شهید مرتضی جاویدی

سردار تنگه احد «مرتضی جاویدی»؛ شهیدی که «حاج قاسم سلیمانی» را نجات داد

سردار تنگه احد «مرتضی جاویدی»؛ شهیدی که «حاج قاسم سلیمانی» را نجات داد


سردار تنگه احد «مرتضی جاویدی»؛ شهیدی که «حاج قاسم سلیمانی» را نجات داد

به گزارش خبرنگار نوید شاهد، هفتم بهمن 1365، منطقه عملیاتی شلمچه در گرماگرم عملیات کربلای پنج، کربلای شهیدی از تبار عاشوراییان تاریخ و اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا (ع) شد و وعده دیدار و میعاد وصال دلدار و سماعی سرخ و احرامی خونین و قدقامتی به شهود تشرف عشق… در همان اولین سالهای کودکی، پزشکان از او قطع امید کردند که زنده بماند. اما تقدیرش آن بود که بماند و «سردار تنگه احد» لقبش شود. بماند و بزرگی چون «حاج قاسم» این اسطوره جاوید شهادت را از دستن دشمن در هنگام محاصره نجات دهد. بماند و معجزه دوران، روح خدا بر پیشانی سرباز وفادار و فداکارش بوسه بزند و بزرگترین پاداش را به او بدهد و او تنها کسی باشد که به گفته شهید صیاد شیرازی، امام او را در آغوش گرفته است. سردار شهید «مرتضی جاویدی»؛ فرمانده گردان«والفجر» تیپ «المهدی(عج)» شیراز،  در تمامی عملیاتهای دفاع مقدس، از اولین عملیات بزرگ و شکست حصر آبادان تا طریق القدس و فتح بستان و فتح المبین و فتح خرمشهر، تا بدر و خیبر و تا لحظه شهادت، حضور داشت و دلیریها و حماسه سازی‌های او چنان است که شرحش از وصف و بیان، بیرون است. او را باید در همان جمله تاریخی‌اش در پاسخ فرماندهان ارشد و عالی ارتش و سپاه در جنگ، مبنی بر عقب نشینی از خط، شناخت: «نمی‌گذارم اُحُدی دیگر تکرار شود» شهیدی که در وصیتنامه پرشور و پر از عشق به شهادتش نوشت: «نمی‌دانم چه کرده‌ام که شهید نمی‌شوم. شاید قلبم سیاه است. خدا رحمت کند حاج محمود ستوده را، وقتی با هم صحبت می‌کردیم ، می‌گفتیم اگر جنگ تمام شود و ما زنده باشیم، چه کار کنیم؟ واقعا نمی شود زندگی کرد…» و خدا خواست که زندگی جاوید او شهادت باشد و: «زنده‌ی جاوید، کیست؟ کشته‌ی شمشیر دوست…»

 

از زنده ماندنش، قطع امید کرده بودند اما…

 

۲۲ اسفند ۱۳۳۷ در روستای «جلیان» از توابع بخش «نوبندگان» شهرستان «فسا» در استان فارس به‌دنیا آمد. از مادرش نقل شده است که: «مرتضی پسر ضعيفی بود، ياد ندارم سالی بگذرد و بيماری به سراغش نيامده باشد. پنج، شش سالش كه بود، بيماری‌اش آن قدر شديد شد كه دكترها از او قطع اميد كردند. از درد آنقدر گريه کرده بود که نفسش بالا نمی‌ آمد. عاقبت با دعای توسل، گريه‌اش قطع شد و کم‌کم رنگ و رويش سرجایش آمد. بعد از آن هم کمتر مريض می‌شد. خيلی به توسل به اهل بيت (ع) اعتقاد داشت، پارچه سبزی را به اين نشانه به بازويش بسته بود که تا زمان شهادت به بازويش بود.» مرتضی در کنار تحصیل به کار‌هایی مثل دامپروری و کشاورزی نیز مشغول بود و بالاخره در سال ١٣۵۶ دیپلم تجربی گرفت.

 

فراری از خدمت سربازی، زندانی زیر شکنجه ساواک

 

انقلاب و پیروزی آن، فرصتی بود تا جوهره وجود مردانی چون مرتضی را در بلندایی از یک تکامل معنوی به ظهور و درخشش آورد. او در جریان انقلاب، فعالانه حضور داشت و با این دریای مردم همراه شد. مرتضی پس از اخذ مدرک دیپلم تجربی عازم خدمت نظام‌وظیفه شد، اما پس از مدت کوتاهی به دستور امام خمینی(ره) محل خدمت خود را ترک کرد. او در زمان اوج مبارزات مردم علیه ظلم حکومت پهلوی بارها توسط ساواک دستگیر شد و زیر شکنجه قرار گرفت.

پس از پیروزی، همچون بسیاری از فرزندان انقلاب، برای پاسداری از این معجزه الهی، با تشکیل سپاه، پایگاه و پشتوانه‌ای برای این هدف مقدس یافت و به آن پیوست. و از اینجا بود که فصل مهم زندگی او رقم خورد. با سپاه به کردستان رفت و سپس با آغاز جنگ به جبهه و… و این تولد دوباره اوست!

 

از تک تیراندازی تا فرماندهی گردان کلیدی و خط شکن «فجر»

 

مرتضی با شروع غائله و آشوب گروهکهای تروریستی تجزیه طلب ضد انقلاب در کردستان، راهی شد و در پیکار برای حفظ این پاره از پیکر میهن از چنگ شرارت و شیطنت این مزدوران بیگانه و دشمنان خانگی، رشادت بسیار از خود نشان داد. اما آغاز جنگ تحمیلی با تهاجم دشمن متجاوز بعثی به حریم سرزمینمان، نقطه عطف حیات او بود. بمحض شروع جنگ به جبهه خوزستان رفت و فرمانده گردان 941 شد. مرتضی، اعزامی تیپ «المهدی(عج)» سپاه استان فارس بود. این تیپ در اکثر عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس حضور داشت و نقطه عطف این تیپ، گردان «فجر» به فرماندهی مرتضی جاویدی بود. به جرئت می‌توان گفت هر جایی که سپاه به مشکل برمی‌خورد، از گردان فجر کمک می‌گرفت. عملیاتی نبود که این گردان در آن نقش نداشته باشد. مرتضی ابتدا به عنوان تک‌تیرانداز عازم شد و در همان شروع کار مدیریت و فرماندهی خود را نشان داد. از فرماندهی دسته و گروهان، شهید جاویدی مسئولیت‌های متعددی را برعهده داشت. گردان فجر تقریباً در تمام عملیاتها، از جمله والفجر ۱، ۲، ۴، ۸، خیبر، بدر، کربلای ۴ و ۵ و ۸ و ۱۰، بیت المقدس ۷، والفجر ۱۰ و… مشارکت فعال و تعیین‌کننده داشت. همین باعث شد تا بارها نام این گردان و شخص مرتضی از رادیو عراق شنیده شود. نیروهایش در گردان فجر، خون‌نامه‌ای امضا کرده بودند که تا جان در بدن دارند استقامت کنند. افرادی که به عضویت این گردان درمی‌آمدند افرادی بودند که باید گزینش می‌شدند.

 

دشمن برای سرش جایزه گذاشته بود!

 

نام این شهید با کلمه «اشلو» عجین شده و اشلو معروف ترین لقب مرتضی جاویدی است و دلیل گذاشتن این لقب برای او نیز به دلیل این است که او به زبان عربی مسلط بود و مرتب و با شهامت با لباس عراقی‌ها  به سنگر آنها و پیش خودشان می رفت و با آنان هم‌غذا می‌شد و در رفت و آمدها هم خیلی گرم برخورد می‌کرد و مرتب می‌گفت: «اشلونک؟» به معنای حالت چطوره؟ زیرا او به سنگرهای عراقی‌ها می‌رفت و با آنها صحبت می‌کرد بی آنکه ذره‌ای به او شک کنند.

بعدها عراقی‌ها پی بردند که او ایرانی است و برای جاسوسی به سنگر آنها آمده و به همین دلیل برای سر مرتضی جاویدی جایزه گذاشتند.

 

روزی که مرتضی، «حاج قاسم سلیمانی» را از دست دشمن نجات داد

 

نجات سردار حاج قاسم سلیمانی بخشی دیگر از حماسه زندگی اشلو است و در عملیات کربلای 5، هنگامی که سردار بزرگمان شهید بزرگوار «حاج قاسم سلیمانی» فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان در محاصرهٔ دشمن گیر می‌افتد، بنا به تصمیم سردار محمد جعفر اسدی فرمانده لشکر المهدی، مرتضی جاویدی فرمانده گردان فجر لشکر المهدی، به کمک وی می‌شتابد و سردار قاسم سلیمانی را نجات می‌دهد. اما چند روز بعد و در اوج درگیری در جنوب بصره در عملیات کربلای ۵ مرتضی جاویدی به شهادت می‌رسد. سردار سلیمانی در یکی از مصاحبه‌هایشان در سوریه از شهید مرتضی جاویدی و اقدام شجاعانه‌اش سخن گفت و تجلیل کرد. مرتضی رزمنده‌ای دلیر بود که نه تنها در استان خود بلکه در کشور شناخته‌شده بود.

سردار تنگه احد «مرتضی جاویدی»؛ شهیدی که «حاج قاسم سلیمانی» را نجات داد

گفت: می‌مانم و نمی‌گذارم تنگه احد دیگر تکرار شود!

 

گردان فجر در عملیات والفجر ۲ به عنوان خط‌شکن وارد عمل شد. این گردان توانست در عقبه نیروهای عراقی وارد میدان شود و پشت عراقی‌ها را ببندد تا نیروهای ایرانی به وسط میدان بزنند، اما نیروهای ایرانی در مرحله اول موفق نشدند و گردان فجر پنج روز و چهار شب با ۲۰۰ نیرو در محاصره شدید دشمن قرار گرفت. تنها یک راه عقب‌نشینی وجود داشت. ساعتی از روز پنجم گذشته بود که فرماندهان منطقه عملیاتی از جمله شهید صیاد شیرازی، محسن رضایی و جمعی دیگر از فرماندهان عملیاتی از مرتضی جاویدی می‌خواهند عقب‌نشینی کند، اما مرتضی در پاسخشان می‌گوید: «همینجا می‌مانم و نمی‌گذارم تنگه اُحُد دیگر تکرار شود. من فقط از امام خمینی دستور می‌گیرم.» او ایستادگی می‌کند و نیروهایش به شهادت می‌رسند. از جمع ۲۰۰ یار مرتضی تنها ۱۸ نفر باقی می‌مانند. خود مرتضی هم مجروح می‌شود، اما سر حرفش می‌ماند و منطقه را رها نمی‌کند. تا اینکه نیروهایمان بار دیگر وارد میدان می‌شوند و خودشان را به مرتضی می‌رسانند. مقاومت بی‌نظیر مرتضی و یارانش باعث پیروزی عملیات می‌شود.

 

«سردار تنگه احد»، تنها رزمنده‌ای است که امام (ره) در آغوشش گرفت و پیشانی‌اش را بوسید!

 

محسن رضایی، سرلشکر شهید صیاد شیرازی و تعدادی دیگر از فرماندهان بعد از این پیروزی و به رسم تقدیر از مرتضی و نیروهایش او را همراه ۱۸ نفر از بچه‌های گردان فجر خدمت امام می‌برند. محسن رضایی ماجرای استقامت مرتضی و نیروهایش را محضر امام شرح می‌دهد. امام پیشانی مرتضی را می‌بوسند و مرتضی دست بر گردن امام انداخته و پیشانی‌شان را می‌بوسد. صحبت‌هایی هم بین ایشان و امام رد و بدل می‌شود. شهید صیاد شیرازی گفته: «در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت حضرت امام می‌رسیدم، فقط یک بار دیدم که امام، رزمنده‌ای را در آغوش گرفت و پیشانی اش را بوسید، و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی» به گفته برادر شهید: «در آن دیدار بعد از درآغوش گرفتن و بوسه امام بر پیشانی مرتضی، ایشان دست مبارکشان را بر روی دست مرتضی که در گچ بود کشیدند، برادرم بعد از بیرون آمدن از جماران، همانجا گچ دستش را با تیربرق شکست و گفت امام بر روی دستم دست کشیده و دستم خوب شده و دیگر نیازی به این نیست.»

سردار تنگه احد «مرتضی جاویدی»؛ شهیدی که «حاج قاسم سلیمانی» را نجات داد

 

سلام نظامی «صیاد دل‌ها» بر مزار «سردار تنگه احد»

 

مرتضی جاویدی، سرانجام پس از مبارزات خستگی ناپذیر در هفتم بهمن ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در مقام فرماندهی گردان فجر به آرزوی همیشگی خود رسید. شهیدی که در وصیتش نوشته بود: «نمی دانم چه کرده ام که شهید نمی شوم. شاید قلبم سیاه است. خدا رحمت کند حاج محمود ستوده را ، وقتی با هم صحبت می کردیم ، می گفتیم اگر جنگ تمام شود و ما زنده باشیم، چه کار کنیم؟ واقعا نمی شود زندگی کرد و به صورت خانواده های شهدا نگاه کرد…» پیکر مطهر شهید، در زادگاهش به خاک سپرده شد.

شهید بزرگوار امیر سپهبد «صیاد شیرازی» در یکی از سفرهایش به شیراز، سراغ مزار مرتضی را می‌گیرد تا می‌رسد به شهر فسا و بعد روستای جلیان. همراهان شهید صیاد می‌گویند از فاصله‌ی ۵۰ متری مزار، از ماشین پیاده می‌شود، لباسش را مرتب می‌کند و با احترام کامل نظامی با قدم آهسته به سمت مزار می‌رود و آنجا دست به گوشه‌ی کلاه نظامی می‌چسباند و برای شهید فاتحه می‌خواند.

سردار تنگه احد «مرتضی جاویدی»؛ شهیدی که «حاج قاسم سلیمانی» را نجات داد

منبع خبر

سردار تنگه احد «مرتضی جاویدی»؛ شهیدی که «حاج قاسم سلیمانی» را نجات داد بیشتر بخوانید »

شهید «جاویدی» نگذاشت داستان احد در «حاج عمران» تکرار شود

شهید «جاویدی» نگذاشت داستان احد در «حاج عمران» تکرار شود


به گزارش مجاهدت از گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، مرتضی جاویدی معروف به سردار تنگه احد ۲۲ اسفند سال ۱۳۳۷ در روستای جلیان از توابع بخش نوبندگان فسا در استان فارس دیده به جهان گشود و ۷ بهمن سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه به شهادت رسید.

جعفر جاویدی برادر این شهید والا مقام در گفت‌وگویی اظهار داشت:  اولین بار که مرتضی می خواست به جبهه برود پدر و مادرم بسیار نگران بودند. پدرم که به تیراندازی با تفنگ برنو مهارت داشت قبل از خداحافظی به او گفت «موقع شناسایی دشمن برای اینکه از دید دشمن پنهان شوی خود را پشت بوته های تیغ در منطقه استتار کن» برادرم با خنده گفت، باباجان جبهه مثل قبل نیست که فقط تفنگ برنو باشد با شلیک یک خمپاره سنگر به هوا می رود.

وی افزود: برادرم فرمانده عملیات «والفجر ۲» در منطقه حاج عمران بود در این عملیات آنها پنج روز در محاصره دشمن بودند. روز سوم شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی از طریق بیسیم به مرتضی گفتند «این منطقه مثل تنگه احد هست عقب نشینی کنید» اما او گفت، ما می مانیم و نمی گذاریم تنگه احد تکرار شود و در نهایت در این عملیات پیروز شدند.

جاویدی ادامه داد: بعد از این عملیات مرتضی به همراه شهید صیاد شیرازی و رضایی به ملاقات امام خمینی (ره) رفتند، امام بر پیشانی او بوسه زد و دستش را بر روی دست مرتضی که در گچ بود کشید، برادرم بعد از بیرون آمدن از جماران گچ دستش را با تیربرق شکست و گفت «امام بر روی دستم دست کشیده و دستم خوب شده».

رویای صادقه پدر برای شهادت مرتضی

بردار شهید جاویدی گفت: وقتی مرتضی در جبهه بود پدرم خواب دید او توسط دشمن محاصره شده هست، خواب را برای ما تعریف کرد و گفت پیگیری کنید ببینید او کجاست. او بعد از ملاقات با امام خمینی به فسا آمد و فهمیدیم در عملیات «والفجر ۲» محاصر شده بود و خواب پدرم رویای صادقه بوده هست. یک مرتبه دیگر هم پدرم در خواب دید یک سید یک لنگه از کفش های او را می خواهد با او ببرد، او در خواب گفته بود حاضرم پول بدهم اما کفشم را پس بده اما او قبول نکرده بود فردای آن روز با ما تماس گرفتند و خبر شهادت مرتضی را به ما دادند و این خواب پدرم هم تعبیر شد.

وی توضیح داد: من ۱۱ سال از مرتضی کوچکتر بودم و وقتی او به جبهه رفت من کلاس اول راهنمایی بودم. برادرم وقتی بعد از چند ماه دو سه روز به مرخصی می آمد مدام به دیدن خانواده های شهدا و جانبازان می رفت او بسیار متواضع، با اخلاص و شجاع بود که شجاعتش از ایمانش سرچشمه می گرفت.

جاویدی گفت: هر موقع همسر مرتضی از او درباره فعالیتش در جبهه سوال می پرسید او می گفت «با رزمندگان پشت جبهه کار می کنیم» وقتی برادرم به شهادت رسید دخترش زینب دو ساله بود و فرزند دوم او به نام زهرا سه ماه بعد از شهادتش به دنیا آمد.

وی ادامه داد: هر سال به مناسبت سالروز شهادت مرتضی کنار مقبره او واقع در روستای جلیان در ۲۵ کیلومتری فسا برایش یادواره برگزار می کنند و امسال هم همانند سالهای گذشته این مراسم ۱۱ بهمن برگزار می شود.

جاویدی گفت: هر سال سه تا چهار هزار نفر از همرزمان و خانواده شهدا از سراسر کشور در مراسم یادبود مرتضی شرکت می کنند و یاد او را گرامی می دارند.

انتهای پیام/ 161

این مطلب به صورت خودکار از این صفحه بارنشر گردیده هست

شهید «جاویدی» نگذاشت داستان احد در «حاج عمران» تکرار شود

شهید «جاویدی» نگذاشت داستان احد در «حاج عمران» تکرار شود بیشتر بخوانید »

تولد ۳ مدافع حرم و شهادت ۲ خلبان در یک روز

تولد ۳ مدافع حرم و شهادت ۲ خلبان در یک روز



روزشمار دفاع مقدس (۷ بهمن)

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، ۷ بهمن ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۱۱ جمادی الثانی ۱۴۴۲ هجری قمری و ۲۶ ژانویه ۲۰۲۱ میلادی است. مروری می کنیم بر حوادت مهم دفاع مقدس در این روز.

ولادت‌ها و شهادت‌های مهم این روز در تقویم شمسی (۷ بهمن)

• ولادت شهید خسرو خالدیان (استان کردستان، شهرستان قروه) (۱۳۴۱ ه.ش)

• ولادت شهید سعید نظری (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۴۴ ه.ش)

• ولادت شهید مدافع حرم سیدجلال حبیب‌الله‌پور (استان مازندران، شهرستان بابلسر) (۱۳۴۶ ه.ش)

• شهادت شهیده اقدس احمدوند (استان همدان، شهرستان ملایر) (۱۳۵۷ ه.ش)

• شهادت شهیده فرحناز معصومی (استان گیلان، شهرستان منجیل) (۱۳۵۷ ه.ش)

• شهادت شهید علی سندروس (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۵۷ ه.ش)

• شهادت شهید براتعلی وحدانی (استان خراسان شمالی، شهرستان بجنورد) (۱۳۵۸ ه.ش)

• شهادت شهید فضل‌الله وکیلی بالادزائی (استان مازندران، شهرستان ساری) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید لطف‌الله هاشم زاده آهنگری (استان مازندران، شهرستان آمل) (۱۳۶۳ ه.ش)

• شهادت شهید مهدی قورچیان (استان قزوین، شهرستان آبیک) (۱۳۶۳ ه.ش)

• شهادت شهید محمدرضا بیناییان (استان سمنان، شهرستان دامغان، روستای کلاته) (۱۳۶۴ ه. ش)

• شهادت شهید الله یار ابراهیمی (استان همدان، شهرستان نهاوند) (۱۳۶۴ ه.ش)

• ولادت شهید مدافع حرم علی بیات (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید مرتضی جاویدی (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید سیدعلی‌اصغر حسینی (استان مرکزی، شهرستان اراک، روستای محمد آباد) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید علی علیزاده (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید ابراهیم فیاضی (استان مازندران، شهرستان نور) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید عبدالحمید اعتصامی فرد (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید سیدعبدالحسین موسوی‌پور (استان هرمزگان، شهرستان میناب) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید کیامرث احسانی افراکتی (استان مازندران، شهرستان قائمشهر) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید محمدرضا یوسفی خورشیدی (استان مازندران، شهرستان گلوگاه) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید عبدالحمید هدایتی جلودار (استان مازندران، شهرستان سوادکوه شمالی) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید احمدعلی نوذریان (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید نعمت‌الله منصوری نوش آبادی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید حسین دریابار (استان فارس، شهرستان آباده، روستای عباس‌آباد) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید حسین جوان نامی (استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید امیرهوشنگ کوکب کاه باریان (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید حسین علی حشمتی (استان کرمانشاه، شهرستان سنقر) (۱۳۶۶ ه.ش)

• ولادت شهید مدافع حرم محسن قوطاسلو (۱۳۶۹ ه.ش)

• شهادت خلبان شهید محمداسماعیل امینی (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۷۷ ه.ش)

• شهادت خلبان شهید خیرالله نهاوندی‌زاده (استان همدان، شهرستان نهاوند) (۱۳۷۷ ه.ش)

• شهادت شهید رحمان فتح‌اللهی (استان لرستان، شهرستان الشتر) (۱۳۹۳ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم محمد فواد وحدت (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۳ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم خدابخش خاوری (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم محمدیاسین ناصری (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۶ ه.ش)

تولد ۳ مدافع حرم و شهادت ۲ خلبان در یک روز

منبع خبر

تولد ۳ مدافع حرم و شهادت ۲ خلبان در یک روز بیشتر بخوانید »

روزشمار دفاع مقدس (۷ بهمن)

روزشمار دفاع مقدس (۷ بهمن)


روزشمار دفاع مقدس (۷ بهمن)رویداد‌های مهم این روز در تقویم شمسی (۷ بهمن)

** مهم‌ترین مناسبت‌های ملی و مذهبی در دی **

۶- سالروز حماسه مردم آمل /*/ ۸- سالروز وفات حضرت ام‌البنین (س) ـ روز تکریم مادران و همسران شهدا /*/ ۱۲- بازگشت امام خمینی (ره) به میهن اسلامی و آغاز دهه مبارک فجر /*/ ۱۴- روز فناوری فضایی /*/ ۱۵- ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن ـ ولادت امام خمینی (ره) /*/ ۱۹- روز نیروی هوایی /*/ ۲۲- سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران (تعطیل) /*/ ۲۵- ولادت امام محمدباقر (ع) /*/ ۲۷-شهادت امام هادی (ع) /*/ ۲۹-قیام مردم تبریز به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای قم ـ روز اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی

• ولادت شهید خسرو خالدیان (استان کردستان، شهرستان قروه) (۱۳۴۱ ه.ش)

• ولادت شهید سعید نظری (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۴۴ ه.ش)

• ولادت شهید مدافع حرم سیدجلال حبیب‌الله‌پور (استان مازندران، شهرستان بابلسر) (۱۳۴۶ ه.ش)

• شهادت شهیده اقدس احمد‌وند (استان همدان، شهرستان ملایر) (۱۳۵۷ ه.ش)

• شهادت شهیده فرحناز معصومی (استان گیلان، شهرستان منجیل) (۱۳۵۷ ه.ش)

• شهادت شهید علی سندروس (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۵۷ ه.ش)

• شهادت شهید براتعلی وحدانی (استان خراسان شمالی، شهرستان بجنورد) (۱۳۵۸ ه.ش)

• شهادت شهید فضل‌الله وکیلی بالادزائی (استان مازندران، شهرستان ساری) (۱۳۶۲ ه.ش)

• شهادت شهید لطف‌الله هاشم زاده آهنگری (استان مازندران، شهرستان آمل) (۱۳۶۳ ه.ش)

• شهادت شهید مهدی قورچیان (استان قزوین، شهرستان آبیک) (۱۳۶۳ ه.ش)

• شهادت شهید محمدرضا بیناییان (استان سمنان، شهرستان دامغان، روستای کلاته) (۱۳۶۴ ه. ش)

• شهادت شهید الله یار ابراهیمی (استان همدان، شهرستان نهاوند) (۱۳۶۴ ه.ش)

• ولادت شهید مدافع حرم علی بیات (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید مرتضی جاویدی (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید سیدعلی‌اصغر حسینی (استان مرکزی، شهرستان اراک، روستای محمد آباد) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید علی علیزاده (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید ابراهیم فیاضی (استان مازندران، شهرستان نور) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید عبدالحمید اعتصامی فرد (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید سیدعبدالحسین موسوى‌پور (استان هرمزگان، شهرستان میناب) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید کیامرث احسانی افراکتی (استان مازندران، شهرستان قائمشهر) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید محمدرضا یوسفی خورشیدی (استان مازندران، شهرستان گلوگاه) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید عبدالحمید هدایتی جلودار (استان مازندران، شهرستان سوادکوه شمالی) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید احمدعلی نوذریان (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید نعمت‌الله منصوری نوش آبادی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید حسین دریابار (استان فارس، شهرستان آباده، روستای عباس‌آباد) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید حسین جوان نامی (استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید امیرهوشنگ کوکب کاه باریان (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه.ش)

• شهادت شهید حسین علی حشمتی (استان کرمانشاه، شهرستان سنقر) (۱۳۶۶ ه.ش)

• ولادت شهید مدافع حرم محسن قوطاسلو (۱۳۶۹ ه.ش)

• شهادت خلبان شهید محمداسماعیل امینی (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۷۷ ه.ش)

• شهادت خلبان شهید خیرالله نهاوندی‌زاده (استان همدان، شهرستان نهاوند) (۱۳۷۷ ه.ش)

• شهادت شهید رحمان فتح‌اللهی (استان لرستان، شهرستان الشتر) (۱۳۹۳ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم محمد فواد وحدت (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۳ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم خدابخش خاوری (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۴ ه.ش)

• شهادت شهید مدافع حرم محمدیاسین ناصری (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۶ ه.ش)

روزشمار دفاع مقدس (۷ بهمن)

منبع خبر

روزشمار دفاع مقدس (۷ بهمن) بیشتر بخوانید »

شهیدی که «حاج قاسم» را از حلقه محاصره نجات داد

شهیدی که «حاج قاسم» را از حلقه محاصره نجات داد



شهیدی که حاج قاسم را از حلقه محاصره نجات داد

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، شهید مرتضی جاویدی، فرمانده گردان فجر از تیپ المهدی شیراز بود. دو نکته بارز در زندگی این شهید والامقام حائز اهمیت است. اولین نکته ایثار او در رهایی سردار شهید قاسم سلیمانی از بند محاصره در عملیات کربلای ۵ بود و نکته دوم بوسه‌ای است که امام خمینی (ره) طی یک دیدار بر پیشانی مرتضی زد و خاطره ماندگاری را برای مرتضی و همرزمانش رقم زد. در گفت‌وگویی که با اکبر صحرایی، نویسنده کتاب «تپه‌های جاویدی و راز اشلو» انجام دادیم، سعی کردیم شناخت بیشتری از این شهید والامقام به دست آوریم.

شما خودتان از رزمنده‌های دفاع مقدس هستید، نوشتن را از کجا آغاز کردید؟

من نوشتن را از زمان جنگ به شکلی غیر حرفه‌ای آغاز کردم و بعد از جنگ به شکل حرفه‌ای ادامه دادم. زمان جنگ ستاد تبلیغات دفترچه‌ای دست رزمنده‌ها می‌داد تا خاطراتشان را در آن بنویسند. تعداد معدودی از بچه‌ها در آن شرایط جنگی دست به قلم شدند و من یکی از آن رزمنده‌هایی بودم که از همانجا شروع به ثبت خاطرات دوستان، همرزمان، جانبازان و شهدا کردم. جنگ که تمام شد با خود فکر کردم می‌توانم نوشتن از بچه‌های جنگ را ادامه دهم.

همکاری‌ام را با هفته‌نامه «کمان» به سردبیری مرتضی سرهنگی و مدیر مسئولی هدایت‌الله بهبودی آغاز کردم. زمانی به خود آمدم و دیدم بیش از ۴۰ خاطره، داستان و موضوع در رابطه با دفاع مقدس به دو هفته‌نامه کمان که آن زمان تنها نشریه تخصصی جنگ بود فرستاده‌ام که منتشر شده‌اند. در ادامه، نوشته‌هایم تبدیل به داستان و رمان شد و الحمدلله آثار زیادی تا به امروز از من به چاپ رسیده است. جوایزی هم در بخش‌های مختلف کسب کرده‌ام. یکی از کتاب‌هایم «تپه‌های جاویدی و راز اشلو» است که روایتی از زندگی تا شهادت مرتضی جاویدی از شهدای دفاع مقدس است. ایشان بعد از نجات و رهایی حاج قاسم از محاصره در کربلای ۵ خودش به شهادت رسید.

چرا زندگی این شهید را برای نوشتن انتخاب کردید؟

علت انتخاب شهید مرتضی جاویدی و نگارش کتابش به دلیل شاخص بودن این شهید است. مرتضی در ۲۲ تیر سال ۱۳۳۷ در روستای جلیان فسا در یک خانواده مستضعف و مذهبی به دنیا آمد و همزمان با تحصیل همراه پدر به کار دامپروری و کشاورزی مشغول شد. او از یک خانواده روستایی کم‌کم رشد کرد و نهایتاً سال ۱۳۵۶ دیپلمش را در رشته تجربی گرفت. پس از پیروزی انقلاب وارد سپاه شد و با شروع جنگ تحمیلی رخت رزم پوشید و آن را تا لحظه شهادت در تن نگه داشت.

چه مسئولیت‌هایی را در جبهه برعهده داشت؟

مرتضی اعزامی تیپ المهدی سپاه پاسداران استان فارس بود. این تیپ در اکثر عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس حضور داشت و نقطه عطف این تیپ گردان فجر به فرماندهی شهید مرتضی جاویدی بود. مرتضی ابتدا به عنوان تک تیرانداز عازم شد و در همان شروع کار مدیریت و فرماندهی خود را نشان داد.

از فرماندهی دسته و گروهان، شهید جاویدی مسئولیت‌های متعددی را برعهده داشت و نهایتاً تا زمان شهادتش یعنی سال ۶۵ فرمانده گردان فجر تیپ ۳۳ المهدی سپاه بود. گردان فجر در اکثر عملیات‌ها حضور داشت و همین باعث شد تا بارها نام این گردان و مرتضی از رادیو عراق شنیده شود. تا جایی که به او لقب «سردار تنگه احد» دادند و امام بر پیشانی‌اش بوسه زدند. نیروهایش در گردان فجر خون نامه‌ای امضا کرده بودند که تا جان در بدن دارند استقامت کنند. افرادی که به عضویت این گردان در می‌آمدند افرادی بودند که باید گزینش می‌شدند.

چرا به ایشان لقب سردار تنگه احد داده شده بود؟

گردان فجر در عملیات والفجر ۲ به عنوان خط‌شکن وارد عمل شد. این گردان توانست در عقبه نیروهای عراقی وارد میدان شود و پشت عراقی‌ها را ببندد تا نیروهای ایرانی به وسط میدان بزنند، اما نیروهای ایرانی در مرحله اول موفق نشدند و گردان فجر پنج روز و چهار شب با ۲۰۰ نیرو در محاصره شدید دشمن قرار گرفت.

تنها یک راه عقب‌نشینی وجود داشت. ساعتی از روز پنجم گذشته بود که فرماندهان منطقه عملیاتی از جمله شهید صیاد شیرازی، دکتر محسن رضایی و جمعی دیگر از فرماندهان عملیاتی از مرتضی جاویدی می‌خواهند عقب‌نشینی کنند، اما مرتضی در پاسخشان می‌گوید نمی‌گذارم اُحُد دیگر تکرار شود.

او ایستادگی می‌کند و نیروهایش به شهادت می‌رسند. از جمع ۲۰۰ یار مرتضی تنها ۱۸ نفر باقی می‌مانند. خود مرتضی هم مجروح می‌شود، اما سر حرفش می‌ماند و منطقه را رها نمی‌کند. تا اینکه نیروهایمان بار دیگر وارد میدان می‌شوند و خودشان را به مرتضی می‌رسانند. مقاومت بی‌نظیر مرتضی و یارانش باعث پیروزی عملیات می‌شود. محسن رضایی، سرلشکر شهید صیاد شیرازی و تعدادی دیگر از فرماندهان بعد از این پیروزی و به رسم تقدیر از مرتضی و نیروهایش او را همراه ۱۸ نفر از بچه‌های گردان فجر خدمت امام می‌برند. محسن رضایی ماجرای استقامت مرتضی و نیروهایش را محضر امام شرح می‌دهد. امام پیشانی مرتضی را می‌بوسند و مرتضی دست بر گردن امام انداخته و پیشانی‌شان را می‌بوسد. صحبت‌هایی هم بین ایشان و امام رد و بدل می‌شود.

گویا در عملیات کربلای ۵ شهید جاویدی باعث رهایی حاج قاسم از محاصره می‌شود.

به جرئت می‌توان گفت هر جایی که سپاه به مشکل برمی‌خورد از گردان فجر کمک می‌گرفت. عملیاتی نبود که این گردان در آن‌ها نقش نداشته باشد. عملیات کربلای ۵ هم همینطور بود. تیپ المهدی و گردان فجر از نیروهایی عمل کننده در این عملیات بودند که تا عمق خاک عراق پیشروی کردند. در مرحله‌ای از این عملیات سردار سلیمانی و نیروهایش در محاصره قرار می‌گیرند و از سردار اسدی فرمانده تیپ المهدی می‌خواهند نیروهایی را برای کمکشان بفرستند.

سردار اسدی هم از مرتضی جاویدی که گردانش کنار بچه‌های کرمان بود می‌خواهد وارد عمل شود. مرتضی و گردان فجر وارد عمل می‌شوند و حاج قاسم و نیروهایش را از محاصره خارج می‌کنند، اما چند روز بعد و در اوج درگیری در جنوب بصره در عملیات کربلای ۵ مرتضی جاویدی به شهادت می‌رسد. سردار سلیمانی در یکی از مصاحبه‌هایشان در سوریه از شهید مرتضی جاویدی و اقدام شجاعانه‌اش صحبت کرد. مرتضی رزمنده‌ای دلیر بود که نه تنها در استان خود بلکه در کشور شناخته شده بود. می‌توان گفت مرتضی یکی از همان‌هایی بود که اشبه رجال به قاسم سلیمانی هستند.

شما هر چه از سردار سلیمانی می‌دانید و شنیده‌اید، می‌توانید در وجود شهید مرتضی جاویدی تجسم کنید. شهید جاویدی در فراق و شهادت دوستانش در وصیتنامه‌اش می‌نویسد: … نمی‌دانم چه کرده‌ام که شهید نمی‌شوم. شاید قلبم سیاه است. خدا رحمت کند حاج محمود ستوده را وقتی با هم صحبت می‌کردیم، می‌گفتیم اگر جنگ تمام شود و ما زنده باشیم، چه کار کنیم؟ واقعاً نمی‌شود زندگی کرد و به صورت خانواده شهدا نگاه کرد… و اینجاست که ما و جاماندگان از قافله نور باید بگوییم خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند…»

عنوان کتاب «تپه‌های جاویدی و راز اشلو» برگرفته از چه نکته‌ای است؟

مرتضی در منطقه هر روز صبح به فاصله ۷۰، ۸۰ متری عراقی‌ها روی خاکریز می‌ایستاد و دست‌هایش را دور دهان حلقه و برای عراقی‌ها سخنرانی می‌کرد. صحبت‌هایش را اینگونه آغاز می‌کرد: اشلونک یا اخی؟ صباح الخیر! (یعنی رنگ و روت چطوره؟ حال و روزت چطوره؟) آن‌ها را به نجنگیدن و ملحق شدن به جبهه خودی دعوت می‌کرد. مرتضی دست بردار نبود. جلوی چشم عراقی‌ها روی خاکریز می‌رفت و برای دشمن کلاس عقیدتی می‌گذاشت. گاهی هم از پشت بلندگو سوره واقعه را می‌خواند، اما جواب عراقی‌ها توپ و تفنگ بود. برای همین مرتضی به «اشلو» معروف شد. نام این کتاب را از این عنوان اقتباس کردم.

در صحبت‌هایتان گفتید شهید جاویدی خیلی به حاج قاسم سلیمانی شباهت داشت، چه شاخصه‌هایی باعث می‌شود این حرف عنوان شود؟

به عنوان نویسنده کتاب ایشان باید بگویم شهید مرتضی جاویدی زمان جنگ، همان حاج قاسم سلیمانی جبهه‌های مقاومت است. مرتضی مانند سلیمانی خوش برخورد بود و ارتباط عجیبی با نیروهایش داشت. ایشان فدایی نیروهایش بود. برای بچه‌ها همچون پدر و برادر بزرگ بود. ارتباط تنگاتنگش با نیروها در جبهه تبدیل به ارتباط خانوادگی در پشت جبهه می‌شد. رفاقت زیادی با نیروهایش داشت. مخلص کلام او سلیمانی روزهای والفجر، کربلای ۴، کربلای ۵ و بسیاری دیگر از عملیات‌هایی بود که سر بزنگاه می‌رسید و به همت بچه‌های مخلص پیروزی از آن نیروهای ما می‌شد.

*روزنامه جوان

به گزارش خبرنگار مجاهدت به نقل از مشرق، شهید مرتضی جاویدی، فرمانده گردان فجر از تیپ المهدی شیراز بود. دو نکته بارز در زندگی این شهید والامقام حائز اهمیت است. اولین نکته ایثار او در رهایی سردار شهید قاسم سلیمانی از بند محاصره در عملیات کربلای ۵ بود و نکته دوم بوسه‌ای است که امام خمینی (ره) طی یک دیدار بر پیشانی مرتضی زد و خاطره ماندگاری را برای مرتضی و همرزمانش رقم زد. در گفت‌وگویی که با اکبر صحرایی، نویسنده کتاب «تپه‌های جاویدی و راز اشلو» انجام دادیم، سعی کردیم شناخت بیشتری از این شهید والامقام به دست آوریم.

شما خودتان از رزمنده‌های دفاع مقدس هستید، نوشتن را از کجا آغاز کردید؟

من نوشتن را از زمان جنگ به شکلی غیر حرفه‌ای آغاز کردم و بعد از جنگ به شکل حرفه‌ای ادامه دادم. زمان جنگ ستاد تبلیغات دفترچه‌ای دست رزمنده‌ها می‌داد تا خاطراتشان را در آن بنویسند. تعداد معدودی از بچه‌ها در آن شرایط جنگی دست به قلم شدند و من یکی از آن رزمنده‌هایی بودم که از همانجا شروع به ثبت خاطرات دوستان، همرزمان، جانبازان و شهدا کردم. جنگ که تمام شد با خود فکر کردم می‌توانم نوشتن از بچه‌های جنگ را ادامه دهم.

همکاری‌ام را با هفته‌نامه «کمان» به سردبیری مرتضی سرهنگی و مدیر مسئولی هدایت‌الله بهبودی آغاز کردم. زمانی به خود آمدم و دیدم بیش از ۴۰ خاطره، داستان و موضوع در رابطه با دفاع مقدس به دو هفته‌نامه کمان که آن زمان تنها نشریه تخصصی جنگ بود فرستاده‌ام که منتشر شده‌اند. در ادامه، نوشته‌هایم تبدیل به داستان و رمان شد و الحمدلله آثار زیادی تا به امروز از من به چاپ رسیده است. جوایزی هم در بخش‌های مختلف کسب کرده‌ام. یکی از کتاب‌هایم «تپه‌های جاویدی و راز اشلو» است که روایتی از زندگی تا شهادت مرتضی جاویدی از شهدای دفاع مقدس است. ایشان بعد از نجات و رهایی حاج قاسم از محاصره در کربلای ۵ خودش به شهادت رسید.

چرا زندگی این شهید را برای نوشتن انتخاب کردید؟

علت انتخاب شهید مرتضی جاویدی و نگارش کتابش به دلیل شاخص بودن این شهید است. مرتضی در ۲۲ تیر سال ۱۳۳۷ در روستای جلیان فسا در یک خانواده مستضعف و مذهبی به دنیا آمد و همزمان با تحصیل همراه پدر به کار دامپروری و کشاورزی مشغول شد. او از یک خانواده روستایی کم‌کم رشد کرد و نهایتاً سال ۱۳۵۶ دیپلمش را در رشته تجربی گرفت. پس از پیروزی انقلاب وارد سپاه شد و با شروع جنگ تحمیلی رخت رزم پوشید و آن را تا لحظه شهادت در تن نگه داشت.

چه مسئولیت‌هایی را در جبهه برعهده داشت؟

مرتضی اعزامی تیپ المهدی سپاه پاسداران استان فارس بود. این تیپ در اکثر عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس حضور داشت و نقطه عطف این تیپ گردان فجر به فرماندهی شهید مرتضی جاویدی بود. مرتضی ابتدا به عنوان تک تیرانداز عازم شد و در همان شروع کار مدیریت و فرماندهی خود را نشان داد.

از فرماندهی دسته و گروهان، شهید جاویدی مسئولیت‌های متعددی را برعهده داشت و نهایتاً تا زمان شهادتش یعنی سال ۶۵ فرمانده گردان فجر تیپ ۳۳ المهدی سپاه بود. گردان فجر در اکثر عملیات‌ها حضور داشت و همین باعث شد تا بارها نام این گردان و مرتضی از رادیو عراق شنیده شود. تا جایی که به او لقب «سردار تنگه احد» دادند و امام بر پیشانی‌اش بوسه زدند. نیروهایش در گردان فجر خون نامه‌ای امضا کرده بودند که تا جان در بدن دارند استقامت کنند. افرادی که به عضویت این گردان در می‌آمدند افرادی بودند که باید گزینش می‌شدند.

چرا به ایشان لقب سردار تنگه احد داده شده بود؟

گردان فجر در عملیات والفجر ۲ به عنوان خط‌شکن وارد عمل شد. این گردان توانست در عقبه نیروهای عراقی وارد میدان شود و پشت عراقی‌ها را ببندد تا نیروهای ایرانی به وسط میدان بزنند، اما نیروهای ایرانی در مرحله اول موفق نشدند و گردان فجر پنج روز و چهار شب با ۲۰۰ نیرو در محاصره شدید دشمن قرار گرفت.

تنها یک راه عقب‌نشینی وجود داشت. ساعتی از روز پنجم گذشته بود که فرماندهان منطقه عملیاتی از جمله شهید صیاد شیرازی، دکتر محسن رضایی و جمعی دیگر از فرماندهان عملیاتی از مرتضی جاویدی می‌خواهند عقب‌نشینی کنند، اما مرتضی در پاسخشان می‌گوید نمی‌گذارم اُحُد دیگر تکرار شود.

او ایستادگی می‌کند و نیروهایش به شهادت می‌رسند. از جمع ۲۰۰ یار مرتضی تنها ۱۸ نفر باقی می‌مانند. خود مرتضی هم مجروح می‌شود، اما سر حرفش می‌ماند و منطقه را رها نمی‌کند. تا اینکه نیروهایمان بار دیگر وارد میدان می‌شوند و خودشان را به مرتضی می‌رسانند. مقاومت بی‌نظیر مرتضی و یارانش باعث پیروزی عملیات می‌شود. محسن رضایی، سرلشکر شهید صیاد شیرازی و تعدادی دیگر از فرماندهان بعد از این پیروزی و به رسم تقدیر از مرتضی و نیروهایش او را همراه ۱۸ نفر از بچه‌های گردان فجر خدمت امام می‌برند. محسن رضایی ماجرای استقامت مرتضی و نیروهایش را محضر امام شرح می‌دهد. امام پیشانی مرتضی را می‌بوسند و مرتضی دست بر گردن امام انداخته و پیشانی‌شان را می‌بوسد. صحبت‌هایی هم بین ایشان و امام رد و بدل می‌شود.

گویا در عملیات کربلای ۵ شهید جاویدی باعث رهایی حاج قاسم از محاصره می‌شود.

به جرئت می‌توان گفت هر جایی که سپاه به مشکل برمی‌خورد از گردان فجر کمک می‌گرفت. عملیاتی نبود که این گردان در آن‌ها نقش نداشته باشد. عملیات کربلای ۵ هم همینطور بود. تیپ المهدی و گردان فجر از نیروهایی عمل کننده در این عملیات بودند که تا عمق خاک عراق پیشروی کردند. در مرحله‌ای از این عملیات سردار سلیمانی و نیروهایش در محاصره قرار می‌گیرند و از سردار اسدی فرمانده تیپ المهدی می‌خواهند نیروهایی را برای کمکشان بفرستند.

سردار اسدی هم از مرتضی جاویدی که گردانش کنار بچه‌های کرمان بود می‌خواهد وارد عمل شود. مرتضی و گردان فجر وارد عمل می‌شوند و حاج قاسم و نیروهایش را از محاصره خارج می‌کنند، اما چند روز بعد و در اوج درگیری در جنوب بصره در عملیات کربلای ۵ مرتضی جاویدی به شهادت می‌رسد. سردار سلیمانی در یکی از مصاحبه‌هایشان در سوریه از شهید مرتضی جاویدی و اقدام شجاعانه‌اش صحبت کرد. مرتضی رزمنده‌ای دلیر بود که نه تنها در استان خود بلکه در کشور شناخته شده بود. می‌توان گفت مرتضی یکی از همان‌هایی بود که اشبه رجال به قاسم سلیمانی هستند.

شما هر چه از سردار سلیمانی می‌دانید و شنیده‌اید، می‌توانید در وجود شهید مرتضی جاویدی تجسم کنید. شهید جاویدی در فراق و شهادت دوستانش در وصیتنامه‌اش می‌نویسد: … نمی‌دانم چه کرده‌ام که شهید نمی‌شوم. شاید قلبم سیاه است. خدا رحمت کند حاج محمود ستوده را وقتی با هم صحبت می‌کردیم، می‌گفتیم اگر جنگ تمام شود و ما زنده باشیم، چه کار کنیم؟ واقعاً نمی‌شود زندگی کرد و به صورت خانواده شهدا نگاه کرد… و اینجاست که ما و جاماندگان از قافله نور باید بگوییم خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند…»

عنوان کتاب «تپه‌های جاویدی و راز اشلو» برگرفته از چه نکته‌ای است؟

مرتضی در منطقه هر روز صبح به فاصله ۷۰، ۸۰ متری عراقی‌ها روی خاکریز می‌ایستاد و دست‌هایش را دور دهان حلقه و برای عراقی‌ها سخنرانی می‌کرد. صحبت‌هایش را اینگونه آغاز می‌کرد: اشلونک یا اخی؟ صباح الخیر! (یعنی رنگ و روت چطوره؟ حال و روزت چطوره؟) آن‌ها را به نجنگیدن و ملحق شدن به جبهه خودی دعوت می‌کرد. مرتضی دست بردار نبود. جلوی چشم عراقی‌ها روی خاکریز می‌رفت و برای دشمن کلاس عقیدتی می‌گذاشت. گاهی هم از پشت بلندگو سوره واقعه را می‌خواند، اما جواب عراقی‌ها توپ و تفنگ بود. برای همین مرتضی به «اشلو» معروف شد. نام این کتاب را از این عنوان اقتباس کردم.

در صحبت‌هایتان گفتید شهید جاویدی خیلی به حاج قاسم سلیمانی شباهت داشت، چه شاخصه‌هایی باعث می‌شود این حرف عنوان شود؟

به عنوان نویسنده کتاب ایشان باید بگویم شهید مرتضی جاویدی زمان جنگ، همان حاج قاسم سلیمانی جبهه‌های مقاومت است. مرتضی مانند سلیمانی خوش برخورد بود و ارتباط عجیبی با نیروهایش داشت. ایشان فدایی نیروهایش بود. برای بچه‌ها همچون پدر و برادر بزرگ بود. ارتباط تنگاتنگش با نیروها در جبهه تبدیل به ارتباط خانوادگی در پشت جبهه می‌شد. رفاقت زیادی با نیروهایش داشت. مخلص کلام او سلیمانی روزهای والفجر، کربلای ۴، کربلای ۵ و بسیاری دیگر از عملیات‌هایی بود که سر بزنگاه می‌رسید و به همت بچه‌های مخلص پیروزی از آن نیروهای ما می‌شد.

*روزنامه جوان

شهیدی که «حاج قاسم» را از حلقه محاصره نجات داد

منبع خبر

شهیدی که «حاج قاسم» را از حلقه محاصره نجات داد بیشتر بخوانید »