شهید محمد جهان آرا

سردار حسن‌زاده

سردار حسن‌زاده: مدرسه مهم‌ترین بستر تربیت حکمرانان آینده است


به گزارش مجاهدت از خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع‌پرس، سردار سرتیپ «حسن حسن‌زاده» فرمانده سپاه حضرت محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ در همایش تجدید میثاق هزار نفر از دانش‌آموزان پایتخت با آرمان‌های امام خمینی (رحمت الله علیه) که صبح امروز در حرم بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی برگزار شد، با بیان اینکه تمامی مدیران، فرماندهان، دانشمندان، حقوق‌دانان، مسئولان و دانشمندان در عرصه حکمرانی از رأس تا ذیل و همچنین شهدا همگی حضور در مدارس و پشت میز‌های دانش‌آموزی را به مدت ۱۲ سال تجربه کردند، اظهار داشت: مؤثرین مسئولان آینده هم حتما از بین کسانی هستند که پشت این میز‌های درس در مدارس نشستند و از این جهت باید دانست که اهمیت آموزش و پرورش، زیرساختی و راهبردی است.

سردار حسن‌زاده با اشاره به یوم‌الله ۱۳ آبان امسال که پس از پشت سر گذاشتن جنگی ۱۲ روزه برگزار می‌شود، گفت: امسال بعد از برگزاری این مراسم مهم و ملی، لحن سران استکبار در قبال ملت ایران نسبت به قبل از برگزاری چنین مراسمی، متفاوت خواهد بود؛ لذا بایستی نمادهای مهمی که نشان‌دهنده ایستادگی در برابر خواسته‌های نامشروع استکبار از ملت ایران است، در این راهپیمایی بروز جدی‌تری پیدا کند؛ به‌عنوان مثال، نمایش موشک‌ها و سانتریفیوژهای بومی و به اهتزاز درآوردن پرچم کشور‌ها و گروه‌های محور مقاومت، مصداق خوبی برای بیان این حقیقت و ایستادگی است.

فرمانده سپاه حضرت محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ خواسته‌های دشمن را محدودسازی برد موشک‌ها تا ۵۰۰ کیلومتر و کمتر از آن، کنار گذاشتن برنامه غنی‌سازی اورانیوم و پشتیبانی‌نکردن از جبهه مقاومت بیان کرد و ۱۳ آبان را به‌عنوان قله برنامه‌های تشکل‌های دانش‌آموزی برای ارسال پیام مقاومت و ایستادگی به دشمن دانست.

وی با اشاره به اهمیت تربیت تشکیلاتی و متناسب با حکمرانی در آموزش و پرورش، ضمن تجلیل از تشکیل شورا‌های ۹ نفره در مدارس تصریح کرد: اینکه دانش‌آموزان در مدارس با فرآیند‌های حکمرانی و مشارکت آشنا شوند، یک جنبه مهم تربیتی است که شاید جز در نهاد مدرسه ممکن نباشد.

سردار حسن‌زاده ادامه داد: اینکه نظام احصاء مسائل و نحوه احصا، نحوه ارائه راه حل‌ها، اولویت‌بندی مسائل، نظام تصمیم‌سازی، نظام تصمیم‌گیری و ایده‌پردازی و نحوه اجرای ایده‌ها در فضای تشکیلات و نظام شورایی توسط دانش‌آموزان تمرین شود، یک امر مهم و راهبردی در تربیت است.

فرمانده سپاه حضرت محمد رسول‌الله (ص) با بیان اینکه برای برطرف‌کردن بسیاری از مشکلات امروز مثل ناترازی‌ها و مشکلات معیشتی، ایده‌های مهم و جدی مطرح است، افزود: در این مسیر که چگونه ایده‌ها پیاده‌سازی شود، مشکلاتی داریم که ناشی از عدم تربیت نیرو برای چنین فعالیت‌هایی است.

وی خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه امروز که این روش شورای ۹ نفره در تهران آغاز می‌شود، قطعاً تا ۱۰ سال آینده شاهد تحولاتی در نظام حکمرانی خواهیم بود و نسل جدیدی که این‌چنین تربیت می‌شود، این تحولات را رقم خواهد زد.

بر اساس این گزارش، این مراسم به‌عنوان همایش بزرگ شورای ۹ نفره بسیج دانش‌آموزی مدارس نواحی چهارگانه ابوذر، مسلم، رجایی و حبیب سپاه تهران در قالب طرح ابوذر و تجدید میثاق با حضرت امام (ره) در حرم مطهر ایشان برگزار شد.

انتهای پیام/ 119

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده است

سردار حسن‌زاده: مدرسه مهم‌ترین بستر تربیت حکمرانان آینده است

سردار حسن‌زاده: مدرسه مهم‌ترین بستر تربیت حکمرانان آینده است بیشتر بخوانید »

«دزفول»؛ آرمان شهر مقاومت مردمی

«دزفول»؛ آرمان شهر مقاومت مردمی


«دزفول»؛ آرمان شهر مقاومت مردمی

مردم دزفول در روزگار جهاد و شهادت، جانانه ایستادند و  اراده دشمن بر تسلیم را به آرزویی دست‌نیافتنی مبدل کردند و باوجود امواج تبلیغاتی و تهدیدات گسترده رژیم بعث عراق هرگز تسلیم نشدند. مردان و زنانی که باوجود موشک‌باران شدید دشمن، مقاومت کردند و در میانه جنگ، سنگر نمازجمعه شهرشان هر هفته پررونق‌تر و با صفای حضور پرشمار مردم و رزمندگان اقامه می‌شد.

 پدران و مادران این دژ دلاورپرور، ۲ هزار و ششصد شهید بر دفتر زرین مقاومت و پایداری در روزگار خود ثبت کردند تا معلمان بزرگ شهامت وشهادت برای آیندگان این سرزمین باشند. شهری که ۲۵۰۰ گلوله توپ، ۳۳۱ راکت، ۱۷۶ موشک، ۲۶۰۰ شهید، ۴۰۰۰ جانباز، ۵۰۰ آزاده و ۱۹۰۰۰ منزل و ساختمان ویران شده دید؛ اما صبورانه ایستاد.

آن ایستادگی های تاریخی و مقاومت کم نظیر مردم دزفول در مقابل حمله‌های ناجوانمردانهٔ دشمن، در موارد متعددی مورد توجه و تأکید امامین انقلاب قرار گرفته است. امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران روز دوازدهم آبان ۱۳۵۹ در دیدار با وعاظ و خطبا، حماسه‌آفرینی دزفولی‌ها را چنین ستودند: «من باید یک تسلیت به سرتاسر ایران و تبریک عرض کنم و خصوص به خوزستان و بالاخص به دزفول تبریک عرض می‌کنم، برای اینکه آن‌طور روح مقاومت دارند و آن‌طور مردانه قیام کردند و مشغول مقابله با دشمن هستند…».

 

 مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در روز ۲۳ اسفند ۱۳۷۵  در اجتماع بزرگ مردم این شهر در سخنانی از حماسه مقاومت، ایستادگی و شجاعت مردم دزفول در شدیدترین حملات دشمن در هشت سال جنگ تحمیلی تجلیل کردند و این منطقه از میهن اسلامی را سرزمین افتخارات تاریخ ایران نامیدند و به جایگاه رفیع مردم دزفول به لحاظ مقاومت و صبر انقلابی آنان اشاره کردند و فرمودند: «مردم شهر دزفول یکی از بهترین امتحان‌های دوران انقلاب و جنگ تحمیلی را در تاریخ به یادگار گذاشتند و قهرمانی ماندگاری را به ثبت رساندند و این اثر شگفت‌آور نتیجه رسوخ و نفوذ ایمان انقلابی تا اعماق روح و جان این مردم است.  
به‌پاس مقاومت و پایداری مردم دزفول در دوران هشت سال دفاع مقدس در هفتمین سال جنگ تحمیلی به پیشنهاد دولت وقت، دزفول به‌عنوان شهر نمونه مقاومت کشور معرفی و در چهارم خرداد ۱۳۶۶ لوح زرینی به مردم دزفول اعطا شد و این روز به نام روز مقاومت و پایداری مردم دزفول در تقویم جمهوری اسلامی نام‌گذاری شد.

 این روزهای پر افتخار، فرصتی برای تجدید عهد با شهدا و امام شهدا و رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی) و یادآوری مسئولیت سنگین ما در حفظ و پاسداشت و ترویج ارزش‌های متعالی فرهنگ ایثار، شهادت و مقاومت است.

 چهارم خرداد؛ «روز دزفول، روز ملی مقاومت و پایداری» ویاد و خاطره همه شهدای گران‌قدر به‌ویژه شهدای عملیات بیت‌المقدس  و شهدای مردم مقاوم دزفول را گرامی می داریم.

پایان

«دزفول»؛ آرمان شهر مقاومت مردمی

منبع خبر

«دزفول»؛ آرمان شهر مقاومت مردمی بیشتر بخوانید »

ای شهر خون! خداست خریدار عشق تو....

ای شهر خون! خداست خریدار عشق تو….


ای شهر خون! خداست خریدار عشق تو....

به گزارش خبرنگار نوید شاهد، سوم خرداد 1361 در تقویم تاریخ این سرزمین، یادآور حماسه بزرگ و افتخارآمیز فتح‌الفتوح «خرمشهر» قهرمان، پس از یکسال و هفت ماه اشغال و اسارت در چنگ چکمه پوشان لشکر خبیث و متجاوز بعثی است. این پاره تن ایران که مظهر مقاومت مردمی در برابر ماشین جنگی و ارتش تا دندان مسلح صدامی شد و حماسه دفاع مظلومانه ساکنان این شهر و نیروهای داوطلب از زن و مرد از آن در روزهای آغاز جنگ و از پیش از تهاجم علنی مزدوران شیطان به خاک مقدس ایران تا غروب غریبانه و خونرنگ سوم آبان 1359 که شهر بطور کامل سقوط کرد و به اشغال دشمن درآمد، در تمام این مدت، بغضی شده بود در قلب همه مردم و زخمی شده بود در جگر و جان هر ایرانی غیرتمند، که التیامی نداشت و غمی شده بود که وجدان هر انسان آزاده را شعله ور می ساخت. از عملیات طریق القدس و فتح بستان و شکست حصر آبادان، روند عملیاتها در جهت بازپس گیری این قطعه از خاک میهنمان با همکاری و وحدت فرماندهی ارتش و سپاه در قالب عملیاتهای پیروزمند «فتح المبین» و «الی بیت المقدس» متمرکز گردید و سرانجام در صبح روز سوم خرداد 61 مسجد جامع، این قلب طپنده شهر، بر دلیرمردان ظفرمند قافله توحید، آغوش گشود و پای سپاه نور به خاک خرم از خون شهیدان رسید و شهر از لوث وجود اهریمنان پاک شد و بانگ اذان عشق از گلدسته ها قلب آسمان را شکافت و یاران روح الله در شبستان و صحن مسجد جامع، قامت به نماز شکر بستند. اما در این میان، «ممد نبودی ببینی»… اما نه! تو بودی! از تو زنده تر هم مگر هست؟ تو پیشاپیش این قافله به شهر رسیدی با «سالم» و «بهنام محمدی»، با «محسن وزوایی» و «حسین قجه ای» که در راه آزادسازی خرمشهر به خون غلطیدند، با همه مدافعان شهید شهر، تو زودتر از همه آمده بودی «محمد جهان آرا»! تو اولین شاهد فتح عاشقان بودی…

طبق نقشه، می‌خواست خرمشهر را یک روزه بگیرد! اما…

خرمشهر از نخستین روزهای تهاجم رژیم بعثی عراق، نماد مقاومت ملی شناخته شد. با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکی این شهر در غرب خلیج فارس و مجاورت با اروندرود، اشغال آن فقط بعد نظامی نداشت، بلکه پیامدهای گسترده روانی و سیاسی را به دنبال آورد. اشغال خرمشهر یکی از اهداف کلیدی صدام حسین جهت فشار به جمهوری اسلامی ایران بود؛ اما پایداری و مقاوت ساکنان و مدافعان شهر، حتی در سخت‌ترین شرایط، الگویی از ایثار و حماسه‌آفرینی را رقم زد. صدام طبق نقشه اولیه تهاجم و تجاوز، اعلام کرده بود که خرمشهر را یک روزه، خوزستان را سه روزه و تهران را در روز هفتم خواهد گرفت! اما 34 روز مقاومت مدافعان مظلوم خرمشهر از شهر، بی دفاع و با کمترین سلاح و بدون امکانات اولیه، در یک جنگ تن به تن شهری و چریکی، یک حماسه بزرگ تاریخی را رقم زد و خاطره پاکباختگی و غیرت و شرف این مدافعان، کانون عاطفه و مقاومت و وحدت ملی شد. خرمشهر در تمام این مدت، «اسم رمز» و «شناسنامه هویت» هر ایرانی بود. 

و اینگونه «شهر خون»، «شهر خدا»، آزاد شد…

ساعت 11 صبح روز سوم خرداد، در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی جریان داشت و دشمن در فکر شکستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان کشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرک خرمشهر در کنار اروند اندکی مقاومت کرد که آن هم به سرعت در هم شکست.
ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی که 24 ساعت در محاصره کامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا کشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند.
در ساعت 2 بعدازظهر، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد. بدین ترتیب، این شهر مقاوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبادان 1359 به اشغال درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و از لوث وجود متجاوزان تطهیر شد.
رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزادسازی شهر، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزادسازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افکند و ملت ایران اسلامی را که مدت‌ها در آروزی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور کرد.
مردم به خیابان‌ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شکر به جای آورده و با فرار رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام‌ها ندای الله اکبر سردادند.

اهمیت و ابعاد استراتژیک فتح خرمشهر در داخل و خارج

در این عملیات، ۵۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران اسلامی که به اشغال دشمن در آمده بود از چنگ دشمن آزاد شد. فتح خرمشهر موجب سرشکستگی صدام و نیز تلخ کامی حامیان قدرتمند وی شد. صدام و نظامیان بعثی، همه همت، توان و تدبیر خود را برای حفظ اشغال خرمشهر، از آغاز تصرف آن به کار گرفتند و این شهر را به گمان خود به دژی نفوذ ناپذیر تبدیل کرد.
پس از 23 روز نبرد شبانه‌روزی رزمندگان اسلام در عملیات بیت‌المقدس و درست هنگامی که آنان به فتح خرمشهر نزدیک می شدند، صدام همچنان به تقویت نیروهای خود در این شهر می پرداخت و برای جلوگیری از پیروزی قطعی سپاه اسلام، سربازان جدیدی را وارد خرمشهر کرد.
فتح خرمشهر، مهمترین نتیجه عملیات بیت‌المقدس بود. در این نبرد که یکی از مهمترین و گسترده‌ترین عملیات‌ها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک کشور آزاد شد.
بازپس‌گیری خرمشهر، موجب تغییر توازن سیاسی ـ نظامی در جنگ و منطقه خلیج فارس به سود ایران شد. از نظر نظامی، اجرای چهار عملیات طی هشت ماه، بیانگر تجدید توان نظامی ایران بود. از حیث سیاسی نیز به منزله از بین رفتن برتری عراق در مذاکرات سیاسی بود و این کشور را در وضع تحقیرآمیزی قرار داد. در این مدت احتمال سقوط حکومت عراق نیز می‌رفت. 
 صدام حسین در ۱۹ خرداد ۱۳۶۱/ ۹ ژوئن ۱۹۸۲، به طور یک جانبه، آتش‌بس اعلام کرد. او در ۲۰ خرداد همان سال، به بهانه کمک به سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) و نیروهای سوریه در برابر تجاوز اسرائیل به لبنان در ۱۶ خرداد/ ۶ ژوئن همان سال، دستور عقب‌نشینی به نیروهای عراقی از اراضی ایران را صادر کرد.  در پی برقراری صلح با ایران بود و در ۳۰ خرداد/ ۲۰ ژوئن همان سال با صدور بیانیه‌ای، عقب‌نشینی ازخاک ایران را با از بین بردن هرگونه بهانه‌ای برای ادامه جنگ توجیه کرد.
تغییر توازن سیاسی به سود ایران، ابتکار عمل نیروهای ایران، تقویت توان نظامی ایران، شکست سیاسی و نظامی عراق و ضربه اساسی به ماشین جنگی و ساختار نظامی و آرایش قوای جبهه دشمن، از دست رفتن برگ برنده عراق در منظری بین المللی، ایجاد تهدید برای دشمن، و موضع گیری مجامع جهانی و تکاپوی قدرتهای غربی برای جلوگیری از شکست بیشتر حزب بعث، و تحول در مهندسی عملیاتی جنگ: از پدافندی و تدافعی به تهاجمی و آفندی، از دیگر پیامدهای این پیروزی بزرگ بود.  

خرمشهر را خدا آزاد کرد

تاکید مکرر امام بر توجه به ارزشهای معنوی و توحیدی و ابعاد عرفانی جهاد و فرهنگ شهادت طلبی، الگویی از شخصیت رزمندگان را در قالب یک سلوک مخلصانه و مومنانه و طریقتی عارفانه شکل داد و ترسیم کرد که شاخص هویتی و برجسته ترین فضیلت رزمندگان ما در جبهه ها شد. به گفته رهبر معظم انقلاب، تربیت جوانانی صالح و مومن با این بینش الهی و با این رسالت و هدف قدسی و فراتر از فتح خاک، در مسیر عروج به مقامات متعالی انسانی و در مدار تقرب و عبودیت حق، «فتح الفتوح» امام راحل (ره) بود و نه فقط فتح خرمشهر. همانگونه که حضرتش فرموده بود: «فتح خرمشهر، فتح خاک نیست؛ فتح ارزشها است.» رزمندگان جبهه نور در سالهای دفاع مقدس، با الهام از این بینش و باور، به هدفی عظیم تر از باز پس گیری یک زمین، یا فتح یک نقطه از مواضع دشمن، نظر داشتند. آنان این جنگ را وسیله وصول به غایاتی معنوی و منظر شهود و تشرف به آفاقی باطنی یافته بودند و از همین است که باز هم به فرموده رهبر حکیم و بصیر انقلابمان: «این جنگ، یک گنج بود.» و راستی اگر در جریان همین عملیاتها و فتوحات نبود، کجا می شد گوهر وجود بزرگمردانی چون «همت» و «خرازی» و «باکری» و «باقری» و «صیاد» و «زین الدین» و «آبشناسان» و «جهان آرا» و… ظهور یابد؟ اشارت حضرت امام (ره) بمثابه معلم و مرشد و مراد معنوی و پدر رزمندگان ما بر اینکه خرمشهر را خدا آزاد کرد، تاکیدی بود بر مبداء و غایت این جهاد که سیر الی الله بود و نه جنگی همچون مشابهاتش در جهان که انگیزه ای فراتر از منافع و مقاصد مادی، جغرافیایی و ملی نداشت و جهات و ابعادی چنین عظیم از معنویت و عرفان و روح توحیدی و تجلیات شگفت شهادت طلبی و ایثار و پاکبازی در راه خدا را در انسانهایی که فانی در حق بودند و یکشبه ره صد ساله پیمودند و وصیتنامه هایشان به گفته امام: «انسان را نی لرزاند و بیدار می کند»، از خود آشکار نمی‌ساخت. و اینهاست که «جنگ» ما را «گنج» کرده است.

فتحی که سرآغاز «تمدن سازی جهانی مقاومت» شد

فتح بزرگ سوم خرداد 61 در آن روز و حتی در روند دفاع مقدس هشت ساله متوقف نشد، بلکه ابعادی عظیم‌تر یافت. این فتح را می توان سرآغازی بر «تندن سازی جهانی مقاومت» دانست که ثمرات آن سالها بعد و در قالب نیروهای مقاومت جهادی در جهان اسلام، همچون دژ مستحکمی در برابر صهیونیسم جهانی قد علم کرد و منافع جهان سلطه و استکبار را به خطر انداخت. انگیزه و مبادی معنوی و فرهنگ شهادت طلبانه و مقاومت مردمی و متکی بر توده و متن مردم و نه لزوما قواعد کلاسیک نظامی و نیروهای متعارف نظامی، اهداف جهانی در دفاع مقدس از جمله رفع فتنه از عالم و نابودی صهیونیسم و آزادی قدس شریف، و شکل گیری الگویی از پیروزی با اتکا به توانمندیهای بومی در برابر یک قدرت متمرکز تسلیحاتی برخوردار از پشتیبانی جهانی، از جمله عواملی هستند که فتح خرمشهر را بمثابه یک نماد جهانی از مقاومت، سرلوحه و الهام بخش و آغازگر یک روند از تمدن سازی جهانی فرهنگ مقاومت معرفی می کنند. مقاومتی که امروز از یمن و عراق تا لبنان و فلسطین، همه حیثیت و موجودیت دشمنان اسلام و انسانیت را در منطقه و دنیای اسلام، تهدید می‌کند. 

خاکت ببوسم خاک تو بوسیدنی شد…

ای شهر خرمشهر ای خاکِ گهرخيز
 ای سينه پر آذرت از غصه لبريز
 خاکت ببوسم خاک تو بوسيدنی شد
 گل‌هاي خرمشهر من بوييدنی شد
 اي قله ايثار و محراب عبادت
 نخلت اگر سوزند برجا ريشه ماند
خورشيد از خون سرزند، بر خون نشيند
 تا شام بد فرجام دشمن را ببيند
سوي تو مرغان مهاجر، باز آيند
 بر آشيان سبز در پرواز آيند
 با من بخوان شعر ظفر، ای بندر سبز
 شب سر شد و آمد سحر، ای بندر سبز

شاعر: زنده یاد سپیده کاشانی

دیدند این باغ عاشق، از لاله بهتر ندارد

گفتند این خاک، دیگر، سرو و صنوبر ندارد

خورشید، اینجا غریب است، اینجا دلاور ندارد
گفتند خوب است، خوب است، در گوشه‌ای دفن سازیم

این آسمان را که بوی بال کبوتر ندارد
هر چند تعریف کردند، از سرخی شمعدانی

دیدند این باغ عاشق، از لاله بهتر ندارد
بردند یاران ما را بر شانه‌های خیابان

بردند و بردند انگار، این کوچه آخر ندارد
در سینه از سوگ گل‌ها، یک آسمان ابر دارم

یک شب بیاید ببیند، هر کس که باور ندارد
شهری که گویند شهر خورشید، باشد، همین جاست

شهری که «یوسف» در آنجا، ترس از برادر ندارد

شعر از: دکتر محمود اکرامی فر

انتهای گزارش/

ای شهر خون! خداست خریدار عشق تو....

منبع خبر

ای شهر خون! خداست خریدار عشق تو…. بیشتر بخوانید »

فرماندهانی که با مبارزات چریکی سرنگونی «حکومت پهلوی» را سرعت بخشیدند

فرماندهانی که با مبارزات چریکی سرنگونی «حکومت پهلوی» را سرعت بخشیدند


مبارزان مدافعبه گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، در پیروزی انقلاب اسلامی گروه‌ها و اقشار مختلف مردم به رهبری امام خمینی (ره) علم قیام علیه رژیم پهلوی را به دست گرفتند. پیش از علنی‌تر شدن مبارزات، گروه‌های سیاسی و مسلحانه مبارزاتی را آغاز کردند که در سرعت بخشیدن به جریان انقلابی ثمربخش بود. در دهه ۵۰، هفت گروه مسلح اسلامی با جدا شدن از بدنه سازمان مجاهدین خلق به عنوان گروه‌های جدید چریکی وارد صحنه مبارزه با رژیم پهلوی شدند. گروه‌های فلق، منصورون، صف، موحدین، فلاح، بدر و امت واحده هفت گروهی بودند که با تکیه بر مبانی اسلامی و ارتباط با جامعه روحانیت به فعالیت و مبارزه پرداختند، اعضای این گروه‌ها متشکل از زندانیان سیاسی و جوانان و دانشجویانی بودند که از طرفی انحراف مجاهدین بر آنان محرز شد و از طرف دیگر با روحیه حق طلبی و مبارزاتی که داشتند فساد حکومت را برنتافتند و وارد مبارزه مسلحانه شدند.

عمده اعضای این گروه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جریان حمله صدام به کشور و در دوران دفاع مقدس نقش موثری در دفاع از کشور ایفا کردند و فرماندهی و مسوولیت‌های مهمی را عهده دار شدند. از جمله این افراد شهید محمد بروجردی از موسسین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشکر محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران، شهید محمد جهان‌آرا، شهید حسین علم الهدی، سرلشکر رحیم صفوی، محمدباقر ذوالقدر و علی شمخانی بودند که در ادامه به فعالیت‌های برخی از آنان اشاره می‌کنیم.

شهید محمد بروجردی

شهید محمد بروجردی از موسسین سپاه پاسداران ۱۴ ساله بود که در سال ۱۳۴۷ با شرکت در کلاس‌های آموزش قرآن و معارف اسلامی قدم به دنیای پر تب تاب مبارزه گذاشت. خودش می‌گوید: «وقتی به این کلاس‌ها رفتم قرآن را خواندم و مفهوم آیات را فهمیدم چشم و گوشم روی خیلی مسایل باز شد. معنای طاغوت را فهمیدم. فهمیدم امام کیست و چرا او را از کشور تبعید کرده اند». پس از چندی با تشکیلات مکتبی «هیات‌های مؤتلفه اسلامی» مرتبط شد و ضمن شرکت در جلسات نیمه مخفی سیاسی ـ عقیدتی، که به همت شهید بزرگوار «حاج مهدی عراقی» تشکیل می‌شد سطح بینش مکتبی و دانش مبارزاتی خود را بالا برد. در سال ۱۳۵۰ ازدواج کرد و یکسال بعد به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شد. مادرش می‌گوید: «به او گفتم پسر حالا که احضارت کرده اند می‌خواهی چکار کنی؟ گفت: «مادر من مسلمانم مطمئن باش تا جایی که بتوانم تن به چنین ذلتی نمی‌دهم. من از خدمت به این شاه لعنتی بیزارم. می‌فهمی مادر، بیزار!» او به قصد دیدار با حضرت امام خمینی (ره) از خدمت فرار کرد، اما حین عبور از مرز زمینی ایران – عراق توسط عناصر ساواک شناسایی و دستگیر شد.

بروجردی نهایتا پس از شش ماه اسارت، از زندان آزاد شد و به طور حرفه‌ای قدم به میدان مبارزات سیاسی ـ مکتبی گذاشت. در قدم نخست در صدد برآمد تا با روحانیت متعهد پیرو خط امام تماس و ارتباط بر قرار کند. چندی بعد در رابطه با تشکل‌های فرهنگی ـ تبلیغاتی دست به کار چاپ، تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها و پیام‌های حضرت امام شد. شهید بروجردی در سال ۱۳۵۵ به همراه چند نفر به سوریه رفت و در آنجا با شخصیت روحانی برجسته لبنان از جمله  امام موسی صدر از نزدیک آشنا شد و با گذراندن دوره‌های آموزش نظامی و چریکی نزد شهید چمران و شهید محمد منتظری پس از دو ماه به ایران بازگشت. پس از چاپ مقاله موهن ساواک در روزنامه اطلاعات و قیام خونین ۱۹ دی سال ۱۳۵۶، و سرکوبی خیزش روحانیت و مردم شهر قم، محمد یک رشته عملیات چریکی فشرده و ضربتی را علیه تاسیسات سیاسی ـ امنیتی و مراکز به ظاهر فرهنگی رژیم و حامیان آمریکایی آن، طراحی و اجراء کرد. وی در سال ۱۳۵۶ با همکاری دوستان خود فعالیت‌های نظامی فراوانی علیه رژیم پهلوی انجام داد و در قالب گروه توحیدی «صف» چندین قرارگاه پلیس را خلع سلاح کرد.

او هنگام بازگشت امام خمینی (ره) به وطن از سوی شهید بهشتی به عنوان مسئول حفاظت کمیته استقبال انتخاب شد و از فرودگاه تا مدرسه علوی محافظت از جان امام را برعهده گرفت.

سرلشکر محسن رضایی

محسن رضایی سال ۱۳۴۹ پس از ورود به هنرستان فنی صنعت نفت فعالیت‌های مذهبی و سیاسی را با همراهی اسماعیل دقایقی، عبدالله ساکیه، فریدون مرتضایی و غلامرضا قمیشی، آغاز کرد که در دوره‌ای توسط ساواک دستگیر و راهی زندان شد. او در بخشی از خاطرات خود نوشته است: «شهر کاملاً ملتهب بود. ارتش در اهواز حکومت نظامی اعلان کرده بود و تانک‌ها وارد خیابان شده بودند. روی تانک‌ها تعداد زیادی چماق به دست نشسته بودند و جاوید شاه می‌گفتند. آن‌ها برای ایجاد رعب و وحشت از روی خودرو‌هایی که در کنار خیابان پارک شده بود، رد می‌شدند؛ جلوی برخی از خودرو‌های سواری را می‌گرفتند و از مردم می‌خواستند که جاوید شاه بگویند و به امام توهین کنند. من و شهید جهان آرا در یکی از خیابان‌ها مقابل حرکت تانک‌ها آرایش گرفتیم و به محض آن که در ابتدای خیابان ظاهر شدند، با کلاشینکف به آن‌ها حمله کردیم. آن‌ها غافلگیر شده بودند و نمی‌دانستند چه کار کنند… ما تیراندازی می‌کردیم و همزمان شعار الله اکبر، درود بر خمینی و مرگ بر شاه می‌دادیم. پس از تیراندازی سوار خودرو شدیم و از منطقه فاصله گرفتیم. این اقدام روحیه انقلابی مردم را افزایش داد. همان روز اطلاعیه‌ای به نام منصورون در خصوص حمله به تانک‌ها و چماق به دست‌ها صادر کردیم. در عملیات گروه منصورون آقایان علی شمخانی، غلامعلی رشید، محمدباقر قاضیانی و محمد فلاح حضور فعال داشتند.»

شهید محمد جهان آرا

شهید محمد جهان‌آرا در سال ۱۳۴۸ تحت تاثیر جنبش اسلامی به رهبری روح الله خمینی همراه عده‌ای از دوستان‌اش وارد مبارزات سیاسی علیه دولت محمدرضا پهلوی شد و گروه الله اکبر را راه اندازی کرد. در اواخر سال ۱۳۴۹ همراه برادرش به عضویت گروه مخفی حزب‌الله خرمشهر درآمد. دو سال بعد اعضای گروه توسط ساواک شناسایی و تمام اعضای آن دستگیر و زندانی شدند. در جریان این دستگیری، محمد جهان‌آرا به یک سال زندان محکوم شد.

در سال ۱۳۵۵ جهان آرا به عضویت گروه «منصورون» که یک گروه معتقد به مبارزه مسلحانه بود، درآمد. در سال ۱۳۵۷، هنگامی که قرار بود به سرپرستی سید علی اندرزگو به سوریه و اردوگاه‌های مقاومت فلسطین سفر کند، به دلیل کشتار مردم تهران در میدان ژاله در هفدهم شهریور ۱۳۵۷ از سفر بازماند.

سید رحیم صفوی

دوران دانشجویی سید یحیی مصادف است با مبارزات انقلابیون که از همین رو او به همراه دانشجویان دیگری، چون مهدی باکری اقدام به ایجاد تشکل‌های دانشجویی کرده و حضور در تظاهرات‌های ضد رژیم ستم شاهی شرکت کرد که در یکی از همین تظاهرات‌ها از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مجروح شد. او از اعضای گروه «صف» بود که به همراه دوستانش کار ساماندهی و هدایت سیاسی دانشجویان در دانشگاه تبریز را برعهده داشت. همزمان با سپری کردن خدمت سربازی که بر سوابق نظامی او افزود و باعث شد ارتقاء درجه پیدا کند به قم رفت تا در جلسات آیت الله دستغیب و آیت الله مدنی فیض شرکت کند.

پس از آنکه در جریان تظاهرات مردم تبریز از ناحیه ران پا گلوله خورده و به شدت تحت تعقیب ساواک قرار گرفت از ایران خارج شده و به سوریه رفت. در آنجا مشغول آموزش انواع فنون مبارزات چریکی شد و شروع به یادگیری انواع عملیات‌ها و ملزومات آن کرد، سپس به جنوب لبنان رفت و در آنجا به مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی پرداخت. با اوج گیری مبارزات در کشور و پس از آنکه امام به فرانسه رفت، سید یحیی نیز عازم فرانسه شد. مدتی در آنجا ماند و پس از آن با کسب اجازه از محضر امام به سوی ایران عزیمت کرد، پس از ورود به اصفهان مکانی را برای آموزش‌های چریکی انتخاب و شروع به آموزش‌های مربوطه کرد.

انتهای پیام/ 141

فرماندهانی که با مبارزات چریکی سرنگونی «حکومت پهلوی» را سرعت بخشیدند

منبع خبر

فرماندهانی که با مبارزات چریکی سرنگونی «حکومت پهلوی» را سرعت بخشیدند بیشتر بخوانید »

فرماندهانی که به مبارزه چریکی با طاغوت روی آوردند

فرماندهانی که به مبارزه چریکی با طاغوت روی آوردند


مبارزان مدافعبه گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، در پیروزی انقلاب اسلامی گروه‌ها و اقشار مختلف مردم به رهبری امام خمینی (ره) علم قیام علیه رژیم پهلوی را به دست گرفتند. پیش از علنی‌تر شدن مبارزات، گروه‌های سیاسی و مسلحانه مبارزاتی را آغاز کردند که در سرعت بخشیدن به جریان انقلابی ثمربخش بود. در دهه ۵۰، هفت گروه مسلح اسلامی با جدا شدن از بدنه سازمان مجاهدین خلق به عنوان گروه‌های جدید چریکی وارد صحنه مبارزه با رژیم پهلوی شدند. گروه‌های فلق، منصورون، صف، موحدین، فلاح، بدر و امت واحده هفت گروهی بودند که با تکیه بر مبانی اسلامی و ارتباط با جامعه روحانیت به فعالیت و مبارزه پرداختند، اعضای این گروه‌ها متشکل از زندانیان سیاسی و جوانان و دانشجویانی بودند که از طرفی انحراف مجاهدین بر آنان محرز شد و از طرف دیگر با روحیه حق طلبی و مبارزاتی که داشتند فساد حکومت را برنتافتند و وارد مبارزه مسلحانه شدند.

عمده اعضای این گروه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جریان حمله صدام به کشور و در دوران دفاع مقدس نقش موثری در دفاع از کشور ایفا کردند و فرماندهی و مسوولیت‌های مهمی را عهده دار شدند. از جمله این افراد شهید محمد بروجردی از موسسین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشکر محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران، شهید محمد جهان‌آرا، شهید حسین علم الهدی، سرلشکر رحیم صفوی، محمدباقر ذوالقدر و علی شمخانی بودند که در ادامه به فعالیت‌های برخی از آنان اشاره می‌کنیم.

شهید محمد بروجردی

شهید محمد بروجردی از موسسین سپاه پاسداران ۱۴ ساله بود که در سال ۱۳۴۷ با شرکت در کلاس‌های آموزش قرآن و معارف اسلامی قدم به دنیای پر تب تاب مبارزه گذاشت. خودش می‌گوید: «وقتی به این کلاس‌ها رفتم قرآن را خواندم و مفهوم آیات را فهمیدم چشم و گوشم روی خیلی مسایل باز شد. معنای طاغوت را فهمیدم. فهمیدم امام کیست و چرا او را از کشور تبعید کرده اند». پس از چندی با تشکیلات مکتبی «هیات‌های مؤتلفه اسلامی» مرتبط شد و ضمن شرکت در جلسات نیمه مخفی سیاسی ـ عقیدتی، که به همت شهید بزرگوار «حاج مهدی عراقی» تشکیل می‌شد سطح بینش مکتبی و دانش مبارزاتی خود را بالا برد. در سال ۱۳۵۰ ازدواج کرد و یکسال بعد به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شد. مادرش می‌گوید: «به او گفتم پسر حالا که احضارت کرده اند می‌خواهی چکار کنی؟ گفت: «مادر من مسلمانم مطمئن باش تا جایی که بتوانم تن به چنین ذلتی نمی‌دهم. من از خدمت به این شاه لعنتی بیزارم. می‌فهمی مادر، بیزار!» او به قصد دیدار با حضرت امام خمینی (ره) از خدمت فرار کرد، اما حین عبور از مرز زمینی ایران – عراق توسط عناصر ساواک شناسایی و دستگیر شد.

بروجردی نهایتا پس از شش ماه اسارت، از زندان آزاد شد و به طور حرفه‌ای قدم به میدان مبارزات سیاسی ـ مکتبی گذاشت. در قدم نخست در صدد برآمد تا با روحانیت متعهد پیرو خط امام تماس و ارتباط بر قرار کند. چندی بعد در رابطه با تشکل‌های فرهنگی ـ تبلیغاتی دست به کار چاپ، تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها و پیام‌های حضرت امام شد. شهید بروجردی در سال ۱۳۵۵ به همراه چند نفر به سوریه رفت و در آنجا با شخصیت روحانی برجسته لبنان از جمله  امام موسی صدر از نزدیک آشنا شد و با گذراندن دوره‌های آموزش نظامی و چریکی نزد شهید چمران و شهید محمد منتظری پس از دو ماه به ایران بازگشت. پس از چاپ مقاله موهن ساواک در روزنامه اطلاعات و قیام خونین ۱۹ دی سال ۱۳۵۶، و سرکوبی خیزش روحانیت و مردم شهر قم، محمد یک رشته عملیات چریکی فشرده و ضربتی را علیه تاسیسات سیاسی ـ امنیتی و مراکز به ظاهر فرهنگی رژیم و حامیان آمریکایی آن، طراحی و اجراء کرد. وی در سال ۱۳۵۶ با همکاری دوستان خود فعالیت‌های نظامی فراوانی علیه رژیم پهلوی انجام داد و در قالب گروه توحیدی «صف» چندین قرارگاه پلیس را خلع سلاح کرد.

او هنگام بازگشت امام خمینی (ره) به وطن از سوی شهید بهشتی به عنوان مسئول حفاظت کمیته استقبال انتخاب شد و از فرودگاه تا مدرسه علوی محافظت از جان امام را برعهده گرفت.

سرلشکر محسن رضایی

محسن رضایی سال ۱۳۴۹ پس از ورود به هنرستان فنی صنعت نفت فعالیت‌های مذهبی و سیاسی را با همراهی اسماعیل دقایقی، عبدالله ساکیه، فریدون مرتضایی و غلامرضا قمیشی، آغاز کرد که در دوره‌ای توسط ساواک دستگیر و راهی زندان شد. او در بخشی از خاطرات خود نوشته است: «شهر کاملاً ملتهب بود. ارتش در اهواز حکومت نظامی اعلان کرده بود و تانک‌ها وارد خیابان شده بودند. روی تانک‌ها تعداد زیادی چماق به دست نشسته بودند و جاوید شاه می‌گفتند. آن‌ها برای ایجاد رعب و وحشت از روی خودرو‌هایی که در کنار خیابان پارک شده بود، رد می‌شدند؛ جلوی برخی از خودرو‌های سواری را می‌گرفتند و از مردم می‌خواستند که جاوید شاه بگویند و به امام توهین کنند. من و شهید جهان آرا در یکی از خیابان‌ها مقابل حرکت تانک‌ها آرایش گرفتیم و به محض آن که در ابتدای خیابان ظاهر شدند، با کلاشینکف به آن‌ها حمله کردیم. آن‌ها غافلگیر شده بودند و نمی‌دانستند چه کار کنند… ما تیراندازی می‌کردیم و همزمان شعار الله اکبر، درود بر خمینی و مرگ بر شاه می‌دادیم. پس از تیراندازی سوار خودرو شدیم و از منطقه فاصله گرفتیم. این اقدام روحیه انقلابی مردم را افزایش داد. همان روز اطلاعیه‌ای به نام منصورون در خصوص حمله به تانک‌ها و چماق به دست‌ها صادر کردیم. در عملیات گروه منصورون آقایان علی شمخانی، غلامعلی رشید، محمدباقر قاضیانی و محمد فلاح حضور فعال داشتند.»

شهید محمد جهان آرا

شهید محمد جهان‌آرا در سال ۱۳۴۸ تحت تاثیر جنبش اسلامی به رهبری روح الله خمینی همراه عده‌ای از دوستان‌اش وارد مبارزات سیاسی علیه دولت محمدرضا پهلوی شد و گروه الله اکبر را راه اندازی کرد. در اواخر سال ۱۳۴۹ همراه برادرش به عضویت گروه مخفی حزب‌الله خرمشهر درآمد. دو سال بعد اعضای گروه توسط ساواک شناسایی و تمام اعضای آن دستگیر و زندانی شدند. در جریان این دستگیری، محمد جهان‌آرا به یک سال زندان محکوم شد.

در سال ۱۳۵۵ جهان آرا به عضویت گروه «منصورون» که یک گروه معتقد به مبارزه مسلحانه بود، درآمد. در سال ۱۳۵۷، هنگامی که قرار بود به سرپرستی سید علی اندرزگو به سوریه و اردوگاه‌های مقاومت فلسطین سفر کند، به دلیل کشتار مردم تهران در میدان ژاله در هفدهم شهریور ۱۳۵۷ از سفر بازماند.

سید رحیم صفوی

دوران دانشجویی سید یحیی مصادف است با مبارزات انقلابیون که از همین رو او به همراه دانشجویان دیگری، چون مهدی باکری اقدام به ایجاد تشکل‌های دانشجویی کرده و حضور در تظاهرات‌های ضد رژیم ستم شاهی شرکت کرد که در یکی از همین تظاهرات‌ها از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مجروح شد. او از اعضای گروه «صف» بود که به همراه دوستانش کار ساماندهی و هدایت سیاسی دانشجویان در دانشگاه تبریز را برعهده داشت. همزمان با سپری کردن خدمت سربازی که بر سوابق نظامی او افزود و باعث شد ارتقاء درجه پیدا کند به قم رفت تا در جلسات آیت الله دستغیب و آیت الله مدنی فیض شرکت کند.

پس از آنکه در جریان تظاهرات مردم تبریز از ناحیه ران پا گلوله خورده و به شدت تحت تعقیب ساواک قرار گرفت از ایران خارج شده و به سوریه رفت. در آنجا مشغول آموزش انواع فنون مبارزات چریکی شد و شروع به یادگیری انواع عملیات‌ها و ملزومات آن کرد، سپس به جنوب لبنان رفت و در آنجا به مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی پرداخت. با اوج گیری مبارزات در کشور و پس از آنکه امام به فرانسه رفت، سید یحیی نیز عازم فرانسه شد. مدتی در آنجا ماند و پس از آن با کسب اجازه از محضر امام به سوی ایران عزیمت کرد، پس از ورود به اصفهان مکانی را برای آموزش‌های چریکی انتخاب و شروع به آموزش‌های مربوطه کرد.

انتهای پیام/ 141

فرماندهانی که به مبارزه چریکی با طاغوت روی آوردند

منبع خبر

فرماندهانی که به مبارزه چریکی با طاغوت روی آوردند بیشتر بخوانید »