوب از کار دربیاید. در حالی که در هوا معلق بودم باید حس وحشت و هراس راضیه را به صورت واقعی بازی می کردم. سکانسی بود که خیلی سعی کردم تا خوب از کار دربیاد و تاثیرگذار باشد.

 پورعابدینی افزود: قبل از بازی در سکانس مرگ راضیه، با آقای توفیقی در باره صحنه و شکل اجرا صحبت کرده بودیم اما آن حسی را که قرار بود در لحظه داشته باشم ، با یک ارتباط کلامی و چشمی در من ایجاد کردند.

این بازیگر همچنین چگونگی انتخاب خود برای سریال «آقازاده» را این طور تعریف کرد: فکر می کنم غروب بود و قرار بود که تست گریم انجام شود که به خاطر از دست رفتن نور، انجام نشد. نکته ای که برایم جالب بود توجه آقای عنقا به رفتار و گفتار من بود. از این لحاظ که به عنوان یک بازیگر که قرار است چند میلیون نفر حرکات و رفتار من را دنبال کنند، کاملا زیر ذره بین قرار داشتم. هم آقای توفیقی و هم آقای عنقا واقعا برای من مثل یک پدر بودند.

او درباره بهرنگ توفیقی و ویژگی های کارگردانی اش اظهار کرد: مهمترین ویژگی آقای توفیقی غیر از خوب و حرفه ای بودنشان، این است که همراه بازیگر هستند. این باعث می شود که جلوی دوربین، احساس راحتی داشته باشی. علاوه بر این ها حرفه ای بودن و اخلاق خوبشان برای من که اولین بار بود جلوی دوربین می رفتم، بسیار تاثیر گذار بود و کمک حالم بود.

مستند «بوی خون» به کارگردانی وحید سعیدی ، نویسندگی احمد رنجبر و تهیه کنندکی سید امیر موسوی نیا یک شنبه ها در سامانه فیلیمو و نماوا منتشر می شود.

**قصه ای از جنس واقعیت

استان سریال آقازاده از جنس «اقتباس از واقعیت» است. حامد عنقا تلاش کرده داستانی مستند به مستندات واقعی به‌ویژه در حوزه مفاسد اقتصادی،‌ داستانی خیالی را خلق کند و در بستر آن تصویرگر تقابلی میان دو آقازاده باشد؛ حامد تهرانی (سینا مهراد) و نیما بحری (امیر آقایی).
عنقا در اقتباس از پرونده‌های فساد واقعی و به‌روز نیز ارجاعات هدفمند به شخصیت‌های واقعی در طراحی مناسبات داستانی آقازاده استفاده کرده است. او که در دوره‌های فعالیت با اصحاب قدرت و دولتمردان ارتباط داشته مواجهه‌اش با پدیده «آقازادگی» فارغ از تجربه‌های شخصی نیست و توانسته با بهره‌گیری از کلیشه‌های داستانی و ارائه تصویری از شخصیت‌های سیاه‌وسفید و آشنا برای مخاطب، طیف گسترده‌تری از مخاطبان عام را با خود همراه کند.
 به تعبیر ساده‌تر عنقا روایتش را در زرورقی از یک «قصه عامه‌پسند» پیچیده تا آنچه انگیزه طرحش را داشته، هرچه بیشتر به یک «تجربه جمعی» نزدیک شود و برای همه آشنا به نظر بیاید. از سوی دیگر به نظر می‌رسد بر مبنای طرح کلی این سریال، به همان اندازه که حواس طراحان متوجه مهندسی حواشی برای موج‌سازی در فضای رسانه‌ای بوده، نیم‌نگاهی به کدگذاری‌های کلیدی برای مخاطبان جدی‌تر همراه با نشانه‌هایی برای تحریک شاخک‌های حساس برخی ناظران و حتی مدیران داشته‌اند.

عنقا توانسته با استفاده از رویدادها و پرونده‌های قضایی و فسادهای اقتصادی سال‌های اخیر که اتفاقا در رسانه‌ها نیز دنبال شده و بازتاب یافته فیلم‌نامه‌ای را بنویسد که از یک طرف مطابق عین واقعیت‌های این پرونده‌ها نیست ولی از هر کدام نشانی دارد و با این راهکار هم از ممیزی و نشانه‌رفتن مستقیم شخصیت‌ها و برچسب‌های گروه‌های مختلف و طرفداران آنها خلاص شده و هم داستان خود را بر اساس واقعیات روز جامعه پیش برده و به ذهن و زبان مخاطب عام و در واقع حرف دل آنها نزدیک کرده است.  

**تلنگر به مسئولان بدون عبور از خطوط قرمز

آقازاده نشان داد دور از ذهن‌ترین مناسبات و رویدادها هم می‌تواند زمانی رنگ «واقعیت» به خود بگیرد. آنچه به ‌عنوان رابطه راضیه (مانلی) و حامد در سریال به تصویر درآمده، برای بخش عمده‌ای از مخاطبان سریال غریب و دور از ذهن می‌نماید. آنچه از روابط سطح بالای نیما بحری در بدنه قوه قضاییه و دیگر نهادهای بالادستی نشان داده می‌شود، برای بسیاری مخاطبان عام از جنس اغراق است. آنچه از جنایت و فساد جنسی در بخش‌هایی از داستان اشاره می شود هم برای عده‌ای بعید به نظر می‌رسد. 
با این همه آقازاده کژی ها را در قالب یک درام، بیان کرده و نشان داده می توان نیش زد بدون آن که چارچوب کشور را زیر سوال برد. سریال به مسئولان تلنگر می زد تا حواس شان بیش از پیش جمع باشد. در عین حال به مخاطب نوید می دهد اگر نیماهای خون آشام در جامعه جولان می دهند، حامدهای جان برکف در تعقیب شان هستند و داد شما را می ستانند.

انتهای پیام/



پورعابدینی: مرگ راضیه سخت‌ترین سکانس «آقازاده» بود/ در هوا معلق بودم

منبع خبر

پورعابدینی: مرگ راضیه سخت‌ترین سکانس «آقازاده» بود/ در هوا معلق بودم بیشتر بخوانید »

«پایتخت ۷» از گره‌های بازنشده تا دستمزدهای میلیاردی!/ ساخت فصل جدید چقدر برای مردم آب می‌خورد؟

«پایتخت ۷» از گره‌های بازنشده تا دستمزدهای میلیاردی!/ ساخت فصل جدید چقدر برای مردم آب می‌خورد؟


خبرگزاری فارس- گروه رادیو و تلویزیون: مجموعه تلویزیونی «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم اثری است که در فصل اول نظر خیلی ها را جلب کرد.در فصل دوم مردم با نقی و خانواده اش انس گرفتند و رفته رفته در فصل های بعدی با آنها همراه شدند.

حالا پس از این فراز و فرودها و قصه هایی که به جان نشسته بسیاری از خانواده های ایرانی منتظر بودند تا فصل ششم این سریال را در روزهایی که برای مقابله با کرونا در خانه مانده اند، ببینند و از آن لذت ببرند. اتفاقی که این بار نیافتاد و تغییرات عمده در شخصیت پردازی ها مخاطبان را دل آزرده کرد.

**وقتی خانواده نقی قالتاق می شوند!

خانواده نقی معمولی در فصل ششم از آن حالت روستایی و ساده خود به در آمده و قالتاق شدند، بابا پنجعلی که روزگاری نماد ستون و پایه خانواده بود از دست رفت و جایگزینی برای آن وجود نداشت. اهداء عضو در این سریال به سخره گرفته شد و حتی مزاری برای پدر در نظر گرفته نشد همچنین مضامین ارزشی و مقدس مانند مناسک حج، نماز خواندن، شئون و ظواهر مذهبی مانند جای مهر روی پیشانی و … وارد حیطه طنز و شوخی های سخیف شدند.

نقی به عنوان پدر خانواده در حدی دچار خصوصیت های بد اخلاقی است که نمی تواند الگوی خانواده باشد. همه اعضاء خانواده به راحتی به هم دروغ می گویند و موضوعات زندگی را از هم پنهان می کنند. هما به عنوان نماد زن ایرانی تحصیل کرده، که در فصول گذشته تلاش می کرد نقی را هدایت کند و برای زندگی اش تلاش می کرد، این بار خود از خط خارج شده، دخترانش را بدون اجازه پدر به اردو می فرستد و به همسرش دروغ می گوید.

 

سارا و نیکا به عنوان دختران نوجوان نقی می توانند به راحتی ماهواره سفارش بدهند و حتی برای این کار به بزرگتر خود هم نیازی ندارند. بهتاش خواهر زاده نقی، گرچه به ظاهر به ورزش و پیشرفت ابراز علاقه می کند، اما هتاکی و بی احترامی های او به بزرگترها، در این فصل از سریال برجسته تر شده است. دست بلند کردن او روی نقی، خطاب قراردادن مادر و زن دایی اش به اسم کوچک، ارتباطات نامتعارف و منافی اخلاق با دختران و تیغ زدن اطرافیان با دروغ و دغل از جمله رفتارهای اوست.تا جایی که در واکنش به رفتارهای مادرش در مقابل رحمت، به او می گوید: «خجالت بکش. کیس از این بهتر نبود باهاش کانکت شی؟»

ارسطو که با عفو از زندان آزاد شده، برای رهایی از مشکلات مالی، درگیر قاچاق مواد مخدر به داخل زندان می شود. موضوع تریاک کشی و اعتیاد تقی و برادران رحمت به راحتی و به عنوان مساله ای عادی در سریال عنوان می شود.

**قصه ناتمامی که تکلیف آن روشن نشد

فصل ششم درحالی که مخاطبان انتظار داشتند حداقل در قسمت های پایانی انتظاراتشان را برآورده کرده و همه چیز را به خوبی و خوشی تمام کند، ناگهان و نیمه کاره و درست در زمانی که اعتراضات به بالاترین حد خود رسیده بود به پایان رسید.

همان زمان سیروس مقدم درباره پایان این فصل گفت: «پایتخت» در 15 قسمت طبق قرار و تعهدش در ایام نوروز پخش شد و تنها قسمت های آخر و فینال آن طلب مخاطبین از ما است که ان شاءالله در اولین روزی که ستاد ملی مبارزه با کرونا اعلام وضعیت عادی کرد، تیم پایتخت فینال را ساخته و در یکی از اعیاد مثل عید فطر و یا… به محضر مردم عزیز تقدیم می کنند.

«پایتخت ۷» از گره‌های بازنشده تا دستمزدهای میلیاردی!/ ساخت فصل جدید چقدر برای مردم آب می‌خورد؟

 

**بالاخره نفوذی که بود؟

قسمت آخر پایتخت نیز که سکانس های پایانی آن مشابه یکی از فیلم فارسی های دوران طاغوت ساخته شده بود، کار را به جایی رساند که علی عسکری در نامه ای خطاب به مرتضی میرباقری معاون سیمای وقت با اشاره به حواشی قسمت آخر مجموعه پایتخت 6 تاکید کرد: لازم است بررسی شود که این اقدام حاصل اشتباه، بی توجهی و وادادگی است یا نتیجه عملیات مرموز و فتنه انگیز «ستون پنجم فرهنگی دشمن»؟!

از آنجا که برخی از موارد ( از قبیل قسمت پایانی سریال پایتخت) نسبت به ضوابط و چارچوب های رسانه ملی دقت لازم را نداشته اند و تلاشهای شبانه روزی صورت گرفته در بخش های مختلف سازمان صدا وسیما را تحت الشعاع حاشیه سازی هایی قرارداده اند لازم است این موضوع بررسی دقیق و همه جانبه شود.

نکته جالب ماجرا اینجاست که در این مدت نه تنها نفوذی شناسایی نشد، بلکه ساخت فصل هفتم به همان تیم و با همان ترکیب سابق سپرده شد.

«پایتخت ۷» از گره‌های بازنشده تا دستمزدهای میلیاردی!/ ساخت فصل جدید چقدر برای مردم آب می‌خورد؟

 

**آیا تلویزیون در مقابل حاشیه ها مقاومت می کند؟

این روزها قصه «عادل فردوسی پور» برای همه آشناست. گزارشگر محبوبی که علی رغم حرفه ای بودن در کارش جایی که مقابل رئیس بالادستی خود ایستاد و از چارچوب های سازمان صداوسیما بیرون زد، مدیر شبکه علی رغم تمام هجمه ها، مقابل این خودسری ایستاد تا این کج روی ها و رفتارهای سلیقه ای باب نشود و کسانی که در رسانه ملی کار می کنند، بدانند که این چارچوب ها و قوانین مشخص است و بنا نیست مدیران بالادستی مرعوب تعداد بالای هواداران افراد شوند.

حالا در مقیاسی کوچکتر این اتفاق برای سارا و نیکا دوقلوهای پایتخت افتاده است. آنها که از کودکی در این سریال حضور داشتند، کم کم با ورود به دنیای نوجوانی شروع به انتشار تصاویر و رفتارهای خارج از عرف از خود کردند و کار را به جایی رساندند که گفته می شود در فصل هفتم بنا نیست حضور داشته باشند. هرچند که این دو بازیگر نقش مهم و پیش برنده ای در داستان نداشتند، اما تا خبر حذف آنها از فصل هفتم منتشر شد، بازیگران دیگر سریال در فضای مجازی شروع به داغ کردن ماجرا کردند تا آنها به سریال برگردند. حال باید دید تلویزیون در مقابل این ماجرا می ایستد یا کوتاه خواهد آمد.

«پایتخت ۷» از گره‌های بازنشده تا دستمزدهای میلیاردی!/ ساخت فصل جدید چقدر برای مردم آب می‌خورد؟

 

**پرداخت دستمزد 5 میلیاردی با چه منطقی؟

از سوی دیگر گفته می شود که محسن تنابنده نویسنده و بازیگر سریال برای فصل هفتم تقاضای 5 میلیارد تومان دستمزد کرده است که با یک حساب سرانگشتی به رقمی بالای 330 میلیون تومان برای هر قسمت می رسیم.این در حالی است که دریافت چنین ارقامی از سوی بازیگران تلویزیون عرف نیست و در این پروژه نیز مشخص نیست که این رقم از بودجه بیت المال بر چه اساسی باید به جیب سازندگان این سریال برود؟ این را بگذارید در کنار بودجه 30 میلیاردی که بناست 15 قسمت سریال با آن ساخته شود.

**چرا «پایتخت» زیر نظر سیما فیلم نیست؟

سوال دیگری که درباره پروژه پایتخت همواره مطرح بوده، این است که چرا این سریال در مجموعه سیمافیلم که سریال های تلویزیون در آن ساخته می شوند، قرار نمی گیرد؟ مرکز سیمافیلم محلی برای تولید و توزیع سریال های تلویزیون است و معمولا نرخ مشخصی برای سریال سازی در سطوح مختلف دارد. اما پایتخت همواره از سوی بازرگانی صداوسیما هدایت می شود و تبادلات مالی آن نیز با این مرکز انجام می پذیرد. یکی از دلایل غیرعرف بودن هزینه تولید و دستمزدهای سریال نیز همین موضوع است.

**پایتخت به مسیر اصلی بازمی گردد؟

همانطور که در ابتدا نیز اشاره شد، سریال پایتخت، اثری است که اکثریت مردم با آن ارتباط برقرار کرده اند و با اعتراضشان به فصل 6 نشان دادند که ترجیح می دهند تماشاگر قصه زندگی همان نقی معمولی باشند. بعد از اتفاقاتی هم که برای این سری از پایتخت افتاد، سیروس مقدم در سخنانی اعلام کرد که همه چیز به خوبی و خوشی به پایان خواهد رسید و خانواده نقی دوباره دور هم جمع خواهند شد. حالا باید دید این سریال دوباره محبوب خانواده ها می شود یا خیر.

انتهای پیام/



«پایتخت ۷» از گره‌های بازنشده تا دستمزدهای میلیاردی!/ ساخت فصل جدید چقدر برای مردم آب می‌خورد؟

منبع خبر

«پایتخت ۷» از گره‌های بازنشده تا دستمزدهای میلیاردی!/ ساخت فصل جدید چقدر برای مردم آب می‌خورد؟ بیشتر بخوانید »

میزگرد «از سرنوشت»

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!


خبرگزاری فارس- گروه رادیو و تلویزیون: این شب ها فصل سوم «از سرنوشت» به روی آنتن شبکه دو سیما می رود. مجموعه ای که توانسته با قصه ای روان زندگی ۲ جوان را به سرنوشت بکشد که فراز و نشیب های بسیاری را تجربه می کنند.

موفقیت این سریال در جذب مخاطب بهانه ای شد تا میزبان «لیلا بلوکات»، «کیسان دیباج»، «دارا حیایی»، «فاطیما بهارمست» و «مونا کرمی» بازیگران این مجموعه در خبرگزاری فارس باشیم.

 

** خانم بلوکات برای اولین بار می بینیم که شما نقش یک مادر را در سریال ایفا کرده اید. این تغییر سنی برای شما راحت بود؟

بلوکات: درست است. من در سریال های قبلی ام دختر خانه بودم اما در این سریال دختری دارم که مادر خطابم می کند. از طرفی اینکه بپذیرم نقش مادر را بازی کنم و این برایم جالب بود. حالا که می خواهند فصل های بعدی را هم بسازند سن من در سریال بالاتر می رود و از قبل قرار نبود اینطور شود. در این سریال از ۳۰ سالگی به ۴۷ سالگی رسیدم.

همیشه یکی از سدهای انتخابم همین بود و هر زمان پیشنهاد بازی در نقش یک مادر را می دادند قبول نمی کردم برای اینکه در سینما و تلویزیون ما به گونه ای است اگر در یک قالب تو را ببینند و دوست داشته باشند دیگر حاضر نیستند آن قالب را بشکنند و تو در همان قالب و نقش خواهی ماند. من در تمام کارهایم سعی کردم خودم را تکرار نکنم.

الان هم که بعضی سکانس ها را می بینم که مهدیس توکلی عزیز به من می گوید مامان، سورپرایز می شوم. اما واقعا خسته نباشید به جوان های سریال مان می گویم که خیلی خوب بودند و یکی از تعریف هایی که از مردم شنیدم بازی های یک دست بچه ها بوده است در کنار فیلم نامه و کارگردانی خوب.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** آقای حیایی تجربه حضور در سریال چطور بود؟

حیایی: از ابتدا که با آقای بذرافشان شروع کردیم خیلی با گروه دوست بودیم و جدای از سختی های کار از لحظه لحظه اش لذت بردیم.

** پدر شما بازیگر معروفی است. چقدر در این مسیر از حضورش کمک گرفتید؟

حیایی: هرجایی که نیاز به کمک داشتم از پدرم سوال می کردم و پدر گره را برایم باز نمی کرد اما کاری می کرد که خودم بتوانم آن گره را باز کنم. برای همین برایم ارزشمند بود.

** دیالوگ گفتن تان خیلی جاها شبیه به پدر است.

حیایی: تونالیته صدایم است. کاری نمی توان کرد.

بلوکات: بله و خنده هایش هم شبیه به امین حیایی است.

حیایی: اینطوری در خانه می توانیم همدیگر را اذیت کنیم.

 

 

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** آقای دیباج شما درباره حضورتان در این سریال بگویید.

دیباج: حضورم در این سریال تجربه خوبی بود و امیدوارم سریال هایی ساخته شوند که نسل جوان بازیگری هم بیایند و توانایی هایشان را در آنها نشان دهند. ما این اقبال را داشتیم که در این سریال کار کنیم و خیلی لذت بردیم از همکاری با بزرگان.

** رفاقتی که بین شما و آقای حیایی است، چطور شکل گرفت؟

دیباج: از همان روزهای پیش تولید من و دارا با هم دوست شدیم و رفاقت جالب و ضمیمی بین ما شکل گرفت و بیشتر هم شد و خیلی کمک کرد که بتوانیم نقشمان را به خوبی بازی کنیم.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** با زندگی بچه های پرورشگاهی آشنایی داشتید و از حال و هوای آنها با خبر بودید؟

حیایی: ما حال و هوای بچه های پرورشگاهی را در تلویزیون دیدیم اما از همه مهمتر این است که چه چیزی در دلشان و چشمشان می بینیم. آیا راضی هستند از وضعیت موجود یا نه؟ و از سن ۱۸ سالگی وارد جامعه شوند، چه می شود؟ ما در این سریال همین را نشان دادیم و سهراب و هاشم در ۱۸ سالگی وارد جامعه شدند و از نابودی صفر خودشان را به صد رساندند.

** کارهایی که درباره بچه های پرورشگاهی در کل دنیا ساخته می شود،‌ خیلی دور و فانتزی است و این نگاه در آنها جریان دارد. اما جامعه ما با جامعه ای که آنها تصویر می کنند خیلی فرق دارد و ما نگاه فانتزی را هم نداریم. این بچه ها از 18 سالگی وارد جامعه می شوند. نکته بعدی اینکه این قشر از قشرهای مغفولی در جامعه ما هستند و خیلی هایمان نمی دانیم چه کسانی در اطرافمان هستند که در پرورشگاه بزرگ شدند. شما آشنایی این چنینی و خیلی نزدیک با بچه های پرورشگاهی داشتید؟

حیایی: اولین چیزی که ما داریم انسانیت است و فرق بین بچه دو ساله ای که پدر مادر دارد با همان بچه در آن سن و سال که پدر مادر ندارد در چیست؟ همان پدر و مادر است و آن عشقی که تجربه نمی کند و ما اگر نخواهیم این را درک کنیم چه چیزی را می خواهیم درک کنیم؟ من اگر کنارم بچه ای باشد که پدر و مادر نداشته باشد مسلما این را حس می کنم و نمی توانم او را نادیده بگیرم و این اتفاقی است که باید بیفتد. بچه های بی سرپرست در جامعه ما آنقدر موفق نمی شوند. چرا؟ چونکه باید در آنها استثنا باشد. آنچه من می خواهم این است که همه این بچه ها موفق باشند و همه بشوند سهراب.

بهارمست: چرا هاشم نه؟

حیایی: سهراب در درس خواندن موفق بود.

بهارمست: اما هاشم هم در زندگیش موفق بود.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

دیباج: ما داریم سعی می کنیم تا این افراد دیده شوند. در کل وظیفه یک هنرمند چه در مقام نویسنده و کارگردان این است که هر آنچه در جامعه می بیند را تصویر کند و نیاز به این نیست که حتما به مکانی برویم که این بچه ها در آنجا باشند و در آنجا تحقیق کنیم.

 ** نه منظور شناخت کلی از این افراد است.

دیباج: دور و بر ما این افراد هستند. شما ممکن است هر روزی از سر هر خیابان و چهار راهی که عبور می کنید چندین نفر از این بچه ها را ببینید. خیلی ها ممکن است از کنارش رد شوند اما وظیفه یک هنرمند این است که این دردها را ببیند و بتواند لمسش کند و به جامعه نشان دهد. ما هم سعی کردیم به محیط پیرامون مان توجه کنیم، زندگی این افراد را درک کنیم و دغدغه هایشان را ببینم و تماشایشان کنیم. من این کار را خیلی انجام دادم و اینکه با آنها صحبت کنیم و متوجه شویم اینها در چه دنیایی دارند زندگی می کنند.

به همراه دارا تمام تلاشمان را کردیم تا بتوانیم آنچه درون این بچه ها حس کردیم را منعکس کنیم و امیدوارم رضایت بخش باشد.

** از سمت این بچه ها واکنشی داشتید؟

دیباج: بله هم دیدم و هم شنیدم. ما بیشتر به صورت مجازی این واکنش ها را می بینیم و در کنار این بسیاری به من پیام دادند که رفاقت بین هاشم و سهراب را دوست داشتند و گفتند ما با دوستمان چنین رفاقتی داشتیم یا زندگی هایشان این شکل بوده است یا  مورد جالب تری که پیش آمد دیدم این بود که خیلی افراد از داخل و خارج از ایران می گفتند ما با دیدن این سریال خیلی علاقه مند شدیم تا بچه ای را به سرپرستی قبول کنیم و تعدادی از افراد هم بچه ای را به فرزندی قبول کرده بودند و این اتفاق بسیار لذت بخشی برایم بود که سریال از سرنوشت توانسته چنین تاثیری را روی مخاطب بگذارد.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** و این نشان می دهد که سریال شما به کارکرد اصلی اش نزدیک شده است.

دیباج: بله دقیقا همین است.

حیایی: بله و به آن هدفی که می خواستیم رسیدیم.

** آقای حیایی شما چطور؟ واکنشی در این باره داشتید؟

-حیایی: نه مواردی که کیسان گفت را در واکنش های مستقیم و غیر مستقیم نداشتم. اما آنچه که انرژی اش را دارم حس می کنم رفاقتی است که دارد اتفاق می افتد.

** یعنی رفاقت بین هاشم و سهراب در جامعه اتفاق می افتد؟

حیایی: دو بچه یتیم همچنین رفاقتی دارند، پس چرا بقیه مردم عادی چنین رفاقتی نداشته باشند؟

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** شاید این دو به خاطر اینکه تنها تر هستند بیشتر به هم وابسته می شوند.

حیایی: خب این وابستگی باید اتفاق می افتاد. نباید به این خاطر باشد که چون من پدر و مادر ندارم، باید رفیق داشته باشم. یک رفیق خوب می تواند حتی از پدر و مادر خوب هم بهتر باشد.

** خانم بلوکات شما هم درباره حضورتان در این سریال بگویید و اینکه در این سریال تجربه متفاوتی هم داشتید.

بلوکات: حتما این را می دانید که خودم مادر هزار بچه کوچک بی سرپرست و معلول هستم و یکی از انگیزه هایی که باعث شد بعد از پنج سال سریال کار کنم، نگاه به بچه های بی سرپرست بود و اینکه این بچه ها در این شرایط به رشد و موفقیتی می رسند که می تواند برای خیلی ها الگو باشد. حتی من به بچه های خودم که در آسایشگاه و پرورشگاه هستند مدام گفتم که این سریال را ببینید چون دوست دارم همه بچه های بی سرپرست به موفقیتی که هاشم و سهراب رسیدند برسند. زمانیکه فیلم نامه را خواندم این انگیزه اولم بود و همانجا به کارگردان هم گفتم. حالا من قبل تر با آقای تحویلیان کار کرده بودم اما این سریال را صرفا به خاطر فیلم نامه خوب و نگاه منسجم و ویژه اش انتخاب کردم.

من سریال بچه مهندس را ندیده بودم اما همان زمان هم می گفتم چقدر خوب است که نگاهی به این شکل به این بچه ها می شود.

** شما با توجه به ارتباطی که با مجموعه بچه های بی سرپرست دارید خیلی به روحیات بچه ها آشنایی دارید.

بلوکات: بله من حدود 9 سال است که به طور مستقیم در این فضا هستم. در سال های اول وقتی این عزیزان را می دیدم مدام اشک می ریختم و نمی توانستم تحمل کنم و به برخی از همکارانم که الان به من می گویند ما نمی توانیم این بچه ها را از نزدیک ببینیم، می گویم من هم اوایل اینطور بودم اما الان خیلی دوستشان دارم و برایشان متاسف نیستم. این بچه ها برای من انرژی مثبت هستند و همیشه به آنها می بالم و می گویم فکر نکنید ما برای شما ترحم می کنیم، اون شمایید که برای ما ترحم می کنید. برای همین اصلا از این فضا دور نبودم و در فصل یک که هاشم و سهراب کودک بودند و با اینکه نقشی که آنجا بازی می کردم خیلی از خودم متفاوت بود، بغضم گرفت و به بچه ها می گفتم خداراشکر این بچه ها پدر و مادر دارند و اینجا فقط بازی می کنند ولی من چقدر از این جنس بچه ها را دیدم و همه شان به من می گویند مامان.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** چقدر از این بچه ها در زندگی واقعی شان به آرزوهایشان می رسند؟

بلوکات: من یک بچه دارم دو انگشت دارد و من مطمئنم او در آینده می تواند یک موزیسین بزرگ شود. یک بچه دیگر دارم دو پا ندارد و ویولن می زند و مطمئنم تمام بچه های من به جایگاه بزرگی خواهند رسید. هم اینکه من حمایتشان می کنم و هم اینکه خودشان این انگیزه را دارند و حتی بیشتر از بچه هایی که در وفور نعمت هستند انگیزه دارند.

** خانم بهارمست شما از کودکی بازیگری و مجری گری انجام می دادید و در این فضا بزرگ شدید. از تجربه حضورتان در این سریال بفرمائید که اولین تجربه جدی شما به شمار می آید.

بهارمست: حضورم در این سریال تجربه خیلی خوبی بود. فیلم نامه در دو فصل مختلف به ما تحویل داده شد و همه دست به دست هم دادند تا این تجربه ویژه و خوبی باشد.

** چقدر این سریال را در خروجی واقعی دانستید؟

بهارمست: به چیزهای مختلف بستگی دارد. اول از همه فیلم نامه روی پایه واقعی نوشته شده بود و تخیلی نبود که بگوییم از این جنس آدم ها نداریم و این را در مورد همه شخصیت های سریال می گویم. نه بزرگ نمایی شده و نه کم به موردی پرداخته شده است و در کارگردانی هم سکانس های واقعی گرفته شده است و در بازیگری هم همینطور و همه ما سعی کردیم شبیه به آدم های واقعی باشیم. مخصوصا در فصل سه که فکر می کنم اغلب بازیگران سکانس هایی را تجربه کردند که شاید در زندگی واقعی شان تجربه نکردند. اما اینکه ما بتوانیم اینها را درست و واقعی بازی کنیم یکی از دلیل هایی است که مردم این سریال را تماشا می کنند.

** بازخوردها و واکنش هایی که از این سریال دریافت کردید چطور بود؟

بهارمست: مردم قصه این سریال را دوست دارند و طبیعی است چونکه هاشم و سهراب را از ده سالگی دیدند و انگار جلوی چشم مردم بزرگ شدند. فیلم نامه سریال هم خوب نوشته شده و پرداخت شده است. ما هم تمام تلاشمان را کردیم که این شخصیت ها را کمی دوست داشتنی تر از شخصیت هایی که مردم می بینند بازی کنیم، برای اینکه قصه حیف نشود و از سمت خودمان تلاش کردیم که به بهترین شکل نقش هایمان را اجرا کنیم.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** در نقدهایی که می خواندم گفته بودند قصه «از سرنوشت» غم دارد. شما این را قبول دارید؟

بهارمست: همه مردم الان غم دارند و هیچکس خیلی خوشحال نیست. واقعیت غم دارد مخصوصا الان که همه چیز غم انگیزتر از قبل است. نمی شود در این شرایط یک قصه سورئال نشان داد که مخاطب پس می زند. همه انسان ها فارغ از کاری که انجام می دهند در زندگی های خصوصی شان غم های کوچک و بزرگی دارند و حالا وقتی می خواهیم این را در قالب قصه بگوییم قاعدتا باید بزرگ نمایی کنیم و نمی شود از مرگ و جدایی چشم پوشی کرد. اتفاقا از سرنوشت هم غم انگیز است و هم شیرینی هایی دارد. قسمت های اول فصل سوم همه چیز شیرین بود و اتفاق بدی هم نیفتاد و به نظرم همه اینها در کنار هم جواب می دهد و دوست داشتنی می شود.

** خانم کرمی به نظر شما این سریال غم داشت؟ علاوه بر اینکه شما ادامه نقش یک بازیگر دیگر را در این فصل بازی کردید.

کرمی: بله این سریال یک ملودرام عجیب و غریبی است و من فیلم نامه اش را دوست دارم و باید خسته نباشید به آنها بگویم. برای من ریسک و چالشی بود که بخواهم ادامه نقش یک بازیگر دیگر را بازی کنم و به هر حال کاراکتری به من سپرده می شد که در فصل دو خانم دیگری آن را بازی می کردند. کمی کارم را سخت تر می کرد و چالش برانگیز بود. حالا بماند که این چالش من را ترغیب می کرد اما فیلم نامه ای که بخواهیم از کودکی به چند شخصیت بپردازیم و به مردم اجازه دهیم که خودشان را صاحب این کاراکترها بدانند و رشد سنی و شخصیتی آنها را ببینند و روزمرگی این کاراکترها را نشانشان دهیم خیلی برایم جذاب بود. کاملا با صحبت خانم بهارمست موافقم که زندگی امروز غم دارد و نمی توانیم پنهانش کنیم چونکه غم جزو جدایی ناپذیر زندگی است و اگر نباشد دیگر قدر شادی هایمان را نمی دانیم.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** این هماهنگی بین شما و بازیگرانی که از فصل قبلی بودند چطور اتفاق افتاد؟

کرمی: اصلا هدفم هماهنگ کردن نبود و قصدم این نبود که بخواهم ادامه بازی یک بازیگر دیگر را داشته باشم که برایم قابل احترام هستند. اما قطعا من با تحلیل های شخصی خودم از کاراکتر جلو رفتم. زمانی که این سریال به فصل سوم رسید و آرزو به خارج از کشور سفر کرد همین موضوع فرصت را به من داد که بخواهم پرش شخصیتی داشته باشم  دست و بالم را بازتر می کرد. اما ممکن است نقدهای مثبت و منفی هم وجود داشته باشد که من از همه شان استقبال می کنم. کما اینکه مردم الان آرزوی قبلی را دیدند و این آرزو را هم می بینند که با تجربه های که داشته بزرگ شده است. البته تعلیق هایی هم در این بین وجود داشت که مردم با دیدنش فحشم دادند مثل سکانسی که سهراب و آرزو در کافه قرار می گذارند و قسمت تمام می شود که در همان شب مردم بازخوردهای عجیبی داشتند و جالب بود که وقتی اصل ماجرا را در قسمت بعد دیدند، همان هایی که فحش دادند فردا شبش عذرخواهی کردند و گفتند که ما زود قضاوت کردیم. از این رو هرچه جلوتر می رویم مردم با آرزو بیشتر ارتباط می گیرند.

** خانم بلوکات تعلیق هایی که در داستان وجود دارد چقدر برای شما جذابیت داشت؟ و شما می خواستید چه کسی را در سریال به قتل برسانید؟

بلوکات: حقیقت اینکه تعلیق های این سریال زیاد بود و خودم یک موقع هایی سورپرایز می شدم و معتقدم همین تعلیق ها باعث شده تا این سریال پربیننده شود و هر قسمت طوری به پایان می رسد که مردم دوست دارند بدانند در قسمت های بعدی چه اتفاقی می افتد. نقش مینا هم شخصیت خاکستری بوده که حالا متحول شده است و از اول هم بد نبوده و واقعا نمی خواسته که بد باشد. برادر، عشق، حسادت های زنانه باعث شد مینا کار بدی انجام ندهد و اما کار درستی هم نمی کند و خودش را خنثی نگه داشته است. در نهایت هم معلوم می شود که برادرش را می کشد یا نه اما به هر حال می خواهد گذشته ای که در آن سکوت کرده را جبران کند. حتی در بازی خودم تعلیق هایی ایجاد کردم.

** همکاری با آقای خردمندان چطور بود؟

بلوکات: در دو فصل با آقای خردمندان و در یک فصل با آقای بذرافشان همکاری کردم و از این همکاری بسیار راضی هستم. آقای خردمندان کارگردان جوان و با استعدادی است و کار کردنش با بچه ها فوق العاده است. زمانیکه فیلم سینمایی «بیست و یک روز بعد» را در جشنواره دیده بودم هنوز آقای خردمندان را نمی شناختم اما واقعا آن فیلم را دوست داشتم.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** کار کردن با گروهی جوان چطور بود؟

بلوکات: خیلی خوب و از بازی شان بسیار لذت بردم.

**‌ و این بازیگرها همان نسل جدیدی از بازیگران هستند که به سینما و تلویزیون معرفی می شوند.

بلوکات: همه آدم ها تاریخ مصرف دارند و آن را خودشان مشخص می کنند و اگر تلاش کنی و مطالعه کنید می توانید تاریخ مصرفتان را به زمانی دیرتر موکول کنید. حالا دارا حیایی به خاطر اینکه پدری مثل امین حیایی دارد این ها را بهتر می داند. امیدوارم نسل جدید بازیگرهایمان معروف شدن متکبرشان نکند و از خود بی خود نشوند و کارهای اشتباهی نکنند. البته تمام این بچه ها کارهای دیگری هم غیر از این سریال داشتند و من ۲۵ سالم است که دارم می کنم البته از ۱۴ سالگی کار کردم.

زمانی که یوسف پیامبر را بازی کردم بیست سالم بود و همه فکر می کردند ۴۰ سالم است. به همین خاطر همیشه جوان ها را حمایت می کنم حتی به مراتب شده که جوان هایی که شعور بازیگری و اخلاق حرفه ای دارند را به افراد مختلف معرفی می کنم.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** جا دارد یادی کنیم از مرحوم سلحشور که سریال «یوسف پیامبر» را ساختند و سریالی بود که طرفداران بسیاری داشت و شما هم آن زمان هم سن و سال بازیگرهای جوان از سرنوشت بودید. در این مسیر سخت چقدر به مافیا اعتقاد دارید و اینکه جوان هایی که در این مسیر گام برمی دارند باید مراقب مافیا باشند؟

-بلوکات: بله نمی شود منکر حضور این گروه ها شد.اما این حرف دل همه بازیگرها است. من اینهمه سال کار کردم و در مقطعی هم کارهای اشتباهی انجام دادم و خودم را تنبیه کردم و فقط پنج سال تئاتر کار کردم و اصلا سراغ تصویر نرفتم و الان هم مدتی است که هر کاری پیشنهاد می شود رد می کنم. قبل از بازی در یوسف پیامبر شش سال داشتم کار می کردم و از 14 سالگی در تئاتر کودک بازی می کردم. این زمان گذشت و تا قبل از یوسف پیامبر هیچ اتفاقی برای من نیفتاد و این اتفاق با یوسف پیامبر افتاد.

آن هم خدا خواست و نه عضو باند و گروهی بودم و مثل بقیه رفتم و تست دادم و پذیرفته شدم اما بعد از آن دو سال کار نکردم و گفتم انتخاب درستی داشته باشم و درهمان دو سال همه می گفتند تو فعلا هیچ کار دیگری بازی نکن و جالب بود که همین آدم هایی که به من گفتند کار نکن در همان دو سال داشتند کار می کردند و کسی سراغ من نمی آمد. در آن دو سال خیلی مراعات کردم و هیچ جا نرفتم و اما بعد از دو سال دیدم هنوز هم هیچ کس خبری از من نمی گیرد که کجایی؟

الان به بچه های جوان هم باید این را بگویم. در مقطعی همه من را اشتباهی راهنمایی کردند و من دوست داشتم فردی کنارم باشد که درست و صحیح راهنمایی ام کند. انتخاب های اشتباه ناخودآگاه تو را از مسیر درست دور می کند و الان تا جایی که از دستم بر بیاید جوان های بازیگر را راهنمایی می کنم. با این عقبه کاری که دارم با اشتباه هایی که داشتم خودم باعث شدم تا 10 سال عقب بیفتم و از جوان ها می خواهم اشتباهات من را تکرار نکنند و با مطالعه و دیدن دانش خود را بالا ببرند. من در این سالها کلاس های بازیگری زیادی شرکت کردم و حتی برای شرکت در برخی کلاس های بازیگری به خارج از کشور رفتم و سعی کردم خودم را مدام بروز کنم تا بازیگر بهتری باشم.

** آقای دیباج شما نیز مسیری تا به اینجا طی کردید و به شهرت رسیدید. از طرفی ظاهرا قرار است این سریال ادامه پیدا کند. شما فکر می کنید پتانسیل حضور را از نظر فیزیکی داشته باشید؟

دیباج: از نوجوانی عاشق سینما بودم و فیلم می دیدم و کتاب می خواندم و سعی می کردم کلاس های مختلف بازیگری شرکت کنم تا در دانشگاه هم در همین رشته تحصیل کردم. اما باید دید در این مسیر هر کسی چه می خواهد؟ پدر دارا حرف قشنگی می زند که: «مهم ترین موضوع در این حرفه صبر است» یعنی نباید عجله نکنیم و شهرت و زرق و برق این حرفه نباید شما را گول بزند که مسیر اشتباهی انتخاب کنید. باید به آرامی پیش روی و هر جایی که هستی از موقعیتی که در آن قرار داری استفاده کرده و به دانشت اضافه کنی. به شخصه فردی هستم که دوست دارم کاری که فردا انجام می دهم را بهتر از امروز انجام دهم.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** بعد از بازی در این سریال، انتخاب هایتان تحت الشعاع این نقش قرار خواهد گرفت؟

دیباج: از همان روزهای ابتدایی پخش فصل دو پیشنهادهای بسیاری داشتم منتهی هیچکدام برایم جذاب نبودند. چونکه سریال از سرنوشت کار خیلی خوبی است و یک گروه برای آن زحمت کشیدند و خداراشکر مردم هم دوستش داشتند. در این پیشنهادها هم نکته جدیدی نبوده که بگویم با بازی کردنش آنچه بلد نیستم یاد می گیرم به همین خاطر فعلا نقش دیگری را قبول نکردم.

** چه زمانی قرار است نقش دیگری قبول کنید؟ شما هم می خواهید با فاصله زمانی سراغ کار بعدی بروید؟

دیباج: نمی شود درباره اش صحبت کرد، اگر کار خیلی خوبی باشد که جذبم کند حتما انجام می دهم و بستگی دارد چه چیزی جلوی پای آدم قرار بگیرد.

** ارتباط گرفتن با شخصیت سهراب از کودکی برایتان راحت بود و این تکامل شخصیتی چطور شکل گرفت؟

دیباج: قطعا بازی در فصل دو و سه برای همه ما سخت تر بود به خاطر اینکه خودمان 24 سالمان بود و باید نقش نوجوان های 18 ساله را بازی می کردیم. قطعا باید یکسری موارد را رعایت می کردیم و حساس تر رفتار می کردیم. در اصل بازی کردن نوجوانی سهراب برای من چالش برانگیزتر بود و آقای بذرافشان هم در این بخش خیلی به ما کمک می کرد.

** آقای حیایی شما بفرمائید بازی در کدام فصل برایتان سخت تر بود؟ چرا؟

حیایی: فصل دو شروع بازیگری ما در این سریال بود و استرس داشتیم و دوست نداشتیم خراب کنیم و می خواستیم بهترین کارمان را انجام بدهیم. خداراشکر آقای بذرافشان بسیار سخت گیر بودند و همین باعث می شود یک بازیگر پیشرفت کند. در فصل سه باید ما ۴ سال بزرگتر از سن و سال هاشم و سهراب در فصل دو را بازی می کردیم و ما باید اینها را می ساختیم. بازیگرهای هاشم و سهراب را در فصل یک دیده بودیم و یکسری موارد در ذهنمان مانده بود و باید آنها را حفظ می کردیم. در فصل سه هم به همین صورت بود و باید شخصیت و نقاط مثبتش را اختراع می کردیم و به همین دلیل بازی در هر دو فصل به یک اندازه برای من سخت بود و اصلا آسان نبود.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** شما برای آینده چه تصمیمی گرفتید؟

حیایی: دقیقا حرفی که پدرم گفت را قبول دارم و معتقدم صبر خیلی مهم است و یک قدم اشتباه مسیر را منحرف می کند و نمی خواهم اینطور شود چونکه پدرم مسیری را رفته و ردپایی به جای گذاشته که اگر من از آن استفاده نکنم واقعا نادانی کردم. برای  همین صبر می کنم و نقشی را انتخاب می کنم که دوست دارم و جدای از این سعی می کنم دلم برای کار نلرزد.

** در بازیگری تا چه زمانی می خواهید رد پای پدرتان را ادامه داده و زیر سایه او باشید؟

حیایی: رد پا سایه ایجاد نمی کند. پدر من یک دیوار خیلی بلند است و تا وقتی که من از آن دیوار عبور نکردم نمی توانم بگویم پیشرفت کردم یا بهتر از او شدم. پدرم 25 سال سابقه کاری دارد و هیچ وقت نمی توانم بگویم به این سرعت به او می رسم. زمان می برد، صبر و از همه مهمتر جنبه می خواهد.

**‌ چقدر پیشنهادهایتان وابسته به حضور پدر است؟

حیایی: همیشه از پدرم مشورت می گیرم و برای هر کاری که پیشنهاد شود از پدر سوال می کنم و او نظرش را می دهد و می گوید تصمیم با خودت است.

**‌ و اینکه به خاطر حضور پدر، پیشنهادهای بیشتری به شما می شود؟

حیایی: این را می سپارم به قضاوت افرادی که این ها را می گویند چون نمی دانم یک اسم می تواند سرمایه گذاری آدم باشد.

** یعنی روی خود شما سرمایه گذاری می کنند؟

حیایی: ما دراین سریال نزدیک به دو هزار دقیقه کار کردیم و بعید می دانم یک تهیه کننده ای فقط به خاطر اسم یک بازیگر ریسک کند و دو هزار دقیقه پول و وقتش را برای اسم حیایی بگذارد.

** سینما اولویت بعدی تان است یا تلویزیون؟

حیایی: نقش خوب و فیلم نامه خوب بیشتر برایم مهم است و تلویزیون یا سینما مهم نیست.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

دیباج: برای من هم فرقی نمی کند که در کدام مدیوم بخواهم بازی کنم. مهم این است که کاری خوب باشد و اثر مهمی تولید شود.

** خانم بهارمست درباره مسیری که می خواهید در آینده داشته باشید فکر کردید؟

بهارمست: به نظرم خیلی نباید شلوغش کرد. برای مثال همه ما تجربه بازی در سریال خوبی مثل از سرنوشت را داریم و دیگر ادامه دادن همین سریال باید خیلی دست به عصا باشد و متفاوت عمل کند. انتخاب کردن خیلی سخت است به این دلیل که ممکن است یک بازیگر دوست نداشته باشد در هر کاری بازی کند اما گاهی به دلیل هایی مجبور شود،‌ امیدوارم روزی برسد که همه ما به خاطر علاقه ای که به نقش داریم آن را قبول کنیم.

نقش هایی را دوست دارم که چالش جدیدی برایم داشته باشد و تجربه متفاوتی باشد.

** خانم بلوکات شما در همان سن  سال ۲۰ سالگی کدام سریال های تلویزیونی که با این گروه سنی ۲۰ سال ساخته شده را دوست داشتید؟

بلوکات: همیشه این را گفتم که در تلویزیون سریال های عاشقانه خیلی خوب دیده می شود. نمونه بارزش همان سریال یوسف پیامبر، مگر چه ویژگی ای در این سریال بود؟ یک عشق بود و همان همه مردم را جذب کرده بود. به همین خاطر می خواهم که در تلویزیون از این دست سریال ها بیشتر ساخته شود.

حیایی: من با این حرف خانم بلوکات مخالفم. نمی توانیم بگوییم چون مردم دوست دارند این ژانر را در تلویزیون ادامه دهیم، به این خاطر که اگر ادامه دهیم ما هیچ وقت پیشرفت نمی کنیم. برای مثال مردم هاشم را خیلی دوست دارند، نقش بعدی دارا حیایی می شود هاشم ۲ چون مردم دوست دارند و نقش بعدی اش هاشم ۳ و این روند همچنان ادامه دارد. این دوست داشتن مردم می ماند اما من پیشرفت نمی کنم. اگر ما سعی نکنیم بازی های جدید را تست کنیم تلویزیون و سنیمای ما پیشرفت نمی کند.

بلوکات: البته امکان دارد یک سریال عاشقانه به تو پیشنهاد شود و نقش آدم کش را در این سریال بازی کنی. اما جنس و فضای کار درام عاشقانه داشته باشد.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** خانم کرمی شما چطور؟

کرمی: درام و درام عاشقانه را خیلی دوست دارم اما ممکن است یک کار را دوست نداشته باشم اما به خاطر حرفه ام ببینم. حرف خانم بلوکات را قبول دارم که مردم ژانر عاشقانه را دوست دارند. این روزها همه ما عشق دادن به همدیگر را فراموش کردیم و یکی از موفقیت های از سرنوشت همین داستان عاشقانه آن است.

بلوکات: در جواب دارا حیایی باید بگویم برای مثال میوه ممنوعه همه موارد برای جذابیت را دارد اما کدام یک از آنها جذابترش می کند؟ عشق. در مورد وفا هم همینطور. الان در از سرنوشت مگه نقش من عاشقانه است؟ اما شما بازیگران جوان بار عاشقانه سریال را جلو می برید. من می گویم خوب است که در یک سریال عشق باشد چون همان باعث می شود تا مخاطب پای تلویزیون بنشیند. اما تو می توانی شخصیتی را بازی کنی که در عین عاشق بودن یک شخصیت دیگر هم در وجودش باشد.

بهارمست: موضوعی که خیلی مهم است،‌ ساختن درام عاشقانه اصلا کار راحتی نیست. به این خاطر که کاملا حسی است و باید ته نشین شود تا بتوانی آن لحظه را درست بازی کنی وگرنه پس زده می شوید.

بلوکات: دقیقا همینطور است برای مثال در همین چند سال سریال هایی پربیننده شده که در آنها عشق بوده است. قبل از سریال ما سریالی به نام نجلا پخش می شد که عاشقانه بود و مردم دوستش داشتند.

حیایی: اما اینکه یک سریال تم عشق دارد نباید دلیلی باشد برای ساختن این کارها.

کرمی: من از تلویزیون دیده شدم و بعد وارد سینما شدم. متاسفانه طوری شده که مدتی است مردم ایران برای حتی کلاس گذاشتن می گویند ما تلویزیون نمی بینیم. در صورتی که همه می بینند و اینکه بخواهیم این گارد را بشکنیم. تلویزیون ایران هم چارچوبی دارد و همه ما آنها را رعایت می کنیم بنابراین مجبوریم گاهی اوقات در یک ژانر سریال هایی روی آنتن ببریم. این حرف را هم کاملا قبول دارم که نباید نگاهمان را به طور خاص روی مخاطب بگذاریم. در سینما می توانیم این کار را بکنیم اما در تلویزیون نه.

حیایی: نمی توانیم درست نیست همه این توانایی را دارند.

کرمی: منظور این است که مخاطب نمی بیند و پس می زند و من یکبار در سریالی این را تجربه کردم و با شکست مواجه شد.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

حیایی: این همان ریسکی است که تهیه کننده و نویسنده انجام می دهد. برخی ها هم می گویند ما عاشقانه می سازیم تا کارمان موفق شود. تا زمانیکه تلاش نکنیم برای تست کردن جدیدترین ها پیشرفت نمی کنیم. این در زندگی و کار تاثیر می گذارد.

بلوکات: تلویزیون باید مخاطب داشته باشد.

حیایی: چجوری مردم از سریال هایی با تم عشق و عاشقی خوششان آمد؟ چون تست شد. در تلویزیون چارچوب هایی که برای این ژانر وجود دارد از همه بیشتر است و سخت ترین ژانر هم هست.

بهارمست: و در سورئال ترین شکل ممکن راهی پیدا کنی که برای مخاطب قابل قبول باشد.

حیایی: چرا ما در ژانر جنگی و وحشت سریال نداریم؟

بلوکات: در ژانر جنگی که آثار خوبی داشتیم اما در ژانر وحشت ضعف بسیاری داریم.

** همذات پنداری در ژانر عاشقانه در کشور ما خیلی زیاد است. اما در مورد ژانر وحشت آنقدر فیلم های قوی در دنیا ساخته شده و ما نه امکانات، سوژه و نه فیلم نامه هایی به قدرت آنها داریم، که همه کارها خوب نمی شود. مثل خواب زده سیروس مقدم که با اینکه کارگردان کاربلدی است اما اولین سریالش در ژانر وحشت اصلا نگرفت! به این دلیل است که ژانر عاشقانه خیلی محبوب است و خانم ها این ژانر را بیشتر دوست دارند.

بلوکات: البته در ژانر وحشت کارهایی ساختند و چون بلد نبودند موفق نشده است و نمونه هایش را دیدیم و هر زمان به من پیشنهاد ژانر وحشت می شود قبول نمی کنم.

** آقای دیباج شما خودتان کارهایی از این دست شبیه از سرنوشت را دوست داشتید؟

دیباج: خب کارهایی این شکلی در تلویزیون کم ساخته می شود. حرف های همه دوستان را قبول دارم و عشق نیاز بنیادین انسان و هنر است و کارهایی با تم عاشقانه مخاطبان فراوانی دارد. اما سریال سازی در جهان به چه شکل پیش می رود؟ به انواع و اقسام ژانرها پرداخته می شود اما قطعا داستان عاشقانه هم در آن گنجانده شده است و نکته مثبتی که از سرنوشت دارد همین است که همه موارد را در کنار هم دارد به داستان های عاشقانه، مشکلات جامعه، نشان دادن قشر خاصی از جامعه و دغدغه هایشان می پردازد و قصه جدیدی دارد و همین است که برای مخاطب جذاب است و با آنچه می بیند غافلگیر می شود. اگر به موضوع های جدید بیشتر پرداخته شود سریال های بهتری هم ساخته می شود.

کما اینکه فکر می کنم تلویزیون در گذشته سریال های موفق بیشتری داشته است. حتی بزرگترین بازیگرهای ما کارشان را از تلویزیون شروع کردند. اما در یک بازه ای ایده های جدید و کارهای خیلی خوب کم شده و مردم هم به این خاطر از تلویزیون فاصله گرفته اند.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

** یکی از نکته هایی که در این سریال وجود دارد این است که به دغدغه های مردم می پردازد. شما کدام سریال را دیدید که به دغدغه خودتان بپردازد؟

دیباج: در این چند سال اخیر هیچکدام. فقط از سرنوشت (خنده). خب واقعیت است قصه دو جوانی که از صفر در تهران کار خود را شروع می کنند و چقدر زمین می خورند و خطا می کنند و دیدن همین ها می تواند به مخاطب آموزه هایی بدهد.

بهارمست: مشکلی که ما در سریال ها داریم این است که کاراکترها یا خوب مطلق و یا بد مطلق هستند که واقعی نیست. یکی از خوبی های فیلم نامه این سریال این است که همه آدم ها همان اندازه که خوبند بد هم هستند و هیچکس پاک و منزه نیست.

** شما در کدام سریال دغدغه خودتان را دیدید؟

بهارمست: برای من برمی گردد به زمان کودکیم. خط قرمز و میوه ممنوعه و لحظه گرگ و میش.

حیایی: من تام و جری می دیدم (خنده) واقعا سریالی در خاطرم نمانده که بخواهم بگویم.

** درست می گویید می خواستیم به این برسیم که سریالی با موضوع جوان ها ساخته نمی شود که واقعی باشند. در این چند سال اخیر کاری که دغدغه جوان ها داشته باشد نداشتیم.

-بلوکات: بله درست است.

بهارمست: ما هنوز در سریال هایمان این را نشان می دهیم که دختر و پسر قبل از ازدواج باید همدیگر را با نام پیشوند آقا صدا و خانم صدا بزنند و در سریال هم من نغمه هستم و سهراب و هاشم هم همینطور که عین واقعیت است. حتی در روابط خانوادگی همینطور است و خیلی راحت با هم ارتباط دارند. متاسفانه ما خودسانسوری داریم.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

کرمی: البته آقای تحویلیان پشت این کار بودند و برای برخی موارد جنگیدند کاری که خیلی از تهیه کننده ها انجام نمی دهند.

بهارمست: ما این روابط را به طور واقعی نشان دادیم و اتفاقا باید مدیران تلویزیون از این بابت خوشحال باشند.

** اگر نکته ای مانده بفرمایید.

حیایی: پدرم می گوید ما همه نردبام خودمان را داریم لطفا فراموش نکنیم.

بهارمست: واقعا باید تشکر کرد از آقای تحویلیان و همه دوستانی که در ساخت این سریال نقش داشتند و این شهامت را به خرج دادند که ۷۰ درصد از بار آن روی جوان هایی است که تجربه آنچنانی نداشتند. از آقای بذرافشان تشکر می کنم که ما سه نفر را انتخاب کرد و این نشان می دهد که می شود به جوان ها اعتماد کرد. همچنین آقای خردمندان که تعامل و همکاری خوبی با ما داشت نیز تشکر می کنم.

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

 

کرمی: نکته ای می خواستم بگویم که همیشه از بیانش سربلند بودم فقط اینکه شاید همیشه یک جایی از قلبم بابت این موضوع رنجیده ام و همیشه سعی کردم با موفقیتم خاطره های تلخ را فراموش کنم. من سالها در استان گلستان و گنبد کاووس تئاتر بازی می کردم و زمانیکه به تهران آمدم دختری 18 ساله بودم و هرجایی که می رفتم با گروه هایی کار کنم پسم می زدند و می گفتند تجربه تو به درد ما نمی خورد و اگر فرصتی می خواستم تا خودم را نشان دهم با بدترین شکل ممکن رفتار می کردند. این عزیزان الان مقام استادی برایم دارند و برایشان احترام زیادی قائلم اما یک روزی مرا خیلی رنجاندند البته رنجیدن از آنها باعث شد تا محکم تر قدم بردارم. می خواستم بگویم ای کاش به بچه های جوان فرصت بدهیم و کم هستند کارگردان هایی که به جوان ها فرصت کار کردن می دهند و  اولین بار آقای آقاخانی این فرصت را در اختیار من قرار داد. ای کاش این افراد بیشتر شوند.

بلوکات: نه، اتفاقا به جوان ها فرصت می دهند اما باند بازی اجازه نمی دهد همه جوان ها صادقانه کار کنند. همیشه می گویند سینما بی رحم است و من می گویم سینما بی رحم نیست آدم های سینما بی رحمند. متاسفانه داستانی که تو می گویی من با لحظه به لحظه اش زندگی کردم و من هم در دورانی تحقیر شدم و کوچک شدم و تمام اینها را گذراندم و کاملا این مشکلات را درک می کنم و من هم از برخی آدم ها رنجیدم و اگر یک روزی به آرزوی دومم بعد خیریه برسم، آنجا اسم می برم از آدم هایی که مرا تحقیر کردند.

انتهای پیام/



میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند!

منبع خبر

میزگرد «از سرنوشت»| چالش‌های بازیگری از نگاه «دیباج»/ حیایی: پدرم برایم یک دیوار بلند است/ بلوکات: آدم‌های سینما بی‌رحمند! بیشتر بخوانید »

کارگردان «خانه امن»: نمی‌خواستیم گاندو باشیم/ خاوری را زدم تا دلم خنک شود!

کارگردان «خانه امن»: نمی‌خواستیم گاندو باشیم/ خاوری را زدم تا دلم خنک شود!


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس، روزنامه فرهیختگان گفت‌وگویی با احمد معظمی، کارگردان سریال «خانه امن» انجام داده است که بخش‌های مهم آن در ادامه می‌آید.

الحمدلله خیلی از مردم خانه امن را می‌بینند و چه داخل کشور و چه خارج از کشور بیننده دارد. از ابتدا یک طرح کلی آماده بود که آقای اصفهانی آن را نوشته بود ولی طرح اولیه بود. وقتی کار سارق روح و ترور خاموش هم ساخته می‌شد این طرح را ایشان کامل‌تر می‌کردند که به خانه امن رسید.

کلیت قصه از پرونده‌های واقعی است/ می‌خواستیم ادای دینی به سردار سلیمانی کنیم

کلیت قصه از پرونده‌های واقعی است ولی در جزئیات تخیل نویسنده است.

تصمیم این بود که ادای دینی به سردار شهید قاسم سلیمانی کنیم. یعنی امیدواریم این کار را به‌خوبی انجام داده باشیم. از دریای رشادت‌های ایشان قطره‌ای را اشاره کردیم. امیدوارم این ادای دین به‌خوبی انجام شده باشد.

سعی می‌کنم تمام بازیگران در خدمت فیلمنامه باشند

اصولا شخصیتی با عنوان قهرمان در کارها نداریم. این امر بد نیست ولی به شرطی که در فیلمنامه تعریف شود. اصولا سعی می‌کنم تمام بازیگران و عوامل در خدمت فیلمنامه باشند و درواقع در ساختار سعی می‌کنم بازیگری بالاتر از بقیه نباشد و همگی در یک سطح باشند.

ترکیب آقای پگاه، امین زندگانی، ترکیب جدید و نویی است که قصه را متفاوت کرده و این ترکیب درکنار حمیدرضا پگاه که خیلی متفکر است و بازی خونسردی دارد با امین زندگانی که شلوغ‌کن‌تر است، خوب جواب داده است.

صرفا اینچنین نیست که ماموری را نشان دهیم که کارهای این تیپی انجام می‌دهد درحالی که خانواده دارد و زندگی و مشکلاتی در خانه خود دارد. همه اینها برای این فرد هم وجود دارد.

گاهی با سه خط قصه جلو می‌رویم

با یک خط قصه جلو نمی‌رویم و گاهی با سه خط قصه جلو می‌رویم و سه شخصیت قصه موازی با هم جلو می‌روند. هرچقدر قصه جلو می‌رود التهاب بیشتر می‌شود و پیچیدگی‌ها سخت‌تر و عمیق‌تر می‌شود.

خاوری را زدم تا دلم خنک شود!

در رابطه با تیراندازی علیه خاوری که حاشیه درست کرد و مخالف زیادی داشت اصولا از این زاویه نگاه کنید که هشدار می‌دهیم. به همین راحتی نیست که حق ملت را بردارید و بروید و اتفاقی هم نیفتد. اواخر هم خبری خواندم که پلیس امنیت درگیر این شده که از کانادا خاوری را به ایران بازگردانند. این هشداری است که می‌گوید به‌ این راحتی نیست که بخورید و فرار کنید و فکر کنید خبری نمی‌شود. این اتفاقا احساس مسئولیت‌هاست.

من در فیلم این را نشان دادم و دلم خنک شد. این صرفا به این علت بود که نشان دهیم به این راحتی نیست که بخورید و بردارید و ببرید. به‌نظرم بیشتر هشدار است.

 

در خانه امن جعبه‌سیاه تروریسم را برای مردم باز می‌کنیم

چیزی که در مجموعه خانه امن برای من مهم بود واکاوی تروریسم علیه مردم ایران بود. در خانه امن جعبه‌سیاه تروریسم را برای مردم باز می‌کنیم.

خیلی از اینها واقعیت است. بالای ۷۰درصد از آن جعبه‌سیاه را بازگو می‌کنیم ولی ملاحظاتی داریم و این طبیعی است. هدف این بود که از اجماع نامبارک علیه مردم صحبت کنیم. هیچ چیزی از این مهم‌تر نیست. بحث داعش، تروریسم و مطالب دیگر است که وقتی جلوتر می‌رویم به‌شدت جذاب‌تر می‌شود. همه اینها با تحقیق و پژوهش بوده است.

کارهای این تیپی هم کاری نیست که فکر کنید در ۳-۲ماه و با چهارتا کتاب بتوانیم این کار را انجام دهیم. این فیلمنامه‌ها طوری است که احتیاج به طراحی مهندسی‌شده‌ای دارد. آقای مرتضی اصفهانی سالیان‌سال استاد دانشگاه هستند و این رشته را تدریس می‌کنند. شخصیتی کنار فیلم است که دقیقا روی اینها شناخت دارد و آنها را تدریس می‌کند.

کارگردان «خانه امن»: نمی‌خواستیم گاندو باشیم/ خاوری را زدم تا دلم خنک شود!

در هالیوود کار نمی‌کنیم/ عوامل فیلم از سر غیرت در این سریال کار کردند

تعقیب و مراقبت کف خیابان تهران کار ساده‌ای نیست. در هالیوود کار نمی‌کنیم که به‌راحتی بتوان کار کرد. من می‌خواهم سریالی بسازم که ۴لوکیشن دارد و بی‌دردسر است. ساختن این کارها سخت نیست. زحمت کارهایی همچون خانه امن زیاد است و تنها بر دوش کارگردان هم نیست بلکه تهیه‌کننده، نویسنده، تولید، تدارکات، فیلمبرداری و غیره زحمت کشیده‌اند.

فیلمبردار وقتی خانه امن را فیلمبرداری می‌کند می‌تواند همزمان سر فیلم دیگری هم برود که پول بیشتری هم گیر او می‌آید. از سر غیرت است کسانی که در این سریال کار کردند و روزهای سختی را فیلمبرداری کردیم. در دل کرونا و سختی کار کردیم.

یک‌سال و خرده‌ای فیلمبرداری طول کشید. یک‌ماه‌ونیم به‌خاطر کرونا کار خوابید و ۴-۳ماه در کرونا بود. مثلا فیلمبرداری در ترمینال جنوب شلوغ کار سختی است که هزار نفر به دوربین نگاه می‌کنند. ما ترور داعشی را در آنجا فیلمبرداری کردیم. به من همین الان ۴-۳سریال راحت و آپارتمانی پیشنهاد کرده‌اند. پول این سریال‌ها بیشتر است و زحمت کمتری دارد ولی احساس خودم این است که ژانر اینچنینی مورد علاقه من است و نمی‌خواهم سمت هر کاری بروم.

کارگردان «خانه امن»: نمی‌خواستیم گاندو باشیم/ خاوری را زدم تا دلم خنک شود!

صحبت‌هایی درباره ساخت یک سریال جاسوسی انجام داده‌ایم/ نمی‌خواستیم گاندو باشیم

با آقای صفری یک صحبت‌هایی درباره سریالی می‌کنیم که به‌زودی رسانه‌ای می‌شود. ژانر ما تقریبا جاسوسی است. چون در حد صحبت است بعد از تصمیم‌گیری عنوان می‌کنیم که بتوانیم پیش برویم. این مساله قطعی نیست.

درمورد مسئولان خودمان سعی کردیم چیزی نگوییم. بحث ما بیشتر داعش و تروریسم است. این مساله متفاوت است. ممکن است در جایی از سریال عنوان شد ۱۵قاضی فاسد محاکمه می‌شوند ولی درمورد اینکه بخواهیم مسئولان خود را زیرسوال ببریم از اهداف سریال نبوده است. هدف سریال فراتر از این مسائل است. جهانی‌تر نگاه می‌کنیم. سریالی بود که مسئولان را می‌کوبید ولی پایه این سریال این مسائل نیست. 

سریال گاندو مسئولان را می‌کوبید. هدف ما چیز دیگری است و درباره این مسائل صحبتی نمی‌کنیم. من فیلمساز هستم و بحث ما آشنایی با تروریسم و اتفاقاتی است که در این حوزه می‌افتد. این از همه‌چیز برای من مهم‌تر است. ممکن است در یک قسمت‌هایی اشاراتی داشته باشیم ولی اینها جزئی است. این‌طور نیست که مسئولان داخل را بکوبیم.

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس، نظرسنجی مرکز تحقیقات نشان می‌دهد در میان سریال‌های جدیدی که روی آنتن رفته، مجموعه «خانه امن» شبکه یک توانسته با کسب ۳۶٫۴ درصد مخاطب، عنوان پربیننده‌ترین سریال این روزها را از آن خود کند.

انتهای پیام/



کارگردان «خانه امن»: نمی‌خواستیم گاندو باشیم/ خاوری را زدم تا دلم خنک شود!

منبع خبر

کارگردان «خانه امن»: نمی‌خواستیم گاندو باشیم/ خاوری را زدم تا دلم خنک شود! بیشتر بخوانید »

بهارمست: جسارت «از سرنوشت» در ورود به مسائل جوانان/ در سریال‌ها خودسانسوری نکنیم

بهارمست: جسارت «از سرنوشت» در ورود به مسائل جوانان/ در سریال‌ها خودسانسوری نکنیم


** خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: در دسته بندی سریال های دنباله دار، یکی از سریال هایی که تا فصل سه و شاید هم بیشتر ادامه خواهد داشت، سریالی است درباره دو کودک پرورشگاهی که از کودکی با هم و در کنار هم بزرگ شده و رشد کرده اند. «از سرنوشت» درونمایه رفاقت دارد و با پرداختی مناسب به معضلات و مشکلات جوان ها می پردازد. 

فاطمیا بهارمست یکی از بازیگران این سریال است که از کودکی با اجرا کار خود را آغاز کرده است. او در این سریال نقش نغمه را بازی می کند که نقش مقابل شخصیت هاشم است و اتفاقا به همین دلیل هم در این فصل دچار چالش های فراوانی می شود. با بهارمست درباره این نقش و ویژگی های سریال هایی با این محتوا گفت و گو کردیم.

 

** بعد از بازی  در «از سرنوشت ۳» مشغول کار جدیدی نشدید؟

-ما قبل از کرونا ضبطمان تمام شد و بعد از کرونا همه چیز پیچیده شد و ترجیح دادم کارهایی که انجام دادن یا ندادنش فرقی برایم نمی کند را انجام ندهم. هم به خاطر اینکه فصل سه از سرنوشت پخش نشده بود و هم اینکه سلامتی ام حفظ شود. اما اگر پیشنهاد خوبی شود که ارزشش را داشته باشد حتما می روم اما احتمال فراوان فصل چهار همین سریال را آغاز کنیم.

** فصل چهار در چه مرحله ای است؟

-فکر می کنم در مرحله نگارش باشد.

** چهار جوان اصلی قصه در فصل بعدی هم حضور دارند؟

-بله.

**شما در چند سریال به ایفای نقش پرداختید. حضور در از سرنوشت در میان کارنامه کاری تان چه جایگاهی دارد؟ کما اینکه در این سریال حضورتان محوری تر از سایر کارهایی است که بازی کردید.

-بله به این خاطر است که عمده کارهایم برمی گردد به دوران کودکیم و نقش نغمه در سریال از سرنوشت مهم ترین نقشی است که در بزرگسالی ام ایفا کردم. به این دلیل 7 سالی هم کار تصویر انجام ندادم و تئاتر کار کردم و درس خواندم. بعد از این سالها حضورم در این سریال یک اتفاق خوب بود. هم سریال و هم نقشم را دوست داشتم و نقش پر چالش و محوری بود و هر لحظه اش برایم یک اتفاق جدید بود.

بهارمست: جسارت «از سرنوشت» در ورود به مسائل جوانان/ در سریال‌ها خودسانسوری نکنیم

 

** مهم ترین چالشی که برای ایفای این نقش داشتید، چه بود؟

-بزرگترین چالشی که داشتم ایفای نقش در دو مقطع سنی بود. ما در فصل دو در سن 18 سالگی بازی کردیم و در فصل سه، ۲۵ ساله هستیم و چون خودمان هم باید اجرایش می کردیم و بازیگر تغییر نمی کرد. در فصل سه لحظه های دراماتیکی وجود دارد که باید از عهده ایفایش برمی آمدم و بازی کردنش مهم بود به همین دلیل خیلی دوستش دارم. لحظه هایی که نغمه در این سریال دارد در هر سریالی در اختیار یک بازیگر قرار نمی گیرد و شاید دست کم چند فریم از این لحظه ها به یک بازیگر در یک سریال سپرده شود. اما فصل سه بسیار پر تلاطم است و بالا و پایین دارد و پر از لحظه های متفاوت برای یک بازیگر است.

** در فصل سه هر چهار جوان اصلی قصه (هاشم، سهراب، نغمه و آرزو) به یک پختگی رسیدند. این پختگی و بزرگ شدن در رفتار این شخصیت ها در فیلم نامه ای که در اختیارتان قرار داده بودند وجود داشت؟ چقدر خودتان برای رسیدن به این پختگی تلاش کردید؟

-فیلم نامه از سرنوشت فیلم نامه بسیار کاملی بود و همه جزئیات را در اختیار شمای بازیگر قرار می دهد تا بتوانید نقش را به خوبی ایفا کنید و این جزو خوش شانسی همه ما است. اما نمی توانم از کارگردانی چشم پوشی کنم، آقای بذرافشان کارگردانی خوبی در راستای نوجوانی و هدایت ما داشتند و آقای خردمندان در راستای پختگی شخصیت ها نقش مهمی داشتند و خیلی حواسشان بود. از طرفی از ابتدا هم فیلم نامه کاملی در اختیار داشتیم و همین برای من مرجع مهمی بود و بارها تمرین کردم و سعی کردم روی متن ها اشراف داشته باشم. همچنین تلاش کردم تا احساساتم درونی تر و عمیق تر باشد.

** و اینکه اتفاقا نقش نغمه را درونگرا ایفا کردید.

-بله چون که ایجاب می کرد. یکی از کارهای سختی که من و آقای بذرافشان داشتیم این بود که نغمه در 18 سالگی باید بسیار پخته رفتار می کرد و این خیلی عجیب بود. نغمه در 18 سالگی هم شخصیت پخته ای داشت و حالا در 25 سالگی هم این رفتارهای منطقی اش ادامه داشت و باید در مقابل هاشم یک دانای کل را ایفا می کردم و همین کار را سخت تر می کرد و ایجاب می کرد که بازی درونی داشته باشم.

بهارمست: جسارت «از سرنوشت» در ورود به مسائل جوانان/ در سریال‌ها خودسانسوری نکنیم

 

** کار کردن با دو کارگردان در یک سریال کار سختی بود؟

-حقیقتش نه و بسیار دلنشین بود. جالب بود که فضای ما آنقدر در دو فصل تغییر کرد که احساس می کردیم مشغول دو کار متفاوت هستیم و دیدگاه های متفاوت دو کارگردان به ما کمک کرد که بازی های خوبی داشته باشیم. به هر حال هر کارگردانی دیدگاه خود را دارد و این برای ما جذابیت داشت. از طرفی در پیش تولیدهایمان به زبان مشترکی با کارگردان می رسیدیم و می دانستیم که کارگردان ها دقیقا از ما چه می خواهند.

** کلیت داستان این سریال به رفاقت میان دو دوست برمی گردد که از کودکی با هم بزرگ شدند. اساسا قصه های اینچنینی که پیرامون کودکان پرورشگاهی می گذرد کمتردر تلویزیون دیده شده است. شما در ابتدا که متن ها را خواندید این قصه چقدر برایتان پررنگ شد؟

-قصه از سرنوشت قصه رفاقت است و آنقدر که رفاقت در آن اهمیت دارد، بی سرپرست بودنشان اهمیت ندارد. چون که زمانی این بی سرپرست بودن اهمیت پیدا می کند که هاشم و سهراب هیچ کس را غیر از خودشان در دنیا نداشته باشند. محوریت این سریال روی رفاقت هاشم و سهراب است که از کودکی فقط همدیگر را داشتند و من تا به حال سریالی شبیه به از سرنوشت ندیدم و به نظرم برای اینکه بخواهیم قصه کودکان بی سرپرست را بیان کنیم به این نیاز داریم که این افراد هیچ کسی را در زندگی شان نداشته باشند تا این رفاقت درست و مطلوب دربیاید. اینها فقط رفیق نیستند، اینها خانواده هم هستند، برادر، پدر مادر هم هستند و این خیلی مهم است. چنین ماجرایی فقط در بستری می توانست گفته شود که اینها بی سرپرست باشند. این تم رفاقت خیلی جذاب است و در کنار آن پیچیدگی های قصه نیز جذاب است.

از طرفی سیری که شخصیت های داستان طی می کنند نیز برای مخاطب هیجان انگیز است چراکه این شخصیت ها شبیه به افرادی نیستند که در قسمت های ابتدایی دیدیم و سیر تکامل یافته ای دارند و همه شخصیت ها خاکستری هستند و نه مطلق خوب هستند و نه مطلق بد و اینها مواردی است که می تواند از سرنوشت را در مقایسه با سایر سریال ها متفاوت کند.

بهارمست: جسارت «از سرنوشت» در ورود به مسائل جوانان/ در سریال‌ها خودسانسوری نکنیم

 

** در رابطه بین نغمه و هاشم موضوعی وجود دارد و آنهم این است که نغمه به ارتباط هاشم با سهراب حسادت می کند و این اتفاق می تواند برای این نوع افراد طبیعی باشد. این جریان برای شما چطور شکل گرفت؟

-همانطور که گفتید خیلی طبیعی است. خانم ها وقتی در رابطه عاشقانه ای قرار می گیرند دلشان می خواهد تمام حواس طرف مقابل برای آنها باشد. در خانواده ای که پدر و مادر و همه فامیل سر جای خودشان قرار دارند همه این عشق ها بین افراد خانواده تقسیم می شود اما وقتی همه چیز در یک آدم خلاصه می شود طبیعی است وقتی خانمی در یک رابطه عاشقانه با او قرار می گیرد دلش می خواهد نفر اول باشد در صورتی که فردی مثل هاشم نفر اولی مثل سهراب در زندگیش دارد و اتفاقا نویسنده های ما به موضوع جذابی ورود کردند.

** و این نگاه در برخی مواقع نغمه را دچار تردید می کند.

-بله و طبیعی است و هیچ رابطه نرمالی به این شکل نیست.

** یکی از موارد دیگر سازندگان این سریال در سکانس های عاشقانه بین هاشم و نغمه است که در کمتر سریال های تلویزیونی به چنین موضوعی ورود شده است.

-در زندگی طبیعی همه آدم ها قطعا چنین عشق هایی وجود داشته است اما نمی دانم چرا ما از این عشق ها حرفی نمی زنیم و اگر هم بخواهیم حرفی بزنیم در وهله اول با یک خودسانسوری مواجهیم. در صورتیکه مخاطب به قصه عاشقانه نیاز دارد و اگر در این بخش ورود نکنیم خودمان قافیه را باختیم. در از سرنوشت هم ما سعی کردیم سکانس های عاشقانه را به خوبی ایفا کنیم چرا که این حق مخاطب است تا بتواند شخصیت ها را به خوبی درک کند و اگر باور نکند همه چیز برایش تصنعی است و عشق میان آن دو را باور نمی کند.

** سریال هایی که در چند فصل ساخته می شود این احتمال می رود که بازیگرهای اصلی آن تغییر کنند اما در این سریال چنین اتفاقی نیفتاد. خودتان فکرمی کنید تغییر بازیگران به باورپذیری مخاطب لطمه وارد می کند؟

-اتفاقا چندی پیش سریال خارجی می دیدم که ما 10 سالگی اش را می بینیم و بعد از 13 تا 22 سالگی اش را یک بازیگر بازی می کند و با گریم و لباس و نوع بازی بازیگر سنش را نزدیک به سن مورد نظر می کنند و نباید به سرعت صورت مسئله را پاک کنیم و بگوییم یک بازیگر دیگر بیاوریم. بازیگر و گریمور و عوامل باید به خودشان سختی بدهند برای اینکه اگر یک بازیگر توانمند بتواند سن های مختلفی را بازی کند، خیلی قابل باورتر است. البته این هم هست که من 20 ساله نمی توانم 60 سالگی نغمه را بازی کنم اما تا یک سنی که دیگر تغییرات زیادی در چهره بازیگر ایجاد نمی شود، را واقعا می شود بازی کرد. اما بعضا دیده شده که با استفاده از یک عینک برای یک بازیگر خواستند سن و سال او را بالا ببرند و در دلشان هم می گویند مخاطب باور می کند! معتقدم خودمان نباید مخاطبمان را تنبل کنیم و کاری کنیم که ما را دوست نداشته باشد.

بهارمست: جسارت «از سرنوشت» در ورود به مسائل جوانان/ در سریال‌ها خودسانسوری نکنیم

 

** به نظر شما سریال از سرنوشت تا چند فصل پتانسیل ادامه دادن دارد؟

-نمونه خیلی جذاب ایرانی اش سریال پایتخت است و هر سال فصلی از آن ساخته می شود و مردم هم خیلی دوست دارند. الان قصه پایتخت 6 هیچ ربطی به فصل یک آن ندارد و یکسری کاراکتر خوب ساخته و پرداخته شدند و آنقدر جذاب هستند که نویسنده می تواند آنها را در هر موقعیتی ادامه دهد. قصه ما در فصل سه تمام می شود و برای اینکه فصل های جدید هم ساخته شود باید قصه های جدید با موقعیت های جدیدی طراحی شود.

اما به نظرم زمانی جواب می دهد که ما با تعدادی شخصیت مشخص مواجه شویم و بدانیم که اگر این نغمه کلهر است چنین شناسنامه ای دارد و … به نظرم این سریال می تواند در فصل های بعدی هم ادامه داشته باشد مثل خیلی از سریال های معروف جهان که با همان شخصیت ها سالها است که ادامه دارند.

** شما کارتان را از اجرا شروع کردید و بعد به بازیگری رسیدید. همانطور که اشاره کردید از فاصله اجرا تا این سالها که جدی وارد عرصه بازیگری شدید، چند سالی کار نکردید. ورود شما به حیطه اجرا انتخاب پدر و مادر بود یا خودتان؟

-حقیقتش اصلا نمی دانم چون نه انتخاب پدر و مادرم بوده و نه انتخاب خودم. یک اتفاقی بود که کاملا دست من بود و رخ داد.

** اجرای شما از یک ارتباط تلفنی با برنامه عمو پورنگ آغاز شد؟

-بله و عوامل آن برنامه از نوع صحبت کردنم خوششان آمد و خواستند که به صورت حضوری من را ببینند. آنقدر این مرحله در کودکیم به سرعت اتفاق افتاد که حتی اجازه فکر کردن و تصمیم گیری نداشتم. یادم هست وقتی از بچه ها می پرسید می خواهید چه کاره شوید؟ از یک سنی به بعد جوابتان را می دهند و من دقیقا در همان سنی که می خواستم به این سوال جواب دهم یک شغلی داشتم. مدتی که گذشت حس کردم این فضا را خیلی دوست دارم چون در کودکی در کنار اجرا، در سریال های مختلف به عنوان بازیگر کودک بازی هم می کردم. اما با این حال همه چیز در کودکی محو و در ناخودآگاه ذهن آدم است.

-بله، اما از یک جایی به بعد احساس کردم اگر بازیگری را دوست دارم باید برای آن تلاش کنم و به این نتیجه رسیدم که باید درس بخوانم و تحصیلات آکادمیک بازیگری داشته باشم و تجربه ام را بالا ببرم تا اگر قرار است بازیگر باشم و بازیگر بمانم، حرفی برای گفتن داشته باشم نه اینکه بگویم هستم چون از 6 سالگی بودم! از یک سنی به بعد و بعد از کودکی معمولا پیشنهاد چشم گیری نمی شود و مدتی در اوج شهرت قرار می گیرند و بعد از چندی دیگر حتی کسی یادش نمی آید که آنها بازیگر بودند.

به همین خاطر بر این باور بودم که کاری به پشتوانه کودکیم ندارم همینطور که الان هم ندارم و تمام کارهایی که الان انجامش می دهم ربطی به پشتوانه کودکیم ندارد و هر چه دارم از تلاش خودم است و مثل فردی که تازه می خواهد بازیگر شود از اول شروع کردم و برای شروع در هنرستان رشته سینما خواندم و در دانشگاه تئاتر خواندم و تئاتر کار کردم و تجربه های فراوانی کسب کردم. هنوز هم تئاتر اولویتم است اما اگر موقعیت کار تصویری هم پیش بیاید کار می کنم.

** از کودکی تا الان تغییرات مشهودی داشتید. در کودکی خوش سر و زبان بودید و حتی کودکی بودید که اجازه حرف زدن به دیگران نمی دادید و این با شخصیت نغمه سریال از سرنوشت که شخصیتی درونگرا است تفاوت های فراوانی دارد. کدام یک از این دو شبیه به خود واقعی شما است؟

-الان به بازیگر خیلی حرفه ای نگاه می کنم یعنی اینطور نیست که هر آنچه خودم هستم را در نقش ارائه دهم و سعی می کنم هر لحظه از غریزی بازی کردن دور شوم در صورتی که کودکان بر اساس غریزه شان بازی می کنند و من برای دور شدن از این فضا سختی های زیادی کشیدم. قطعا نغمه ویژگی هایی دارد که من هم دارم اما خیلی شخصیتی نیست که به من نزدیک باشد و من نه آنقدر جدی و منطقی و درونگرا هستم.

بهارمست: جسارت «از سرنوشت» در ورود به مسائل جوانان/ در سریال‌ها خودسانسوری نکنیم

 

** یعنی در اصل شبیه به آن دختر بچه خوش سر و زبان هستید؟

-بله همان هستم که بزرگ شده است.

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از فارس، سریال «از سرنوشت» به کارگردانی محمدرضا خردمندان و تهیه کنندگی علی اکبر تحویلیان هر شب از شبکه دو سیما پخش می شود.

انتهای پیام/



بهارمست: جسارت «از سرنوشت» در ورود به مسائل جوانان/ در سریال‌ها خودسانسوری نکنیم

منبع خبر

بهارمست: جسارت «از سرنوشت» در ورود به مسائل جوانان/ در سریال‌ها خودسانسوری نکنیم بیشتر بخوانید »