شبکه سه

«سلام بر ابراهیم»؛ برگی از سیره زندگی و رشادت‌های شهید ابراهیم هادی

پویانمایی «سلام بر ابراهیم»؛ سبکی نوین در رسانه


گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس- علی عبدالصمدی؛ پخش انیمیشن و کارتون از شبکه‌ی سوم سیما که شعار اصلی آن توجه به ورزش و قشر جوان جامعه بوده است، مصطلح نیست.

اما این شب‌ها مجموعه‌ی انیمیشنی روی آنتن می‌رود که مخاطب عام دارد. «سلام بر ابراهیم» به کارگردانی اسماعیل یوسفی انیمیشنی است که با مخاطب عام روانه‌ی آنتن شبکه‌ی سوم سیما شده است.

زندگی و سیره‌ی شهید ابراهیم هادی درونمایه و اساس این پویانمایی است؛ بالاخص اتفاقاتی که در دوران پر افتخار دفاع مقدس برای آن شهید بزرگ به وقوع پیوسته و زمینه ساز شهادت ایشان شده است. سلحشوری‌ها و پایمردی‌هایی مثال زدنی که حال در قالب پویانمایی تلویزیونی به نمایش درآمده است.

به لحاظ کیفی باید اذعان داشت که این پویانمایی سبک و شیوه‌ای نوین از این هنر مدرن را به مخاطب ایرانی و البته بین المللی ارائه می‌دهد. شخصیت‌ها و حرکات بدن و اصطلاحا میمیک افراد در طول این انیمیشن به قدری طبیعی جلوه می‌کنند که شاید تا دقایقی مخاطب متوجه نباشد که یک کارتون با مخاطب عام و محتوای تاریخ دفاع مقدس را تماشا می‌کند.

در امر دوبلاژ و صداگذاری نیز بسیار با دقت عمل شده و صداپیشگان جوان، اما مجربی در این سریال پویانمایی هنرنمایی کرده اند. انتخاب ژانر اینیمیشن نیز باعث شده تا اقشار کودک و نوجوان و نیز مخاطب بزرگسال بتوانند توامان از این مجموعه‌ی پویانمایی با درونمایه‌ی تاریخ دفاع مقدس لذت ببرند.

این انیمیشن تولید مرکز پویانمایی صباست که در امر تولید انیمیشن با موضوعات تاریخی ید طولایی دارد. هنرمندان این مجموعه در این اثر نیز به نیکی توانسته اند تا از عهده‌ی ادای دین به شهید «ابراهیم هادی» برآیند و مجموعه‌ی فاخری را تهیه و تولید کنند؛ مجموعه‌ای که به لحاظ کیفی قابلیت رقابت با پویانمایی‌های رقیب خارجی را نیز دارد.

رخداد‌های مربوط به جبهه‌ی جنوب به ویژه کانال کمیل در دوران دفاع مقدس از اتفاقاتی است که در قالب فیلم، سریال و پویانمایی کمتر به آن پرداخته شده است و پردازش چنین آثاری می‌تواند نسل‌های جوان‌تر را با حال و هوای آن دوران آشناتر سازد.

انتهای پیام/133

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

پویانمایی «سلام بر ابراهیم»؛ سبکی نوین در رسانه

پویانمایی «سلام بر ابراهیم»؛ سبکی نوین در رسانه بیشتر بخوانید »

برف بی صدا می‌بارد؛ تعامل قصه گویی و انتقال ارزش‌های دوران دفاع مقدس

برف بی‌صدا می‌بارد؛ تعامل قصه‌گویی و انتقال ارزش‌های دوران دفاع مقدس


گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس- علی عبدالصمدی؛ فصل دوم سریال خوش ساخت و پر مخاطب «برف بی صدا می‌بارد» به تازگی روی آنتن شبکه‌ی سوم سیما رفته است.

سریالی به کارگردانی پوریا آذربایجانی که در فصل نخست آن توجه بسیاری از مخاطبین را به خود جلب کرد.

داستان برف بی صدا می‌بارد از اواخر دهه‌ی پنجاه و آغاز جنگ تحمیلی و دوران پر حماسه‌ی دفاع مقدس شروع شد.

حبیب کیانی که نام اصلی او حبیب جعفرزاده بوده است، پسر شریک سابق حاج عطا شکیباست. شریک حاج عطا شکیبا سال‌ها پیش به علت سهل انگاری‌ها و بی برنامگی‌ها و بعضا ناحق کردن‌ها، ورشکست شد و امروز یک افلیج مفلوک گوشه نشین شده است.

پسرش که عامل اصلی بدبختی خود و خانواده اش را حاج عطا شکیبا می‌پندارد، در تلاش است با نزدیک شدن به بنگاه کاری و خانواده‌ی حاج عطا، این خانواده را متزلزل کند. سیمین که البته نامزد دارد با دسیسه‌های وقت و بی وقت حبیب از همسر آینده اش جدا می‌شود و نهایتا با حبیب ازدواج می‌کند و عنان خانواده و شرکت را دست حبیب می‌سپارد.

حبیب در ظاهر سعی می‌کند شرکت را از ورشکستگی نجات دهد، اما در باطن نیتی سوء دارد. سیمین به هیچ وجه به توصیه‌های خانواده، دوستان و اطرافیانش درخصوص رفتار و کردار حبیب شکیبا گوش فرا نمی‌دهد. ضمن اینکه حبیب در جریان عملی ساختن نقشه هایش دستش به خون نیز آلوده شده است.

آنچه فوقا ذکر شد خلاصه‌ای از فصل اول و قسمت‌های پخش شده از فصل دوم سریال برف بی صدا می‌بارد است. این سریال در قیاس با سایر سریال‌هایی که طی چند ماه اخیر از تلویزیون پخش شده است، نمره‌ی قبولی بالایی گرفته و توانسته است توجهات بسیاری از مخاطبین را به خود جلب کند.

خاتمه‌ی جنگ تحمیلی، بازگشت آزادگان به سرزمین و اعلام خبر رحلت امام خمینی از جمله نکات حساس و کلیدی‌ای بودند که در فصل دوم سریال به آن اشاره شده است. نمایش فرهنگ عمومی مردم ایران در دهه‌ی شصت دستمایه‌ای خواهد بود جهت ترویج آن بنمایه‌های اجتماعی برای نسل‌هایی که در آن زمان نبودند و خبری از حال و هوای آن زمان ندارند.

ولی برخی نکات نیز حائز تذکر است. هیچگونه تجانسی بین فرزندان خانواده‌ی حاج عطا شکیبا نیست. سیمین دختر بزرگ خانواده با بازی الیکا عبدالرزاقی دانشجوی سال نخست دانشکده بود که به علت مشغله‌های خانوادگی از ادامه‌ی تحصیل انصراف داد.

نامزد اول او (پوریا پورسرخ) پزشکی جوان و حاذق بود که برای ادامه‌ی زندگی به فرانسه مهاجرت کرد. اصولا چرا یک پزشک مجرب و جوان باید با دختری نامزد کند که حتی هنوز به دانشگاه نرفته است؟ بهانه‌ی اصلی سیمین بزرگ کردن خواهر و برادر کوچک‌تر آنهاست در صورتی که تا پیش از فوت پدر و مادرشان (یعنی حاج عطا و همسرش) مسئولیت اصلی زندگی بر گردن آن‌ها بود و سیمین خیلی زودتر از این‌ها می‌توانست ازدواج کند.

سیمین حتی زمانی که خواهر حبیب به شرکتشان می‌رود و عملا موضوع کلاهبرداری برادرش را افشا می‌کند باز هم متوجه دسیسه‌های حبیب کیانی نمی‌شود و همچنان پای اعتماد بی موردی که به کیانی دارد می‌ماند. هرگز در طول سریال مشخص نشد که اعتماد بیش از حد از کجا نشات گرفته است؟

نسرین دختر دوم خانواده دقیقا مسیر معکوس را رفته است. او دانشگاه رفته و تحصیل کرده است. با پسر عمه اش ازدواج کرده و اکنون منتظر نخستین ثمره‌ی ازدواجشان است. سهیلا تازه به دانشگاه رفته و دغدغه‌های جوانی بیست ساله را دارد. دانیال و پگاه نیز هنوز مدرسه هم نمی‌روند و خردسال هستند. هیچگونه جناسی بین سیمین، نسرین و سهیلا و دانیال و پگاه دیده نمی‌شود. نویسنده و کارگردان باید روی شخصیت این دو خردسال بیشتر فکر می‌کردند.

در صبح روزی که خبر ارتحال امام خمینی رسما اعلام می‌شود همه‌ی اعضای خانواده در خانه خبر را از طریق تلویزیون تماشا می‌کنند در صورتی که در آن زمان تلویزیون برنامه‌ی صبحگاهی نداشته است و خبر مربوطه از طریق رادیو مخابره شده است و آنچه که امروزه به عنوان خبر فوت امام در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود و در سریال نیز دیده شد، در استودیوی رادیو صرفا جهت ثبت در آرشیو ضبط شده است.

حبیب کیانی با بازی پوریا شکیبایی به لحاظ انتخاب بازیگر برای ایفای نقش مقابل الیکا عبدالرزاقی چندان قابل درک نیست. اصولا این دو بازیگر اختلاف سنی فاحشی با یکدیگر دارند و انتخاب این دو به عنوان شریک کاری و همسر قابل درک برای مخاطب عموم نیست.

در لحظه‌ی اعلام خبر ارتحال امام خمینی، یکی از جانبازان افتخارآفرین دوران دفاع مقدس جان به جان آفرین تسلیم می‌کند و این یکی از صحنه‌های تماشایی و ماندگار این سریال به شمار می‌آید. اینکه یک جانباز با شنیدن خبر رهبرش دیگر طاقت نمی‌آورد و به دیدار حق می‌شتابد.

امروز و جعفرزاده دقیقا در یک روز گم می‌شوند و دقیقا در یک شب پیدا می‌شوند. کوچکترین فاصله‌ای بین سکانس پیدا شدن جعفرزاده روی تخت بیمارستان و حضور در مراسم عقد و ازدواج دخترش با خواستگار قدیمیش نیست و مخاطب عملا این پرسش در ذهنش به وجود می‌آید که مگر این پدر در سکانس پیشین روی تخت بیمارستان نبود؟

به صورت کلی سریال «برف بی صدا می‌بارد» سریالی خوب و خوش ساخت است که ضمن قصه گویی و شخصیت پردازی جذاب که مخاطب را جلب می‌کند از مفاهیم و ارزش‌های والای انسانی و وضعیت زندگی خانواده‌های ایثارگر، جانبازان و سلحشوران عرصه‌ی دفاع قدس سخن به میان آورده که در نوع خودش حائز تقدیر و ارج نهادن است.

به عبارتی دیگر، نویسنده و کارگردان با تلفیق دو عنصر اصلی قصه و ارزش‌های والای دفاع مقدس توانسته است اثری را پدید آورد که هم آینه‌ای از تاریخ دفاع مقدس و هم باعث انتقال مفاهیم ارزشمند آن دوران است.

انتهای پیام/133

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

برف بی‌صدا می‌بارد؛ تعامل قصه‌گویی و انتقال ارزش‌های دوران دفاع مقدس

برف بی‌صدا می‌بارد؛ تعامل قصه‌گویی و انتقال ارزش‌های دوران دفاع مقدس بیشتر بخوانید »

برف بی صدا می‌بارد؛ تعامل قصه گویی و انتقال ارزش‌های دوران دفاع مقدس

برف بی صدا می‌بارد؛ تعامل قصه گویی و انتقال ارزش‌های دوران دفاع مقدس

فصل دوم سریال خوش ساخت و پر مخاطب «برف بی صدا می‌بارد» به تازگی روی آنتن شبکه‌ی سوم سیما رفته است. سریالی به کارگردانی پوریا آذربایجانی که در فصل نخست آن توجه بسیاری از مخاطبین را به خود جلب کرد.
داستان برف بی صدا می‌بارد از اواخر دهه‌ی پنجاه و آغاز جنگ تحمیلی و دوران پر حماسه‌ی دفاع مقدس شروع شد. حبیب کیانی که نام اصلی او حبیب جعفرزاده بوده است، پسر شریک سابق حاج عطا شکیباست. شریک حاج عطا شکیبا سال‌ها پیش به علت سهل انگاری‌ها و بی برنامگی‌ها و بعضا ناحق کردن ها، ورشکست شد و امروز یک افلیج مفلوک گوشه نشین شده است. پسرش که عامل اصلی بدبختی خود و خانواده اش را حاج عطا شکیبا می‌پندارد، در تلاش است با نزدیک شدن به بنگاه کاری و خانواده‌ی حاج عطا، این خانواده را متزلزل کند. سیمین که البته نامزد دارد با دسیسه‌های وقت و بی وقت حبیب از همسر آینده اش جدا می‌شود و نهایتا با حبیب ازدواج می‌کند و عنان خانواده و شرکت را دست حبیب می‌سپارد. حبیب در ظاهر سعی می‌کند شرکت را از ورشکستگی نجات دهد، اما در باطن نیتی سوء دارد. سیمین به هیچ وجه به توصیه‌های خانواده، دوستان و اطرافیانش در خصوص رفتار و کردار حبیب شکیبا گوش فرا نمی‌دهد. ضمن این که حبیب در جریان عملی ساختن نقشه هایش دستش به خون نیز آلوده شده است.
آن چه فوقا ذکر شد خلاصه‌ای از فصل اول و قسمت‌های پخش شده از فصل دوم سریال برف بی صدا می‌بارد است. این سریال در قیاس با سایر سریال‌هایی که طی چند ماه اخیر از تلویزیون پخش شده است، نمره‌ی قبولی بالایی گرفته و توانسته است توجهات بسیاری از مخاطبین را به خود جلب کند. خاتمه‌ی جنگ تحمیلی، بازگشت آزادگان به سرزمین و اعلام خبر رحلت امام خمینی از جمله نکات حساس و کلیدی‌ای بودند که در فصل دوم سریال به آن اشاره شده است. نمایش فرهنگ عمومی مردم ایران در دهه‌ی شصت دستمایه‌ای خواهد بود جهت ترویج آن بنمایه‌های اجتماعی برای نسل‌هایی که در آن زمان نبودند و خبری از حال و هوای آن زمان ندارند.
ولی برخی نکگات نیز حائز تذکر است. هیچ گونه تجانسی بین فرزندان خانواده‌ی حاج عطا شکیبا نیست. سیمین دختر بزرگ خانواده با بازی الیکا عبدالرزاقی دانشجوی سال نخست دانشکده بود که علت مشغله‌های خانوادگی از ادامه‌ی تحصیل انصراف داد. نامزد اول او (پوریا پورسرخ) پزشکی جوان و حاذق بود که برای ادامه‌ی زندگی به فرانسه مهاجرت کرد. اصولا چرا یک پزشک مجرب و جوان باید با دختری نامزد کند که حتی هنوز به دانشگاه نرفته است؟ بهانه‌ی اصلی سیمین بزرگ کردن خواهر و برادر کوچک‌تر آنهاست در صورتی که تا پیش از فوت پدر و مادرشان (یعنی حاج عطا و همسرش) مسئولیت اصلی زندگی برگردن آن‌ها بود و سیمین خیلی زودتر از این‌ها می‌توانست ازدواج کند. سیمین حتی زمانی که خواهر حبیب به شرکتشان می‌رود و عملا موضوع کلاهبرداری برادرش را افشا می‌کند باز هم متوجه دسیسه‌های حبیب کیانی نمی‌شود و همچنان پای اعتماد بی موردی که به کیانی دارد می‌ماند. هرگز در طول سریال مشخص نشد که اعتماد بیش از حد از کجا نشات گرفته است؟
نسرین دختر دوم خانواده دقیقا مسیر معکوس را رفته است. او دانشگاه رفته و تحصیل کرده است. با پسر عمه اش ازدواج کرده و اکنون منتظر نخستین ثمره‌ی ازدواجشان است. سهیلا تازه به دانشگاه رفته و دغدغه‌های جوانی بیست ساله را دارد. دانیال و پگاه نیز هنوز مدرسه هم نمی‌روند و خردسال هستند. هیچ گونه جناسی بین سیمین، نسرین و سهیلا و دانیال و پگاه دیده نمی‌شود. نویسنده و کارگردان باید روی شخصیت این دو خردسال بیشتر فکر می‌کردند.
در صبح روزی که خبر ارتحال امام خمینی رسما اعلام می‌شود همه‌ی اعضای خانواده در خانه خبر را از طریق تلویزیون تماشا می‌کنند در صورتی که در آن زمان تلویزیون برنامه‌ی صبح گاهی نداشته است و خبر مربوطه از طریق رادیو مخابره شده است و آن چه که امروزه به عنوان خبر فوت امام در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود و در سریال نیز دیده شد، در استودیوی رادیو صرفا جهت ثبت در آرشیو ضبط شده است.
حبیب کیانی با بازی پوریا شکیبایی به لحاظ انتخاب بازیگر برای ایفای نقش مقابل الیکا عبدالرزاقی چندان قابل درک نیست. اصولا این دو بازیگر اختلاف سنی فاحشی با یکدیگر دارند و انتخاب این دو به عنوان شریک کاری و همسر قابل درک برای مخاطب عموم نیست.
در لحظه‌ی اعلام خبر ارتحال امام خمینی، یکی از جانبازان افتخار آفرین دوران دفاع مقدس جان به جان آفرین تسلیم می‌کند و این یکی از صحنه‌های تماشایی و ماندگار این سریال به شمار می‌آید. این که یک جانباز با شنیدن خبر رهبرش دیگر طاقت نمی‌آورد و به دیدار حق می‌شتابد.
امروز و جعفرزاده دقیقا در یک روز گم می‌شوند و دقیقا در یک شب پیدا می‌شوند. کوچکترین فاصله‌ای بین سکانس پیدا شدن جعفرزاده روی تخت بیمارستان و حضوردر مراسم عقد و ازدواج دخترش با خواستگار قدیمیش نیست و مخاطب عملا این پرسش در ذهنش به وجود می‌آید که مگر این پدر در سکانس پیشین روی تخت بیمارستان نبود؟
به صورت کلی سریال «برف بی صدا می‌بارد» سریالی خوب و خوش ساخت است که ضمن قصه گویی و شخصیت پردازی جذاب که مخاطب را جلب می‌کند از مفاهیم و ارزش‌های والای انسانی و وضعیت زندگی خانواده‌های ایثارگر، جانبازان و سلحشوران عرصه‌ی دفاع قدس سخن به میان آورده که در نوع خودش حائز تقدیر و ارج نهادن است. به عبارتی دیگر، نویسنده و کارگردان با تلفیق دو عنصر اصلی قصه و ارزش‌های والای دفاع مقدس توانسته است اثری را پدید آورد که هم آینه‌ای از تاریخ دفاع مقدس و هم باعث انتقال مفاهیم ارزشمند آن دوران است.
انتهای پیام/۱۳۳

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

برف بی صدا می‌بارد؛ تعامل قصه گویی و انتقال ارزش‌های دوران دفاع مقدس

برف بی صدا می‌بارد؛ تعامل قصه گویی و انتقال ارزش‌های دوران دفاع مقدس بیشتر بخوانید »

«تازه وارد»؛ مبلغ افزایش جمعیت بدون سیاستگذاری‌های منطقی

«تازه وارد»؛ مبلغ افزایش جمعیت بدون سیاستگذاری‌های منطقی


گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس_ علی عبدالصمدی؛ سیاست‌های افزایش جمعیت طی سال‌های اخیر در سطوح مختلف اجتماعی مطرح شده است.

اشتغالزایی و ایجاد ثبات شغلی، تسهیل در امر ازدواج از اهم شرایط تشکیل خانواده و سیاست‌های فرزندآوری است. رشد جمعیت و افزایش نسل جوان در کشور ازجمله سیاست‌های اجتماعی هستند که طی سالیان اخیر بسیار مطرح بودند.

«تازه وارد» با کارگردانی گروهی کارگردانان به تازگی از شبکه‌ی سوم سیما روی آنتن رفته که دقیقا به مساله‌ی افزایش جمعیت اشاره‌ی مستقیم دارد. هر اپیزود از این سریال به شکلی خاص به مساله‌ی مهم فرزندآوری پرداخته است.

تشکیل خانواده و افزایش جمعیت برای بانوانی که مشغول به کار هستند؛ بیکاری برخی از جوان‌هایی که قرار است مسئولیت پدر شدن را به عهده بگیرند؛ تورم و گرانی در کنار سلامت جنین در زمان بارداری از اهم موضوعاتی هستند که در قالب این مجموعه‌ی تلویزیونی به بوته‌ی کاوش گذاشته شده اند.

اصولا سیاست‌های مربوط به افزایش جمعیت مستلزم ایجاد ثبات اقتصادی در کشور است. به عبارتی دیگر، اگرچه توکل به ذات احدیت می‌تواند راهگشای تمامی معضلات و مشکلات اجتماعی باشد، اما این موضوع به معنای عدم برنامه ریزی دقیق و حساب شده در مسائل و موضوعات اجتماعی نیست.

در مقام نقد، باید به عوامل سریال گفت که لزوما همه‌ی مشکلات اجتماعی مانند آنچه که در فیلم و سریال ترسیم می‌شود به صورت معجزه آسا حل نمی‌شوند. رییس قطاری که به سختگیری مشهور است، چون سرمهماندارش خانم بارداری است او را ترخیص می‌کند؛ او قبل‌تر همسر این زن را نیز به علت دعوا با یکی از مسافرین اخراج کرده بود. رییس قطار که سال‌ها قبل همسر باردارش را در سانحه‌ی ترن از دست داده است، با ملاطفت از سرمهماندارش می‌خواهد که به مرخصی برود و به جای او همسر اخراجیش به کار بازگردد تا از این طریق مشکلات اقتصادیشان نیز کمتر شود.

مادری که برای دومین بار می‌خواهد حامله شود پس از نذر و نیاز بسیار و نیز تحت معالجات پزشکی فرزند دختری به دنیا می‌آورد که علی رغم پیش بینی متخصصین هیچ مشکل یا معلولیت یا بیماری‌ای ندارد و به زندگی ادامه می‌دهد.

باید به دست‌اندرکاران چنین سریال‌هایی تذکر داد که پرداختن به موضوع تولد نوزادان با معلولیت نیز می‌تواند سوژه‌ای در خور شان برای پردازش باشد که البته کمتر به آن در قالب فیلم و سریال پرداخته شده است. تولید آثاری با مضمون تولد و رشد کودکی معلول و با پرداختن به تمامی مشکلات اجتماعی این افراد (اعم از تحصیل، اشتغال، ازدواج و…) و رشد آن‌ها در جامعه می‌تواند فرهنگ آفرین باشد و از سویی توجهات مخاطبین را به این موضوع مهم معطوف دارد.

به صورت خلاصه باید متذکر شد که ازدواج و فرزندآوری اگر قرار است موضوع و تم اصلی یک سریال قرار گیرد باید ضمن بذل عنایت به شرایط اقتصادی کنونی که حاصل برخی سوء مدیریت‌های داخلی و نیز تحریم‌های خارجی است، راهکار‌های منطقی و به دور از رویاپردازی‌های مرسوم در فیلم و سریال را ارائه دهد.

در صفت رحمانیت ذات اقدس الهی تردیدی نیست، اما فصل تمایز بشریت از سایر مخلوقات اندیشه و برهان و استدلال او در شرایط سخت و بحرانی است. این وجه تمایز عملا در شخصیت‌های سریال «تازه وارد» دیده نمی‌شود و اصطلاحا آن‌ها با شانس و بخت و اقبال مسائل مختلف زندگی خود را پیش می‌برند و از هر نوع توانمندی در مدیریت بحران‌ها به دور هستند.

این سریال در حالی تولید و پخش می‌شود که طی هفته‌های اخیر چند مورد نوزاد بی سرپرست در خیابان رها شده و پیدا شدند. این پدیده نشان دهنده‌ی آن است که سیاست‌های افزایش جمعیت باید همراه با وسواس بیشتری پیگیری شود و در غیر این صورت حاصل آن افزایش چشمگیر چنین اتفاقات شومی در جامعه است.

تلویزیون اگر رسالت تبلیغ افزایش جمعیت را از طریق تولید و پخش سریال می‌خواهد به دوش بکشد، باید با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی کنونی و تشکیل اتاق‌های فکر و دعوت از کارشناسان و نخبگان امر راهکار‌هایی منطقی و اصولی را به مخاطبینش ارائه دهد و از فضای شعاری فاصله بگیرد.

انتهای پیام/133

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

«تازه وارد»؛ مبلغ افزایش جمعیت بدون سیاستگذاری‌های منطقی

«تازه وارد»؛ مبلغ افزایش جمعیت بدون سیاستگذاری‌های منطقی بیشتر بخوانید »

«قهرمان» برنامه استعدادیابی جدید شبکه سه

«قهرمان» برنامه استعدادیابی جدید شبکه سه



در آستانه به پایان رسیدنِ‌فصل سومِ «عصر جدید»، تبلیغات برنامه استعدادیابی جدیدی به نام «قهرمان» آغاز شده است.

به گزارش مجاهدت از مشرق، فصل سوم برنامه «عصر جدید» شب‌های تعیین‌کننده‌ای را می‌گذراند و در هفته‌های آتی، برگزیده این فصل مشخص خواهد شد. 

با این حال به تازگی تبلیغات برنامه استعدادیابی جدیدی به نام «قهرمان» آغاز شده است. 

برنامه‌ای که بنابرِ اعلامِ روابط عمومی‌اش، قرار است در قالب مسابقه‌ای بزرگ، سراغِ ساخت استعدادیابی جدیدی در سطح بین‌الملل برود. 

شبکه سه سیما , صدا و سیما ,

«قهرمان» در حوزه رشته‌های مختلف ورزشی طراحی شده و شامل مراحل هیجان‌انگیزی می‌شود که شرکت‌کنندگان خود را با چالش‌های متفاوتی مواجه می‌کند. 

این مسابقه برگرفته از نمونه‌های خارجی و موفق جهانی است که نیرو، سرعت عمل و استقامت شرکت‌کنندگان از نکاتِ‌اصلی و مهم آن محسوب می‌شود؛ چرا که آنها با چنین شاخصه‌هایی باید برای حضور در مسابقه با یکدیگر رقابت کنند.

مسابقه «قهرمان» به تهیه‌کنندگی محمدحسین سعادتی و کارگردانی محمد پیوندی به زودی فراخوان خود را منتشر می‌کند تا میزبان شرکت‌کنندگان اولین فصل از مسابقات باشند. 

«قهرمان» پس از انتشار فراخوان خود وارد مرحله راستی‌آزمایی می‌شود و پس از آن با ۴۰۰ نفر به صورت رسمی اولین مرحله این مسابقه را آغاز می‌کند. 

جزئیات دیگر پروژه جدید شبکه سه به زودی اعلام خواهد شد. 

به نظر می‌رسد با توجه به استقبال مخاطبان از برنامه‌های استعدادیابی خصوصاً «عصرجدید»، شبکه سه و چند شبکه دیگر به سراغِ ساخت برنامه‌های استعدادیابی می‌روند. 

البته بارها این نکته مطرح شده، «عصرجدید» استعدادِ کشف‌نشده‌ها را به نمایش درمی‌آورد؛ حتی کسانی که تلویزیون برای تماشا ندارند و رویِ جایگاه حاضر می‌شوند و استعداد ذاتی‌شان را به منصه ظهور می‌رسانند. 

«ستاره‌ساز» برنامه دیگر شبکه سه بود که در قالب استعدادیابی ورزشی از شبکه سه سیما روی آنتن می‌رفت؛ البته گفته می‌شود این مسابقه کاملاً متفاوت از «ستاره‌ساز» است؛ حالا مشخص نیست «قهرمان» قرار است برنامه‌ای مجزا باشد، یا پرونده برنامه‌ای مثل «ستاره‌ساز» و «عصرجدید» را ببندد. 

این گمانه‌زنی‌ها در حالی اتفاق می‌افتد که ساختارِ برنامه‌ای مثل «قهرمان» به جز حضور استعدادهای ورزشی شباهت چندانی با «عصرجدید» ندارد. 

باید دید مدیران صدا و سیما به سراغِ ساخت استعدادیابی‌های جدید رفته‌اند و یا برنامه‌ای قرار است جایگزینِ برنامه‌ای دیگر شود؛ یا همچون گذشته «عصر جدید» به فصل‌های دیگر خواهد رسید و همچنین «ستاره‌ساز» هم با شکل و شمایلی جدید به شبکه سه خواهد رسید؟

منبع: تسنیم

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

«قهرمان» برنامه استعدادیابی جدید شبکه سه

«قهرمان» برنامه استعدادیابی جدید شبکه سه بیشتر بخوانید »