شهدای پاسدار

ماجرای حضور تازه‌داماد در خط مقدم نبرد با صهیونیست‌ها

ماجرای حضور تازه‌داماد در خط مقدم نبرد با صهیونیست‌ها


به گزارش مجاهدت از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، شهید «مهدی کمالی» تازه دامادی بود که تنها ۳۴ روز پس از برگزاری مراسم ازدواجش در روز ۲۴ خردادماه و در تجاوز رژیم صهیونیستی به کشورمان شهید شد. او تکاور پاسداری بود که به صورت داوطلبانه برای مقابله با دشمن صهیونیستی عازم عملیات شد و روز دوم جنگ بر اثر موشک شلیک شده از پهپاد اسرائیلی به شهادت رسید. خبر شهادت او برای خانواده که به تازگی جشن ازدواجش را برگزار کرده بودند؛ بسیار سخت بود. اما مهدی قدم در مسیری گذاشته بود که سال‌ها قبل پدر مرحومش در جبهه‌های دفاع مقدس برداشته بود. گفت‌و‌گوی «جوان» با مهسا کمالی، خواهر کوچک‌تر شهید را پیش رو دارید. نازنین کمالی، خواهر بزرگ‌تر شهید نیز دلنوشته‌ای از برادر را برای‌مان ارسال کرده هست.

کلیپی در فضای مجازی دیدم که در آن همسر شهید کمالی از شهادت ایشان تنها چند روز پس از ازدواج‌شان می‌گفت. آقا مهدی داماد چند روزه بود؟

برادرم در ایام ولادت امام رضا (ع) که اردیبهشت ماه امسال بود ازدواج کرد و درست ۳۴ روز بعد در ۲۴ خرداد به شهادت رسید. نکته جالب در زندگی شهید کمالی این هست که نیمه‌شعبان سال ۷۴ متولد شده بود. به همین خاطر نامش را مهدی گذاشتند. بعد‌ها که به سن ازدواج رسید، من یکی از دوستانم را به ایشان معرفی کردم و بعد از صحبت‌های اولیه، قرار خواستگاری گذاشته شد. شبی که به خواستگاری رفتیم، شب سالروز ازدواج امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا (س) بود. امسال هم که در ایام ولادت امام رضا (ع) مراسم ازدواج برادرم برگزار شد و حدود یک ماه بعد در شب عید غدیر به شهادت رسید. 

ایشان برادر بزرگ‌تر شما بودند؟ چند خواهر و برادر هستید؟

بله، برادر بزرگ‌تر و پسر ارشد خانواده بود. ما در خانواده دو خواهر و دو برادر هستیم. آقا مهدی فرزند دوم پس از خواهر بزرگ‌ترمان هست. بعد از ایشان یک برادر دیگرمان متولد شد و فرزند آخر خانواده من هستم. پدرمان حدود ۹ سال پیش بر اثر بیماری به رحمت خدا رفتند، آقا مهدی آن زمان ۲۰ سالش بود. ایشان هشت، ۹ سالی از من بزرگ‌تر هستند. بعد از پدرم، جای او را برای من گرفت. آنموقع من سن کمی داشتم. برادرم مثل یک استاد یا مربی سعی می‌کرد راهنمایی‌ام کند. نه فقط با کلام که با رفتار و کارهایش به صورت عملی سعی داشت اخلاق حسنه خودش را به من انتقال بدهد. شهید واقعاً پشتکار بالایی داشت در هر کاری این سعی و پشتکارش به خوبی دیده می‌شد. هرچند پدرمان بعد از شهادت حقوقی از خودش گذاشته بود، ولی شهید از دوره نوجوانی سعی داشت مستقل باشد. در کنار این استقلال، به خانواده هم بسیار رسیدگی می‌کرد. یعنی هم از لحاظ مالی و هم عاطفی، آقا مهدی هر کاری از دستش برمی‌آمد برای ما انجام می‌داد. شاید فکر کنید که ما یک رابطه کوچک‌تری و بزرگ‌تری محض داشتیم، ولی اصلاً اینطور نبود. ایشان واقعاً مثل یک دوست برای من بود. طوری که پس از شهادتش احساس می‌کنم هم برادرم را از دست داده‌ام و هم یک رفیق و دوست بسیار صمیمی و مهربان را. 

گویا پدر مرحوم‌تان هم سابقه حضور در جبهه‌های دفاع مقدس را داشت؟

بله ایشان ۲۲ ماه به صورت بسیجی و داوطلبانه به جبهه رفته بود. اثرات حضور بابا در جبهه و ایثارگری‌هایی که داشت، بعد‌ها باعث شد برادرم هم به عضویت سپاه درآید. ابتدا آقا مهدی در قسمت اداری مشغول شده بود. اما چون خودش روحیه عملیاتی داشت و از پشت میزنشینی خوشش نمی‌آمد، رسته‌اش را تغییر داد و به تیپ تکاوری پیوست. همه‌جور دوره‌ای را هم پشت سرگذاشته بود. چتربازی، تیراندازی، کوهنوردی و… کلاً یک آدم ورزشکار و بسیار پرروحیه و عملیاتی بود. 

صرفه نظر از آموزش‌هایی که در دوره‌های تکاوری دیده بود، خود شهید به چه ورزش‌هایی علاقه داشت؟

در خیلی از رشته‌های ورزشی دستی برآتش داشت. مثل کوهنوردی، چتربازی، فوتبال، والیبال و…، اما سه‌رشته ورزشی مثل بدنسازی، چتربازی و فوتبال را سفت و سخت‌تر از باقی رشته‌ها دنبال می‌کرد. موقع شهادتش یک جوان ۲۹ ساله بود. هنوز چند ماهی مانده بود که ۳۰ ساله شود. بسیار قبراق و پرروحیه و پر انرژی بود. 

وقتی که صهیونیست‌ها به کشورمان حمله کردند، آقا مهدی چه واکنشی به این تجاوز داشت؟

شب قبل از حمله صهونیست‌ها، برادرم و همسرش که هنوز در خانه ما زندگی می‌کردند، قصد داشتند روز بعد که ۲۳ خرداد می‌شد به الیگودرز بروند و در مراسم ازدواج یکی از دوستان برادرم شرکت کنند. آن شب تا نیمه‌های شب مشغول جمع‌و‌جور کردن وسایل سفر بودند. زمان زیادی از استراحت‌شان نمی‌گذشت که دور و بر ساعت ۵ صبح دیدم برادرم باکسی تلفنی صحبت می‌کند. از چهره‌اش مشخص بود، بسیار ناراحت هست و گویا خبر ناگوری را شنیده هست. تماس را که قطع کرد گفت: تعدادی از سرداران و فرماندهان به شهادت رسیده‌اند… خیلی ناراحت بود. صبح که شد به دوستش زنگ زد و گفت نمی‌توانم برای مراسم ازدواجت بیایم. شما مراسم را برگزار کن ولی به خاطر شهادت سرداران و دانشمندان و هموطنان‌مان، سعی کن کمی مراعات کنی. 

گفتید شهید و همسرش هنوز در خانه پدری زندگی می‌کردند، بعد از ازدوج آنجا ساکن شده بودند؟

چون برادرم نظامی بود، خانه سازمانی به ایشان تعلق می‌گرفت. در نوبت تحویل خانه بود که ازدواج کرد و چون هنوز مسکن نداشتند، موقتاً در خانه پدری زندگی می‌کردند. قرار بود وقتی خانه‌شان را تحویل گرفتند، به خانه خودشان بروند که متأسفانه عمر این زندگی مشترک فقط ۳۴ روز به طول انجامید. 

ایشان در نیروی زمینی بودند، چطور شد به مأموریت عملیاتی رفتند؟

روز ۲۳ خرداد برادرم تا حدود ساعت ۴ الی ۵ عصر در خانه بود. بعد گویا یکی از دوستان و همرزمانش با او تماس می‌گیرد و خبری را به ایشان می‌دهد و برادرم هم راهی می‌شود. شب آن روز مراسم ازدواج یکی از همکاران پدرخانم آقا مهدی برگزار می‌شد. وقتی که رفتن به مراسم ازدواج دوست برادرم کنسل شد، می‌خواستند آن شب به مراسم ازدواج همکار پدر خانمش بروند. عصر که برادرم می‌خواست بیرون برود، به ما نگفت کجا می‌رود. ما اصلاً نمی‌دانستیم که او دارد به پادگان می‌رود. فکر می‌کردیم دارد مهیای رفتن به مراسم می‌شود. البته به خانمش گفته بود که کجا می‌رود. به ما نگفته بود، چون می‌ترسید مانع رفتنش شویم. خصوصاً مادرم که خیلی نگران آقا مهدی بود. برادرم اخلاقی که داشت خیلی اهل خداحافظی کردن و اینطور چیز‌ها نبود. اما آن روز با صدای بلند از مادرمان خداحافظی کرد. بعد رو به ما کرد و بغض‌آلود گفت: مراقب خودتان باشید. رفت و دیگر برنگشت. 

مأموریت‌شان چه بود؟ همرزمان شهید بعد‌ها چه خاطراتی از آن روز برای‌تان تعریف کردند؟

برادرم و دوستانش نیروی تکاوری بودند و گویا حدود ۲۰ نفر از آنها به صورت داوطلبانه مأمور می‌شوند تا با بچه‌های پادگان امام علی (ع) همراه شوند و با نفوذی‌ها یا ایادی رژیم صهیونیستی مقابله کنند. این ۲۰ نفر به گروه‌های کوچک‌تری تقسیم می‌شوند تا منطقه را پوشش بدهند و همه‌جا را پاکسازی کنند. یکی از همرزمان برادرم می‌گفت روزی که صهیونیست‌ها به ایران حمله کردند، ما با تعدادی از بچه‌ها تماس گرفتیم تا اگر تمایل داشتند به پادگان بیایند و عازم مأموریت شوند.

چون آقا مهدی تازه ازدواج کرده بود با او دیرتر از بقیه تماس گرفتیم. هرچند دیر به او زنگ زدیم ولی زودتر از همه خودش را به ما رساند و به مأموریت رفت. آنطور که ما شنیدیم گویا برادرم و گروهی که در آن حضور داشت، با تعدادی از نفوذی‌های دشمن درگیر می‌شوند و از این عملیات موفق بیرون می‌آیند. ولی در هنگام بازگشت، یک پهپاد اسرائیلی به آنها شلیک می‌کند. برادرم ترکشی می‌خورد و بعد خودش را روی یکی از دوستانش می‌اندازد تا جان ایشان را نجات بدهد.

در انفجار‌های بعدی، ترکش‌های دیگر به برادرم می‌خورد و به شهادت می‌رسد. اما دوستش نجات پیدا می‌کند و بعد با شلیک هوایی دیگر بچه‌ها را مطلع می‌کند. آنها هم به کمک گروه برادرم و دوستانش می‌آیند. البته از این گروه چند نفره فقط همین بنده خدا زنده مانده بود. الان ایشان جانباز هست و درگیر عوارض موج انفجار شده هست. این مطالب را به پدرشان بیان کرده و پدر ایشان هم برای ما تعریف کرد. دوست برادرم گفته بود قبل از اینکه به مأموریت برویم؛ آقا مهدی غذای خودش را به من داد و گفت زیاد گرسنه‌ام نیست شما غذای من را بخورید. بعد هم در اثنای مأموریت و موقعی که مورد حمله پهپادی قرار گرفته بودند، جان همین دوستش را نجات داده بود. 

شما چه زمانی مطلع شدید برادرتان برای مأموریت رفته هست؟

ما تا چند ساعت خبر نداشتیم کجا رفته هست. بعد که متوجه شدیم به سرکارش رفته، نگران شدیم. اما زن داداشم گفت با همسر یکی از دوستان شهید صحبت کرده و ایشان هم گفته آقا مهدی به پادگان تیپ تکاوری رفته و جایش امن هست. زن داداشم به ما گفت به دلیل رعایت مسائل امنیتی، برادرم گفته نباید با ایشان تماس بگیریم. ما وقتی شنیدیم مهدی جایش امن هست، خیال‌مان راحت شد. ولی تا صبح نخوابیدیم. از طرفی نمی‌توانستیم به او زنگ بزنیم یا پیام بدهیم و این موضوع هم باعث کلافگی‌مان شده بود. وقتی برادرم به شهادت رسیده بود، گویا بعضی از اقوام و آشنا‌ها متوجه این مسئله شده بودند. ولی ما خبر نداشتیم. صبح زود خاله‌مان تماس گرفت و سراغ مهدی را گرفت. ما شک کردیم. اما خاله گفت خواب بد دیده و زنگ زده تا احوالپرسی کند. کمی با مادرمان صحبت کرد و وقتی تماس قطع شد، دلشوره ما بیشتر شد.

چون به تماس خاله و حرف‌هایی که می‌زد شک کرده بودیم. کم کم این اضطراب بیشتر شد و تصمیم گرفتیم پرس‌وجو کنیم. هر کسی یک حرفی می‌زد. حتی گفتند شاید ایشان مجروح شده هست. پیش خودمان فکر می‌کردیم مجروحیت بهتر هست از اینکه دیگر او را نبینیم. زنگ زدیم به دایی پدرمان که سپاهی هست. به ایشان گفتیم شنیده‌ایم پادگان را زده‌اند. شما از مهدی خبر دارید؟ ایشان گفت که تمرکز صهیونیست‌ها روی پادگان امام‌علی (ع) و بچه‌های هوافضاست. با تیپ کاری ندارند. با شنیدن این حرف کمی خیال‌مان راحت شد. کمی بعد رفتیم خانه پدربزرگ‌مان. آنجا خاله‌ها و دایی‌ها همگی جمع بودند. تا ما را دیدند یکهو بغض‌شان ترکید و گریه کردند. آن لحظه متوجه شدیم چه اتفاقی افتاد و دیگر برادرم را نمی‌بینیم. 

مسلماً شنیدن خبر شهادت برادرتان تنها ۳۴ روز بعد از ازدواج‌شان برای شما بسیار سخت بود؟

بله همین‌طور هست. نه فقط برای ما و برای همسرش که یک نوعروس هست، بلکه برای اقوام و آشنا‌ها نیز شنیدن این خبر بسیار سخت بود. برادرم چیزی از زندگی مشترک متوجه نشد. یعنی فرصت نکرد؛ زندگی متأهلی را تجربه کند. اما او به عنوان یک رزمنده مکتبی، مشتاق بود برای کشور و اعتقاداتش بجنگند. برای همین هم وقتی دوستانش با او تماس گرفته بودند، بی‌هیچ تعللی راهی مأموریت شده بود. شوق شهادت همیشه در وجود برادرم زنده بود. همیشه به مادرم می‌گفت دعا کنید عاقبت به خیر شوم. دعا کنید شهید شوم. مادرم می‌گفت این چه حرفی هست چرا باید شهید شوی؟ برادرم در جواب می‌گفت؛ شهادت عین عاقبت به خیری هست. در بعضی از فیلم‌هایی که از برادرم مانده آرزوی شهادتش را تکرار می‌کند. الان هرچند شهادتش برای ما سخت هست، اما خوشحالیم به آرزویش رسیده هست. 

شهید کمالی به عنوان یک نیروی تکاوری در چه میادین دیگری حضور پیدا کرده بود؟

برادرم چند سال در منطقه مرزی اشنویه حضور داشت. آنقدر به کارش علاقه و تعهد داشت که دو، سه شیفت داوطبانه می‌ماند و چند ماه یکبار به مرخصی می‌آمد. حتی یکبار که ساعت ۱۱ یا ۱۲ شب با یک بالگرد به خرم‌آباد آمد، دیداری ما با تازه کرد و بامداد همان روز با همان بالگرد به منطقه برگشت. خیلی هم دوست داشت به سوریه برود. برای رفتن خیلی تلاش کرد. ولی مادرمان اجازه رفتن به او را نداد. زمانی که برادرم می‌خواست مدافع حرم شود، پدرمان تازه مرحوم شده بود. مادرم گفت نمی‌تواند در این شرایط داغ دیگری را تحمل کند؛ لذا به‌رغم اشتیاق آقا مهدی، اجازه نداد برود.

منبع: روزنامه جوان

انتهای پیام/ 119

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

ماجرای حضور تازه‌داماد در خط مقدم نبرد با صهیونیست‌ها

ماجرای حضور تازه‌داماد در خط مقدم نبرد با صهیونیست‌ها بیشتر بخوانید »

تشییع پیکر شهید «حسن احمدی» در زاوه 

تشییع پیکر شهید «حسن احمدی» در زاوه 


به گزارش مجاهدت از دفاع‌پرس از خراسان رضوی، همزمان با دومین روز از ماه محرم پیکر پاسدار شهید مدافع وطن «حسن احمدی» از شهدای حمله تروریستی رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در شهرستان زاوه تشییع شد.

صبح امروز مردم انقلابی زاوه با حضور پرشور و معنوی خود در آیین تشییع و تدفین و همچنین مراسم گرامیداشت شهید والامقام حسن احمدی، ضمن ادای احترام به مقام شامخ این شهید سعید، بار دیگر با آرمان‌های امام راحل و شهدای گرانقدر تجدید میثاق کردند.

این مراسم با حضور مسئولان محلی، فرماندهان نظامی و انتظامی، خانواده‌های شهدا و ایثارگران و آحاد مردم مؤمن و ولایت‌مدار از چهارراه شهید آرامش به سمت گلزار شهدای شهرستان زاوه برگزار شد و پس از مرثیه‌سرایی ذاکران اهل‌بیت تدفین شد.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

تشییع پیکر شهید «حسن احمدی» در زاوه 

تشییع پیکر شهید «حسن احمدی» در زاوه  بیشتر بخوانید »

برگزاری یادواره شهدای شهر کهنه 

برگزاری یادواره شهدای شهر کهنه 


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاع‌پرس از خراسان رضوی، اجلاسیه شهدای پاسدار و یادواره شهدای شهرکهنه یادبود شهدای خدمت در آستانه فرارسیدن سالروز فتح خرمشهر امروز (جمعه) ساعت ۱۹ در امامزاده سلطان ابراهیم علیه‌السلام این شهر برگزار می‌شود.

در این مراسم که قشر‌های مختلف مردم حضور خواهند داشت، سردار سرتیپ دوم پاسدار «علی‌اکبر افراسیابی» جانشین فرماندهی قرارگاه اجتماعی امنیتی شهید برونسی به ایراد سخن می‌پردازد و ذاکران اهل‌بیت مرثیه‌سرایی می‌کنند.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

برگزاری یادواره شهدای شهر کهنه 

برگزاری یادواره شهدای شهر کهنه  بیشتر بخوانید »

یادواره شهدای پاسدار شهرستان تویسرکان برگزار می‌شود

یادواره شهدای پاسدار شهرستان تویسرکان برگزار می‌شود


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاع‌پرس از همدان، دومین یادواره یکصد شهید پاسدار شهرستان تویسرکان همراه با حضور مردم شهید پرور این دیار برگزار می‌شود.

این مراسم همراه با سخنرانی آیت‌الله «سیداحمد خاتمی» خطیب موقت نماز جمعه تهران و مداحی  «یزدان ناصری» برگزار خواهد شد‌.

این یادواره به همت ستاد یادواره شهدای شهرستان تویسرکان در روز (پنج‌شنبه) ۲۸ اردیبهشت ساعت ۱۷، در مصلی امام خمینی (ره) تویسرکان برگزار می‌شود.

انتهای پیام/

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

یادواره شهدای پاسدار شهرستان تویسرکان برگزار می‌شود

یادواره شهدای پاسدار شهرستان تویسرکان برگزار می‌شود بیشتر بخوانید »

«سپاه پاسداران»؛ سدی در برابر فتنه‌ها، توطئه‌ها و دشمنی‌ استکبار جهانی علیه ملت ایران

«سپاه پاسداران»؛ سدی در برابر فتنه‌ها، توطئه‌ها و دشمنی‌ استکبار جهانی علیه ملت ایران


«سپاه پاسداران»؛ سدی در برابر فتنه‌ها، توطئه‌ها و دشمنی‌ استکبار جهانی علیه ملت ایران

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس به نقل از روابط عمومی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، این بنیاد با صدور بیانیه‌ای اعیاد شعبانیه و فرا رسیدن سالروز میلاد امام حسین (ع) و «روز پاسدار» را گرامی داشت.

در ابتدای این بیانیه آمده است: «فرخنده زادروز بزرگ‌پاسدار اسلام ناب محمدی (ص)، سرور آزادگان تاریخ، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و ابتکار تاریخی و ماندگار حضرت امام خمینی (ره) در نامگذاری این روز به عنوان ـ روز پاسدار ـ نشان‌دهنده ارزش‌ها، فضیلت‌ها و عظمت‌هایی است که در این نهاد انقلابی و ارزشی تجلی یافته و آن را با نهضت حسینی و عاشورا پیوند داده است.»

این بیانیه می‌افزاید: «حافظه تاریخی ملت ایران گواهی می‌دهد پاسداران انقلاب از هنگام تولد سپاه در این سرزمین با الهام از فرهنگ جاویدان عاشورا و عبرت‌های تاریخی آن واقعه عظیم، با درک عمیق شرایط و مقتضیات زمانه، همواره پاسداری غیرمحافظه‌کارانه از انقلاب را ماموریت اولی و قطعی خود دانسته و طی ۴۲ سال اخیر بر توطئه‌ها، فتنه‌ها و بحران‌های داخلی و منطقه‌ای که برای نابودی نظام و انقلاب اسلامی طراحی و عملیاتی شده بود، فائق آمده است.»

این بیانیه با اشاره به برکات وجودی و نقش‌آفرینی‌های راهبردی سپاه و مجاهدت‌های پاسداران انقلاب اسلامی در صیانت از میهن و ملت در برابر توطئه‌های دشمنان تصریح کرده است: «بی‌شک پاسداران انقلاب اسلامی در مقطع حساس تاریخی کنونی، در صف مقدم مجاهدان راهبرد ایستادگی و مقاومت فعال قرار دارند که با گام‌های استوار خود توانسته‌اند در حوزه سازندگی، فشار اقتصادی و تحریم، دشمن را مستهلک و با ناکارآمدسازی عملیات روانی و جنگ رسانه‌ای دشمن از رهگذر کارکرد‌ها و خدمت‌رسانی‌های اجتماعی نشاط و سرافرازی ملت را فراهم و بستر‌های وحدت و عزت ملی را فراتر از مرز‌های مذهبی، قومی و سیاسی در درون کشور ارتقا بخشند.»

این بیانیه با اشاره به رسالت خطیر سپاه در دهه پنجم انقلاب و در عرصه تحقق بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی تصریح کرده است: «در طلیعه قرن جدید و ورود به گام دوم انقلاب اسلامی، سپاه با محور قرار دادن منویات مقام معظم رهبری و فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله‌العالی) به عنوان قطب‌نمای حرکت خود، به دستاورد‌ها و توانمندی‌های امروز قانع نبوده و ضمن تعمیق معنویت به عنوان گوهر اصلی و جوهره وجودی خود و وحدت و برادری با سایر نیرو‌های مسلح، انتقال فرهنگ مقاومت و ایستادگی فعال که با برهم زدن محاسبات دشمن و دورسازی تهدیدات فرا روی کشور، ارتقاء ارکان قدرت بازدارنده نظام به آن سوی جغرافیای کشور تحقق بخشیده است، را در زمره اولویت‌های خود تلقی و در این راستا حمایت از جبهه مقاومت اسلامی را بدون توجه به جنجال‌آفرینی‌های رسانه‌ای استکبار و صهیونیسم جهانی، مصمم‌تر از گذشته بایستی در دستور کار خود داشته باشد.»

این بیانیه در پایان با تبریک میلاد باسعادت حضرت امام حسین (ع) و بزرگ‌پرچمدار کربلا حضرت ابالفضل‌العباس (ع) به آحاد فرماندهان، مدیران و کارکنان مومن، انقلابی، بصیر و شجاع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تکریم و تعظیم به مقام شامخ شهیدان این نهاد ارزشی و مردمی، سپاه را موجب افتخار و مباهات ایران و ایرانی و سد مستحکم و خلل‌ناپذیر میهن عزیز در برابر دشمنان قسم خورده اسلام و ولایت توصیف و آورده است: «پاسداران انقلاب در عرصه‌های پاسداری و دفاع از انقلاب اسلامی و دستاورد‌های گران‌سنگ آن، همواره مواضع و عمل غیرمحافظه‌کارانه را سرلوحه خود قرار داده‌اند و به فضل الهی در این مسیر خطیر بدون تاثیرپذیری از شرایط و محیط القایی دشمن، همچنان قادر به تاثیرگذاری و شکل‌دهی محیط‌ها، واقعیت‌ها، مقتضیات ملی، منطقه‌ای و جهانی طبق حرکت آرمانی انقلاب اسلامی خواهند بود و در تعامل و همراهی سایر دستگاه‌ها و نهاد‌های دیگر نظام و به‌ویژه به پشتوانه حمایت ملت عظیم‌الشأن ایران، عمق‌بخشی ظرفیت‌ها و فرصت‌های معطوف به تضمین امنیت پایدار مردمی را در صدر انتظارات و مطالبات فرا روی خود می‌دانند.»

انتهای پیام/ 112

«سپاه پاسداران»؛ سدی در برابر فتنه‌ها، توطئه‌ها و دشمنی‌ استکبار جهانی علیه ملت ایران

منبع خبر

«سپاه پاسداران»؛ سدی در برابر فتنه‌ها، توطئه‌ها و دشمنی‌ استکبار جهانی علیه ملت ایران بیشتر بخوانید »