سید محمد خاتمی

اعتماد به نفس عجیب معاون اول دولت روحانی

اعتماد به نفس عجیب معاون اول دولت روحانی



معاون اول رئیس‌جمهور در دولت روحانی، در ادبیاتی کنایه‌آمیز گفت خدا را شکر کسانی در انتخابات کاندیدا شدند که اطلاعات کمتری از اوضاع کشور داشتند.

به گزارش مجاهدت از مشرق، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت: اسحاق جهانگیری عضو مرکزیت حزب کارگزاران، در گفت‌وگو با خبرآنلاین اظهار کرد: «۱۴-۱۵ سال است که گرفتار تحریم‌های مختلف هستیم که همه زندگی مردم ایران را تحت‌تاثیر قرار داده ‌است. ما نمی‌توانیم بگوییم که چون مقاومت می‌کنیم، این شرایط می‌تواند ادامه پیدا کند، نتیجه‌ این شرایط همین قطعی‌ برق می‌شود. شرایط فعلی در برق و گاز و ناترازی‌های انرژی یکی از تبعات و دستاوردهای این تحریم است. به مردم ایران ظلم کردند. ما به‌عنوان مسئولین کشور نباید خواب راحت داشته ‌باشیم وقتی می‌بینیم که تحریم جلوی مردم است. باید از تمام ابزارهای قدرت استفاده می‌شد و با نهایت عزت می‌رفتند، مذاکره می‌کردند و معضل تحریم‌ها را حل می‌کردند.

خبرآنلاین نوشت: «آقای جهانگیری! از آقای پزشکیان برای حضور در دولت چهاردهم پیشنهادی داشتید؟» این سؤال دیگری بود که از جهانگیری در «کافه خبر» پرسیدیم و او گفت: «خیر. هیچ‌ پیشنهادی را هم قبول نمی‌کردم، زیرا…».

جهانگیری درباره کاندیداتوری‌اش در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، گفت: دوستان، از جمله آقای خاتمی و دیگران مدام به من اصرار می‌کردند که کاندیدا شوم، اما من قبول نمی‌کردم. به همین دلیل فکر می‌کردند من از رد شورای نگهبان می‌ترسم. یکی از دوستان در جلسه‌ای عصبانی شد و یکی از اعضای شورای نگهبان را نام برد و گفت فلانی کیست که بخواهد تو را رد کند؟ چرا برایت مهم است؟ من کم قسم می‌خورم، اما آن‌جا مجبور شدم و قسم خوردم که والله نمی‌ترسم، اصلاً برایم مطلوب‌ترین حالت این است که بیایم و رد صلاحیت شوم، چون به مردم هم جواب داده‌ام که من آمدم و چیزی که در توانم بود را عرضه کردم، اما شورای نگهبان رد صلاحیتم کرد. در آن جلسه گفتم بیشتر به این فکر می‌کنم که بیایم، تایید شده و رئیس‌جمهور شوم. تمام سلول‌های بدنم با این فکر درد می‌گیرد.

معاون اول رئیس‌جمهور در دولت یازدهم و دوازدهم در اظهاراتی که کنایه به آقای پزشکیان رئیس‌جمهور هم هست، گفته است: ممکن است یک نفر نداند که قرار است وارد چه صحنه‌ای شود و فقط می‌خواهد رئیس‌جمهور شود، اما من‌ می‌دانم و فکر می‌کنم تعبیرش را در همان روز به کار بردم و گفتم مشکلات به حدی است که من فکر می‌کنم اگر رئیس‌جمهور شوم، شش ماه بعد همین مردم به خیابان می‌آیند و شعار می‌دهند مرگ بر فلانی! استعفا! استعفا! چون به کس دیگری که نمی‌توانند بگویند به رئیس‌جمهور می‌گویند. لذا از نظر خودم دوره سختی است. هرکسی رئیس‌جمهور می‌شد، شرایط سختی بود. خدا را شکر کسانی کاندیدا شدند که اطلاعات کمتری از اوضاع کشور داشتند.

اسحاق جهانگیری ضمن نقد برنامه‌های توسعه گفت: ما باید توسعه ایران را به یک موضوع محوری و مورد تفاهم عموم نخبگان، مردم ایران و مسئولین تبدیل کنیم. این برنامه‌های توسعه شوخی است، وقتی داشتند برنامه ششم را می‌نوشتند من معاون اول بودم. به مجمع تشخیص رفتم و دیدم بحث رشد ۸ درصد مطرح است، گفتم آقایان شما برچه مبنایی از رشد ۸ درصدی حرف می‌زنید؟ گذشته‌تان رشد ۸ درصدی بوده؟ در این سال‌ها که مدام یک درصد و نیم درصد بود. چه اتفاقاتی افتاده است که می‌خواهید بگویید در آینده رشد ۸ درصدی خواهیم‌ داشت. بالاخره وقتی کسی حرفی می‌زند باید مبنایی داشته‌ باشد.

اظهارات از موضع بالای آقای جهانگیری در حالی است که دولت متبوع وی، سرآمد بسیاری از غافلگیری‌ها و بی‌خبری‌ها و سوءتدبیرها محسوب می‌شود و شخص او معاون اول رئیس‌جمهور در دولتی بود که هم کلاه برجام سرش رفت، هم قبول کرد کلاه توافق آب و هوائی پاریس را سرش بگذارند و به کاهش مصرف سوخت فسیلی و در نتیجه توقف روند توسعه نیروگاه‌ها تن داد، هم وزیر نیروی آن ادعا کرد به خاطر ۲۰۰ مگاوات برق زیر بار مافیای نیروگاه‌سازی نمی‌رود، هم دو برابر شدن تحریم‌ها را به جان خرید و هم کشور را گرفتار خسارت‌های جاری برجام (مثل مکانیسم ماشه و…) کرد، هم بدترین رکورد تورم را به ثبت رساند و هم دولت را با خزانه خالی تحویل شهید رئیسی داد و اعضای آن در اولین جلسه با آقای رئیسی گفتند دولت پولی ندارد تا حقوق مرداد ۱۴۰۰ کارمندان خود را بپردازد. منفی شدن رشد اقتصاد، سقوط چشمگیر صادرات نفت، قتل‌عام ۷۰۹ نفری کرونا از مردم، قطع گاز و برق در فصول مختلف سال، توقف خودکفایی گندم و واردات ۸ میلیون تن گندم و… از جمله ویژگی‌های دورانی است که آقای جهانگیری معاون اول بود و روزنامه‌های همسو از او کاریکاتور سوپرمن تصویر می‌کردند.

اما دولت شهید رئیسی با اعتقاد به این که نباید اسیر عملیات فریب و فرصت‌سوزی غرب ماند، واکسیناسیون کرونا را به سرانجام رساند، رایزنی با شرکای سیاسی و اقتصادی فرا غرب را توسعه داد، صادرات نفتی را با وجود تحریم‌ها احیا کرد، بخش مهمی از ناترازی برق و گاز را با تدابیر مختلف مهار کرد، خودکفایی گندم را احیا کرد، به هشت هزار کارخانه تعطیل یا نیمه تعطیل یاری رساند تا تولید را از سر بگیرند، و رشد اقتصادی را به بالای ۵ درصد رساند. قطعا اگر آن روند تداوم پیدا می‌کرد، رشد هشت درصد هم در دسترس بود.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

اعتماد به نفس عجیب معاون اول دولت روحانی

اعتماد به نفس عجیب معاون اول دولت روحانی بیشتر بخوانید »

شرق: سخنان نیندیشیده پزشکیان می‌تواند دردسرساز شود

شرق: سخنان نیندیشیده پزشکیان می‌تواند دردسرساز شود



یک روزنامه اصلاح‌طلب تاکید کرد: سخنان پزشکیان موجب سوءبرداشت و دردسرساز می‌شود، او ناچار است پیش از هر مراسمی، درباره آنچه می‌خواهد بر زبان بیاورد، بیندیشد و گرنه در نهایت جایگاه او تضعیف می شود.

به گزارش مجاهدت از مشرق، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت: یک روزنامه اصلاح‌طلب تاکید کرد: سخنان پزشکیان موجب سوءبرداشت و دردسرساز می‌شود بنابراین او ناچار است پیش از هر مراسمی، درباره آنچه می‌خواهد بر زبان بیاورد، بیندیشد و گرنه این سخنان در نهایت، جایگاه او را تضعیف می‌کند و در گذر زمان، دردسرساز خواهد شد. روزنامه شرق در سرمقاله خود با عنوان «سخنان پزشکیان دردسرآفرین است؟» نوشت: یکی از مشکلات جدی رؤسای جمهوری ایران این است که درک درستی از مفهوم «جایگاه سخن» ندارند. آنان گاه سخنانی در مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها، در دیدار با مردم و مقامات به کار می‌برند که موجب سوء قرائت در اذهان می‌شود. این ناشی از اعتمادبه‌نفس بیش از اندازه است که به سهل‌انگاری می‌انجامد. نمونه بارز این سخنان را می‌توان در حرف‌های محمود احمدی‌نژاد پیدا کرد. احمدی‌نژاد همه مرزهای رسمی زبان را می‌شکست و این امر ابتدا برای مردم کوچه‌بازار خوشایند و جذاب بود، چراکه به شیوه غیرمستقیم کردار و رفتار حامیان خود را که اغلب از مردم کوچه‌بازار بودند، توجیه می‌کرد…

«جایگاه سخن» نزد حسن روحانی خاص‌گرایانه بود؛ او به‌ندرت مردم را خطاب قرار می‌داد. روی سخنش بیش از هر چیز نهادهای رسمی و افرادی با هویت‌های مجهول و مبهم بودند و این خطاب بیش از اینکه گره‌گشا باشد، معمایی به نظر می‌رسید که مردم باید آن را حل می‌کردند. حسن روحانی به‌خوبی از «جایگاه سخن» خود آگاه بود و تلاش می‌کرد بیش از آنکه سخنانش مردم را برانگیزد، مخالفانش را بنوازد؛ برای همین بسیار از صنعت تلمیح و کنایه استفاده می‌کرد و به‌ندرت سخنانی رک و صریح بر زبان می‌آورد. حسن روحانی می‌دانست از هر سخن می‌توان معنایی غیر از آن چیزی که بر زبان آمده، افاده کرد. او نه صدای مردم بود و نه زبان آنان. زبانش رسمی و امنیتی بود و به‌همین‌دلیل نزد مردم مرموزتر از آنچه بود، نشان می‌داد.

محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی باور نداشتند در سیاست باید مسائل را صادقانه با مردم در میان گذاشت. تعریف آنان از صداقت و صراحت در بیان با رؤسای جمهور دیگر تفاوت داشت.

سیدمحمد خاتمی راه ساده‌ای در پیش گرفته بود. او درصدد بود از جایگاه دانشگاهی خود سخن بگوید، چراکه در آن جایگاه واژه‌ها را راحت‌تر می‌جست و به کار می‌بست. اگرچه گاه مردم از عمق حرف‌های سیدمحمد خاتمی سر در نمی‌آوردند اما باورشان این بود که آنان را در سیاست جدی گرفته‌اند. البته چفت‌وبست‌ نشدن گفتار خاتمی با کردارش مردم را ناامید و دلسرد کرد و از او چهره‌ای منفعل در بحران‌های سیاسی ساخت.

یکی از مشهورترین سخنان حضرت علی(ع) این است که «تا سخن نگفته باشی، کلام در بند تو است و به زمان سخن‌گفتن تو در بند کلامی». مسعود پزشکیان حد وسط حسن روحانی و سیدمحمد خاتمی است. گاه بارقه‌هایی در سخنانش دیده می‌شود که سمت‌وسوی مردم‌گرایانه دارد و البته آلوده به جهل و خلاف واقع نیست. لحن و طنین صدایش نشان می‌دهد با مردم کوچه‌بازار آشنا است و می‌تواند زبان آنان باشد. مسعود پزشکیان به زبان ترکی تسلط دارد و در خانه این زبان زیسته و به چم‌وخم آن آگاه است. این تسلط به ترکی، گاه در برگرداندن آن به فارسی برایش دردسرآفرین می‌شود. بگذارید با مثالی صورت‌مسئله را روشن کنیم. جلال آل‌احمد سخنوری توانا بود و کلامی نافذ داشت. او با همان کلام می‌نوشت و نوشته‌هایش همان ریتم و تپش را داشت. از این‌ رو است که یکی از انتقادات به نثر جلال آل‌احمد در کنار ویژگی‌های ماندگاری‌اش این است که برخی باور دارند داستان‌هایش شتاب‌زده‌اند. آل‌احمد خود در «سنگی بر گوری» بر عجول ‌بودنش صحه می‌گذارد. او همان‌گونه که فکر می‌کند، سخن می‌گوید و می‌نویسد…

با علم بر این قیاس، مسعود پزشکیان راه دشواری در پیش دارد. او ناگزیر است به دلیل جایگاه خود، سخنرانی و مصاحبه کند و در جمع‌های مختلفی حرف بزند و برای اینکه از سخنان صادقانه و صریحش سوء‌قرائت نشود، ناچار است پیش از هر مراسمی درباره آنچه می‌خواهد بر زبان بیاورد، بیندیشد و در صورت امکان آن را به متن بازگرداند. به‌ویژه اینکه سخنان او در آغاز راه قابلیت تفسیر و تأویل بسیار دارد و مخالفانش درصدد سوء‌قرائت از آن هستند؛ به‌همین‌دلیل او باید از سخنانی که موجب این سوء‌قرائت می‌شود که در نهایت جایگاه او را تضعیف می‌کند، پرهیز کند. سوء‌قرائت‌هایی که در گذر زمان دردسرساز خواهد شد.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

شرق: سخنان نیندیشیده پزشکیان می‌تواند دردسرساز شود

شرق: سخنان نیندیشیده پزشکیان می‌تواند دردسرساز شود بیشتر بخوانید »

زارعی: پزشکیان ربطی به جامعه مدنی خاتمی ندارد

زارعی: پزشکیان ربطی به جامعه مدنی خاتمی ندارد



نماینده تهران بیان کرد: پزشکیان ربطی به جامعه مدنی خاتمی ندارد، ربطی هابز، لاک و روسو ندارد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، مجتبی زارعی نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مخالفت با برنامه‌های وزیر پیشنهادی اطلاعات صبح امروز در صحن علنی مجلس ضمن فرستادن درود به شهید هنیه، اظهار کرد: قبل از مخالفت با حجت الاسلام خطیب به عنوان وزیر پیشنهادی اطلاعات از رئیس جمهور تشکر می‌کنم که نه شعار دموکراسی و سکولاریسم سر داد و به هیچ تشکیلاتی بدهکار نیست و به امیرالمومنین بدهکار است.

وی افزود: رئیس جمهور اصلاح طلب نه در شعار و نه در سبد رأی به اصلاح طلبان بدهکار نیست. او رئیس جمهور صادق ضد پروتکل‌های بروکراتیک، فاکتور هزینه‌هایی که برای تو از پشت این تریبون صادر می‌کنند برابر میدان صحت ندارد.

نماینده تهران بیان کرد: پزشکیان ربطی به جامعه مدنی خاتمی ندارد، ربطی هابز، لاک و روسو ندارد. پزشکیان گفته من اصولگرا هستم اصولی که به حق و عدل ختم می‌شود، با این دلیل من بر لبان و دستان دکتر پزشکیان بوسه می‌زنم که نه برای ساخت جامعه مدنی به جامعه مدنی غربی بلکه به جامعه مدنی علوی ارجاع کرده است.

زارعی با اشاره به اینکه افرادی نظیر روسو منبع اصلاح طلبان بودند و آقای پزشکیان این سکه رایج آنها را بر هم زد، افزود: درود بر پزشکیان؛ اما مبادا ین کار بزرگ را به مرکز بررسی‌های استراتژیک بسپارید چون از دل امام علی (ع) جامعه مدنی غربی در می‌آورند.

وی گفت: پزشکیان عزیز! تو به حق ارجاع دادی، به عدل ارجاع دادی و امیرالمومنین می‌فرمایند حق و باطل با افراد و مقامات سنجیده نمی‌شود. بشناس حق را تا بشناسی باطل را و بشناس حقیقت امر را، مقام و جناح در تفکر آقای پزشکیان اثر نداشت اما جناب پزشکیان عزیز! نامه ۵۳ امام علی به مالک اشتر پیوست خطبه ۱۶ هم دارد.

ادامه دارد…

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

زارعی: پزشکیان ربطی به جامعه مدنی خاتمی ندارد

زارعی: پزشکیان ربطی به جامعه مدنی خاتمی ندارد بیشتر بخوانید »

تحلیل صوت عجیب سهم‌خواهی آذرمنصوری و رادیکال‌ها علیه پزشکیان

تحلیل صوت عجیب سهم‌خواهی آذرمنصوری و رادیکال‌ها علیه پزشکیان



درحالی که چهره‌های مختلفی از اصلاح طلبان رادیکال نسبت به سهم خواهی در تعیین کابینه دولت چهاردهم معترض هستند صوتی از یک جلسه منتسب به اعضای جبهه اصلاحات در توییتر درحال دست به دست شدن است که چهره نمایان تری از سهم خواهان پشت پرده ارائه می دهد.

به گزارش مجاهدت از مشرق، درحالی که چهره‌های مختلفی از اصلاح طلبان رادیکال نسبت به سهم خواهی در تعیین کابینه دولت چهاردهم معترض هستند، صوتی از یک جلسه منتسب به اعضای جبهه اصلاحات در توییتر درحال دست به دست شدن است که چهره نمایان‌تری از سهم خواهان پشت پرده ارائه می دهد.

در این صوت که مشخص نیست مربوط به یک جلسه حضوری بوده و یا در بسترهای مجازی مثل کلاب هاوس برگزار می‌شود، علی نیکجو عضو «انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران» در اظهاراتی که رنگ بوی سهم خواهی دارد خطاب به آذر منصوری رئیس جبهه اصلاحات مطالباتی را مطرح کرده و از او می‌خواهد تا اجرای این مطالبات را با وساطت سید محمد خاتمی از پزشکیان بخواهد.

اگر رویکردی سهم خواهانه بر مطالبات انتخاب کابینه حاکم باشد یک نبرد سیاسی درون جریان اصلاحات را به تصویر می‌کشد که ‌اگر دامنه آن به درون دولت چهاردهم کشیده شود می تواند در جهت اتلاف انرژی دولت و آسیب به منافع ملی عمل کند.

مدعیان نظارت دخالت می‌کنند؟

در بحبوحه تعیین شورای راهبری انتقال قدرت، آذر منصوری رئیس جبهه اصلاحات در صفحه شخصی خود در ایکس، دخالت در انتخاب اعضای کابینه را رد کرده و می‌نویسد: «جبهه اصلاحات ایران بنای دخالت در تصمیم‌گیری دکتر پزشکیان را نداشته و نخواهد داشت.»

اگرچه چنین اظهاراتی همان زمان توسط شخصیت‌های مختلف حاضر در شورا رد شده و علی اصغر شفیعیان از چهره‌های نزدیک به پزشکیان نیز در توییتی پاسخ می‌دهد که جبهه اصلاحات در همه کمیته‌های 5 گانه عضو دارد اما ادعاهای آذر منصوری اکنون توسط خود او زیر سوال رفته است.

در صوت منتشر شده، مشخصاً او به مطالبات نیکجو که خواهان قرارگیری برخی اسامی خاص در شورای راهبری و دولت است پاسخ می‌دهد: «ما یک جلسه ای با آقای خاتمی داشتیم و آنجا این دغدغه ها را مطرح کردیم. چون آقای خاتمی هم وقت گرفته بودند با آقای پزشکیان صحبت کنند از ایشان خواستیم که این نگرانی ما را عینا منتقل کنند. طبق اخباری که دارم ایشان منتقل کردند، جایگاه جبهه اصلاحات را به آقای پزشکیان یادآورد شدند و ایشان هم تائید کردند که جبهه اصلاحات در روی کار آمدن آقای پزشکیان پای کار بوده و باید پاسخگو افکار عمومی باشد.»

گوشت قربانی

بهزاد نبوی چهره شاخص و با تجربه اصلاح طلبان در مطلبی نسبت به رفتارهای گروه‌های سیاسی معترض شده و دولت پزشکیان را گوشت قربانی توصیف کرده بود که برخی گروه‌ها به دنبال سهم خواهی از آن هستند.

صوت منتشر شده اکنون اثبات می‌کند شدت مطالبات سهم خواهانه به حدی است که برخی شخصیت‌های دارای وجهه سیاسی نیز از جانب چهره‌های رادیکال اصلاحات تحمل نمی‌شوند.

رویکرد سهم خواهانه این انتقادات زمانی بهتر مشخص می‌شود که ادامه صحبت های نیکجو را مورد توجه قرار دهیم: «همه ما روز اول نیست که سیاست ورزی را شروع کرده‌ایم. این رسمش نیست، من فکر میکنم خانم منصوری به عنوان رئیس جبهه اصلاحات با ایشان جلسه گذاشته و از ایشان (خاتمی) بخواهد که افرادی همچون رضا خاتمی، علی شکوری راد و ظفرقندی حضور داشته باشند. جبهه اصلاحات به نظرم باید یک لیست بدهد و بگوید از نظر ما اینها هستند که باید دعوی آقای پزشکیان و مطالبات مردم را نمایندگی کنند.»

علی نیکجو در این صوت نسبت به معرفی محمد صدوقی در شورای راهبری معترض می‌شود: «چطور وقتی از رئیس ما آقای خاتمی سوال می‌کنند که چه کسی بیاید آقای خاتمی ‌می گوید صدوقی. یعنی از بین این همه اصلاح طلب شناسنامه دار هزینه داده استخوان خرد کرده صاحب وجاهت ایشان باید صدوقی را معرفی کند.» آذر منصوری نیز این مطالبه نیکجو را تائید کرده و می گوید:«من هم مثل آقای نیکجو معتقدم آقای صدوقی اصلا پیچیدگی‌ها را نمی داند و بودن ایشان به عنوان نماینده آقای خاتمی صرفا یک جایگاه نمایشی و ویترینی دارد و خیلی نمی تواند روی روندها تاثیر گذار باشد.»

حمله اصلاح طلبان رادیکال به پزشکیان

علی نیکجو در ابتدا و انتهای صحبت‌های خود شخص پزشکیان را نیز مورد حمله قرار می‌دهد. او ابتدا در مورد شخصیت سیاسی پزشکیان می‌گوید: «پزشکیان به عنوان یک فرد غیرحزبی انواع و اقسام شخصیت های غیر حزبی و اطرافیان روحانی دورش را گرفته‌اند. پزشکیان هم به لحاظ شخصیتی کسی است که هرکسی دوره اش بکند می‌تواند حرفش را پیش ببرد.»

در پایان صحبت‌ها نیز نیکجو دولت پزشکیان را عامل نابودی کشور توصیف می‌کند و می‌گوید: «با اینکه فقط 3-4 روز گذشته اما اگر با روحانی به ته چاه رفتیم این روند باعث می‌شود با پزشکیان نابود شویم.»

این دعواهای سیاسی است که کشور را نابود می‌کند

اگرچه اصلاح طلبان خواهان سهم بیشتر از کابینه، دولت پزشکیان را عامل نابودی کشور معرفی می‌کنند اما آنچه که بیش از هر چیزی به منافع ملی ضربه می‌زند دعواهای سیاسی سهم خواهانه است. دعواهایی که منافع ملی را در گرو منافع جناحی نگه داشته و سعی در انحراف منابع دولت دارد.

اگر رئیس جمهور تحت فشار گروه‌های سیاسی قرار بگیرد، به ناچار بخشی از زمان و ذهن خود را به جای رفع چالش‌های کشور باید صرف رفع دعواهای جناحی کند.

رفتارهای سهم خواهانه می‌تواند پاشنه آشیل دولتی قرار گیرد که شعار اصلی خود را همدلی قرار داده است. این رفتارها اگر به نتیجه برسد چهره های غیر متخصص و صرفا سیاسی را بر راس امور قرار می دهد و اگر به نتیجه نیز نرسد نیز به قدر خود در افکار عمومی نسبت به دولت بی اعتمادی ایجاد می‌کند و سرمایه اجتماعی رئیس جمهور را که می‌تواند در حل بحران های اجتماعی و اقتصادی کشور کارگشا باشد هدر می دهد. لذا جناح رادیکال اصلاح طلبان که با اظهارات سهم خواهانه درمورد آینده کشور و دولت ابراز نگرانی می کنند بیش از همه خودشان در مسیر تضعیف کشور و نابودی امید جامعه تلاش می‌کنند.

نسخه دولت روحانی را برای دولت پزشکیان نپیچید

یکی از گزاره‌های اصلی صوت منتشر شده از جلسه اصلاح طلبان، ابراز نگرانی آنها از تبدیل شدن دولت پزشکیان به دولت سوم روحانی است.

آذر منصوری این مسئله را اینگونه تشریح می‌کند: «تمام افرادی که تا پیش از رسیدن به کاندیدای واحد جزو حامیان آقای پزشکیان بودند، در جلسه مجمع عمومی از جبهه اصلاحات مطالبه می کردند که جبهه وارد شده و اجازه ندهد همین نگرانی هایی که آقای نیکجو مطرح کردند اتفاق بی‌افتد یعنی دولت آقای پزشکیان تبدیل به دولت سوم آقای روحانی نشود.»

اصلاح طلبان رادیکال درحالی از تبدیل شدن دولت پزشکیان به دولت سوم روحانی ابراز نگرانی می کنند که در سال 92 علی رغم حضور عارف در انتخابات به دلیل محتمل‌تر بودن پیروزی روحانی از او حمایت کرده بودند. به مرور با کاهش سرمایه اجتماعی روحانی بخشی از اصلاح طلبان که حامیان او بودند مسیر مرزبندی با دولت او را در پیش گرفتند.

کسانی که این رویکرد را در مورد روحانی اتخاذ کرده بودند اکنون نیز با نگاهی مشابه به سراغ پزشکیان رفته و موفقیت و عدم موفقیت او را در معرفی نیروهای نزدیک به خود توصیف می‌کنند.

نگاه سهم‌خواهانه باعث می‌شود تا گروه‌های سیاسی بدون مسئولیت پذیری به انتخابات ورود پیدا کرده و پس از پایان کار دولت‌ها نیز بدون پاسخگویی میز مدیریت را ترک و برای کارزار انتخاباتی بعدی ریبرندینگ کنند.

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

تحلیل صوت عجیب سهم‌خواهی آذرمنصوری و رادیکال‌ها علیه پزشکیان

تحلیل صوت عجیب سهم‌خواهی آذرمنصوری و رادیکال‌ها علیه پزشکیان بیشتر بخوانید »

خودگویی و خودشگفتی متهمان فرصت‌سوزی

خودگویی و خودشگفتی متهمان فرصت‌سوزی



اظهارات برخی حاضران در نشست «واکاوی گفتمان دولت چهاردهم»، حکایت نواختن شیپور از سر گشاد آن است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت: محمدجواد ظریف در این همایش گفت: «ما دوگانه «نگرش تهدیدمحور» و «نگرش فرصت‌محور» را داریم. تحریم بسیار بد است، اما این مردم بودند که تحریم را تحمل کردند، نه ما و من فکر می‎کنم، دکتر پزشکیان، شما مردم را تهدید نمی‎بینید و این شروع مهمی است که ما مردم، جوانان و بانوان‌مان را فرصت ببینیم. اگر پزشکیان این دید فرصت نسبت به مردم را نداشت افزایش مشارکت در دور دوم اتفاق نمی‎افتاد. مردم با حضور و عدم حضورشان در دور اول این پیام را به ما دادند که از ما راضی نیستند و در برابر این پیام باید سه مرحله را پیش ببریم. اول؛ با مردم آشتی کنیم. دوم؛ باید از مردم پوزش بخواهیم. سوم؛ باید با مردم همدل شویم.

در حوزه بین‌المللی هم نیاز نداریم تهدیدها را فراموش کنیم اما بدانیم که همه آنها را می‌توانیم به فرصت تبدیل کنیم. درست است که ما در دنیا اختلافاتی داریم اما دنیا می‌تواند برای ما فرصت باشد و می‌توانیم از امکانات دنیا استفاده کنیم. ما نیاز داریم سرمایه دنیا وارد کشورمان شود و جوانان ما از بهترین تکنولوژی دنیا بهره‌مند شوند. نگاه تهدیدمحور ناشی از عدم خودباوری است. کسی که خود را باور دارد معتقد است که می‌تواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. قدرت معنایی ایران که مهم‌ترین عامل قدرت ماست، همین خودباوری است که با آن با غرور و افتخار با دنیا مذاکره کند و راه را پیش ببرد و سدها را بشکند. سد هسته‌ای، سد FATF و همه سدها را می‌توانیم بشکنیم به شرط آنکه خود را باور کنیم و بپذیریم که می‌توانیم فرصت داشته باشیم. لذا معتقدم دولت پزشکیان دولت فرصت‌محور است نه دولت تهدید».

همچنین در این نشست، عباس عبدی گفته است: «انتخابات روز ۸ یا ۱۵ تیر رخ نداد. این رخداد فرآیندی قدیمی دارد. در حقیقت از سال ۱۴۰۰ که انتخابات برگزار شد، این ذهنیت به وجود آمد که دیر یا زود سیستم سیاسی به بن‌بست می‌رسد که رسید و به دموکراسی تن داده شد تا اصلاح صورت گیرد. حدود اواسط سال گذشته سیستم به این نتیجه مشخص رسید که حکومت نه توانست یکدست شود و نه کارآمد. بنیاد این اتفاق دو شکاف عمیق در ساختار سیاسی ایران است. یکی شکاف درون ساختار قدرت و شکاف دیگر به مرور ایجاد و تشدید شده بین ساختار قدرت و مردم. صحبت‌های رهبری دقیق و روشن و با ادبیات دیگری ساختار اول را توضیح می‌دهد. تا وقتی که با شکاف درون ساختار قدرت مواجه هستیم امکان ندارد که پروژه‌ها پیش ‌رود. اما شکاف بدتر بین دولت و مردم است… از سال ۱۳۹۶ رابطه مردم با این فرآیند قطع شد و تنها یک راه مانده بود، اینکه آیا سیستم سیاسی کشور حاضر می‌شود انتخاباتی را آگاهانه بپذیرد؟ سیستم سیاسی در سال ۷۶ و ۹۲ انتظار روی کار آمدن خاتمی و روحانی را نداشت، اما آنها روی کار آمدند. بنابراین آن نوع انتخابات فایده‌ای نداشت. انتخابات ۱۴۰۳ مبنایی برای برطرف کردن این شکاف‌ها است. صحبت‌ها درباره انتخابات و اجرای آن معرف این اراده بود که سیستم سیاسی به نتیجه رسیده که باید این مسیر را برود اما این‌بار آگاهانه. از ابتدا گفتم که سیستم سیاسی ایران تن داده که آگاهانه پزشکیان رئیس‌جمهور شود، آن‌هم برخلاف ۷۶ و ۹۲. بارها هم در جلسات علنی و غیرعلنی گفتم اگر می‌خواهید زیر این انتخابات بزنید، از الان این اقدام را انجام دهید. صحبت‌های رهبری کاملاً مرحله بعدی را نشان داد که مجلس نمی‌تواند چوب لای چرخ دولت بگذارد. ایده کلی انتخابات ۱۴۰۳ بازگشت به جامعه و مردم و همچنین حذف شکاف درون قدرت و یکدست شدن قوا برای پیشبرد پروژه توسعه و آرامش مردم، حذف شکاف بین دولت و ملت و اعتماد مردم به اقدامات دولت است».

درباره اظهارات ظریف و عبدی گفتنی است هر دو نفر به تناسب اعوجاجات شخصیتی روایتی تحریف شده به دست می‌دهند. آقای ظریف در حالی ادعا می‌کند گفتمان دولت پزشکیان فرصت محور است و جریان تهدید محور را تخطئه می‌کند که شخصاً مجسمه فرصت سوزی و جلب بی‌سابقه‌ترین تهدیدهاست. مواضع او و دیگرانی مانند آقای روحانی در همان سال ابتدائی تشکیل دولت یازدهم، ارسال پیام ضعف به دشمنان تاریخی ملت ایران بود و روشن است که باب مذاکره متوازن با همین ادبیات اظهار ضعف بسته شد و باب تهدید و طلبکاری تروئیکای اروپایی قبل و بعد از برجام گشوده شد تا آن تحقیرهای تاریخی در پایمال کردن حقوق برجامی ایران و افزایش سیستماتیک تحریم‌ها در سه دولت اوباما و ترامپ و بایدن، تحقیر ظریف در مونیخ، تحقیر حمید ابوطالبی از سوی آمریکا، ممانعت انگلیس از افتتاح حساب بانکی و…. سپس توسعه تهدید داعش در پشت مرزهای ایران و نهایتاً ترور سردار سلیمانی در اثر پیام‌های ضعف پیاپی‌ای که از سوی تیم روحانی و ظریف ارسال شد و موجب شد دولت روحانی چهار سال دوم کاملاً به توپ فوتبال میان آمریکا و اروپا تبدیل شود و با بدترین کارنامه اقتصادی و امنیتی و دیپلماتیک، در حالی به پایان برسد که ناتوان از فروش نفت و واردات واکسن است و قادر به تأمین حداقل درآمد ارزی نیست و بایدن به واسطه خروج ترامپ از برجام از این دولت باج مضاعف می‌خواهد و فشار حداکثری را ابزار طلبکاری خویش قرار داده است. در چنین فرآیندی، محبوبیت روحانی تک‌رقمی شده و به زیر شش درصد رسیده بود.

عباس عبدی محکوم پرونده فروش اطلاعات به بیگانگان هم در خلاف گویی و «خودگویی و خودشگفتی»، دست کمی از ظریف ندارد. آقای پزشکیان در انتخابات اخیر چیزی حدود دو میلیون کمتر از آقای رئیسی (انتخابات ۱۴۰۰) کسب کرد (۲۵ درصد کل واجدان حق رأی) و طبق ادبیات خود همین افراطیون رئیس‌جمهور و دولت حداقلی محسوب می‌شود. اما با این وجود متهم پرونده فروش اطلاعات، انتخابات ۱۴۰۰ را موجب شکاف ملت و حاکمیت و انتخابات اخیر را موجب پر کردن آن شکاف می‌داند! مضحک نیست؟ یقیناً امثال عبدی سر سوزنی ارادت و احترام برای رئیس‌جمهور محترم و منتخب قائل نیستند همان‌گونه که برای خاتمی و ‌هاشمی و روحانی قائل نبودند و هر بار که خرشان از پل گذشت، از خجالت یکایک آن سیاسیون درآمدند.

اما افراطیون همان‌هایی هستند که قریب بیست سال است ادعا کرده‌اند انتخابات مهندسی شده است، رئیس‌جمهور تدارکاتچی نظام و فاقد اختیار است و فلان یا بهمان نامزد، نامزد نظام در انتخابات است و نظام نمی‌خواهد نامزد رقیب انتخاب شود و تقلب اتفاق افتاده و انبوهی از خزعبلاتی مانند این. اما هربار هم با هیجان تمام – و با بی‌صداقتی مطلق- آویزان یکی از نامزدها شده‌اند تا اگر پیروز شد، به دوگانگی و تقابل و ناکارآمدی در نظام دامن بزنند و مردم را طبق نقشه خارجی ناراضی کنند، و اگر رأی نیاورد دم از مهندسی و تقلب در انتخاب بزنند و مردم را بی‌اعتماد کنند. در همین انتخابات اخیر ادعا می‌شد قالیباف یا جلیلی نامزد نظام است و نمی‌گذارند پزشکیان انتخاب شود. برخی هم در همین حیص و بیص مدعی شدند نظام، پزشکیان را به بازی گرفته و می‌خواهد رئیس‌جمهور کند تا مشکلات را گردن او و حامیان سیاسی وی بیندازد!

این همه دروغ و دغل در حالی است که یکی از نشانه‌های سلامت انتخابات در اغلب دوره‌ها غیر قابل پیش‌بینی نبودن نتیجه آن و انتخاب افرادی از طیف‌های رقیب هم بوده است. که اگر غیر از این بود، بر خلاف ادعای دروغین عبدی، خاتمی و کروبی و مجمع روحانیون و ۱۶ حزب از ۳۱ حزب اصلاح‌طلب در انتخابات ۱۴۰۰، پشت آقای عبدالناصر همتی صف نمی‌بستند و آقای مهرعلیزاده را هم یار کمکی و تخریبی وی قرار نمی‌دادند. و یا در انتخابات مجلس ۱۳۹۸ به جای یک لیست با سه لیست اصلاح‌طلبان مواجه نمی‌شدیم.

نکته مهم این است که بر خلاف تحریفات متهم پرونده فروش اطلاعات، شکاف عمیق دولت و ملت در دولت روحانی، با همت شهید رئیسی تا حدود زیادی کاهش یافت و اگر آن روند خدمتگزاری و معبرگشایی در دو عرصه سیاست خارجی و داخلی با حضور شهید رئیسی تداوم پیدا می‌کرد، قطعاً امید و اعتماد و همدلی تار و مار شده در دولت اشرافی غربگرا بیش از آنچه اتفاق افتاد، تقویت می‌شد.

نهایتاً این که مسئولیت بررسی صلاحیت وزیران پیشنهادی طبق قانون اساسی با مجلس شورای اسلامی است و کسانی که دزدکی سوار قطار مردم سالاری شده‌اند (و بعضاً سابقه آشوب در برابر رأی اکثریت و کارشکنی در مقابل دولت‌های ناهمسو به شکل حداکثری را دارند) مطلقاً در جایگاهی نیستند که برای لوث کردن مسئولیت مجلس تعیین تکلیف کنند.

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

خودگویی و خودشگفتی متهمان فرصت‌سوزی

خودگویی و خودشگفتی متهمان فرصت‌سوزی بیشتر بخوانید »