شهید حسن آبشناسان

ماجرای شکست مفتضحانه ژنرال بعثی با نامه آبشناسان به صدام

ماجرای شکست مفتضحانه ژنرال بعثی با نامه آبشناسان به صدام


به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، با هجوم صدام به ایران و از اولین روز‌های دفاع مقدس یکی از غیورمردان ارتشی بود که در کنار دیگر نیرو‌های نظامی به جبهه‌های جنگ رفت. در همان روز‌های اول توانست اولین اسرای عراقی را به اسارت بگیرد او که پس از کسب دیپلم اتفاقی و با درخواست از پدرش برای ضمانتش به دانشگاه افسری رفت، با درجه دومی فازغ التحصیل شد و دوره مقدماتی را با رتبه ممتاز به پایان رساند و در دوره عالی ستاد فرماندهی شرکت کرد. دوره‌های چتربازى و تکاورى را در داخل و خارج از کشور طى کرده بود به همین دلیل از ورزیدگی و قدرت نظامی بالایی برخوردار بود. بسیاری از رشته‌های ورزشی را در حد قهرمانی یاد گرفت. کاراته، والیبال، کشتی، پیاده روی‌های چند ساعته و سنگین در کوهستان نشان از اهمیت او به ورزش داشت.

ماجرای شکست مفتضحانه ژنرال بعثی با نامه آبشناسان به صدام

در جریان غائله ضد انقلاب در غرب کشور و نیز جنگ تحمیلی به تربیت نیرو پرداخت و شاگردان زیادی را تربیت کرد. امیر محمدی ودود پژوهشگر و نویسنده حوزه دفاع مقدس و از فرماندهان سابق نیروی زمینی ارتش درباره سوابق نظامی این شهید گفته است: «او استاد برجسته تاکتیک و تکنیک نظامی بود. فردی بود که دوره نظامی زیادی را گذرانده بود و آموزش‌های او در دوران دفاع مقدس بسیار تاثیرگذار بود. امروز جای شهید حسن آبشناسان در میان مستشاران ایرانی در سوریه خالی است. حضور او قطعا تاثیر زیادی در موفقیت‌های جبهه اسلام در سوریه و عراق می‌داشت.»

نامه آبشناسان به صدام و شکست مفتضحانه ژنرال عراقی

یک از خاطرات جالب دوره نظامی آبشناسان به گذراندن دوره سخت چتربازی و تکاوری در کشور اسکاتلند برمی‌گردد که در مسابقه نظامی بین تکاوران ارتش‌های جهان اول شد. پس از حمله صدام به ایران او در نامه‌ای به صدام حسین وی را به نبرد در دشت عباس فرا خواند، در این نامه نوشته بود: «اگر جناب صدام حسین، امیر جنگی است و فنون نظامی را خوب می‌داند و نظریه‌پرداز جنگی است، پس به راحتی می‌تواند در دشت عباس با من و دوستان جنگاورم دیدار کند و با هر شیوه‌ای که می‌پسندد، بجنگد، نه اینکه با بمب افکن‌های اهدایی شوروی محله‌های مسکونی و بی‌دفاع را بمباران کند و مردم را به خاک و خون بکشد.»

صدام یک لشکر به فرماندهی ژنرال عبدالحمید به منطقه دشت عباس فرستاد، عبدالحمید کسی بود که در اسکاتلند از این ایرانی شکست خورده و هفتم شده بود. پس از نبردی نابرابر و طولانی عراقی‌ها شکست خوردند و او شخصا ژنرال عبدالحمید را به اسارت گرفت.

ماجرای شکست مفتضحانه ژنرال بعثی با نامه آبشناسان به صدام

شیر صحرا لقب مرد بزرگ میدان جنگ

رشادت‌های او باعث شد تا به او القابی، چون «شیر صحرا»، «چریک پیر» و … بدهند. لقب شیر صحرا را مردم دشت عباس در اوایل جنگ تحمیلی که مردم مناطق مرزی درگیری زیادی با رژیم بعث داشتند به شهید آبشناسان دادند که حضور او باعث شده بود تا حدودی امنیت در منطقه دشت عباس و اندیمشک حکم فرما شود. حتی عراقی‌ها نیز شهید آبشناسان را با همین لقب می‌شناختند.

او از شاخص‌ترین چهره‌ها ارتش پس از انقلاب اسلامی بود که در تیر ۱۳۶۴ خورشیدی به فرماندهی لشکر ۲۳ نیرو‌های مخصوص تکاور منصوب شد و توانست در مدت کوتاه فرماندهی، تحولات چشمگیری در این لشکر به وجود آورد. موفقیت‌های او باعث شد تا در سال ۱۳۶۲ به عنوان فرمانده یگان جنگ‌های چریکی قرارگاه سیدالشهدای مشترک سپاه و ارتش منصوب شود و نیرو‌های تازه نفس را آماده رویارویی با دشمن کند. یک سال بعد به دستور قرارگاه رمضان مسئولیت آموزش نبرد‌های چریکی و پارتیزانی به نیرو‌های سپاه و بسیج را برعهده گرفت.

ماجرای شکست مفتضحانه ژنرال بعثی با نامه آبشناسان به صدام

بزرگ مردی در همه ابعاد

او را با اراده قوی و روحی بزرگ توانست نقش موثری در دفاع از کشور ایفا کند. در عین حال هم از آمادگی بالای جسمی برخوردار بود هم از روحیه بلند معنوی. کی از همرزمانش می‌گفت: «سرهنگ، آدم غریبی بود؛ آرام، کم گو و همواره در حال اندیشه یا مطالعه؛ بسیار خوب فکر می‌کرد و بسیار خوب عمل می‌کرد؛ استوار، نترس و همزمان، از خلق و خوی مهربان برخوردار بود؛ افراد پرکار او را الگوی خود پذیرفته بودند؛ او هیچ‌گاه بیکار نمی‌ماند.» همسرش تعریف کرده است: زندگی را ساده شروع کردیم. ۲ تا اتاق اجاره کرده بودیم که نه آشپزخانه داشت نه حمام. نمی‌شد گفت خانه. کنار در یکی از اتاق‌ها یک تو رفتگی داشت، که حسن برایش دوش گذاشت و شد حمام. زیرپله هم سکوی آجری بود. سه فتیله خوارک پزی را گذاشته بودیم رویش، آنجا هم شد آشپزخانه. به نظر من خیلی قشنگ بود، خیلی هم ساده

پایان یک اسطوره

حسن آبشناسان در هشتم مهرماه ۱۳۶۴، در حالی که فرماندهی لشکر ۲۳ نوهد (نیروی ویژه هوابرد) و قرارگاه شمال غرب ارتش یعنی بخشی از قرارگاه حمزه سیدالشهدا را به دوش داشت، در هنگام نبرد با نیرو‌های بعثی در منطقه سرسول کلاشین شمال عراق بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ به شهادت رسید.

انتهای پیام/ 141

ماجرای شکست مفتضحانه ژنرال بعثی با نامه آبشناسان به صدام

منبع خبر

ماجرای شکست مفتضحانه ژنرال بعثی با نامه آبشناسان به صدام بیشتر بخوانید »

فرزند شهید آبشناسان دعوت حق را لبیک گفت

فرزند شهید آبشناسان دعوت حق را لبیک گفت


فرزند شهید آبشناسان دعوت حق را لبیک گفتبه گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، «افشین آبشناسان» فرزند سرلشکر شهید حسن آبشناسان دعوت حق را لبیک گفت و به پدر شهید خود پیوست.

«محمدمهدی همت» فرزند سردار شهید «محمد ابراهیم همت» در صفحه مجازی خود، با اعلام این خبر، نوشت: «خداحافظ برادر، سلام ما را به شهدایمان برسان. برادر عزیزمان افشین جان آبشناسان فرزند سردار دلاور سپاه اسلام شهید حسن آبشناسان، پس از تحمل سال‌ها درد و عذاب دعوت حق را لبیک گفت و به پدر شهیدش پیوست… فاتحه و لطفاً صلوات.»

همچنین، «محمد مهدی تندگویان» فرزند شهید محمدجواد تندگویان و معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان نیز در صفحه مجازی خود، نوشت: «افشین آبشناسان فرزند سرلشکر شهید حسن آبشناسان امروز آسمانی شد.

یکی دیگر از جمع برادرانم در کمال ناباوری کم شد سالها بود افشین با مشکل فراوان در اثر حادثه تصادف داشت زندگی را سپری می کرد ولی هیچگاه چهره خندان و شادابش را دگرگون ندیدم انشاالله امشب در کنار پدرش مهمان سفره سالار شهیدان عالم باشد و برایش آرزوی رحمت و برای خانواده و فرزندان عزیزش آرزوی صبر دارم».

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از دفاع‌پرس، سرلشکر شهید «حسن آبشناسان» از فرماندهان دوران هشت سال دفاع مقدس بود که مسئولیت فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) را در کارنامه رشادت‌های خود دارد.

این شهید والامقام با حضور مستمر خود در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، رشادت‌های بی‌نظیری را خلق کرد؛ به طوری که لقب شیر صحرا را به وی داده بودند.

وی سرانجام در روز هشتم مهر سال ۱۳۶۴ در راه دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی و وطن، در عملیات «قادر» با ترکش توپ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

سرلشکر شهید «حسن آبشناسان» در بخشی از وصیت‌نامه خود نوشته است: «آرزو داشتم، حج را در زمان حیات انجام دهم؛ چنانچه شهید شوم، انجام شده است. محل دفن من، کربلا باشد؛ اگر راه کربلا را خود باز کردم، آسان است، ولی اگر زودتر شهید شدم، پیکرم به صورت امانی در خاک بماند تا پس از بازشدن راه و انقلاب عراق، این کار انجام شود».

انتهای پیام/ 113

فرزند شهید آبشناسان دعوت حق را لبیک گفت

منبع خبر

فرزند شهید آبشناسان دعوت حق را لبیک گفت بیشتر بخوانید »